
¤ اطمینان آرامش مستقر
اما اطمینان، نوعی آرامش مستقر است؛ زیرا به زمینی که در آن آب مستقر می شود و به صورت برکه ای در می آید، زمین مطمئن گفته می شود. اطمینان مرحله و مرتبه ای فراتر از سکینه است و از سوی دیگر دامنه گسترده تری از آن را در برمی گیرد. اطمینان به جهت استقراری که در آن نهفته است مورد توجه است و حتی حضرت ابراهیم(ع) برای ایجاد آن از خداوند درخواست می کند که مساله رستاخیز را به گونه ای بنمایاند که آرامش مستقر و مطمئنی در دلش پدید آید. (بقره آیه ۲۶۰) چنان که چنین درخواستی از سوی حواریون نیز مطرح شده و خداوند به هر دوی آن ها پاسخ مثبت داده است. (مائده آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)
نزول فرشتگان در جنگ بدر نیز چنین آرامش مستقری را دل های مومنان پدید آورد. (آل عمران آیه ۱۲۳ تا ۱۲۶) هر چند که به عواملی چون ریزش باران به عنوان عامل (انفال آیه ۱۱) اشاره می شود ولی می بایست این نکته را در نظر داشت که مراد و منظور در همه این ها عامل طولی است و منشأ در همه آن ها خداوند تبارک و تعالی است. به این معنا که نزول فرشتگان (انفال آیه ۱۰) هر چند عاملی مهم در ایجاد آن شمرده شده است ولی آرامش حقیقی برخاسته از خدا و یاد او است. (رعد آیه ۲۸)؛ زیرا هر گاه انسانی خداوند را سرچشمه و منشأ همه صفات کمال و منزه از هرگونه نقصان بیابد، ناگزیر باتوجه به او و اعتماد به رحمت و قدرتش، نوعی آرامش را در خود احساس می کند که وی را از نگرانی و اضطراب دور و باز می دارد. (زمر آیه ۲۳) اطمینان نوعی آرامش است که پیامبران در هنگام تلقی وحی از آن برخوردار می گردند. این گونه از آرامش به پیامبر این امکان را می بخشد تا در ارتباط خود با خدا و یا خدا با او دچار شک در هیچ یک از مراحل تلقی و بیان نگردد.
در کتاب فرهنگ قرآن؛ کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن، تألیف آیت الله هاشمی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، در بخش عوامل آرامش در قیامت به ۹ مورد و در بخش عوامل آرامش به ۲۸مورد اشاره شده است. ازجمله در بخش نخست آن، به عواملی چون احترام به نیازمندان و رعایت شخصیت ایشان هنگام کمک و دستگیری به آنان (بقره آیه ۲۶۲) استقامت و پایداری در ایمان (فصلت آیه ۳۰ و احقاف آیه ۱۳)، اصلاح خود و دیگران (انعام آیه ۴۸ و اعراف آیه ۳۵) انفاق پنهان و آشکار و خالصانه (بقره آیه ۲۷۴ و ۲۶۲) ایمان به ربوبیت خدا و پایداری در نقش و حضور جدی خدا و ایمان به آخرت، قیامت، و آیات او و انجام عمل صالح (فصلت آیه ۳۰ و احقاف آیه ۱۳ و زخرف آیه ۶۸ و ۶۹ و بقره آیه ۶۲ و ۲۷۷) تسلیم محض در برابر خدا (زخرف آیه ۶۸و ۶۹) و تقوا و اصلاح خود و دیگران (اعراف آیه ۳۵) اشاره شده است، که به نظر می رسد که نمی توان از برخی از این امور به عنوان عوامل آرامش یاد کرد؛ زیرا برخی از آن ها برطرف کننده موانع تحقق و ظهور آرامش هستند. به این معنا که آیات وارد شده در بیان چگونگی رفع حزن و اندوه و خوف و نگرانی، به عنوان بیان موانع تحقق و بقای آرامش مطرح هستند و فرد با عمل به موارد مطرح شده می تواند موانع بقا و یا ظهور آرامش را بزداید، نه آن که با آن آرامشی را پدید آورد. به سخنی دیگر، آرامش امری طبیعی و برپایه فطرت انسانی و شخصیت سالم او در انسان ها تحقق دارد و انسان برای حفظ و بقای آن ناچار است با موانع ظهور و یا عوامل بازدارنده بقای آن بجنگد. از سوی دیگر این موارد هرچند که در قیامت ظهور و بروز و اثر کامل خود را نشان می دهند ولی اختصاص به قیامت و در روز رستاخیز ندارد و انسان در طول زندگی از آثار بقای آرامش با عمل و یا توجه به هریک از موارد پیش گفته، بهره مند خواهد شد. انسان اگر به انفاق و تقوا و ایمان و مانند آن عمل کند، شخصیت سالم و فطرت خدایی را حفظ کرده و بر صبغه و رنگ الهی خود باقی می ماند و نتیجه آن این خواهد بود که در دنیا و آخرت آرامش را به عنوان امری طبیعی حفظ کند و از آن برخوردار گردد.
¤ عوامل نگرانی و موانع آرامش
از آن جایی که آرامش را به عنوان حالت طبیعی انسان دانسته ایم بر این باور پافشاری می شود که آن چه در کتاب ها به عنوان موانع آرامش شناخته می شود به معنای موانع تحققی آرامش است و نمی توان آن را عاملی برای نگرانی برشمرد. به سخنی دیگر، آرامش به اقتضای طبیعی در انسان وجود دارد، زیرابه طور فطری انسان به خدا گرایش و با یاد او برخوردار از آرامش است ولی در راستای بقای آن عواملی به عنوان موانع بقای آرامش ظهور وبروز می کند و نمی گذارد تا آرامش در انسان باقی و برقرار بماند. درحقیقت، موانعی چون شرک و کفر و ابلیس و دیگر امور، از بقای آرامش در انسان جلوگیری به عمل می آورند انسان را گرفتار نگرانی و اضطراب می گردانند. ازاین رو بایسته است که با شناخت این موانع در ایجاد و تحقق آن جلوگیری کرد تا آرامش ابتدایی و فطری هم چنان باقی و برقرار بماند. آرامشی که کودکان از آن برخوردارند از آن روست که به فطرت ارتباطی خود با مبداً و حضور قوی آن هم چنان عامل درآنان مانع از تحقق موانع می گردد. به تعبیر استاد حسن زاده آملی، کودکان به علت قرب انقطاع از مبدأ، هنوز تحت تأثیر عامل الهی هستند و از مواهب آن ازجمله آرامش خاص برخوردار می باشند. با افزایش بعد زمانی و تحت تأثیر القائات شیطانی اندک اندک عامل الهی کاهش یافته و موانع خود را تقویت می کنند و به عنوان عامل ایجادی آرامش عمل می کنند. از این رو با مسئله ای به نام عامل نگرانی روبه رو می شویم که چیزی جز مانع بقای آرامش نیست. بنابراین بر همگان است که با تقویت ارتباط با مبدأ آرامش و منشأ آن، موانع را تضعیف کنند تا گرفتار نگرانی و پیامدهای آن نگردد. دوری از مبدأ و گرایش به شرک زندگی آدمی را با گونه ای شکل می بخشد که باطل در او تقویت می شود. در این هنگام مانند آدمی است که از فراز آسمان به زمین می افتد و یا تندبادی اورا بلند کرده و به مکانی دور پرتاب می کند. چنین حالتی به معنای عدم استقرار است. (حج آیه ۳۱) کسی که در چنین حالتی قرار گیرد، پای خود را د رمکانی محکم و استوار نمی بیند و چون پرکاهی به این سو و آن سو می رود و درحقیقت برده می شود. این فقدان استقرار مکانی به معنای استقرار واقعی روحی و روانی است از این رو نگرانی و اضطراب همنشین اوست. برای رهایی از چنین وضعیت است که خداوند به انسان پیشنهاد می کند که دوباره به ذکر و یادکرد خداوند روی آورد؛ زیرا یادکرد به معنای بازگشت به عامل استقرار و اطمینان است که منبع اصلی آرامش انسانی است.
¤ آثار و فواید آرامش
اگر برای سلامت روانی و شخصیت انسان سالم آثاری بیان شود، درحقیقت بیان آثار طبیعی انسانی است. به این معنا که انسان سالم، دارای شخصیتی می باشد که به طور طبیعی در زندگی فردی اجتماعی او در دنیا و آخرت خود را نشان می دهد. اگر انسانی از نظر شخصیتی از سلامت کامل برخوردار نباشد، به طور طبیعی رفتاری بیرون از عرف طبیعت انسانی از خود بروز می دهد. بنابراین آن چه در این جا به عنوان آثار آرامش بیان می شود، درحقیقت آثار انسان سالم ازنظر شخصیتی و شاکله وجودی به تعبیر قرآنی است. در قرآن برای آرامش، شماری از آثار بیان شده است که می توان از آن به آثاری یاد کرد که به طور مستقیم به این مسئله ارتباط پیدا می کند. از آن جمله مسئله ازدیاد ایمان (فتح آیه ۴) می باشد که به عنوان آثار مستقیم انزال سکینه در قرآن از آن یاد شده است. اما آثاری چون اقرار به توحید (کهف آیه ۱۴)، حفظ اسرار (قصص آیه ۱۰)، رضایت از خدا (فجر آیه ۲۷ تا ۳۰)، رضایت خدا از انسان (همان)، عنایت خدا (همان) و مصونیت از خشم خدا (نحل آیه ۱۰۶) در حقیقت آثار مستقیم آرامش به شمار نمی آیند؛ زیرا به طور طبیعی کسی که از شخصیت سالم به تعبیر واصطلاح قرآنی برخوردار است، باید از این ویژگی ها و امتیازات برخوردار باشد. به سخنی دیگر، همان گونه که آرامش، نشانه طبیعی انسان سالم به طور طبیعی و فطری است و حضور نگرانی در هر مرتبه ای از شدت و ضعف آن، امری غیرطبیعی قلمداد می شود، همچنین باید گفت که آرامش و آثاری که برخی برای آن بیان کرده اند، آثار انسان طبیعی و پابرجا بر فطرت است. هر انسانی طبیعی و باقیمانده بر فطرت خود از آرامش برخوردار بوده و از مواهبی چون اقرار به توحید، حفظ اسرار و رضایت از خدا و خدا از او و مانند آن بهره مند می شود.