💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 138489
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


قرآن و تاریخ

دروازه قرآن شیراز ، گذرگاهی از تاریخ و اعتقاد

قرآن و تاریخ

اهتمام قرآن به تاریخ

كلمه" تاريخ" بر وزن" تعريف" مصدر و به معناى شناختن حوادث و علت و زمان پديد آمدن آن است، و اصطلاحا به معناى باستان‏شناسى و طبقات الارض نيز استعمال مى شود، و گفتار ما در معناى لغوى آن يعنى تاريخ نقلى است و تاريخ نقلى عبارت است از ضبط حوادث كلى و جزئى، و نيز نقل آن و گفتگو پيرامون آن.

بايد دانست كه بشر از قديم‏ترين عهد زندگى و زمان وجودش در زمين به ضبط حوادث اهميت مى ‏داده، و تا آنجا كه ما مى ‏دانيم در هر عصرى از اعصار عده‏اى ديگر هم يا به ذهن مى‏سپرده‏اند، و يا يادداشت نموده و يا كتاب تاليف مى ‏كرده ‏اند، و عده‏اى ديگر هم آنچه را كه آنان ضبط كرده بودند دست به دست مى‏گرداندند، و پيوسته انسان در جهات مختلف زندگى خود از تاريخ استفاده مى‏كرده، يا در طرز تشكيل اجتماع از تاريخ الگو بر مى‏گزيده، و يا از سرگذشت گذشتگان عبرت مى‏ گرفته، و يا داستان‏ سرايى مى‏كرده، و يا با نقل آن شوخى و تفريح مى‏كرده، و يا در مسائل سياسى، اقتصادى، صنعتى و يا غير آن مورد استفاده قرار مى‏داده ‏اند.

ليكن فن تاريخ با اين همه شرافت و منافع كه دارد، همواره ملعبه دو عامل فساد بوده، و از اين به بعد هم خواهد بود، و اين دو عامل تاريخ را از صحت طبع، و صدق بيان به سوى باطل و دروغ منحرف كرده است.

 

دو عامل مهم همواره در فن تاريخ دخالت كرده و موجب فساد و بى اعتباري آن گشته ‏اند

عامل اول:

حكومت‏هاى خودكامه ‏اى بوده كه به حكم خودكامگى و داشتن قوه و قدرت، هر چيزى كه به نفعش تمام مى‏شد، اشاعه مى‏داده است، (هر چند دروغ محض مى‏بود) و هر چه را كه به ضررش تمام مى‏شده، با اعمال قدرت، جلوى اشاعه آن را مى‏گرفته است، (هر چند كه صدق محض مى‏بود) و يا آن را به صورتى اشاعه مى‏داد كه باز به نفعش تمام شود، و اين چيزى نيست كه كسى در آن ترديد داشته باشد (اصلا اقتضاى خودكامگى همين است و همواره به چشم خود مى‏بينيم) كه اينگونه حكومت‏ها باطل و دروغ را به لباس حق و صدق در مى‏آورند، و به خورد مردم مى‏دهند علتش هم اين است كه انسان چه فرد فردش و چه مجتمعش، بر اين فطرت مفطور شده و به هر جور كه ممكن باشد منافع را به سوى خود جلب نموده، و ضررها را از خود دفع مى‏كند، و كسى كه كمترين شعورى داشته باشد و بتواند اوضاع حاضر عصر خود را درك نموده و در تاريخ امت‏هاى گذشته و حتى امت‏هاى خيلى دور نظر بيفكند، اين حقيقت را مى‏بيند.

 

عامل دوم:

متهم بودن بينندگان و شنوندگان حوادث و مطالب تاريخى، و نيز آن كسانى است كه از ايشان نقل مى‏كنند، و يا در كتاب خود مى‏آورند، و چون ما مى‏دانيم كه اين دو طايفه، خالى از احساسات باطنى و يا تعصب‏هاى قومى نيستند، و در آنچه كه تحمل مى‏كنند و يا در باره آن داورى مى‏نمايند حب و بغض و يا تعصب‏هاى درونى را دخالت مى‏دهند، براى اينكه حاملين اخبار در گذشته، با در نظر گرفتن اينكه حكومت در اعصار ايشان حكومت دين بوده، و قهرا خود آنان متدين به يكى از اديان و مذاهب بوده ‏اند، و احساسات مذهبى و تعصبات قومى در ايشان شديد بوده، قهرا اخبار تاريخى آنان از آن جهت كه يك حدى از آن به احكام دين بر مى‏خورده، مشوب با آن احساسات و تعصبات بوده است.
هم چنان كه امروزه به چشم خود مى‏بينيم احساسات و تعصب‏ هاى شديدى كه مردم مادى نسبت به آزادى در شهوات و هواهاى نفسانى و عليه دين و عقل دارند باعث شده كه خبرنگاران امروز آن تعصب‏ها را در اخبارى كه مى‏دهند و يا مى‏نويسند دخالت دهند، همانطور كه گذشتگان در آنچه ضبط كرده و نقل نموده ‏اند، دخالت داده‏ اند. و از اينجا است كه مى‏بينى هيچ نويسنده ‏اى كه متدين به دينى و مذهبى است در كتاب خود و گردآورى ‏هايش خبرى كه مخالف و بر ضرر مذهبش باشد نياورده، پس اهل هر مذهب هر چه در باره مذهبش نوشته موافق با اصول مذهب خود بوده هم چنان كه امروز هم هيچ گفتارى تاريخى در نوشته ‏هاى ماديين نمى‏بينى، مگر اينكه از جهتى و به وجهى مذهب ماديت او را تاييد مى‏كند.

 

عوامل ديگرى كه در گذشته و در عصر حاضر موجب بد گمانى به تاريخ نقلى شده ‏اند

از آن دو عامل گذشته، عواملى ديگر هست كه باعث فساد و بى‏اعتبارى تاريخ شده، از آن جمله يكى نبودن وسائل گرفتن خبر، و ديدن واقعه، و ضبط و نقل آن براى ديگران، و تاليف كتابى در باره آن، و حفظ و نگهدارى آن كتاب از پوسيدن و دگرگونى و گم شدن، بوده است، و اين عوامل هر چند امروز در بين نيست (و در اين عصر به آسانى مى‏توان اخبار آن طرف دنيا را در اين طرف گرفت، و حتى با چشم ديد، و آن را به سهولت ضبط نمود، و به وسيله رسانه ‏هاى گروهى انتشار داد، و در اسرع وقت چاپ نموده و در كتابخانه ‏هاى مدرن از پوسيدن و دگرگونگى و گم شدن حفظش كرد) چون شهرها به هم نزديك شده و وسائل ارتباط بسيار و نقل و انتقال و تحول آسان گشته، ليكن بلاى تاريخ، از جهتى ديگر عمومى شده، و آن مساله سياست است، كه در تمامى شؤون زندگى انسان مداخله مى‏كند، و چرخ دنياى امروز بر محور سياست (كه خود فنى از فنون شده است) دور مى‏زند، و با تحول آن، همه اخبار دنيا ناگهان از حالى به حالى مى‏شود و اين خود عاملى بزرگ و دردى بى درمان است كه آدمى را نسبت به تاريخ بدگمان مى‏سازد، حتى تاريخ را به سقوط تهديد مى ‏كند.
وجود نواقص و يا به عبارتى ديگر، نواقصى كه براى تاريخ نقلى شمرديم علت عمده بى‏اعتنايى علماى امروز نسبت به تاريخ است، و باعث شده كه دانشمندان بطور كلى از تاريخ نقلى دورى نموده به تاريخ زمينى (يعنى باستان‏شناسى) روى آوردند و اين علم هر چند از پاره‏اى اشكالات كه در كار تاريخ نقلى بود سالم و به دور است مثلا دستخوش مداخلات حكومت‏ها نشده، و ليكن از بقيه اشكالات خالى نيست، براى اينكه اين دانشمندان نيز داراى احساسات و تعصب‏هايى هستند، اينها نيز تحت تاثير سياست‏ها قرار مى‏گيرند، پس آنچه كه از اسرار باستان‏شناسى خود افشا مى‏كنند نمى‏تواند مورد اعتماد قرار گيرد، ممكن است در آنچه افشا مى‏كنند و در آنچه كتمان مى‏نمايند و تغيير و تبديل مى‏دهند، اعمال سياست كنند، يعنى چيزى را افشا كنند كه واقعيت نداشته باشد، و چيزهايى را كه واقعيت دارد كتمان نمايند، و يا در آن تغيير و تبديلى بدهند.
اين بود حال تاريخ و عوامل متعددى كه از جهات مختلف، آن را تباه كرده و تا ابد هم‏ قابل اصلاح نيست.
بنا بر اين چنين تاريخى كه حال و وصفش را ديدى، نمى‏تواند با قرآن كريم در داستان‏هايى كه نقل مى‏كند مقابله كند، براى اينكه قرآن كريم وحى الهى و منزه از خطا و مبراى از دروغ است، پس تاريخ نمى‏تواند با آن معارضه كند، چون تاريخ هيچ پشتوانه‏اى براى ايمنى از دروغ و خطا ندارد، بلكه همانطور كه ديديد دستخوش عوامل كذب و خطا است.

 

امتياز و اعتبار داستان‏هايى كه در قرآن آمده نسبت به عهدين و كتب تاريخ‏

پس اگر مى‏بينيم اغلب داستانهاى قرآنى (نظير داستان طالوت)، مخالف با نقلى است كه در كتب عهدين (تورات و انجيل) است، نبايد در صحت آنچه كه در قرآن آمده شك كنيم، براى اينكه كتب عهدين، چيزى زائد بر تواريخ معمولى نيست و مانند ساير تواريخ، از دستبرد عوامل بالا، دور نمانده بلكه آن نيز ملعبه آن عوامل قرار گرفته است، علاوه بر اينكه سراينده داستان صموئيل و شارل به نقل كتب عهدين، معلوم نيست كه كيست و به هر حال ما اعتنايى به مخالفت تاريخ و مخصوصا عهدين، با آنچه كه در قرآن آمده نداريم، پس تنها قرآن كريم كلام حق و از ناحيه خداوند تبارك و تعالى است.

از اين نيز كه بگذريم، قرآن اصلا كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل داستان‏هاى خود قصه ‏سرايى مانند كتب تاريخ و بيان تاريخ و سرگذشت نيست، بلكه كلامى است الهى كه در قالب وحى ريخته شده، و منظور آن هدايت خلق به سوى رضوان خدا و راههاى سلامت است، و به همين جهت است كه مى‏بينيم هيچ قصه‏اى را با تمام جزئيات آن نقل نكرده، و از هر داستان، آن نكات متفرقه كه مايه عبرت و تامل و دقت است و يا آموزنده حكمت و موعظه ‏اى است و يا سودى ديگر از اين قبيل دارد، نقل مى‏كند هم چنان كه در داستان مورد بحث، يعنى قصه طالوت و جالوت، اين معنا كاملا به چشم مى‏خورد، در آغاز مى‏فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ" آن گاه بقيه جزئيات را رها كرده و مى‏فرمايد:" وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ..." باز بقيه مطالب را مسكوت گذاشته مى‏فرمايد:" وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ‏ ..."، آن گاه مى‏فرمايد:" فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ‏ ..."، بعدا جزئيات مربوط به داوود را رها نموده و مى‏فرمايد:" وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ‏ ...".
و كاملا پيدا است كه اگر مى‏خواست اين جمله‏ها را به يكديگر متصل كند، داستانى طولانى مى‏شد، و ما در گذشته هم آنجا كه داستان گاو بنى اسرائيل را در سوره بقره تفسير كرديم، خواننده را به اين نكته توجه داديم و اين نكته در تمامى داستان‏هايى كه در قرآن آمده، مشهود است و اختصاصى به يك داستان و دو داستان ندارد، بلكه بطور كلى از هر داستان آن قسمت‏هاى برجسته‏اش را كه آموزنده حكمتى يا موعظه‏اى و يا سنتى از سنت‏هاى الهيه است‏ كه در امت‏هاى گذشته جارى شده نقل مى‏كند، هم چنان كه اين معنا را در داستان حضرت يوسف ع تذكر داده و مى‏فرمايد:" لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ"  و نيز مى‏فرمايد:" يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ"  و نيز فرموده:" قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ، هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ".  و آياتى ديگر از اين قبيل.

 

نویسنده: سید محمد حسین طباطبایی

پی نوشت:

1.   - به راستى در داستان ايشان عبرتى است براى خردمندان." سوره يوسف، آيه 111"
2.   - خدا مى‏خواهد شما را به سنت‏هايى كه در امت‏هاى قبل از شما جريان داشته، هدايت كند. " سوره نساء، آيه 26"
3.   - قبل از شما سنت‏هايى جريان يافته، پس در زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بوده، اين قرآن بيانى است براى مردم و هدايت و موعظه‏اى براى مردم با تقوا." سوره آل عمران، آيه 138".
 

منابع: 

ترجمه تفسير الميزان ؛ سوره بقره - ذيل آیات 244-252


 

قرآن و تاریخ

اهتمام قرآن به تاریخ

كلمه" تاريخ" بر وزن" تعريف" مصدر و به معناى شناختن حوادث و علت و زمان پديد آمدن آن است، و اصطلاحا به معناى باستان‏شناسى و طبقات الارض نيز استعمال مى شود، و گفتار ما در معناى لغوى آن يعنى تاريخ نقلى است و تاريخ نقلى عبارت است از ضبط حوادث كلى و جزئى، و نيز نقل آن و گفتگو پيرامون آن.

بايد دانست كه بشر از قديم‏ترين عهد زندگى و زمان وجودش در زمين به ضبط حوادث اهميت مى ‏داده، و تا آنجا كه ما مى ‏دانيم در هر عصرى از اعصار عده‏اى ديگر هم يا به ذهن مى‏سپرده‏اند، و يا يادداشت نموده و يا كتاب تاليف مى ‏كرده ‏اند، و عده‏اى ديگر هم آنچه را كه آنان ضبط كرده بودند دست به دست مى‏گرداندند، و پيوسته انسان در جهات مختلف زندگى خود از تاريخ استفاده مى‏كرده، يا در طرز تشكيل اجتماع از تاريخ الگو بر مى‏گزيده، و يا از سرگذشت گذشتگان عبرت مى‏ گرفته، و يا داستان‏ سرايى مى‏كرده، و يا با نقل آن شوخى و تفريح مى‏كرده، و يا در مسائل سياسى، اقتصادى، صنعتى و يا غير آن مورد استفاده قرار مى‏داده ‏اند.

ليكن فن تاريخ با اين همه شرافت و منافع كه دارد، همواره ملعبه دو عامل فساد بوده، و از اين به بعد هم خواهد بود، و اين دو عامل تاريخ را از صحت طبع، و صدق بيان به سوى باطل و دروغ منحرف كرده است.

 

دو عامل مهم همواره در فن تاريخ دخالت كرده و موجب فساد و بى اعتباري آن گشته ‏اند

عامل اول:

حكومت‏هاى خودكامه ‏اى بوده كه به حكم خودكامگى و داشتن قوه و قدرت، هر چيزى كه به نفعش تمام مى‏شد، اشاعه مى‏داده است، (هر چند دروغ محض مى‏بود) و هر چه را كه به ضررش تمام مى‏شده، با اعمال قدرت، جلوى اشاعه آن را مى‏گرفته است، (هر چند كه صدق محض مى‏بود) و يا آن را به صورتى اشاعه مى‏داد كه باز به نفعش تمام شود، و اين چيزى نيست كه كسى در آن ترديد داشته باشد (اصلا اقتضاى خودكامگى همين است و همواره به چشم خود مى‏بينيم) كه اينگونه حكومت‏ها باطل و دروغ را به لباس حق و صدق در مى‏آورند، و به خورد مردم مى‏دهند علتش هم اين است كه انسان چه فرد فردش و چه مجتمعش، بر اين فطرت مفطور شده و به هر جور كه ممكن باشد منافع را به سوى خود جلب نموده، و ضررها را از خود دفع مى‏كند، و كسى كه كمترين شعورى داشته باشد و بتواند اوضاع حاضر عصر خود را درك نموده و در تاريخ امت‏هاى گذشته و حتى امت‏هاى خيلى دور نظر بيفكند، اين حقيقت را مى‏بيند.

 

عامل دوم:

متهم بودن بينندگان و شنوندگان حوادث و مطالب تاريخى، و نيز آن كسانى است كه از ايشان نقل مى‏كنند، و يا در كتاب خود مى‏آورند، و چون ما مى‏دانيم كه اين دو طايفه، خالى از احساسات باطنى و يا تعصب‏هاى قومى نيستند، و در آنچه كه تحمل مى‏كنند و يا در باره آن داورى مى‏نمايند حب و بغض و يا تعصب‏هاى درونى را دخالت مى‏دهند، براى اينكه حاملين اخبار در گذشته، با در نظر گرفتن اينكه حكومت در اعصار ايشان حكومت دين بوده، و قهرا خود آنان متدين به يكى از اديان و مذاهب بوده ‏اند، و احساسات مذهبى و تعصبات قومى در ايشان شديد بوده، قهرا اخبار تاريخى آنان از آن جهت كه يك حدى از آن به احكام دين بر مى‏خورده، مشوب با آن احساسات و تعصبات بوده است.
هم چنان كه امروزه به چشم خود مى‏بينيم احساسات و تعصب‏ هاى شديدى كه مردم مادى نسبت به آزادى در شهوات و هواهاى نفسانى و عليه دين و عقل دارند باعث شده كه خبرنگاران امروز آن تعصب‏ها را در اخبارى كه مى‏دهند و يا مى‏نويسند دخالت دهند، همانطور كه گذشتگان در آنچه ضبط كرده و نقل نموده ‏اند، دخالت داده‏ اند. و از اينجا است كه مى‏بينى هيچ نويسنده ‏اى كه متدين به دينى و مذهبى است در كتاب خود و گردآورى ‏هايش خبرى كه مخالف و بر ضرر مذهبش باشد نياورده، پس اهل هر مذهب هر چه در باره مذهبش نوشته موافق با اصول مذهب خود بوده هم چنان كه امروز هم هيچ گفتارى تاريخى در نوشته ‏هاى ماديين نمى‏بينى، مگر اينكه از جهتى و به وجهى مذهب ماديت او را تاييد مى‏كند.

 

عوامل ديگرى كه در گذشته و در عصر حاضر موجب بد گمانى به تاريخ نقلى شده ‏اند

از آن دو عامل گذشته، عواملى ديگر هست كه باعث فساد و بى‏اعتبارى تاريخ شده، از آن جمله يكى نبودن وسائل گرفتن خبر، و ديدن واقعه، و ضبط و نقل آن براى ديگران، و تاليف كتابى در باره آن، و حفظ و نگهدارى آن كتاب از پوسيدن و دگرگونى و گم شدن، بوده است، و اين عوامل هر چند امروز در بين نيست (و در اين عصر به آسانى مى‏توان اخبار آن طرف دنيا را در اين طرف گرفت، و حتى با چشم ديد، و آن را به سهولت ضبط نمود، و به وسيله رسانه ‏هاى گروهى انتشار داد، و در اسرع وقت چاپ نموده و در كتابخانه ‏هاى مدرن از پوسيدن و دگرگونگى و گم شدن حفظش كرد) چون شهرها به هم نزديك شده و وسائل ارتباط بسيار و نقل و انتقال و تحول آسان گشته، ليكن بلاى تاريخ، از جهتى ديگر عمومى شده، و آن مساله سياست است، كه در تمامى شؤون زندگى انسان مداخله مى‏كند، و چرخ دنياى امروز بر محور سياست (كه خود فنى از فنون شده است) دور مى‏زند، و با تحول آن، همه اخبار دنيا ناگهان از حالى به حالى مى‏شود و اين خود عاملى بزرگ و دردى بى درمان است كه آدمى را نسبت به تاريخ بدگمان مى‏سازد، حتى تاريخ را به سقوط تهديد مى ‏كند.
وجود نواقص و يا به عبارتى ديگر، نواقصى كه براى تاريخ نقلى شمرديم علت عمده بى‏اعتنايى علماى امروز نسبت به تاريخ است، و باعث شده كه دانشمندان بطور كلى از تاريخ نقلى دورى نموده به تاريخ زمينى (يعنى باستان‏شناسى) روى آوردند و اين علم هر چند از پاره‏اى اشكالات كه در كار تاريخ نقلى بود سالم و به دور است مثلا دستخوش مداخلات حكومت‏ها نشده، و ليكن از بقيه اشكالات خالى نيست، براى اينكه اين دانشمندان نيز داراى احساسات و تعصب‏هايى هستند، اينها نيز تحت تاثير سياست‏ها قرار مى‏گيرند، پس آنچه كه از اسرار باستان‏شناسى خود افشا مى‏كنند نمى‏تواند مورد اعتماد قرار گيرد، ممكن است در آنچه افشا مى‏كنند و در آنچه كتمان مى‏نمايند و تغيير و تبديل مى‏دهند، اعمال سياست كنند، يعنى چيزى را افشا كنند كه واقعيت نداشته باشد، و چيزهايى را كه واقعيت دارد كتمان نمايند، و يا در آن تغيير و تبديلى بدهند.
اين بود حال تاريخ و عوامل متعددى كه از جهات مختلف، آن را تباه كرده و تا ابد هم‏ قابل اصلاح نيست.
بنا بر اين چنين تاريخى كه حال و وصفش را ديدى، نمى‏تواند با قرآن كريم در داستان‏هايى كه نقل مى‏كند مقابله كند، براى اينكه قرآن كريم وحى الهى و منزه از خطا و مبراى از دروغ است، پس تاريخ نمى‏تواند با آن معارضه كند، چون تاريخ هيچ پشتوانه‏اى براى ايمنى از دروغ و خطا ندارد، بلكه همانطور كه ديديد دستخوش عوامل كذب و خطا است.

 

امتياز و اعتبار داستان‏هايى كه در قرآن آمده نسبت به عهدين و كتب تاريخ‏

پس اگر مى‏بينيم اغلب داستانهاى قرآنى (نظير داستان طالوت)، مخالف با نقلى است كه در كتب عهدين (تورات و انجيل) است، نبايد در صحت آنچه كه در قرآن آمده شك كنيم، براى اينكه كتب عهدين، چيزى زائد بر تواريخ معمولى نيست و مانند ساير تواريخ، از دستبرد عوامل بالا، دور نمانده بلكه آن نيز ملعبه آن عوامل قرار گرفته است، علاوه بر اينكه سراينده داستان صموئيل و شارل به نقل كتب عهدين، معلوم نيست كه كيست و به هر حال ما اعتنايى به مخالفت تاريخ و مخصوصا عهدين، با آنچه كه در قرآن آمده نداريم، پس تنها قرآن كريم كلام حق و از ناحيه خداوند تبارك و تعالى است.

از اين نيز كه بگذريم، قرآن اصلا كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل داستان‏هاى خود قصه ‏سرايى مانند كتب تاريخ و بيان تاريخ و سرگذشت نيست، بلكه كلامى است الهى كه در قالب وحى ريخته شده، و منظور آن هدايت خلق به سوى رضوان خدا و راههاى سلامت است، و به همين جهت است كه مى‏بينيم هيچ قصه‏اى را با تمام جزئيات آن نقل نكرده، و از هر داستان، آن نكات متفرقه كه مايه عبرت و تامل و دقت است و يا آموزنده حكمت و موعظه ‏اى است و يا سودى ديگر از اين قبيل دارد، نقل مى‏كند هم چنان كه در داستان مورد بحث، يعنى قصه طالوت و جالوت، اين معنا كاملا به چشم مى‏خورد، در آغاز مى‏فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ" آن گاه بقيه جزئيات را رها كرده و مى‏فرمايد:" وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ..." باز بقيه مطالب را مسكوت گذاشته مى‏فرمايد:" وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ‏ ..."، آن گاه مى‏فرمايد:" فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ‏ ..."، بعدا جزئيات مربوط به داوود را رها نموده و مى‏فرمايد:" وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ‏ ...".
و كاملا پيدا است كه اگر مى‏خواست اين جمله‏ها را به يكديگر متصل كند، داستانى طولانى مى‏شد، و ما در گذشته هم آنجا كه داستان گاو بنى اسرائيل را در سوره بقره تفسير كرديم، خواننده را به اين نكته توجه داديم و اين نكته در تمامى داستان‏هايى كه در قرآن آمده، مشهود است و اختصاصى به يك داستان و دو داستان ندارد، بلكه بطور كلى از هر داستان آن قسمت‏هاى برجسته‏اش را كه آموزنده حكمتى يا موعظه‏اى و يا سنتى از سنت‏هاى الهيه است‏ كه در امت‏هاى گذشته جارى شده نقل مى‏كند، هم چنان كه اين معنا را در داستان حضرت يوسف ع تذكر داده و مى‏فرمايد:" لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ"  و نيز مى‏فرمايد:" يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ"  و نيز فرموده:" قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ، هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ".  و آياتى ديگر از اين قبيل.

 

نویسنده: سید محمد حسین طباطبایی

پی نوشت:

1.   - به راستى در داستان ايشان عبرتى است براى خردمندان." سوره يوسف، آيه 111"
2.   - خدا مى‏خواهد شما را به سنت‏هايى كه در امت‏هاى قبل از شما جريان داشته، هدايت كند. " سوره نساء، آيه 26"
3.   - قبل از شما سنت‏هايى جريان يافته، پس در زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بوده، اين قرآن بيانى است براى مردم و هدايت و موعظه‏اى براى مردم با تقوا." سوره آل عمران، آيه 138".
 

منابع: 

ترجمه تفسير الميزان ؛ سوره بقره - ذيل آیات 244-252



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 27 مرداد 1399

ارسال نظر(0)

:: عکس نوشته قرآنی زیبا برای پروفایل با متن کوتاه قرآن و خدا
:: عکس نوشته آیه گرافی قرآن همراه با ترجمه
:: علل بی نشاطی در نماز
:: توبة واقعی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: چرا زنان بیشتر از مردان طلاق می خواهند؟
:: چرا آمار طلاق بالاست؟





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709