پائين آمدن ضربان قلب توسط باران

« بياد بياوريد وقتيکه خدا خوابِ کمی را از جانب خود در شرايط تهديد بر شما مستولی کرد تا آرامش پيدا کنيد. و از ابر باران بر شما نازل می کرد تا شما را تميز کند و ذهنيتِ شيطانیِ (اينکه اگر به حق می بوديد پس چرا آب نداشتيد) به ذهن شما خطور نکند، و ضربان قلب شما را پائين بياورد و ماسه ها را سفت کـنـد».
("سفت کردن گامها توسط باران" در آيه مجاز است، و منظور از آن "سفت کردن ماسه های زير گامها" است که نتيجه آن "سفت نمودن گامها" خواهد شد. در رابطه با مجاز در مقدمه صحبت شده است).
آيه مربوط به يکی از نبردهاست. در آن شرايط تعداد مسلمانان کم بوده و دشمنان بسيار. قسمت اول آيه مربوط به شبِ پيش از نبرد بوده که مسلمانان نگرانی و ترس داشته اند و خوابشان نمی برده است. و بقيه آيه مربوط به روز نبرد است. نکته مورد نظر ما در آيه اينست که آيه می گويد: باران نازل کرده که ضربان قلب آنها را پائين بياورد. و اين نکته يک نکته درست و علمی است. يعنی اگر کسی دلهره و ضربان قلب وی بالا باشد اگر زير باران برود، ضربان قلب وی پائين می آيد و به آرامش می رسد.
مأمور داشتنِ مرگ

« به آنها بگو: مأمور مرگ که بر شما گماشته شده، شما را می ميراند. بعد بطرف آفريدگار خود برمی گرديد».
نکته آيه اينست که مرگ مسئول و مأمور دارد. ما فعلاً از مأمور مرگ انسان اطلاعاتی نداريم. ولی اينکه مرگ اساساً مسئول دارد يک مـقـوله علمی است. انسان فعلاً ژن مربوط به مرگ (يعنی ژنی که فرمان مردنِ پديده خود را صادر می کند) در نوعی کرم استوانه ای ساده می شناسد. و همينطور در پديده های پيچيده تر ژنِ مربوط به مرگ و زندگی می شناسد. يعنی ژنی که فرمان مرگ و زندگی هر دو بدست اوست، و فرمان خود را نيز بصورت سيگنال صادر می کند.
نبودن اعصاب گرمائی در معده

« نمونه هائی از بهشتی که به متقین وعده داده شده: جویبارهای آبی که تغییر بو نمی دهد دارد، جویبارهای شیری که تغییر مزه نمی دهند، جویبارهای شراب خوش کام برای نوشندگان، جویبارهای عسلِ صاف، هر نوعی از ثمرها در آن برای آنها هست، و آمرزشی از طرف پروردگارشان نیزخواهند داشت. آیا اینها مانند کسانی هستند که همیشه در آتش می باشندد و آب جوش نوشانده میشوند که بیدرنگ غذای معده آنها را از هم می پاشد»؟
آیه می گوید که جهنمیان آب جوشان نوشانده می شوند و غذای معده آنها را از هم میدرد. چرا نمی گوید آب جوشان معده آنها را از گرمی و داغی می سوزاند؟ به این خاطر که معده اصلاً اعصاب احساس گرما و سوختگی ندارد. و وقتی غذای معده دریده می شود و یا بنوعی دچار اشکال می شود و وارد روده میشود شدیدترین نوع درد را بدنبال می آورد.

« به آنها بگو: به من خبر بدهید که اگر خدا شنوائی و بینائیهای شما را بگیرد و بر مغزهای شما مهر بزند، کدام خدایِ غیر از خدا هست که آنها را مجدداً برای شما درست کند؟ ببین چطور آیات را برای آنها روشن می کنیم ولی آنها روی می گردانند»!
چرا آیه می گوید: اگر خدا شنوائی و بینائیهای شما را بگیرد و نمی گوید: اگر گوش و چشم شما را بگیرد؟
چون چشم و گوش در واقع نور و صدا را به امواج تبدیل می کنند و امواج از طرق اعصاب به جایگاه ویژه خود در مغز فرستاده می شوند و مغز آنها را به صورت صدا و تصویر درک می کند. اگر چشم و گوش از کار بیفتد انسان می تواند با دوربین و دستگاهای دیگر امواج صوتی و تصویری را به مغز بفرستد و انسان می تواند ببیند و بشنود، و در آن صورت قرآن می سوخت. ولی وقتی بینائی و شنوائی انسان که در مغز است گرفته بشود، از کسی کاری ساخته نیست. نکته مورد نظر ما در آیه اینست که: کسیکه این آیه را گفته می دانسته که شنوائی و بینائی انسان چگونه است.