

انسان در چنبره مصائب و بلايا
زندگي انسان در دنيا همواره در چنبره اي از مشكلات، مصائب و بلاياست و انسان هرگز نمي تواند رنگ خوشي، آسايش و آرامش كامل را در دنيا به خود ببيند؛ زيرا از سويي دنيا محل تضاد و تزاحم است و هرگز نمي توان اميد داشت كه هيچ تضاد و تزاحمي مانع از سير و حركت طبيعي نشود و كارها همواره بر آساني باشد و از سوي ديگر، گاه آزمون هاي الهي و گاه ديگر كيفرهاي خداوند كه نتيجه طبيعي خطاها و گناهان ماست انسانها را در برمي گيرد.
به هر حال، انسان در دنيا براي ابديت ساخته مي شود؛ زيرا انسان موجودي است كه مي بايست سير كمالي خويش را در دنيا با تلاش و مجاهدت هاي خود بپيمايد و صفات كمالي سرشته در ذات خود را در اين آزمون ها و بلاها تجلي و ظهور بخشد؛ زيرا تا زماني كه امور به طور طبيعي پيش مي رود، انسان تنها به همان داشته هاي ظاهري خود بسنده مي كند و تلاشي براي شناخت ديگر توانايي ها و استعدادهايش انجام نمي دهد؛ اما هنگامي كه گرفتار مشكل و مصيبتي مي شود در آن زمان است كه براي رهايي، از همه وجود خويش بهره مند مي شود و مي كوشد تا در خود و استعدادهاي خود راهي براي رهايي بيابد.
اين گونه است كه در مشكلات و مصيبت ها انسان، خود واقعي خويش را آشكار مي كند و نشان مي دهد كه تا چه اندازه از علم و قدرت بهره مند است.
بنابراين، يكي از اهداف و فلسفه هايي كه براي مشكلات و مصيبت ها مي توان بيان كرد، بروز و ظهور توانايي هاي نهفته در انسان است.

البته چنانكه گفته شد، برخي از مصيبت ها نتيجه طبيعي رفتارهاي ماست؛ زيرا هر خطا هر چند از روي ناداني و جهالت، آثار طبيعي و وضعي دارد. به عنوان نمونه اگر انسان نادانسته نوشيدني مسكري را به عنوان آب بنوشد، مستي به سراغ او خواهد آمد.
يا اگر كسي نادانسته و ناخواسته داروي بيهوشي يا زهري را بخورد، آثار وضعي و طبيعي آن بيهوشي و مرگ خواهد بود. بنابراين، هر چند كه در خطا و اشتباه، شخص گناهي را مرتكب نشده و تكليفي بر او نيست و مجازات نمي شود، ولي به طور طبيعي مي بايست تبعات و پيامدهاي خطا و اشتباه خود را تحمل كند.
در برخي موارد، شخص عاقل و بالغ با علم و اختيار، كاري را كه غير شرعي يا غيرقانوني است مرتكب مي شود. به عنوان نمونه با سرعت غيرمجاز رانندگي مي كند يا چراغ قرمزي مي گذرد يا حرامي را مرتكب مي شود و شرابي مي نوشد. در اين صورت مجازات گريبانگير او مي شود و شخص دچار مصيبت و بلايي مي شود.
خداوند در آياتي چند بيان مي كند كه بيشتر مصيبت هايي كه انسان در زندگي دنيوي خود دچار آن مي شود، ريشه در گناهاني دارد كه مرتكب مي شود.
چنین مي فرمايد: هر مصيبتي كه به شما برسد دستاورد خود شماست و خدا از بسياري از گناهان درمي گذرد.(شوري، آيه 3)
اين بدان معناست كه اگر خداوند مي خواست در همين دنيا مجازات گناهان ما را به شكلي كيفر دهد، جز مصيبت و بدبختي هيچ چيزي نداشتيم و تمامي زندگي ما سرشار از رنج و مصيبت و بلا بود و ديگر رنگ آسايش و آرامش را در دنيا تجربه نمي كرديم؛
ولي خداوند چون ارحم الراحمين است بر بندگان خويش رحم مي كند و تنها به برخي از گناهان ما را مي گيرد و مجازات مي كند تا به خود آييم و راه خويش را تغيير داده و مسير درست كمالي و هدايت را بپيماييم.
امام صادق(ع) ذيل اين آيه فرمودند:
هر بلا و حتي سردرد و بيماري كه براي انسان پيش مي آيد، بر اثر گناهان است و آنچه خداوند گذشت مي كند، از آنچه مؤاخذه مي كند بيشتر است.(بحارالانوار، ج73، ص 315)
همچنين امام محمدباقر(ع) فرمودند:
بر اثر گناه روزي، اندك و فقر، حاكم مي گردد. (همان، ص 318)