|
|
|
|
|
|
|
نويسندگان :
:: اکبر احمدی
آمار بازديد :
:: تعداد بازديدها: 93232
:: کاربر: Admin
|
|
|
|

|
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
|
|
|
|
عبدالله بن مسعود (مشهور به ابن مسعود): (وفات 32 ق) در جنگ بدر زمانی ابن مسعود با ابوجهل روبرو شد که دید ابوجهل زخمهای زیادی را متحمل شده و گوشه ای افتاده بود، ابن مسعود پای خود را بر روی سینه آن انسان مغرور گذاشت و فشاری داد، آن وقت به او گفت تو را می کشم! ابوجهل گفت: اولین غلامی نیستی که ارباب خویش را کشته است. اما سخت ترین چیزی که امروز می بینم این است که تو مرا بکشی. آیا از جوانمردان و پاکان و صاحبان سوگند کسی نبود که مأمور کشتن من شود؟(12) ابوجهل که دید باید سرش بریده شود از ابن مسعود خواهش کرد حالا که سر مرا جدا می کنی، چنان جدا کن که گردن من نیز روی سرم باشد تا وقتی به نیزه زده می شود در میان سرهای دیگر بزرگ تر دیده شوم. ابن مسعود برعکس خواسته های او سرش را آنچنان از بیخ برید که مقداری از سرش نیز روی گردنش ماند. آنگاه سلاح و زره او را برگرفت و پیش پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و آن حضرت را به کشته شدن ابوجهل بشارت داد. وقتی خبر کشته شدن ابوجهل را ابن مسعود به پیامبر صلی الله علیه و آله داد پیامبر صلی الله علیه و آله داد پیامبر فرمود: آیا خودت او را کشتی؟ عرض کرد: بله یا رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: برویم جسدش را نشانم بده پیامبر جسد او را دید فرمود: خدا را سپاس که تو را خوار ساخت، این فرعون امت من بود دستور داد تا جسدش را در چاه انداختند.(13) ابن مسعود می گوید: اگر دانشمندان، دانش خود را حفاظت و صیانت و پاسداری می کردند و دانش خود را در پیش اهلش می نهادند مسلماً سروران مردم زمان خویش می شدند. لیکن آنها دانش و علم خود را به پای نااهلان ریختند و در خدمت دنیا پرستان نهادند تا از دنیای آنان بهره مند شوند و آنان هم، اینان را خوار کردند و پستی و رسوائی نشاندند.(14) ابن مسعود یکی از آن دوازده نفری بود که هر کدام به پا خاستند و در مسجد سخنانی ایراد کردند و به گوش همه رساندند. عبارتند از: خالد بن سعید، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، مقداد، بریده اسمی، عمار یاسر، خزیمه، ابو الهیثم، سهل بن حنیف، ابو ایوب انصاری، و زیدبن وهب و ابن مسعود. ابن مسعود در برابر ابوبکر چنین سخن گفت: ای گروه قریش شما و نیکان شما خوب می دانید که اهلبیت پیامبرتان به پیامبر از شما نزدیکتر است و اگر این خلافت و زمامداری را با حساب خویشاوندی و نزدیکی به پیامبر می دانید و می گوئید که سابقه شما در اسلام زیادتر است، پس بدانید که اهلبیت پیامبرتان به آن حضرت نزدیکتر از شما هستند و نیز نسبت به اسلام با سابقه تر و پیش قدم ترند. و علی بن ابی طالب علیه السلام بعد از پیامبرتان صاحب این امر (خلافت) است. پس آن چه را که خداوند برایش قرار داده است به او باز گردانید و به پشت بر نگردید و به جاهلیت رجعت نکنید که در نتیجه دچار یک دگرگونی و انحراف زیان بار شوید.(15) ابن مسعود از طرف عثمان سرپرست بیت المال در شهر کوفه بود. وقتی ولید به کوفه آمد این والی جدید کوفه روی محاسبات خودش می خواست از این خزانه دار دولت در کوفه استفاده کند. از این رو مقداری مال از ابن مسعود قرض گرفت. بعد از مدتی که گذشته بود ابن مسعود آن مقدار از ولید تقاضای بازپرداخت و ادای قرض نمود. ولید از این مسئله ناراحت شد و جریان را به عثمان گزارش داد. عثمان بن ابن مسعود نوشت! تو خزانه دار ما هستی کاری به کار ولید نداشته باش و هر چه که بیت المال گرفته است عیبی ندارد. ابن مسعود کلیدهای خزانه را پرتاب کرد و به ولید گفت: گمان می کردم که خزانه دار مسلمانان هستم ولی حالا می بینم که خزانه دار شما هستم. مرا به این سمت و منصب نیازی نیست. ابن مسعود، سخنی داشت که آن را زیاد تکرار می کرد و از آن دست بردار نبود و آن اینکه هر روز جمعه با صدای بلند، به مردم می گفت: راست ترین سخن، قرآن است. بهترین هدایت و رهنمود، هدایت محمد صلی الله علیه و آله است. بدترین کارها، چیزهایی نو ساخته و تازه پیدا شده می باشد و هر چیز تازه ای (که در دین نبوده و پدید آورده اند) بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش.(16)

ابن مسعود از طرف عثمان سرپرست بیت المال در شهر کوفه بود. وقتی ولید به کوفه آمد این والی جدید کوفه روی محاسبات خودش می خواست از این خزانه دار دولت در کوفه استفاده کند. از این رو مقداری مال از ابن مسعود قرض گرفت. بعد از مدتی که گذشته بود ابن مسعود آن مقدار از ولید تقاضای بازپرداخت و ادای قرض نمود. ولید از این مسئله ناراحت شد و جریان را به عثمان گزارش داد. عثمان بن ابن مسعود نوشت! تو خزانه دار ما هستی کاری به کار ولید نداشته باش و هر چه که بیت المال گرفته است عیبی ندارد. ابن مسعود کلیدهای خزانه را پرتاب کرد و به ولید گفت: گمان می کردم که خزانه دار مسلمانان هستم ولی حالا می بینم که خزانه دار شما هستم. مرا به این سمت و منصب نیازی نیست. ابن مسعود، سخنی داشت که آن را زیاد تکرار می کرد و از آن دست بردار نبود و آن اینکه هر روز جمعه با صدای بلند، به مردم می گفت: راست ترین سخن، قرآن است. بهترین هدایت و رهنمود، هدایت محمد صلی الله علیه و آله است. بدترین کارها، چیزهایی نو ساخته و تازه پیدا شده می باشد و هر چیز تازه ای (که در دین نبوده و پدید آورده اند) بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش.(16)

 |
|
|
|
نوشته شده توسط
nedayevahi در چهارشنبه 30 بهمن 1398 |
|
|
|
|
|
این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com |
|
|
:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;
|
|