صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 95616
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


قرآن و قرائت متواتر آن

 

چرا وحی به صورت لفظ نازل می ‏شود؟
معارف، معانی مجردی در مخازن الهی می‏باشد که هر انسانی را امکان دسترسی بدان نیست.برای بهره‏گیری انسان از آنها، معارف به صورت لفظ تنزل کرده، و خدای سبحان توسط انبیا و برگزیدگان خود، عموم مردم را با حقایق آشنا می‏نماید.
افرادی نوع انسان گرچه از نظر آداب و زبان گفتگو با یکدیگر متفاوتند، لیکن از جهت حقیقت خلقت، از یک فطرت همگون و هماهنگ، و از یک فرهنگ و زبان مشترک بهره‏مند می‏باشند.و به همین خاطر همه خواستار یک نوع معارف هستند.
وقتی زبان فطرت انسانها همگون باشد، در سخن گفتن و القاء معارف به آنها نیازی نیست که تفاوت زبان گفتگو در نظر گرفته شود و از هر ملیت با زبان خاصی، پیامبری انتخاب شود که همزبان آنان باشد. بلکه چون فرهنگ محاوره یکسان است از بین صدها نوع زبان اگر وحی به یک زبان نازل شود برای همگان حجت خواهد بود، زیرا هر انسانی از هر ملتی که باشد پیام هر پیامبری را درک می‏کند، چون همه انبیا بر اساس فطرت، سخن می‏گویند و فطرت، یک چیز است.
بنابراین آنچه دلیل، دلالت می‏کند به عنوان لطف و از خدا(نه بر خدا)واجب است، آن است که خدای سبحان پیام خویش را به انسان، ابلاغ نماید، تا اتمام حجت شده و لئلایکون للناس علی اللّه حجة بعد الرسل(نساء، 165)، تحقق یابد، و وحی الهی به صورت لفظ در اختیار همگان قرار گیرد.قرآن در این باره می‏فرماید:ما قرآن را به صورت لفظ عربی، نازل کردیم تا شما در آن اندیشه نمایید:انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون(یوسف، 2)، همان معارف که اگر به صورت لفظ تنزل نکند، بشر عادی به آن دسترسی ندارد، انه فی ام الکتاب لدنیا لعلی حکیم.(زخرف، 2)
پیامبران و هم زبانی با قوم خود
اما اینکه می‏فرماید هر پیامبری به زبان قومش مبعوث می‏شود، ما ارسلنا من رسول الابلسان قومه(ابراهیم، 4)یا اشاره به همین معناست که عنوان شد-که هر پیامبری بر هر تعداد از افراد انسان که مبعوث می‏شود، با زبان فطرت آنها سخن می‏گوید که زبان هنگان است و معارف الهی هماهنگ با فطرت انسان بوده.و هیچگاه وحی تحمیل بر فطرت انسانی نمی‏باشد-و یا به این معناست که از هر قومی که پیامبری برگزیده می‏شود، همزبان با آن قوم است، یعنی اگر از قوم بنی‏اسرائیل پیامبر مبعوث شد بر زبان همان قوم(عبری یا سریانی)وحی می‏آورد، و اگر از قوم عرب پیامبری انتخاب شد با زبان عربی از طرف خدا سخن می‏گوید، نه اینکه از هر قومی لازم است، پیامبری همزبان با همان قوم مبعوث شود و رسالت هر پیامبری اختصاص به قوم خودش دارد.این دو مطلب کاملا از هم متفاوت هستند آنچه مفاد آیه است، مطلب اول است نه دیدگاه دوم.مفاد آیه، قضیه خارجیه است، یعنی اگر از قومی پیامبری مبعوث شده به زبان همان قوم سخن می‏گوید نه اینکه اختصاصی به آن قوم داشته باشد.
نزول تدریجی قرآن
قرآن نیز به عنوان آخرین پیام الهی به صورت لفظ تنزل کرد، تا انسان با معارف آسمانی آشنا شود، گرچه قرآن دو نزول جمعی و تدریجی دارد، لیکن نزول جمعی قرآن که دفعتا بر روح پیامبر اسلام(ص) تجلی نمود، از سنخ لفظ نیست.لفظ، در نزول تدریجی قرآن است که در طول رسالت پیامبر(ص) بر او نازل شده و هر آیه‏ای از آیات قرآن بیشتر از یک بار بر پیامبر نازل نشده است و در یک بار نزول و تلفظ هر لفظی بیش از یک نوع هیأت و اعراب شکل نمی‏گیرد.اگر برخی آیات قرآن دو مرتبه نازل شده، بدون هیچ‏گونه تفاوت در دو جای قرآن تنظیم شده و جا داده شده‏اند.

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 04 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

ظلم و ستم به دیگران از نگاه قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. زیرا اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است. کسی که مثلا دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است. بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است. در دنیا دوست پیدا می کند؛ خدا چند برابر در دنیا به او می دهد و در آخرت هم بهره ای صد چندان دارد.
کسی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است. زیرا در دنیا و آخرت ضرر می کند. اولین ضرر دنیوی او این است که دوست شفیقی را از دست داده و یا دشمنی برای خودش ساخته است و دومین آن، تقاص است در همین دنیا. زیرا یکی از گناهانی که نتیجه اش در همین دنیا دیده می شود، ستم به دیگران است. و نتیجه شوم دیگرش در آخرت است.
در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود: «انّ الظّالمین لهم عذاب الیم؛ قطعاً برای ستمگران عذاب دردناکی هست»[1] «و انّ الظّالمین لفی شقاقٍ بعیدٍ: ستمگران در عداوت شدید دور از حق[و در برابر حق] قرار گرفته اند»[2] «الا لعْنة اللّه علی الظّالمین؛ آگاه باشید؛ لعنت خدا بر ستمگران باد.»[3] «یوم لا ینفع الظّالمین معْذرتُهم و لهم اللّعنةُ و لهم سوءُ الدّار؛ روز قیامت روزی است که عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان نمی بخشد و لعنت خدا بر آن ها، و جایگاه بد نیز برای آنان است.»[4]  «وَ اللَّهُ لا یحِبُّ الظَّالِمین؛ خداوند ستمکاران رادوست ندارد»[5]
به کلمه ظلم و ظالمین در قرآن مراجعه کنید تا ببینید چه جزای بزرگی برای ستمکاران در نظر گرفته شده است.«لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ کذلِک نَجْزِی الظَّالِمینَ؛ برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم.»[6]
در روایتی امام باقر علیه السلام ظلم را به سه دسته تقسیم می کنند: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ علیه السلام قَالَ الظُّلْمُ ثَلَاثَةٌ: ظُلْمٌ یغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا یغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا یدَعُهُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یغْفِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَالشِّرْک بِاللَّهِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی یغْفِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فِیمَا بَینَهُ وَ بَینَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یدَعُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَالْمُدَاینَةُ بَینَ الْعِبَادِ وَ قَالَ علیه السلام مَا یأْخُذُ الْمَظْلُومُ مِنْ دِینِ الظَّالِمِ أَکثَرُ مِمَّا یأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ دُنْیا الْمَظْلُومِ؛ امام باقر علیه السلام فرمود: ظلم و ستم سه گونه است: ستمی که خدا می آمرزد و ستمی که خدا نمی آمرزد و ستمی که خدا رها نمی کند. آن که خدا نیامرزد؛ شرک به خداست و آن که می آمرزد؛ ستم بر نفس است و آن که وانگذارد، حق بندگان است بر یکدیگر. فرمود: آنچه مظلوم از دین ظالم بستاند؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند»[7]  فردای قیامت، کارهای نیک ظالم را بر می دارند و به مظلوم می دهند و همین طور گناهان مظلوم را به ظالم می دهند.
در این روایت اشاره شده است؛ ظلمی که به واسطه آن خداوند ظالم را رها نمی کند؛ ظلم و ستم به دیگران است. باری تعالی از حق الناس نمی گذرد. خداوند در کمین ظالمین، نشسته است تا حق ظالم را بستاند. در قیامت خداوند از حسنات ظالم بر می دارد و به مظلوم می دهد. لذا حضرت باقر علیه السلام فرمودند: آن مقداری که مظلوم از دین ظالم می گیرد،؛ به مراتب بیشتر است از آن چه که ظالم از دنیای مظلوم گرفته است.
در میان ظلم در حق مردم، آن ظلمی که مظلوم، یاور ندارد؛ خطرش بیشتر و عواقبش هولناک تر است. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ لَمَّا حَضَرَ عَلِی بْنَ الْحُسَینِ الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَی صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ یا بُنَی أُوصِیک بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَکرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ یا بُنَی إِیاک وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یجِدُ عَلَیک نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ؛ حضرت باقر علیه السلام فرمود: پدرم علی بن الحسین هنگام وفات مرا در آغوش گرفته فرمود: پسرم تو را وصیتی می کنم که پدرم هنگام وفات به من نمود از جمله سفارشی که نمود این بود که فرمود: بترس از این که ستم روا داری به کسی که جز خدا ناصری ندارد.»[8]
به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر رسید که سعد بن معاذ از دنیا رفته است. آن حضرت با اصحاب خود آمدند و دستور داد؛ سعد را غسل دهند و خود بر در ایستاد و چون حنوط و کفنش کردند و تابوتش برداشتند؛ رسول خدا بی کفش و رداء او را تشییع کرد و گاهی سمت راست تابوتش را می گرفت و گاهی سمت چپ آن را تا به قبرش رسانید و خود میان قبر او رفت. لحدش را درست کرد و خشت بر او چید. می فرمود سنگ به من دهید و گل بدهید و میان خشت ها را گل می زد و چون تمام شد و خاک بر او ریخت و قبرش را ساخت. رسول خدا فرمودند: من می دانم کهنه می شود و کهنگی به او سرایت می کند؛ ولی خدا دوست دارد، هر که کار کند، محکمش نماید. بعد از دفن، مادر سعد برخاست و گفت ای سعد بر تو گوارا باد بهشت! رسول خدا فرمودند: ای مادر سعد آرام باش. زیرا سعد گرفتار فشار قبر شد. رسول خدا برگشتد و مردم برگشتند و به آن حضرت گفتند: یا رسول اللَّه ما دیدیم با سعد آن کردی که با احدی نکردی. شما بی رداء و کفش دنبال جنازه اش راه رفتید. فرمود: فرشته ها بی ردا و پای برهنه دنبال او بودند و من به آن ها تأسی کردم. گفتند: راست و چپ تابوتش را گرفتی؟ فرمود دستم در دست جبرئیل بود و هر جا را می گرفت؛ می گرفتم. گفتند: تو دستور غسلش را دادی و بر او نماز خواندی و او را به دست خود در قبر نهادی و باز هم فرمودی که سعد فشار قبر دارد؟ فرمود آری چون در خانه بد اخلاق بود».[9]
آری خداوند متعال از کوچکترین ظلمی که در حق بنده ای شود؛ گذشت نخواهد کرد. جناب سعد بن معاذ به خانواده ستم می کرد و خداوند اولین جزای او را در قبر می دهد.
دنیا دار مجازات نیست. گرچه در دنیا هم عده ای مجازات می شوند؛ ولی محل اصلی مجازات عالم برزخ و قیامت است. بهترین تنبیه و مجازات، مجازات قیامت است. زیرا اگر ستمکار مریض شود یا فقیر شود؛ در دنیا مؤمنین هم مریض می شوند؛ فقیر می شوند. برای انبیا گرفتاری پیش می آید. گرچه آن ها از این موقعیت ها و امتحانات استفاده کرده و به کمال می رسند. پس جزای دنیوی بسیار ضعیف است. خداوند در همین دنیا ظالم را مکافات می کند. ما انسان ها صبرمان کم است. ولی خداوند متعال حلیم و صبور است. اگر بنده اش ستم کرد به او فرصت می دهد تا جبران کند. اگر جبران نکرد در همین دنیا گرفتار شده و مکافات اصلی را در قیامت می کشد.
ولی انسان ها باید بدانند که هر کار خوب و بدی که انجام می دهند؛ در مرحله اول نتیجه اش را خودشان می بینند. چرا ائمه اطهار علیهم السلام در مقابل بدی دیگران با این که قدرت مقابله به مثل را داشتند؛ ولی بدی نمی کردند. زیرا مطمئن بودند کسی که بدی می کند و به کسی ستم می کند در اصل به خودش کرده و تیشه به ریشه خود زده است. کسی که مثلا فحش می دهد؛ به طرف مقابل غیر از رنجش، آسیبی نرسانده؛ ولی به خودش ضربه مهلکی زده است. زیرا زبانش به گناه آلوده شده و شخص این چنینی دعایش مستجاب نمی شود. ملائکه و خداوند و مؤمنین از چنین شخصی بیزارند. در قیامت هم باید حساب پس دهد.
در مسائل زناشویی و ارتباط با دوستان، کسانی که گرفتاری برایشان به وجود می آید؛ نباید به حساب خدا بگذارند. منشأ بسیاری از گرفتاری ها و اختلافات، خودمان هستیم.
خواهری بدون تحقیق و بدون توجه به تذکرات والدینش،با جوانی ازدواج می کند و بعد کشف می شود که جوان معتاد و آلوده به فساد است. نمی شود خطای خودمان را به حساب دیگران و یا خداوند بگذاریم. یا به خاطر عشق زودگذر و چند روز شاد بودن، در پارتی های کذایی شرکت کرده و یا با دوستان ناباب طرح رفاقت ریخته، و به بهانه دیگری دوست پسر، پیدا می کند و بعد از مدتی او را رها می کند؛ حال مطرح می کند که عدالت خدا کجا رفت؟ دختران از این موضوع غافلند که پسران حاضر به ازدواج با دوست دخترشان نیستند. زیرا به آن ها بدبین هستند. فکر می کنند غیر از این آقا پسر، دوست پسر دیگه ای هم دارد.
واقعا اگر کسی در هنگام ازدواج، عجله نکرد؛ تمام تلاشش برای ازدواج با همسری بود که دو ویژگی ایمان و اخلاق داشت؛ نه مال و ثروت و یا زیبایی، مطمئن باشد که مورد ظلم واقع نخواهد شد. زیرا امام صادق علیه السلام فرمودند: دخترتان را به نکاح جوان مؤمن درآورید که اگر دختر شما را دوست نداشت؛ ایمانش اجازه نخواهد داد که با دخترتان بد اخلاقی کند.
در پایان متذکر می شوم:                                                                
1. اگر کسی به ما ظلم کرد؛ ما هرگز قصد ظلم به او را نداشته باشیم. زیرا ما هم مثل او می شویم ظالم.
2. در این گونه مواردبهتر است از طرف مقابلمان گذشت کنیم. او را به خدا سپرده و تمام ستم های او را فراموش کنیم تا آرامش روحی و روانی پیدا کنیم. به پیروی از ائمه اطهار برای هدایتش دعا کنیم. در غیر این صورت کینه در قلبمان جای می گیرد که سودی به جز مریض شدن و به هم ریختن اعصاب ندارد.
3. به خدا توکل کرده و از ایشان استمداد کنیم تا امورات زندگی ما را سامان دهد.

 پی نوشت ها:

[1] ابراهیم، 22.
[2] حج، 53.
[3] هود، 18.
[4] غافر، 52.
[5] آل عمران، 57.
[6] اعراف، 41.
[7] بحارالانوار، ج‏72، ص 311.
[8] اصول کافی ج2 ص 332.
[9] امالی شیخ صدوق، ترجمه کمره‏ای، ص 385.
 منبع: شیعه 24



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 04 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

شأن نزول آیة الکرسی

در قرآن کریم آیاتی که بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل می‌شد دارای علت و سببی بود که به اذن خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرستاده می‌شد که در مجموع به آن‌ها شاًن نزول می‌گویند که اصطلاحاً سبب نزول می‌باشد .
در روایت است که امام صادق(علیه السلام) به حالت چهار زانو در مجلسی نشسته بود و پای راست خود را بر روی ران پای چپ قرار داده بود, در این هنگام مردی گفت فدایت شوم این نوع نشستن مکروه است. حضرت فرمودند: نه این چنین نیست, بلکه این سخنی است که یهودی‌ها می‌گویند.
آن‌ها می‌گویند: «هنگامی که خدای متعال آسمان‌ها و زمین را آفرید و به عرش مسلط گشت,به این صورت نشست تا استراحت نماید.»
خدای متعال هم این آیه را در ردّ کلام باطل آن‌ها فرمود که: «الله ُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ» تا «هُوَ العَلیّ العَظیم» و امام صادق علیه السلام در همان حالت که نشسته بود باقی ماند.
 
عکس‌العمل شیطان هنگام نزول آیة الکرسی
امام محمد باقر(علیه السلام) از امیرالمومنین علی(علیه السلام) روایت فرموده:
«هنگامی که آیة الکرسی نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: آیة الکرسی آیه‌ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت، هر بُتی که در جهان بود, با صورت به زمین افتاد.»
در این زمان ابلیس (شیطان) ترسید و به قومش گفت: «امشب حادثه‌ای بزرگ اتفاق افتاده است, باشید تا من عالم را بگردم و متوجه حادثه شوم که چه بوده است.»
تعریف کرسی در آیه‌ای که به آیه الکرسی معروف شده است کرسی از ریشه( ک- ر- س) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می‌باشد ونیز کرسی را تختی هم می‌گویند که بر آن می‌نشینند که در این زمینه می‌توان برای کرسی سه معنی آورد : 1/ علم الهی 2/ جسم بزرگ کیهانی 3/ قدرت و سلطنت الهی
ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید, مردی را دید و از او سوال کرد( باید توجه داشت که از رویات استفاده می‌شود, شیطان به تمام اشکال از موجودات عالم, ممکن است ظاهر گردد و در اینجا هم به صورت انسانی در آمده و از مرد سوال می‌کند!) 
«دیشب چه حادثه‌ای اتفاق افتاد؟»
مرد گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به ما فرمود : آیه‌ای از گنج‌های عرش نازل شده است که بت‌های جهان به خاطر آن همگی با صورت به زمین خورده‌اند ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن‌ها خبر داد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 04 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

شرايط تدبر در قرآن

شرط دوم، ميزان توانايي انسان در فهم قرآن:‏ 
قرآن، كتابي است كه به انسان فرصت انديشيدن مي دهد، هم درباره خويش و ماقبل خويش و مابعد خودش و هم درباره مخلوقات ديگر. كتابي است كه به تعابير گوناگون انسان را مخاطب قرار داده و به او انگيزه مي دهد تا براي فهم حقايق هستي بكوشد و از نعمت عقل بهره ببرد. كتابي است كه بارها و بارها متذكر شده كه من براي هدايت شما و راهنمايي شما انسان ها نازل شده ام. آيا اين كتاب و اين دستورالعمل براي مخاطبانش قابل فهم است ؟ يكي از بحث هاي مهم علوم قرآني مساله ميزان فهم انسان از قرآن است. اين بحث كه معمولا در ضمن موضوع حجيت قرآن مطرح مي شود، بسيار پردامنه و فاصله مخالفان و موافقان آن زياد است. 
از آنجا كه روايات مربوطه، محور اصلي اختلاف ياد شده در باب حجيت قرآن است به نظر مي رسد كه مهم ترين روايت در ايجاد اين همه اختلاف و فاصله، احاديث «من خوطب به» است. در اين دسته از روايات، با عبارات مشابه، آمده است كه «انما يعرف القرآن من خوطب به» (كليني، ج 8، ح 485) يعني فقط كساني كه مخاطبان قرآن هستند، آن را مي شناسند. در بررسي اين روايات و مساله فهم قرآن، به طور خلاصه به چند نكته اشاره مي شود: 
1- چنانچه آيات قرآن بايد با هم سنجيده و فهم شود، در احاديث هم اجمال ها و اختصاص ها، تنها در سايه بررسي كلي روشن مي شود و در هيچ زمينه اي نبايد از يك يا دو حديث، نتيجه اي خاص گرفت. 
2- علاوه بر مقايسه احاديث با هم در متن هر حديث هم نبايد به عبارتي از آن بسنده كرد، بلكه لازم است سياق آن عبارت، شان صدور روايت و بخصوص مخاطب روايت مورد توجه قرار بگيرد. 
3- كلمه خوطب در برخي روايات جاي دقت و بحث دارد. امام صادق ع مي فرمايند: قرآن را كسي مي فهمد كه مخاطب آن است. در مرحله خطاب هاي عمومي، همه مردم قرآن را مي فهمند، حتي مشركان. چنانچه اگر نمي فهميدند، در مقام مبارزه و مخالفت با آن برنمي آمدند.اما فهم مرحله خطاب هاي ويژه مثل حروف مقطعه، از قدرت مردم خارج است. 
4- نكته مهم در مساله فهم قرآن اين است كه چنين موضوعي، مثل بسياري از معارف ديني، حكم يك طرفه ندارد و برخورد صفر و يك با آن اشتباه است، يعني اين كه فهم قرآن امر بين الامرين است. نه مي شود گفت قابل فهم است و نه اين كه قابل فهم نيست. سلسله مراتب در آن، بسيار قابل توجه است. 
از يك طرف مي توان گفت: آيات قرآن في حد نفسه قابل درك است. هر مسلماني بايد تامل كند و بفهمد و عمل كند كه اگر قابل فهم نباشد، خطاب به انسان و دستور تعقل و تدبر و امر عرضه روايات به قرآن و... همه و همه غير حكيمانه و تكليف مالايطاق مي شود. از طرف ديگر، نزول قرآن به صورت غير مستقيم و از باب اياك اعني و اسمعي يا جاره (حويزي، ج 3، ص 198 مجلسي، ج 92، ص 381 كليني، ج 2، ص 631) است؛ يعني گاه كسي مخاطب قرار گرفته، ولي ديگران اراده شده اند، پس در بسياري از موارد قرآن از مرحله ظهور لفظي خارج شده و معناي غير ظاهري و باطني دارد. 
اين اجمال ها، مجاز، كنايه ها و استعاره ها كه در قرآن هست، كلام را متشابه مي سازد، يعني امر را بر خواننده مشتبه مي كند و امكان اشتباه او را فراهم مي سازد و فهم معناي آنها كارهر كسي نيست. (ر.ك. ميانجي، ص 65 طالقاني، ج 3، ص 31 سبحاني، ج 3، ص 382-344، خرمشاهي، ص 185). 
5- اگرچه قرآن خود را به اوصاف بيان و تبيان و مبين ستوده؛ اما هر كسي مي داند كه فهم آن براي عوام آسان نيست و حتي براي خواص و علما نيز در يك سطح ممكن نيست؛ زيرا در همه علوم و نيز در علم تفسير و فهم قرآن، عالمان در يك حد و سطح نيستند. 
6- همان قرآني كه خود را به وصف بيان ستوده، همان قرآن تصريح دارد كه به بيان پيامبرص نيازمند است و حتي تصريح دارد كه رسول الله هم اين بيان را از جانب خود ندارد، بلكه از طريق وحي و از جانب صاحب كلام آگاه شده است (قيامت/16، نحل/44) اين آيات به روشني گواهي مي دهند كه قرآن بدون بيان رسول گرامي ص و به تبع ايشان ائمه عليهم السلام قابل فهم نيست و خداوند هم به سوال از آنان امر فرموده است.

زهره اخوان مقدم



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 04 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

شرايط تدبر در قرآن

قرآن با شناساندن فقر انسان، فناي دنيا، واقعيت مرگ، حساب سخت قيامت، وسعت رحمت حق و قدرت و علم بي حد او از يك سو و خباثت شيطان و عداوت او با انسان و حقيقت گناه از سوي ديگر، در مسير دواي درد انسان گام برمي دارد. 
قرآن كتابي آسماني است كه در مدت 23 سال به وسيله روح الامين بر قلب مبارك پيامبرص نازل شد. (شعراء/193)اين قرآن هدايت است از گمراهي، بينايي است از كوري و نگاه دار است از لغزش ها و نور است در تاريكي. (كليني، فضل القرآن) اين قرآن ريسماني است كشيده از آسمان تا زمين. (مسلم، فضائل الصحابه) شگفتي هايش ، پايان و تازگي هايش كهنگي ندارد. (كليني، فضل القرآن) 
هدف از نزول قرآن اين است كه انسان را هدايت كند. پيام او حيات بخشيدن است (انفال/24) و دعوت به ساختن انساني كه از قيد تعلقات مادي وارسته باشد. انسان & برتر، كه دعوت به حق و صبر كند (عصر/3)، تا هم خود انسان قرآني شود و هم از جمع چنين افرادي ، جامعه اي از بهترين انسان ها پديد آيد. جامعه اي كه عدل ، نيكي ، رحمت، كرامت انساني، وفا و صداقت در آن مستقر باشد و منكر، جهل، ضلالت، ستم و سوء اخلاق در آن ريشه كن شود. آري پيام قرآن اين است. در يك كلمه: هدايت به سمت خير و نور و رحمت و رفع هر گونه ظلمت. (مائده/16)در قرآن كريم 5وظيفه، ناظر به قرآن به ما مسلمانان امر شده است: قرائت، استماع، ترتيل، تلاوت و تدبر در قرآن كه مهم ترين آنها تدبر است و اثبات ضرورت تدبر به عهده اين نوشتار نيست اگر چه در آن شكي هم وجود ندارد، پس در اين نوشتار به 2 شرط ازشرايط تدبر مي پردازيم.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 04 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

عجیب ترین معلم تاریخ

عجیب ترین معلم تاریخ

امام سجاد

در مجلسهای مذهبی سالروز شهادت و سالروز ولادت امام سجاد علیه السلام گرامی داشته می شود اما تاریخ شهادت آن حضرت تحت الشعاع مراسم عاشورا قرار می گیرد و در تولد ایشان نیز - در کنار تولد امام حسین و حضرت اباالفضل علیهماالسلام – فرصت کافی برای صحبت درباره این امام در دست نیست.


اساسا راه شناخت اهل بیت علیهم السلام آن نیست که مقید به مناسبت ها باشیم. هر روز روز امام سجاد علیه السلام است و هر روز برای پیامبر صلی الله علیه وآله است و هر روز مختص به پرفضیلت ترین بندگان خدا در روی زمین – که محمد و آل محمد هستند – اختصاص دارد و ما باید از هر روزمان استفاده کنیم تا از راه مطالعه زندگی و گفته ها و عمل به راه زندگی ائمه علیهم السلام ، به آنان نزدیک شویم.

 

شبیه ترین به امیرمومنان

امام زین العابدین علیه السلام شبیه ترین مردم به جد خود امیرالمومنین علیه السلام بود. شبها بسیار نماز می گذارد و بسیار قرآن تلاوت می نمود. مشکهای پرآب به دوش می کشید و به خانه ایتام و مسکینان می رفت. حدود سیصد خانواده از مستحقین را از جهت آب و نان اداره می کرد و نمی دانستند که چه کسی به آنها غذا می دهد تا آنکه پس از رحلت که اثر جای مشک آب و ظرفهای نان را به دوش حضرت دیدند و خانوده های فقیر مدینه که بی آب و نان ماندند، فهمیدند آن کارها را حضرت علی بن الحسین انجام می داده است.

بجز آن، امام سجاد علیه السلام روزی صد گوسفند در آشپرخانه می کشتند و سفره ایشان همیشه گسترده بود که فقرا و یتمیان و مسکینها و در راه ماندگان می آمدند. امام شخصا به آشپزخانه سرکشی و از مردم پذیرایی می فرمود. (1)

امام سجاد علیه السلام، برده داری بود که بجای شلاق زدن و کار کشیدن از برده ها، آنها را در فضایی قرار می داد که بتوانند حقایق و معارف دینی را به صورت علمی و عملی بیاموزند و بعد آزاد شوند

غذا بردنهای مخفیانه شبانه و سفره پهن کردن های روزانه امام سجاد علیه السلام یادآور این آیه از قرآن است:

الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره/ 274)؛ كسانى كه اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.

بنابراین آنچه نزد خدا پسندیده است، آن است که دو نوع انفاق داشته باشیم: بخشی از اموال خود را در روزها و آشکارا در راه خدا خرج کنیم - که هر کسی بتواند از آن مطلع شود - و بخش دیگر را شبانه و به روشهای مخفیانه، که کسی متوجه نشود. جالب آن است که این آیه در شأن امیرالمومنین علی علیه السلام نازل شد که همان مقدار پولی را که داشتند، بخشی را آشکارا و بخشی را مخفیانه خرج نمودند. امام سجاد علیه السلام هم در اینجا به این سنت اسلامی عمل نمودند. بخشی از رسیدگی های خود به فقرا را مخفیانه و بخشی را آشکار انجام می دادند.

اینها بخشی از صفات والای اخلاقی و رفتاری امام سجاد است.

امام سجاد (ع)

مدرسه انسان ساز

نکته دیگری که در زندگی زین العابدین علیه السلام تعجب آور است، خریدن برده است. هر چند باور کردن آن مشکل است، امام سجاد علیه السلام بسیار بسیار برده می خریدند و نگه می داشتند، اما مگر یک نفر در زندگی چند خادم نیاز دارد و مگر یک انسان توان مدیریت کردن چند خادم را در هر لحظه دارد؟ ما که می دانیم امام علیه السلام و هیچ کدام از خاندان نبوت، تجارت برده نمی کردند و این کار را ناپسند می شمردند؛ بنابراین در این کار حضرت چه حکمتی وجود دارد؟

با مطالعه زندگی امام سجاد علیه السلام در می یابیم که امام در واقع مدرسه ای راه انداخته بودند و خود هم آن را مدیریت می فرمودند. روش کار اینگونه بود که برده می خریدند و آنها را چند ماه پیش خود نگه می داشتند و اخلاق و رفتار صحیح و دینی را آموزش می دادند و در نهایت، آنها را آزاد می کردند. این رفتار آن حضرت جزو بزرگترین خدمتهایی بوده که می شده در آن زمان انجام داد که به فکر هیچکسی نمی رسید. برخی از این برده ها بعدا مشهور و نقش آفرین شدند و برخی از آنها به مقامات معنوی دست یافتند و همه اینها در سایه پرورش در سایه امام سجاد علیه السلام بود.

امام سجاد علیه السلام، برده داری بود که بجای شلاق زدن و کار کشیدن از برده ها، آنها را در فضایی قرار می داد که بتوانند حقایق و معارف دینی را به صورت علمی و عملی بیاموزند و بعد آزاد شوند.

رفتار آن حضرت با برده ها خواندنی است. توجه علاقمندان را به مقاله ای در همین سایت جلب می کنیم.

از زندگی امام سجاد علیه السلام می آموزیم که راه حق هیچگاه بسته نمی شود. هر قدر هم که بی یار و یاور و تحت فشارهای حکومتی باشیم اگر تقوای خدا را مراعات کنیم، همواره خدا راهی را در پیش روی ما قرار خواهد داد و به اندیشه ما برکت می دهد

همواره در مسیر حق

با نگاه کلی به زندگی امام، می فهمیم که ایشان هیچ لحظه ای بیکار و معطل نماندند آن هم در شرایط رعب آلود آن دوران (بنی مروان) که سخت ترین شکنجه ها و کشتن ها و فحاشی ها و بی آبرو کردنها برای دوستان اهل بیت علیهم السلام روا شده بود. به عنوان مثال حجاج، دست و پای یحیی بن ام طویل را به جرم پیروی از امام سجاد علیه السلام برید و او را به شهادت رساند که تنها یکی از جنایتهای فراوان حجاج، استاندار وقت، بود. با این حال امام از هیچ فرصتی برای روشن کردن راه حق کوتاهی نمی فرمود.

از زندگی امام سجاد علیه السلام می آموزیم که راه حق هیچگاه بسته نمی شود. هر قدر هم که بی یار و یاور و تحت فشارهای حکومتی باشیم اگر تقوای خدا را مراعات کنیم، همواره خدا راهی را در پیش روی ما قرار خواهد داد و به اندیشه ما برکت می دهد.

جالب آنکه ایشان با همه مشغله ها، از عبادت غافل نبودند؛ روزهای بسیاری را روزه می گرفتند و شبهای بسیاری را به نماز و قرآن به صبح می رساندند و با این همه، عبادتهای خود را در مقایسه با عبادتهای علی علیه السلام ناچیز می شمردند.

نکته آخر آنکه امام علیه السلام مراقب بودند یاد و خاطره عاشورا فراموش نشود و به همین دلیل هر وقت برای آن حضرت آب می آوردند، گریان می شدند. از ایشان می آموزیم که برای زنده نگه داشتن راه حقیقت بجای سخنرانی های مکرر، با عمل خود مردم را آگاه کنیم.

هر چه بیشتر درباره زندگی اهل بیت علیهم السلام مطالعه می کنیم علاقه ما به ایشان افزایش می یابد. خدایا ما را در دنیا و آخرت با آنان قرار ده و ما را در شبیه شدن به آنان موفق گردان.

 

پی نوشت:

1) مجموعه زندگانی چهارده معصوم، حسین عمادزاده، ص683.

نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 03 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

مظهر تمام و کمال عبودیت

مظهر تمام و کمال عبودیت

امام سجاد (ع)

 


زبان و قلم از وصف مقام عبودیت علی بن الحسین علیهماالسلام عاجز است، کسی جز خود حضرات معصومین علیهم السلام نمی تواند ایشان را توصیف نماید. در این نوشتار بر آن شدیم که اشاراتی به مقام عبودیت علی بن الحسین علیهماالسلام از میان کلمات معصومین علیهم السلام و راویان احادیث، بیابیم، تا شاید بر قلب قاسی نویسنده اثری افتد چرا که سخن هرگاه از قلب برخاست لاجرم بر دل نشیند.


زیب و زین عالم امکان علی بن الحسین                   نور یزدان سید سجاد، زین العابدین

مشرق صبح ازل، مفتون حُسن لم یزل                     دردمند شام محنت، مبتلای شامتین(1)

 

شیخ کلینی (ره) در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که: «علی بن الحسین علیهماالسلام وقتی به نماز می ایستاد رنگ حضرتش دگرگون می شد و وقتی سجده می کرد تا عرق از بدنش خارج نمی شد سر بر نمی داشت!» (2)

و باز از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که پدرم (یعنی حضرت باقر علیه السلام) می فرمود: «وقتی علی بن الحسین به نماز می ایستاد، گویی شاخه درخت بود، که جز آنچه باد از او به حرکت در آورد چیزی از او تکان نخورد!»(3)

یعنی در مقابل خداوند با کمال خشوع و تواضع می ایستاد و همانند عبید که در مقابل موالی بی حرکت می ایستند و بدون اذن او هیچ کاری انجام نمی دهند آن حضرت نیز بی حرکت بود.

و صدوق(ره) نیز در کتاب علل از ابان تغلب نقل می کند که وی به امام صادق علیه السلام گفت: من علی بن الحسین را دیدم که وقتی به نماز می ایستاد رنگ او دگرگون می شد. امام صادق علیه السلام به او فرمود:

«به خدا قسم علی بن الحسین به خوبی می دانست که مقابل چه کسی ایستاده است!» (4)

حضرت سجاد علیه السلام دارای پانصد درخت خرما بود در نزد هر درخت دو رکعت نماز می خواند و در موقع نماز رنگش تغییر می کرد و ایستادنش در نماز مانند ایستادن بنده ذلیل بود که در مقابل پادشاهی بلند مرتبه ایستاده باشد و اعضای بدنش از خوف و خشیت الهی می لرزید و به گونه ای نماز می خواند که گویی این نماز آخرین نماز اوست و بعد از این نماز دیگری نخواهد خواند

ابوحمزه ثمالی رضی الله عنه نقل می کند و می گوید: حضرت علی بن الحسین علیهما السلام را دیدم که نماز می خواند. عبای آن حضرت از دوشش افتاد، آن را راست و منظم نفرمود تا آن که نماز تمام شد. از ایشان از علت این امر جویا شدم، فرمود: «وای بر تو آیا می دانی در خدمت چه کسی بودم؟!» (5)

و باز روایت شده که وقتی زمان وضو فرا می رسید رنگش زرد می شد، به ایشان گفته می شد که این چه حالی است که شما را عارض می شود، می فرمود: «شما نمی دانید که من مقابل چه کسی ایستاده ام!» (6)

حدیث دیگری که نسبتاً طولانی است ولی خالی از لطف نیست حدیثی است که مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه از امام صادق علیه السلام روایت نموده که حضرت فرموده:

عبادة

«به خدا قسم که علی بن أبی طالب علیهماالسلام تا هنگام مرگ به هیچ حرامی دست نیازید و هیچ گاه بین دو امر قرار نگرفت مگر اینکه سخت ترین آن دو را از جهت بدنی انتخاب نمود در حالی که در هر دو امر رضایت خداوند بود و هیچ مصیبتی بر رسول خدا وارد نمی شد، مگر اینکه رسول خدا، امیرالمومنین را در جریان قرار می داد، چرا که به او اطمینان داشت و هیچ کس از این امت غیر از علی توانایی عمل کردن مانند رسول خدا را نداشت و حضرتش اگر عمل خیری انجام می داد با حالت خوف و رجاء انجام می داد و با مال خود و یا دست رنج خود که با عرق پیشانی به دست آورده بود هزار بنده را در راه خدا آزاد نمود و لباسش فقط از کرباس بود و هنگامی که آستینش بلند بود آن را می برید [و به نزد خیاط نمی رفت] و از بین فرزندان او هیچ کس از جهت لباس و فقاهت به او شبیه تر از علی بن الحسین نبود. هنگامی که ابوجعفر امام باقر فرزند علی بن الحسین - علیهم السلام - بر پدر وارد شده بود و دیده بود که پدرش به گونه ای عبادت می کند که هیچ کس نمی تواند آن گونه عبادت کند و دیده بود که رنگ حضرت از شب زنده داری زرد شده و چشمانش از شدت گریه از بین رفته و پیشانی و بینی مبارکش در اثر سجده مجروح شده و ساق پا و قدم های حضرت از ایستادن در نماز ورم نموده، امام باقر علیه السلام در چنین حالی فرموده  بودند که من نتوانستم خودم را از گریه نگه دارم وقتی که او در چنین حالی دیدم، پس به حال او گریستم و او مشغول فکر کردن بود بعد از گذشتن اندکی زمان از وارد شدن من به من رو نمود و فرمود ای پسرم: مقداری از آن نوشته ها را که در آن کیفیت عبادت علی بن ابی طالب هست را به من بده! به او آن نوشته ها را دادم! حضرت سجاد علیه السلام مقداری مطالعه نمود، سپس آن ها را رها کرد وفرمود: چه کسی می تواند مانند علی بن ابی طالب خدا را عبادت کند؟!»(7)

و باز شیخ مفید (ره) نقل نموده از امام باقر علیه السلام که: «علی بن الحسین در یک شبانه روز هزار رکعت نماز بجا می آورد و باد او را مانند خوشه گندم می جنباند!»

حضرت سجاد علیه السلام، با آن شدت مواظبت و کمال عبادت آن حالش بود که از صحیفه علی بن ابی طالب علیه السلام چیز کمی خواند و اظهار عجز کرد! البته همه عاجزاند از عبادت مولی الموالی و همه رعیت عاجزاند از عبادت معصومین ولی نباید انسان که از مقام عالی باز ماند، یکسره رها کند

[یعنی حضرت در اثر لاغری و رنجوری و هم چنین خشوع و بی حرکتی چنان به نماز می ایستاد که اگر بادی می وزید: باد او را مثل شاخه گندم به حرکت در می آورد]

و حضرت سجاد علیه السلام دارای پانصد درخت خرما بود در نزد هر درخت دو رکعت نماز می خواند و در موقع نماز رنگش تغییر می کرد و ایستادنش در نماز مانند ایستادن بنده ذلیل بود که در مقابل پادشاهی بلند مرتبه ایستاده باشد و اعضای بدنش از خوف و خشیت الهی می لرزید و به گونه ای نماز می خواند که گویی این نماز آخرین نماز اوست و بعد از این نماز دیگری نخواهد خواند. (8)

و باز در حالات حضرت وارد شده که به گونه ای قرآن می خواند که کسانی که در حال عبور بودند - مثل سقّاها  - آنجا توقف می کردند و بعضی از استماع قرآن حضرت غَش می کردند! (9)

در پایان چه نیکو است که کلام را مزیّن کنیم به کلام حضرت امام رحمة الله علیه در رابطه با این روایات:

«عزیزم قدری تفکر کن در این احادیث شریفه، ببین حضرت باقر علیه السلام، امام معصوم، از شدت عبادت پدربزرگوارش و حالت عبادتش گریه کرد. و حضرت سجاد علیه السلام، با آن شدت مواظبت و کمال عبادت آن حالش بود که از صحیفه علی بن ابی طالب علیه السلام چیز کمی خواند و اظهار عجز کرد! البته همه عاجزاند از عبادت مولی الموالی و همه رعیت عاجزاند از عبادت معصومین ولی نباید انسان که از مقام عالی باز ماند، یکسره رها کند. باید دانست که این عبادت، نعوذبالله، عبث نبوده، بلکه راه خطرناک و طریق باریک است. و عقبات موت و قیامت مشکل است که این طور اهل معارف حقیقیه عجز و الحاح می کردند. این سست انگاری ما از ضعف ایمان و سستی عقیده است و از جهل و نادانی است!» (10)

خداوند توفیق پیروی از اهل بیت علیهم السلام را به همه ما عنایت بفرماید.

 

پی نوشت:

1- دیوان مفتقر، ص 322 .

2- فروع کافی، ج3، ص 300، ح5 .

3- همان، ح 4 .

4- علل الشرائع، ص 88 و وسائل الشیعة، ج 4، ص 685 ، کتاب العلوة، باب 2، ح 3 .

5- وسائل الشیعة، ج 4، ص 688 ، ابواب افعال العلوة، باب 3، ح 6 .

6- مستدرک الوسائل ، کتاب الصلوة، ابواب افعال الصلوة، باب 2، ح 35 .

7- ارشاد مفید ص 255 و 256، باب ذکر طرف من اخبار علی بن الحسین (علیه السلام).

8- همان، ص 256، بحارالانوار، ج 46، ص 80، تاریخ سیدالساجدین، باب 5، حدیث 75.

9- اصول کافی، ج 2، ص 615 .

10- چهل حدیث امام خمینی (ره) ، ص 443 .

حمید حاج علی

 



نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 03 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

نمی از دریای فضائل امام زین العابدین علیه السلام

نمی از دریای فضائل امام زین العابدین علیه السلام

امام سجاد (ع)

 


با تعمق در سیره رفتاری امام سجاد علیه السلام ، می توان گوشه ای از فضائل و منقبت های اخلاقی امام سجاد علیه السلام را دریافت و به این ترتیب وجود خویش را از بوی خوش آن عطر آگین ساخت، از این رو شمه ای از آن ها را به اختصار بیان می نماییم .


 

دانشی اعجاب انگیز

یکی از ویژگی های ممتاز آن حضرت، احاطه علمی ایشان به اصول اعتقادی و احکام اسلامی بود، به گونه ای که در مقابل هر سۆالی که از او می شد، پاسخی دقیق و اعجاب انگیز، بیان می نمود . این ویژگی منحصر به فرد، دانشمندان دیگر مذاهب را به تحسین و اعجاب واداشته بود، چنان که زهری، از علمای دربار عبدالملک مروان که از مخالفین اهل بیت علیه السلام به شمار می رفت، درباره امام سجاد علیه السلام می گوید: احدی را فقیه تر و دانشمندتر از علی بن الحسین علیهما السلام ندیدم.(1)

 

برگی از کتاب علم امام

کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه های حقایق و اسرار الهی به شمار می رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت » و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن»(2) مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة»، چهل و هفت شرح را نام برده است.(3)

علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گرانبهایی از آن حضرت به یادگار مانده که «رسالة الحقوق » نام دارد و در آن 51 حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است.(4)

امام زین العابدین علیه السلام ، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می نمود و نسبت به تمام امور اطراف خود بی توجه می گشت

کثرت عبادت

آن حضرت به «زین العابدین» یعنی زینت عبادت کنندگان، مشهور بود(5) امام محمد باقر علیه السلام درباره عبادت پدر خود می فرماید: به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی کنند و از شب زنده داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود.(6)

این ویژگی امام سجاد علیه السلام چنان برجسته بود که علمای دیگر مذاهب زبان به تحسین او گشوده اند، چنان که مالک بن انس (رئیس مذهب مالکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت) می گوید: به من خبر رسیده که علی بن الحسین علیهما السلام در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند و این کار تا زمان وفات او ادامه داشت.(7)

 

امام سجاد

خشوع در عبادت

امام زین العابدین علیه السلام ، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می نمود و نسبت به تمام امور اطراف خود بی توجه می گشت. ابو نعیم اصفهانی از علمای اهل سنت نقل می کند که: همواره پس از وضو گرفتن و قبل از اقامه نماز، علی بن الحسین را لرزه ای فرا می گرفت، از ایشان درباره این حالت سۆال شد، امام علیه السلام فرمودند:  وای بر شما! آیا می دانید که به درگاه چه کسی می ایستم و با چه کسی می خواهم مناجات کنم؟(8)

 

سیادت و عظمت

با همه دسیسه ها و نیرنگ ها و تبلیغات سوء حاکمان بنی امیه و تمام کسانی که از اهل بیت علیهم السلام بغض و کینه‌ای به دل داشتند، این خاندان در بین مردم مقام و منزلت والایی داشتند و مورد احترام و تکریم واقع می شدند .نقل شده که هشام بن عبدالملک از حکام بنی امیه، برای انجام فریضه حج عازم مکه شد، به هنگام طواف، وقتی می خواست حجر الاسود را استلام کند، به خاطر ازدحام جمعیت، موفق به این کار نشد، سپس منبری را در کنار حرم گذاشتند و هشام بر روی آن نشست و لشکریان دور او را گرفتند، در همین موقع امام سجاد علیه السلام وارد شد، در حالی که عبایی بر دوش مبارکش بود; زیباترین مردم از نظر صورت و خوشبوترین مردم بود و در بین دو چشمش (محل سجده) علامت سجده نمایان بود.

آن حضرت نسبت به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود

تواضع وفروتنی

امام سجاد علیه السلام در رفتار با مردم آن چنان متواضع بودند که برخی اوقات سعی می کردند در میان مردم ناشناخته باشند تا بتوانند متواضعانه با مردم برخورد نمایند و به آن ها خدمت کنند . امام صادق علیه السلام می فرمایند: امام سجاد علیه السلام هنگامی که مسافرت می نمود با قافله ای حرکت می کرد که او را نمی شناختند و با اهل کاروان شرط می کرد که در طول سفر خدمت گذار آنان باشد . روزی بر همین منوال مسافرت نمود، از قضا مردی که امام را از قبل می شناخت، آن حضرت را مشاهده کرد، نزد کاروانیان رفت و به آنان گفت: آیا می دانید او کیست؟ گفتند: خیر، گفت: او علی بن الحسین علیهما السلام است، آن ها با شنیدن این سخن باسرعت به طرف امام علیه السلام رفتند و دست و پای او را بوسیدند و عرض کردند: ای پسر رسول خدا! آیا می خواهی که آتش جهنم ما را فرا بگیرد؟ اگر از جانب ما به شما بی احترامی صورت می گرفت، آیا تا ابد هلاک نمی شدیم؟ امام علیه السلام فرمود: روزی با گروهی مسافرت نمودم که آنان مرا می شناختند و به خاطر قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتم مرا بیش از حد مورد احترام قرار دادند، و چون ترسیدم شما نیز چنین کنید، خود را معرفی نکردم.(9)

 

دستگیری از مستضعفین

آن حضرت نسبت به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود.

این نگاشته گوشه ای از فضائل ناب حضرت سجاد علیه السلام را ترسیم نمود. درست است که آن حضرت به کثرت عبادت معروفند،؛ اما این عبادت هنگامی ارزشمند است که با تمام توجه به رب العالمین باشد و چه زیباست تلفیق بسیاری عبادات با حضور قلب کامل. پس بیاییم از خداوند متعال بخواهیم که :

خداوندا، آینه دل را به نور اخلاص روشنی بخش، و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان، و ما را به اخلاق کریمانه متخلق فرما، و عاقبت کار ما را، با سعادت قرین کن.

بحق محّمد و آله الطاهرین صلوات اللّه علیهم اجمعین

 

پی نوشت:

1-      سیر اعلام النبلاء، ذهبی، مۆسسة الرسالة، ج 4، ص 389 .

2-      الذریعة، آقا بزرگ تهرانی، المکتبة الاسلامیة، ج 15، ص 18 .

3-      همان، ج 13، ص 345- 359 .

4-      الامالی، شیخ صدوق، مجلس 59، ص 301- 306.

5-      تهذیب الکمال، همان.

6-      مناقب ابن شهر آشوب، دار الاضواء، ج 4، ص 162 .

7-      تهذیب الکمال، المزی، مۆسسة الرسالة، ج 20، ص 390.

8-      حلیة الاولیاء، ابو نعیم اصفهانی، دار الفکر، ج 3، ص 133 .

9-      بحار الانوار، همان، ص 69 .

نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 03 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

روشی زیبا از امام عارفان برای آموزش عقاید

روشی زیبا از امام عارفان برای آموزش عقاید

امام سجاد

 


همانگونه که بهترین روش تربیت، تربیت عملی است؛ در آموزش عقاید و رشد فکری نیز این روش مۆثرتر به نظر می رسد. این روش را در سیره امام علی بن حسین علیهماالسلام می توان یافت.


 

آموزش  عملی صفات الهی

در نمونه ای که در ذیل می آید نحوه یاد دادن صفات الهی از جمله علم خدا به گناهان، حلم خدا، عفو و احسان و پذیرش توبه از سوی خداوند به بردگان توسط حضرت نمایان است.

الف. علم خدا به گناهان: [در ماه مبارک رمضان] امام‏ سجاد علیه السلام هیچ‏گاه غلام و كنیزى كه مرتكب گناهى شده بودند مجازات نمى‏فرمود و تنها تاریخ آن روزى را كه مرتكب خطایى شده بودند یادداشت مى‏كرد و آخر ماه رمضان كه مى‏شد همه آنها را جمع مى‏كرد و یادداشتهایى را كه خطاهاى آنها را ثبت كرده بود نشان مى‏داد و مى‏فرمود: همگى با صداى بلند بگویید:

«اى على بن حسین: پروردگار تو تمام اعمال تو را بر شمرده است همان طورى كه تو اعمال ما را ثبت كرده‏اى و نزد پروردگار نوشته ‏اى است كه حق را بیان مى ‏كند و هیچ گناه صغیره و كبیره را فروگذار نمى‏ كند مگر این كه تمام اعمال تو را مى‏شمارد، و هر كارى كه كرده باشى، در پیش‏ روى خود، حاضر مى‏بینى(1)، همچنان كه ما هر عملى را كه انجام داده‏ایم در نزد تو حاضر مى‏بینیم، پس بر ما ببخش و از ما درگذر چنان كه از خداوند توانا امیدوارى كه بگذرد و همان طورى كه دوست دارى خداى توانا از تو بگذرد تو از ما بگذر خواهى دید كه خداوند بخشاینده است و نسبت به تو مهربان بوده و تو را مى‏آمرزد و پروردگارت نسبت به هیچ كس ستم روا نمى‏دارد ... همچنان كه نزد تو نوشته‏اى است كه حق و حقیقت را به ما بازگو مى‏كند هیچ یك از اعمال خرد و كلان ما را فروگذار نكرده مگر آن كه بر شمرده است پس اى على بن حسین! به خاطر آور آن موقعى را كه در برابر پروردگار داور دادگر خود با خوارى ایستاده‏اى و او به مقدار خردلى به كسى ستم نمى‏كند و آن مقدار ناچیز را نیز در روز قیامت مى‏آورند و خدا را بس كه حسابرس و گواه بر اعمال بندگان است.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 03 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

اسوه ی برادری

مقام عباس در نزد اباعبدالله(ع) 

در مقام و منزلت ايشان در نزد برادران معصوم خويش امام حسن(ع) و امام حسين(ع) همين بس كه در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين(ع) حاضر شد و در رأس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين(ع) به حضرت عباس (ع) فرمود: برادر جان، جانم به فدايت! سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سؤال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند. 
در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس(ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذبالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس(ع) را به اردوي دشمن مي فرستد. 
روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس(ع) از اسب بر روي زمين افتاد، امام حسين(ع) فرمودند: «الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس(ع) و نقش او در پشتيباني از امام حسين(ع) است. 

امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) 

امام زمان(ع)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس(ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمؤمنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له، الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي. 
امام زين العابدين(ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب(ع) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود: هيچ روزي بر رسول خدا(ع) سخت تر از روز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعداز آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت تر از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفربن ابي طالب كشته شد. سپس امام زين العابدين(ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين(ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين(ع) ايستادند و مي پنداشتند كه از امت اسلام هستند و هريك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين(ع) به نزد پروردگار تقرب بجويند. آنان كار را تا به آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم و جور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين(ع) فرمود: خداوند حضرت عباس(ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض، دوبال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب(ع) هم دوبال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس(ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند. 
با توجه به رواياتي كه از ائمه عليهم السلام در شأن حضرت عباس(ع) رسيده و در آن به ايثار و فداكاري او در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. 

ايثار، خصلت اهل بيت

حضرت عباس(ع) فرزند كسي است كه آيه (و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله، بقره-207) در شانش نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، درباره ايثار ايشان نازل شده است. 
فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه امير مومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند. 
در جايي ديگر، علي(ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي كند و غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند. 
علي(ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد. 
حال در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟
جواب اين است كه معرفت حضرت عباس(ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت(ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام(ص) كه فرمود: (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد. 
در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا(ع) در روايت هاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است. 
آري حضرت عباس(ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد. 
منبع: روزنامه کیهان



نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 03 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران