💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 115843
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


علم امامان در قرآن؛ سوره رعد، آیه 43

علم امامان در قرآن؛ سوره رعد، آیه 43

[سوره رعد:آیه 43]

«وَ يَقُولُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ‌ »

و كسانى كه كافر شدند مى‌ گويند: تو پيامبر نيستى. بگو: شهادت خدا و آن كسى كه علم كتاب نزد اوست ميان من و شما كافى است(بهرام پور)

 1-اطيب البيان في تفسير القرآن

.....
جمله ثالثه- وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ اخبار قريب بتواتر داريم كه مراد امير المؤمنين عليه السّلام است و در بعض آنها و ائمه طاهرين هستند، و مى‏ گوييم اگر مراد از كتاب قرآن مجيد باشد عالم بظاهر و باطن بلكه هفتاد بطن و عالم بتأويلات قرآن منحصر باين خاندان است چنانچه مي فرمايد وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ آل عمران آيه 7، و اگر مراد لوح محفوظ است اينها عالم بآن هستند و لكن نظر به اينكه در بسيارى از اخبار مذكوره قضيّه وصىّ حضرت سليمان عليه السّلام كه تخت بلقيس را طرفة العين حاضر كرد خدا مي فرمايد قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ نمل آيه 40 ذكر فرموده و تقابل انداخته با اين جمله‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ مناسب با قرآن و لوح محفوظ نيست بلكه ممكن است بگوئيم اسم اعظم الهى است كه من عنده علم من الكتاب يك جزء از اسم اعظم را مي دانست و امير المؤمنين و ائمه طاهرين عليهم السّلام تمام آن را مي دانستند مگر آنچه خدا براى خود نگاه داشته كه در اخبار دارد نسبت من الكتاب با علم الكتاب مثل قطره است نسبت بدرياى اخضر.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

گواهی امامان در قرآن؛ سوره بقره، آیه 143

گواهی امامان در قرآن؛ سوره بقره، آیه 143

[بقره:آیه 143]

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَکُونَ الرَّسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيداً وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنْتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ إِنْ کَانَتْ لَکَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ‌ (143)

و بدين‌سان شما را امّتى ميانه قرار داديم تا بر مردم [جهان‌] گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد. و ما قبله‌اى را كه بر آن بودى (بيت المقدس) قرار نداديم مگر براى آن كه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‌ كند از كسى كه به عقب برمى‌گردد باز شناسيم، و البته این امر جز بر کسانی که خدا هدایتشان کرده سخت گران بود،و خدا بر آن نیست که ایمان شما را ضایع کند،چرا که خداوند به مردم رئوف و مهربان است.(بهرام پور)

 1-اطيب البيان في تفسير القرآن

وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً ظاهر اينست كه اين جمله تا «شهيدا» آيه مستقله باشد و مربوط بآيه قبله و جمله آيه بعد نباشد چنانچه در بعض مصاحف هم آيه مستقله شمرده شده و بالغ بر ده حديث از امير المؤمنين و حضرت باقر و حضرت صادق (ع) در كافى و تفسير عياشى و غير آنها از صفّار و غيره روايت شده كه مراد از امّت وسط ائمه طاهرين مي باشند و با اين تظافر اخبار احتياج بتمحلات بعض از مفسرين كه مي خواهند آيه را بآيات قبله مرتبط كنند نيست بلكه ممكن است اين آيه نيز مانند آيه‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏ الاية كه جزو آيات راجعه بحرمت اكل اقسام حيوانات قرار داده شده با اينكه هيچ ارتباطى با آنها ندارد و مانند آيه‏ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ‏ الاية كه جزو آيات راجعه بنساء نبى شمرده شده با اينكه كمال منافات را با آنها دارد، از روى تعمد مخالفين جزو آيات قبله قرار داده شده باشد بنا بر اين خطاب در آيه به ائمه طاهرين است و چنانچه گذشت لفظ امّت در اصل عبارت از گروهى است كه وحدت نسبى داشته باشند و از باب توسعه بر اهل يك ملت اطلاق ميگردد و وسط بمعنى عدل و راه مستقيم است كه بين دو طرف افراط و تفريط باشد و امّت وسط يعنى گروهى كه در جميع شئون فردى و اجتماعى داراى روش مستقيمى بوده و بطرف افراط و تفريط منحرف نشوند و اين خاصه معصومين يعنى ائمه طاهرين مي باشد كه از هر جهت در حد وسط بوده ‏اند امّا از حيث اعتقادات: درباره خدا معتقد بتوحيد بوده كه حدّ وسط بين انكار وجود حق و شرك است و معتقد بعين ذات بودن صفات ربوبى كه حدّ وسط بين زياده صفات و انكار اصل صفات است كه منسوب ببعض حكماء مي باشد و در باب عدل معتقد باختيار كه حد وسط بين جبر و تفويض است و در باب نبوت قائل بعصمت انبياء كه حد وسط بين غلو و انكار نبوت است، و درامامت قائل بشئونى براى امامند كه حدّ وسط بين غلوّ و انكار امامت است و در معاد معتقد بمعاد جسمانى و روحانى بوده كه حدّ وسط بين انكار معاد و مذهب بعض عرفاست و همچنين حدّ وسط بين قول بمعاد جسمانى تنها و معاد روحانى صرف است امّا از حيث اخلاق: متخلّق بجميع اخلاق فاضله و صفات پسنديده بوده‏ اند كه حدّ وسط بين افراط و تفريط در اخلاق است مثلا ملكه شجاعت حدّ وسط بين تهور و جبن و علم حدّ وسط بين جربزه و جهل، و سخاوت حدّ وسط بين اسراف و بخل، و تواضع حدّ وسط بين تكبر و ذلت و همچنين ساير اخلاق امّا از حيث اعمال: داراى مقام عصمت بوده و كوچكترين عملى كه بر خلاف موازين شرع و عقل باشد از آنها صادر نميشده و در شئون زندگى جنبه روح و جسم هر دو را رعايت نموده و از رهبانيت و دست كشيدن از مظاهر زندگى و از توغل در ماديت منع نموده ‏اند و بالجمله در جميع شئون حياتى داراى مرتبه عدل بوده و قدمى بر غير موازين شرع و عقل بر نداشته ‏اند، لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ‏ تا اينكه گواه بر اعمال مردم باشيد، اين موهبتى است كه خداوند بخاندان عصمت و طهارت داده كه آنان را امّت وسط و برگزيده خود قرار داده و علم و احاطه بآنها عنايت فرموده براى اينكه گواه اعمال امت در روز قيامت باشند چنانچه مضمون بسيارى از اخبار و زيارات مخصوصا مواضعى از زيارت جامعه بر اين معنى ناطق است.و نمي شود خطاب در آيه متوجه جميع امّت باشد زيرا قرائنى در آيه و بيرون از آيه هست كه خطاب را تخصيص ببعض مي دهد كه از آن جمله است.
1- تعريفى و تفسيرى كه براى امّت وسط شده كه برگزيده و عدل از هر جهت باشد با همه امت مطابقت نمي كند زيرا در ميان امّت افراد فاسق و منحرف ازصراط مستقيم و طاغى و سركش و بالاخره مجرم و عاصى بسيار بوده و مى ‏باشند.
2- امّت وسط بايد شاهد بر اعمال مردم باشند و بنا بر فرمايش حضرت صادق (ع) چگونه مي شود كسى كه در دنيا شهادت او بر يك صاع از خرما قبول نيست در محضر امم گذشته شهادت دهد و شهادتش قبول شود «1».
3- اگر مراد از امّت وسط جميع امّت باشند و مراد از ناس نيز همه آنها باشند اتحاد شاهد و مشهود عليه لازم آيد با اينكه نص آيه مغايرت است

4- شاهد بايد ناظر اعمال و افعال مردم باشد تا بتواند شهادت دهد و كسانى كه جاهل بافعال عباد باشند چگونه مي توانند شهادت دهند پس بايد كسانى باشند كه خداوند در آيه شريفه‏ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ «2» آنان را در رديف خود و رسول خود قرار داده

5- در اخبار وارده از ائمه طاهرين و مبينان قرآن امت وسط بائمه اطهار تفسير شده چنانچه گذشت و لام در لِتَكُونُوا براى غايت است و از آن استفاده ميشود كه غرض از امّت وسط قرار دادن ائمه اين بوده كه ناظر و شاهد افعال باشند و از آيات ديگر و اخبار استفاده مي شود كه در قيامت شهود بسيارند كه از آن جمله اعضاء بدن انسان از چشم و گوش و دست و پا و غيره است كه بر افعال صادره از خود شهادت مي دهند، و رقيب و عتيد و كرام الكاتبين و قرآن و مساجد
______________________________
(1)-فى تفسير العياشى عن الصادق (ع) فى قوله تعالى‏ لِتَكُونُوا الاية فان ظننت ان اللَّه عنى بهذه الاية جميع اهل القبلة من الموحدين افترى ان من لا تجوز شهادته فى الدنيا على صاع من تمر يطلب اللَّه شهادته يوم القيمة و يقبلها منه بحضرة جميع الامم الماضيه كلا الخبر
(2)- سوره توبه آيه 106

و امكنه و زمانها و ساعات شب و روز و غير اينها و بالاتر از همه ذات اقدس پروردگار مي باشد.
وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً و پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درباره ائمه اطهار شهادت مي دهد كه بامر امامت قيام كرده و بوظايف محوله بخود رفتار نموده ‏اند و نه تنها رسول خدا شاهد بر ائمه هدى است بلكه شاهد بر جميع شهداء امم گذشته نيز مى ‏باشد چنانچه در آيه شريفه مي فرمايد فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِيداً «1» و از اين آيات استفاده ميشود كه پيغمبر اكرم و ائمه اطهار حيات و مماتشان يكسان است و ارواح مقدسه آنها احاطه بهمه جهان دارد و مظهر اتمّ صفات پروردگار مى ‏باشند و بر طبق اين معنى اخبار بسيار وارد شده است.
.....
______________________________
(1)- سورة النساء آيه 40



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

گواهی امامان در قرآن؛ سوره توبه، آیه 105

گواهی امامان در قرآن؛ سوره توبه، آیه 105

گواهی امامان در قرآن بر مبنای تفاسیر

[سوره توبه:آیه 105]
«قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌.»
و بگو: [هر كارى مى‌خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و رسول او و مؤمنان كردار شما را خواهند ديد، و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى‌شويد، پس شما را به آنچه انجام مى‌داديد آگاه خواهد كرد.(بهرام پور)

 

1-اطيب البيان في تفسير القرآن

[مسئلة علمية اعتقادية] و آن اينست كه علم الهى ذاتيست عين ذات است و غير متناهيست و ازلا و ابدا آنچه واقع شده يا واقع مي شود معلوم عند اللَّه است چيزى بر علم او افزوده نمي شود و از علم او محو نمي گردد و هيچگونه احتياج بنامه عمل يا اقامه شهود ندارد لكن دستگاه سلطنتى او براى تنبه بندگان كتبه اعمال و نامه عمل و اقامه شهود از ملائكه و اعضاء و جوارح و انبياء و ائمه و ازمنه و امكنه و قرآن مقرر فرموده، و اما حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار و صديقه طاهره صلوات اللَّه عليهم اجمعين اين چهارده نور پاك در همان عالم نورانيت كه انوار مقدسه آنها را خلق فرمود افاضه جميع كمالات و علم ما كان و ما يكون قبل از خلقت عالم و آدم به آنها فرمود.
و شواهد اين دعوى از آيات شريفه و اخبار متواتره بتواتر اجمالى داريم و در خلال آيات شريفه تذكر داده‏ايم و احتياج بتكرار نيست.
و اين آيه شريفه بر طبق جريان قانون سلطنت كه ملائكه كتبه كليه اعمال بنده‏ گان را از حسنات و سيئات مي نويسند و مي برند در پيشگاه احديت و روزهاى دوشنبه و پنجشنبه عرضه مي دارند بر پيغمبر و ائمه اطهار حيّا و ميّتا و فرداى قيامت بدست صاحبش مي دهند و شهود شهادت مي دهند و ميزان مي كنند و حساب مي نمايند تماما روى جريان قانون سلطنتست و الّا همان علم الهى كافيست و احدى را نمي رسد كه بگويد العياذ خدا نمي داند يا اشتباه كرده يا ظلم مي كند پس از اين بيان مفاد آيه واضح مي شود و احتياج بتمحلات مفسرين نداريم.
وَ قُلِ اعْمَلُوا معنى امر نيست يعنى هر چه مي خواهيد از عبادت و معصيت بكنيد بجزاى آن مي رسيد فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ‏ كه كتبه رقيب و عتيد مي نويسند ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ق آيه 17 و ميبرند در پيشگاه احديت‏
لذا تعبير بفاء و سين فرموده و رسوله كه ايام هفته همه روز صباحا و مساء بنظر مبارك او مي رسانند كه در اخبار دارد اگر اعمال صالحه باشد مسرور مي شود و اگر سيئه باشد غمگين مي شود و دارد آن حضرت را مسرور كنيد نه غمگين و اگر قابل مغفرت باشد طلب مغفرت مي كند كه مفاد حديث‏
(حياتى خير لكم و مماتى خير لكم)
است‏ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ كه در اخبار بسيارى تفسير بائمه عليهم السلام شده كه دو روز عرض اعمال دوشنبه و پنجشنبه بر آنها عرضه مي دارند. و م يتوان گفت كه تفسير باهمّ مصاديق است و فرداى قيامت پس از آنكه نامه ‏هاى اعمال مكشوف شد تمام مؤمنين مشاهده مي كنند.وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ اين جمله راجع بكلام اول است كه بيان شد يعنى شما را مي برند روز قيامت نزد آنكه عالم بغيب و شهود است و چيزى بر او مخفى نيست و احتياج بنامه عمل و شهود و حساب و ميزان ندارد فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏ پس شما را خبر مي دهد و آگاه مي فرمايد بجميع آنچه كه عمل مي كرديد و هر كدام شما را بجزاء خود مي رساند (الناس مجزيّون باعمالهم ان خيرا فخير و ان شرا فشرّ) فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ‏ زلزال آيه 8، 9.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره انبیاء، آیه 7

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره انبیاء، آیه 7

[سوره انبیاء:آیه 7]
«وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ‌».
و پيش از تو نيز نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مى‌كرديم. پس اگر خود نمى‌ دانيد از اهل ذكر [و كتاب دانان‌] بپرسيد.(بهرام پور)

 1-اطيب البيان في تفسير القرآن

(وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ‏): انبياء و رسل قبل را از آدم، شيث، نوح، هود، صالح، اسحاق، يعقوب، اسماعيل، يوسف، موسى، هارون، شعيب، داود، سليمان، زكريّا، يحيى، عيسى و غير اينها.
(إِلَّا رِجالًا): تمام از جنس بشر بودند و در تمام اينها يك ملك رسول نبود. اين جمله جواب آن كلمه است كه گفتند: «هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ‏» تمام بشر بودند مثل قوم خود.
(نُوحِي إِلَيْهِمْ‏): بأنحاء وحى بفرستادن ملائكه، يا القاء در قلب، يا تكلّم بلا واسطه و نحو اينها.
(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏) بعضى گفتند: اهل ذكر علماء يهود و نصارى هستند لكن در اخبار ردّ اين قول را فرموده كه علماء يهود و نصارى دعوت به دين خود مى ‏كنند، و أخبار بسيارى داريم كه أهل ذكر ائمّه اطهار سلام اللَّه عليهم هستند. و در بعض أخبار دارد، ذكر دو اطلاق دارد- يك رسول محترم.
«الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ» طلاق آيه 11.
دو: قرآن مجيد. و ائمّه اطهار هم اهل رسول هستند و هم اهل قرآن.

 2- البرهان فى تفسير القرآن

قوله تعالى:
... فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ [7]
7102/ «2»- علي بن إبراهيم، قال: آل محمد (عليهم السلام) هم أهل الذكر.
7103/ «3»- ثم قال: حدثنا محمد بن جعفر، قال: حدثنا عبد الله بن محمد، عن أبي داود سليمان بن سفيان، عن ثعلبة، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام)، في قوله: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ من المعنون بذلك؟ فقال: «نحن و الله». فقلت: فأنتم المسؤولون؟ قال: «نعم». قلت: و نحن السائلون؟ قال: «نعم». قلت: فعلينا أن نسألكم؟ قال: «نعم» قلت: و عليكم أن تجيبونا؟ قال: «لا، ذاك إلينا، إن شئنا فعلنا، و إن شئنا تركنا- ثم قال- هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏ «1».
7104/ «4»- محمد بن العباس، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، عن أحمد بن الحسن، عن أبيه، عن الحصين بن مخارق، عن سعد بن طريف، عن الأصبغ بن نباتة، عن أمير المؤمنين (عليه السلام)، في قوله عز و جل:
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏. قال: «نحن أهل الذكر».
___________________________
(2)- تفسير القمّي 2: 68.
(3)- تفسير القمّي 2: 68.
(4)- تأويل الآيات 1: 324/ 2، شواهد التنزيل 1: 336/ 463 «نحوه»، ينابيع المودة: 119.
(1) سورة ص 38: 39.

7105/ «4»- و عنه: عن سليمان الزراري، عن محمد بن خالد الطيالسي، عن العلاء بن رزين القلاء، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: قلت له: إن من عندنا يزعمون أن قول الله عز و جل: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏، أنهم اليهود و النصارى؟
قال: «إذن يدعونكم إلى دينهم». ثم قال: ثم أومأ بيده إلى صدره، و قال: «نحن أهل الذكر، و نحن المسؤولون».
و للذكر معنيان: النبي (صلى الله عليه و آله) فقد سمي ذكرا، لقوله تعالى: ذِكْراً رَسُولًا «1». و القرآن، لقوله تعالى: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏ «2» و هم (صلوات الله عليهم) أهل القرآن و أهل النبي (صلى الله عليه و آله).
و قد تقدمت الروايات بكثرة في هذه الآية في سورة النحل‏ «3»، فليؤخذ من هناك.
__________________________
(4)- تأويل الآيات 1: 324/ 3.
(1)- تأويل الآيات 1: 325/ 5.
(1) الطلاق 65: 10 و 11.
(2) الحجر 15: 9.
(3) تقدّمت في تفسير الآيات (43- 44) من سورة النّحل.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره نحل، آیه 43

4- التبيان فى تفسير القرآن

قوله تعالى: [سورة النحل (16): الآيات 43 الى 44]
بلا خلاف.
هذا خطاب من اللَّه تعالى لنبيه صلّى اللَّه عليه و سلم يقول له إنا لم نرسل من قبلك إلا رجالا أمثالك من البشر «نوحي اليهم» أي يوحي اللَّه اليهم. و من قرأ بالنون، و هو حفص، أَراد نوحي نحن، إخبار منه تعالى. ثم قال اللَّه لهم‏ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» صحة ما أخبرناكم به من أنّا أرسلنا رجالا قبلك و أوحينا اليهم. و قال ابن عباس و مجاهد: المعني بأهل الذكر أهل الكتاب و منهم من قال: المراد من آمن من اهل الكتاب، و منهم من قال: امر مشركي العرب ان يسألوا اهل الكتاب عن ذلك فإنهم لا يتهمونهم. و قال ابن زيد: يريد اهل القرآن لان الذكر هو القرآن. و قال الرماني و الازهري و الزجاج: المعني بذلك اهل العلم بأخبار من مضى من الأمم، سواء كانوا مؤمنين او كفاراً، و ما آتاهم من الرسل قال: و في ذلك دلالة على انه يحسن ان يرد الخصم- إذا التبس عليه امر- الى أهل العلم بذلك الشي‏ء ان كان من اهل العقول السليمة من آفة الشبه.
و الذكر ضد السهو و سمي العلم بذلك، لأنه منعقد بالعلم، و هو بمنزلة السبب المؤدي اليه في ذكر الدليل، و إذا تعلق هذا التعلق حسن ان يقع موقعه و ينبئ عن معناه.
وروى جابر عن أبي جعفر (ع) انه قال: (نحن اهل الذكر).

 5- روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن

قوله: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي‏ «5» إِلَيْهِمْ‏، گفت: و «6» نفرستاديم از پيش تو إلّا مردانى را كه به ايشان وحى كرديم. گفتند: سبب نزول آيت آن بود كه مشركان گفتند: خداى از آن بزرگتر است كه رسول او آدمى باشد، و اگر رسولى به ما فرستد إلّا فريشته ‏اى نباشد، حق تعالى اين آيت فرستاد و گفت: ما از پيش تو پيغامبران‏ «7» جز مردانى‏ «8» نفرستاديم از بشر و وحى كرديم به ايشان. و براى آن گفت:
إِلَّا رِجالًا، تخصيص كرد مردان را كه ايشان اعتقاد كرده بودند كه فريشتگان زنان‏اند و دختران خداوند چنان كه گفت: وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً «9». فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏، بپرسى‏ «10» از اهل ذكر اگر ندانى. عبد اللّه عبّاس و مجاهد گفتند: مراد به «اهل ذكر» اهل كتاب‏اند، و بعضى دگر گفتند:
مؤمنان اهل كتاب ‏اند چون عبد اللّه سلام و جز او. عبد اللّه عبّاس‏ «11» گفت: مراد اهل قرآن ‏اند. رمّانى و أزهرى و رمّاح‏ «12» گفتند: مراد به اهل ذكر اهل علم‏اند به اخبار امّتان‏
____________________________
(5). همه نسخه بدلها: يوحى، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
(6). همه نسخه بدلها: ما.
(7). قم: به پيغامبرى.
(8). قم+ را.
(9). سوره زخرف 43 آيه 19.
(10). اساس: بپرس، به قياس با نسخه قم، تصحيح شد.
(11). همه نسخه بدلها: ابن زيد.
(12). همه نسخه بدلها: زجاج.

گذشته از مؤمن و كافر. و «ذكر» ضدّ سهو باشد و مرجع او با علم است. جابر الجعفىّ روايت كرد از باقر- عليه السّلام- كه گفت:
نحن اهل الذّكر، ما اهل ذكريم از ما بايد پرسيدن.

6- التفسير الصافى

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ‏ هو ردّ لقولهم اللَّه أعظم من أن يرسل إلينا بشراً مثلنا و قد سبق بيان الحكمة فيه في سورة الأنعام عن رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم و لعلّه أشير إلى‏ مثل ذلك بقوله‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ يعني وجه الحكمة فيه‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏.
في الكافي و القمّيّ و العيّاشيّ عنهم عليهم السلام في أخبار كثيرة: رسول اللَّه‏ الذّكر و أهل بيتِه المسئولون و هم‏ أَهْلَ الذِّكْرِ
و زاد في العيون عن الرضا عليه السلام: قال اللَّه تعالى‏ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ‏ فالذكر رسول اللَّه و نحن اهله.
و في البصائر عن الباقر عليه السلام و الكافي عن الصادق عليه السلام: الذكر القرآن و أهله آل محمّد صلوات اللَّه عليهم‏
و زاد في الكافي: أمر اللَّه بسؤالهم و لم يؤمروا بسؤال الجهال و سمّى‏ اللَّه القرآن ذكراً فقال‏ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ‏.
و فيه و العيّاشيّ عن الباقر عليه السلام: إن من عندنا يزعمون أنّ قول اللَّه‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ أنهم اليهود و النصارى قال إِذاً يدعونكم إلى دينهِم ثمّ ضرب بيده إلى صدره و قال نحن‏ أَهْلَ الذِّكْرِ و نحن المسئولون.
و في العيون عن الرضا عليه السلام مثله و زاد العيّاشيّ قال: و قال: الذكر القرآن.
و في الكافي عن السّجّاد عليه السلام: على الأئمّة من الفرض ما ليس على شيعتهم و على شيعتِنا ما ليس علينا أمرهم اللَّه أن يسألونا قال‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ فأمرهم أن يسألونا و ليس علينَا الجواب إن شئنا أجبنا و إن شئنا أمسكنا و مثله عن الباقر و الرضا عليهما السلام‏.
أقول: المستفاد من هذه الأخبار أنّ المخاطبين بالسّؤال هم المؤمنون دون المشركين و أنّ المسئول عنه كل ما أشكل عليهم دون كون الرسل رجالًا و هذا إنّما يستقيم إذا لم يكن‏ وَ ما أَرْسَلْنا ردّاً للمشركين أو كان‏ فَسْئَلُوا كلاماً مستأنفاً أو كانت الآية ممّا غيّر نظمه و لا سيّما إذا عَلّق قوله‏ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ بقوله‏ أَرْسَلْنا فانّ هذا الكلام بينهما و أمّا أمر المشركين بسؤال أهل البيت عن كون الرسل رجالًا لا ملائكة مع عدم إيمانهم باللَّه و رسوله فمما لا وجه له إلّا أن يسألوهم عن بيان الحكمة فيه و فيه ما فيه.

7- مزن العرفان در تفسير قرآن

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مفسرين در شأن نزول اين آيه گفته ‏اند كه چون مشركين مكه انكار مي نمودند كه بشرى برسالت مبعوث گردد اين بود كه اين آيه بر ردّ آنها نازل گرديد كه رسول بايد از جنس بشر باشد تا بتوانيد او را ببينيد و با او تماس بگيريد و اى رسول ما در امتهاى گذشته نفرستاديم رسولى مگر مردهائى از بشر كه بآنها وحى مي فرستاديم اگر اين مشركين نمي دانند از اهل ذكر سؤال كنند سخنان مفسرين در اينكه مقصود از اهل ذكر كيانند، مأخوذ از مجمع البيان 1- آنهائي كه عالمند باخبار امم گذشته‏ گان خواه مؤمنين باشند يا كافرين و علم را ذكر ناميد زيرا كه ذكر يافتن علم است و ضدّ سهو است و بمنزله سبب موصل بعلم است اين است كه نيكو است موقع علم واقع گردد و منبأ باشد از معنى آن. (رمّانى و زجّاج و ازهرى) 2- مقصود از اهل ذكر اهل كتابند يعنى اهل تورات و انجيل.
(ابن عباس و مجاهد) (إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) خطاب بمشركين مكّه است زيرا كه اينها يهود و نصارى را در آنچه از كتبشان خبر مي دادند تصديق مي نمودند و از شدّت عداوتشان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تكذيب مي كردند.
3- مقصود از اهل ذكر اهل قرآنند زيرا كه ذكر قرآن است (ابن زيد) و قريب باين قول روايتى است كه جابر و محمد بن مسلم از ابى جعفر (ع) نقل مي كنند كه فرموده (نحن اهل الذكر) مائيم اهل ذكر

8- مجمع البيان فى تفسير القرآن

[سورة النحل (16): الآيات 41 الى 44]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (43) بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44)
…..‏

المعنى‏
.....‏ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» فيه أقوال (أحدها) أن المعنى بذلك أهل العلم بأخبار من مضى من الأمم سواء أ كانوا مؤمنين أو كفارا و سمي العلم ذكرا لأن الذكر منعقد بالعلم فإن الذكر هو ضد السهو فهو بمنزلة السبب المؤدي إلى العلم في ذكر الدليل فحسن أن يقع موقعه و ينبئ عن معناه إذا تعلق به هذا التعلق عن الرماني و الزجاج و الأزهري (و ثانيها) أن المراد بأهل الذكر أهل الكتاب عن ابن عباس و مجاهد أي فاسألوا أهل التوراة و الإنجيل‏ «إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» يخاطب مشركي مكة و ذلك أنهم كانوا يصدقون اليهود و النصارى فيما كانوا يخبرون به من كتبهم لأنهم كانوا يكذبون النبي ص لشدة عداوتهم له (و ثالثها) أن المراد بهم أهل القرآن لأن الذكر هو القرآن عن ابن زيد و يقرب منه مارواه جابر و محمد بن مسلم عن أبي جعفر (ع) أنه قال‏ نحن أهل الذكرو قد سمى الله رسوله ذكرا في قوله‏ ذِكْراً رَسُولًا على أحد الوجهين... .

9- ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن

ترجمه:
پيش از تو نيز نفرستاديم جز مردانى كه به آنها وحى مى ‏كرديم، بنا بر اين، اگر نمى ‏دانيد از اهل ذكر، بپرسيد.

مقصود:
...
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ‏: پيش از تو نيز در ميان مردم، جز افرادى از بشر، كه بنور وحى ما قلبشان فروغ يافت، نفرستاديم. يعنى آنها نيز مانند تو فرستاده ما بودند و از وحى ما نيز برخوردار مى ‏شدند. اين مطلب، در پاسخ مشركين مكه است كه رسالت بشر را منكر مى‏ شدند. خداوند خاطر نشان مى ‏كند كه رسول بايد از جنس خود مردم باشد، تا مردم او را ببينند و با او گفتگو كنند و سخنش را درك كنند بنا بر اين صحيح نيست كه بجاى يك بشر، يك فرشته، بعنوان رسالت، مأموريت پيدا كند.
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏: در اين باره اقوالى است:
1- مقصود از «اهل ذكر» كسانى است كه به تاريخ گذشتگان- اعم از مؤمنان و كافران- آگاهند، بنا بر اين «اهل ذكر» يعنى اهل علم. بديهى است كه ذكر يعنى متذكر بودن و ضد سهو است و هر علمى از تذكر و يادآورى حاصل مى‏ شود. و از اين لحاظ جايز است كه: ذكر- يعنى سبب- بجاى علم- يعنى مسبب- بكار رود. اين قول از رمانى و زجاج و ازهرى است.
2- ابن عباس و مجاهد گويند: منظور اهل كتاب است. يعنى اگر نمى‏دانيد از اهل تورات و انجيل سؤال كنيد. اين خطاب، به مشركين است، زيرا آنان اخبارى را كه يهود و نصارى از كتاب‏هاى خود مى ‏دادند، تصديق و پيامبر را بخاطر شدت دشمنى تكذيب مى ‏كردند.
3- ابن زيد گويد: مقصود اهل قرآن است، زيرا ذكر يعنى قرآن. قريب بهمين مضمون، جابر و محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روايت كرده‏ اند كه فرمود: «اهل ذكر ماييم»



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره نحل، آیه 43

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره نحل، آیه 43

[سوره نحل:آیه 43]

«وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ‌».
و پيش از تو نفرستاديم جز مردانى را كه به ايشان وحى مى‌ كرديم، پس اگر نمى‌ دانيد از اهل ذكر (و آگاهان) بپرسيد.(بهرام پور)1- ترجمه اسباب النزول

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ... (آيه 43). اين آيه در جواب مشركان مكه است كه نبوت محمد را منكر شده گفتند خدا بزرگتر از آن است كه فرستاده ‏اش بشر باشد؛ چرا فرشته ‏اى نفرستاد؟2- اطيب البيان في تفسير القرآن

…. وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‏ ما نافيه و خطاب بحضرت رسالت است كه ما نفرستاديم پيش از تو رسولى الا رجالا مثل آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ساير مرسلين را نُوحِي إِلَيْهِمْ‏ و طريق وحى را در قرآن مجيد معين فرموده:
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ شورى آيه 50.
نظر به اينكه كفار و مشركين انكار مي كردند رسالت حضرت را به اينكه تو هم يك بشرى مثل ما هستى خدا اگر پيغمبر مي فرستاد چرا از ملائكه نفرستاده و غافل از اينكه تماس ملك با بشر ممكن نيست مگر به لباس بشريت در آيد كه مي فرمايد:
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ‏ انعام آيه 9 و على الفرض اگر بصورت بشر بيايد همين اشكال را مى ‏كنند كه انت بشر مثلنا بلكه شديدتر چون حسب و نسب او را نمي دانند و اگر بصورت ديگرى در آيد از كجا ملك باشد شايد شيطان باشد و اگر بگويند سابقه نداشته‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ سؤال كنيد كسانى را كه خبر بدهند شما را از انبياء سلف و در مراد از اهل ذكر بعضى گفتند علماء يهود بعضى گفتند علماء تاريخ در اخبار شيعه تفسير بائمه شده، مكرر گفته ‏ايم كه اين اخبار بيان مصداق اتم مى ‏كند منافات با عموم آيه ندارد و مراد اهل اطلاع است هر كه باشد إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ حكم عقليست و ارشاد بحكم عقل است كه رجوع جاهل به عالم باشد.3- البرهان فى تفسير القرآن

قوله تعالى:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ‏ [43- 44]
6029/ «1»- محمد بن يعقوب: عن الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن عبد الله بن عجلان، عن أبي جعفر (عليه السلام) في قول الله عز و جل: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ قال: «قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): الذكر أنا، و الأئمة (عليهم السلام)، أهل الذكر».
و قوله عز و جل: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ‏ «1» قال أبو جعفر (عليه السلام): «نحن قومه، و نحن المسؤولون».
6030/ «2»- و عنه: عن الحسين بن محمد عن معلى بن محمد، عن محمد بن اورمة، عن علي بن حسان، عن عمه عبد الرحمن بن كثير، قال: قلت لأبي عبد الله (عليه السلام): فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏؟ قال:
«الذكر: محمد (صلى الله عليه و آله)، و نحن أهله المسؤولون».
قال: قلت: قوله: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ‏ «2»؟ قال: «إيانا عنى، و نحن أهل الذكر، و نحن المسؤولون».
6031/ «3»- و عنه: عن الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، قال: سألت الرضا (عليه السلام) فقلت له: جعلت فداك‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏؟ فقال: «نحن أهل الذكر، و نحن المسؤولون».
قلت: فأنتم المسؤولون، و نحن السائلون؟ قال: «نعم». قلت: حقا علينا أن نسألكم؟ قال: «نعم». قلت: حقا عليكم أن تجيبونا؟ قال: «لا، ذاك إلينا، إن شئنا فعلنا، و إن شئنا لم نفعل، أما تسمع قول الله تبارك و تعالى: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏ «3».
______________________________
(1)- الكافي 1: 163/ 1.
(2)- الكافي 1: 164/ 2.
(3)- الكافي 1: 164/ 3.
(1) الزخرف 43: 44.
(2) الزخرف 43: 44.
(3) سورة ص 38: 39.

6032/ «4»- و عنه: عن محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن محمد بن إسماعيل، عن منصور بن يونس، عن أبي بكر الحضرمي، قال: كنت عند أبي جعفر (عليه السلام) و دخل عليه الورد أخو الكميت، فقال: جعلني الله فداك، اخترت لك سبعين مسألة، ما يحضرني منها مسألة واحدة. قال: «و لا واحدة يا ورد؟» قال: بلى، قد حضرني منها واحدة. قال: «و ما هي؟».
قال: قول الله تبارك و تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ من هم؟ قال: «نحن أهل الذكر، و نحن مسئولون».
قلت: فأنتم المسؤولون، و نحن السائلون‏ «1»؟ قال: «نعم». قلت: علينا «2» أن نسألكم؟ قال: «نعم». قلت:
عليكم أن تجيبونا؟ قال: «ذاك إلينا».
و روى هذا الحديث محمد بن الحسن الصفار في (بصائر الدرجات): عن محمد بن الحسين، و ساق السند و المتن بعينه بتغيير يسير في المتن‏ «3».
6033/ «5»- و عنه: عن محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن صفوان بن يحيى، عن العلاء بن رزين، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إن من عندنا يزعمون أن قول الله عز و جل: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ أنهم اليهود و النصارى، قال: «إذن يدعونكم إلى دينهم» ثم قال بيده إلى صدره: «نحن أهل الذكر، و نحن المسؤولون».
و روى هذا الحديث محمد بن العباس، قال: حدثنا علي بن سليمان الرازي، عن محمد بن خالد الطيالسي، عن العلاء بن رزين القلاء، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام) و ذكر الحديث بعينه‏ «4».
6034/ «6»- و عنه: عن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الوشاء، عن أبي الحسن الرضا (عليه السلام) قال: سمعته يقول: «قال علي بن الحسين (عليه السلام): على الأئمة من الفرض ما ليس على شيعتهم، و على شيعتنا ما ليس علينا، أمرهم الله عز و جل أن يسألونا، قال: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏- قال- فأمرهم أن يسألونا، و ليس علينا الجواب، إن شئنا أجبنا، و إن شئنا أمسكنا».
6035/ «7»- أحمد بن محمد، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، قال: كتبت إلى الرضا (عليه السلام) مسائل‏ «5»،
______________________________
(4)- الكافي 1: 164/ 6.
(5)- الكافي 1: 165/ 7.
(6)- الكافي 1: 165/ 8.
(7)- الكافي 1: 165/ 9.
(1) (نحن أهل الذكر ... و نحن السائلون) لم يرد في المصدر.
(2) في المصدر: من هم؟ قال: نحن. قلت: علينا.
(3) بصائر الدرجات: 58/ 1.
(4) تأويل الآيات 1: 324/ 3.
(5) في المصدر: كتابا.

فكان في بعض ما كتب: «قال الله عز و جل: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ و قال الله عز و جل: وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‏ «1» فقد فرضت عليكم المسألة، و لم يفرض علينا الجواب، قال الله عز و جل: فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ‏ «2»».
و روى هذين الحديثين الصفار أيضا، عن أحمد بن محمد بباقي السند و المتن‏ «3».
6036/ «8»- و عنه: عن محمد بن الحسين و غيره، عن سهل، عن محمد بن عيسى و محمد بن يحيى و محمد ابن الحسين، جميعا عن محمد بن سنان، عن إسماعيل بن جابر، و عبد الكريم بن عمرو، عن عبد الحميد بن أبي الديلم، عن أبي عبد الله (عليه السلام): قال جل ذكره: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏.
قال: «الكتاب: الذكر، و أهله: آل محمد (عليهم السلام)، أمر الله عز و جل بسؤالهم و لم يأمر بسؤال الجهال، و سمى الله عز و جل القرآن ذكرا، فقال تبارك و تعالى: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ‏ و قال عز و جل: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ‏ «4»».
6037/ «9»- و عنه: عن محمد، عن أحمد، عن ابن فضال، عن ابن بكير، عن حمزة بن الطيار، أنه عرض على أبي عبد الله (عليه السلام) بعض خطب أبيه، حتى إذا بلغ موضعا منها، قال له: «كف و اسكت». ثم قال أبو عبد الله (عليه السلام): «لا يسعكم فيما ينزل بكم مما لا تعلمون إلا الكف عنه و التثبت، و الرد إلى أئمة الهدى حتى يحملوكم فيه على القصد، و يجلوا عنكم العمى، و يعرفوكم فيه الحق، قال الله تبارك و تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏».
6038/ «10»- سعد بن عبد الله: عن إبراهيم بن هاشم، عن عثمان بن عيسى، عن حماد الطنافسي، عن الكلبي، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: قوله تعالى: فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً* رَسُولًا «5»؟ قال: «الذكر: اسم من أسماء محمد (صلى الله عليه و آله)، و نحن أهل الذكر، فاسأل- يا كلبي- عما بدا لك». فقال: نسيت- و الله- القرآن كله، فما حفظت حرفا أسأله عنه.
6039/ «11»- محمد بن الحسن الصفار: عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن فضالة بن أيوب،
______________________________
(8)- الكافي 1: 234/ 3. قطعة منه.
(9)- الكافي 1: 40/ 10.
(10)- مختصر بصائر الدرجات: 68.
(11)- بصائر الدرجات: 62/ 23.
(1) التوبة 9: 122.
(2) القصص 28: 50.
(3) بصائر الدرجات: 58/ 2 و 3.
(4) الزخرف 43: 44.
(5) الطلاق 65: 10- 11.

عن أبان بن عثمان، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام) في قول الله تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏.
قال: «الذكر: القرآن، و آل رسول الله (صلى الله عليه و آله) أهل الذكر، و هم المسؤولون».
6040/ «12»- و عنه: عن محمد بن الحسين، عن أبي داود سليمان بن سفيان، عن ثعلبة بن ميمون، عن زرارة، قال: قلت لأبي جعفر (عليه السلام): قول الله تبارك و تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ من المعنون بذلك؟ قال: «نحن».
قال: قلت: فأنتم المسؤولون؟ قال: «نعم» قلت: و نحن السائلون؟ قال: «نعم» قلت: فعلينا ان نسألكم؟ قال:
«نعم» قلت: و عليكم أن تجيبونا؟ قال: «لا، ذلك إلينا، إن شئنا فعلنا، و إن شئنا لم نفعل، ثم قال: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏ «1».
و روى هذا الحديث، علي بن إبراهيم، قال: حدثني محمد بن جعفر، قال: حدثنا عبد الله بن محمد، عن أبي داود سليمان بن سفيان، عن ثعلبة، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) في قوله: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ من المعنون بذلك؟ فقال: «نحن و الله». فقلت: و أنتم المسؤولون؟ قال: «نعم» و ساق الحديث إلى آخره، إلا أن فيه: «و إن شئنا تركنا» الحديث‏ «2».
6041/ «13»- ابن بابويه، قال: حدثنا علي بن الحسين بن شاذويه المؤدب و جعفر بن محمد بن مسرور (رضي الله عنهما)، قالا: حدثنا محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري، عن أبيه، عن الريان بن الصلت، قال: حضر الرضا (عليه السلام) مجلس المأمون بمرو و قد اجتمع في مجلسه جماعة من علماء العراق و خراسان، و ذكر الحديث إلى أن قال فيه الرضا (عليه السلام): «نحن أهل الذكر الذين قال الله في كتابه: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ فنحن أهل الذكر، فاسألونا إن كنتم لا تعلمون».
فقالت العلماء: إنما عنى الله بذلك اليهود و النصارى. فقال أبو الحسن (عليه السلام): «سبحان الله، و هل يجوز ذلك؟ إذن يدعونا إلى دينهم، و يقولون: هو أفضل من دين الإسلام».
فقال المأمون: فهل عندك في ذلك شرح بخلاف ما قالوا، يا أبا الحسن؟ فقال (عليه السلام): «نعم، الذكر: رسول الله (صلى الله عليه و آله) و نحن أهله، و ذلك بين في كتاب الله تعالى حيث يقول في سورة الطلاق: فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً* رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ‏ «3» فالذكر: رسول الله، و نحن أهله».
______________________________
(12)- بصائر الدرجات: 62: 25.
(13)- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 1: 228/ 1.
(1) سورة ص 38: 39.
(2) تفسير القمّي 2: 68.
(3) الطلاق 65: 10- 11.

6042/ «14»- الشيخ في (أماليه): بإسناده عن هشام، قال: سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن قوله تعالى:
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ من هم؟ قال: «نحن».
قلت: علينا أن نسألكم؟ قال: «نعم». قال: قلت: فعليكم أن تجيبونا؟ قال: «ذاك إلينا».
6043/ «15»- المفيد في (إرشاده)، قال: أخبرني الشريف أبو محمد الحسن بن محمد، قال: حدثني جدي، قال: حدثني شيخ من أشياخ الري‏ «1»، قال: حدثني يحيى بن عبد الحميد الحماني، عن معاوية بن عمار الدهني، عن محمد بن علي بن الحسين (عليهم السلام)، في قوله جل اسمه: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏.
قال: «نحن أهل الذكر».
قال الشيخ المفيد: قال الشيخ الرازي‏ «2»: و قد سألت محمد بن مقاتل‏ «3» عن هذا، فتكلم فيه برأيه، و قال:
أهل الذكر: العلماء كافة، فذكرت ذلك لأبي زرعة «4»، فبقي متعجبا من قوله، و أوردت عليه ما حدثني به يحيى بن عبد الحميد. قال: صدق محمد بن علي (عليهما السلام)، إنهم أهل الذكر، و لعمري إن أبا جعفر (عليه السلام) لمن أكبر العلماء، و قد روى أبو جعفر (عليه السلام) أخبار المبتدأ، و أخبار الأنبياء، و كتب عنه الناس المغازي، و أثروا عنه السنن، و اعتمدوا عليه في مناسك الحج التي رواها عن رسول الله (صلى الله عليه و آله)، و كتبوا عنه تفسير القرآن، و روت عنه الخاصة و العامة الأخبار، و ناظر من كان يرد عليه من أهل الآراء، و حفظ عنه الناس كثيرا من علم الكلام.
6044/ «16»- محمد بن العباس، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، عن أحمد بن الحسن، عن أبيه، عن الحصين بن المخارق، عن سعد بن طريف، عن الأصبغ بن نباتة، عن علي أمير المؤمنين (عليه السلام) في قوله عز و جل: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏، قال: «نحن أهل الذكر».
6045/ «17»- العياشي: عن حمزة بن محمد الطيار، قال: عرضت على أبي عبد الله (عليه السلام) كلاما لأبي، فقال:
«اكتب، فإنه لا يسعكم فيما نزل بكم مما لا تعلمون إلا الكف [عنه‏] و التثبت فيه و رده إلى أئمة الهدى حتى يحملوكم فيه على القصد، و يجلوا عنكم فيه العمى، قال الله: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏».
______________________________
(14)- الأمالي 2: 278.
(15)- الإرشاد: 264، شواهد التنزيل 1: 335/ 460، العمدة لابن بطريق: 288/ 468.
(16)- تأويل الآيات 1: 324/ 2.
(17)- تفسير العيّاشي 2: 260/ 30، شواهد التنزيل 1: 336/ 463، ينابيع المودة: 119.
(1) في المصدر: من أهل الرأي قد علت سنّه.
(2) الشيخ الرازي: هو محمّد بن إدريس الحنظليّ، أبو حاتم الرازي، أحد الحفّاظ من الحادية عشرة. و كان رفيقه أبو زرعة الرازي، توفّي في شعبان 277 ه. تهذيب التهذيب 9: 31/ 40، معجم رجال الحديث 15: 62/ 10186.
(3) محمّد بن مقاتل الرازي: هو إمام أصحاب الرأي بالرّي، و وفاته سنة 248 ه، و قيل: 249 ه. تهذيب التهذيب 9: 469/ 760، لسان الميزان 5: 388/ 1261.
(4) أبو زرعة: هو عبيد اللّه بن عبد الكريم بن يزيد بن فرّوخ، أبو زرعة الرازي، من حفّاظ الحديث، من أهل الريّ، كان رفيقه أبو حاتم الرازي، وفاته 264 ه. سير أعلام النبلاء 13: 65/ 48.
….

6047/ «19»- عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: قلت له: إن من عندنا يزعمون أن قول الله تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ أنهم اليهود و النصارى. فقال: «إذن يدعونكم إلى دينهم» قال: ثم قال بيده إلى صدره: «نحن أهل الذكر و نحن المسؤولون». قال: قال أبو جعفر (عليه السلام): «الذكر: القرآن».
6048/ «20»- عن أحمد بن محمد، قال: كتب إلي أبو الحسن الرضا (عليه السلام): «عافانا الله و إياك أحسن عافية، إنما شيعتنا من تابعنا و لم يخالفنا و إذا خفنا خاف، و إذا أمنا أمن، قال الله: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ قال: فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ‏ «1» الآية، فقد فرضت عليكم المسألة و الرد إلينا، و لم يفرض علينا الجواب، أو لم تنهوا عن كثرة المسائل، فأبيتم أن تنتهوا؟ إياكم و ذاك، فإنه إنما هلك من كان قبلكم بكثرة سؤالهم لأنبيائهم، قال الله تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ‏ «2»».
6049/ «21»- ابن شهر آشوب، قال: ذكر في (تفسير يوسف القطان)، عن وكيع، عن الثوري، عن السدي، قال: كنت عند عمر بن الخطاب إذ أقبل عليه كعب بن الأشرف و مالك بن الصيف و حيي بن أخطب، فقالوا: إن في كتابكم: وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ‏ «3» إذا كان سعة جنة واحدة كسبع سماوات و سبع أرضين، فالجنان كلها يوم القيامة أين تكون؟ فقال عمر: لا أعلم. فبيناهم في ذلك إذ دخل علي (عليه السلام)، فقال: «في أي شي‏ء أنتم؟» فألقى اليهود المسألة عليه، فقال (عليه السلام) لهم: «خبروني أن النهار إذا أقبل الليل أين يكون [و الليل إذا أقبل النهار أين يكون‏]؟» قالوا له: في علم الله تعالى يكون. فقال علي (عليه السلام): «كذلك الجنان تكون في علم الله».
فجاء علي (عليه السلام) إلى النبي (صلى الله عليه و آله) و أخبره بذلك، فنزل‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏.
6050/ «22»- شرف الدين النجفي: روى جابر بن يزيد و محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام) أنه قال: «نحن أهل الذكر».
6051/ «23»- و من طريق المخالفين، ما رواه الحافظ محمد بن مؤمن الشيرازي في (المستخرج من التفاسيرالاثني عشر) في تفسير قوله تعالى: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ يعني أهل بيت النبوة، و معدن الرسالة، و مختلف الملائكة، و الله ما سمي المؤمن مؤمنا إلا كرامة لعلي بن أبي طالب (عليه السلام).
______________________________
(18)- تفسير العيّاشي 2: 260/ 31.
(19)- تفسير العيّاشي 2: 260/ 32.
(20)- تفسير العيّاشي 2: 261/ 33.
(21)- المناقب 2: 352.
(22)- تأويل الآيات 1: 255/ 7.
(23)- ... عنه الطرائف: 93/ 131 و إحقاق الحقّ 3: 482.
(1) التوبة 9: 122.
(2) المائدة 5: 101.
(3) آل عمران 3: 133.



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 26 تیر 1394

ارسال نظر(0)

خواص گیاه بابونه یا داروخانه سیار


 

بابونه گیاهی است دائمی و کوچک به ارتفاع تقریبا 30 سانتیمتر دارای بوئی معطر که در چمنزارها و اراضی شنی می روید. ساقه آن برنگ سبز مایل به سفید، برگهای آن کوچک متناوب و دارای بریدگیهای باریک و نامنظم و پوشیده از کرک است...
گلهای آن مجتمع در یک طبق که بطور منفدر در انتهای ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر می شود . در هر طبق گلهای سفید در اطراف و گلهای زرد در قسمت وسط قرار دارند .

ترکیبات شیمیایی:

گلهای بابونه دارای اسانس روغنی آنته مین ( Anthemine) تانن ، فیتوسترول و همچنین ماده ای تلخ بنام اسید آنته میک Anthemique Acid می باشد .
خواص داروئی:

بابونه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و از تقویت کننده های تلخ بحساب می آید . جالینوس حکیم آنرا برای درمان تب و لرزهای نوبه ای بکار می برد .
1) یکی از مهمترین خواص بابونه درمان زخم معده و ورم معده است و این گیاه بآسانی این مرض را درمان می کند و آنهائیکه سالهاست با این مرض دست بگریبان هستند و از قرص های مختلف گران قیمت نظیر Lozac و Zantac و غیره استفاده می کنند می توانند با استفاده از بابونه خرج داروی خود را پس انداز کنند و همچنین سلامتی خود را بازیابند .

برای درمان زخم معده یک لیوان چای غلیظ بابونه درست کنید (4 قاشق چایخوری بابونه در یک لیوان آبجوش و یا چهار تا چای کیسه ای بابونه در یک قاشق لیوان آب جوش) و صبح ناشتا هستید این لیوان چای را بنوشید و سپس در رختخواب به پشت دراز بکشید و بعد از چهار دقیقه بخوابید و البته بعد از یک ربع ساعت می توانید صبحانه خود را میل کنید. این عمل را بمدت دو هفته ادامه دهید تا زخم و ورم معده بکلی شفا یابد.
2) بابونه اعصاب و قوای جنسی را تقویت میکند .

3) بابونه مقوی مغز است .

4) بابونه ادرار آور و قاعده آور است .

5) این گیاه ترشح شیر را در مادران شیر ده افزایش می دهد .

6) درمان کننده سردرد و میگرن است .

7) استفاده از بابونه سنگ مثانه را خرد و دفع می کند .

8) اگر کسی قطره قطره ادرار می کند به او چای بابونه دهید تا درمان شود .

9) بابونه درمان کننده کمی ترشحات عادت ماهیانه است .

10) برای درمان چشم درد ، بابونه را در 
سرکه ریخته و بخور دهید .
11) برای تسکین دردهای عضلانی چای بابونه بنوشید .

12) جویدن بابونه برای التیام زخم های درمان مفید است .


13) خوردن 5 گرم ریشه بابونه با 
سرکه رقیق محرک نیروی جنسی است. (ریشه بابونه گرم تر و خشک تر از گل بابونه است)


14) بابونه تب بر و تسکین دهنده درد است .


15) بابونه تقویت کننده معده است .


16) برای تسکین درد در هنگام 
دندان درآوردن بچه ها ، به آنها چای بابونه بدهید .


17) برای رفع بیخوابی و داشتن یک خواب آرام و راحت ، کافی است ده دقیقه قبل از اینکه به رختخواب بروید یک فنجان چای بابونه بنوشید .


18) بابونه درمان کننده بی 
اشتهایی است .


19) بابونه برای رفع ورم روده موثر است .


20) چای بابونه درمان کننده 
کم خونی است .


21) از بابونه برای رفع کرم معده و روده استفاده کنید .


22) بابونه تسکین دهنده دردهای عادت ماهیانه است .


23) بابونه برای رفع زردی مفید است .


24) حمام بابونه اثر نیرو دهنده دارد . برای این منظور چند قطره اسانس بابونه را در وان حمام ریخته مدت یکربع ساعت در آن دراز بکشید .


25) برای تسکین درد ، چند قطره اسانس بابونه را با یک قاشق روغن بادام مخلوط کرده و روی محل های دردناک بمالید درد را تخفیف می دهد .


26) اسانس بابونه مخلوط با روغن بادام برای رفع ناراحتی های پوستی نظیر اگزما ، کهیر و خارش مفید است .


27) برای رفع گوش درد و سنگینی گوش ، یک قطره روغن بابونه را در گوش بچکانید .


28) اسانس بابونه چون اثر قی آور درد در مورد مسمومیت های غذایی مصرف می شود .


29) روغن بابونه را برای از بین بردن کمردرد ، درد مفاصل و نقرس روی محل درد بمالید .


30) با چای بابونه اگر موهای بلوند را بشوئید آنها را روشن تر و شفاف تر می کند .


31) آنهائیکه یائسه شده اند بهتر است همه روزه چای بابونه بنوشند زیرا اختلالات 
یائسگی را برطرف می کند .


32)بابونه ضد آلرژی است.


اسانس بابونه :

حدود 0.8 تا 1 درصد اسانس در این گیاه وجود دارد که بوسیله تقطیر با بخار آب بدست می آید. رنگ این اسانس آبی روشن است ولی در اثر کهنه شدن برنگ زرد مایل به قهوه ای در می آید. بوی این اسانس بسیار قوی و طعم آن معطر و سوزانده است . اسانس بابونه در عطر سازی و برای معطر کردن غذاها بکار می رود .


• چای بابونه با دم کرده بابونه
برای درست کردن چای بابونه یک قاشق چایخوری
 گیاه بابونه خشک را در یک فنجان آب جوش ریخته و بمدت 5 دقیقه بگذارید دم بکشد .


• روغن بابونه با روغن زیتون

گل خشک بابونه را با برابر وزنش روغن زیتون مخلوط کرده و روی آتش ملایم بگذاریدتا دم بکشد (نباید بجوشد) و گهگاه آنرا هم بزنید. سپس آنرا از روی آتش بردارید و بگذارید تا مدت 24 ساعت بحال خود بماند . سپس آنرا از صافی با فشار در کرده و در شیشه ای دربست نگهدری کنید (برای نفخ شکم و قولنج آنرا روی شکم بمالید).

• روغن بابونه
برای تهیه روغن بابونه مقدری از گل خشک بابونه را با چهار برابر وزن آن روغن کنجد مخلوط کرده و سپس باندازه دو برابر گل بابونه بآن آب اضافه کنید . آنرا روی چراغ گذاشته و بگذارید بجوشد تا اینکه آب آن بکلی تبخیر شود و فقط روغن باقی بماند البته باید دقت کرد که روغن نسوزد .


مضرات : 

جوشانده بابونه ممکن است در افراد حساس به گیاه «آمبروسیا» باعث حساسیت شدید شود.

گردآوری سلامت اکاایرانگردآوری سلامت اکاایران



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

فواید پنهان چای بابونه

,چای بابونه,خواص چای بابونه,خاصیت های چای بابونه,طب سنتی و گیاهان دارویی-داروی گیاهی
 

چای بابونه,خواص چای بابونه,خاصیت های چای بابونه,خوردن چای بابونه,نوشیدن چای بابونه,فواید چای بابونه برای پوست

چای سبز به دلیل اثرات معجزه آسایی که در بدن و پوست دارد، در سراسر دنیا طرفداران خاص خود را پیدا کرده است، اما شگفتی های چای بابونه هنوز هم برای خیلی ها ناشناخته مانده است. 

چای بابونه اثرات خوبی روی پوست دارد که در این مطلب به برخی از آنها اشاره می کنیم:

-این چای، فوق العاده التیام دهنده بوده، و خواص آنتی اکسیدانی، پاکسازی و مرطوب کنندگی دارد و به عنوان یک بسته ی کامل برای مراقبت از پوست در نظر گرفته می شود.

-چای بابونه خواص درمانی خیلی عالی دارد، و روند بهبود زخم های کوچک را تسریع کرده و این زخم ها را ضدعفونی می کند.

-این چای یک سفید کننده طبیعی و عالی برای پوست است. بابونه چهره را روشن کرده و درخشش طبیعی به پوست می دهد.

-بابونه در تسکین ناراحتی های پوستی و آفتاب سوختگی بسیار موثر است.

-این معجون جادویی سرشار از آنتی اکسیدان است که به شما در مقابله با آکنه و جوش کمک می کند. همچنین در از بین بردن جای جوش ها شگفت انگیز است.

-چای بابونه از پوست شما در برابر صدمات ناشی از رادیکال های آزاد که یکی از عوامل اصلی پیری زودرس است، محافظت می کند، از این رو به حفظ جذابیت جوانی برای مدتی طولانی به شما کمک میکند.

-گذاشتن یک کیسه چای بابونه سرد در زیر چشم، به کاهش سیاهی زیر چشم و پف کردگی آن کمک میکند.

-وقتی این چای با پودر شیر مخلوط شود، تبدیل به یک لایه بردار عالی برای بدن و صورت می شود. این مخلوط پوست را از شر سلول های مرده خلاص کرده و سلول های جدید را آشکار می کند.

 این مطلب توسط تیم مترجمین مجله پزشکی دکتر سلام تهیه شده است. استفاده از آن فقط با ذکر طب سنتی و گیاهان دارویی-داروی گیاهی - دکتر سلام(hiDoctor.ir) مجاز می باشد.

طب سنتی و گیاهان دارویی-داروی گیاهی - hidoctor.ir

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

دلایل کم آبی بدن چیست؟


آب,کم شدن آب بدن,علائم کم آبی بدن

 دلایل کم آبی بدن چیست؟
60 درصد بدن انسان از آب تشکیل شده است. طبق تحقیقات دانشگاه کانتیکات، حتی اگر 1.5 درصد آب بدنتان را از دست بدهید، دچار کم‌آبی خفیف می‌شوید – و خلق وخو، سطح انرژی و توانایی شناختی شما افت می‌کند. علاوه بر دلایل آشکار کم‌آبی بدن مانند روزهای گرم و آفتابی، ورزش کردن یا آب نخوردن به اندازه‌ی کافی است، دلایل دیگری نیز وجوددارد که که کمتر به آن توجه می‌شود. در ادامه این دلایل را برمی‌شماریم:


1- دیابت : افراد مبتلا به دیابت، به ویژه آنهایی که هنوز نمی‌دانند مبتلا به دیابت هستند، در خطر ابتلا به کم‌آبی قراردارند. در واقع وقتی سطح قندخون بسیار بالاست، بدن سعی می‌کند گلوکز اضافی را از طریق ادرار دفع کند و ادرار زیاد سبب کم‌آبی بدن می‌شود. اگر مبتلا دیابت هستید و از تشنگی و ادرار زیاد رنج می‌برید، با پزشکتان در مورد کنترل قندخون مشورت کنید. 


2- قاعدگی : زنان در این دوران باید بیشتر آب بنوشند. استروژن و پروژسترون بر میزان آب بدن اثر می‌گذراند. همچنین زنانی که قاعدگی سنگین دارند، به دلیل از دست دادن حجم زیادی از خون، باید آب بیشتری در این دوران بنوشند. 


3- داروها : اگر بنا به تجویز پزشک دارو مصرف می‌کنید، بهتر است به عوارض آن دقت کنید. بسیاری از داروها ادرارآور هستند، و سبب کم‌آبی می‌شوند. داروهای کنترل فشار خون، نمونه‌ای از این نوع داروها هستند. علاوه بر این، داروهایی که عوارض جانبی مانند اسهال و استفراغ دارند، ممکن است سبب کم‌آبی بدن ‌شوند. اگر هر یک از داروهایتان چنین عوارضی دارند باید بیشتر آب و مایعات بنوشید.


4- رژیم کم‌کربوهیدرات : کربوهیدارت‌ها همراه با آب در بدن ذخیره می‌شوند.به همین دلیل است که با نخوردن کربوهیدرات، و در نتیجه، کم شدن آب بدن، وزن کاهش می‌یابد. البته از نظر ظاهری ممکن است جالب باشد،اما سطح آب بدن پایین می‌آید و بدن دچار کم‌آبی می‌شود. بهتر است از کربوهیدرات‌های کامل مانند جودوسر، برنج قهوه‌ای و غلات کامل استفاده کنید. حذف کربوهیدرات از رژیم غذایی برابر با از دست مایعات بدن است. 


5- استرس :  هنگامی که دچار استرس هستید، غدد آدرنال، هورمون‌های استرس را وارد خون می‌کنند. اگر بطور مداوم در استرس باشید، سرانجام غدد آدرنال خسته می‌شوند و کارآیی خود را از دست می‌دهند. مشکل اینجاست که غدد آدرنال هورمون آلدوسترون ترشح می‌کنند که سطح مایعات بدن را تنظیم می‌کند. بنابراین هنگامی که آدرنال کم کار می‌شود، سطح آلدوسترون نیز پایین می‌آید و در نتیجه سطح مایعات بدن نیز افت می‌کند. گرچه نوشیدن مایعات در کوتاه مدت به حل مشکل کمک می‌کند اما کاهش استرس تنها راه‌حل در طولانی مدت است.


6- سندروم روده‌ی تحریک‌پذیر(IBS) : در حالی که بیماری IBS به خودی خود به اندازه‌ی کافی آزاردهنده است، بعضی از عوارض آن مانند تهوع و اسهال مزمن ممکن است سبب کم‌آبی بدن شود. علاوه بر این، بیشتر مبتلایان به این بیماری معمولاً بعضی از غذاها را که تصور می‌کنند تحریک کننده است از رژیم غذایی خود حذف می‌کنند و اگر این غذاها شامل مایعات نیز باشد، بیشتر در خطر کم‌آبی قرار می‌گیرند. 


7-بارداری: در دوران بارداری، حجم خون افزایش می‌یابد، اما گاهی اسهال و تهوع صبحگاهی در این دوران مزید بر علت می‌شود. اگر دچار حالت تهوع صبحگاهی هستید حتما با پزشکتان مشورت کنید. 


8- سن : با افزایش سن، همانطور که توانایی بدن برای ذخیره آب کاهش می‌یابد، احساس تشنگی نیز کمتر می‌شود. بنابراین احتمال کم‌آبی بدن بیشتر می‌شود. اگر نوشیدن آب در طول روز را فراموش می‌کنید، بهتر است یک بطری آب همواره همراه داشته باشید. 


9- مکمل‌های غذایی : اینکه مکملی «طبیعی» باشد به این معنی نیست که ادرارآور نباشد. برای مثال، جعفری، تخم کرفس، قاصدک و شاهی آبی میزان ادرار را افزایش می‌دهند که بطور بالقوه می‌تواند سبب کم‌آبی بدن شوند. اگر قصد مصرف مکمل‌ها را دارید یا هم‌اکنون در حال مصرف آنها هستید، بهتر است با یک متخصص تغذیه در مورد آنها و عوارض جانبی‌شان مشورت کنید. 


10- ارتفاع زیاد : هنگامی که به ارتفاعات سفر می‌کنید، بدن برای تطبیق با وضعیت جدید سرعت تنفس را بالا می‌برد و میزان ادرار را افزایش می‌دهد. گرچه هر دو مورد برای تطبیق با میزان اکسیژن ارتفاع لازم است، اما می‌تواند سبب کم‌آبی بدن شود. 


11- نوشیدن الکل : حتی نوشیدن مقدار کم الکل می‌تواند سبب کم‌آبی بدن شود. چرا؟ چون نوشیدن الکل باعث افزایش ادرار می‌شود. الکل هورمون ضدادرار را که برای تنظیم مایعات بدن است، کاهش می‌دهد. علاوه بر این الکل توانایی احساس علائم اولیه کم‌آبی – مانند تشنگی و خستگی- را کاهش می‌دهد. 


12- کم خوردن میوه و سبزی : اگر روزی 5 وعده میوه نمی‌خورید، باید آب بیشتری بنوشید تا بدنتان دچار کم‌آبی نشود.
13- شیردادن :شیردادن سبب کم شدن آب بدن مادران می‌شود. اگر شیر مادر کم می‌شود باید، مایعات بیشتری بنوشد.
منبع : nasrpakiman.com

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

طبیعی‌ترین راه‌ها برای مقابله با مشکل کبد چرب

طبیعی ترین راه ها برای مقابله با مشکل کبد چرب

مصرف بی اندازه غذاهای چرب و گنجاندن انواع فست فودها و غذاهای آماده در برنامه و رژیم اعضای خانواده این روز ها به عنوان یکی از شایع ترین دلایل ابتلا به بیماری کبد چرب گزارش شده که ابتلا به آن در میان افراد کم تحرک و چاق در مقایسه با دیگر مردم بیشتر است.

 

در این بیماری ذرات درشت و بزرگ چربی در سلول های کبد رسوب می کنند و به این ترتیب موجب بروز اختلال هایی در عملکرد کبد و ابتلا به بیماری های مزمن کبد می شود که از میان آنها می توان به استعداد ابتلا به عفونت ها، خونریزی های دستگاه گوارش و اختلال در سطح هوشیاری اشاره کرد.

 

از آنجا که بیماری کبدچرب از جمله بیماری های خاموش و بی نشانه است، پیشگیری از ابتلا به آن از جمله اولویت ها قرار می گیرد، زیرا این بیماری معمولا زمانی خود را نمایان می کند که ذرات چربی بخش زیادی از سلول های کبدی را به خود درگیر کرده اند. کبد چرب پس از درگیر کردن کبد با علائمی مانند ضعف، خستگی و احساس سنگینی و فشار در ناحیه فوقانی و راست شکم بروز می کند. خوشبختانه در میان شیوه های طبیعی درمان در سراسر جهان، راهکارها و تکنیک هایی وجود دارد که می توان از آنها برای پیشگیری از ابتلا به کبدچرب اقدام كرد. در اینجا برخی از کاربردی ترین و ساده ترین این شیوه ها را با هم مرور می کنیم.

 

کبد چرب,درمان کبد چرب

پیشگیری از تجمع چربی ها در کبد
نوشیدن چای سبز یا استفاده از عصاره این گیاه دارویی تاثیر زیادی در پیشگیری از تجمع و رسوب چربی ها در اطراف کبد دارد، ضمن آنکه می تواند به تسریع روند درمانی کبد چرب نیز کمک کند. افرادی که احتمال و استعداد ابتلا به این بیماری در آنها زیاد است مانند افراد چاق و کم تحرک می توانند با گنجاندن چای سبز در رژیم غذایی روزانه خود از ابتلا به این بیماری پیشگیری کنند، به شرط آنکه در کنار نوشیدن چای سبز، رژیم غذایی سرشار از سبزیجات و میوه ها را در برنامه غذایی خود بگنجانند. علاوه بر این، درمانگران چینی بر این باورند که نوشیدن این چای گیاهی به صورت مستمر می تواند از ابتلا به سرطان کبد نیز پیشگیری کند.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

کاهش جذب چربی با خارمریم
گیاه خارمریم یکی دیگر از گیاهان دارویی است که از آن برای درمان و پیشگیری از بیماری های کبدی استفاده می کنند. این گیاه از آنجا که ترکیبی به نام سیلی مارین دارد، می تواند در کاهش میزان جذب چربی به ویژه چربی بد (LDL)، تری گلیسیرید و کاهش جذب کلسترول موثر باشد.

 

به همین دلیل بسیاری از درمانگران، این گیاه را از جمله موثرترین گیاهان دارویی برای درمان کبد چرب می شناسند و مصرف دمنوش یا خشک این گیاه همراه غذا را در این زمینه موثر می دانند. مصرف این گیاه با مشورت متخصص طب سنتی می تواند به بهبود عملکرد کبد کمک کرده و سرعت تولید دوباره سلول های کبدی را افزایش دهد.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

با زنجبیل متابولیسم بدن را افزایش دهید
یکی دیگر از شیوه های کاهش جذب چربی در جریان گردش خون و اندام های داخلی گنجاندن زنجبیل در برنامه غذایی هفتگی است. افرادی که در طول هفته 2 تا 3 بار زنجبیل استفاده می کنند، می توانند از خواص درمانی آن در افزایش میزان متابولیسم و سوخت و ساز بدن و کاهش جذب چربی ها بهره مند شوند. برای این منظور می توانید یک تکه زنجبیل را درون یک کاسه ماست رنده كرده و آن را بعد از صرف وعده های غذایی میل کنید. به اعتقاد برخی از درمانگران شیوه های طبیعی درمان نوشیدن دمنوش زنجبیل نیز در کنترل بیماری های کبد به ویژه کبد چرب موثر است. نوشیدن این دمنوش می تواند به کاهش جذب چربی در اطراف کبد کمک کرده و مانع از ابتلای افراد مستعد به این بیماری شود. مصرف دمنوش زنجبیل یا ماست کم چرب حاوی زنجبیل به ویژه در وعده هایی که غذای چرب خورده اید بسیار اهمیت دارد.

 

کبد چرب,درمان کبد چرب

 

سویا را با گوشت قرمز عوض کنید
یکی از مهم ترین عواملی که می تواند از رسوب چربی ها در بافت کبد جلوگیری کند، اصلاح رژیم غذایی است. به گفته محققان جایگزین کردن سویا و پروتئین گیاهی به جای پروتئین حیوانی به ویژه گوشت قرمز می تواند تاثیر زیادی در کاهش جذب چربی و تری گلیسیرید در بافت کبد داشته باشد. از این رو، درمانگران به افراد مستعد ابتلا به کبد چرب و التهاب کبد توصیه می کنند در طول هفته برای تهیه غذاهای خود از گوشت قرمز و سویا کنار هم استفاده کنند و مصرف گوشت قرمز را به حداقل برسانند.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

دور این غذاها را خط بکشید
اگر به اضافه وزن مبتلایید، اگر کم تحرک هستید و احتمال ابتلا به کبدچرب را دور نمی بینید به شما پیشنهاد می کنیم از مصرف غذاهایی مانند غذاهای فریز شده و یخ زده، ترشیجات، ماست پرچرب، سس، نمك زیاد، غذاهای فست فود، انواع شیرینی ها، پیتزا، انواع سرخ كردنی ها مانند سیر داغ، پیاز داغ، چیپس، پفک، غذاهای چرب و نوشابه های گازدارپرهیز كرده و تا می توانید به جای آنها از میوه های تازه، سبزیجات مختلف به ویژه کاهو، خیار، هویج و غذاهای سالم و طبیعی استفاده کنید. رعایت این رژیم در تمامی دوره های سنی به پیشگیری از ابتلا به کبد چرب و دیگر بیماری های کبد کمک می کند.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

آبلیمو را فراموش نکنید
نوشیدن یک لیوان آب که در آن عصاره یک لیموترش تازه وجود دارد در آغاز روز می تواند بهترین دارو برای پیشگیری از ابتلا به کبد چرب باشد. از آنجا که لیمو سرشار از ویتامین C است و به عنوان یک آنتی اکسیدان می تواند نقش موثری در هضم و جذب مواد مفید در بدن داشته باشد، قابلیت زیادی در پیشگیری و درمان کبد چرب دارد.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

از زردچوبه غافل نشوید
به تازگی محققان دانشگاه «سنت لوئیس» از تاثیر زردچوبه بر کنترل بیماری کبد چرب در افراد چاقی که به این بیماری مبتلا هستند خبر داده اند. بر اساس این تحقیقات مشخص شده، افرادی که از زردچوبه به عنوان یک چاشنی در برنامه روزانه خود استفاده می کنند کبد مقاوم تری در برابر ابتلا به بیماری کبد چرب دارند و احتمال ذخیره شدن ذرات چربی در کبد آنها کمتر است. از این رو این محققان به مردم توصیه می کنند مصرف زردچوبه را به عنوان یک ادویه موثر و درمانگر در برنامه هفتگی و حتی روزانه خود بگنجانند.

 کبد چرب,درمان کبد چرب

عرقیات گیاهی بنوشید
عرق گیاهی شاه تره، خارشتر و کاسنی از جمله داروهای گیاهی موثر در کنترل و درمان کبد چرب به شمار می آیند. این نوشیدنی های گیاهی از آنجا که طبعی سرد و تر دارند موجب کاهش میزان کلسترول خون می شوند و در عین حال به پاکسازی کبد و بدن از سموم و مواد زائد هم کمک می کنند.

به اعتقاد درمانگران، نوشیدن یك تا 2 لیوان ازیکی از عرقیات شاه تره، کاسنی و خارشتر یا ترکیبی از آنها می تواند تاثیر زیادی در پیشگیری از ابتلا به بیماری های کبد به ویژه کبد چرب و سیروز کبدی داشته باشد و احتمال ابتلا به این بیماری ها را به صفر برساند.

 

چه افرادی استعداد ابتلا به کبد چرب دارند؟
به گفته درمانگران، افراد چاق و دچار اضافه وزن که کمترین میزان تحرک را دارند اصلی ترین گروه ها برای ابتلا به بیماری کبد چرب هستند. اما در کنار این گروه، گروه های دیگری هم وجود دارند که بیشترین آمادگی را برای ابتلا به این بیماری دارند.

از طرفی افراد بی تحرک و علاقه مند به غذاهای آماده و فست فودها نیز در گروه افراد مستعد ابتلا به کبد چرب هستند، بنابراین باید هوشیار باشند و با مشورت پزشک خود آزمایش های لازم در این زمینه را انجام دهند.

به گفته برخی از متخصصان، مصرف بی رویه و بی قاعده ویتامین A نیز می تواند یک عامل محرک برای ابتلا به بیماری کبد چرب باشد که در نهایت فرد را با خطر رسوب چربی در بافت های کبد و اختلال در عملکرد این عضو رو به رو کند.

منبع:مجله سیب سبز

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709