💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 95817
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


نزول قرآن کريم

نزول مانند هبوط به معناى فرود آمدن است كه مصداق روشن آن فرود آمدن مكانى و مادى، يعنى از مكان بالا به پايين آمدن است; مانند فرود آمدن انسان از اسب يا فرود آمدن باران از آسمان.1
اما مفهوم نزول منحصر در معناى فرود آمدن مكانى مادى نيست; چرا كه در موارد ديگر مانند رسيدن سختى ها و شدايد به انسان نيز به كار رفته است.2 آيات فراوانى دلالت دارد بر اينكه قرآن كريم از سوى خداوند متعال نازل شده است، اما اينكه نزول قرآن چگونه است، دانشمندان بيان هاى مختلفى دارند كه عبارتند از:

الف. نزول روحانى
نزول دو معنا دارد:
1. نزول مادى: مانند نزول باران از آسمان، چنان كه در آيات فراوانى به چشم مى خورد; از جمله (وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الَّثمَراتِ رِزقاً لَكُم)(بقره: 22); (او خدايى است كه) از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيله آن ميوه ها را پرورش داد تا روزى شما باشد.
2. نزول روحانى: مانند نزول قرآن بر قلب مبارك پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)، چنان كه خداوند متعال مى فرمايد: (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمينُ عَلَى قَلْبِكَ)(شعراء: 193); قرآن را جبرئيل امين بر قلب تو فرو فرستاده است.
بنابر بيان مزبور، كاربرد واژه نزول و مشتقات آن اگرچه در هر دو قسم حقيقى است، اما نزول قرآن به معناى دوم مى باشد.3



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 07 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

قرآن كريم داراى نزول دفعى و تدريجى است، كدام يك در ابتدا بوده است؟

مسئله تقدّم نزول دفعي قرآن به صورت يك موضوع مستقل در آثار مفسران و محققان علوم قرآني ذكر نشده است، بلكه شايد بتوان در ضمن مباحث نزول آيات قرآن به اين مسئله دست يافت. مفسران و محققان در چگونگي نزول قرآن و كيفيت نزول تدريجي و دفعي اختلاف نظر دارند و اولين سوره يا آيات نازل شده بر پيامبرصلي الله وعليه وآله، كدام، نيز بعثت پيامبرصلي الله وعليه وآله چه روزي مي‏باشد.
دانشمندان شيعه تقريباً متفقند كه پيامبر اسلام‏صلي الله وعليه وآله در بيست و هفتم ماه رجب، رسالت مبعوث گرديد و نبوت آن بزرگوار از همان روز آغاز گرديد. مشهور ميان دانشمندان اهل تسنن اين است كه پيامبرصلي الله وعليه وآله در ماه مبارك رمضان به اين مقام بزرگ نائل گرديده و دو ماه بعد در رمضان به نزول وحي مفتخر گرديد. از آن جا كه مكتب شيعه خود را پيرو عترت و اهل بيت پيامبرصلي الله وعليه وآله مي‏داند و به حكم حديث "ثقلين" گفتار امامان معصوم‏عليهم‏السلام خويش را از هر نظر، قطعي و صحيح مي‏شمارد، پيرو فرمايش اهل بيت پيامبرصلي الله وعليه وآله شدند كه پيامبر اكرم‏صلي الله وعليه وآله در بيست و هفتم ماه رجب به رسالت مبعوث گرديده و اولين آيات نازل شده بر آن حضرت آيات اول تا پنجم سوره علق است، اگر چه در مورد اولين آيات نازل بر پيامبر، نظريات ديگري نيز مطرح شده است.
 آيهالله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج اول، ص 233 - 237؛ با تلخيص؛ محمد باقر حجتي، تاريخ قرآن كريم، ص 54 - 53، با اقتباس و تلخيص.
نزول قرآن
از روايات استفاده مي‏شود كه قرآن كريم داراي نزول‏هاي گوناگوني بوده و اين مطلب در روايات شيعه و سني مورد تأكيد قرار گرفته است.
جلال الدين سيوطي گويد: در مورد نحوه انزال قرآن از لوح محفوظ چند قول وجود دارد:
1 - قرآن به صورت يكپارچه در شب قدر بر آسمان دنيا نازل شده، سپس به تدريج در مدت 20 يا 23 يا 25 سال (به حسب اختلافي كه در مدت امامت پيامبرصلي الله وعليه وآله در مكه بعد از بعثت وجود دارد)، نازل گشته است. به نقل از ابن عباس، گفته شده كه قرآن يكباره نازل شده و در بيت العزّه در آسمان دنيا قرار گرفته، سپس جبرئيل آن را در جواب سخني مردم و اعمال آنها بر پيامبرصلي الله وعليه وآله نازل فرموده است.
2 - قرآن در شب 20 يا 23 يا 25 هر ماه رمضان به آسمان دنيا نازل شد، به طوري كه در هر شب قدر خداوند مقدار آياتي را كه نزول آن را در طول سال مقدر فرموده بود، نازل مي‏كرده است، بعد همين آيات به تدريج در طول سال نازل مي‏شد.
در رواياتي از طريق اماميه از نزول قرآن به بيت المعمور نام برده شده است كه در آسمان چهارم قرار دارد. اين كه آسمان چهارم كجا است و واقعيت بيت المعمور چيست، براي ما روشن نيست، ولي بعضي از علما از بيت المعمور به قلب مبارك پيامبرصلي الله وعليه وآله نام برده‏اند.
 استاد محمد تقي مصباح يزدي، قرآن‏شناسي، ص 95، چاپ سال 1380 ه' ش، نقل از فيض كاشاني، تفسير صافي، ج اول، ص 65، با اقتباس و تلخيص.
مرحوم علامه طباطبايي نزول دفعي قرآن را در ماه مبارك رمضان و در شب قدر صحيح دانسته و در مورد معناي نزول دفعي با استفاده از آيات مي‏فرمايد:
قرآن يك وجود جمعي، علمي واقعي دارد كه يكدفعه در ماه رمضان نازل گرديد. مراد از انزال قرآن در ماه‏ رمضان، انزال حقيقت كتاب آسماني بر قلب مبارك پيامبرصلي الله وعليه وآله به صورت يك مرتبه و دفعي مي‏باشد. نيز يك وجود تدريجي و مفصّل دارد كه آغاز نزول آن، روز بعثت بوده و تا پايان عمر حضرت به طور تدريج و در طول مدت نبوت، بر قلب حضرت نازل گشته است.
 تفسير الميزان، ج 2 ص 16 - 18؛ زنجاني، تاريخ القرآن؛ حسين جوان آراسته، درسنامه علوم قرآني، ص 64 - 62، با تلخيص و اقتباس.
علامه طباطبايي آيه 114 سوره طه و آيات 16 و 17 سوره قيامت را دليل بر اين مي‏داند كه چون حقيقت قرآن قبلاً بر قلب پيامبرصلي الله وعليه وآله نازل شده بود، پيامبرصلي الله وعليه وآله نوعي آگاهي بر آن چه نازل مي‏شد، داشت و به همين جهت از تعجيل در قرائت قرآن قبل از پايان يافتن وحي نهي گرديد.
 درسنامه علوم قرآني، ص 64.
با توجه به نظريات مختلفي كه در مورد نزول قرآن بيان شده و اين كه در بعضي از نظريات اصولاً نزول دفعي قرآن بر قلب پيامبر طرح نشده است، مسئله تقدّم نزول دفعي قابل اثبات نيست.
مسلّم است نزول آيات به صورت تدريج بعد از نزول دفعي بر قلب مبارك پيامبر بوده است، اما اين كه نزول تدريجي تمام آيات حتي آيات سوره علق بعد از نزول دفعي صورت گرفته، قابل اثبات نيست، بلكه شايد بتوان گفت ظاهراً اين آيات قبل از نزول بر قلب پيامبر بوده است، مگر آن كه دريافت حقايق قرآن و نزول آن بر قلب پيامبر قبل از بعثت بوده است، يا پيامبر قبل از بعثت به نوعي با حقايق قرآن آشنا شده بود.
 محمد تقي شريعتي، تفسير نوين، جزء سي‏ام قرآن، ص 276 - 274؛ ترجمه تفسير الميزان، ج 20، ص 762؛ آيه الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ص 180 - 183؛ آيه الله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج اول، ص 233 - 237؛ حسين جوان آراسته، درسنامه علوم قرآني، ص 58 - 86؛ محمد باقر حجتي، تاريخ قرآن، ص 38 - 55؛ بهاءالدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن، جلد دوم، ص 2226 - 2227.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 07 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

چیستان سخت با جواب

آرام+چیستان خنده دار

                             

 در این صفحه چند چیستان سخت با جواب برای شما قرار داده ایم . سعی کنید این چیستان های سخت با جواب را بدون نگاه کردن به پاسخ حل کنید . البته این چیستان های سخت با جواب کمی چیستان خنده دار هم هستند . در حقیقت ترکیب چیستان سخت و چیستان خنده دار را قرار داده ایم . امیدواریم این سوالات که به صورت چیستان سخت با جواب هستند مورد توجه شما قرار بگیرند. مراقب باشید این سوالات چیستان خنده دار هستند ولی شما رو گول می زنند !

 

بوسهچیستان سخت با جواب : معمای پل رودخانه و چراغ قوه

 
در این چیستان سخت با جواب ، شما مهارت تفکر منظم و آزمون و خطا را در خود تقویت می کنید. البته کمی هم این چیستان خنده دار است، خودتان متوجه خواهید شد! اگرچه این چیستان سخت با جواب است اما شما سعی خود را در حل این چیستان خنده دار به کار ببندید. این معما را از آن جهت چیستان خنده دار می گوییم که در زمان حل بارها به مشکلات میخورید، اما نگران نباشید، چراکه این چیستان سخت با جواب ارائه شده است. امیدواریم این سوال که به صورت چیستان سخت با جواب است مورد توجه شما قرار بگیرد.
زمانی چهار دوست با هم به سفر رفتند. آن ها در مسیر سفر خود به رودخانه ای رسیدن که پل باریکی بر روی آن بود که تنها ظرفیت عبور دو نفر از روی آن وجود داشت. شب بسیار تاریکی بود و آن ها تنها چراغ قوه با خود داشتند که می توانستند هنگام عبور از پل، از آن استفاده کنند. شخص A می تواند پل را در یک دقیقه بپیماید. شخص B در دو دقیقه، شخص C در 5 دقیقه و شخص D در 8 دقیقه. وقتی دو نفر روی پل حرکت می کنند باید هر دو نفر با سرعت فردی که آهسته تر حرکت می کند پیش بروند. آیا امکان دارد که همه این افراد در پانزده دقیقه یا کمتر از پل عبور کنند؟

پاسخ چیستان سخت با جواب معمای پل رودخانه و چراغ قوه

 
آیا از این چیستان سخت با جواب لذت بردید ؟ حال پاسخ این چیستان خنده دار را ملاحظه کنید :
بله، می توانند در پانزده دقیقه از روی پل عبور کنند.
 
 مراحل حل چیستان سخت با جواب پل رودخانه این است :
 
ابتدای پل
نوع حرکت
انتهای پل
زمان(دقیقه)
A B C D
---
---
0
C D
A و B با هم از پل عبور میکنند
A B
2
A C D
A برمی گردد
B
3
A
C و D با هم از پل عبور میکنند
B C D
11
A B
B برمی گردد
C D
13
---
A و B با هم از پل عبور میکنند
A B C D
15
 
 
آیا می توان زمان عبور را از 15 دقیقه کمتر نمود؟ در این صورت شما به حل جدیدی برای این چیستان سخت با جواب رسیده اید. نظر شما چیست؟ کمی فکر کنید تا ذهنتان به حل چنین چیستان سخت با جواب عادت کند !
 

چیستان سخت با جواب : کدام اسب برنده شد ؟

چندی پیش من و شش نفر از دوستانم برای تماشای یک مسابقه ی اسب دوانی رفته بودیم. در این مسابقه 16 اسب شرکت داشتند. (شماره های 1 تا 16) متاسفانه من در لحظات حساس پایانی مجبور به ترک آن محل شدم. بعد از خاتمه ی بازی از دوستانم نتیجه ی مسابقه و شماره ی اسب برنده را پرسیدم. این بود جواب هایی که شنیدم:
جواب اول چیستان سخت با جواب اسب- زوج بود.
جواب دوم چیستان سخت با جواب اسب - فرد بود.
جواب سوم چیستان سخت با جواب اسب - عدد اول بود.
جواب چهارم چیستان سخت با جواب اسب - مربع کامل بود.
جواب پنجم چیستان سخت با جواب اسب - دو رقمی بود.
جواب ششم چیستان سخت با جواب اسب - بین 6 و 12 بود.
البته من می دانم که تنها 4 جواب در ست است . آیا شما هم مثل من می توانید شماره اسب برنده در این چیستان سخت با جواب را حدس بزنید ؟ خوب فکر کنید تا به پاسخ صحیح چیستان سخت با جواب برسید ... مراقب باشید ! این چیستان خنده دار و کمی گول زننده است.
 

پاسخ چیستان سخت با جواب کدام اسب برنده شد ؟ 

اسب شماره 11 (چرا ؟)
سعی کنید حتما علت پاسخ این چیستان سخت با جواب را متوجه شوید . البته کمی چیستان خنده دار است چراکه شرط های زیادی برای این چیستان سخت با جواب قرار داده شده است .
حال به یک چیستان خنده دار توجه کنید . مطمئن باشید از خواندن این چیستان خنده دار پشیمون نمی شید . این چیستان خنده دار را میتوانید در میان دوستان مطرح کنید تا از این چیستان خنده دار لذت ببرند.
 

چیستان خنده دار : پول غیب شد !

سه نفر به ساعت فروشی رفتند و یک ساعت 30 هزار تومنی خریدند. نفری 10 هزار داد. فروشنده به آنها تخفیف داد 5 تومن را به شاگرد داد تا به آنها بدهد اما شاگرد 2 تومن را برای خود برداشت و سه تومن پس داد نفری هزار تومن رسید یعنی آنها هر کدام 9 تومن دارند. سوال اینه که اگر این سه نفر 3*9=27 تومن دارند و شاگرد 2 تومن، پس هزار تومن دیگه کجا رفت؟
چیه ؟ منتظر پاسخ این چیستان سخت با جواب هستید ؟ این چیستان خنده دار شما را گیج کرده ؟

پاسخ چیستان سخت با جواب پول ( شاید هم خنده دار )

پاسخ اینه که آن سه نفر پول خود را دست فروشنده داده اند و فقط نفری هزار تومن دارد به همراه یک ساعت که متعلق به هرسه است. پس متن چیستان خنده دار شما را گول زده است . امیدوارم از این چیستان سخت با جواب لذت برده باشید .
من صمیمانه از شما عذر خواهی می کنم
به نظر شما این چیستان خنده دار واقعا خنده دار بود ؟ به نظر من که اصلا این طوری نبود . اصلا کی اینو گذاشته این جا ؟ آخه کجای این چیستان خنده دار ه ؟ مر ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا د کجایی ؟!!!! باز دو دقیقه سایت رو سپردم به تو دست گل به آب دادی ؟ من صمیمانه از شما عذر خواهی می کنم !!! قول می دم دیگه تکرار نشه . . . اصلا خودم در اسرع وقت با چند تا چیستان سخت با جواب و چند تا چیستان خنده دار حسابی از خجالت تون در میام . به امید دیدار 
 

چیستان سخت با جواب ، چیستان خنده دار

 
چیستان سخت اول : جواد از طبقه دهم ساختمان به زمين افتاد ولی نمرد . چه طور چنين چيزي ممكن هست ؟
 
پاسخ چیستان سخت :
 
چون که در متن بالا گفته شده است که جواد از طبقه دهم ساختمان افتاد " ولی " نمرد . به این دلیل که ولی که از ساختمان نیفتاده است ؛ پس ممکن است .
 
چیستان سخت دوم :
روزی یک فردی که اهل منطق بود به شهری رفت و قصد داشت که به سلمانی برود . در آن شهر بیشتر از دو سلمانی وجود نداشت . به سراغ سلمانی اول که رفت او را بسیار ژولیده و نامرتب دید و پس از آن به سراغ سلمانی دوم که رفت او را با ظاهری بسیار آراسته یافت . سپس او تصمیم گرفت که به نزد سلمانی اول برود . به نظر شما چه دلیلی داشت ؟
.
.
.
.
.
پاسخ چیستان سخت : 
چون در آن شهر دو سلمانی بیشتر وجود نداشت پس مسئول سلمانی به نزد دیگرس رفته تا سر او را اصلاح کند بنابراین چون سلمانی دوم موهایی آراسته داشته ، پس سلمانی اول موهای او را اصلاح کرده و کار او بهتر است .

 

 

 چیستان سخت و خنده دار

؟؟؟؟ اگر 3 تا فــیــل بــره بالا درخـت چـی میـشه ؟
ســه تا فیـــل از روی زمیـــن کــم میـشــــه
؟؟؟؟ اگر چهار تــا فـیــل برن بـالا درخـت چی میشه ؟
چهار تا فـیــل رو درخـت میـشه
؟؟؟؟ اگر پنج تـا فـیــل برن بالا چی ؟
درخــت می شکنـــه چـون خـیـلی دیـگه سـنــگیــن میـشـــه
؟؟؟؟ حالا یه فـیــل چه جوری می تونه از روی درخــت بیـاد پــائین ؟
ســــوار یه بــــرگ میـشـــه میـــاد پــائین
؟؟؟؟ چه جوری پنج تــا فـیـــل سـوار یه فـــولـکــس میشــن ؟
دو تــا جـلـو و ســـه تـا عـقـب می شـیـنن
؟؟؟؟ چه جوری سی تـا فـیــل سـوار بـنــــز مـیـشـــن ؟
بــنـــز رو می فروشــن شش تــا فـولـــکـس می خـــرن بـعــد پنج تــا پنج تـــا ســوار میـشــن

 

 چیستان سخت و خنده دار

آن چیست که خون سیا را می خورد ولی راه سفید می رود ؟ ؟ ؟

پاسخ : قلم نی

 

 چیستان سخت و خنده دار

آن چه چیزی است که من می روم ولی او می ماند ؟ ؟ ؟

پاسخ : ردپــــــــا

 

 چیستان سخت و خنده دار

به نظر شما این خطی که وسط قرص ها می گذارند ، برای چیست ؟ ؟؟

پاسخ : برای اینکه اگر قرص با آب نرفت پایین ، با پیچ گوشتی بره پایین . . .

 

 چیستان سخت و خنده دار
آن چیست که همانند سه دکان تو در تو که اولی همانند چرم فروشی ، دومی همانند پرده فروشی و سومی همانند یاقوت فروشی ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : انـــار


 چیستان سخت و خنده دار
فک می کنین فرق بلال با خیار چیه ؟ ؟ ؟
پاسخ : بلال تو فیلم " محمد رسول الله " بازی کرده ولی خیار نه . . .


 چیستان سخت و خنده دار
حالا فک می کنین شباهت بلال و خیار تو چیه ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : اینه که دوتاییشون تو تایتانیک بازی نکردن . . .

 

 چیستان سخت و خنده دار
آن چه درختی است که پروردگار او را آفریده ؛ دوده شاخه برای آن برگزیده ؛ هرشاخه را سی برگ داده و هر برگ را دو میــوه ؟ ؟ ؟
پاسخ : سال مـــاه شــب روز


 چیستان سخت و خنده دار
آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چیست ؟ ؟ ؟
دندان مصنوعی


 چیستان سخت و خنده دار

چطر میشه 4 نفر برن زیر یه چتر و هیچکدومشون خیس نشن ؟ ؟ ؟
پاسخ : هوا آفتابی باشه . . .

 


 چیستان سخت و خنده دار
فک می کنین ژاپنی ها به بچه گاو چی میگن ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : نی نی گاوا

 

 چیستان سخت و خنده دار
اون چیه که همه می خورن غیر از حضرت آدم ؟ ؟ ؟
پاسخ : شیـــر مادر


 چیستان سخت و خنده دار
به نظر شما فرق ژیان با ماشین های دیگه چیه ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : ماشین های دیگه فقط آدم رو می برن ولی ژیان هم آدم رو می بره هم آبروی آدم رو . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اون چیه که همه می بینن و خدا نمی بینه ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : خواب


 چیستان سخت و خنده دار
اگه یه نقطه آبی روی دیوار دید که داره حرکت می کنه چیه ؟ ؟ ؟

پاسخ : یه مورچه که شلوار لی پوشیده . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اون چیه که همه دارن ولی رسول اکرم (ص) داشتند ؟ ؟ ؟
پاسخ : سایه
 

 چیستان سخت و خنده دار
چرا هنگامی لک لک ها می خوان بخوابن یه پاشونو بالا می گیرن ؟ ؟ ؟
پاسخ : چون اگه دو تا پاشونو بالا بگیرن می افتن ! ! !
 

 چیستان سخت و خنده دار
اون چیه که خداوند اون رو به زن ها واگذار نکــرد ؟ ؟ ؟
پاسخ : رسالت پیغمبـــری


 چیستان سخت و خنده دار
چرا دو دو تا میشه پنج تا ؟ ؟ ؟

پاسخ : چون علم پیشرفت کرده . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه یه نقطه آبی روی دیوار دید که داره حرکت می کنه چیه ؟ ؟ ؟
پاسخ : یه مورچه که شلوار لی پوشیده . . .


 چیستان سخت و خنده دار
چرا اول اسم سایت ها سه تا دبلیو می ذارن ؟ ؟ ؟
پاسخ : چون که کار از محکم کاری عیب نمی کنه . . .

 

 چیستان سخت و خنده دار
اگه اسکلت از بالای دیوار بپره پایین چی میشه ؟ ؟ ؟ 
پاسخ : اسکلت هیچ وقتی این کارو نمی کنه چون جیگرش رو نداره ! ! !


 چیستان سخت و خنده دار
فرق عینک با تفنگ چیه ؟ ؟ ؟
پاسخ : عینک رو می زنن و می بینن ولی تفنگ رو می بینن و می زنن ! ! !


 چیستان سخت و خنده دار
چرا مار نمی تونه بره مسافرت ؟ ؟ ؟  
پاسخ : چون مار دست نداره که واسه خداحافظی کردن تکون بده . . .


 چیستان سخت و خنده دار
دندان کرسی واسه ما چی فایده ای داره ؟ ؟ ؟
تو زمستون ما رو گرم می کنه ! ! !
پس چرا تو زمستون دندون هامون از سرما به هم دیگه می خوره ؟ ؟ ؟
چون در اون لحظه کرسی خاموشه ! ! !


 چیستان سخت و خنده دار
واسه این که جریان برق رو قطع کنیم چه باید کرد ؟ ؟ ؟
باید قبض اون رو پرداخت نکنیم . . .


 چیستان سخت و خنده دار
نصف النهار چیست ؟ ؟ ؟
همون شامه که از نصف باقی مونده ناهار تشکیل شده . . .

 

 چیستان سخت و خنده دار
واسه چی آب به هنگامی که به جوش میاد قل قل می کنه ؟ ؟ ؟
واسه این که میکروب های توی اون می سوزن و فریاد می کشن . . .


 چیستان سخت و خنده دار
چرا دوچرخه خودش نمی تونه بایسته ؟ ؟ ؟
برای اینکه خسته است . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه یه زنبور وارد دهان یه گربه بشه ؛ گربه چی میگه ؟ ؟ ؟
میـــوز . . . . . . میــــوز . . . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه سر پرگار  گیج بشه چی می کشه ؟ ؟ ؟ 
بیضی . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه دست پخت کسی خوب نباشه ، چی کار باید بکنه ؟ ؟ ؟
باید با پاهاش غذا درست کنه . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه کسی قبلش وایستاده بود براش باید چی کار کرد ؟ ؟ ؟
باید واسش صندلی بذاریم . . .


 چیستان سخت و خنده دار
دارچین چه جوری درست میشه ؟ ؟ ؟
وقتی که یه چینی رو دار بزنن . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه یه نفر یه آدم خیلی سرشناسی باشه ، ، فک می کنین شغلش چیه ؟ ؟ ؟
آرایشگر . . .


 چیستان سخت و خنده دار
اگه یه تلویزیون روشن نشه باید چی کار کنیم ؟ ؟ ؟
باید اون رو هل بدیم و بزنیم کانال دو . . .


 چیستان سخت و خنده دار
به نظر شما شباهت بین دماسنج و ورقه امتحانی چیه ؟ ؟ ؟
وقتی که هر دو تاشون به صفر برسن ؛ آدم می لزره . . .


 چیستان سخت و خنده دار
چرا همه مردم میگن : " عرضی ندارم  . . . " چرا نمیگن : طولی ندارم . . . ؟ ؟ ؟

 

جوابش رو اگه بخوام خدمتتون " عرض " کنم دو ساعت " طول " می کشه . . .
 
 چیستان سخت و خنده دار
به نظر شما بهترین موقع برای چیدن میوه های باغ چه وقتی است ؟ ؟ ؟
وقتی که توی باغ سگ نباشه و باغبان رفته باشه بیرون . . .
 
 چیستان سخت و خنده دار
اگه خواستین خواب از سرتون نپره چیکار می کنین ؟ ؟ ؟
کله مون رو می ذاریم تو قفس و می خوابیم . . .
 
 چیستان سخت و خنده دار
فک می کنین چرا قبل از اینکه لقمه به دهان برسه ؛ دهان قبلش باز میشه ؟ ؟ ؟
چون حیفه که چنین مهمون عزیزی پشت در بمونه . . .

 چیستان سخت و خنده دار
چرا دود از داخل دودکش به طرف بالا میره ؟ ؟ ؟
به ظاهر که چاره دیگه ای نداره . . .

 چیستان سخت و خنده دار
اگه توی مترو نه جای نشستن باشه نه جای وایستادن چی کار می کنین ؟ ؟ ؟ 
دراز می کشیم . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
چه شباهتی بین یه زن حامله و آدم غرق شده و نون سوخته وجود داره ؟ ؟ ؟
هر سه تاشون رو دیر کشیدن بیرون . . .

 چیستان سخت و خنده دار
فرق یخمک با آتروپات فک می کنین چیه ؟ ؟ ؟ 
یخمک خوشمزه تره . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
واسه چی دو دو تا میشه پنج تا ؟ ؟ ؟
واسه این که علم پیشرفت کرده . . . . .

 چیستان سخت و خنده دار
چه طوری میشه فهمید که تو سرازیری هستیم یا سر بالایی ؟ ؟ ؟
یه توپ فوتبال می ذاریم روی زمین اگه به طرف پایین رفت یعنی توی سرازیری هستیم اگه هم به سمت بالا رفت رفت یعنی به سمت سر بالایی رفتیم . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
چه طوری میشه زیر دریایی غضنفر رو غرق کرد ؟ ؟ ؟
کافیه بری دم زیر دریاییش در بزنی . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
ناف چیــــست ؟ ؟ ؟ 
نمره صفری است که که طبیعت به شکم بی هنر داده است . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
خطی که وسط قرص قرار می دهند به چه منظور است ؟ ؟ ؟
به جهت این که اگر با آب پایین نرفت با پیچ گوشتی پایین برود . . .
 
 چیستان سخت و خنده دار
چرا غضنفر با دوستانش همیشه 18 نفری به سینما می روند ؟ ؟ ؟ 
چون دیدن آن فیلم برای زیر 18 ممنوع می باشد . . .

 چیستان سخت و خنده دار
غضنفر چگونه پرنده ای که به او داده شده را می کشد ؟ ؟ ؟ 
می رود بالای یک صخره و آن را پرتاب می کند . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
چرا قورباغه ها در بیس بال مهارت خاصی دارند ؟ ؟ ؟ 
چون که هر روز یه عالمه مگس می گیرند . . . 

 چیستان سخت و خنده دار
اگه دو تا قورباغه با همدیگه تصادف کنن چی میشه ؟ ؟ ؟
زبوناشون به هم گره می خوره . . .

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

معما

معما کوتاه دندانپزشکی (معما با جواب)

 در یک دندانپزشکی بسیار زیبا هفت نفر در صف این معما با جواب منتظر هستند که به کار ایشان رسیدگی شده و درمان لازم دندانپزشکی بر روی آن ها انجام شود. آن ها روی صندلی هایی در مطب به طور منظم نشسته اند. نام های آنها نزد منشی است. آیا می توانید با داشتن اطلاعات زیر، ترتیب نشستن آنها را مشخص نمایید؟ (معما با جواب)

توماس، بین سوزان و جولیا نشسته است.

کتی کنار جورج نشسته است.

صندلی برایان بین صندلی های جولیا و جورج قرار دارد.

پیتر در انتهای صف می باشد.

سوزان نفر اول صف انتظار است


پاسخ معما کوتاه 'سالن انتظار مطب دندانپزشکی' (معما با جواب)

به ترتیب (نفر اول سمت راست):

سوزان، توماس، جولیا، برایان، جورج، کتی، پیتر

امیدوارم از این معما کوتاه کمال لذت را ببرید و این را بدانید با حل معما با جواب می توانید به رشد خوبی دست پیدا کنید.

 

معما کوتاه ماجراجو (معما با جواب)

 

یک نفر که ماجراجو است می خواهد از بیابان بی علف بگذرد . اگر عبور از اين بيابان شش روز طول بکشد و او بتواند هر تعداد که می خواهد همراه با خود ببرد ، در صورتی که خود او و هر کدام از همراهانش قادر به حمل آذوقه کافی برای چهار روز يک نفر باشند . (معما با جواب)

وی با ياری چند تن می تواند به خواسته اش در معما با جواب برسد ؟

به دنبال ساده ترين جواب باشيد.


پاسخ معما کوتاه: (معما با جواب)

کاشف می تواند مسافت شش روزه را به ياری دو همراه به پايان برساندسه مرد در حالی که هر کدام ذخيره ی آب و غذای چهار روز را حمل می کنند به راه می افتند. در پايان اولین روز يکی از همراهان جيره يک روز را به هر يک از دو مرد ديگر تحويل دهد و خود به نقطه ی شروع سفر برمی گردد . در پايان روز بعد همراه دوم جيره ی يک روز ديگر را به کاشف تحويل می دهد و خود نيز به نقطه ی آغاز بر می گردد . اکنون کاشف ، آب و غذای کافی در اختيار دارد و می تواند سفر چهار روزه ی باقيمانده را به تنهايی به پايان برساند. (معما با جواب)

معما کوتاه صد نفری

 

100 نفر هستند که صد جمله را این جوری میگن:
نفر اول می گوید:
"دست کم یکی از مواردی که بیان می شود، نادرست است."
نفر دوم می گوید:
"دست کم دو تا از جملاتی که بیان شده یا می شود، نادرست است."
نفر سوم می گوید:
"دست کم سه تا از جملاتی که بیان شده یا می شود، نادرست است."
نفر چهارم معما کوتاه می گوید:
"دست کم چهار تا از جملاتی که بیان شده یا می شود، نادرست است."

 نفر صدم می گوید:
"دست کم 100 تا از جملاتی که بیان شده یا می شود، نادرست است." معما کوتاه 
آیا می توانید بگویید چند تا از جملات بیان شده توسط این 100 نفر میتواند درست باشد؟ آیا اصلا می توان آنها را مشخص نمود؟

پاسخ معما کوتاه: (معما با جواب)
جمله صدم، قطعا نادرست است زیرا می گوید دست کم تمام 100 جمله بیان شده (و در نتیجه جمله خود او) نادست است. پس بنابراین جمله اول درست خواهد بود.
 به همین ترتیب، جمله 99 ام، نیز نمی تواند درست باشد. زیرا جمله اول صحیح است و جمله 99 ام نیز باید صحیح باشد تا پذیرفته شود، و بنابراین نمی تواند 99 جمله نادرست وجود داشته باشد. بنابراین در این معما با جواب جمله دوم درست خواهد بود.  
اگر به همین ترتیب، جملات معما با جواب را تحلیل کنیم، این را با توجه به قرائن و شواهد در خواهیم یافت که پنجاه جمله ی اول درست بوده و هیچ اشکالی در آن ها نیست. این در حالی می باشد که در این معما با جواب پنجاه جمله ی دوم غلط می باشند. (معما با جواب)

 

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

داستان دیدار یار

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

 

صدای خدا را می خواستم بشنوم 

ندا آمد: به ناله و  توبه گنهکار گوش کن

***********************

 می خواستم خدا را نوازش کنم...

 ندا رسید: کودک یتیم را نوازش کن

 ***********************

 می خواستم دستان خدا را بگیرم...

 گفتند: دستان افتاده ای را بگیر


 ***********************

 خواستم چهره خداوند را ببینم... 

ندا آمد: بصورت مادرت بنگر...
 

***********************

خواستم رنگ خدا را ببینم... 

گفتند: بی رنگی عارفان را بنگر...

 ***********************

می خواستم دست خدارا ببوسم

ندا رسید: دست کارگری را که درست کار می کند ببوس...

***********************

خواستم به خانه خدا بروم

  صدا آمد: قلب انسان مومن را زیارت کن

***********************
خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...

 ندا آمد: صدای نفس عاشق صادق را بشنو


 ***********************

خواستم خدا را در عرش ببینم

 ندا رسید: به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر...


 ***********************

 خواستم نور الهی را مشاهده کنم

 گفتند: از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر...

***********************

 می خواستم به خدا به پیوندم...

 ندا آمد: از بقیه ببر...حتی از خودت...


 ***********************

خواستم صبر خدای را ببینم...

 صدا آمد: بر زخم زبان بندگان تحمل کن

 

***********************

 خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...

 ندا آمد: عاقبت گردنکشان را ببین...


 ***********************

 خواستم خدای را یاد کنم...

 ندا آمد: ارحام و خویشانت را یاد کن.

 ***********************

خواستم که دیگر نخواهم...

 ندا آمد: امورت را به او واگذار کن و برو...

**********************

کعبه را گفتم تو از خاکی من از خاک

چرا باید به دورت من بگردم؟

ندا آمد: تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

داستان قرآن

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ  زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ . 

 هرگاه آدمی به رنج و نیازی افتد همان لحظه به هر حالت که باشد به پهلو یا نشسته یا ایستاده ما را به دعا بخواند، آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان باز می گردد که گوئی هیچ ما را برای دفع ضرر  و رنج خود نخوانده، همین غفلت است که اعمال زشت را در نظرشان زیبا نموده است.

                                  ﴿سوره یونس ۱۲- منبع- پارس قرآن دات کام﴾

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كسی مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

  قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌ یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده، ‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته، ‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كهخلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریادمیزنند" احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

   قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول، ‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند، ‌حفظ كنی، تا اینچنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

  خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

   آنچه ما با قرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم.

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

داستان رقابت

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

ظهر یک روز سرد زمستانی ، وقتی امیلی به خانه برگشت ، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره ی پست روی آن بود . فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود.
او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند :« امیلی عزیز ، عصر امروز به خانه ی تو می آیم تا تو را ملاقات کنم . با عشق ، خدا »

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه راروی میز می گذاشت ، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند ؟ او که آدم مهمی نبود . در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت : « من ، که چیزی برای پذیرایی ندارم ! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت . او فقط ۵دلار و ۴۰ سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید .
وقتی از فروشگاه بیرون آمد ، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت ، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند.
مرد فقیر به امیلی گفت : « خانم ، ما خانه و پولی نداریم . بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

 امیلی جواب داد : « متأسفم ، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام . »

 مرد گفت : « بسیار خوب خانم ، متشکرم » وبعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند ، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد . به سرعت دنبال آنها دوید : «آقا ، خانم ، خواهش می کنم صبر کنید . » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید ، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت . مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد.

 وقتی امیلی به خانه رسید ، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر
چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت . همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید .

 نامه را برداشت و باز کرد : « امیلی عزیز ، از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم ، با عشق خدا »

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

داستان بهشت و جهنم

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ 

 خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'،

 آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند،

 مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 06 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

زيبايى شناختى قرآن

با مطالعه و بررسى زبان قرآن مى توان به ارزش سبك يا معانى بلاغى آن, به گونه اى كه عيناً در اين متن آمده است, پى برد. در صورتى كه براى كسى جالب باشد, مى تواند در اين باره نيز به بحث و احتجاج بپردازد كه آيا قرآن, آن چنان كه مسلمانان مى انديشند, واجد جمال الهى هست يا نه; يا او مى تواند در اين باره به بحث بپردازد كه آيا محمد(ص) آن سان كه نولدكه و شوالى مى انديشند, يك (صاحب سبك معمولى)3 بود يا نه. با اين همه, دشوار مى توان اين امر را مورد ترديد قرار داد كه در سرتاسر تاريخ دريافت وحى همواره گزارش شده است كه قرآن واجد اثرى زيبايى شناختى است كه هيچ متنى ديگر در عالَم ادبيات توان هماوردى با آن را ندارد.

با مطالعه و بررسى زبان قرآن مى توان به ارزش سبك يا معانى بلاغى آن, به گونه اى كه عيناً در اين متن آمده است،پى برد. در صورتى كه براى كسى جالب باشد, مى تواند در اين باره نيز به بحث و احتجاج بپردازد كه آيا قرآن, آن چنان كه مسلمانان مى انديشند،واجد جمال الهى هست يا نه; يا او مى تواند در اين باره به بحث بپردازد كه آيا محمد(ص) آن سان كه نولدكه و شوالى مى انديشند،يك (صاحب سبك معمولى)3 بود يا نه. با اين همه، دشوار مى توان اين امر را مورد ترديد قرار داد كه در سرتاسر تاريخ دريافت وحى همواره گزارش شده است كه قرآن واجد اثرى زيبايى شناختى است كه هيچ متنى ديگر در عالَم ادبيات توان هماوردى با آن را ندارد. تا امروز،اظهاراتى كه ناشى از شيفتگى نسبت به زبان قرآن است يا گزارشاتى كه مربوط به اوضاع و احوال مختلفى است كه در آنها تلاوت قرآن موجب بروز واكنش هاى خلسه آورى شده است, يا تمجيدى كه متوجه قاريان مهم و استثنايى [به هنگام تلاوت] مى شود، در سرتاسر تاريخ كلام و ادبيات اسلام ـ خصوصاً ميان عرب زبانان ـ مشهور است. اين گزارشات گروه ها،موقعيت ها و دوره هاى بسيار متنوعى را پوشش مى دهند و هر پژوهشگر اسلامى در كار خود قطعاً و پيوسته با آنها روبرو مى شود. بنابراين، دشوار مى توان اين موضوع را انكار كرد كه تجربه مسلمانان از قرآن،به مثابه متنى كه داراى ساختارى شاعرانه و تقريرى است،نيز در ماهيت خود نوعى زيبايى شناختى است. دست كم در دنياى عرب زبان، نحوه مواجهه با كتاب مقدس به عنوان يك پديده زيبايى شناختى مى بايد به منزله بخش مهمى از آيين دينى اسلامى تلقى گردد.
با وجود اين، اهميت اين واقعيت آشكار با انعكاس آن در تحقيقات اسلامى هنوز هم تناسبى ندارد ـ چنانكه پيشتر ذكر شد و از اين پس نيز هر از چندگاه آن را متذكر خواهيم شد ـ اين تحقيقات فقط گاه و بيگاه به اين موضوع مى پردازند. حال دليل كم رنگ بودن اين گونه تلاش ها را به هيچ وجه نمى توان اين امر دانست كه گزارش هايى كه غالباً از اسلام داده مى شود، فقط به نحو ضمنى به جذبه هاى خلسه آورى كه قرآن آنها را پديد مى آورد, اشاره دارند.از سويى ديگر، در خودآگاهى جامعه اسلامى، جنبه زيبايى شناختى [قرآن] براى بسيارى از متكلمان يك عنصر مقوّم و اساسى است؛ يعنى براى آنها يگانه معجزه تأييدكننده پيامبر اسلام، زيبايى و كمال زبان قرآن است. اين در حالى است كه در رساله هايى كه غربيان در باب تاريخ اسلام نگاشته اند،اساساً مى توان دلايل ايدئولوژيك،سياسى، روانشناختى، اجتماعى يا نظامى،براى توفيق رسالت نبوى محمد(ص) يافت. مؤلفان مسلمان طى قرن ها بر ويژگى ادبى قرآن به منزله عاملى قطعى و مؤثر براى انتشار اسلام اشاره مى كنند كه تأثير بيش از اندازه قرائت قرآن بر معاصران محمد(ص) را نشان مى دهد. اين داستان ها شامل حكاياتى است درباره تحول ناخودآگاه و خارج از اختيار مردم، فرياد كشيدن، جيغ زدن، به خلسه درافتادن،بيهوش شدن،يا حتى از دنيا رفتن به هنگام شنيدن آياتى از قرآن. از كتب سيره و مجموعه هاى حديثى، تفاسير قرآن،رساله هايى كه در باب نبوّت محمد[ص] نوشته شده و همچنين از [مجموعه] مكتوبات جديد درباره پيامبر و زندگى او ـ كه تا حدّى با دلبستگى و قدرى هم با جهت گيرى علمى همراه است ـ پيشينه اى فراهم مى آيد كه در آن آرايش زبانى قرآن يك عنصر اساسى در (تاريخ نجات) مى گردد؛ پيشينه اى كه در آن زيبايى متافيزيكى قرآن به منزله يك واقعيت تاريخى به ظهور مى رسد.آرى ما حق داريم وثاقت گزارش هاى مربوط به قرآن را در تاريخ صدر اسلام زير سؤال ببريم و نيز حق داريم تأثيرى را كه مسلمانان براى قرآن ذكر كرده اند،در بوته ترديد نهيم؛اما اين كارى كم اهميت و نسبتاً پيش پا افتاده است. تنها شخصى كه دوگانگى ميان افسانه و واقعيت را مورد توجه قرار مى دهد،از تشخيص اعتبار حتى ذهنى ترين و نامعقول ترين شواهد ايمانى درمى ماند و از اين رو، او دقيقاً به تشخيص اعتبار گزارش هاى مربوط به دريافت وحى،در تاريخ فرهنگ و پديدارشناسى دينى قادر نمى باشد. از چنان منظرى، داستان هاى مربوط به مستمعين قرآن مى بايست چيزى شبيه افسانه هاى پريان به نظر آيند؛ افسانه هايى كه احتمالاً خوشايندند؛ اما به لحاظ محتواى خبرى از اهميتى برخوردار نيستند و مقاصد دينى روشنى دارند؛ زيرا از اين منظر, اين داستان ها فقط براى اين منظور ترتيب داده شده اند كه معجزات را به اسلام نسبت دهند. [البته] ما اين نكته را ناديده مى انگاريم كه اين داستان ها به طور قطع راه دستيابى به چيز خاصى،مثل وحى و ايمان را در اختيار ما مى نهد،و همين طور از اين نكته نيز چشم مى پوشيم كه اينها راه دست يافتن به تاريخ خودشان را از نگاه مسلمانان در اختيار ما مى گذارند. بدين رو مجموعه گزارش هاى مربوط به واكنش هاى معاصران محمد(ص) نسبت به تلاوت قرآن،در حقيقت به منزله رهيافتى نقدى ـ تاريخى به (آنچه در آن روزگار واقعاً رخ داده است) نمى باشد،بلكه تصويرى است كه براساس منابع اسلامى ترسيم مى شود. با نظر به دوران تأسيس اسلام, اين تصوير به معناى بررسى يك پديدار است كه جان اسمان، مصرشناس، آن را به مثابه (حافظه فرهنگى) das kulturelle Gedchtnisوصف كرده است. جان اسمان خاطرنشان كرده است كه (حافظه يك گذشته مشترك جاافتاده)4 براى هويّت يك جامعه امرى ضرورى است. چنين حافظه اى، جدا از اعتبار تاريخى اش, هميشه يك ساختار اجتماعى است كه ويژگى هايش از نياز به سر درآوردن و چارچوب ارجاعى واقعيت هاى متشخص ناشى مى شود.
اين امر كه حافظه فرهنگى، رويدادهايى را حفظ مى كند كه هويت خاصى را تثبيت مى كنند و آنها را با جزئيات و شاخ و برگ هاى جديدى مى آرايد و يا حتى آنها را كاملاً به هم مى بافد، به اين معنا نيست كه روابط ميان آنها را تغيير مى دهد. براى درك يك فرهنگ مى بايد حتى رواياتى را كه به لحاظ تاريخى نامعتبرند, به منزله (پيشينه) در نظر گرفت، زيرا جامعه آن را به همين صورت [نامعتبر] دريافته است.در اين مقام اهميت روايات كمتر به وسيله واقعيت تاريخى شان سنجيده مى شوند تا به وسيله نقش آنها در حافظه فرهنگى. اين مطلب بايد در مورد بحث مربوط به آموزه ، يعنى ماهيت اعجازآميز قرآن مورد توجه قرار گيرد؛زيرا پژوهش هاى اسلامى براى مدتى ريشه هاى اين اصل را در قرآن مورد ترديد قرار داده اند. ظاهراً آياتى كه به منزله گواهِ مستند براى اعجاز به كار مى روند (كه به آنها اصطلاحاً آيات تحدّى گفته مى شود و در اين آيات خدا كافران را براى آوردن سوره اى مثل سوره هاى قرآن به چالش مى خواند)اساساً اشاره اى به كمال سبك و اسلوب زبان قرآن ندارند.معذلك،در مفاهيم فرهنگى و دينى ـ تاريخى،اين نكته برجسته و قابل توجه است كه مسلمانانِ روزگاران بعد،آيات تحدّى را به منزله هماوردى زيبايى شناختى تلقّى كرده اند. سنت هاى مختلف مربوط به شعراى عرب كه بيهوده مى كوشند تا اثرى مثل قرآن خلق كنند، تا حدّ زيادى از حافظه فرهنگى جامعه اسلامى ـ و در نتيجه هويت آن ـ كه به لحاظ تاريخى محقق شده است،براى ما حكايت مى كنند. همانطور كه اسمان مى گويد فقط بايد اين مطلب را فهميد كه حافظه هيچ ربطى به علوم تاريخى ندارد.بيان اين دو مقدمه كه در حافظه فرهنگى جامعه اسلامى محفوظ مانده است، براى [بررسى] تاريخ صدر دريافت قرآن ضرورى است،اولاً: درك اين امر كه اعراب قبل از اسلام يك جامعه فرهنگى بودند؛ يعنى آنان اساساً از طريق زبان و شعرشان شناخته مى شدند و از ديگران متمايز مى گشتند، و ثانياً جاذبه عظيم و باشكوهى كه مى گويند ناشى از تلاوت قرآن است؛ جاذبه اى كه هيچ كس ياراى مقاومت در برابر آن را ندارد. اين دو مقدمه، مبناى همه گزارشاتى قرار مى گيرد كه به اوضاع و احوال ويژه دريافت قرآن مربوط مى شود. آن گزارشات عبارتند از اينكه: مخالفانى هستند كه آشكارا اعلام مى كنند كه پنهانى مشتاق شنيدن قرآن بودند،خبائثى هستند كه نمى توانند به جاى آنكه به تلاوت كننده قرآن حمله كنند،از خود در برابر قدرت قرآن دفاع كنند و شاعرانى هستند كه نمى توانند در مقابله با قرآن شعرى بسرايند كه كمال زبانى قرآن را داشته باشد و لذا به هنگامى كه پيامبر(ص) قرآن را تلاوت مى كند، پنهانى در اطراف كعبه رفت و آمد مى كنند. پاره اى از پيروان پيامبر در عشق به تلاوت قرآن بر يكديگر سبقت مى گيرند. [در اين زمينه] حكاياتى درباره يكايك قاريان وجود دارد. و البته گفته اند پيامبر خود زيباترين صدا را داشته است و با اين همه،او كسى بود كه هرگز فرصت گوش دادن به تلاوتى ماهرانه را از دست نمى داد.عنصر ديگرى كه در تاريخ صدر دريافت قرآن از جايگاهى محورى برخوردار بود، عصبانيت و خشمى است كه زبان قرآن آن را ايجاد مى كرد، زيرا قرآن نظير هيچ يك از انواع شعر نبود و كلامى نامتعارف مى نمود؛ اما در عين حال، جاذبه غيرقابل توصيفى داشت. عنصر ديگر در كنار عناصر پيشين، كنجكاوى اى است كه مردم را از سرتاسر شبه جزيره عربستان و حتى از سرزمين هاى دور به مكه و مدينه مى آورد تا خودشان به قرآن گوش كنند،و همزمان تلاش پر تب و تاب قريش است كه مى كوشيدند اهالى آن منطقه و نيز كسانى را كه از خارج به آن منطقه آمده بودند، از گوش كردن به قرآن منصرف كنند.اگرچه آوردن مثال براى همه اين انگيزه هايى كه در تاريخ صدر دريافت وحى وجود داشته،از حوزه اين مقاله خارج است،اما من مايلم نوع خاصى از مستمعين را معرفى كنم، مستمعينى كه بى اختيار و بى اراده تغيير دين مى دهند. مصطفى صادق رافعى، اهل مصر (م1937) گفت: هركس قرآن را مى شنيد راهى جز تسليم شدن نداشت. او مكرر اين پديده مورد بحث را توضيح مى دهد و دلايل زير را براى آن برمى شمرد:
صداى خالص موزيك،يكايك اجزاى مغز او را لمس كرد،و او، آن را جزء به جزء و نُت به نُت فراگرفت و همخوانى،كمال الگو و ساخت آهنگِ قاعده مند آن را دريافت. و چنان نبود كه گويى چيزى براى او خوانده مى شد، بلكه چنان بود كه گويى چيزى روح او را در خود شعله ور مى ساخت.
براى آنكه تاريخى را كه به صورت كنونى بر جاى مانده است بفهميم،گزارش بعدى فقط بر مجموعه محدودى از متون اصلى حديث و سيره مبتنى نمى باشد. افزون بر اين،من مى خواهم به مجموعه اى از گزارشات مربوط به چندى بعد از تاريخ صدر اسلام نزديك شوم; يعنى،به مطالعات اسلامى واضحى كه روى منابع اسلامى صورت گرفته است. از سويى ديگر، اين منابع شامل متون كلامى, از قرن نهم تا سيزدهم،مى باشند; يعنى دورانى كه بر آموزه هاى ذى ربط و برداشت هاى تاريخى اسلام بنا شده اند، و دورانى كه گزارشات مربوط به زمان مؤسس نه تنها باز توليد مى شدند، بلكه به نحو بسيار روشنى تنظيم شده و در يك مفهوم دينى جاى مى گرفتند. از سوى ديگر, اين منابع جديد،در محافل كلامى و دينى ـ سنتى كتاب هاى مربوط به قرآن و تاريخ صدر اسلام پذيرفته شد; كتاب هايى كه منابع اصلى را تحليل و ارزيابى مى كنند و يا تا حدّى آنها را به لحاظ روانشناسى مى آرايند و يا از آنها براى تأييد تفسيرى خاص استفاده مى كنند.9 در نتيجه ـ دقيقاً بايد گفت ـ دست كم سه سطح مختلف از حافظه بايد از هم تفكيك شوند. اما گاه اين سه سطح به تفكيك در نظر گرفته نمى شوند و همين موجب خلط و تكرار مى شوند.10 با اين همه، من مايلم در پايان اين مقاله، خاطرنشان كنم كه چگونه مى توان (با نظر به تاريخ دريافت قرآن) استحاله مفاهيم خاصى را در درون حافظه فرهنگى مشاهده كرد.
بديهى است كه گزارش زير فقط تعداد كمى از درون مايه هاى تاريخ دريافت را روشن مى كند؛ درون مايه هايى كه به زيبايى شناختى مربوطند. البته اين مطلب نبايد ما را به پذيرش اين امر سوق دهد كه در حافظه فرهنگى، قرآن از سوى مستمعين محمد(ص) فقط به منزله (جمال) مشاهده شده است و اينكه موفقيت رسالت پيامبر فقط به دليل ويژگى زبانشناختى آن بوده است. [زيرا] براى يك سرى از گرايش هايى كه به اسلام صورت گرفته ـ از جمله اسلام آوردن خديجه در ابتداى اسلام ـ هيچ گزارشى وجود ندارد مبنى بر اينكه دريافت زيبايى شناختى [قرآن]، به نحوى از انحاء، علت اين گرايش ها بوده است.
_________________________
نويسنده: نويد كرمانى/مترجم:اعظم پويا

 


نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 05 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

حقیقت شب قدر

حقیقت شب قدر

«قدر»
در لغت به معنای اندازه و اندازه‏ گیری است. (1) «تقدیر» نیز به معنای اندازه‏ گیری و تعیین است.(2) اما معنای اصطلاحی «قدر»، عبارت است از ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودی هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهی، در نظام آفرینش، هر چیزی اندازه ‏ای خاص دارد و هیچ چیزی بی‏ حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهری در تعریف قدر می ‏فرماید: « ... قدر به معنای اندازه و تعیین است...
حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانی و زمانی آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهی است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معنای ویژگی‏های طبیعی و جسمانی چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏های مكانی و زمانی آنها می‏گردد و تمام موجودات مادی و طبیعی را در برمى‏گیرد.

«قدر»
در لغت به معنای اندازه و اندازه‏ گیری است. (1) «تقدیر» نیز به معنای اندازه‏ گیری و تعیین است.(2) اما معنای اصطلاحی «قدر»، عبارت است از ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودی هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهی، در نظام آفرینش، هر چیزی اندازه ‏ای خاص دارد و هیچ چیزی بی‏ حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهری در تعریف قدر می ‏فرماید: « ... قدر به معنای اندازه و تعیین است...
حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانی و زمانی آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهی است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معنای ویژگی‏های طبیعی و جسمانی چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏های مكانی و زمانی آنها می‏گردد و تمام موجودات مادی و طبیعی را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده می‏شود؛ چنان كه در روایتی از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معنای قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشی‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏ گیری هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معنای قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقای آن است.»(7)

در
این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه می‏شود و وی از سرنوشت
خود و دیگران با خبر می‏گردد. امام باقر علیه السلام می‏فرماید: «انه ینزل
فی لیلة القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فی امر نفسه
بكذا و كذا و فی امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولی امر (امام هر
زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏ شود و وی درباره خویش و دیگر مردمان
مأمور به دستورهایی می‏شود.»



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 05 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709