
9. لزوم شناخت رفيق راه و همسايه
سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار.
نامه /31
ترجمه : پيش از آنكه درباره راه بپرسى ، درباره رفيق راه بپرس ، و پيش از آنكه خانه انتخاب كنى درباره همسايه پرس و جو كن .
شرح : بر اساس اين فرمايش امام عليه السلام ، در زبان فارسى هم ضرب المثلى رواج يافته است كه مى گويند:بگو رفيقت كيست ، تا بگويم چگونه آدمى هستى . و شاعرى ، همين معنى را به شعر در آورده است :
تو، اول بگو: با كيان زيستى ؟
پس آنگه ، بگويم كه : تو، كيستى !
سخن امام ، اين هشدار را مى دهد كه : انسان بايد دقت كند و هنگام سفر، از رفيق راه و همسفر بد و فاسد، پرهيز و دورى جويد، و همچنين هنگام انتخاب خانه ، مراقبت كند، تا با اشخاصى نادرست و گمراه ، همسايه نشود. زيرا، همسفر فاسد و همسايه گمراه ، علاوه بر زيانها و ناراحتيهايى كه توليد مى كنند، بر اثر همراهى و همنشينى و معاشرت پى در پى ، در روحيه انسان ، تاءثير بد مى گذارند. و چه فاسد، خود نيز، اندك اندك و ندانسته ، به فساد و گمراهى كشيده ميشود. به همين دليل ، ما بايد مراقب باشيم و در هر كارى كه انجام ميدهيم ، با كسانى همراهى و همفكرى كنيم كه مطمئن باشيم درستكار و با ايمان و پاك و نيك كردارند.
اين سخن ، ميتواند ما را، در اين جهت نيز راهنمائى كند كه : هر گاه در انتخاب راهى و انجام كارى دچار شك و ترديد شديم ، يا اگر ديديم كه خودمان ، قادر به انتخاب راه درست نيستيم ، بهتر است پيش از آنكه با چشم بسته به راهى برويم يا شروع به كارى كنيم ، افراد ديگر را درنظر بگيريم . يعنى ببينيم كسانى كه عقل و درايت و ايمان و پارسايى آنها ثابت شده است ، چه كار ميكنند و از كدام راه مى روند، تا ما نيز همان راه را در پيش گيرم . به اين ترتيب ، علاوه بر آنكه به گمراهى و فساد دچار نمى شويم ، از وجود همراه و همنشين خوب هم بهره مند مى گرديم .
10 . خودرايى و مشورت
من استبد براءته هلك و من شاورالرجال شاركها فى عقلولها.
ترجمه :شخص خود راءى به هلاكت ميرسد، و كسيكه با مردان برجسته و انديشمند مشورت كند، در عقل آنها شريك ميشود.
شرح : كسيكه در همه كارها، تنها عقيده و نظر خود را درست ميداند و به راءى و عقيده هيچ كس ديگر، اهميتى نمى دهد، بيش از هر كس ، به خودش ظلم ميكند. هيچكس نيست كه همه چيز را بداند و براى همه مسائلى و مشكلات ، راه حل درست و منطقى و قابل اجراء پيدا كند، و هر كس ، هر اندازه هم كه عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلى روبرو خواهد شد، كه راه حل درست و عملى آنها، به فكرش نخواهد رسيد. در چنين حالى ، اگر شخصى ، خود راءى باشد و جز عقيده خود، عقيده هيچ كس را نمى پذيرد، بطور مسلم ، در حل مسائل ، به راههاى غلط مى رود، و چه بسا دچار اشتباهاتى ميشود كه حتى زندگى اش را به خطر مى افكند و او را به هلاكت و نيستى ميكشاند. اما كسيكه تنها به عقيده خود اتكاء ندارد، و در مسائل گوناگون مشورت ميكند، به راه سعادت ميرود. مخصوصا اگر شخصى ، با افراد عاقل و انديشمند و مردان برجسته مشورت كند، مانند آن است كه در فكر و دانش آنها شريك شده ، و از عقل و انديشه هركدام ، براى خود سهمى برداشته است .
وقتى ما، بار سنگينى داريم كه نمى توانيم از روى زمين حركت دهيم ، به كمك چند نفر ديگر نياز پيدا مى كنيم . و هنگامى كه چند نفر آمدند و به ما كمك كردن ، مثل آن است كه ما را، در زور بازوى خود شريك كرده اند و هر كدام ، از قدرت و توانايى خود، سهمى به ما داده اند.
در مورد مسائل مربوط به فكر و عقل نيز همينطور است . وقتى با مساءله يى روبرو ميشويم كه به تنهايى از حل آن عاجزيم ، بايد از عقل و انديشه ديگران هم كمك بگيريم . و در اين صورت ، مثل آن است كه خود را، در عقل و شعور آنها شريك ساخته ايم و از نيروى انديشه و فكرشان ، سهمى هم به ما رسيده است