💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 116297
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


مهمترین مطالبی که نوجوانان باید درمورد رابطه جنسی بدانند

مهمترین مطالبی که نوجوانان باید درمورد رابطه جنسی بدانند

برای نوجوانان، فکر کردن به رابطه جنسی خیلی سخت است. چیزهای زیادی برای فکر کردن به آن وجود دارد، چیزهای زیادی هست که نگرانش هستند، و خیلی چیزها ممکن است خوب پیش نرود. چه فعالیت جنسی داشته باشید و چه نداشته باشید، دانستن واقعیت های موجود درمورد اینکه رابطه جنسی چیست، اهمیت خیلی زیادی دارد.

از لحاظ شرعی و قانونی داشتن رابطه جنسی پیش از ازدواج ممنوع بوده و میتواند لطمات جبران ناپذیر جسمی و روحی به هر دو طرف وارد کند.

رابطه جنسی....

·         طبیعتی جسمی و همچنین احساسی دارد.

·         پرخطر است، ممکن است باردار شوید، ممکن است به یکی از بیماری هایی که از طریق روابط جنسی منتقل می شود، مبتلا شوید، ممکن است قلبتان بشکند یا اعتماد به نفستان خرد شود، یا وقتی که تمام شد احساس ناامیدی و ناراحتی کنید.

·         اتفاق مهمی است چون فقط یکبار فرصت دارید باکرگی خود را از دست بدهید.

·         بسیار حساس است، مطمئن شوید که زمان درستی را برای خودتان و طرف مقابلتان انتخاب کرده اید.

·         نباید سبک شمرده شود یا بعنوان تفریح و سرگرمی به آن نگاه شود.

·         وقتی بیان شخصی محبت بین شوهر و همسر  باشد عالی است.

·         پر از سر وصداهای عجیب و گاهی خجالت آور است.

رابطه جنسی...

·         راهی برای مجبور کردن کسی به دوست داشتن شما یا متعهد شدن به شما نیست.

·         آزمایش عشق برای طرف مقابلتان نیست.

·         پیمانه ای برای اندازه گیری میزان بلوغ شما نیست.

·         راه خوبی برای به دست آوردن دوباره والدینتان یا دفاع از استقلالتان نیست.

·         فعالیتی تفریحی نیست.

·         همیشه مفرح و لذت بخش نیست، گاهی متعجب می شوید که آیا واقعاً ارزشش را داشته است؟

یادتان باشد وقتی بنا به دلایلی نادرست و بصورت نامشروع رابطه جنسی برقرار می کنید، فقط به خودتان آسیب می زنید.

فعالیت جنسی

اگر پیش از ازدواج فعالیت جنسی دارید باید فوراً آنرا متوقف کنید، نکاتی هست که باید درمورد خود عمل جنسی بدانید. مسائل خیلی مهمتر و بیشتری نسبت به اینکه آیا درست انجامش می دهید یا نه وجود دارد که باید بدانید اما معمولاً همه فقط نگران همین مسئله هستند. خیالتان راحت باشد، هیچ راه درست یا غلطی برای انجام رابطه جنسی وجود ندارد.

یک نکته که همه درمورد رابطه جنسی باید به آن فکر کنند اما ندرتاً اینکار را می کنند، قانون است. قوانین محکمی وجود دارد که می گوید در صورت ازدواج مجاز به انجام رابطه جنسی هستید و اینکه چه چیزهایی برای رضایت طرفین مورد نیاز است. حتی قوانینی درمورد نوع رابطه جنسی که انجام می دهید هم موجود است.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 16 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

آیا انتساب مسجد مقدس جمکران به امام زمان(عج)


 آیا انتساب مسجد مقدس جمکران به امام زمان(عج) از مبانی تاریخی متقنی برخوردار است؟

فیروز صمدی

یکی از مکان های مقدس و منتسب به امام زمان (عج) مسجد مقدس جمکران است که در شش کیلومتری شهر مذهبی قم قرار دارد. این مسجد بیش از یک هزار سال پیش به فرمان آن حضرت در بیداری ـ نه در خواب ـ تأسیس گردید که جلوه گاه عنایات و کرامات امام زمان (عج) و میعادگاه منتظران و شیفتگان قائم آل محمد(صلی الله علیه وآله) است.

مرحوم میرزا حسین نوری در کتاب نجم الثاقب درباره ی تاریخچه ی تأسیس مسجد جمکران چنین می نویسد:

شیخ فاضل حسن بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین (از تألیفات شیخ صدوق) بنای مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است:

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی می گوید: من شب سه شنبه 17 ماه مبارک سال 393 هـ ق در خانه ی خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و خواسته ی امام مهدی(عج) را اجابت کن که تو را می خواند. آنها مرا به محلی که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند.

حضرت مهدی مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: این جا زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین های دیگر برگزیده و شریف کرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده ای ...».

حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولای من! مرا در این باره نشانی لازم است; زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی پذیرند. امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در این جا، علامتی می گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند و باقی وجوه را از رهق به ناحیه ی اردهال که ملک ماست، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند. مردم را بگو تا به این (مکان روی بیاورند) و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو رکعت تحیّت مسجد در هر رکعتی یک بار سوره ی حمد و هفت بار سوره ی «قل هو الله احد» ]بخوانند[ و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند; و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به این تربیت) که در هنگام خواندن سوره ی [حمد چون به (ایاک نعبد و ایاک نستعین) برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (لااله الاالله) بگویند و تسبیح فاطمه ی زهرا(علیها السلام) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند». پس از آن، حضرت به من اشاره کردند که برو! چون مقداری راه پیمودم، مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله ی جعفر کاشانی (چوپان) بُزی است، باید آن بز را بخری; اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریداری کن وگرنه پولش را خودت بپرداز. فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانی کن و گوشت آن را بر بیماران و کسانی که مرض صعب العلاج دارند انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهای بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه ی یک درهم، در دو طرف آن; سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر است». آن گاه به راه افتادم.


 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 16 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

روش‌هاي تربيت كودك از ديدگاه حضرت امام خميني‌(ره)‌

اگر بچه‌ها را نياوريد ، اذيت مي‌شوم‌
جام جم آنلاين: درباره انديشه حضرت امام‌ره سخن گفتن كار مشكلي است. مخصوصا در باب انديشه و روش‌هاي تربيتي ايشان، زيرا وسعت وجود، ظرافت فكر و انديشه حضرت امام‌ره در بخش تربيتي افكار ايشان تجلي يافته است. اگر براي افكار امام‌ره‌هرمي تصور كنيم، مسائل تربيتي در قاعده و امور ديگر به طرف راس هرم قرار دارند و همه بر اين قاعده و پايه متكي هستند و با روح تربيت زنده‌اند. نظام تربيتي مورد نظر حضرت امام‌ره متاثر از ويژگي‌هاي انسان كامل است.

انسان كامل كه مطلوب نظر دين مبين اسلام بود و جلوه‌اي از تمام صفحات حق الهي و جلوه‌گاه نور مقدس حق تعالي است. به عقيده آن حضرت، اساس عالم بر تربيت انسان است و تربيت انسان در راس همه امور است. اين مساله خود، بيش از پيش، اهميت تربيت را مي‌نماياند و اين‌كه تربيت در راس همه امور بوده و اساس عالم برتربيت انسان است. 

انديشه‌ها و رهنمودهاي تربيتي حضرت امام(ره) درباره تربيت كودكان ، نشأت گرفته از تعاليم اسلامي و توجه به محيط فرهنگي در همين راستا قابل بررسي و تحليل است.تاكيد حضرت امام راحل بر اين اصل است كه فطرت انسان خوب است و اين مربيان (محيط) هستند كه مي‌توانند بچه‌هاي انسان يا شيطان تربيت كنند.

در انديشه‌هاي امام توجه داشتن به خداوند، محور فعاليت‌هاي تربيتي است و امام با تاكيد مكرر بر اين امر لزوم توجه به كودك در سال‌هاي اوليه رشد (نقش مادر) برنامه‌ريزي تربيتي براي شكل دادن به رفتار كودك، خانواده و نقش مكان‌هاي آموزشي در پرورش اعتقادات و معيارهاي ارزشي (مدرسه)، را از محورهاي اساسي تربيت دانسته‌اند. در اين مقاله براي شناخت بيشتر با انديشه‌هاي تربيتي حضرت امام‌ره به روش‌هاي تربيتي آن حضرت اشاره كرده‌ايم . 

تربيت از نظر امام از اهميت فوق‌العاده برخوردار بوده است، لذا پيوسته آن را با توجه به آثار آن گوشزد مي‌كردند و فقدان آن را به خطر بزرگ تعبير مي‌نمودند. و مي‌فرمودند: «از خطر مغول هم بالاتر است». «انساني كه از طرف خداي تبارك و تعالي آمده براي همين تربيت بشر و براي انسان‌سازي آمده، تمام كتب انبياء خصوصا كتاب مقدس قرآن كريم كوشش دارند چه با اين كه انسان را تربيت كنند، براي اين‌كه با تربيت انسان، عالم اصلاح مي‌شود. 

آنقدر كه انسان تربيت شده براي جوامع مفيد است، هيچ ملائكه و هيچ موجودي آن قدر مفيد نيست، اساس عالم بر تربيت انسان است، انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبياء آمده‌اند براي اين‌كه دين عصاره بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجود الهي بشود.» «انسان اگر درست بشود همه چيز عالم درست مي‌شود.»

«علم و دانش اگر در كنار آن تربيت نباشد مضر است. تربيت كنيد مهم تربيت است، علم تنها فايده ندارد، علم تنها مضر است.»

مسامحه و سهل‌انگاري در تعليم و تربيت خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي يك ملت و كشور است و بايد از آن احتراز كرد. تربيت از نظر امام به قدري اهميت دارد كه مي‌فرمايند: «در صورتي‌كه امر دائر باشد، بين علم و تربيت و اين‌كه كدام [را] رها كنيم، بايد علم رها شود.»



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 16 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

تعليم و تعلم از منظر قرآن

روش ها و الگوهاي آموزش

قرآن روش هايي را براي تعليم بيان مي كند كه مي توان از آن براي دانش علوم مختلف بهره برد. در اين بخش برخي از روش هاي تعليمي قرآن بيان مي شود:
1- ارائه الگو؛ ارائه نمونه عيني، از روش هاي قرآن در تعليم معارف و دانش هاست. در آياتي از قرآن بيان شده است كه چگونه پرسشگري مي تواند زيانبار باشد و فرد را با دشواري هاي چندي مواجه سازد. (مائده آيات 101 و 102) در حقيقت مي توان از اين روش قرآني به صورت تعميمي بهره برد و در آموزش به نمونه هاي عيني و قابل دسترسي براي متعلمان اشاره كرد تا آنان با آشنايي با نمونه ها بتوانند رفتار و منش خود را تنظيم و هماهنگ سازند.
2- استفاده از تشبيه؛ قرآن كريم براي عيني و قابل فهم كردن مطالب و آموزه ها از تشبيه معقول به محسوس استفاده مي كند. بنابراين بر معلمان و آموزگاران است كه در بيان مطالب معقولي كه دور از دسترس و يا انديشه متعلمان است، از روش تشبيه بهره جويند. قرآن در بيان اعمال كافران بيان مي دارد كه اگر بخواهيم آن را تبيين و روشن كنيم مي بايست اعمال ايشان را همانند خاكستري در برابر باد همانند نماييم كه در گذر تندباد و طوفاني سهمگين قرار گرفته است. چنان كه در بيان سخن و كلام طيب و پاك، آن را به درخت پرباري همانند مي كنند كه اصل و ريشه آن ثابت است و شاخه هاي آن در آسمان قرار گرفته و همگان از آن بهره مي برند درحالي كه سخن ناپاك و خبيث همانند درختي برآمده از زمين است كه ريشه در خاك ندارد و قرارگاهي براي آن نيست تا بر پايه هاي خويش بايستند و ديگران از بر و بار آن بهره مند گردند. (ابراهيم آيات 18 و 24 و 26)
3- استمرار تعليم؛ گوشزد كردن پياپي رهنمودها و دانش ها و تكرار آن از روش هاي تعليمي قرآن است. از اين رو گفته شده است كه الدرس حرف و التكرار الف؛ درس يك حرف است ولي هزار بار تكرار لازم دارد تا جا بيافتد و قرار گيرد. تكرار و استمرار در تعليم همانند قطرات آبي است كه بر صخره هاي سخت و مرمرين فرو مي ريزد و درنهايت نقشي بر آن مي آفريند و در دل آن جاي مي گيرد. (قصص آيه 51)
4- بيان فلسفه و علت حكم؛ جهت تفهيم دقيق شاگردان، قرآن از روش بيان فلسفه و علت احكام استفاده مي كند. به عنوان نمونه در بيان حكم آرام سخن گفتن مي فرمايد كه بلند سخن گفتن موجب مي شود كه فرد از سخن گوينده بگريزد و آن را ناخوش و زشت شمارد؛ چنان كه صدا و سخن خر را زشت و ناهنجار مي شمارد.(لقمان آيه 19)
5- تنوع بيان؛ بيان مطالب به شيوه هاي متفاوت و مختلف، روشي كارساز است كه قرآن در تعليم و تربيت خود برگزيده است. در آيات زيادي سخن از اين است كه قرآن يك مسئله را به شكل آيات مختلف بيان مي كند. اين مسئله در اصطلاح قرآني به تصريف آيات مشهور است. قرآن بيان مي دارد كه هدف از تصريف آيات و بيان متنوع يك مسئله به اشكال مختلف براي امكان بخشي فهم و درك دقيق مسئله و مطلب براي مخاطب و شنونده آن است.(انعام آيه 65 و نيز 105)
6- طرح سؤال و پرسش؛ از روش هاي مفيد و كاربردي قرآن براي آموزش و تعليم، بهره گيري از طرح سؤال و پرسش است. قرآن در بيان و تبيين بسياري از مسايل سخت و پيچده با طرح پرسش مي كوشد تا در ذهن مخاطب انگيزه و چالشي را برانگيزد تا در جستجوي پاسخ برخيزد. اين گونه مي شود كه پس از تلاش پرسش شونده، امكان استقرار و جا افتادن مطلب براي او بيش از پيش فراهم مي گردد. (انعام آيات 63 و 64 و ابراهيم آيه 10)

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 16 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

تعليم و تعلم از منظر قرآن

مفهوم تعليم و تعلم

تعلم به معناي ياد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان كه تعليم به معناي آموختن و آموزش دادن است. (فرهنگ نامه ها مانند لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسي ج 1 ص 1103) تعليم و تعلم برگرفته از واژه علم و از مشتقات آن است كه در باب تفعيل و تفعل (ثلاثي مزيد) به كار رفته است تا معناي آموزش دادن و نيز آموزش گرفتن را بيان دارد. مشتقات واژه علم در قرآن بسيار آمده است. در بسياري از آيات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفي كرده است. به عنوان نمونه در آيه 2 سوره الرحمن مي فرمايد: «الرحمن علم القرآن»؛ خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعليم داده است و يا در سوره علق آيه 4 و 5 مي فرمايد:«اقرء و ربك الاكرام الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم»؛ بخوان! و پروردگار تو بس گرامي است همان كسي كه با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چيزي را كه نمي دانست، آموخت.

كسب هويت و ماهيت انساني

در بينش و تحليل قرآني، حكايت آموزگاري خداوند و آموزش ديدن انسان، حكايت هويت و ماهيت انساني است. به اين معنا كه انسان به جهت همين آموزش ديدن مستقيم از سوي پروردگار است كه به مقام انسانيت و در نتيجه خلافت الهي بر هستي از قرارگاه زمين دست يافت.در تحليل قرآني آدمي به سبب دانش و معارفي كه به تعليم الهي آموخته شرافت يافته است و مستحق سجده همه كائنات از فرشتگان و پست تر از ايشان قرار گرفته است. اين آموزش انسان به اين علت است كه همگي از وي آن چه را كه به طور مستقيم قابليت ادراك آن را نداشته اند، بياموزند. در اين بينش حتي آناني كه قابليت داشته نيز نيازمند رهنمون هاي بشري هستند تا به مقام كمالي خود دست يابند؛ زيرا تنها انسان است كه به علم و دانش اسماي الهي و تعليم مستقيم خداوندي توانسته است ظرفيت ها و توانمندي هاي خود را به طور كامل بروز و ظهور دهد و به خلاقيت الهي دست يابد و به عنوان واسطه در فيض عمل كند و نقش پروردگاري در طول را به عنوان ولايت به عهده گيرد. اين نقش تنها به سبب دانشي است كه آموخته است. از اين جاست كه اهميت و ارزش تعلم و نيز تعليم دانسته مي شود.

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 16 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

توحيد فطري
فطرت در لغت به معناي سرشت يا طبيعت و در اصطلاح به معناي غريزه معنوي هر انسان مي باشد، انسان داراي دو نوع غريزه است:
1 ـ غرايز مادي که براي تامين احتياجات مادي در درون انسان نهفته است مانند حب ذات، تشنگي، گرسنگي، ترس، اميد و ...
2 ـ غرايز معنوي مانند کمال طلبي، نوع دوستي، ايثار و از خود گذشتگي، احسان و شفقت، و بالاخره وجدان اخلاقي، که اين غرايز در وجود انسان براي عبور از مرز حيوانيت و رسيدن به کمال واقعي نهاده شده است.

فطرت يا غريزه معنوي
غريزه معنوي يا فطرت يعني آنچه انسان را از خود مي يابد و نياز به فراگيري در مورد آن ندارد.
نفطرت يکي از منابع الهام بخش معرفت و شناخت است، گاهي از اين منبع شناخت به قلب نيز تعبير مي شود و با عقل که مرکز تفکر و ادراکات نظري است تفاوت روشني دارد و همه اينها شاخه هاي يکي درخت و ثمره هاي شجره مبارکه روح انسان هستند.
اين فطرت معنوي در وجود هر انساني هست فقط گاهي حجابهاي ظلماني مانع بروز آن مي شود و بعثت انبياء و آمدن امامان معصوم براي رفع اين حجابها و رشد اين فطرت الهي بوده است و گرنه هر انساني با فطرت پاک توحيدي به دنيا مي آيد. فاقم وجهک للدين حنيفا فطره الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلک الدين القيم و لکن اکثر الناس لا يعلمون 1 ملتزم و پذيرا باش دين حقي که خداوند آفرينش انسانها را بر اساس آن قرار داده است که هيچ تبديل و دگرگوني در آفرينش خداوند نيست اين است دين و آيين محکم ولي اکثر مردم نمي دانند.

فطرت در روايات
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: کل مولود يولد علي الفطره حتي يکون ابواه يهود انه او ينصر انه 2 رسول خا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود هر نوزادي بر فطرت (توحيد و اسلام) متولد مي شود و اين فطرت همچنان هست تا پدر و مادر او را به آيين يهود يا نصرانيت بار آورند.
عن زراره قال سالت ابا عبداْ عليه السلام عن قول الله عزوجل فطره الله التي فطر الناس عليها قال: فطرهم جميعا علي التوحيد.3 زراره مي گويد از امام صادق عليه السلام از تفسير قول خداي عزوجل (فطره الله...) پرسيدم، حضرت فرمودند: خداوند همه را بر فطرت خداشناسي آفريد.
از امام صادق عليه السلام سوال شد مقصود از فطرت در آيه مذکور چيست؟ حضرت فرمودند: مقصود اسلام است که وقتي خداوند پيمان بر توحيد و شناسايي خود را از بشر گرفت نياز به دين را هم در وجودشان قرار داد.4
عن علي بن موسي الرضا صوالت الله عليه عن ابيه عن جده محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام في قوله: فطره الله التي فطر الناس عليها قال هو لا اله الا الله محمد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم علي امير المومنين عليه السلام الي هينا التوحيد.5 امام رضا عليه السلام از پدرشان و ايشان از جدشان امام باقر عليه السلام نقل کرده که فرموده مقصود از (فطره الله ...) لا اله الا الله محمد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم علي امير المومنين عليه السلام است. يعني اعتقاد کامل به توحيد، باورمندي به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و امامت و ولايت علي عليه السلام را در بر دارد.
ابو بصير از امام باقر عليه السلام نقل کرده که فرمودند منظور از آيه فاقم وجهک للدين حنيفا ولايت است. 6
در نتيجه مي بينيم هر انساني در وجود خود احساس نياز به آفريدگار مي کند و اين حالتي است که خداوند در سرشت و فطرت انسانها قرار داده است اين مساله اي است که حتي دانشمندان غير مسلمان هم به آن اعتراف کرده اند که به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 15 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

هنگامى كه يك شتر، به بركت انتساب به حضرت صالح واعجاز الهى مقدّس ‍ مى شود، آيا يك قطعه زمين نمى تواند به بركت در آغوش گرفتن پيكر اولياى خدا مقدّس شود؟!
ذكر يا علىّ و يا حسين 
وهّابى ها مى گويند: هر ذكرى جز ((يا اللّه ))، شرك است ، گرچه ((يا محمّد)) باشد! اصولا هر گونه استمدادى از غير خدا شرك است .
بايد پرسيد: اگر يا حسين گفتن شرك است . پس اين سخن فرزندان حضرت يعقوب عليه السلام كه آمدند خدمت پدر و گفتند: (يا ابانا استغفر لنا)(252) پدر جان از خداوند بخواه ما را ببخشد، حكمش چيست ؟ اگر بگوييد: حضرت يعقوب عليه السلام زنده بود كه از او استمداد كردند، مى گوييم : حسين بن على عليهما السلام نيز زنده است ، زيرا قرآن مى فرمايد: (و لاتحسبنّ الّذين قُتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احياء عند ربّهم يرزقون )(253) و گمان نكنيد كسانى كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه زنده ودر پيشگاه پروردگار خود روزى مى خورند.
گنبد و بارگاه 
مى گويند: ساخت گنبد و بارگاه شرك است !
مى گوييم : اوّلا ما گنبد را نمى پرستيم ، اگر گنبدى را مى سازيم مى خواهيم اعلام كنيم كه زير آن مردى الهى و موحّد مدفون است . گنبد علامت بندگى خداست ، نه علامت شرك .
ثانيا ساختن مسجد و بارگاه بر مزار و قبور بزرگان الهى در متن قرآن آمده است . قرآن در نقل ماجراى اصحاب كهف مى فرمايد: هنگامى كه ماجراى اصحاب كهف بر ملا شد، مردم براى ديدن آنها شتافتند، ولى آنها را مرده يافتند، هر كس پيشنهادى كرد؛ يكى پيشنهاد كرد كه بر روى آنها، بناى يادبودى ساخته شود. ديگرى پيشنهاد كرد كه مسجدى بر روى غار بنا كنيم . اين پيشنهاد پذيرفته شد.(254) اين خود الگوى خوبى است براى همه ما كه اگر بناست ، بناى يادبودى بسازيم ، چه بهتر كه بناى مفيد و ارزنده اى بسازيم . در برخى شهرها بناى يادبودى مى سازند كه داراى مفهوم روشنى نيست و با فرهنگ ما سازگارى چندانى ندارد.
حال كه ساختن مسجد كنار قبور اوليا، در متن قرآن آمده است ، بنابراين ساخت مساجد و حرم ، كه محلّ عبادت و راز و نياز و تلاوت قرآن است ، در كنار و بر روى قبور ائمه ، چه اشكالى دارد؟!
ثالثا ساختن گنبد به جاى سقف مسطّح ، كارى عقلائى و منطقى و هنرى است . زيرا گنبد از زيباترين و بهترين و بااستحكام ترين نوع معمارى است .
طلاكارى گنبد و ضريح نيز نشان دهنده عشق به اهل بيت عليهم السلام است ، خداوند به پيامبرش مى فرمايد: (قل لا اسئلكم عليه اجرا الاّ المودّة فى القربى )(255) بگو: من چيزى به عنوان مزد رسالت از شما مطالبه نمى كنم ، مگر دوستى با اهل بيت من . در واقع طلا كارى گنبد و ضريح ، نوعى ابراز علاقه و محبّت به اهل بيت پيامبر و تعظيم شعائر و تشكّر از آنهاست . علاوه بر آنكه نوعى زينت وزيبايى است و زيبايى نيز هيچ ايراد و اشكالى ندارد، بلكه امرى پسنديده است .
الحمدللّه ربّ العالمين



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 15 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید


نشانه هاى اخلاص 
1- نداشتن انتظار تشكّر
 
قرآن الگوى اخلاص را كسانى مى داند كه بعد از آنكه غذاى مورد نياز خود را آن هم به هنگام افطار و در شب هاى پى درپى به محرومان جامعه (يتيمان ، اسيران و...) دادند، گفتند: ما از شما نه انتظار جزا و پاداش داريم و نه توقّع مدح و تشكّر.
(225) بنابراين ، اگر شخصى در برابر عملى كه انجام مى دهد از مردم انتظار تعريف داشته باشد واگر كسى از كار او تشكّر نكرد پشيمان شود، اخلاص ندارد و لازم است در نيّت خود تجديد نظر كند.
2- مصونيّت از طوفان غرائز
 
نشانه ديگر اخلاص اين است كه عواطف وغرائز شخصى ، در حركت انسان اثر نكند. اميرمؤ منان على عليه السلام هنگامى كه در جنگ ، دشمن را بر خاك افكند تا او را به قتل برساند، دشمن به روى امام آب دهان پرتاب كرد. حضرت عصبانى شد وبه همين دليل صبر كرد تا حالت طبيعى خود را به دست آورد، سپس دشمن را كشت وفرمود: صبر من به خاطر آن بود كه در انجام فرمان خدا، عواطف و غرائز شخصى و عصبانيّتى را كه به خاطر توهين به من دست داده بود، دخالت ندهم .
3- پشيمان نشدن
 
انسان با اخلاص از كارش پشيمان نمى شود، گرچه به هدفش نرسد و هيچ گاه احساس ناكامى نمى كند، زيرا هر كارى كه انجام مى دهد براى خداست و اجر او محفوظ است ، بنابراين ، كارى به شكست و پيروزى ندارد و عقده اى نمى شود، زيرا ريشه تمام عقده ها ناكامى است و انسان با اخلاص هرگز ناكام نيست ، چون كام خود را از رضاى خدا و مقبول شدن نزد او مى گيرد و با خيال راحت زندگى مى كند.
پاسخ به چند شبهه
در پايان بحث شرك ، مناسب ، بلكه لازم است به برخى شبهات كه بر عليه شيعيان و عقايد و اعمال آنها القا مى گردد پاسخ گفته شود.
اخيراً وهّابى ها، تبليغات سوئى را بر عليه شيعه به راه انداخته و برخى اعمال شيعيان را شرك دانسته و آنها را مشرك معرّفى مى كنند. با صرف ميليون ها دلار وريال ، صدها كتاب بر عليه شيعه و معتقدات آنها تاءليف و در حدّ وسيعى چاپ و در ميان مسلمانان ، خصوصا در ايّام حج توزيع كرده اند.
وهّابى ها توسّل را شرك مى دانند، روضه خوانى و برگزارى مراسم جشن و عزا را بدعت مى دانند. به سلام ها و لعن هايى كه در زيارتنامه ها وارد شده است معترضند. طواف به دور ضريح ائمه را بدعت مى دانند. و اعتراض مى كنند كه چرا ((ياحسين )) مى گوييد!
قبل از ورد به بحث ، تذكّر اين نكته ضرورى است كه فرق است ميان وهّابى و سُنّى ، ما با برادران مسلمان خود از اهل سنت ، مساءله اى نداريم . تمامى مسلمانان همانند انگشتان يك دست هستند. هر چند انگشتان يك دست ، هر يك داراى خاصّيت و امتيازى است ، امّا همه در برابر تجاوز دشمن ، جمع شده و مشتى مى گردند بر سينه او.
ما در اينجا به يارى خداوند، برخى از اين شبهات را مطرح كرده و به آنها پاسخ مى گوييم .
توسّل
 
آيا توسّل به پيامبر و اهل بيت اوعليهم السلام شرك است ؟
با اندكى دقّت در اطراف خود، متوجّه مى شويم كه گردش امور هستى ، بر اساس ‍ اسباب و وسايل و به تعبيرى ديگر توسّل است . آب و مواد غذايى از طريق ريشه ، تنه و شاخه درخت ، به برگ آن مى رسد و ريشه درخت از طريق برگ ، نور و هوا را دريافت مى كند.
باران كه مى بارد، به واسطه ابر است وابر به وسيله گرم شدن آب دريا در اثر نور خورشيد ايجاد مى شود.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم : ((اَبى اللّه ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب ))
(226) خداوند از اين كه كارها بدون سبب و علّت جريان پيدا كند، اِبا دارد. خداوند براى هر كارى واسطه و علّتى قرار داده است .
هر چند شفا و درمان از خداست ، (و اذا مرضت فهو يشفين )
(227) امّا همين شفا را خداوند در عسل قرار داده است ؛ (فيه شفاء للنّاس )(228)
هر چند خداوند كارها را تدبير مى كند، (يُدبّر الامر)
(229) امّا فرشتگان واسطه تدبير او هستند. (فالمدبّرات امراً)(230)
در مورد توسّل قرآن مى فرمايد: (و ابتغوا اليه الوسيلة )
(231) وسيله اى براى نزديكى به خدا جستجو نماييد. حال ، آن وسيله كدام است ؟
خداوند در اين آيه ، نوع وسيله را براى ما مشخّص نكرده و به صورت مطلق فرموده است . لذا وسيله ، شامل هر چيزى كه ما را به خدا نزديك كند، مى شود.
توسّل حضرت آدم
حضرت آدم پس از آنكه از بهشت اخراج گرديد، ساليانى را به گريه ، زارى ، توبه و انابه گذراند، سپس كلماتى را از طرف پروردگارش دريافت كرد و به آن كلمات متوسّل شد. قرآن مى فرمايد: (فتلقّى آدم من ربّه كلمات فتاب عليه )
(232)
فخر رازى و بسيارى از مفسران اهل سنت گفته اند كه مراد از ((كلمات )) كه حضرت آدم به آنها متوسّل گرديد، نام پيامبر و اهل بيتش بوده است . و آن كلمات اين چنين بود:
((الهى يا حميد بحقّ محمّد، يا عالى بحقّ علىّ، يا فاطر بحقّ فاطمة ، يا محسن بحقّ الحسن ، يا قديم الاحسان بحقّ الحسين و منك الاحسان ))
واسطه قراردادن پيامبر و اوليا
 
وهّابيون مى گويند: اگر نام كسى را در كنار نام خدا ببريد شرك است !
در حالى كه اگر اين سخن آنها درست باشد، خداوند نعوذ باللّه خود مشرك است . زيرا در آيه 74 سوره توبه مى فرمايد: (وما نقموا الاّ اغناهم اللّه ورسوله من فضله ) خداوند و پيامبرش آنها را بى نياز نمودند. و در جاى ديگر مى فرمايد: (اللّه يتوفّى الانفس )
(233) خداوند جان ها را مى گيرد. و در جاى ديگرى مى فرمايد: (يتوفّاكم ملك الموت )(234) ملك الموت جان شما را مى گيرد. بنابراين واسطه داشتن ، نه تنها شرك نيست ، بلكه اساس هستى بر مبناى واسطه است .
توسّل به پيامبر و اهل بيت او
 
وهّابى ها مى گويند: پيامبر كه مُرد، مُرد، خاك شد و جماد گرديد!
در پاسخ مى گوييم :
اوّلاً ما اين مطلب را قبول نداريم . ثانياً، بر فرض محال ، قبول كرديم ، ما به مقام پيامبر متوسّل مى شويم و مقام زنده و مرده ندارد. مقام ابوعلى سينا محفوظ است چه زنده باشد و چه نباشد.
علاوه بر آن كه ما معتقديم كه پيامبر و اهل بيت او ائمّه ما زنده اند، قرآن مى فرمايد: (و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون )
(235) و گمان مبريد كسانى را كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند، بلكه آنها زنده و در پيشگاه خداوند روزى مى خورند.
شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن مى فرمايد: (فرحين بما اتاهم اللّه من فضله ) آنها به خاطر نعمت هايى كه خداوند به آنها داده است ، خوشحالند.
(236)

سالى در مدينه باران نباريد، خليفه دوّم به عبّاس عموى پيامبر براى نزول باران متوسّل شد و گفت : خداوندا! ما در زمان پيامبر به او مراجعه مى كرديم و حالا به عموى او متوسّل مى شويم .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 15 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

دوستی امامت با ذوی القربی در قرآن ؛ سوره شوری،آیه 23

دوستی امامت با ذوی القربی در قرآن ؛ سوره شوری،آیه 23

[سوره شوری:آیه 23]

«ذٰلِکَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» 
اين همان [پاداشى‌] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند [بدان‌] مژده مى‌دهد. بگو: من بر اين [رسالت‌] مزدى از شما نمى‌خواهم مگر محبت و دوستى خويشان [و اهل بيت‌] را. و هر كس نيكى كسب كند براى او در آن نيكى مى‌افزاييم. بى‌تردیذ خدا آمرزنده ی قدرشاس است(.بهرام پور)

 

1-اطيب البيان في تفسير القرآن   

[سوره الشورى (42): آيه 23]
ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (23)
اين فضل بزرگ كه روضات الجنات است و از براى آنها «ما يشاءون عند ربهم» است چيزى است كه خداوند بشارت مي دهد بندگان خود را بكسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح دارند بفرما من از شما اجرى و مزدى طلب نمى‏ كنم مگر مودت و محبت ذى القربى را و كسى كه بجا آورد حسن ه‏اى زياد مي كنيم براى او نيكويى را محققا خداوند غفور و شكور است.
..........
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ كلام در اين جمله در چند مقام واقع مي شود
مقام اول- در اينكه در بسيارى از آيات در حق انبياء تصريح دارد كه ميگفتند ما از شما اجر نمي خواهيم اجر ما با خدا است بعلاوه گفتيم كه تبليغ بر انبياء واجب است و اجرت بر واجبات حرام است چرا در اين آيت اجرت قرار داده مودت ذوى القربى را.
جواب: اين معنى اينست: مودت ذوى القربى دخيل در ايمان است و معنى اين است كه توقع از شما ايمان شماست و مودت، ذوى القربى محقق ايمانست لذا ميفرمايد قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ- سبأ آيه 46-.
مقام دوّم: در مراد از ذوى القربى مفسرين عامه تأويلاتى دارند بعضى گفتند مراد ذى القربى شخصيت است يعنى هر كس نسبت بارحام و خويشاوندان خود مودت داشته باشد بعضى گفتند مراد قريش هستند بعضى گفتند مراد اولاد عبد المطلب هستند لكن بضرورت دين اسلام و نص اخبار متواتره مراد اهل بيت پيغمبر (ص) على و فاطمه و حسن و حسين (ع) و در بسيارى از اخبار ائمه اطهار صلوات اللَّه عليهم اجمعين هستند.
مقام سوّم: مسئله مودت و محبت غير از مسئله وصايت و خلافت و امامت است، مودت و محبت از ضروريات دين اسلام است و مخالف آن مثل نواصب و خوارج از اسلام خارج هستند و احكام كفر بر آنها بار مي شود از نجاست بدن و وجوب قتل و عدم غسل و كفن و دفن و صلوة بر آنها و اما وصايت و امامت از ضروريات مذهب است و مخالف آن از ايمان خارج است و لو احكام اسلام بر آن بار است و از اين بيان تكليف عايشه و طلحه و زبير و اصحاب جمل و معاويه و اصحاب صفّين و يزيد و لشكر كربلا و بنى اميه و بنى عباس و اشباه آنها معلوم مي شود.
وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً در اخبار بسيارى داريم تفسير فرموده اقتراف حسنه را به مودّت ذى القربى و البته اين افضل افراد است و آيه عموم دارد تمام حسنات را شامل است



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 15 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

دوستی امامت با ذوی القربی؛ سوره فرقان، آیه 57

دوستی امامت با ذوی القربی؛ سوره فرقان، آیه 57

[فرقان، آیه 57]

«قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا»

بگو: من بر اين رسالت اجرى از شما طلب نمى‌ كنم مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگار خود در پيش گيرد [كه همين مزد من است‌](بهرام پور)

1- أطيب البيان في تفسير القرآن

[سوره الفرقان (25): آيه 57]
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلاً (57)
بفرما سؤال نمى ‏كنم از شما از براى رسالت من هيچگونه اجرى مگر كسى كه بخواهد اتخاذ كند و بگيرد بسوى پروردگار راهى و سبيلى.
(قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ) اين مقاله تمام انبياء و رسل بوده به امت خود كه تصور نشود كه پيغمبران طمع به مال آنها دارند و نظرشان به استفاده ماديست و در بسيارى از آيات دارد در مقاله نوح (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ) يونس آيه 72، هود آيه 41 و در مقاله هود (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي) هود آيه 53 و نيز در حق نوح مي فرمايد:
(إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى‏ رَبِّ الْعالَمِينَ) شعراء آيه 109 و همچنين در حق لوط و شعيب به همين عبارت آيه 164 و آيه 180 و در سوره سبأ آيه 47 در حق حضرت رسالت (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ).
(اشكالان اول: اين آيات مخالفت دارد با آيه شريفه (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏) شورى آيه 22.                       
جواب اولا: مراد از عدم سؤال اجر مال و منافع ماديست و اما امور دينى بخصوص امرى كه ايمان منوط باو است مانعى ندارد مثل اينكه بفرمايد: من توقع مالى از شما ندارم جز اينكه ايمان بياوريد.
و ثانيا: اين مودت ذوى القربى به نفع آنها است چنانچه مى ‏فرمايد: (ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ)
اشكال دوم: اين آيات منافيست با آيه خمس و انفال كه مي فرمايد:
(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ الاية) انفال آيه 42 و مي فرمايد:
(قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ) انفال آيه 1 و همچنين قطايع ملوك، بطون اوديه رؤس جبال و غير اينها.
جواب اولا اين امور داخل در جمله بعد است (إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلًا) از جمله حقوقيست كه در اموال قرار داده مثل مصارف حج، زكاة، صله رحم، صدقات، عبادات ماليه.
و ثانيا عطف فرمود به اللَّه همين نحوى كه خدا اجر خدايى نمى ‏طلبد رسول هم اجر رسالت نمى ‏طلبد و امورى است كه خداوند براى رسولش مقرر فرموده مثل سهم ذوى القربى چنانچه در خبر است (الارض كلها للامام) 

2-تفسير نور

[سوره الفرقان (25): آيه 57]
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلاً (57)
بگو: از شما هيچ گونه مزدى در برابر رسالتم درخواست نمى‏ كنم، مگر (اين كه) كسى بخواهد (با راهنمايى من) به سوى پروردگارش راهى در پيش گيرد.
نكته‏ ها:
قرآن درباره‏ ى پاداش زحمات پيامبر اسلام (صلوات اللَّه عليه) چند نوع تعبير دارد كه در دعاى ندبه، همه ‏ى آيات اين موضوع در كنار هم آمده است:
پاداش من بر خداست. «إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ» «1» پاداش من محبّت اهل بيت من است. «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» «2» پاداش من قرار گرفتن شما در خط خداست. «يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلًا» «3» پاداشى كه خواستم به نفع خود شماست. «ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» «4» زيرا مودّت رهبران معصوم كليد و رمز قرار گرفتن در خط خدا مى ‏باشد و بهره‏ بردن مردم از انتخاب چنين راهى، به سود خود آنان مى ‏باشد، پس سود مادّى براى شخص پيامبر در كار نيست.

  

منابع: 

1- أطيب البيان في تفسير القرآن
2-تفسير نور

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 15 مرداد 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709