سلام بیرق پرچم ، سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب(س) ، سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمتان روضه ها به پا کردیم
صدا زدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان
بخوان که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است
هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است
اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا
که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند
و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه(س) جفا کردند
امیر فرخنده










