
آزمايش مردم
امتحان و آزمايش يكى از حكمت هاى غيبت ولى زمان ـ ارواحنا فداه ـ مى باشد كه خود از سنتهاى الاهى است.
خداوند، بندگان خويش را با آزمايش هاى گوناگونى به بوته ى امتحان مى سپارد; از اين رو كسانى كه به خدا و پيام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آورده است، ايمان بياورند; ديگر درازى غيبت آن گرانمايه هر اندازه اى كه باشد و انتظار غمبار او هر چند طولانى گردد، از ثبات قدم و ايمان عميق و تزلزل ناپذير آنان نمى كاهد; اما نفاق پيشگان فرصت مناسبى براى استهزاء و ياوه گويى درباره اين انديشه ى والا و عقيده ى مقدس مى يابند و آيات قرآن و روايات پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در اين مورد را به ديوار مى كوبند و همه را كنار مى گذارند كه اين منش باطل گرايان در همه ى عصرها و نسل هاست.
از امام كاظم ـ عليه السلام ـ آورده اند كه در مورد غيبت حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ فرمود:
«انّما هي محنة من اللّه عزّ جلّ، امتحن بها خلقه . . .» (16).
غيبت آن حضرت، رنج و آزمايشى از جانب خداست كه بندگان خويش را بدان مى آزمايد.
روشن است كه معنا و مفهوم امتحان اين نيست كه خداوند از واقعيت كار بندگانش آگاه نيست و آنچه در درون دارند، تا آزمايش نكند نمى داند; نه هرگز! بلكه خداوند به هر چيزى داناست از آنچه در سينه ها مى گذرد آگاه است و چيزى بر او مخفى نمى ماند كه قرآن در اين باره مى فرمايد:
(أحسب النّاس أن يتركوا أن يقولوا آمنّا وهم لا يفتنون ولقد فتنّا الذين من قبلهم فليعلمنّ اللّه الذين صدقوا وليعلمنّ الكاذبين )(17).
آيا مردم پنداشته اند همانقدر كه گفتند: ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند و آزمايش نخواهند شد؟ ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينان را نيز مى آزمائيم) بايد علم خدا در مورد كسانى كه راست مى گويند و كسانى كه دروغ مى گويند، تحقّق يابد.
حال اين آزمايش در قالبهاى گوناگونى طراحى خواهد شد: سختى ها و دين و ايمان
سختى ها
امام صادق ـ عليه السلام ـ خطاب به يار وفادارش «محمد بن مسلم» فرمود:
پيش از قيام قائم نشانه هايى است كه خداوند آنها را ظاهر خواهد ساخت. محمّد بن مسلم پرسيد: آنها چيست؟ فرمود:
آنها را خداوند چنين بيان فرموده است: (و شما را به سختيهائى چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و مرگ و آفات زراعت آزمايش مى كنيم و صبرپيشگان را بشارت ده) (18).
ولنبلونّكم:
يعنى امتحان مى كنيم شما مؤمنان را قبل از خروج قائم ـ عليه السلام ـ .
بشيء من الخوف: يعنى بوسيله پادشاهان بنى فلان، در آخر سلطنت آنها.
والجوع: يعنى با گرانى قيمتها (و گرسنگى).
ونقص من الأموال: يعنى با كسادى تجارت و كمى در آمد.
والأنفس: يعنى با مرگهاى پياپى و ناگهانى.
والثمرات: يعنى با كمى رشد زراعت.
وبشّر الصّابرين: يعنى نويد بده در آن زمان صبر پيشگان را با ظهور قائم و آن بعد از يك فتنه ى سخت و كمرشكن است، كه هر دوستى و خويشى را در هم مى ريزد. همسايه به همسايه اش هجوم برده گردنش را مى زند. و در چنين روزگارى زمين گير شويد و دست و پاى خود را تكان ندهيد (حركتى از خود نشان ندهيد)»(19).
دين و ايمان
غيبت در زندگى پيامبران وجود داشته و در زندگى نامه ى آنان ضبط شده است و اين خود نوعى حكمت و آزمايش است.
حضرت امام حسن عسكرى ـ عليه السلام ـ مى فرمايد:
«انّ ابني هو القائم من بعدي، وهو الذي يجرى فيه سنن الأنبياء
ـ عليهم السلام ـ بالتّعمير والغيبة. حتى تقسو قلوبٌ، لطول الأمد ولا يثبت على القول به إلاّ من كتب اللّه عزّ وجلّ في قلبه ايمان، وأيّده بروح منه»
(20).
پس از من، فرزندم، قائم (و صاحب امر دين و امامت) است. و او است كه مانند پيامبران، عمرى دراز خواهد داشت، و غايب خواهد شد. در غيبت طولانى او دلهايى تيره گردد. فقط كسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند، كه دل آنان به فروغ ايزدى رخشان باشد، و روح خدائى به آنان مدد رساند.
امام باقر ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:
(مهدى) بعد از غيبت و حيرت ظاهر مى شود در اين دوران تنها كسانى بر دين خود ثابت مى مانند كه در ايمان خود مخلص باشند و با روح يقين همراه و آنها كسانى هستند كه خداوند از آنها درباره ى ولايت ما پيمان گرفته، و قلب آنها را براى ايمان به محنت انداخته (گويى قلبها براى استقرار و ثبات ايمان دائم در حال كوشش است كه اين خود رنجى طاقت فرسا و رياضتى ست بزرگ) و آنها را با روحى از خود تأييد نموده است(21).
تا آمادگى
از آنجا كه حضور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ با ديگر امامان معصوم ـ عليه السلام ـ بنا بر تقدير الاهى هماهنگ نيست چه آنكه وى براى حركتى بزرگ و اصلاحى جهان شمول و عمرانى همه جانبه تدارك شده است; و از اين روست كه ديگر امامان ـ عليهم السلام ـ هر يك بيعتى از ظالم دوران خود بر گردن داشته، ليكن او به منظور جنبش جهانى خود از اين قاعده استثناء است، تا بتواند هرگاه كه زمينه فراهم آمده و وظيفه خود را به انجام رساند. از اين روست كه تا فراهم آمدن زمينه ها پنهان گرديد چرا كه هر انقلاب و هر فعاليت اجتماعى به يك سلسله شرايط و موقعيت هاى عينى و خارجى بستگى دارد كه بدون فراهم شدن آن شرايط، نمى تواند به هدف خود نايل آيد.
اگر چه قسمتى از شرايط و موقعيت هاى انقلاب امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آسمانى و خدائى است و جنبه آسمانى دارد اما اجراى كلى مأموريت او به گرد آمدن شرايط عينى و خارجى وابسته است.
همان گونه كه آسمان چشم براه ماند تا پنج قرن از جاهليت بگذرد و آنگاه نداى آخرين رسالت آسمانى را از سوى پيامبر ما بشنود; اين انتظار يعنى اجراى برنامه ى الاهى نيز مستلزم تحقق موقعيت هاى عينى و خارجى است; موقعيت هايى كه براى انجام يك دگرگونى بزرگ لازم است يا عواملى است مانند محيط مساعد و فضاى عمومى مناسب و يا برخى ويژگيهاى جزئى كه جنبش دگرگونى بخش از لابلاى پيچ و خم هاى جزئى در جستجوى آن است
سنت تغييرناپذير خداوند بر اين است كه اجراى انقلاب الاهى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نيز به موقعيت هاى خارجى و پذيرنده اى كه محيط مساعد و فضاى عمومى را براى درك و پذيرش انقلاب آماده مى سازد، وابسته باشد و به همين دليل هم بود كه اسلام پس از گذشت چندين سده از پايان يافتن كار انبياى پيشين و ايجاد خلأ تلخ چندين صد ساله ظاهر شد. خداوند با همه توانايى اش در هموار ساختن همه مشكلات راه رسالت پيامبر و ايجاد محيط مساعد براى ابلاغ اين رسالت نخواست چنين شيوه اى را بكار گيرد، بلكه با ابتلاء و آزمايش كه تكامل بخش انسانند، كار كلى انقلاب الاهى را به گونه اى طبيعى و بر بنيادها و عوامل اجتماعى صورت داد.