تجربه ی سارای عزیز (خواهر یاسمن) از "راز" :
سلام به همگی، امیدوارم که همه خوب و خوش و سلامت باشن
این تجربه ای که میخوام ازش براتون بگم مربوط به فروردین امسال هستش و در مورد سلامتی برادرمه.
واسه پای برادرم یه مشکل جدی پیش اومده بود که از عوارض یه تصادف قدیمی بود و چند سالی درگیرش کرده بود و باز پیش از عید اونو روانه ی بیمارستان کرد با علائم عفونت شدید! دکتراش اول تصمیم به عمل گرفتن و چون شدت آسیب زیاد بود از ما رضایت نامه برای قطع عضو خواستن اما یه روز بعد تصمیم گرفتن از طریق تزریق دارو و آنتی بیوتیک قوی مسئله رو حل کنن.
حدود 3 هفته اوضاع به همین منوال گذشت و برادرم با وجود سن کمش تمام تعطیلات عید رو توی بیمارستان به امید بهبود تحمل کرد و درست هفته ای که منتظر مرخص شدنش بودیم شرایط به کلی عوض شد. عفونت چند برابر شده بود و به دلیل احتمال ابتلا به" قانقاریا" میخواستن پا رو از زیر زانو قطع کنن !!!!! این برای یه نوجوون عاشق ورزش و ماشین ،کسی که لحظه شماری میکنه تا به سن 18 سالگی برسه و گواهینامه شو بگیره خبر وحشتناکی بود!
از طرفی ما نمیتونستیم به خودش چیزی بگیم تا دکترا به یه نظر مشترک برسن. واقعا شرایط خانوادگی ما توی اون مدت غیر قابل توصیفه و تمام شبانه روز پر از بغض و اشک و درد بودیم. همه چیز مثل یه کابوس وحشتناک بود که تمام نمیشد. ما هر راهکاری از راز یاد گرفته بودیم انجام دادیم شکرگزاری، نامه به خدا و فرشته ها و مراقبه و تجسم سازی و عبارات تاکیدی و... .
به خودش هم یاد داده بودم که از فرشته اسرافیل کمک بخواد. توی این چند روزی که فرصت بود با استفاده از کتاب" از دولت عشق کاترین پاندر" و" تجسم خلاق شاکتی گواین"،بهش کمک کردم که ذهناً مراقبه کنه برای سلامتی کاملش و همچنین با خودش کنار بیاد تا بتونه آدمی رو که غیر منصفانه زیرش کرده بود ببخشه و در نهایت هم با خلوص نیت اونو بخشید و به خدا سپرد...
آخرین روز قبل ازعملش توی مسیر بازگشت از بیمارستان دو تا اسم توجه منو به خودش جلب کرد یکی " بیمه نیما" و " عکاسی بهبود" و از اونجایی که اسم برادرم نیما بود مطمئن بودم که این اسامی واسه من پیامی داره اما همون لحظه نتونستم درکش کنم! شبش هم به فرشته معجزه نامه نوشتیم چون ما واقعا نیاز به یه معجزه داشتیم. صبح روز عمل، دکتر یه عکس جدید از پاش خواسته بود که دقیقا همون معجزه ای بود که ما لازم داشتیم هیچ اثری از اون همه عفونت دیده نمیشد، فقط یه نقطه ی کوچیک!!!!!!!!! که با یه عمل ساده تر بر طرف شد!!!!
و من تازه معنای کامل اون اسامی رو که کائنات برام فرستاده بود رو فهمیدم، سلامتی نیما بیمه شده بود و از طریق یه عکس رادیولوژی بهبود وضعیتش نمایان شد!!!!!!یه بار دیگه قانون عشق در برابر شرایط سخت خانواده ی ما پیروز شد!!!!
وقتی تو نسبت به اطرافیان و عزیزانت سرشار از عشق و محبت باشی، قانون عشق هم به تو جواب مثبت میده و هر وقت که تو بخوای معجزه رخ میده!! از صمیم قلبم از خدا و فرشته ها و کائنات سپاسگزارم و آرزو میکنم همه ی بیماران سلامت و شفای الهی رو دریافت کنن

