
چرا بعضی از انسانها از مسیر روشن حق منحرف می شوند ؟
لجاجت است، «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ» (نمل/۱۴) تبلیغات، «عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوار» (اعراف/۱۴۸) گوساله سامری را طوری این هنرمند ساخته بود، سامری هنرمند مجسمهسازی بود. یک گوسالهای درست کرد که وقتی باد به آن میخورد صدا میکرد. مثل سوتهایی که زمین ورزش میزنند و صدا میکند، گاهی دوستان نا اهل است، راه حق را میداند، رفیقش خرابش میکند. حالا دوست همسر باشد، بچه باشد، همسایه باشد یا فامیل باشد، «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ» (فرقان/۲۹) «يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا» (فرقان/۲۸) یکی هم مسئولین نااهل، روز قیامت به بعضی میگویند: چرا منحرف شدی؟ مگر حق را نفهمیدی؟ میگوید: حق را فهمیدم، منتهی «أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا» (احزاب/۶۷)خداوند می فر ماید:«لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً» (نحل/۲۰) چیزی نمیتوانند خلق کنند، کسی که عقبش میروی، غیر از خدا هیچی نمیتواند خلق کند. یکجای دیگر میگوید: «لَنْ يَخْلُقُوا ذُبابا» (حج/۷۳) یک مگس هم نمیتوانند خلق کنند. یعنی همه رئیس جمهورها جمع شوند، نمیتوانند یک مگس خلق کنند. اگر یک مگس یک چیزی برداشت و فرار کرد، همه رئیس جمهورها عقبش بدوند نمیتوانند از او بگیرند. «وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً» نه میتوانند مگس خلق کنند و نه اگر مگس یک چیزی برداشت و فرار کرد، میتوانند از او بگیرند. «لا ینصرون» نمیتواند نصرت کند، این برای دنیاست، آخرت هم همینطور است.
آیا دلبستگیها و وابستگیها در انحرافات انسان نقش دارند؟
انسان در دنیا به چند چیز وصل شده است. مال، فرزند، رفیق، قدرت، رشوه، پارتی، همه نخها قطع میشود. «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» میگوید: روز قیامت این نخ پاره میشود و مال به درد نمیخورد. بچه هم به درد نمیخورد. «وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً» (معارج/۱۰) حمیم همان حمام است، حمام یعنی آب داغ، حمیم یعنی رفیق داغ. رفیق جون جونی،«وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً» یعنی رفیق جون جونی احوالت را نمیپرسد. «هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ» (حاقه/۲۹) سلطنت و قدرت پوچ، «لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَة» (حدید/۱۵) یعنی پول را بگیر و مرا آزاد کن، رشوه نمیشود. «يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا» (مناجات امیرالمؤمنین در مسجد کوفه) پارتی هم به درد نمیخورد. در قیامت انسان تنها میشود ، در دنیا هم انسان تنهاست. گاهی میرسد که انسان همه چیز دارد و هیچکس ندارد.
قرآن میگوید: روح که از پا جدا میشود و لحظهای که روح میخواهد از زبان و چشم گرفته شود، «وَ قِيلَ مَنْ راقٍ» (قیامة/۲۷) گفته میشود: راق کیست؟ یعنی چه کسی این را نجات میدهد؟ سراغ چه کسی برویم؟ فوق تخصص کیست؟ به چه کسی تلفن کنیم؟ چه کسی است که نجات بدهد؟ «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ» خودش هم میبیند که دارد میرود و هیچکس هم هیچ کاری نمیتواند بکند. بچههایش در هر… بنابراین این صحنهها را خدا نقل میکند و میگوید: همه قدرتها مثل تار عنکبوت هستند، تارعنکبوت چقدر است، یک فوتش کند از بین میرود. هیچی به آدم عزت نمیدهد. ما فکر میکنیم که اگر رأی بیاوریم عزیز میشویم. نه ممکن است رأی بیاوری یک دسته گلی آب بدهی و ذلیل شوی. فکر میکنیم اگر تبلیغات ما توسعه پیدا کند رأی ما بیشتر میشود، نه اینطور نیست.