آرامش؛ گمشده زندگی عصر ماشین و هیاهوی صنعت و تکنولوژی است. انسان حاضر علی رغم آنکه از جهت مادی توانسته است در سایه علم و تکنولوژی دستاوردهای فراوانی کسب نماید، اما از جهت روحی و روانی در نگرانی و پریشانی غوطه ور است.
غفلت از یاد خداوند متعال و معنویت، انسان مدرن و صنعت زده این قرن را آماج تشویش و نگرانی و اضطراب قرار داده است و او می کوشد تا به هر قیمتی به بهشت موعود و آرامش خیال و آسایش روح برسد.
در این مقاله، نویسنده سعی کرده است که نگاهی به عوامل و موانع آرامش با بهره گیری از آموزه های قرآنی داشته باشد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
¤ زمینه های پیدایش نگرانی و تشویش
نگرانی و تشویش در زندگی بشر حضوری چشم گیر دارد. زمانی نیست که بشر درحالتی از تشویش و اضطراب نباشد. به گونه ای که برخی آن را ذاتی دنیا و بشر دانسته اند و در اشعار فرزانگان فارسی از همراهی نیش و نوش، گل و خار، تلخ و شیرین سخن به میان آمده است.
هرکسی به طور طبیعی در طول زندگی اش با نگرانی و تشویش بسیاری روبه رو گشته است. درصد آن چنان بالاست که به عنوان یکی از مسایل دایمی بشر درآمده است؛ از این رو برای شناخت این حالت و عوامل پیدایش و راه های برون رفت از آن سخنانی بسیار گفته و نوشته شده است. از این رو نه تنها روان شناسان بلکه دانشمندان علوم و رشته های دیگر همواره برای آن اهمیت خاصی قایل شده اند؛ زیرا تأثیرات منفی و مخرب این حالت در همه ابعاد فردی و اجتماعی بشر ظهور می کند و امنیت اجتماعی و سیاسی دولت ها و جوامع را به خطر می افکند. گاه مسأله فقدان آرامش فردی در جوامع به عنوان یک پدیده اجتماعی گسترده خودنمایی می کند و بحران شدیدی را می آفریند.
¤ راهکارهای برون رفت از نگرانی
برخی بر این باورند که از عوامل پیدایش خانواده، عشیره، قبیله، ملت و دولت و نیز سازمان های پیچیده اجتماعی با قوانین و رسوم و آیین های شگفت و متعدد تنها در راستای دست یابی به آرامش بوده است؛ انسان به دنبال آرامش به اختیار همسر و ایجاد بنیان خانواده و مانند آن رو آورده است.
شکی نیست که یکی از اهداف این مجموعه های یادشده و حتی برخی از اختراعات و اکتشافات بشری در راستای رسیدن به آرامش بوده و هست. در قرآن نیز به این مسأله در موضوع خانواده اشاره شده و یکی از اهداف همسرگزینی و تشکیل خانواده این مهم شمرده شده است.
¤ جایگاه آرامش در زندگی فردی و اجتماعی
به نظر می رسد که مسأله آرامش به عنوان یک هدف تا آن اندازه مهم و مؤثر بوده است که حتی ایمان و باورهای دینی را می توان در راستای دست یابی به این هدف برشمرد. از این رو می بینیم که آرامش در جایگاه جامع ترین مفهوم دینی در اسلام و آموزه های قرآنی نشسته است به طوری که در اسلام، ایمان از ریشه «امن» به معنای آرامش جان و رهایی از هرگونه ترس، اضطراب، تشویش، نگرانی و اندوه گرفته شده است تا به این روش ارتباط ناگسستنی میان پذیرش آموزه های وحیانی و توحید را با دست یابی به آرامش روح و روان را بنمایاند. (انعام آیه ۸۲) بلکه واژه اسلام نیز بیانگر نوعی آرامش در انسان و صلح و صفا به دور از هرگونه خشونت و ترس و وحشت است. از این رو در قرآن پیامدطبیعی اسلام را رهایی از خوف و نگرانی دانسته است.(بقره آیه ۱۱۲) و سلامت روانی را در سلم و تسلیم در برابر خدا دانسته و بر آن تأکید ورزیده است. (بقره آیه ۲۰۸) و پاداش و بلکه برآیند تسلیم و توحید را رسیدن به آرامش و سلامتی دایمی بدون هرگونه تشویش و اضطراب شمرده است که به عنوان آرزوی دست نیافتنی انسان مطرح بوده و هست. (یونس آیه ۲۵) و راه رسیدن به آن را نیز راهی برخوردار از آرامش و سلامت معرفی می کند تا به بشر طالب آرامش بفهماند که این آرزوی دیرپای او تنها در این راه به دست می آید. (مائده آیه ۱۶) به هرحال در نگره قرآنی از آرامش به عنوان نعمت بزرگ فردی و اجتماعی یاد شده است، و حتی وجود آن به عنوان مثال جامعه نمونه و برتر مورد توجه قرار گرفته است.(سبا، آیه ۱۸ و ۱۹ و نیز نحل آیه ۱۱۲)
¤ رفاه نسبی بستراندیشیدن به آرامش
انسان امروز شاید بیش از گذشته به آرامش می اندیشد. رفاه نسبی اکثریت، فراغت و رهایی از کار و تلاش بدنی سخت و جان کاه، فرصت های نادر و بسیاری به انسان بخشیده است تا به خود و جهان بیاندیشد. اندیشه و فرزانگی از اموری است که برای انسان هایی که در رفاه قرار گرفته اند امری طبیعی جلوه می کند. انسانی که در برآورد نیازهای ابتدایی خود مانده است و شبانه روز در اندیشه لقمه ای برای رهایی از گرسنگی است و یا سرپناهی را برای گریز از سرما و گرمای شدید و سخت می جوید، نمی تواند در مسایل عالی تر و کلی تر بیاندیشد. خستگی کار شبانه روزی فرصت اندیشه در این حوزه ها را از او می گیرد. البته هر ازگاهی مرگ نزدیکان و یا بلایای طبیعی و گسترده او را به سوی دیگر پرتاب می کند و نهیبی به او می زند تا در اصل معنا و مفهوم زندگی و اهداف آن اندیشه کند و راه فرزانگی را پیش گیرد ولی این زمان به سرعت می گریزد و دوباره زندگی روزمره و نیازهای آغازین وی را به سوی خود می کشد. اما انسانی که به زبانی غم نان و زن و سرا ندارد، سودای اندیشیدن او را دربر می گیرد. فراغت ها او را به اندیشیدن می راند و زمان های بی کاری وی را به فراسوی زندگی معمولی سوق می دهد. در این زمان است که فرازنگی پیشه می کند. بی سبب نیست که می گویند فلسفه و اندیشیدن در امور کلی ( به دور از هر جزیی و امور پیش پا افتاده زندگی روزمره) کار انسان های سیر است. چنان که بی سبب نیست که می گویند فلسفه در ایران و یونان زمانی رونق گرفت که این جماعت در رفاه نسبی بوده و غم نان و سرپناه نداشته اند. در گرمابه های پیشرفته و گرم می نشستند و پس از شادی و شادمانی در اندیشه فرو می رفتند که هدف از این زندگی چیست؟ مرگ چیست؟ آیا از پس امروز بود فردایی؟ انسان چیست؟ جهان چیست؟ چه چیزی واجب و یا ممتنع است؟ چه چیزی ذاتی و چه چیزی عرضی است؟ آیا مرگ اصل است یا زندگی؟ و هزاران اما و اگری که در پس سیری پیش می آید.
در زمانه ما به جهت افزایش تولید و رفاه نسبی، زمان فراغت برای همگان تا آن اندازه فراهم آمده است که انسان کم تر غم نان دارد. انسان امروز در هنگامه فراغت خویش، در اندیشه فرو می رود و در این اوضاع است که به جهت سیری و ارضای قوای شهوانی (خورد و خواب و خشم و شهوت) به این مسأله توجه می کند که فرای این امور چیست؟ پس این پرده چه رازی نهفته است؟هدف چیست؟ در این هنگامه اندیشیدن آغازین است که به جهاتی با مفاهیم دردناکی روبه رو می شود و چون به روش خود پاسخی شایسته نمی یابد می کوشد تا پاسخی آنی بیابد و خود را از اندیشه اندیشیدن برهاند و از این رو به دامن موادی می افتد که از اندیشیدن باز می دارد و قوه تفکر و تعقلش را مختل می سازد. در جستجوی پاسخی که او را به آرامش برساند به خودبیگانگی رو می آورد و به رقص و شب زنده داری و هرزگی می کوشد تا خود را از اندیشه و اندیشیدنی که او را دمی رها نمی سازد، برهاند.
این چرخه ای است که هر روزه ادامه می یابد.
از این رو پاسخ به این پرسش نه تنها پاسخ به رهایی است بلکه پاسخ به خود است. در جستجوی پاسخی کامل و درست به سراغ قرآن و آموزه های آن می رویم تا بنگریم که قرآن این نسخه شفابخش به تعبیر خودش، چه عواملی را به عنوان علل و عوامل تشویش و نگرانی انسان و چه راهکارهایی را برای برون رفت از آن و رسیدن به آرامش نسبی در دنیا بیان می کند و چه نسخه ای برای شفا و درمان آدمی می پیچد؟
آن چه در این نوشتار مهم است توجه به ابعاد فردی آرامش است؛ زیرا به نظر می رسد که این بعد نه تنها مسأله بسیاری از انسان ها بلکه مسأله دولت مردان و جامعه شناسان نیز می باشد؛ چه با ایجاد افراد سالم و مطمئن می توان امید بیشتری به آرامش و امنیت در جامعه امیدوار بود؛ هر چند که برای امنیت اجتماعی و فقدان آن افزون بر آرامش فردی و فقدان آن عوامل دیگری را می توان شناسایی و ردگیری کرد.