
عوامل ایجاد آرامش در قرآن
احساس امنیت و آرامش، در آیات قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- در سطح وسیعی مورد توجه قرار گرفته حتی نگاهی قدسی به این مقوله شده است و آرامش، فقط از سوی خداوند بر بندگان مؤمن وارد می شود؛ هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً؛[۱۴] اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمان ها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيده كار است.
آیه، به صراحت منشأ آرامش را فقط خداوند می داند. بنابراین، سایر عوامل آرامش، به صورت مستقل عمل نمی کنند؛ بلکه بر اساس اذن الهی رخ می دهند؛ مثلاً همسر، در نگاه قرآن عامل آرامش است؛ اما طبق آیه ۲۱ سوره روم، ازدواج، از آیات الهی است و خداوند است که بین دو زوج مودت و رحمت ایجاد می کند؛ وجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ اوست که ميانتان دوستى و رحمت نهاد. شب نیز عامل آرامش است؛ اما خداست که آن را موجب آرامش قرار داده: جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً؛[۱۵] اوست که شب را مایه آرامش قرار داده است.
بنابراین، توقع آرامش از اسباب دنیایی، انتظاری بیجاست. از دنیا نمی توان به آرامش رسید؛ اما در دنیا با اسباب آسمانی و با لطف الهی می شود به آرامش دست یافت. در حدیث آمده است:
أوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ علیه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛ وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛[۱۶]
خداوند به حضرت داود-علیه السلام- وحی فرستاد: پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم و مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند و آن را نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم و مردم آن را در سیری و راحتی می یابند و آن را به دست نمی آورند. عزت را در اطاعت خودم قرار دادم و مردم آن را در خدمت پادشاه می جویند و بدان نمی رسند. من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند و آن را نمی یابند. رضایتم را در ناراحتی و نافرمانی نفس قرار دادم و مردم آن را در خشنودی نفس می جویند و به آن نمی رسند. راحتی و آرامش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا پی جویی می کنند و آن را نمی یابند.
قرآن کریم در آیات نورانی خود استقامت، اقامه نماز، انفاق، ایمان، باران، پرداخت زکات، تسلیم، تقوا، توکل، خواب، دعا، دلداری، دوستی با خدا، ذکر الهی، زمین، شب، عمل صالح، قصه انبیا، مائده آسمانی، مسکن، مشاهده حقایق، ملائکه، نزول تدریجی قرآن، وعده الهی، وفای به عهد، هدایت پذیری، همسر، مکه، قبول تقدیر الهی و یا کمک به دیگران را از جمله عوامل آرمش بخش مطرح می کند.
در ادامه، به برخی عوامل کلیدی که مایه آرامش می شوند، اشاره می کنیم:
۱. ایمان به خداوند و یاد او
در نگاه قرآن، مهم ترین عامل مشکلات روحی، از خودبیگانگی و نداشتن تکیه گاه محکم و قوی است که به از خدابیگانگی می انجامد و مهم ترین عامل پوچی انسان به حساب می آید. قرآن راه برون رفت از این مشکل را ایمان به: خداوند، غیب، ملائکه، پیامبران و کتب آسمانی می داند؛ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛[۱۷] كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند، برای آنان ايمنى است و ايشان راه يافتگان اند.
روشن است که تنهایی و نداشتن تکیه گاه محکم، باعث ایجاد ترس و اضطراب می شود و چه تکیه گاهی از قدرت ماندگار الهی در این عالم قوی تر است؟ مهم آن است که پذیرش خداوند، تنها لقلقه زبان نباشد؛ چنان که آیه فوق می فرماید نباید ایمان بدون عمل صالح و همراه با ظلم باشد. قرآن کریم در ۳۹ آیه، همراه ایمان، عمل صالح را مطرح ساخته و تأکید نموده ایمانی نافع خواهد بود که با عمل همراه گردد؛ از جمله، آیه ۶۲ سوره بقره.
ذکر خداوند که در پیِ ایمان مورد سفارش قرار گرفته، نقش مهمی در ایجاد آرامش دارد. قرآن در این باره می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ ألاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛۲ همان كسانى كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.
علامه طباطبایی ذیل این آیه می فرماید:
پس، هر قلبى، به طورى كه جمعِ مُحلّا به الف ولام (القلوب) افاده مى كند، با ذكر خدا اطمينان مى يابد و اضطرابش تسكين پيدا مى كند. آرى، اين معنا حكمى است عمومى كه هيچ قلبى از آن مستثنا نيست؛ مگر اينكه كار قلب به جايى برسد كه در اثر ازدست دادن بصيرت و رشد، ديگر نتوان آن را قلب ناميد. چنين قلبى، از ذكر خدا گريزان و از نعمت طمأنينه و سكون محروم خواهد بود؛ همچنان كه فرموده: "فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ؛ ديدگان كور نمى شود؛ ولي دل هايى كه در سينه هاست، كور مى گردد." ۳
چند نکته قرآنی در مورد ذکر
الف. در آیه یادشده، تقدیم بذکر بر فعل تطمئنّ که مفید حصر است، نشان می دهد که فقط یاد خدا انسان را آرامش می دهد؛ نه چیز دیگر.
ب. نتیجه یاد خدابودن این است که او نیز یاد ما خواهد نمود؛ فَاذْکُرُونِي أذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِي وَ لاَ تَکْفُرُونِ ؛[۱۸] پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و شكرانه ام را به جاى آريد و مرا ناسپاسى نكنيد.
ج. قرآن از مؤمنان می خواهد که بسيار به یاد خدا باشند؛ يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِيراً؛[۱۹] اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را ياد كنيد، يادى بسيار.
در آیه ای دیگر می خوانیم: وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِي نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ وَ لاَ تَکُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ ؛[۲۰] و در دل خويش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بدون صداى بلند، ياد كن و از غافلان مباش.
امیر مؤمنان-علیه السلام- در دعای کمیل از خدا می خواهد که تمام اوقات ایشان به یاد حق آباد باشد؛ أسْألُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أسْمَائِكَ أَنْ تَجْعَلَ أوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَة. [۲۱]
د. از نگاه قرآن، مهم ترین مانع یاد خداوند که آرامش انسان را به هم می ریزد، دنیاطلبی و هواپرستی است؛ وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لاَ تَعْدُ عَيْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ لاَ تُطِعْ مَنْ أغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ کَانَ أمْرُهُ فُرُطاً؛[۲۲] و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند [و] خشنودى او را مى خواهند، شكيبايى پيشه كن و دو ديده ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته ايم و از هوس خویش پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده روى است، اطاعت مكن.
پیامبر گرامی اسلام-صلی الله علیه و آله- می فرماید: الرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا تُكْثِرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا يُرِيحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ؛[۲۳] تمایل به دنیا، اندوه و غصه انسان را زیاد می کند اما زهد در دنیا، قلب و بدن را راحت و آرام می سازد.
منظور از دنیا در نگاه قرآن، آسمان و زمین و دریا و صحرا و یا پول و خانه نیست؛ بلکه شئون اعتباری آن، مانند فخرفروشی و زیادت طلبی در اموال و اولاد است که دنیا به شمار می آید و مورد نکوهش قرآن قرار دارد. (حدید/ ۲۰) قرآن کریم هشدار می دهد که مراقب باشید اموال و اولادتان، شما را از یاد خدا غافل نسازد. (منافقون/ ۹)
هـ. قرآن کریم نابینایی دل و قرارگرفتن در فشار و تنگنای زندگی را، جزء آثار غفلت از یاد خدا می داند و می فرماید: وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ أعْمى؛[۲۴] و هرکس از یاد من اعراض کند، همانا [در دنیا] زندگی اش تنگ شود و روز قیامت او را نابینا محشور کنیم. بنابراین، اطمینان، حیات و شفای قلب، از جمله آثار ذکر می باشد.
و. قرآن کریم به برخی مصادیق ذکر به عنوان ذکر خاص اشاره نموده است؛ از جمله: