
1: آيا ايجاد شك و شبهه در مسائل اعتقادى صحيح است؟
مسلما آنچه در ابتدا به نظر مى رسد اين است كه شك در دين، بد بوده و نشانه سياهى قلب است؛ زيرا هدف اين است كه انسان به يقين برسد. ايمان بايستى تواءم با يقين باشد ولى شك و شبهه در جايى كه دالان و معبر خوبى براى رسيدن به ايمان و يقين باشد پسنديده است. ايمان چيزى است كه انسان بايد به آن دسترسى پيدا كند، اما اين ايمان از همان ابتدا در انسان وجود ندارد، زيرا تا شك نكند به يقين نمى رسد. قرآن مى خواهد كه در اعتقادات وراثتى انسان شك ايجاد كند تا او را به يقين برساند. لذا مى فرمايد:اءولو كان آباؤ هم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون (1)؛ ((آيا بايست آنها تابع پدران باشند در صورتى كه آنها بى عقل و نادان بودند.))
شهيد مطهرى مى فرمايد: ((... اگر اين تشكيكات وارد جامعه نشود خطر است. اگر وارد نشود كم كم مردم آن حالت دينى شان رو به تحجر، و نه تحجر كه رو به عفونت مى رود. درست مثل آب كاملا صافى كه آن را در حوض قرار مى دهيم و اگر مدتى بماند مى گندد. اگر در مردم يك حالت آرامشى باشد و بر معتقدات دين و مذهبى تازيانه شك نخورد در آن صورت عوام پيشتاز آن معتقدات مى شوند. وقتى عوام پيشتاز بشوند دائم از خودشان چيزى مى سازند...)).(2)
ولى برخى شك ها نوعى بيمارى است، مانند وسوسه، شك كثيرالشك در نماز، وضو و ساير عبادات و طهارت و نجاست. اين گونه شك ها و شبهه ها نوعى بيمارى و مرض است. زياد شك كردن نوعى بيمارى است.
2: آيا خداوند ضمانت كرده شخص حقيقت جو را به حقيقت برساند؟
انسانها در دوران زندگى خود معمولا از نظر شك و شبهه دچار بحران مى شوند، اينجاست كه انسان وضع حساسى پيدا مى كند، مخصوصا هنگامى كه با مجموعه اى از افكار و عقايد و آراى مخالف محيط خود و گاهى نيز با تبليغات از راه هاى گوناگون مواجه گردد. لذا اگر واقعا حقيقت جو باشد خداوند او را راهنمايى خواهد كرد. خداوند متعال مى فرمايد:والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا (3)؛ ((و كسانى كه در راه ما جهاد و كوشش كنند البته ما آنها راه به راه هايمان هدايت خواهيم كرد.))
ولى اين بدان معنا نيست كه علما و دانشمندان هيچ وظيفه اى نداند، بلكه وظيفه سنگينى بر دوش آنان است و بايد به هر نحو ممكن توجيه گر عقلايى شك ها و شبهه ها باشند تا مردم خصوصا نسل جوان به سر منزل يقين برسند.
3: وظيفه ما در برابر شبهات چيست؟
برخى معتقدند انسان در هر سن و معلوماتى كه باشد بى هيچ قيد و شرطى مى تواند به هر سخنى گوش فرا دهد. اينان به آيه شريفه:فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه (4)؛ تمسك ميكنند. در صورتى كه آيه شريفه در مورد انديشمندان و صاحب نظرانى است كه قدرت و توان تشخيص ((قول احسن)) را دارند نه هر كسى در هر سن و سال و سطحى از معلومات ميتواند اين چنين باشد. چنان كه در ادامه آيه ى شريفه مى فرمايد:اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولواالالباب (5)؛ ((آنان كسانى اند كه خدا هدايتشان كرده و آنان خردمندان و صاحبان مغز و عقل اند.))
بنابراين تا وقتى كه انسان اعتقادهايش را از منابع موثق و معتبر محكم نكرده و قدرت پاسخگويى به شبهات را ندارد، نبايد در اين وادى قدم بگذارد. انسان بايد زمان شناس باشد، براى حال و آينده اش برنامه ريزى كند؛ نه اينكه بنشيند و هنگامى كه با شبهات بنيان كن و تبليغات مسموم روبه رو شد به فكر چاره اى، بيفتد بلكه مانند واكسنى كه براى پيشگيرى امراض به كودكان تزريق مى كنند ما نيز با طرح شبهات و جواب آنها به طور فشرده اطلاعى از آنها داشته باشيم تا هنگام مواجه با مخالفان خود را نباخته و توان جواب گويى را داشته باشيم.
امام صادق عليه السلام فرمود:العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس (6)؛ ((كسى كه زمان شناس است شبهات بر او هجوم نخواهد آورد.))
امام على صحيح فرمود:من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد (7)؛ ((هر كسى كه روزگار خود را شناخته و زمان شناس باشد از آمادگى غافل نخواهد شد.))
---------------------------
1-سوره بقره، آيه 170.
2-فصلنامه مطهر، شماره صفر، ص 34 و 35.
3-سوره عنكبوت، آيه 69.
4-سوره زمر، آيه 17 و 18.
5-سوره زمر، آيه 18.
6-كافى، ج 1، ص 27، ح 29؛ تحف العقول، ص 356؛ بحار، ج 75، ص 269، ح 109.
7-كافى ج 8، ص 23، ح 4؛ امالى، شيخ صدوق، ص 400، ح 9- توحيد، ص 74، ح 27؛ تحف العقول، ص 98- بحار، ج 74، ص 287، ح 1.
-----------------------
علی اصغر رضوانی