💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 115817
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


یونجه؛ سلطان گیاهان دارویی

گیاه یونجه را به دلیل دارا بودن انواع ویتامین‌ها، مواد معدنی و پروتئین‌ها سلطان گیاهان می‌نامند.

 یونجه، گیاهی است غریب که امروزه در اذهان عمومی تنها به درد علوفه دام می‌خورد، درحالی‌که در گذشته استفاده‌های فراوان از این گیاه پرفایده می‌شده است.این گیاه که عمدتاً در آسیا کشت می‌شود از اولین گیاهان دارویی شناخته‌شده برای بشر است.
 
«یونجه» که در فارسی به آن «اسپست باغی»، «سپست»، «سبیس» یا «درفا»، در افغانستان «اسپیشتا» و در ترکی بدان «یونجه»، به رومی «میدیکی»، به مصری «قضب» و به عربی «رطبه» یا همان «فصفصه» گویند، گیاهی است علفی، پایا و از تیره پروانه‌واران و همدسته شبدرها که ارتفاع آن تا یک متر می‌رسد. دارای ساقه‌های بلند و برگچه‌های نازک، نوک‌تیز و بیضی شکل. گل‌هایش غالباً بنفش، کوچک یا گاهی زردرنگ است و به شکل سیر، میوه «یونجه» مانند صدف بوده و دانه داخل میوه مانند لوبیا ولی کوچک‌تر از آن است. «یونجه» ریشه‌ای بسیار عمیق دارد که تا 3 متر به عمق زمین نفوذ می‌کند، در نتیجه ویتامین‌ها و مواد معدنی را از خاک تهیه می‌کند. این گیاه از علف‌های خوب مراتع است و بهترین نوع آن سبز املس (نرم) است.

این گیاه در اکثر نقاط جهان رشد می‌کند و به صورت وحشی در بعضی نواحی معتدل آسیا و شمال آفریقا می‌روید که انواع و اقسام دارد. مزاج یونجه تازه در آخر اول گرم و تر و خشک آن، گرم و خشک است و قوتش تا 5 سال باقی می‌ماند.

یونجه از نظر تغذیه عمومی غذایی کامل است که چاق می‌کند و آهن بسیاری دارد و خوردن آن تمام اعضای بدن را تقویت می‌کند، «یونجه» در درمان ضعف عمومی، ضعف بنیه، کم‌خونی و اعصاب مفید است و مغز و ستون فقرات را قوت می‌بخشد. این گیاه خوراکی با خواص تغذیه‌ای فوق‌العاده، منبع غنی از ویتامین‌های B ,K ,E ,D ,A و همچنین املاح معدنی نظیر کلسیم، اسیدفولیک، منیزیم، پتاسیم به حساب می‌آید و البته مصرف خشک آن تأثیرگذارتر خواهد بود.

از دیگر فواید گیاه یونجه این است که حاوی مقدار قابل‌توجهی پروتئین است. علاوه بر این ریشه گیاه یونجه قابلیت آن را دارد که تا عمق 18 متری زمین هم پیشروی کرده و ویتامین‌ها و مواد معدنی بیشتری را از خاک جذب کند.

بررسی‌های گذشته حاکی از آن است که مصرف گیاه یونجه می‌تواند در پاک‌سازی روده از مواد سمی موثر باشد. همچنین گیاه یونجه کلسترول بد را کاهش می‌دهد و در تصفیه خون نقش دارد.
 
مروری بر خواص یونجه
* یونجه‌ی پخته ملین و خشک آن قابض است، تازه آن نفاخ و افزاینده شهوت است.

* مداومت در خوردن شربت یونجه چاق‌کننده و مولد خون صالح و ضماد کوبیده آن با عسل محلل ورم سرد و با سرکه محلل ورم گرم است.

* یونجه مدر حیض است خصوصاً چون در حمام یا بعد از آن تناول نمایید و جهت خشونت سینه و سرفه نافع است.

* خوراک آن شیر و منی را زیاد می‌کند به خصوص تخم یونجه.

* مقدار ویتامین C آن 2 برابر «جعفری» و 4 برابر «لیموترش» است و ویتامین A آن از «شب کوری» جلوگیری می‌کند.

* یونجه همچنین مقداری ویتامین D داشته و سرشار از ویتامین K است که خوردن آن از خونریزی جلوگیری می‌کند و پخته آن برای رفع یبوست مفید است.

* ضماد پخته یونجه روزی 2 بار جهت رعشه مفید است.

ترکیبات شیمیایی
ترکیبات شیمیایی یونجه بر حسب آن که عمل تجزیه روی این گیاه جوان (قبل از گل دادن) یا در آغاز گل دادن و یا پس از پیدایش گل انجام گیرد تفاوت می‌نماید. به طوری که در گیاه جوان، مقدار پروتئین‌ها زیادتر از آغاز گل دادن و برعکس مواد سلولزی و هیدرات‌های کربن آن کمتر است. آنزیم‌های بسیاری در یونجه یافت می‌شود که از آن‌ها می‌توان به اینورتاز و پکتیناز اشاره کرد. «یونجه» شامل حدود 20 درصد پروتئین می‌باشد. علاوه بر این‌ها حاوی هیدرات‌های کربن، دیاستازها، نوعی ساپوتین با اثر عطسه‌آور، ستن‌ها، دو ماده رنگی، اسید فسفریک و ویتامین‌های مختلف است. در خاکستر آن مقدار زیادی آهک، پتاس، اسید فسفریک، کمی منیزیم، آهن و به مقدار جزئی «آرسنیک» و «سیلیس» است.

 روش تهیه شربت یونجه
برای تهیه شربت یونجه 300 گرم یونجه خشک را در یک لیتر آب می‌جوشانند تا نصف شود، سپس آن را با فشار صاف نموده و با 900 گرم قند یا شکر شیرین کرده روزی 200 تا 300 گرم مصرف کند.

یونجه را می‌توان دم کرده و آن را به صورت چای نوشید. همچنین می‌توان این گیاه را به صورت کپسول و همچون قرص‌های مولتی‌ویتامین روزانه مصرف کرد.

ترک اعتیاد با یونجه
روش پزشکان قدیم ایران در معالجه اعتیاد، ساختن داروهایی بود که معتاد را نسبت به خود اعتیاد متنفر و حساس می‌کرد و برای این کار معمولاً از تعفن یونجه، افسنتین و چند گیاه دیگر استفاده می‌کردند. اخیراً داروسازان سنتی هند یونجه تازه را خرد کرده 2 ماه در الکل خیسانده و بعد یک استکان آن را با مقداری آب موقع خماری به معتاد می‌خورانند و بعد دستور می‌دهند که از ماده مورد اعتیاد خود استفاده کند. محلول الکلی یونجه به علت داشتن ماده صابونی (ساپونین) شخص را ناراحت کرده و نسبت به ماده مورد اعتیاد متنفر و بیزار می‌سازد و تا مدتی زیاد از آن بدش می‌آید. این روش سابقاً در ایران برای درمان اعتیاد به الکل بود، اکنون برای معالجه معتادان به تریاک و سیگار و حتی هروئین به کار رفته و نتایج عالی داده است.

خواص عرق یونجه
یونجه طبیعت معتدل دارد.
* معالج رعشه و ناراحتی‌های عصبی
* چاق‌کننده
* نیروبخش
* کاهش قند خون
* ضد شبکوری
* درمان نرمی استخوان
* تصفیه خون
* نرم‌کننده سینه
* قابض
* ازدیاد شیر مادران
* قاعده‌آور
* موثر در ترک اعتیاد
* دارای ویتامین آ و ب
 
روش مصرف
سه فنجان در طول روز میل شود.

منابع:
isna.ir
jahannews.com



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

گیاهانی که سلول های سرطانی را از بین می برد

نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهد برخی از گیاهان در درمان سرطان موثر است.اگر بیماری شما سرطان تشخیص داده شده است، با پزشک خود درباره استفاده از گیاهان دارویی مشورت کنید.به نقل از سایت «Readers Digest» همه سلول های سرطانی شبیه به هم نیست. سرطان ممکن است روی هر عضوی از بدن تاثیر بگذارد. سلول ها در یک قسمت از بدن جهش پیدا می کند و از کنترل خارج می شود و در قسمت های دیگر پخش می شود.تقریباً همه سلول های سرطانی رشد سریعی دارد اما درمان آن به نوع سرطان، مرحله بیماری و قسمتی از بدن که درگیر بیماری است، ارتباط دارد، برخی از انواع سرطان ها تنها از طریق شیمی درمانی یا دارو درمان می شود، در حالی که برخی از انواع آن به جراحی، پرتودرمانی، شیمی درمانی یا هر دو نیاز پیدا می کند. در این زمینه محققان روی گیاهان زیادی مطالعه و تاثیر آن ها را روی بهبود سرطان بررسی کرده اند.محققان امیدوارند که بتوانند از گیاهان برای درمان سرطان بیشتر از گذشته بهره بگیرند.در ادامه مطلب به برخی از این گیاهان اشاره می کنیم.
▪ چای سبز: از بوته ای به نام «کامیلیا سینسیس» به دست می آید و همان بوته ای است که چای سیاه، سبز و سفید از آن به دست می آید. رنگ، طعم و مزه آن به میزان رشدبرگ ها، زمان برداشت و طرز عمل آوری آن ارتباط دارد. چای سبز با سرطان سینه، معده و پوست مقابله می کند.
▪ سیر: این گیاه با بروز سرطان گوارشی مقابله می کند.
مصرف سر در حفظ سلامت قلب و عروق نیز نقش دارد.
▪ عصاره دانه انگور: نتایج آزمایش های بالینی نشان می دهد عصاره دانه انگور با سرطان سینه، معده، روده بزرگ، پروستات و ریه مقابله می کند. عصاره دانه انگور بی ضرر است.
▪ ادویه ها؛ بیشتر ادویه هایی که برای پخت غذاها به کار می رود برای حفظ سلامت مفید است.
این ادویه ها دارای خاصیت ضد سرطانی نیز است از جمله زردچوبه، زنجبیل و رزماری.تقریباً همه میوه و سبزی های تازه خاصیت ضد سرطانی دارد.به دلیل دارا بودن فیبر میوه و سبزیجات از جمله سیب، کلم بروکلی، کلم برگ و... با سرطان لوله گوارشی مقابله می کند. جوانه ها و آب سبزیجات از جمله علف گندم نیز به دلیل داشتن آنتی اکسیدان، آنزیم ها، ویتامین ها و مواد معدنی با سرطان مقابله می کند و مانع از بروز آن می شود.
● یادآوری چندنکته
۱. مصرف میوه، سبزی و غلات سبوس دار را افزایش دهید. مصرف گوشت قرمز، مواد غذایی پرچرب حیوانی، غلات و شکر تصفیه نشده راکم کنید.
۲. ورزش برای سلامت بدن مفید است.
۳. از مصرف دخانیات پرهیز کنید.۴ خانم ها باید به طورمرتب خود را معاینه کنند، زنان و مردان باید با نشانه ها و علایم سرطان پوست آشنا شوند.

مترجم:کشمیری
 منبع:aftabir.com



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

خواص میوه به

علاوه بر گوشت به، دانه آن نيز اثر شفابخشي براي التهاب‌هاي دستگاه گوارش و مخاط‌ها، سرفه‌هاي خشك، سينه درد، تب و گرفتگي صدا دارد ولي مراقب باشيد از جويدن و بلعيدن به‌دانه بپرهيزيد زيرا به‌دانه، حاوي يك ماده سمي است كه براي بدن مضر است. عصرایران- «به» ميوه‌اي خوش‌طعم و عطر از خانواده سيب است. اين ميوه اگرچه به صورت خام نيز خوردني است ولي اغلب، پخته آن را به صورت مربا و همچنين در غذاهايي همچون خورش و خوراك مصرف مي‌كنند.

نحوه خريد و نگهداري

به را فقط به رنگ زرد روشن تهيه كنيد، زيرا نوع سبز آن مانند بسياري ديگر از ميوه‌ها نرسيده و خيلي سفت است. البته درصورتي كه در ميان به‌هاي خريداري‌شده، تعدادي سبزرنگ وجود دارد، آنها را چند روز در دماي اتاق قرار دهيد تا رسيده شوند.

پوست اين ميوه براق و معطر بوده و با لايه‌اي كرك‌مانند به رنگ قهوه‌اي پوشيده شده است كه آن را با ساييدن از بين مي‌برند.

خواص غذايي

به سرشار از ويتامين‌هاي A و B و C و همچنين قند و پپتين است. به رسيده، داراي طبيعتي معتدل است، در حالي كه دانه آن يا همان به‌دانه طبيعتي سرد و تر دارد.

خواص درماني

به براي درمان بسياري از بيماري‌ها از جمله عفونت‌هاي روده‌اي و ورم حاد روده، اسهال مخصوصا از نوع خوني، سوزش مجاري ادرار، تنگي نفس، سردردهاي مزمن و التهاب‌هاي مختلف مفيد است.

مي‌گويند با خوردن به، عرق بدن خوشبو مي‌شود.

خانم‌هاي باردار براي جلوگيري از سقط جنين به مصرف مي‌كنند.

علاوه بر گوشت به، دانه آن نيز اثر شفابخشي براي التهاب‌هاي دستگاه گوارش و مخاط‌ها، سرفه‌هاي خشك، سينه درد، تب و گرفتگي صدا دارد ولي مراقب باشيد از جويدن و بلعيدن به‌دانه بپرهيزيد زيرا به‌دانه، حاوي يك ماده سمي است كه براي بدن مضر است.

بنابراين چند عدد به‌دانه را مدتي در دهان نگه داشته و مرتب بمكيد تا لعاب آن خارج شود، سپس بيرون بريزيد يا اينكه چند عدد به‌دانه را در آب داغ بخيسانيد و از لعاب آن استفاده كنيد.

  100 گرم به چه دارد؟

انرژي پروتئين كربوهيدرات چربي فيبر ويتامين C 52كالري 0.37 گرم 14.08 گرم 9 گرم 1.7 گرم 13.8 گرم
فواید خوردن به

- اثرات مثبت بر فکر و ذهن تجدید

- احیای روحیه خوشحال بودن

- از بین برنده افسردگی ناشی از انواع سردردها

- تقویت کننده قلب، کبد و معده

- مفید برای زخم معده

- تحریک کننده اشتها

- نرم کننده سینه

- ادرارآور و کمک به هضم غذا

- جلوگیری از التهاب پلک و استراحت چشمان خسته ؛ به این طریق که چند قاچ به تازه را روی محل درد قرار دهید.

- از بین برنده بوی بد دهان

- مفید برای کاهش وزن، به دلیل دارا بودن مقدار زیادی فیبر. اگر شما قصد افزایش وزن دارید، میوه به را مصرف نکنید.

- ضد سرطان به علت آنکه این میوه دارای آنتی اکسیدان می باشد.

- کمک به پایین آوردن کلسترول خون 

- کمک به پایین آوردن فشار خون، به خاطر دارا بودن پتاسیم

- کاهش خطرات بیماری های قلبی، به خاطر دارا بودن ویتامین ث

- تحقیقات نشان داده است که میوه به ممکن است خاصیت ضد ویروسی نیز داشته باشند.

خواص آب به

- جلوی خونریزی را می گیرد.

- جلوی تهوع و استفراغ غیر ارادی را می گیرد.

- سردرد را برطرف می کند.

- از بین برنده تشنگی می باشد.

خواص هسته میوه به (به دانه)

- برای درمان ذات الریه، گلودرد، صدای گرفته و خشن مفید است.

- ضد تب

- مفید برای اسهال

- لعاب به دانه برای ترمیم زخم ها و سوختگی پوست در اثر آتش بسیار مفید است.
جویدن به دانه برای رفع کندی دندان ها و برای تقویت نیروی جنسی در گرم مزاج ها مفید است

بازدید: 17023 | زمان انتشار:  
منبع: http://asriran.com/fa/news/253850/میوه-به-و-خواص-آن



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

داستان احترام به والدین

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

علامه طهراني در كتاب نور ملكوت قرآن مي فرمايد:

 يكروز در طهران، براى خريد كتاب، به كتاب فروشى رفتم، مردى در آن أنبار براى خريد كتاب آمده، ...كتابهاى لازم را جمع كند؛ و آماده براى خروج شد  كه: ناگهان گفت: حبيبم الله. طبيبم الله يارم. يارم. جونم. جونم.

[فهميدم از صاحب دلان است] گفتم: آقاجان! درويش جان! تنها تنها مخور، رسم أدب نيست!

... در اينحال ساكت شد، و گريه بسيارى كرد؛ و سپس شاد و شاداب شد، و خنديد.

گفتم: أحسَنت! آفرين! من حقير فقير وامانده هستم. انتظار دعاى شما را دارم!

گفت: الحمدلله راهت خوب است. سيّد! سر به سرما مگذار! من بيچاره وامانده‏ام؛ تو هم بارى روى كول ما ميگذارى؟!

گفتم: عنايات از جانب خداوند است. ولى آيا به حسب ظاهر براى اين عناياتى كه به شما شده است؛ سبب خاصّى را در نظر دارى؟!

گفت: بلى! من مادر پيرى داشتم، مريض و ناتوان، و چندين سال زمين گير بود؛ خودم خدمتش را مى‏نمودم؛ و حوائج او را برميآوردم؛ و غذا برايش ميپختم؛ و آب وضو برايش حاضر ميكردم؛ و خلاصه بهر گونه در تحمّل خواسته‏هاى او در حضورش بودم. و او بسيار تند و بد اخلاق بود. بَعْضاً فحش ميداد؛ و من تحمّل ميكردم، و بر روى او تبسّم ميكردم. و بهمين جهت عيال اختيار نكردم، با آنكه از سنّ من چهل سال ميگذشت. زيرا نگهدارى عيال با اين خلقِ مادر مقدور نبود ...  فلهذا به نداشتن زوجه تحمّل كرده، و با آن خود را ساخته و وفق داده بودم.

گهگاهى در أثر تحمّل ناگواريهائى كه از وى به من مى‏رسيد؛ ناگهان گوئى برقى بر دلم ميزد، و جرقّه‏اى روشن مى‏شد؛ و حال خوش دست ميداد، ولى البته دوام نداشت و زود گذر بود.

تا يك شب كه زمستان و هوا سرد بود و من رختخواب خود را پهلوى او و در اطاق او ميگستردم، تاتنها نباشد، و براى حوائج، نياز به صدا زدن نداشته‏باشد در آن شب كه من قلقلك را (كوزه را) آب كرده و هميشه در اطاق پهلوى خودم ميگذاردم كه اگر آب بخواهد، فوراً به او بدهم او در ميان شب تاريك آب خواست.

فوراً برخاستم و آب كوزه را در ظرفى ريخته، و باو دادم و گفتم: بگير، مادر جان!

او كه خواب آلود بود؛ و از فوريّت عمل من خبر نداشت؛ چنين تصوّر كرد كه: من آب را دير داده‏ام؛ فحش غريبى به من داد، و كاسه آب را بر سرم زد. فوراً كاسه را دوباره آب نموده و گفتم: بگير مادر جان، مرا ببخش، معذرت ميخواهم! كه ناگهان نفهميدم چه شد؟

إجمالًا آنكه به آرزوى خود رسيدم؛ و آن برق ها و جرقه‏ها تبديل به يك عالمى نورانى همچون خورشيد درخشان شد؛ و حبيب من، يار من، خداى من، طبيب من، با من سخن گفت. و اين حال ديگر قطع نشد؛ و چند سال است كه ادامه دارد.  [نور ملكوت قرآن(ج‏1) ، ص: 141 با اندكي تلخيص ]

داستان عمّار یاسر

یاسر، پدر عمّار، اهل یمن بود. همراه دو برادرش به مکه آمدند و مقیم آن شهر شدند. یاسر سال ها بعد با سمیّه ازدواج کرد و عمّار، ثمره این ازدواج بود.1

پس از بعثت پیامبر خد، یاسر و سمیّه از پیشگامان پذیرش اسلام بودند و در آن دوران سخت در مکه، شدیدترین شکنجه ها را به خاطر توحید و مسلمانی تحمل کردند و سرانجام زیر شکنجه های طاقت فرسای مشرکان قریش شهید شدند.

عمار، فرزند جوان این دو قهرمان شهید، با قلبی مالامال از عشق به اسلام و حضرت محمد(ص) آن دوران سخت را پشت سر گذاشت و همراه اولین گروه از مسلمانان که به سرپرستی جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت کردند، به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه، به آن حضرت پیوست و همه توان خود را در خدمت به اسلام و قرآن و در رکاب پیامبر اسلام به کار گرفت.2

حضرت محمد(ص) درباره او فرمود: سراپای عمار را ایمان پر کرده، و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است.3 ستایش های فراوان پیامبر خدا از عمار یاسر، از او چهره ای دوست داشتنی، الگوی ایمان، اسوه حق و تجسّم ارزش های قرآنی ساخته است و این سخن آن حضرت که: عمار، یکی از چهار نفری است که بهشت، مشتاق آنان است،4 یکی از این گونه سخنان ستایش آمیز است.

عمار یاسر، به عنوان سربازی شجاع و با ایمان در رکاب پیامبر خدا(ص) حضور داشت و در جنگ های متعدد، با جان فشانی خود ایمان راستین خویش را نشان می داد. در جنگ خندق، در حفر خندق پیرامون مدینه برای جلوگیری از نفوذ دشمن، از فعال ترین نیروهای مسلمان بود که مورد ستایش پیامبر نیز قرار گرفت.

پس از رحلت پیامبر، عمار همچنان در راه دفاع از حق و ولایت و اهل بیت، استوار ماند و دچار انحرافات سیاسی یا دنیاطلبی های شیطانی و جاه طلبی نگشت و چون شاهد نادیده گرفته شدن توصیه های روشن رسول خدا درباره اهل بیت و امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود، در راه دین و حمایت از علی(علیه السلام) مصمّم تر شد و هرگز از آن جدا نشد.

وی از افراد گروه (شُرطة الخمیس) در زمان علی(علیه السلام) بود; یعنی آنان که برای فداکاری در راه دین و حمایت از رهبری امام و اطاعت از همه فرمان های او، شرط و پیمان جان با آن حضرت بسته بودند. پیامبر(ص) و علی(علیه السلام) هم به آنان وعده بهشت داده بود.5

عمار همان گونه که در طول حیات پیامبر خد، مؤمنی جان بر کف و مدافع اسلام بود، در دوران امامت علی(علیه السلام) نیز شیعه ای مخلص و استوار بود و در رکاب وی با متجاوزان و پیمان شکنان جنگید.

وی در زمان خلیفه دوم، مدتی امارت و ولایت کوفه را عهده دار بود و در زمانِ مسئولیتش در این شهر، همچنان روحیه تواضع و اخلاص و ساده زیستی را حفظ کرد و کوشید تا از عدل و حق فاصله نگیرد. همین شیوه بر عده ای سنگین آمد و زمینه برکناری او را فراهم آوردند. پس از آن وی دوباره به مدینه برگشت و در کنار علی(علیه السلام) ماند و از دانش و کمالات او بهره گرفت.

عمار یاسر، در سنگر نهی از منکر، تلاشی چشمگیر داشت و در دوره خلیفه سوم نسبت به سوءاستفاده های وابستگان خلیفه از بیت المال انتقاد و اعتراض می کرد و به خاطر همین رفتارش مورد خشم دولتمردان قرار گرفت و آزارش دادند، چون حریف زبان صریح و حق گو و انتقادگر وی از انحرافات و خطاها نبودند.

عمار، معیار حق بود. رسول خدا(ص) فرموده بود: عمار با حق است و از آن جدا نمی شود. از این رو در بروز فتنه ها وقتی کار بر مردم مشتبه می شد، نگاه می کردند عمار در کدام طرف است، همان جبهه را جبهه حق می دانستند. در نبرد صفّین نیز، وجود عمار در میان لشکریان امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلیلی بود بر اینکه این سو حق، و جبهه مقابل، باطل و ستمگر است.

عمار در دوران خلافت علی(علیه السلام) سالخورده بود، اما جواندل، با نشاط و پر تلاش بود. وی در دوران حکومت علوی، رئیس نیروهای انتظامی در مدینه شد. پس از فتنه گری های معاویه در شام و پیمان شکنی طلحه و زبیر و بروز زمینه های جنگ جمل و صفین، وی به همراهی امام حسن مجتبی(علیه السلام) مأمور تجهیز نیرو از شهر کوفه شدند.

در نبرد صفین، حماسه آفرینی های عمار در دفاع از جبهه حق و رسوا کردن نیروهای باطل بسیار چشمگیر بود. او در میدان نبرد، خطبه های شورانگیز می خواند و رزمندگان را به پیکار بی امان با متجاوزان و پیمان شکنان دعوت می کرد. خطابه های روشنگر او، به سپاه حق بصیرت بیشتری می داد. وقتی چشم او به پرچم عمروعاص افتاد، گفت: به خدا قسم، ما با این پرچم تاکنون سه بار جنگیده ایم و اینان در این جنگ هم هدایت شده نیستند و در همان کفر سابق به سر می برند.6

در گرماگرم نبرد صفین، عمار یاسر، شهادت طلبانه و با اشتیاق به میدان رفت، در حالی که چنین رجز می خواند:

امروز، دوستان ر، محمد و حزب او را دیدار می کنم.

و پس از نبردی دلاورانه سرانجام به شهادت رسید.

شهادت عمار یاسر، گرچه در حضرت امیر و یارانش شدیداً اثر گذاشت و آنان را غمگین ساخت، ولی در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود. چون رسول خدا(ص) بارها درباره او فرموده بود: گروه ستمکار و اهل بغی، او را می کشند.

و ثابت شد که این گروه، همان سپاه شام اند که به فرمان معاویه به جنگ با علی(علیه السلام) آمده اند.

عمار یاسر، این شیرمرد شجاع، در 94سالگی به آستان پروردگارش عروج کرد و خطی از حماسه و ایمان و ولایت را برای همیشه، پیش روی رهروان حق باز کرد.

سخن معاویه درباره او، به عنوان اعتراف دشمن، جایگاه والای او را نشان می دهد. روزی که مالک اشتر با دسیسه معاویه در راه عزیمت به مصر شهید شد،معاویه پس از شنیدن این خبر گفت:

علی بن ابی طالب دو دست داشت: یکی از آنها در جنگ صفین بریده شد و آن عمار یاسر بود; دست دیگرش امروز جدا گردید و آن مالک اشتر بود.7

باشد که ایمان و صبر و شجاعت عمار و حرکتش بر مدار و محور حق و ولایت، الگوی همه رهروان راه حق و عدالت باشد.

پی نوشت ها:

1ـ مامقانی، تنقیح المقال، ج2، ص320.

2ـ اعیان الشیعه، ج8، ص373.

3ـ همان.

4ـ اختصاص، ص12.

5 ـ همان، ص3.

6 ـ همان، ص14; اعیان الشیعه، ج8، ص374.

7ـ اختصاص، ص81.

داستان زن زناکار

در بنی اسرائیل زنی زناکار بود، که هرکس با دیدن جمال او، به گناه آلوده می شد! درب خانه اش به روی همه باز بود، در اطاقی نزدیک در، مشرف به بیرون نشسته بود و از این طریق مردان و جوانان را به دام می کشید، هرکس به نزد او می آمد، باید ده دینار برای انجام حاجتش به او می داد!
عابدی از آنجا می گذشت، ناگهان چشمش به جمال خیره کننده زن افتاد، پول نداشت، پارچه ای نزدش بود فروخت، پولش را برای زن آورد و در کنار او نشست، وقتی چشم به او دوخت، آه از نهادش برآمد که ای وای بر من که مولایم ناظر به وضع من است، من و عمل حرام، من و مخالفت با حق! با این عمل تمام خوبی هایم از بین خواهد رفت!!
رنگ از صورت عابد پرید، زن پرسید این چه وضعی است. گفت: از خداوند می ترسم، زن گفت: وای بر تو! بسیاری از مردم آرزو دارند به اینجایی که تو آمدی بیایند.
گفت: ای زن! من از خدا می ترسم، مال را به تو حلال کردم مرا رها کن بروم، از نزد زن خارج شد در حالی که بر خویش تأسف و حسرت می خورد و سخت می گریست!
زن را در دل ترسی شدید عارض شد و گفت: این مرد اولین گناهی بود که می خواست  مرتکب شود، این گونه به وحشت افتاد؛ من سال هاست غرق در گناهم، همان خدایی که از عذابش او ترسید، خدای من هم هست، باید ترس من خیلی شدیدتر از او باشد؛ در همان حال توبه کرد و در را بست و جامه کهنه ای پوشید و روی به عبادت آورد و پیش خود گفت: خدا اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می دهم، شاید با من ازدواج کند! و من از این طریق با معالم دین و معارف حق آشنا شوم و برای عبادتم کمک باشد.
بار و بنه خویش را برداشت و به قریه عابد رسید، از حال او پرسید، محلش را نشان دادند؛ نزد عابد آمد و داستان ملاقات آن روز خود را با آن مرد الهی گفت، عابد فریادی زد و از دنیا رفت، زن شدیداً ناراحت شد. پرسید از نزدیکان او کسی هست که نیاز به ازدواج داشته باشد؟ گفتند: برادری دارد که مرد خداست ولی از شدت تنگدستی قادر به ازدواج نیست، زن حاضر شد با او ازدواج کند و خداوند بزرگ به آن مرد شایسته و زن بازگشته به حق پنج فرزند عطا کرد که همه از تبلیغ کنندگان دین خدا شدند!.

پی نوشت:

*عرفان اسلامی، استاد حسین انصاریان. لئالی الاخبار

حاضر جوابی حضرت علی علیه السلام

یکی از یهودیان، از روی غرض ورزی به امیر مؤ منان علی علیه السلام گفت: شما هنوز جنازه پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره اش اختلاف نمودید!

حضرت علی علیه السلام در پاسخ فرمود: ما درباره وصی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختلاف کردیم نه درباره خودش. اما شما (اجداد شما) یهودیان، پس از آن که به همراه موسی علیه السلام از دریا گذشتید و فرعونیان غرق شدند، به پیامبر خود گفتید: برای ما معبودی (بتی) قرار بده، همان گونه که بت پرستان معبودانی از بت دارند. موسی علیه السلام در جواب فرمود: شما جمعیتی نادان هستید

داستان ها و پندها، ص 137

 

دعائى كه به شيرينى مستجاب شد

ابراهيم خليل (ع) روزى از منزل بيرون آمد به طرف صحرا و كرانه دريا رفت و به سير و سياحت پرداخت ، با خود مى گفت : همه اين موجودات متنوع و گلها و بلبلها و آبها و گياهان و كوهها، خداى يكتا را شناخته اند و تسبيح او مى گويند، ولى اين بشر خيره سر حاضر نيست از بت پرستى دست بردارد. غرق در فكر بود، كه ناگهان چشمش به انسانى خورد، كه در گوشه اى مشغول نماز است ، ابراهيم مثل عاشقى كه به دنبال معشوق مى رود، به سوى آن شخص رفت (1)ابراهيم كنار او مشغول نماز شد، تا او از نماز فارغ گرديد، ابراهيم از او پرسيد براى چه كسى نماز مى خوانى ؟ او گفت : براى خدا، ابراهيم پرسيد: خدا كيست ؟ او گفت : خدا كسى است كه تو و مرا آفريده است .
ابراهيم دريافت كه او خداى حقيقى را مى پرستد، به او فرمود: بسيار به تو علاقمند شدم ، روش تو را مى پسندم ، دوست دارم با تو باشم ، منزل تو كجاست ؟ تا هرگاه خواستم به زيارت تو آيم .
عابد گفت : منزل من آن سوى دريا است ، تو نمى توانى به آنجا بيائى .
ابراهيم پرسيد: پس تو چگونه از آب رد مى شوى ؟
عابد گفت : من به خواست خدا روى آب مى روم و غرق نمى شوم .
ابراهيم گفت : شايد همان خدا به من نيز لطف داشته باشد و آب را براى من نيز رام كند، برخيز تا امشب با هم در منزل تو باشيم .
عابد برخاست و همراه ابراهيم ، حركت كردند، تا به دريا رسيدند، عابد نام خدا را برد، و از روى آب گذشت ، ابراهيم نيز نام خدا را به زبان آورد و حركت كرد، و هر دو از آب گذشتند و به منزل عابد رسيدند.
ابراهيم گفت : غذاى تو چيست ؟
عابد اشاره به درختى كرد و گفت : ((ميوه اين درخت را جمع مى كنم و در تمام ايام سال مى خورم .))
ابراهيم پرسيد كدام روز از همه روزها بزرگتر است ؟
عابد گفت : آن روزى كه خداوند خلايق را تحت حساب و كتاب مى كشد و به آنها پاداش يا كيفر مى دهد (يعنى روز قيامت )
ابراهيم گفت : بيا دعا كنيم تا خداوند مؤ منان را از سختى آن روز نجات دهد.
عابد گفت : سه سال است يك تقاضائى از خدا دارم هر چه دعا مى كنم به استجابت نمى رسد، ديگر در درگاه خداوند شرم دارم ، دعاى ديگرى كنم .
ابراهيم گفت : هيچ شرم نداشته باش ، گاهى خداوند، بنده اش را دوست ندارد، دعاى او را مدتى طولانى ، اجابت نمى كند، تا مناجات او زياد شود، و به عكس هرگاه بر بنده اى غضب كرد، دعايش را مستجاب مى كند، يا نااميدش مى نمايد كه ديگر دعا نكند، حال بگو بدانم دعايت چيست ؟
عابد گفت : روزى در محلى نماز مى خواندم ناگاه چشمم به جمال بسيار زيباى نوجوانى افتاد كه چهره اش از زيبائى مى درخشيد، و چند گاو مى چراند كه گوئى به بدن آنها روغن ماليده اند، بسيار براق بودند و همچنين بهمراه او چند گوسفند فربه بود، به سوى او رفتم و پرسيد تو كيستى ؟ گفت : من فرزند ((ابراهيم خليل (ع ))) هستم .
علاقه ابراهيم خليل در دلم جاى گرفت ، و اكنون سه سال است از خدا مى خواهم كه مرا به زيارت خليل خود ابراهيم ، موفق كند، اما دعايم مستجاب نشده است .
ابراهيم گفت : من همان ابراهيم هستم و آن نوجوان پسر من است . عابد تا اين سخن را شنيد دست بر گردن ابراهيم انداخت و او را بوسيد و گفت : ((حمد و سپاس خداوندى را كه دعايم را مستجاب كرد)) آنگاه ابراهيم (ع) بدرخواست عابد براى همه مؤ منين و مؤ منات دعا كرد و عابد آمين گفت 
به اين ترتيب ، در مى يابيم كه نبايد نااميد شد، و نبايد از دعا غفلت كرد كه مستجاب خواهد شد! و گاهى اين چنين شيرين مستجاب مى شود كه در داستان خوانديد(2)

1- او عابدى بنام ((ماريا)) فرزند ((اوس )) بود كه عمرى طولانى داشت
2-بحار ط قديم ج 5 ص 133 به نقل از امام باقر(ع)

 

جود و سخاوت زينب (س )

روزى ميهمانى براى اميرالمؤ منين (ع ) رسيد. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه ، آيا طعامى براى ميهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض كرد: فقط قرض نانى موجود است كه آن هم سهم دخترم زينب مى باشد. زينب (س ) بيدار بود، عرض كرد: اى مادر، نان مرا براى ميهمان ببريد، من صبر مى كنم . طفلى كه در آن وقت ، كه چهار يا پنج سال بيشتر نداشته اين جود و كرم او باشد، ديگر چگونه كسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟ زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل بنمايد، و فرزندان از جان عزيزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنمايد و از آنها بگذرد بايستى در نهايت جود بوده باشد

 رياحين الشريعة ، ج 3 ص 64

حادثه اى كه بزرگى را تكان داد

شيخ طوسى (ابوجعفر محمد بن حسن متوفى سال 460 در نجف ) از علماى بزرگ اسلام قرن پنجم است ، و مؤ سس حوزه علميه نجف بود، او خود نقل مى كند: از عجائب روزگار كه مرا تكان داد و به حال خود متوجه شدم اينكه : درباره انواع و اقسام داد و ستدها و تجارتها، كتابى جامع نوشتم ، و نهايت كوشش را در تكميل آن نمودم ، و در اين مورد، همه كتابهاى مربوطه را ديدم ، و با خود مى گفتم كاملترين كتاب را درباره مسائل خريد و فروش و تجارت نوشته ام و در اين باره ، اطلاع من از همه بيشتر است .
تا اينكه در مجلسى ، دو نفر باديه نشين نزد من آمدند و درباره خريد و فروش ‍ بين خودشان كه انجام گرفته بود، چهار سؤ ال از من كردند، و من هيچيك از آنها را نتوانستم پاسخ دهم ، سرم را بپائين انداختم ، و در مورد اين پيش آمد، غرق در فكر شده بودم ، آنها به من گفتند: آيا در نزد تو جواب سؤ ال ما نيست با اينكه تو زعيم و بزرگ اين جماعت هستى ؟ گفتم : نه ، پرخاشى كردند و رفتند، سپس بازگشتند و نزد كسى كه من همه شاگردانم را از او مقدم مى داشتم ، آمدند و مساءله خود را از او پرسيدند، او پاسخ آنها را بى درنگ بطور كامل داد كه قانع شدند، و در حالى كه خشنود از پاسخ او بودند، و او و عملش را مى ستودند رفتند. و اين پيش آمد پند و نصيحت كوبنده اى براى من بود، كه به خود آيم ، و هرگونه عجب و خودپسندى را از خود دورسازم ، و ديگران را كوچك نشمرم ، بلكه در برابر همه ، متواضع و فروتن باشم ، آرى اين احساس كوچكى در برابر دو نفر بيابانى مرا تكان داد و درس بزرگى به من آموخت


اقتباس از سفينة البحار ج 2 ص
162

تولد زينب و گريه پيامبر بر مصايب آن حضرت

زينب كبرى (س ) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص ) رسيد. رسول خدا (ص ) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س ) آمد و به دختر خود فاطمه (س ) فرمود: ((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).
فاطمه (س ) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص ) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص ) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟! رسول خدا (ص ) فرمود:((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).

در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س ) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند))

 خطابه زينب كبرى (س ) پشتوانه انقلاب امام حسين (ع ) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقيمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22

آبروى مؤمن

اميرمؤمنان (ع ) مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما براى مردى فرستاد، آن مرد شخصى آبرومند بود و از كسى تقاضاى كمك نمى كرد، شخصى در آنجا بود به على (ع ) گفت : ((آن مرد كه تقاضاى كمك نكرد، چرا براى او خرما فرستادى ؟ بعلاوه يك وسَق براي او كافى بود.)) امير مؤمنان على (ع ) به او فرمود: خداوند امثال تو را در جامعه ما زياد نكند، من مى دهم تو بخل مى ورزى ، اگر من آنچه را كه مورد حاجت او است ، پس از سؤ ال(درخواست) او، به او بدهم ، چيزى به او نداده ام بلكه قيمت چيزى (آبروئى ) را كه به من داده ، به او داده ام ، زيرا اگر صبر كنم تا او سؤ ال كند، در حقيقت او را وادار كرده ام كه آب رويش را به من بدهد، آن روئى را كه در هنگام عبادت و پرستش خداى خود و خداى من ، به خاك مى سائيد.))


 

چقدر حاجى كم است

موسم حجّ بود، امام سجّاد(ع ) نيز به مكّه مشرف شده بودند، يكى از همراهان آن حضرت نگاهى به صحراى عرفات انداخت ، ديد چندين هزار، هزار نفر در آن صحرا موج مى زنند با خوشحالى به امام (ع ) عرض ‍ كرد:
الحمد للّه ، چقدر امسال حاجى زياد است !
امام (ع ) در جواب فرمودند: چقدر فرياد زياد است و چقدر حاجى كم است ؟!
آن شخص مى گوند: من نمى دانم امام چه كرد و چه بينشى به من داد و چه چشمى را در من بيناى كرد، كه يك وقت به من فرمود: حالا نگاه كن . تا نگاه كردم ، ديدم صحرايى است پر از حيوان ، يك باغ وحش كامل ، فقط يك عده انسانها هم در لابلاى آن همه حيوانات حركت ميكردند، حضرت فرمودند: حالا مى بينى باطن قضيه اين است .
آرى انسانى كه جز مانند يك حيوان و چهار پا به غير از خوردن و خوابيدن و عمل جنسى چيز ديگرى نمى فهمد، اين اصلا روحش يك چهار پا است .
واقعا باطنش مسخ شده است ، يعنى حقيقتهاى انسانى و انسانيت خود را بطور كلى از دست داده است .

در روز قيامت نيز مردم گروه گروه محشور مى شوند و مكرر در مكرر پيشوايان دين گفته اند كه فقط يك گروه از مردم به صورت انسان محشور مى شوند وگروههاى ديگر به صورت حيوانات ، به شكل مورچگان ، بوزينگان ، عقربها، مارها و پلنگها مبعوث مى گردند


انسان كامل ، ص 15 و
16

 

ياران وفادار

يكى از علماى بزرگ شيعه مى گويد: من از هنگامى كه خواندم يا شنيدم كه امام حسين (ع ) درشب عاشورا فرمود: من اصحابى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم در اين حرف دچار تريد شدم و نمى توانستم بپذيرم كه اين سخن از اباعبداللّه (ع ) باشد زيرا با خود مى انديشيدم كه اصحاب آن حضرت خيلى هنر نكردند خوب امام حسين است و ريحانه پيغمبر و امام زمان و فرزند على (ع ) و زهراى اطهر است هر مسلمان عادى هم اكر امام حسين (ع ) را در ن وضع ميديد او را يارى مى كرد و انها كه يارى كردند بنابر اين خيلى هم قهرمانى به خرج نداند و انها كه يارى نكردند خيلى آدمهاى پست و بدى بودند. پس از مدتى كه در اين فكر بودم خداوند متعال انكار مى خواست مرا از اين غفلت و جهالت و اشتباه بيرون بياورد لذا شبى در عالم رويا ديدم صحنه كربلاست .

من هم در خدمت ابا عبداللّه (ع ) آماده ام خدمت حضرت رفبم سلام كردم گفتم : يابن رسول اللّه من براى يارى شما آمده ام .
امام (ع ) فرمود به موقع به تو دستور مى دهم .
كم كم وقت نماز فرا رسيد (همانطور كه در كتب مقتل خوانده بوديم كه سعيد بن عبداللّه حنفى و افراد ديگرى آمدند خود را سپر ابا عبداللّه قرار دادند تا ايشان نماز بخوانند)
حضرت به من نيز فرمود: ما مى خواهيم هم اكنون نماز بخوانيم تو در اينجا بايست تاوقتى كه دشمن تيراندازى مى كند مانع از رسيدن تير دشمن بشوى .
گفتم : مى ايستم ، پس جلوى حضرت ايستادم . و حضرت مشغول نماز شدند، ناگهان ديدم يك تير به سرعت به طرف حضرت مى ايد تا نزديك من شد بى اختيار خود را خم كردم ناگاه تير به بدن مقدّس ابا عبداللّه (ع ) اصابت كرد در عالم رويا گفتم : استغفراللّه ربى واتوب اليه ، عجب كار بدى شد ديكر نمى گذارم تكرار شود دفعه دوّم تيرى آمد تا نزريك من شد هم شدم باز به حضرت خورد! دفعه سوّم و چهارم هم به همين صورت خود را خم كردم و به آن جناب اصالت كرد ناگهان ديدم حضرت تبسمى نمود و فرمود: ما رايت اصحابا ابرُ و اوفى من اصحابى ، يعنى ((اصحابى بهتر و با وفاتر از اصحاب خودم پيدا نكردم )).
فورا به خودم آمدم و فهميدم اين كه آدم در ميان خانه بنشيند و بگويد: ياليتنا كنا معك فنفوز فوزا عظيما يعنى اى كاش ما هم با تو بوديم و به اين رستگار ى بزرگ نائل مى شديم كار آسانى است و گرنه اگر پاى عمل به ميان آند آن وقت معلوم مى شود كه ديندار واقعى كيست ! و كى مرد عمل است و چه مسى مرد حرف و زبان . ولى اصحاب اباعبد اللّه امتحان خود را خوب پس دادند و ثابت كردند كه در عزم و رزم خويش محكم و پايدار هستند


 گفتارهاى معنوى ، صص 239 و 240

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 25 تیر 1394

ارسال نظر(0)

معما

معماهای هوش
1. به مناسبت جشن تکلیف زهره 9 شمع روی کیک آن قرار داده‎اند. زهره با فوت اول 6 شمع را خاموش کرده است. حالا بگویید که چند شمع روی کیک باقی مانده است؟
2. آن چیست که مال خودمان است ولی دیگران از آن استفاده می‎کنند؟
3. زهرا املا داشت؛ همه را غلط نوشت ولی 20 گرفت چه طور ممکن است؟
4. ده و ده بیست نمی‎شه پنجاه تا به آن اضافه کنیم یازده خواهد شد. آن چیست؟
5. نُه سالگی آغاز جشن تکلیف است. حال به ما بگویید که از صفر تا عدد 100 چند تا عدد 9 وجود دارد؟

معماهای قرآنی
1. امام صادق علیه‌السلام دربارة این سوره فرمودند که: سوره‎ای است که اولش ستایش، وسطش اخلاص و آخرش نیایش است. اسم سوره را که حتماً  می‎دانید چون مطمئن هستم همه شما آن را از حفظ می‎دانید.  آن سوره کدام است؟
2. سوره‎ای است در قرآن که هفت حرف از حروف 28 گانه عربی در آن یافت نمی‎شود، آن هفت حرف این‌ها هستند: ث ـ خ ـ ج ـ ف ـ ظ ـ ش ـ ز. این سوره  از سوره‎‎هایی است که همة مسلمان‌ها آن را از حفظ می‎خوانند. آن سوره کدام است؟
3. قرآن کلام و سخن خدا با بندگان خویش می‎باشد. تنها یکی از سوره‎های قرآن گر چه کلام خداوندی است ولی در آن سوره به جای این که خدا با انسان حرف بزند انسان با خدا حرف می‎زند. پس سوره‎ای که در آن انسان با خدا حرف می‎زند، کدام است؟
این سوره را هم حتماً حفظ هستید. من یقین دارم شما جواب آن را هم می‎دانید ولی باید به معنای آن دقت کرده و به جواب سؤال ما برسید.
4. نخستین سورة کاملی که به طور کلی و یک جا در مکه بر پیامبر نازل شده است. چه نام دارد؟
5. به یکی از سوره‎های قرآن «شکر» «نور» «ام الکتاب» «فاتحه» هم می‎گویند. اسم مشهور این سوره را نام ببرید.

معمای دختران و زنان
1. کدام سوره به نام یک زن نمونه است؟
2. کدام سورة قرآنی است که سفارش شده است زن‌ها آن را بیش‌تر بخوانند؟
3. کدام سوره دربارة یک زن نمونه است و آن زن کیست؟
4. کدام زن است که هیزم‌کش آتش جهنم است و در قرآن به او اشاره شده است؟
5. دختری که در محراب برای او از جانب خدا غذایی آورده شد، چه کسی بود؟
6. در قرآن به دختر یکی از پیامبران اشاره شده که با 9فت و حیا راه می‎رفت آن زن چه کسی بود؟
7. زنی که بدون پدر و مادر به دنیا آمد؟
8. زنی را نام ببرید که پدرش امام، عمویش امام، پدر بزرگش امام، شوهرش امام، فرزندش امام، نوه‎اش امام بوده است؟
9. نام مادر چند امام، فاطمه بوده است؟
10. مادر یکی از امامان ایرانی بود نام امام و نام مادرش را ذکر کنید؟

معماهای نماز
1. دعایی است در نماز که اصلاً نقطه ندارد؟
2. جمله‎ای است در نماز که اصلاً نقطه ندارد؟
3. یکی از ارکان نماز است که نقطه ندارد ؟
4. از واجبات نماز است که نقطه ندارد ؟
5، مثل آن مثل درختی است که 17 شاخه دارد . 9 شاخه از شـاخـه‎هایش در سـایه و تاریکی قرار دارد و 8 شاخة دیگرش در روشنایی است .
6. اولین عضوی که در وضو واجب است شسته شود کدام است ؟
7. فردی ماه‌ها نماز می‌خواند ولی حتی یک‌ بار هم سورة حمد را نمی‌خواند با این که سورة حمد جزء واجبات نماز است. این فرد نه تنها نمازش درست است بلکه ثواب هم دارد.
8. نمازهایی که مستحب است در فضای باز و طبیعت انجام گیرد را نام ببرید؟
9. نمازی که یازده رکعت دارد، کدام است ؟
10. نماز ترس و زلزله و سیل و ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی چه نام دارد ؟

پاسخ‌ها معماهای هوش:

1. همان 9 شمع، 2. اسم، 3. آقای ولی 20 گرفت، 4. ساعت 5. 20عدد.

پاسخ‌ها معماهای قرآنی:
1. سورة حمد، 2. سورة حمد، 3. سورة حمد، 4. سورة حمد، 5. سورة حمد.

پاسخ‌ها معمای دختران و زنان:
1. سورة مریم، 2. سورة نور، 3. سورة کوثر (حضرت فاطمه(س)، 4. زن ابو لهب، 5. حضرت مریم، 6. دختر حضرت شعیب که زن حضرت موسی شد، 7. حضرت حوا مادر همة انسان‌ها، 8 . فاطمه دختر امام حسن(ع) که با پسر عموی خود یعنی امام سجاد(ع) ازدواج کرد که به این ترتیب پدر فاطمه یعنی امام حسن مجتبی(ع) امام دوم ما شیعیان است. عمویش یعنی امام حسین(ع) امام سوم است. پدر بزرگش امام علی(ع) فرزندش امام محمد باقر(ع) امام پنجم و نوه‎اش امام صادق(ع) امام ششم است. 9. نام مادر حضرت علی(ع) فاطمه دختر اسد ـ نام مادر امام حسن و امام حسین علیهما السلام حضرت فاطمه(س) ـ دختر پیامبر (ص) نام مادر امام محمد باقر(ع) فاطمـه دختر امـام حـسن(ع) بود. 10. مادر امام سجاد و همسر امام حسین(ع) ایرانی بود که نامش شهر بانو بود.

پاسخ‎ها معماهای نماز:
1. الـلـهم صـل علی محمد و آل محمد؛ 2ـ لا اله الا الله؛ 3. رکوع؛ 4. سلام؛ 5. نماز؛ 6. صورت.
7. نماز جماعت. چون در نماز جماعت انسان حمد و سوره را نمی‎خواند و امام جماعت فقط حمد و سوره را می‎خواند. حال اگر یک ماه همة نمازهایشان را با نماز جماعت بگذراند علاوه بر این که حمد و سوره را نمی‎خواند ثواب بسیار زیادی دارد که فرشتگان آسمان از عهدة نوشتن این همه ثواب بر نمی‎آیند. خوشا به حال کسانی که در نماز جماعت شرکت می‎کنند.
8. نماز عید قربان و عید فطر؛ 9. نماز شب؛ 10. نماز آیات

 


 آن چیست  که قفل آسمانهاست ؟  شرک

 آن چیست  که کلید آسمانهاست ؟  شهادتین ( اشهد أن لا اله الله  و اشهد أن محمداً رسول الله [واشهد ان علیا ولی الله]

 آن چیست  که کلید بهشت است ؟  نماز

 آن چیست  که  کلید نماز است ؟  وضو

 آن چیست که سلاح مؤمن است ؟ دعا

 آن چیست که اولین و آخرین علم ها در آن است ؟  قرآن

 آن چیست که جای رفتن است نه جای ماندن ؟  دنیا

 آن چیست که سرمایه دین است ؟ قرآن

 آن چیست که بهار قرآن است ؟  ماه رمضان

 آن چیست که ستون دین است ؟ نماز

 آن چیست که سپر آتش جهنم است ؟ روزه

 آن چیست که مزرعه آخرت است ؟  دنیا

 آن چیست که ایمان را ویران می سازد ؟ دروغ

 آن چیست که به شکل همه در می آید جز پیامبر (ص) و اوصیاء ایشان ؟  شیطان

 آن چیست که وسیله محو گناهان است ؟ استغفار

 آن چیست که جانشین خداوند بر روی زمین است ؟  انسان

 آن چیست که نوری است در قبر و نوری است در صراط و نوری است در بهشت ؟ صلوات

 آن چیست که بهترین اعمال است ؟ انتظار فرج

 آن چیست که حد فاصل دنیا و قیامت است ؟ برزخ

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

معمای نگهبان شرکت و سقوط هواپیما

مدیرعامل شرکتی قصد سفری کاری دارد و هنگام خروج از شرکت برای رفتن به فرودگاه یکی از نگهبانان شیفت شب جلویش را گرفته و می گوید که دیشب خواب دیده که هواپیمای این سفر سقوط می کند.

 

مدیرعامل پس از چند بار مقاومت دربرابر نگهبان بلاخره راضی می شود که این سفر را عقب بندازد.

 

فردای آن روز خبر سقوط هواپیما در رسانه پخش می شود و مدیر عامل پس از شنیدن این خبر دستور می دهد که حقوق این نگهبان را با پاداش بدهند و او را اخراج کنند.!!!

 

سوال: علت اخراج نگهبان از شرکت چیست؟

پاسخ معمای نگهبان شرکت و سقوط هواپیما:

نگهبان شیفت شب هیچگاه نباید در شب بخوابد.

منبع: bijade.com

معمای جالب جام های توپ و زندانی محکوم به اعدام

در دادگاهی 50 درصد اعضای هیئت منصفه رای بر آزادی محکوم و 50 درصد دیگر رای بر اعدام محکوم دادند و چون نتوانستند به توافق برسند، قرار شد به شانس محکوم واگذار کنند.

 

دادستان پیشنهاد داد تا دو عدد جام یک شکل و یک اندازه که هر کدام حاوی 50 عدد توپ یک اندازه باشد را آوردند.

 

50 عدد از این توپ ها سیاه و 50 عدد دیگر آن ها سفید بود.

 

قرار شد چشم های محکوم را ببندند و توپ ها را در این دو جام بریزند و محکوم با چشمان بسته یک توپ از یکی از جام ها بردارد. اگر توپ سیاه را برداشت، محکوم اعدام شود و اگر توپ سفید را برداشت محکوم آزاد شود.

 

البته بعد از بستن چشمان محکوم جای جام ها را تغییر بدهند تا محکوم از قبل جام حاوی توپ های سفید را نشان نکرده باشد.

 

محکوم از دادگاه به عنوان آخرین خواسته خود تقاضایی کرد که شانس زنده ماندنش را تا 75 درصد (خیلی نزدیک به 75 درصد) بالا برد.

 

او از دادگاه اجازه خواست تا با یک تغییر در قرار دادن توپ ها در جام ها از طرف او موافقت کنند.

 

قاضی از دادستان پرسید که آیا این تغییر مجاز می باشد یا نه؟

 

دادستان که ادعا داشت در ریاضیات سر رشته دارد و این جا به جایی تفاوتی در احتمالات ایجاد نخواهد کرد، چون اگر توپ ها همه در یک جام باشند، چه در دو جام یا به صورت ترکیبی باشند یا جدا، در هر حالت تعداد آن ها 100 عدد است که 50 تای آن ها سیاه و 50 تای آن ها سفید است و باز احتمال 50-50 است.

 

حال شما به ما بگویید که این محکوم چه جا به جایی در توپ ها انجام داد که علاوه بر نقض گفته ی دادستان، احتمال آزادی خود را به حداکثر یعنی 75 درصد (حدودا) رساند؟

 

او هیچ علامتی و اشارتی روی توپ ها انجام نداد و هر چه کرد در حضور هیئت منصفه و قاضی بود و طبیعتا تقلبی در کار نبوده و فقط با جا به جایی منطقی توپ ها در دو جام حاضر در دادگاه بود و محکوم با چشم های بسته باید یک توپ از یکی از جام ها انتخاب می کرد.

 

پاسخ معمای فوق العاده جام های توپ و زندانی محکوم به اعدام:

گفته ی دادستان زمانی درست بود که جامی در کار نباشد. اما چون وجود دو جام در پیشامد ها تاثیر دارد، بنابراین احتمال از 50-50 به حالت های مختلف تغییر می کند.

 

بنابراین محکوم برای اینکه احتمال آزادیش را به حد اکثر برساند یک توپ سفید را در جامی که توپ های سفید در آن بودند باقی گذاشت و باقی توپ ها را در جام دیگر قرار داد.

 

حال 50 درصد احتمال دارد که او سراغ جامی که توپ سفید در آن است برود و آزاد شود و اگر هم سراغ جام دیگر برود، باز هم چون 49 توپ سفید و 50 توپ سیاه در آن جام وجود دارد، احتمال آزادی او تقریبا 50 درصد خواهد بود که در حالت کلی تقریبا 75 درصد احتمال آزادی او وجود خواهد داشت.

 

چون اگر حالت اول رخ دهد، 100 درصد آزاد می شود و اگر حالت دوم رخ دهد، 50 درصد که در حالت کلی 150 از 200 یا 75 درصد احتمال آزادیش به وجود می آید.

 

منبع: bijade.com

 

معمای دو شکارچی

دو شکارچی به هم رسیدند.

 

یکی از دیگری پرسید: تو امروز چند فشنگ به همراه داشتی؟

 

دیگری پاسخ داد: نصف تیرهایم را به طرف کبک ها نشانه رفتم. چهار برابر جذر تیرها را به خرگوش ها شلیک کردم. با 6 تیر هم یک گرگ را از پا در انداختم و 3 تیر نیز به سوی یک روباه شلیک کردم که البته بی نتیجه بود. با آخرین تیرم نیز یک قرقاول شکار کردم! همین.

 

هرچند که دوست این شکارچی از حرف های او چیزی نفهمید، اما قطعا شما می توانید شمار فشنگهای او را مشخص کنید.

پاسخ معمای دو شکارچی:

از داده های معما، معادله زیر را تشکیل می دهیم:

 

X/2 +4√X + 6 + 3 + 1 = X

 

از حل این معادله درجه دوم، به پاسخ های 4 و 100 می رسیم، و به راحتی معلوم است تنها جواب 100 قابل قبول است.

 

منبع: beytoote.com

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

قرآن و نقش مادر در تربيت جوانان‏ (1)


 

بررسى چهره‌هاى جوان در قرآن‌

از مسائل مورد ابتلا، چگونگى برخورد با جوان براى تأثيرپذيرى بيشتر مى‌باشد. هر كسى راه و روشى پيشنهاد مى‌كند و به گونه‌اى مى‌خواهد با جوان تعامل و برخورد داشته باشد، اما كدام راه صحيح است و ملاك راه صحيح چيست. اين گونه پرسش‌ها معمولاً مورد غفلت واقع مى‌شود و اگر كسانى بخواهند راه صحيح يا بهتر را بيابند، به تجربه، آزمايش و آمارگيرى متوسل مى‌شوند.
اما بى‌نقص بودن اين گونه راهها مورد ترديد مى‌باشد و حتى گاهى مى‌توان در درستى آنها مناقشه كرد؛ زيرا جوان مانند يك شى‌ء بى‌جان آزمايشگاهى نيست و صحنه اجتماع آزمايشگاه نيست. در آزمايشگاه تمامى عناصر، ابزار و اشياى مورد آزمايش در اختيار آزمايشگر است اما اشيا اختيارى ندارند، بنابراين آزمايشگر با ثابت قرار دادن آنها به جز يكى، ميزان تأثير و تغييرات آن را اندازه‌گيرى مى‌كند يا سپس امر ديگرى را متغيّر و بقيه را ثابت نگه مى‌دارد و ... اما در اجتماع اوّلاً شرايط و اوضاع به اختيار آزمايشگر نمى‌باشد؛ ثانياً جوان از امور گوناگون اطراف خود، آن گونه كه مى‌خواهد اثر مى‌پذيرد يا بر اطراف اثر مى‌گذارد. نيز اراده، تصميم، عاطفه، احساس، گذشته خانوادگى و تاريخى، خوراك، پوشاك وى و ... در تشخيص و تعيين مسير او و چگونگى تصميمش نقش دارد. اين همه، قابل اندازه‌گيرى، كنترل و نسبت‌سنجى نمى‌باشد. بنابراين پيدا كردن روش و قانون مناسب براى برخورد با جوان، از اين راه، ناقص و حتى ناصحيح مى‌نمايد.
راه ديگرى كه مى‌توان پيمود و راحت‌تر از راه قبلى است و نتايج آن كم‌ نقص‌تر مى‌نمايد، همچنين براى ما مسلمانان جاذبه‌دارتر است، بررسى ميزان تربيت «جوان»هاى مطرح‌شده در قرآن و شاخص‌هاى تربيتى و تعيين مقدار تأثير هر يك از آنها بر جوان مى‌باشد.
اين راه براى ما راحت است زيرا قرآن آن را مطرح ساخته، با مطالعه آيات در باره «جوان» مى‌توان به آن رسيد. مردم نيز با توجه به اعتقاداتشان، براى پذيرش اين راه و روش، آمادگى بيشترى دارند. چنان كه نتيجه پيمودن اين راه مورد قبول مسلمانان مى‌باشد زيرا همه اتفاق نظر دارند قرآن، كتاب هدايت و تربيت است. از سوى ديگر امكانات پيمودن اين راه فراهم است زيرا تفاسير گوناگون وجود دارد و بالاخره پيمودن اين راه لازم و حياتى است چون از يك طرف، با جوانان برخورد داريم و هر فردى دوست دارد ثمره وجودى و اميد و آينده خود را، به بهترين نحو تربيت كند. از سوى ديگر چون مسلمان و ديندار هستيم موظفيم قرآن را بشناسيم و با آن برخورد مثبت داشته باشيم. نيز چون قرآن را معجزه جاويد مى‌دانيم و كتابى كه «از پيش رو و پشت سرش باطل نمى‌آيد»(1) و فرستنده آن خالق انسان‌هاست، اطمينان داريم كه آن كتاب به ما بهترين راه هدايت را مى‌نماياند و ما را به سرمنزل مطلوب سوق مى‌دهد. بنابراين، راه و روش قرآن ما را از راههاى ديگران بى‌نياز مى‌كند و حتى قابل ارائه به ديگران براى تربيت جوانان مى‌باشد.
قرآن سرگذشت جوان‌هاى متعددى را مطرح ساخته و به ابعاد گوناگون تربيتى هر يك پرداخته است.
از جوانى كه گوش به فرمان پدر و مربى خويش بود و هر خواسته پدر را قبول مى‌كرد و بر خواسته خود مقدّم مى‌داشت تا جوانى كه به هيچ نحو گوش به سخنان پدر نمى‌داد و حتى در سخت‌ترين وضع و هنگامى كه آثار عذاب الهى ظاهر شده بود، باز بر راه و روش باطل خود اصرار مى‌كرد و بالاخره به هلاكت رسيد. نيز از جوانى كه در بهترين محيط رشد و نمو كرد تا جوانى كه در بدترين محيط از نظر اعتقادى به سر برد. از جوانى كه بيشترين امكانات را در اختيار داشت و سرانجام همه آنها را از دست داد تا جوانى كه هيچ امكاناتى نداشت و كم كم آنها را به دست آورد. از جوانى كه ... .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

قرآن و نقش مادر در تربيت جوان (2)

بررسى چهره‌هاى جوان در قرآن‌
حضرت موسى(علیه السلام)
جوان ديگرى كه مى‌توان مثال زد و زندگى‌اش را در قرآن مطالعه كرد، حضرت موساى كليم است. او از نظر وراثتى و ژنتيكى داراى موقعيت خوبى بود و از پدر و مادرى مؤمن به وجود آمد(1) و از مادر خود شير نوشيد.(2) زمانى محيط تربيتى او كاخ فرعون بود كه مهد ظلم، جور، حق‌كشى، انسان‌كشى، تبعيض و شرك بود.(3) فرعون با صراحت اعلام مى‌كرد: «أنا ربُّكم الأعلى؛(4) من پروردگار والاى شمايم.» يا مى‌گفت: «ما علمتُ لكم مِن إلهٍ غيرى؛(5) هيچ معبودى غير از خود براى شما سراغ ندارم.» فرعون مخالفان خود را با زور و ارعاب به پرستش خويش وا مى‌داشت و مى‌گفت: «لئن اتخذتَ اِلهاً غيرى لأجعلنّك مِن المسجونين؛(6) اگر خدايى غير از من اختيار كنى تو را [نيز] از زندانيان قرار خواهم داد.»
اين جملات اگر چه در طول مبارزات حضرت موسى(ع) با فرعون توسط وى گفته مى‌شد، ولى نشان مى‌دهد در خانه و كاخش همين روحيه حكمفرما بود.
حكمت خدايى اقتضا كرد كه موسى(ع) دوران كودكى و جوانى را در چنين خانه‌اى به سر بَرَد و پرورش يابد تا به همه ثابت گردد فرعون كه هزاران كودك را كشت(7) تا موسى به دنيا نيايد، نتوانست بر خواست خداوند چيره شود. خداوند خواست موسى(ع) به دنيا بيايد و در خانه فرعون رشد و نمو يابد تا درس عبرتى براى همگان باشد. نكته‌اى كه مهم است و قرآن در موارد متعددى به آن اشاره كرده اين است كه خداوند او را به مادرش برگردانيد تا از او شير بنوشد و دست نوازش بر سر و رويش بكشد. خداوند دو نكته را به مادر موسى گوشزد كرد:
1- برگشتِ موسى نزد مادر؛
2- پيامبر شدن موسى در آينده. به نظر مى‌رسد اوّلى زمينه‌ساز دومى باشد.
«و أوحينا إلى اُمّ موسى‌ أنْ أرضعيه، فإذا خفتِ عليه فألقيه فى اليَمّ و لا تخافى و لا تحزن إنّا رادُّوهُ إليك و جاعلُوهُ مِن المرسلين؛(8)
به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه او را به تو باز مى‌گردانيم و از پيامبرانش قرار مى‌دهيم.»

نكته‌ها:

1- مادرى كه دلهره ماندن يا كشته شدن بچه‌اش را دارد باز بايد بچه را شير دهد.
2- به نظر مى‌رسد «جاعلوه من المرسلين» با «إنّا رادّوه اليك» مرتبط هستند و گرنه كنار يكديگر ذكر نمى‌شدند.
3- راه رساندن موسى به مادرش را در آيه اشاره كرده: «حرَّمنا عليه المَراضع مِن قبل ...؛(9) از پيش شير دايگان را [به نحو تكوينى‌] بر او حرام گردانيده بوديم» در نتيجه موسى پستان هيچ زنى را به دهان نگرفت تا اينكه به مادرش كه ناشناس در صف شيردهندگان قرار داشت رسيد. بنابراين او غذاى دوران كودكى و مقدارى از مسائل تربيتى و هدايتى را از مادر فرا گرفت.
از سوى ديگر موسى(ع) در محيطى كه از نظر فرهنگى بسيار فاسد بود رشد كرد و پاك و پاكيزه ماند تا بر همگان روشن شود مى‌توان در محيطى ناسالم نيز با نيّت و عزمى استوار در مسير حق گام برداشت و از 
كفر و شرك محيط، نه تنها اثر نپذيرفت كه اثر گذاشت.
قرآن بيان مى‌كند كه موسى(ع) پس از رشد يافتن و به سن نوجوانى رسيدن، از كاخ بيرون آمد و در شهر به گردش پرداخت و ديد فردى مصرى، يكى از افراد بنى‌اسرائيل را به بيگارى گرفته است. موسى به مصرى اعتراض كرد و با مشتى محكم او را از پاى در آورد.(10) فعلاً سخن اين نيست كه آيا آن مصرى مستحق قتل بود يا آيا راه چاره ديگرى براى نجات سبطى نبود، بلكه سخن اين است كه موسى با اينكه در محيط مصريان، در كاخ فرعون و در جوّ ظلم و فساد تربيت شده بود ولى با ظلم و تجاوز ميانه‌اى نداشت، حتى با ديدن ظلم چنان غضبناك شد كه فرد مصرى را از پاى در آورد. بنابراين هيچ كس نمى‌تواند ادعا كند چون جوّ و محيط فاسد بود ما نيز فاسد شديم و تمامى تقصيرها را بر عهده جوّ و محيط بگذارد.
پرورش موسى(ع) در كاخ فرعون، نمونه‌اى عملى براى جوانان، و مؤمن بودن همسر فرعون الگو و درس عبرتى براى تمامى زنان است.
اراده و عزم، كليدى‌ترين نقش را در تمامى زمينه‌هاى هدايتى و تربيتى انسان بر عهده دارد؛ اگر چه رسيدن به مقام والايى چون نبوت بدون داشتن پدر و مادرى صالح و شيرى پاك ميسر نيست.
آنجا كه حضرت موسى(ع) مادرِ مهربان خود را به همراه نداشت، زن مؤمن ديگرى نقش ايفا كرد؛ يعنى زن فرعون كه باعث شد موسى از رود نيل گرفته شود، و اين كودك از بين هزاران كودك كشته نشود. قرآن اين امور را با لطافت خاصى بيان كرده است.
«و قالتِ امْرأةُ فرعون قُرَّةُ عينٍ لى و لك لا تقتلوه عسى‌ أنْ ينفعَنا أو نتّخذه ولداً و هم لا يشعرون؛(11)
و همسر فرعون گفت: [اين كودك‌] نور چشم من و تو خواهد بود. او را مكشيد، شايد براى ما سودمند باشد يا او را به فرزندى بگيريم، ولى آنها خبر نداشتند.»
از يك سو، با قاطعيت و جزم به فرعون گفت: نور چشم من و تو است و از سوى ديگر، مأموران و جلادان را از كشتن كودك نهى كرد و فرعون را در مقابل عمل انجام‌شده قرار داد. به دنبال آن با استدلال‌هاى عاطفى نظر همگان را به سوى موسى جلب كرد. آنان از زيركى اين زن كه با چنين برنامه خاصى و سخنى متين، موسى را از مرگ نجات داد، ناآگاه بودند.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

نقش تربيتى خوف و رجاء (بيم و اميد)


ترس از محروميّت و اميد به آينده ی بهتر دو فطرت انسان ريشه دارند و دو عامل مهم هستند براى آن كه انسان را وادار به تلاش و كوشش , خودسازى و اصلاح امور مادى و معنوى خويش سازند و بلحاظ همين نقش و اهميتى كه دارند, قرآن از بعد تربيتى روى آنها تاءكيد فراوان دارد و در بيداركردن و جهت دهى صحيح آندو با لحنهاى مختلف و در مناسبت هاى گوناگون اهتمام مى ورزد. لازم است در اين جا به بعضى از آيات اشاره كنيم : 
1- آياتى تأكيد دارند بر اين كه سعادت ابدى از آن كسانى است كه خوف و خشيت دارند مثل آيات «ان الذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه ، جزاوءهم عند ربهم جنات عدن تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابداً رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك لمن خشى ربه »1(محققاً كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند آنان بهترين افراد خلقند پاداششان در نزد پروردگارشان بهشت هاى جاويد است كه از دامنه آنها نهرها جارى است در آنها براى ابد جاودان بمانند خداوند از آنان خشنود و آنان از خداوند خشنود هستند اين «پاداش بزرگ و سعادت ابدى » از آن كسانى است كه از پروردگارشان «بيم و» خشيت داشته انديعنى , در واقع , از اين آيه مى توان دريافت كه بيم و خشيتشان آنان را به اين مقام والا و ارجمند كشانده است و مثل آيه «انما يعمر مساجد الله من امن بالله و اليوم الاخر و اقام الصلوْ واتى الزكوْ و لم يخش الا الله فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين »2(تنها كسانى كه مساجد خدا را آباد مى كنند كه ايمان به خدا و روز جزا آورده و نماز را بپا داشته و زكوه داده و جز خدا از كسى نترسيده اند; پس اميد مى رود ايشان از هدايت يافتگان باشند)
و مثل آيات : «والذين يصلون مآ امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب ، والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوه‌ و انفقوا مما رزقناهم سراً و علانيهً و يدرون بالحسنه السيئه اولئك لهم عقبى الدار، جنات عدن يدخلونها و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذرياتهم و الملائكه يدخلون عليهم من كل ناب ، سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار»3(و كسانى كه پيوند دهند «و ارتباط برقرار سازند» آنچه را خداوند به پيوند«و ارتباط» فرمان داده است و از پروردگارشان درخشيتند و از بدى حساب مى هراسند و كسانى كه در طلب خشنودى پروردگارشان صبر «پيشه » كنند و نماز را بپا دارند و از آنچه روزيشان داده ايم آشكار و نهان انفاق كنند و بدى را به نيك دفع كنند «و پاسخ گويند» آنان برايشان خانه آخرت است باغهاى جاودانى كه آنان و هر كس كه شايسته باشد از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان در آنها داخل شوند و فرشتگان از هر درى برايشان وارد شوند كه سلام بر شما بخاطر آن كه صبر كرديد و عاقبت «جايگاهتان » جايگاه خوبى است .)
و مثل آيه :«ان الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفره و اجركبير»4(كسانى كه در پنهان خشيت از پرودگارشان كنند براى آنها است بخشش و پاداش بزرگ .)و مثل آيهء:«و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنه هى الماوى »5(و اما آن كس كه از مقام پروردگارش ترسيد و خود را از (پيروى ) هوا (ى نفس ) بازداشت پس موأكداً بهشت جايگاه او است.)
2- در گروه ديگرى از آيات قرآن خشيت , با تعابير مختلف , به عنوان شرطى براى پذيرش دعوت انبياء و هدايت الهى و تاءثر از انذارهاى آسمانى معرفى شده است . مثل آيات : 
«و لقد اتينا موسى و هارون الفرقان و ضياءً و ذكرى للمتقين ، الذين يخشون ربهم بالغيب و هم من الساعه مشفقون »6(و حقا به موسى و هارون اعطا كرديم فرقان تورات كه فارق حق و باطل است » وپ نور و «آنچه كه مايه ء» يادآورى براى با تقوايان است آن كسانيكه در پنهان درخشيت آاز پروردگارشان هستند و از روز واپسين در بيم و هراس بسر مى برند.آن كسانى كه دارى خشيت از خدا هستند و از قيامت مى ترسند در پرتو انوار كتب آسمانى , حق را از باطل تشخيص مى دهند و با استفاده از پند و اندرزها و يادآوريها به زيور تقوى آراسته مى گردند.)
و مثل آيه : «انما تنذر من اتبع الذكر و خشى الرحمان بالغيب فبشره بمغفره و اجر كريم »7(تو فقط بيم مى دهى آن كس را كه از ذكر (قرآن كه منشاء يادآورى است ) پيروى كند و"در خلوت در خشيت از خدا باشد.و مثل آيهء:طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقى ، الا تذكره لمن يخشى »8(«اى پيامبر» قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا خود را برنج درافكنى جز آنكه يادآورى باشد براى آنكس كه مى ترسد.) و مثل آيهء:«انما انت منذر من يخشاها»(تو تنها بيم دهنده آن كس هستى كه از قيامت مى ترسد.)و مثل آيه :«انما تنذر الذين يخشون ربهم بالغيب »10(تو تنها بيم مى دهى كسانى را كه در خفا و خلوت در خشيت پروردگارشان هستند.)و مثل آيات : «فذكر ان نفعت الذكرى ؛ سيد كر من يخشى ، و يتجنبها لاشقى »11(پس يادآورى كن اگر ياد آورى سود بخشد بزودى «از يادآورى تو» پند گيرد آن كه «ازخدا» مى ترسد و از آن دورى گزيند كسى كه شقى ترين است.
3- در گروه سوم آياتى خوف و خشيت را با تعابير مختلف عامل انجام و شتاب در كار خير معرفى كرده اند.مثل آيات : 
«ان الذين هم من خشيه ربهم مشفقون والذين هم بآيات ربهم يومنون والذين هم بربهم لايشركون و الذين يوءتون ما اتوا و قلوبهم وجله انهم الى ربهم راجعون اولئك ,يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون »12(كسانى كه از خشيت پروردگارشان در هراسند و كسانى كه به آيات پروردگارشان ايمان آورند و كسانى كه نسبت به پروردگارشان شرك نورزند، آنان در انجام كارهاى نيك شتاب كنند و همانان بسوى آنها پيشى گيرند.)
در اين چند آيه با تعابير مختلف خشيت , اشفاق و وجل , بر اين حقيقت تاءكيدمى كند كه صفات خوف و خشيت از خدا و قيامت انسان را واميدارد تا در كارهاى -خير, فعال باشد و در انجام آنها شتاب كند.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

تهذيب و تربيت قرآني درسيره معصومين


 

چکيده : 

امروزه ما وراث جهاني پر از ناکاميها ، شکست ها ، بيمناکي ها و سرخوردگي ها هستيم ، کنار نهادن عقل و خرد و پيروي از اميال دروني ، غرايز حيواني و خودخواهي ها ، انسان هايي بي رحم ، بي منطق و تخريب گر ساخته است . وجود اين همه بي عدالتي ، سرگشتگي ، جنگ و بسياري از رفتارهاي غير عقلاني ، مويد اين امر است که بشر امروزي قبل از هر چيز به تربيت کردن نياز دارد . در اهميت تربيت در اسلام همين بس که در قرآن مجيد از يکي از اهداف عاليه بعثت پيامبران به عنوان تزکيه ( تربيت ) نام برده شده است . تربيت در اسلام با معاني و تعابير مختلفي به کار رفته است . در يک تعبير ، تربيت به معناي رسيدن به رشد است . آيه 1 سوره ي جن ناظر بر اين تعبير است . در اين آيه هدف قرآن هدايت به حق و کمال عقلي است . آيات ديگري مانند 256 سوره بقره ، 10 سوره جن و 10 سوره ي کهف نيز ناظر بر همين معنا از تربيت هستند . در جاي ديگر قرآن مانند آيات 29 و 38 سوره غافر ماموريت پيامبر اسلام هدايت به راه کمال ذکر شده است . هدايتي که در آن فرد ، در راه مستقيم ( صراط المستقيم ) گام بر مي دارد . در سوره ي آل عمران آيه 164 آمده است که همانا خداوند بر افراد با ايمان منت نهاد و براي آنان پيامبري را مبعوث کرد تا آنان آيات الهي را تلاوت کنند و انسانها را از آلودگيها برهانند ( تزکيه کنند ) و به آنها کتاب و حکمت بياموزند . و يا در نهج الفصاحه ، پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد : " من براي به کمال رساندن خوبيهاي اخلاق مبعوث شدم " بنابراين تزکيه نفس باعث رستگاري مي شود و تربيت باعث به کمال رسيدن ابعاد معنوي و شخصيتي انسانها مي گردد . در اين ميان پرمعناترين تعبير از تربيت اسلامي همان تعبير به تزکيه است . در آيه دوم سوره جمعه ، هدف از بعثت رسولان و پيامبران آگاه ساختن انسانها از نشانه هاي الهي ، تزکيه آنها و علم آموزي به آنها عنوان شده است . اين سه هدف بزرگ الهي جز برترين اهداف تربيت اسلامي است ( مکارم شيرازي ، 1367 ) هدف اول يعني آگاه ساختن انسانها به نشانه هاي الهي جنبه ي مقدماتي دارد و در آن سعي مي شود کودک با رشد گيرنده هاي حسي خود مخصوصا ديدن و شنيدن بتواند به تفکر و تاملي درست 
در عالم خلقت برسد . در مرحله ي بعد کودک ياد مي گيرد که از انجام رفتارهاي غير اخلاقي و غير انساني بپرهيزد و فضائل و کمالات انساني را در خود رشد دهد . در مرحله ي سوم و آخرين مرحله ي تربيت ، کودک شروع به علم آموزي مي کند تا بيشتر از پيش رو به سوي کمال برود . تربيت اسلامي جامع است از اين نظر که شامل پرورش جسم ، روح ، فرد و جمع ، دينا و آخرت مي شود ( احمدي ، 1364 ) تربيت در اسلام تنها انجام مناسک ديني نيست . بلکه پروراندن هر صفت و کمالي است که انسان به عنوان جانشين خدا بر زمين و انسان به عنوان انسان بايد دارا باشد . آيات ، روايات و تصويه هاي ديني متفاوتي را مي توان يافت که در آن نه تنها به عبادت و انجام مراسم ديني توصيه شده است بلکه کسب کليه فضايل و دوري از هر حيوان صفتي سفارش شده است . از ديگر ويژگيهاي تربيت اسلامي اين است که تمامي تلاشهاي تربيتي يک مسير را دنبال مي کنند و آن عبادت و بندگي خدا و تسليم رضاي او بودن است . اين ويژگي مخصوص تربيت اسلامي است و در هيچ يک از مدلهاي تربيتي وجود ندارد . در بهترين روشهاي تربيتي فرد خدمتگزار جامعه است و هدف والاتري وجود ندارد . از ويژگيهاي ديگر تربيت اسلامي تاکيد آن بر تربيت شناختي است . آنقدر که در تربيت اسلامي بر پرورش تفکر و علم آموزي تاکيد شده است در هيچ يک از مدلهاي تربيت چنين سفارش نشده است .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 24 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709