💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 95817
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


کنکاشی با رویکرد تربیتی در جزء هفتم قرآن

چکیده:

برای تربیت آدمی باید او را شناخت و برای شناخت انسان بهترین شیوه، بهره گیری از پیام های تربیتی و رهنمودهای خالق است. مطالعه تربیت آدمی از طریق قرآن باید با نگاهی نظامدار (سیستماتیک) صورت پذیرد تا از این طریق بتوان از پیام های عدیده الهی به شیوه ای مناسب بهره گیری نموده و به گونه ای عملی تر انطباق آنها را با دید نظامدار تعلیم و تربیت پدید آورد.
اگرچه در پیوند طولی و عرضی میان آیات و در بررسی مجموعه کامل قرآن کریم می توان به یافته های بیشتری دست یافت، لیکن پژوهشگر صرفاً به بخشی از این کتاب گرانمایه آسمانی پرداخته و امیدوار است تا در آینده بتواند تمامیت این کتاب الهی را مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، این پژوهش تنها به آیات جزء هفتم قرآن معطوف بوده و عناصر پنجگانه نظام تعلیم و تربیت را که در رویکردهای سیستمی مورد تأکید هستند، مورد مداقّه قرار داده است.

مقدمه:

هر نظام تولیدی برای استفاده بهینه و بهره برداری از محصول، راهنمایی را تحت عنوان "کاتالوگ" عرضه می دارد. توجه به قواعد بهره برداری و استفاده بهینه از محصول است که ضمانت لازم کارخانه را به دنبال داشته و به خدمت گیری از بالاترین ظرفیت کالا را در بیشترین مدت زمانی به همراه می آورد. حال اینکه هنگامی که یک مؤسسه تولیدی با دانشی نسبی و غیر مطلق در زمینه محصول مادی خویش چنین حساسیت و توجهی را معطوف می دارد، چگونه می توان متصوّر گردید که خداوند علیم و حکیم برای بالاترین محصولات یعنی اشرف مخلوقاتی که آن را به مقام خلیفه الّلهی نائل نموده است. راهنمای زندگی و بهره برداری ارائه ننموده باشد. چنانچه قرآن کریم در قسمتی از آیه 115 سوره مؤمنون تصریح می دارد که:
(أفَحَسِبْتُمْ أنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً) «مگر پنداشتید که ما شما را عبث آفریده ایم»
بنابراین زمانی که زندگی آدمی عبث نباشد، هدفمند است و زمانی که هدفی برای حیات آدمی متصور گردد، باید شیوه هایی برای نیل به آن هدف قائل گردید.
در طبقه بندی اهداف آموزشی، علاوه بر آنچه که مد نظر مستقیم معلمان کلاسی است و معمولاً تحت عنوان هدفهای جزئی تعلیم و تربیت (Educational Objectives) از آنها یاد می شود، طراحان توسعه و برنامه ریزی کلان جامعه به اهدافی فراتر اندیشه نموده و آن غایت های تربیتی را تحت عنوان هدفهای غایی - آرمانی تعلیم و تربیت (Educational Goals) نامگذاری می نمایند. بدیهی است که این اهداف غایی متأثر از ارزش های حاکم اعتقادی - سیاسی بر جامعه بوده و مستقیماً از جهان شناختی و نگرش افراد حاکم بر آن جامعه نسبت به پدیده های عقلی و مادی نشأت می یابد.
بر این اساس است که اگرچه در یک نظام سرمایه داری و است،مارگر، هدف غایی تربیت به صورت پرورش انسانهایی هوشمند و دارای قابلیت به خدمت گرفتن دیگران قلمداد می شود، در تعلیم و تربیت مبتنی بر دیدگاههای اسلامی، پرورش انسان هایی دارای تعالی روح و سودمند برای دیگر آدمیان به عنوان هدفی غایی طراحی می شود. در این راستا، برای نگرش به تعلیم و تربیت باید به گونه ای سیستماتیک و نظم یافته نگریست تا بتوان به شیوه ای مؤثر تر دیدگاههای تربیتی یک مکتب را دریافته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
بر این اساس و در ادامه نوشتار، نگرش جزء هفتم قرآن را به تعلیم و تربیت با دیدی منظم و در قالب عناصر اصلی یک نظام و شامل اهداف - دروندادها - فراگرد - و برونداد و محصول نهایی بررسی می نماییم. اگرچه این عناصر پنجگانه هر کدام دارای تعریفی مجزا و متمایز بوده، لیکن نگارنده دو قسمت برونداد و محصول نهایی را به علت شباهت نسبی، به گونه ای تلفیقی مورد بررسی قرار داده است (2).



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 09 خرداد 1394

ارسال نظر(1)

نظریه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم (2)

2. کلان روایت ارتباط و تربیت دینی در قرآن

ایزوتسو می گوید نخستین و نیرومند ترین دریافتی که در مطالعه قرآن برای او به عنوان یک معناشناس، حاصل می شود، آن است که دستگاه قرآن یک دستگاه چندلایه است که بر روی عده ای تقابل های نظری قرار گرفته است. او تقابل انسان و خدا را به عنوان مهمترین تقابل نظری در قرآن معرفی می کند:
«می توان جهان قرآن را همچون دایره ای با دو مبدأ مختصات اصلی رو به روی هم، یکی در بالا و دیگری در پایین در نظر گرفت «نمودار» و این دایره را می توان نماینده جهان هستی به عنوان صحنه عمده ای تصور کرد که برروی آن همه درام های بشری بازی می شود(ایزوتسو، 90-93)
او به تعبیر خودش با بیانی غیر معنی شناختی اصافه می کند که این دایره جهانی است که بر آن جو نیرومندی از فشار و تنش حکومت می کند و در آن جا یک نمایش درام شدید روحانی در حال شکل گرفتن است. هر چند ایزوتسو تعابیر شاعرانه ای برای بیان مقاصدش به کار گرفته، اما برای ما نقطه ی عزیمت خوبی در این بخش فراهم آورده است. در این جا باید بپرسم ویژگی های این نمایش و فضای حاکم بر آن چیست؟ تنش هایی که ایزوتسو از آن یاد می کند از چه سنخی است و در قالب چه روایت هایی سامان می یابد؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید یادآور شویم صورت بندی ساختمان معنایی متون دینی عمدتاً در قالب روایت های متداخل و منسجم سامان می یابد. روایت در این معنا مفهومی وسیع تر از قصص دارد و شامل هر داستان واره ای می شود که آغاز و انجامی دارد و اجزای متشکله آن پیوندی انداموار با یکدیگر دارند (sjoblom). روایت زندگی و خلقت انسان از آن حیث که طرح کلی خلقت آدمی و هدف از آن را روشن می کند کلان روایتی است که آموزه های ناظر به تعلیم و تربیت دینی در چارچوب این روایت سامان می دهند. در ادامه خواهیم دید که هویت الهی بشر چگونه بر اساس یکی از این روایات تعریف می شود. به نظر نگارنده داستان میثاق الست، روایت مادری است که سایر داستان و داستانک های (1) تربیتی و ارتباطی قرآن در چارچوب آن تحقق می یابند، و از منبع آن معنا می یابند و قابل تفسیرند.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 09 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

خدا کیست و چه دلیلی می‌توان برای اثبات او آورد؟

خداوند تبارک و تعالی، وجود مطلق و کمال مطلق است که هیچ گونه عیب و نقصی در آن نیست. وجود بی همتایی است که توانایی انجام هر کاری را دارد و به همه اشیاء در تمام حالات و زمانها آگاه است، شنوا و بیناست، دارای اراده و اختیار است، زنده و خالق همه چیز و سرچشمه تمام خیرات و خوبیهاست، و همه موجودات (مخلوقات) رادوست دارد و نسبت به آنها مهربان است.

 

مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خداوند هستند، نیز آن را درک می کنند.

 

هر چند شناخت کنه و حقیقت ذات خداوند تبارک و تعالی برای انسان غیر ممکن است ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود. راههای شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راههای زیر تقسیم می شود:

 

1ـ راه عقلی (مثل برهان امکان و وجوب و مانند آن)

 

2- راه تجربی (برهان نظم)

 

3ـ راه دل (برهان فطرت)

 

آسان ترین و بهترین راهها، برهان فطرت (خدا شناسی از راه دل) می باشد که انسان با بازگشت به درون خویش، بی نیاز از هر گونه استدلال عقلی یا مشاهده تجربی خدای خویش را می یابد و از راه دل به کوی یار می رسد.

 

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم:

 

1 ـ مفهوم واژه خداوند، از مفاهیمی است که هر انسانی حتی منکران وجود خداوند نیز تصویری از آن در ذهن خود دارند. چون همه می دانند خداوند یعنی موجودی که خالق همه موجودات، توانای بر هر کار، آگاه بر همه چیز، بینا، شنوا، حی و زنده، و... می باشد، گر چه وجود چنین خدائی را نپذیرند.

 

2 ـ هر چند مفهوم واژه خداوند از عمومی ترین مفاهیم است، ولی شناخت حقیقت و کنه ذات خداوند برای انسان ممکن نیست، چون ذات خداوند نامحدود و بی نهایت است و علم یعنی احاطه بر معلوم، و انسان چون ذات و خصوصیات او محدود است نمی تواند به حقیقت ذات خداوند پی ببرد.

 

«لا یحیطون به علما[1]، بر خداوند احاطه علمی پیدا نمی کنند» و شاید به همین دلیل است که قرآن مجید در معرفی خداوند از طریق بیان صفات جمال و جلال نظیر غنی، علیم، حکیم، سمیع، بصیر، علی، کبیر، رحمن، رحیم، کبیر، خالق، فاطر و... به معرفی پروردگار متعال پرداخته است.[2]

 

علاوه اینکه انسان از طریق حواس با اشیاء خارجی ارتباط برقرار می کند و معرفتی بدست می آورد و ذات خداوند تبارک و تعالی شبیه و مانند هیچ چیز نیست «لیس کمثله شی».[3]

 

3 ـ هر چند حقیقت ذات خداوند قابل شناخت کامل نیست ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود که در یک دسته بندی کلی به راههای:

 

الف ـ راه عقل مثل برهان امکان و وجوب

 

ب ـ راه حسی و تجربی یا برهان نظم[4]

 

ج ـ راه دل یا برهان فطرت ، تقسیم می شوند. [5]

 

4 ـ آسان ترین و بهترین راه شناخت وجود خداوند ، راه دل یا برهان فطرت است. یعنی در درون اعماق روح انسانی، شناخت، گرایش و عشق به خداوند نهفته است. همیشه یک نقطه نورانی و یک جاذبه نیرومند در درون قلب انسان وجود دارد که خط ارتباطی او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خداست.[6]

 

5 ـ هر چند شناخت خداوند و گرایش به سوی او و نور توحید در درون جان همه انسانها نهفته است ولی آداب و رسوم خرافی، تربیتهای غلط، تلقینهای سوء، غفلت و غرور، مخصوصاً به هنگام سلامت و وفور نعمت، پرده هایی بر آن می افکند، ولی هنگامی که طوفان حوادث از هر سوی وزیدن گرفته و گرداب مشکلات در برابر انسان نمایان گردد، انسان دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می بیند و از همه جا نا امید می شود، در این هنگام است که پرده ها کنار می روند و آن نقطه نورانی دل آشکار می شود و هر گونه فکر شرک آلود را از دل زدوده و در کوره این حوادث از هر ناخالصی خالص می گردد[7] و انسان بی اختیار به سوی عالم ماورا طبیعت می رود.

 

به همین دلیل آیات متعددی از قرآن کریم از این طریق، نعمت فطرت خدا جویی را یادآوری می نمایند.[8]

 

پیشوایان بزرگ اسلام نیز کسانی را که در مساله خداشناسی سخت در تردید فرو می رفتند از همین طریق ارشاد می نمودند برای نمونه به این قطعه تاریخی توجه نمائید:

 

مرد سرگردانی که در امر خداشناسی گرفتار شک و تردید شده بود، خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد:

 

« ای فرزند رسول خدا(ص) مرا راهنمایی کن به این که خدا کیست! زیرا وسوسه گران مرا حیران ساخته اند، امام فرمودند: ای بنده خدا! آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای ؟ عرض کرد آری، فرمود: هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای نجات تو نبوده، و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته است ؟ عرض کرد: آری، فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می تواند تو را از آن مهلکه نجات دهد ؟ عرض کرد آری. امام صادق علیه السلام فرمود: او خداوندی است که قادر بر نجات است در آنجا که هیچ نجات دهنده و فریاد رسی نیست.

 

نتیجه این که هر انسانی از راه دل و فطرت خود به وجود خداوند قادر، عالم، خالق حی و مهربان و... معرفت و شناخت و گرایش دارد و اگر هم در اثر عواملی از وجود خداوند غافل باشد، نمی تواند انکار کند در دوران زندگی اش حادثه ای رخ نداده است که دست او را از همه جا کوتاه ننموده، و او را متوجه وجود خداوند نکرده باشد. [9]

 

6. گاه آدمی با مشاهده دقیق و اندیشه ورزی در اوصاف و روابط پدیده های تجربی به وجود خداوند و اوصاف او، مانند علم، حکمت و قدرت، رهنمون می گردد. این راه، از آن جا که بر مشاهده جهان طبیعت و مطالعه تجربی پدیده های طبیعی استوار است، راه تجربه نامیده می شود. با توجه به امتیازات ویژه این راه، قرآن کریم توجه خاصی به آن مبذول داشته و در آیات پرشماری، انسان را به تدبر در پدیده های جهان پیرامون خویش، به مثابه آیات و نشانه های تکوینی خداوند، فراخوانده است. پاره ای از محققان اسلامی، با اتکا بر یکی از ویژگی های جهان طبیعت یعنی نظم و انتظام جاری در اشیای طبیعی، استدلالی را بر وجود خداوند سامان داده اند که به دلیل یا برهان نظم موسوم است. بر این اساس، می توان برهان نظم را نمونه روشنی از آنچه که آن را راه تجربی خداشناسی نامیدیم، دانست.

 

«شناخت آیه ای» در قرآن و روایات

 

در جای جای قرآن کریم، می توان آیاتی را یافت که از پدیده های گوناگون طبیعی یاد می کند و آنها را آیه و نشانه ای بر وجود خداوند می شمارد و انسان را به تدبر و تأمل در آنها فرا می خواند. شناخت خداوند از رهگذر نشانه های تکوینی او در جهان خلقت، که نمونه روشنی از راه تجربی خدایابی است، گاه به «شناخت آیه ای و آفاقی» نامیده می شود.[10]

 

گروهی از آیات، آدمی را به اندیشه ورزی در آیات تکوینی خداوند دعوت می کند و انتظام موجود در هستی و در وجود آدمی را دلیل و راهنمایی می داند که اهل خرد و اندیشه را به سوی مبدأ متعالی جهان راهبری می نماید:

 

"مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، برای خردمندان نشانه هایی (قانع کننده) هست".[11]

 

و "روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی (متقاعد کننده) است، در خود شما؛ پس مگر نمی بینید؟"[12]

 

گروه پرشماری از آیات قرآنی نیز بر روی پدیده های خاصی انگشت گذارده و آن را به عنوان آیه و نشانه ای بر وجود خدا و علم و قدرت الهی معرفی کرده است. این آیات به قدری فراوان اند که حتی ذکر نمونه هایی از آن ها مجالی بسیار گسترده می طلبد.[13]

 

پیشوایان دین نیز به پیروی از روش قرآن کریم، بر «شناخت آیه»ای خداوند تأکید بلیغی کرده اند. برای نمونه، در حدیث جامعی از امام صادق (ع) خطاب به یکی از یارانش آمده است.

 

ای مفضل! نخستین عبرت و دلیل بر خالق – جل و علا – هیأت بخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرینی در آن است. از این رو اگر با اندیشه و خرد درکار عالم، نیک و عمیق تأمل کنی، هر آینه آن را چون خانه و سرایی می یابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است. آسمان همانند سقف، بلند گردانیده شده؛ زمین بسان فرش گسترانیده شده؛ ستارگان چون چراغ هایی چیده شده و گوهرها همانند ذخیره هایی در آن نهفته شده و همه چیز در جای شایسته خود چیده شده است. آدمی نیز چون کسی است که این خانه را به او داده اند و همه چیز آن را در اختیارش نهاده اند. همه نوع گیاه و حیوان برای رفع نیاز و صرف در مصالح او در آن مهیا است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده، نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است.[14]

 

7. راه عقل

 

در این راه، هستی خداوند به مدد مقدمات، اصول و روش های کاملاً عقلی ثابت می شود.[15]

 

براهین و ادله فلسفی اثبات خدا، نمونه های روشنی از کاوش های عقلی در راه اثبات خدا است. این راه، در مقایسه با دو راه پیش گفته، ویژگی هایی دارد که پاره ای از آنها بدین شرح است:

 

1. بسیاری از استدلال ها و تبیین های عقلی خدایابی به دلیل پیوند با مباحث پیچیده و عمیق فلسفی، برای کسانی که دستی در بحث های فلسفی ندارند، چندان مفید نیست.[16]

 

2. یکی از امتیازات راه عقلی آن است که می توان در مصاف علمی با شبهات ملحدان از آن سود جست و در مقام احتجاج و مناظره، ضعف و سستی دلالیل منکران را آشکار ساخت و به چالش عقل گرایانی که جز به استدلال عقلی گردن نمی نهند، پاسخ گفت.

 

3. راه عقلی خدایابی می تواند در تقویت ایمان دینی مؤثر باشد؛ زیرا هرگاه خرد آدمی در برابر حقیقتی خاضع گردد، قلب و دل او نیز بدان گرایش قوی تری می یابد. از سوی دیگر، زدودن شک و تردید در سایه استدلال استوار عقلی سهم به سزایی در پیش گیری از آسیب دیدن ایمان دارد.[17]

 

با توجه به کارکرد ویژه راه عقلی از یک سو و با نظر به تمایل فطری ذهن جست و جوگر انسان به بحث های عمیق عقلی و فلسفی از سوی دیگر، دانشمندان مسلمان پژوهش های ژرفی را در زمینه ی خدایابی عقلی به انجام رسانده اند که بخشی از آن به تأسیس براهین نوین وجود خدا یا تکمیل براهین پیشین انجامیده است. یکی از متقن ترین ادله عقلی اثبات هستی خدا، برهان معروف وجوب و امکان است. این برهان به چندگونه تقریر شده است که در این جا به ذکر نمونه ای بسنده می کنیم.

 

می توان چکیده برهان وجوب و امکان را (در تقریر حاضر) چنین بیان کرد: یقیناً در جهان خارج موجودی هست. این موجود اگر واجب الوجود باشد مطلوب ما (که وجود خداوند یا همان واجب الوجود است) ثابت می شود و اگر ممکن الوجود باشد، با توجه به نیازمندی آن به علت و با توجه به امتناع تسلسل و دور، به موجودی نیاز دارد که وجودش معلول موجود دیگری نباشد و چنین موجودی، واجب الوجود (یا همان خداوند) است.

 

تذکر: از آنجایی که سؤال شما از ابهام برخوردار بود و هم می شد آن را سؤالی از وجود خدا دانست و هم سؤالی از ویژگی ها و صفات خدا، در این پاسخ روی اثبات وجود خدا بحث بیشتری صورت گرفته است، چنانچه خواهان آشنایی بیشتر با صفات خدا هستید، مجددا با ما مکاتبه نمایید.

 

 

[1] ـ طه، 110.

[2] ـ تفسر نمونه ج 14، ص 161.

[3] ـ شوری، 11.

[4] تجربی نامیدن این راه به معنای استقلال آن از هر گونه استلال عقلی نیست، بلکه ناظر به این واقعیت است که یکی از مقدمات اساسی آن بر مشاهده تجربی پدیده های طبیعی استوارمی گردد.

[5] معارف اسلامی ،ج، 1،ص،41.

[6] ـ تفسیر نمونه، ج 16، ص 341 و 342.

[7] ـ همان، ص 418 – 422 و 423.

[8] ـ مانند آیه 65 عنکبوت و 30 روم، و 12 و 22 و 23 یونس، 67 اسراء ، 8 و 49 زمر.

[9]  ـ بحار الانوار، ج 3، ص 41.

[10]  گفتنی است که در تفسیر «شناخت آیه ای» که برگرفته از قرآن کریم است، چندین دیدگاه وجود دارد: گروهی از محققان آن را مقدمه ای برای تشکیل یک استدلال عقلی – شبیه به آنچه در تبیین برهان نظم گفته شد – بر وجود خداوند و علم و حکمت او می دانند؛ اما بر اساس تفسیر دیگر، آیات قرآن که آدمی را به تأمل در پدیده های طبیعی فرا می خواند، صرفاً موجب یادآوری معرفت فطری او به خدای خویش می شوند جز تذکر و غفلت زدایی ندارند. رأی سوم بر آن است که آیات مورد بحث در مقام جدال احسن با مشرکان اند؛ آنان که به غلط بت ها و معبودهای دروغین خویش را در کار تدبیر برخی امور دنیا دخیل می دانستند و درک درستی از توحید ربوبی خداوند نداشتند. (بنگرید به: المیزان، علامه طباطبایی، ج 18، ص 154؛ آموزش عقاید، مصباح یزدی، ج 2 – 1، ص 68 و تبیین براهین اثبات خدا، جوادی آملی، ص 43).

[11]  ان فی خلق السماوات والارض و اختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب. (آل عمران، 190).

[12]  و فی الارض آیات للموقنین. و فی انفسکم، افلا تبصرون. (ذاریات، 20 و 21 و نیز بنگرید به: بقره، 164؛ جاثیه، 3-6؛ یونس، 100 و 101؛ ابراهیم، 10).

[13]  آیاتی که بر نشانه بودن پدیده های خاصی تأکید می کنند، در چند گروه کلی جای می گیرند. آیات مربوط به حوزه حیات انسانی عبارتند از:

1. نظام عمومی خلقت انسان: جاثیه، 4 و روم، 20. 2. نظام شکل گیری نطفه در رحم: آل عمران، 6؛ انفطار، 6-7؛ تغابن، 3؛ غافر، 64؛ حشر، 24؛ نوح، 13-14. 3. نظام معرفتی: نحل، 78. 4. نظام اختلاف زبان ها و رنگ ها: روم، 22؛ فاطر، 27 و 28. 5. نظام ارتزاق: غافر، 64؛ اسراء، 70؛ جاثیه، 5 و 20؛ فاطر، 3؛ روم، 4؛ سبا، 24؛ یونس، 31؛ نمل، 64؛ ملک، 21؛ انفال، 26؛ بقره، 22 و 172؛ ابراهیم، 22 و ذاریات، 58. 6. نظام خواب: روم، 23؛ نمل، 86؛ فرقان، 47؛ نبأ، 9 و زمر، 42. 7. نظام پوشاک: اعراف، 26 و نحل، 14 و 81. 8. نظام سکونتی: نحل، 80. 9. نظام ازدواج: روم، 21؛ شوری، 11؛ فاطر، 11؛ نجم، 45؛ قیامت، 39؛ نحل، 72؛ لیل، 3؛ نبأ، 8 و اعراف، 189.

[14]  و نیز بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه 186؛ التوحید، شیخ صدوق، باب دوم، ح 2 و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 3، صص 61، 82، 130، 152.

[15]  عقلی نامیدن این راه بدین معنا نیست که تنها در این راه از عقل استفاده می شود، بلکه از آن رواست که به مقدمات و روش های عقلی اکتفا کرده است.

[16]  این معنا با «عمومی» دانستن راه عقلی ناسازگار نیست؛ زیرا مقصود از عمومیت در این جا، عمومیت نسبی است که در مقابل «شخصی بودن» قرار می گیرد. بدین معنا که راه عقلی اختصاص به شخص و احدی ندارد، بلکه افراد متعددی می توانند از آن بهره گیرند.

[17]  راه عقلی به ویژه برای آنان که از شهود باطنی حق تعالی و مشاهده او با چشم دل محروم اند، سودمند است. به گفته مولانا:

چشم اگر داری تو کورانه میا       ورنداری چشم، دست آور عصا

 

آن عصای حزم و استدلال را       چون نداری دید، می کن پیشوا

 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

ترین های خداشناسی!

ترین های خداشناسی!

خدا

 

براهین وجود خدا متعدد و بسیارند و افراد مختلف با سطح معرفتی و عقلی گوناگون راه های متفاوتی را در اثبات خدای تبارک و تعالی می پیمایند. اما در این میان براهین و استدلال هایی وجود دارند که "ترین" های استدلال های خداشناسی اند! در این نوشتار به بررسی این ترین ها می پردازیم!


اولین ترین!

برهان نظم ساده ترین و آسان ترین برهان خداشناسی است که همه ی افراد آن را به راحتی می فهمند و درک می نمایند. در این برهان بر اساس مفهوم نظم که معنایی روشن است به وجود خداوند تبارک و تعالی استدلال می شود. خاصیت نظم این است که بین امور مختلف رابطه و تناسب و توازن خاصی به وجود می آورد و آنها را به سوی هدف خاصی هدایت می کند. برهان نظم دو مقدمه دارد:

اول آن که در عالم طبیعت، نظام استواری وجود دارد که انسان به خوبی آن را درک می کند. تمام کتاب های علمی جدید در واقع تفسیر و توضیح همین روابط و حقیقت در عالم طبیعت است. این مقدمه بیان گر همان مفهوم نظم است که قابل درک و روشن برای همه ی انسان هاست.

 

براهین سه گانه ای که به ترتیب آسان ترین، نزدیک ترین و محکم ترین براهین خداشناسی هستند "ترین" های سه گانه ای هستند که راه خداجویان را به سوی شناخت حق تعالی می گشایند

"ترین" دوم!

برهان دیگر خداشناسی که نزدیک ترین برهان است برهان انفسی نام دارد. این برهان انسان را فرا می خواند که با نظاره در خودش به وجود خالق پی ببرد، در این برهان چون خود انسان به خودش نزدیک ترین است این برهان نزدیک ترین و دومین "ترین" براهین خداشناسی است! قرآن کریم نیز به این برهان اشاره می نماید از جمله آنجا که می فرماید: "أولم یتفکروا فی أنفسهم، آیا در آفرینش خودشان تفکر نمی کنند؟!" (روم /8)

 

روشن ترین!

برای مفهوم شدن بیشتر این براهین که دو برهان خداشناسی مهم به شمار می روند، مثال ساده می زنیم مثلا ما می خواهیم وجود خورشید را برای کسی اثبات کنیم، به او می گوییم یک راه که ساده ترین است آن است که به اطراف خود بنگرد و ببیند که گیاهان رشد می کنند و همه جا نورانی است و غیره و این نشانه ها او را به وجود خورشید رهنمون می سازد. اما در یک راه دوم که نزدیک ترین است به او می گوییم که به خودش نگاه کند و مثلا تیره شدن رنگ پوستش و یا گرم شدن بدنش را ببیند که این خودش دلیل بر وجود خورشیدی است که گرما و نور تولید کرده است. اما در یک راه دیگر که محکم ترین راه استدلالی است به او می گوییم سرت را بالا بگیر و خورشید را ببین: آفتاب آمد دلیل آفتاب! یعنی خود خورشید دلیل بر وجودش است!

در عالم طبیعت، نظام استواری وجود دارد که انسان به خوبی آن را درک می کند. تمام کتاب های علمی جدید در واقع تفسیر و توضیح همین روابط و حقیقت در عالم طبیعت است

"ترین" سوم!

این راه اخیر که استدلال بر خورشید با خود خورشید است راهی است که در براهین خداشناسی محکم ترین برهان است که از خود خدا به او استدلال می شود. این برهان در اصطلاح اهل فن برهان "لم" نامیده می شود یعنی پی بردن از علت به معلول در مقابل برهان "إن" که حرکت از معلول به علت است. دو برهان قبلی براهین إنی بودند ولی این برهان که محکم ترین برهان خداشناسی است برهان لم است که خود خدا دال بر وجود خود اوست. این طریقه برهان صدیقین است که در نهایت ایجاز و ظاهر سهل آن به شدت دشوار است و فهم آن به سهولت امکان پذیر نیست! علاقه مندان به این برهان را به کتب تخصصی ارجاع می دهیم.

 

نتیجه گیری

براهین سه گانه ای که به ترتیب آسان ترین، نزدیک ترین و محکم ترین براهین خداشناسی هستند "ترین" های سه گانه ای هستند که راه خداجویان را به سوی شناخت حق تعالی می گشایند.

ن. رادفر                

 


منابع:

1- براهین خداشناسی – آیت الله جوادی آملی

2- سلسله بیانات آیت الله دکتر رفیعی در محرم الحرام سال 1391 در قم

3- جهان بینی توحیدی – شهید مطهری (ره)

4- تفسیر المیزان – علامه طباطبایی (ره)



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

واسطه قراردادن پيامبر و اوليا 
وهّابيون مى گويند: اگر نام كسى را در كنار نام خدا ببريد شرك است !
در حالى كه اگر اين سخن آنها درست باشد، خداوند نعوذ باللّه خود مشرك است . زيرا در آيه 74 سوره توبه مى فرمايد: (وما نقموا الاّ اغناهم اللّه ورسوله من فضله ) خداوند و پيامبرش آنها را بى نياز نمودند. و در جاى ديگر مى فرمايد: (اللّه يتوفّى الانفس )(233) خداوند جان ها را مى گيرد. و در جاى ديگرى مى فرمايد: (يتوفّاكم ملك الموت )(234) ملك الموت جان شما را مى گيرد. بنابراين واسطه داشتن ، نه تنها شرك نيست ، بلكه اساس هستى بر مبناى واسطه است .
توسّل به پيامبر و اهل بيت او 
وهّابى ها مى گويند: پيامبر كه مُرد، مُرد، خاك شد و جماد گرديد!
در پاسخ مى گوييم :
اوّلاً ما اين مطلب را قبول نداريم . ثانياً، بر فرض محال ، قبول كرديم ، ما به مقام پيامبر متوسّل مى شويم و مقام زنده و مرده ندارد. مقام ابوعلى سينا محفوظ است چه زنده باشد و چه نباشد.
علاوه بر آن كه ما معتقديم كه پيامبر و اهل بيت او ائمّه ما زنده اند، قرآن مى فرمايد: (و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون )(235) و گمان مبريد كسانى را كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند، بلكه آنها زنده و در پيشگاه خداوند روزى مى خورند.
شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن مى فرمايد: (فرحين بما اتاهم اللّه من فضله ) آنها به خاطر نعمت هايى كه خداوند به آنها داده است ، خوشحالند.(236)
سالى در مدينه باران نباريد، خليفه دوّم به عبّاس عموى پيامبر براى نزول باران متوسّل شد و گفت : خداوندا! ما در زمان پيامبر به او مراجعه مى كرديم و حالا به عموى او متوسّل مى شويم .
دليلى ديگر بر جواز توسّل 
علاوه بر آيات قرآن و استدلال هاى فوق كه توسّل را جايز مى داند، يك دليل تجربى هم بر جواز توسّل داريم و آن بر آورده شدن حوائج است . ميليون ها انسان مؤ من و معتقد، با توسّل به اهل بيت عليهم السلام حاجات خود را از خداوند مى خواهند و خداوند حاجت هاى آنها را برآورده كرده و مشكلاتشان را برطرف مى سازد. اگر انجام اين گونه كارها شرك است ، پس چرا حاجت ها برآورده شده و اينگونه دعاها مستجاب مى شود؟ چرا آنها ما را كمك مى كنند؟ آيا خداوند متعال و آن بزرگواران ، ما را به شرك سوق مى دهند؟!
نوشتن نام بر روى سنگ قبور 
وهّابى ها اعتقاد دارند نوشتن نام بر روى قبور شرك است . مثلاً وقتى به آنها پيشنهاد مى كنيم كه نام مبارك ائمّه بزرگوار بقيع را روى قبور مطهرشان بنويسيد، مى گويند: اين كار شرك است ! آيا نوشتن نام شرك است ؟
در پاسخ آنها بايد بگوييم ، چگونه نام فلان پادشاه را روى سنگ يادبود احداث و يا تعمير و توسعه فلان مسجد مى نويسيد! آيا به نظر شما اين عمل شرك نيست ؟!
چطور شما نام يك خيابان را در ابتداى آن خيابان مى نويسيد؟ براستى كجاى نوشتن نام و نشانى و مشخّصات شرك است ؟!
گريه بر مردگان و شهدا 
آنان گريه بر مرده را خلاف مى دانند، اگر پدر يك وهّابى فوت كرد، انگار نه انگار كه پدرش فوت كرده است !
بالاخره عاطفه انسانى و مهر پدرى كجاست ؟! مگر پيامبر در مرگ فرزندش ابراهيم نگريست ؟!
سلام و لعن در زيارتنامه ها 
وهّابى ها معتقدند سلام و يا نفرين بر مردگان شرك است ! شنيدم كه امام جماعت مسجدالنّبى گفته است : افتخار مى كنم كه چهل سال است به پيامبر، سلام نكرده ام !
خوب ، اگر سلام به انبيا شرك است ، پس نعوذ باللّه خدا هم مشرك است ، چون خود خداوند به پيامبرانش سلام مى كند؛ (سلام على نوح )(237)، (سلام على ابراهيم )(238)، (سلام على موسى و هارون )(239)، (سلام على ال ياسين )(240)، (سلام على المرسلين )(241).
در قرآن ، هم سلام داريم و هم لعن ؛ در آيات متعدّد خداوند ظالمان را لعن كرده است و ما نيز در زيارتى همچون زيارت عاشورا، كسانى را كه در حقّ اهل بيت پيامبر ظلم كرده اند، لعن مى كنيم . (لعنهم اللّه )(242)، (قاتلهم اللّه )(243)
تبرّك 
آنها مى گويند تبرّك شرك است !
در حالى كه اگر تبرّك شرك است ، پس چرا خليفه اوّل و دوّم را در كنار بدن مطهّر پيامبر دفن كردند؟
اگر شرك است ، پس چرا در مراسم حج ، استلام حجرالاسود و بوسيدن آن مستحبّ است ؟ مگر حجرالاسود، سنگى بيش نيست ؟
طواف دور قبور 
آنها مى گويند به دور قبرها چرخيدن شرك است !
يك پاسخ ظريف و لطيفى در اينجا وجود دارد و آن اينكه در كنار كعبه ، حِجراسماعيل واقع است كه در داخل آن قبور حضرت اسماعيل ، حضرت هاجر و تعدادى از انبيا قرار دارد. در اعمال حج و عمره ، به ما دستور داده اند كه هنگام طواف به دور خانه كعبه ، به دور حِجر اسماعيل هم بگرديم . به راستى اگر چرخيدن دور قبر شرك است ، پس چرا خداوند به ما دستور داده كه به دور قبر بچرخيم و طواف كنيم ؟
سجده بر مُهر 
آنها مى گويند: شما در هنگام نماز سر بر مهر مى گذاريد، بنابراين شما بت پرست و مشرك مى باشيد!
آيا هر كس پيشانيش را روى هر جا گذاشت ، يعنى آن را مى پرستد؟! اگر كسى سر بر روى مُهر گذاشت ، خاك پرست مى شود، پس شما هم مشرك هستيد و شرك شما بيشتر است ، چون سر بر هر چيزى مى گذاريد. بنابراين شما هم موكت پرست هستيد، هم فرش پرست و هم ... .!
در حالى كه چنين نيست ، بلكه در حقيقت ، سجده براى خداوند است و هركس سر بر مهر مى گذارد، خدا را مى پرستد. (وانّ المساجد للّه ، فلاتدعوا مع اللّه احداً)(244)
البتّه برخى از عوام كارهاى غلطى انجام مى دهند، كه مربوط به مذهب شيعه نيست . مثلاً هنگام وارد شدن به حرم مطهّر امام رضاعليه السلام ، پاشنه درب ورودى را سجده مى كنند. بوسيدن اشكال ندارد، ولى سجده ، مخصوص خداست .
روضه خوانى و يادبود 
وهّابى ها مى گويند: روضه خوانى و مراسم يادبود، بدعت است !
حال آنكه خداوند در قرآن ، روضه خوانى مى كند. آنجا كه مى فرمايد: (و كايّن مِن نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وَهنوا و ما استكانوا)(245)
يكى از اعمال حج وعمره ، سعى بين صفا و مروه است . حاجى بعد از طواف خانه خدا و بعد از آنكه دو ركعت نماز طواف را به جاى آورد، بايد هفت بار بين صفا ومروه سعى كند. چرا بايد هفت بار بين اين دو كوه را پيمود؟ به ياد حماسه فداكارى يك مادر! هاجر همسر ابراهيم ومادر اسماعيل عليهم السلام .
هاجر، براى يافتن آب ونجات كودك شيرخوار خود، هفت بار اين مسير را پيمود. خداوند مى خواهد اين خاطره همچنان در اذهان زنده بماند. لذا قرآن مى فرمايد: (انّ الصّفا و المروة من شعائر اللّه )(246) و در پايان اين آيه مى فرمايد: (فانّ الله شاكر عليم ) خداوند سپاسگذار و داناست . يعنى اى خانم ! اى هاجر! اگر تو يك روزى به خاطر خدا مشكلات فراوانى را تحمّل كردى ، من هم نمى گذارم نام و خاطره ات ، فراموش شود. در حقيقت شكرگزارى خدا به اين نحو است كه نام و خاطره او را زنده نگه مى دارد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

4- اختلاف و تفرقه در جامعه 
در جامعه توحيدى ، حكم و قانون وخط، تنها يكى است ، آن هم راه خدا و قانون اوست و مردم همه يك سر پرست دارند. امّا در جامعه شرك ، به جاى يك قانون و يك راه ، مقرّرات و راه هاى متفاوت به وجود مى آيد، هر كسى در فكر تاءييد همان راه و چيزى است كه به وجود آورده و به قول قرآن ، (لذهب كلّ الهٍ بما خلق )(192) در آن جامعه بندگى خدا مطرح نيست ، بلكه بله قربان گويى به اين و آن مطرح است ؛ (إ نّا اءطَعنا سادتنا و كُبَرائنا)(193) مردم در فكر برترى جويى بر يكديگر هستند؛ (و لَعَلى بَعضهم على بَعض )(194) و هر حزب و گروهى فقط به آنچه نزد خودشان هست ، دل خوش مى كنند و كار به حقّ و باطل ندارند، تنها براى مرام و راه خود اصالت قايلند و براى مخالفان خود (گرچه داراى منطقى هم باشند) ارزشى قايل نيستند و به قول قرآن (كلّ حِزب بِما لَديهم فَرِحون )(195)
درگيرى ها وتفرقه ها از آثار اجتماعى شرك است . قرآن مى فرمايد: (لاتكونوا من المشركين من الّذين فَرّقوا دِينَهم )(196) از مشركان نباشيد و خيال نكنيد مشرك ، تنها بت پرست است ، بلكه هر كس با وارد كردنِ سليقه هاى شخصى و نظريّات از پيش ساخته خود، عامل تفرقه در مكتب شود، مشرك است . آرى ، علّت اصلى سقوط امّت ها و ملّت ها در طول تاريخ ، تكيه آنها به غير خدا بوده است .
5 - خوارى و ذلّت در قيامت 
رسوايى و دوزخ از آثار اخروى شرك است . در قرآن ، مكرّر مى خوانيم : در قيامت مشركان مخاطب قرار مى گيرند كه شما در دنيا به سراغ غير خدا مى رفتيد و خيال مى كرديد آنها مى توانند دردى را دوا كنند، اكنون روز گرفتارى شماست آنها را بخوانيد تا چاره اى بيانديشند، (لا تَجعلْ مع اللّه إ لهاً اَّخر فتُلقى فى جهنّم مَلوماً مَدحوراً)(197) به سراغ غير خدا نرويد كه با ملامت به دوزخ پرتاب خواهيد شد.
ريا شرك است 
ريا آن است كه انسان كار نيكى را براى غير خدا انجام دهد.
در حديثى مى خوانيم : ((كل رياء شرك ))(198) شرك مراتبى دارد: گاهى در جلوه اى روشن بروز مى كند، همچون بت پرستان و خورشيد و ماه پرستان و گاهى بسيار خفيف است به طورى كه خود انسان هم نمى فهمد.
ريا بسيار آرام و پنهانى در اعمال و كارهاى ما رسوخ پيدا مى كند، به نحوى كه غالباً انسان حضور ريا را در اعمال خود متوجّه نمى شود.
در حديث مى خوانيم : مساءله شرك و تشخيص آن ، به قدرى دقيق است كه مانند تشخيص حركت مورچه اى بر روى سنگ سياه در دل شب مى ماند، بنابراين ، جز با تلاش و مراقبت دائمى و امدادهاى الهى ، رهايى از مويرگ هاى شرك ممكن نيست .
نشانه هاى شرك 
1 - ايراد گرفتن به قانون خدا و ولىّ او. قرآن مى فرمايد: (اَفَكُلَّما جاءَكم رسولٌ بما لا تهوى انفسكم استكبرتم )(199) آنها قانونى را مى خواستند كه مطابق ميل آنان باشد و اين نفس پرستى است . اعتراض ‍ مى كردند كه مثلاً: (لِمَ كتبتَ علينا القِتال )(200) چرا به ما دستور جنگ و جهاد دادى ! و در برابر غذاى آسمانى مى گفتند: (لن نصبر على طعام واحد)(201)ما با يك غذا نمى سازيم . و هنگامى كه خدا مثَلى مى زد، اعتراض مى كردند اين چه مثالى است كه خداوند مى زند وسؤ ال مى كردند: (ماذا اراد اللّه بهذا مثلا)(202) خداوند چه اراده اى از اين مثال زدن ها دارد.
2 - طاغوت زدگى . طاغوت ، كسى است كه در برابر خداوند ايستاده است . فرمانبردارى از طاغوت شرك است .
3 - برترى دادن غير خدا. قرآن مى فرمايد: (قل ان كان اباؤ كم و ابناؤ كم احب اليكم من اللّه ...)(203) اگر انسان پدر و مادر، همسر و فرزند و خويشان خود را بيشتر از خدا دوست بدارد، اين شرك است .
حزب پرستى ، خط پرستى و باند پرستى شرك است . بعضى از تعصّبات ، وطرفدارى ها كه جنبه غير منطقى دارد ريشه در شرك دارد. البتّه صلابت ، قاطعيّت و استوارى در راه حقّ و دفاع از آن با تعصّب جاهلى و ناآگاهانه تفاوت دارد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

آثار بى ايمانى 
كسى كه به خداى حكيم ايمان ندارد، انسانى است كه :
1- خود را بى اصالت ، بى هدف و تنها مى بيند و هدفش فقط رفاه و زندگى مادّى است مانند يك حيوان .
2- حركت خود را يك حركت جبرى مى داند، نه تكاملى .
3- آينده خود را پس از مرگ ، نابودى مى داند چون به زندگى بعد از مرگ و بقاى روح عقيده ندارد.
4- راهنماى او در زندگى ، يا طاغوت هاى بيرونى است و يا هوس هاى درونى !
5 - برنامه زندگى او مملوّ از انواع ترديدها، محدوديّت ها، نقص ها و اشتباهات است .
6- در تفسير هستى گيج است ؛ چون نمى داند چرا آمده ؟ و چرا مى رود؟ و هدفش از زندگى چيست ؟ تمام فكرش اين است كه چگونه زندگى كند، نه اين كه براى چه زندگى كند.
ايمان هاى مورد انتقاد 
در قرآن ، از چند نوع ايمان و گرايش ، انتقاد شده است :
1- گرايش هاى موسمى و فصلى . بعضى انسان ها فقط وقتى كه احساس خطر كردند و كشتى خود را در آستانه غرق شدن ديدند فرياد ((يا اللّه )) سر مى دهند. ولى همين كه از مشكل رهايى پيدا كردند و كشتى خود را در ساحل ديدند مجدّدا به سراغ غير خدا رفته ، شرك مى ورزند. در قرآن مى خوانيم : (فإ ذا ركبوا فى الفُلك دعوا اللّه مُخلصين له الدّين فلما نجّاهم الى البرّ إ ذا هم يشركون )(163)
2- گرايش هاى تقليدى . ايمان برخى به خدا، به خاطر تقليد از نياكان است بدون هيچ دليل و برهان منطقى ؛ همچون ايمان بت پرستان كه در جواب انبيا مى گفتند: ما اين عقيده به بت ها را از نياكان خود گرفته ايم . قرآن در اين باره مى فرمايد: (قالوا بل وَجدنا آباءَنا كذلك يفعلون )(164)
3- ايمان سطحى . ايمان برخى انسان ها، سطحى است و در روح و روان و دل آنان نفوذ نكرده است . قرآن مى فرمايد: (قالت الا عراب امنّا قل لم تؤ منوا و لكن قولوا اءسلمنا و لمّا يدخُل الا يمانُ فى قلوبكم )(165) گروهى از اعراب نزد پيامبر آمدند و گفتند: ما ايمان آورده ايم . خداوند به پيامبر فرمود: به اينها بگو: ايمان شما هنوز در قلبتان اثر نكرده است . و شما تنها اظهار ايمان مى كنيد. همانند چاهى كه از درون نمى جوشد، بلكه با دست در آن آب مى ريزند.
4- ايمان بدون عمل . با اينكه علم دارد امّا در مقام عمل تن پروراست . در قرآن آيات زيادى در مقام انتقاد از اين افراد ديده مى شود. (احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنّا و هم لا يفتنون )(166)
5 - ايمان متزلزل . در برخى ايمان ها ترديد، دودلى و تزلزل ديده مى شود، صاحب چنين ايمانى در انتظار پيشامدهاست كه كدام طرف را انتخاب كند.
قرآن درباره چنين افرادى مى فرمايد: برخى از مردم ، خدا را به حرف و ظاهر مى پرستند، هرگاه به خير و نعمتى برسند اطمينان خاطر پيدا مى كنند و اگر به شر و فقر و آفتى برخورد نمايند از دين خدا برمى گرداند. چنين كسانى در دنيا و آخرت زيانكارند. (فان اصابه خير اطماءنّ به و ان اصابته فتنة انقلب على وجهه ...)(167)
6- ايمان عاريه اى . در كتاب شريف اصول كافى بابى داريم به نام ((باب المعارين )) يعنى كسانى كه دينشان عاريه است . برخى در دنيا دين دارند ولى هنگام مرگ ، بى دين از دنيا مى روند. مانند كسى كه حج بر او واجب شود، ولى به حج نرود، و يا كسى كه زكات اموال خود را نپردازد، هنگام مرگ به او مى گويند: ((فليمت ان شاء يهوديّاً او نصرانيّا))(168)يا يهودى بمير و يا نصرانى .
پيامبر روزى وارد مسجد شد و به پنج نفر از نمازگزاران فرمود: بلند شويد و از مسجد ما خارج شويد، زيرا شما نماز مى خوانيد ولى زكات نمى دهيد.
7- ايمان تبعيضى وگزينشى . برخى ها، از اسلام و قرآن ، فقط آنچه را كه به نفع آنهاست مى پذيرند و آنچه را كه مطابق با اهداف و اميال خود نمى بينند، نمى پذيرند. (و ان يكن لهم الحقّ ياتوا عليه مذعنين )(169) چنين افرادى مى گويند: (نؤ من ببعض و نكفر ببعض )(170)
در صدر اسلام ، عدّه اى نزد پيامبر آمدند و گفتند: ما به تو ايمان مى آوريم به شرط اينكه نماز نخوانيم ، پيامبر فرمودند: دين ، بدون نماز نمى شود.
8 - ايمان تاكتيكى . تعدادى از سران يهود مدينه ، نقشه كشيدند كه يك روز صبح خدمت پيامبر اكرم برسند و ايمان بياورند و بعد از ظهرِ همان روز از اسلام دست برداشته ، مجدّداً يهودى شوند و ادّعا كنند كه اسلام بى فايده است .
آنها مى خواستند بدين وسيله اولاً از مسلمان شدن يهوديان جلوگيرى نمايند و ثانياً در ميان مسلمانان نيز شك و ترديد و تزلزل به وجود آورند كه لابد دين ما دين كاملى نيست ، چون دانشمندان و بزرگان يهودى ، صبح كه مسلمان شدند، غروب با اندكى آشنايى با اسلام از آن دست برداشتند.
خداوند از طريق وحى پيامبرش را آگاه ساخت و فرمود: به مسلمانان بگو: نه از آمدنشان خوشحال گردند و نه از رفتنشان غمناك شوند.(171)
ويژگى هاى ايمان مقبول 
ايمانى مورد پذيرش وارزشمند است كه داراى ويژگى هاى زير باشد:
1- ايمان همراه با استدلال . قرآن همواره از مخالفان خود، برهان و استدلال مى خواهد و مى فرمايد: (فاءتونا بسلطان مبين )(172) اگر دليلى داريد، بر ما ارائه دهيد. طبيعى است كه يك مسلمان نيز بايد در برابر ديگران از دين خود با دليل و برهان دفاع نمايد.
2- ايمان همراه با عمل . در بسيارى از آيات قرآن هنگامى كه سخن از اهل ايمان به ميان آمده است ، بلافاصله ((و عملوا الصالحات )) نيز ذكر شده است . كه اين عبارت به معناى انجام تمامى كارهاى نيك و شايسته است . زيرا همان گونه كه كلمه ((مسجد)) به معناى يك مسجد و كلمه ((مساجد)) به معناى چند مسجد و لغت ((المساجد)) به معناى تمامى مساجد است ، كلمه ((صالح )) نيز به معناى يك عمل نيك و ((صالحات )) به معناى چند عمل نيك و ((الصالحات )) به معناى تمامى كارهاى نيك است . قرآن مى فرمايد: (آمنوا و عملوا الصالحات ) يعنى تمام كارهايشان نيك و شايسته است . بنابراين ، لازم است كه تمامى اعمال مؤ منان صالح و نيك باشد، نه فقط برخى از اعمال آنها.
3- ايمان پايدار. قرآن از مؤ منانى كه در ايمانشان پايدار هستند، تمجيد مى فرمايد و آنها را به بهشت و نعمت هاى آن بشارت مى دهد. (انّ الّذين قالوا ربّنا اللّه ثم استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة ...)(173)
4- ايمان كامل . در حديث مى خوانيم : ايمان ده درجه است . بديهى است هر مؤ منى به تناسب عمق ايمان و اعتقادش از درجاتى از ايمان برخوردار است .
شخصى از طرف امام صادق عليه السلام براى سفرى ماءموريّت يافت ، پس از برگشت ، خدمت امام رسيد و شروع كرد به انتقاد كردن از مردم آن منطقه و گفت : آنها ايمان ندارند. امام عليه السلام فرمود: ايمان ده درجه دارد، برخى داراى دو درجه اند و بعضى چهار درجه و گروهى از درجات بيشترى برخوردارند.
در حديث آمده است : اگر مى خواهيد بدانيد فردى چقدر ايمان دارد، ببينيد در برابر دريافت چه مبلغى گناه مى كند. امّا اميرمؤ منان عليه السلام مى فرمايد: به خدا قسم اگر هستى را به من دهند كه پوست جوى را از دهان مورچه اى به زور بگيرم چنين نخواهم كرد. اين مطلب بيان كننده درجه ايمان على عليه السلام است ، يعنى ايمان على عليه السلام از اهميّت هستى بيشتر است .
در دعاى مكارم الاخلاق مى خوانيم : ((الهى بلّغ بايمانى اكمل الايمان )) خدايا! ايمانم را به كامل ترين درجه برسان .
5 - ايمان خالص . ارزش اعمال و ايمان ما به ميزان اخلاص و خلوص ما بستگى دارد، هر چه خالص تر باشد، مقبوليّت بيشترى خواهد يافت . قرآن از كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را به ظلم نيالودند، تمجيد مى كند. (الّذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بالظلم )(174) كه مراد از ظلم در اين آيه شرك است .
6- ايمان بر اساس اختيار و آگاهى . انسان داراى اختيار است . شك و ترديد، پشيمانى ، انتقاد و تاءديب ، دليل اختيار انسان است . ايمانى ارزش دارد كه انسان بر اساس ‍ آگاهى و بدون هيچ گونه اجبارى به آن رسيده باشد. چنانكه قرآن مى فرمايد: (لا اكراه فى الدين )(175)
7- ايمان همراه با تفكّر. از ديدگاه قرآن ، ايمانى ارزشمند است كه بر اساس فكر و تعقّل در آفرينش باشد در قرآن مى خوانيم : (و يتفكّرون فى خلق السموات و الا رض ربّنا ما خَلقتَ هذا باطلا)(176) ابتدا در آفرينش زمين و آسمان فكر مى كنند و سپس مى گويند: خداوندا! اين آفرينش بيهوده نيست .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

هماهنگى نظام تكوين و تشريع 
علاوه بر وجود هماهنگى ميان موجودات ، در نظام آفرينش ، نظام تشريع و قانونگذارى الهى نيز شاهدِ هماهنگى هستيم :
1- نظام تكوين به بهترين وجه آفريده شده است .
(الذى احسن كل شى خلقه )(96)
نظام تشريع (قرآن ) نيز به بهترين وجه تدوين شده است :
(اللّه نزّل احسن الحديث كتاباً متشابهاً مثانى )(97)
2- در نظام تكوين دستور به تفكّر داده شده است :
(او لم يتفكّروا فى انفسهم )(98)، (او لم ينظروا فى ملكوت السموات والارض )(99)
در نظام تشريع (قرآن ) دستور به تفكّر و تدبّر وارد شده است :
(افلا يتدبّرون القرآن ام على قلوب اقفالها)(100)
3- در نظام تكوين هيچ عيب و نقصى نيست : (الّذى خلق سبع سموات طباقاً ما ترى فى خلق الرّحمن من تفاوت فارجع البصر هل ترى من فطور)(101)
در نظام تشريع (قرآن ) نيز هيچ نقص و اختلافى نيست :
(و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً)(102)
4- سرچشمه نظام تكوين ، بركت و عظمت الهى است :
(تبارك الذى جعل فى السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمراً منيراً)(103)
(و تبارك الذى له ملك السموات و الارض )(104)
سرچشمه نظام تشريع نيز بركت و عظمت الهى است : (تبارك الذى نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيراً)(105)
جبران كمبودها در آفرينش 
يكى از راه هاى خداشناسى ، دقّت در اين مطلب است كه خداوند چگونه كمبودها را جبران مى كند.
مثلاً وقتى كه بدن انسان زخم مى شود و خون از آن خارج مى گردد، خداوند بدن را به گونه اى آفريده كه با خوردن آب و غذا، خون سازى مى كند، استخوان شكسته را ترميم و بدن ضعيف شده در اثر بيمارى را تقويت مى نمايد.
باران ، آلودگى ها وگرد وغبارها را مى زدايد وهوا را با صفا ولطيف مى سازد.
آب هاى آلوده وكثيف به زمين فرو مى رود وخاك همانند اسيدى كه پشم را مى سوزاند، ميكروب ها را از بين مى برد ومجدّداً از زمين آب زلال مى جوشد.
برگ درختان ، اكسيژن مصرف شده توسّط انسان ها وحيوانات را جايگزين مى كند.
ضعف كودك ، با حمايت و محبّت مادر جبران مى شود. مصيبت ها با فراموشى ، سبك و قابل تحمّل مى شود.
خداشناسى از راه فرض خلاف 
يكى ديگر از راه هاى خداشناسى كه در قرآن يافت مى شود، فرض خلاف است . بدين معنا كه ما در اطراف خود با واقعيّت هاى زيادى مواجه هستيم ، اكنون زمان و مكانى را تصور كنيم كه اين واقعيّت ها وجود نداشته باشد، در آن صورت چه چيزى اتفاق مى افتد و ما بايد چه كنيم ؟
# حركت زمين ، به گونه اى تنظيم شده است كه شب و روز را به وجود مى آورد، حال زمانى را تصوّر كنيد كه هميشه شب باشد. در چنين وضعيّتى ما چه مى كرديم ؟ (ان جعل اللّه عليكم الليل سرمدا)(106)
# هم اكنون زمين در زير پاى انسان مانند گهواره اى آرام است ، (والارض فرشناها فنعم الماهدون )(107) فرض كنيد اگر با شدّت در حال حركت بود آيا افراد مى توانستند بر روى آن راه بروند وزندگى كنند؟ (لونشاء نخسف بهم الارض )(108)
# اكنون با حفر قنات و چاه به آب گوارا مى رسيم ، اگر آب ، به اعماق زمين فرو رود چه كسى براى ما آب فراهم خواهد ساخت ؟ (ان اصبح ماؤ كم غورا)(109)
# اكنون آب شيرين در دسترس ماست ، اگر آبها تلخ و شور شود چه مى كنيم ؟ (لو نشاء جعلناه اجاجا)(110)
# شما درختان را سبز و خرّم مى بينيد، اگر همه آنها هيزم خشك بودند چه مى شد. (لو نشاء لجعلناه حطاما)(111)
# اگر ما حافظه خود را از دست بدهيم و حتّى نشانى منزل خود را فراموش كنيم چه خواهيم كرد؟!
خداشناسى از راه مقايسه 
خداوند در قرآن ، پس از بيان نمونه هايى از آفرينش الهى مى فرمايد:
(هذا خلق اللّه فارونى ماذا خلق الّذين من دونه ...)(112)
اين آفريده خداست ، شما هم به من نشان دهيد كه غير خدا چه آفريده اند؟!
(قل من يُنَجّيكم من ظلمات البرّ و البحر)(113)
چه كسى شما را از تاريكى هاى خشكى و دريا نجات مى دهد؟
(اءمّن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السوء)(114)
چه كسى افراد گرفتار و درمانده را جواب مى دهد؟
(ءاله مع اللّه ...) آيا با خدا معبودى ديگر است ؟
(ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون )(115)
آيا شما دانه هاى بذر را كشت مى كنيد يا ما آن را كشت مى كنيم ؟
اى انسان ! تو از خاك چه چيزى مى توانى بيافرينى و به وجود آورى ؟! تو مى توانى از خاك خشت ، آجر و يا سراميك بسازى ، امّا خداوند از خاك صدها نوع گل ، ميوه ، درخت و برگ و... خلق مى كند. و بالاتر از همه او از خاك انسان مى آفريند. (فتبارك اللّه احسن الخالقين )(116)



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 08 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

آوای قرآن و کاهش اضطراب

آدمی به عنوان پیچیده ترین و در هم تنیده ترین موجود، دارای نیازهای متعدد و متنوعی است . او سر پا نیازمند آفریده شده و همه زندگی او را نیاز دربرگرفته، و «دین » به تعبیر آلپورت گل سر سبد نیازهای اوست . ریشه احساس نیاز به دین، ژرف و عمیق است واین احساس یک وابستگی مطلق است . به دیگر سخن، انسان گرایش و کشش های دائمی به سوی آفریدگار خویش دارد و کوشش ها، زمزمه ها، طلب ها، راز و نیازهایش نیز برخاسته از آن کشش هاست . عبادت، تجلی خواست روحی بشر است و منظومه عبادات نیز شکل دادن و قالب ساختن برای آن حقیقت و تجلی فطری است که در عمق فطرت انسان وجود دارد . آدمی قادر نیست از قلمرو راز و نیاز بگریزد و خود را نیازمند خداوند احساس نکند . اگر احساس کرد که در زندگی او خدایی نیست، مثل مگس های خشک پاییزی می شود که به محض این که به شیشه می خورد، بی صدا می میرد . یکی از نیازهای بشر، گوش دادن به کلام خداوند است . آوای دلنشین قرآن حتی دردهای او را تسکین می دهد و نیازش را برمی آورد . 
مقاله حاضر، از چکیده سه تحقیق پزشکی سخن می گوید که در هر یک از آنها، تاثیر آوای قرآن کریم در کاهش استرس و اضطراب بیماران، مورد مطالعه قرار گرفته است . 
1 . بررسی میزان تاثیر آوای قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصی و درمانی . 
در چکیده تحقیق فوق که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، سال 1376 صورت گرفت، آمده است: «اضطراب پدیده شایع عصر ماست; اما پیشینه ای به طول تمامی تاریخ دارد، و از این رو، همواره مورد توجه بوده است . با این وصف، اضطراب کم، برای حیات و زندگی روزمره لازم است، ولی قطعا اضطراب زیاد، آثار و زیان های جدی بر جسم و روان و روابط اجتماعی می گذارد، و در نتیجه، کنترل و مهار آن همیشه توصیه شده است . شاید به این علت در سال های اخیر، پژوهشگران تاکید و توجه زیادی بر روش های غیر دارویی کاهش اضطراب دارند، و در این راستا، در تحقیقات فراوان، تاثیر انواع موسیقی بر کاهش اضطراب، ارزیابی شده است . یکی از اقسام موسیقی، موسیقی ناشی از تلاوت آیات قرآن کریم است . این موسیقی عرفانی و دلپذیر، یکی از باشکوه ترین ابعاد اعجاز بیانی قرآن مجید است .» 
هدف تحقیق، بررسی تاثیر آوای قرآن بر وضعیت استرس بیماران، قبل و بعد از اقدامات درمانی است . فرضیه تحقیق عبارت است از: آوای قرآن بر کاهش شدت اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، مؤثر است . این طرح تحقیقاتی، یک مطالعه نیمه تجربی به شمار می رود که جامعه آماری آن را، کلیه بیماران بخش های داخلی و جراحی بیمارستان امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) اصفهان تشکیل می داد . این بیماران قرار بود تحت یک نوع پروسیجر تهاجمی قرار گیرند . حجم نمونه در این مطالعه 80 نفر بوده اند که به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند . در این تحقیق، برای کاهش اضطراب گروه آزمون، از 20 دقیقه آوای قرآن کریم با صدای اساتید بزرگ مصری و ایرانی که از بین آیات و سوره های مختلف انتخاب شده بود، استفاده گردید، و از طریق هدفون به استماع واحدهای بیمارستانی رسانده شد . اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارEPL6 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، و نتایج زیر به دست آمد: 
در مرحله اول، کاهش اضطراب در دو گروه شاهد و آزمون محسوس نبود; در حالی که در گروه آزمون در مراحل دوم و سوم - قبل و بعد از انجام پروسیجر میزان اضطراب کاهش یافته بود; اما این کاهش در گروه شاهد مشاهده نشد . و نیز، در بررسی علائم حیاتی در گروه آزمون، میزان فشار خون سیستول و تنفس تعدیل یافته، ولی تعداد نبض، و میزان فشار خون دیاستول در مقایسه با گروه شاهد، تغییر معناداری نداشت . همچنین، عوامل دیگری مثل سابقه انجام پروسیجر، نوع عمل، سن، جنبش، سابقه استماع به موسیقی یا تلاوت آیات قرآن، تشخیص پزشکی و . . . بررسی گردید، که هیچ کدام ارتباط معناداری با کاهش سطح اضطراب نشان ندادند . بنابراین، نتایج تحقیق نشان داد که فرضیه تحقیق درست و قابل اثبات است; یعنی آوای قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب بیماران قبل و بعد از انجام تشخیصی و درمانی تاثیر دارد . 
2 . میزان تاثیر آوای قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحی در بیمارستان های منتخب تهران در سال 1376 . 
تحقیق مذکور نیز نیمه تجربی بود که به منظور بررسی میزان تاثیر آوای قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحی قلب صورت گرفت . این پژوهش، در بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام یافت . هدف کلی پژوهش، تعیین میزان تاثیر آوای قرآن کریم بر اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی بود . ابزار مورد استفاده در پژوهش را، سیاهه حالت فرم اضطراب اسپیل برگر، پرسش نامه اطلاعات فردی، چک لیست ثبت علائم حیاتی، برگه ثبت تعداد دفعات و مدت زمان گوش کردن به آوای قرآن تشکیل می داد . تعداد 80 نفر از بیماران با توجه به مشخصات نمونه انتخاب شدند . از این تعداد، 50 نفر در گروه آزمون، از بعد از ظهر روز قبل، دو بار و هر بار 15 دقیقه به آوای قرآن کریم گوش کردند، و 30 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند، که تحت تاثیر دخالت و مداخله پژوهشگر قرار نداشتند، و تنها از مراقبت های معمول بخش جراحی استفاده می کردند . اضطراب بیماران در دو گروه با بعد از ظهر روز قبل از عمل و صبح عمل با پرسش نامه اضطراب اسپیل برگر و چک لیست ثبت علائم حیاتی سنجیده شد، و در پایان نمونه گیری، میزان کاهش اضطراب گروه آزمون و شاهد مقایسه گردید . تجزیه و تحلیل یافته های آزمون آماری نشان از آن داشت که میزان اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی، به تاثیر از آوای قرآن، کاهش یافته است . 
3 . بررسی تاثیر آوای قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه قلبی یکی از بیمارستان های منتخب تهران در سال 1376 . 
پژوهش مذکور، یک مطالعه نیمه تجربی بود که با هدف مطالعه تاثیر آوای قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه قلبی یکی از بیمارستان های منتخب شهر تهران انجام شده است . تعداد نمونه های این پژوهش 60 نفر بودند که به صورتی تصادفی و با استفاده از قرعه کشی در دو گروه آزمایش کنترل قرار گرفتند . جهت گرد آوری داده ها، از پرسش نامه دو قسمتی استفاده شد . قسمت اول پرسش نامه مربوط به اطلاعات فردی و سؤالاتی در مورد موسیقی های مذهبی بود، و بخش دوم، شامل پرسش نامه استاندارد اسپیل برگر بود . در این پژوهش برای گروه آزمایش با صدای استاد عبدالباسط، آیات 10 تا 23 سوره یوسف با استفاده از ضبط صوت مجهز به هدفون به مدت 20 دقیقه پخش شد . قبل و بعد از پخش آوای قرآن کریم، در دو گروه آزمایش و کنترل فرم اضطراب اسپیل برگر توسط واحدها تکمیل و جهت تعیین میزان اثر بخش آوای قرآن کریم، اختلاف نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله، محاسبه گردید . برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری تی، فیشر، کای اسکوئر و کوکران استفاده شد . نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که استماع آوای قرآن کریم باعث کاهش اضطراب بیماران می شود . 
نتیجه 
در سال های آغازین قرن بیست و یکم نیز توجه و گرایش به معنویت مهم ترین پدیده زمان ماست، و دیگر همانند گذشته، جدال با معنویت و خداوند، جدالی ترقی خواهانه به نظر نمی رسد . از یک طرف علم در پاسخ به سؤالات انسان اظهار عجز و ناتوانی می کند و به قول سارتر (1971) علم مرده است، و از طرف دیگر احساس تنهایی، ناامنی، پوچی و وانهادگی او را سخت می آزرد . راه نجات از این بحران در آمیختن معنویت و عقلانیت است که یک پای آن وحی و پای دیگرش عقل است . 
منبع : حوزه

پدید آورنده : مرتضی شیرودی ، صفحه 28



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 07 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

فضائل قرآن کریم در آیینه روایات

قرائت قرآن تدبر و فهميدن وعمل به قرآن در روح و روان و جسم انسان آن چنان تأثيري مي‌گذارد كه رفتار او متعادل، محبوب مردم و خدا مي‌گردد، در نتيجه سعادت دنيا و آخرت را براي خود به ارمغان مي‌آورد.  
به گزارش شفقنا به نقل از خبرگزاری حوزه آنچه در ذیل می خوانید بخشی از فضائل قرآن و آثار دنیوی و اخروی آن بر اساس روایات و منابع دینی است :

*قرآن داراي چه فضايلي است؟
قرآن كريم كاملترين پيام آسماني است كه بر پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شده است، زيرا اين كتاب آخرين كتابي است كه منشور سعادت بشر را داراست، از اين رو بايد جامع‌ترين، غني‌ترين و پرمحتواترين كتاب آسماني باشد، تا آن كه بتواند انسانها را در طول تاريخ براي تكامل رهنمون گردد. پيامبران و شرايع پيش از شريعت‌ پيامبر ما، براي مقطع خاصي از تاريخ بشر در نظر گرفته شده بودند، و پس از پايان آن مقطع، لازم بود شريعت و كتاب كاملتري نازل شود، تا انسانها را چند گام فراتر به سوي تكامل پيش برد. ولي وقتي كه نوبت به آخرين پيامبر الهي رسيد، از آن جا كه مراحل مقدماتي تكامل طي شده بود، قرآن كريم نازل شد تا با عمل به برنامه‌ها و دستورات اين كتاب آسماني از تمام ظرفيت‌ها و استعدادهاي بشري براي رسيدن به كمال نهايي بهره برداري گردد.
قرآن حاوي فضايل دنيوي و اخروي است به خاطر اختصار به برخي از آنها اشاره مي‌گردد:



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 07 خرداد 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709