💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 97364
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


جریان انتفاضه فلسطین و اندیشه حضرت امام خمینی(ره)


جریان انتفاضه فلسطین و اندیشه حضرت امام خمینی(ره)

آنچه در این مقاله کوتاه ذیل عنوان اندیشه حضرت امام خمینی و جریان مقاومت و انتفاضه فلسطین  آمده است سعی بر این دارد که اهمیت این دو موضوع یعنی نگاه حضرت امام به قضیه فلسطین و اهمیت مقاومت و انتفاضه بررسی شود. در ابتدا به برخی از مؤلفه های کلی تفکر حضرت امام مانند: اتحاد و همبستگی دنیای اسلام در برابر قدرت های شرق و غرب، دشمن شناسی و عمل کردن طبق اسلام واقعی که توجه به هر کدام از آنها ضامن پیروزی مسلمین در برابر ستمگران است، پرداخته شده و در ادامه موضع خاص ایشان نسبت به فلسطین آمده است. در آخر هم مختصری درباره انتفاضه که بهترین راه مبارزه علیه رژیم غاصیت صهیونیستی است آمده و به این نتیجه مهم رسیده ایم که پیروزی انتفاضه فلسطین، نشانه این است که، رهنمودها و پیام های حضرت امام به مخاطبان اصلی آن رسیده است.

مقدمه

سخن گفتن از امام خمینی(ره) و فلسطین سخن از بزرگترین مرد قرن و مهمترین ماجرای قرن ماست. سخن از مردی نستوه و نیرومند است که به گفته یک روزنامه نگارغربی: از قرن هفتم میلادی (صدر اسلام) آمده تا در قرن بیستم جای گیرد. مردی که چکیده عدالت مظلوم تاریخ بشری است.

آیا تصادف است که مهمترین مسئله قرن بیستم (یعنی تجاوز اسراییل به سرزمین های فلسطینی) مورد توجه و نقطه محوری اهتمام و تلاش او باشد؟ یا همان کشمکش و نبرد مقدسی است که سنت الهی از آن یاد کرده و وعده پیروزی اش را داده است.

آیا تعجب آور نیست که مردی در فعالیت هایش این همه اهمیت و مرکزیت به فلسطین بدهد، حال آنکه از لحاظ جغرافیایی فاصله زیادی با آن دارد؟ چنین توجهی از جانب حضرت امام(ره) به ما می گوید، فلسطین تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه یک نشانه از جدال حق و باطل است که قرآن وعده پیروزی آن را داده است. 1

اهمیت مسئله فلسطین از نگاه حضرت امام(ره)

امام خمینی(ره) در اوج قدرت نظام ستم شاهی، افشاگر روابط پنهان رژیم شاه واسراییل بود و مقابله با خطر اسراییل برای جهان اسلام را بسیار جدی و پی گیرانه دنبال می کرد.

امام خمینی(ره) اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکات و صدقات را صادر کرد و در جریان جنایت رژیم اشغالگر قدس در به آتش کشیدن مسجدالاقصی برخلاف مشی دیگران که بازسازی مسجد را وجهه همت خود قرار داده بودند، با دوراندیشی تمام بر حفظ آثار جنایت اسراییل(به عنوان عامل سمبلیک در جهت تحریک و تشویق مسلمانان بر علیه رژیم اشغالگر) تأکید می نمودند. ایشان از همان آغاز وجهه اسلامی و بُعد اعتقادی مبارزه با اسراییل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی کرد و اتخاذ مشی های دیگری، همچون: تکیه بر قومیت عربی و نگرش های ناسیونالیستی و دیگر ایدئولوژی های وارداتی و غیراسلامی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی می دانست.

ایشان به مشکلات درونی جهان اسلام و از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی از سران کشورهای اسلامی وقوف کامل داشت، به همین دلیل بر آگاهی و شعور عمومی جهان اسلام، منبعث از اصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و پرهیز از اختلافات فرقه ای تأکید می نمود و سران دولت های اسلامی را به متابعت از این جریان فرا می خواند و معتقد بود که دولت ها تا آنجا که با این شعور و خواست عمومی مسلمانان همسو وهمراه باشند، شأن رهبری و مسئولیت هدایت مبارزه را عهده دار خواهند بود و الا ملت های مسلمان می بایست با آنان همان کنند که ملت مسلمان ایران با شاه کرد. 2

درک ماهیت طرح استعماری

امام خمینی(ره) در پاسخ به نامه دانشجویان مسلمانان مقیم آمریکا و کانادا در سال 1972 م (1351ش) می فرماید: اسراییل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق، زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود 3.

حضرت امام بارها خطر توسعه طلبی اسراییل را گوشزد کرده و خاطر نشان می ساختند: همه باید بدانند که هدف دولت های بزرگ از ایجاد اسراییل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد آنها در این نقشه اند که پناه بر خدا تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند. 4

و همچنین فرموده اند: اگر ملت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علمای اسلام احساس مسئولیت نکنند و به پا نخیزند، اگر اسلام واقعی که عامل وحدت و تحرک کلیه فرق مسلمانان در مقابل بیگانگان است و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی می باشد به دست عوامل و ایادی اجانب و در زیر پرده سیاه استعماری افروخته گردد، روزهای سیاهت و نکبت بارتری برای جامعه های اسلامی در پیش است و خطر ویران کننده ای متوجه اساس اسلام و احکام قرآن است. 5 

حضرت امام اینها را عوامل اساسی تسلط بر سرزمین های مقدس اسلامی و انحطاط جامعه بزرگ مسلمانان دانسته اند.

لزوم دفاع از فلسطین

امام خمینی (ره) در دفاع از حقوق مظلومین فلسطین در مسیر بسیج ملل اسلامی در حمایت از قیام فلسطینیان معتقد بود: دفاع از نوامیس مسلمانان و دفاع از همه حیثیات مسلمانان امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمانان مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان اسلامی؛ یعنی حزب الله و مسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد یاللمسلمین  سر می دهند، با تمام قدرت معنوی و مادی در مقابل اسراییل و متجاوزین بایستیم و در مقابل آن همه سفاکی ها و دد منشی ها مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم. 6 

حضرت امام(ره) با رویکردی آگاهانه آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نامیدند و فرمودند: روز قدس یک روز جهانی است، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز حیات اسلام است، روزی است که باید به همه ابر قدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما و عمال خبیث شما واقع نخواهد شد. 7

و همین طور فرمودند: مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و با یک مسئله مخصوص به مسلمانان جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته، و حال و آینده، از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه ننگ است برای دولت های اسلامی که با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرتهای جهان بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا ابر جنایتکار تاریخ یک عنصر فاسد بی ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عدها ی ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمایی کند. 8 

بر عموم دولت های ممالک اسلامی و خصوص دول عربی لازم است که با توکل به خدای متعال و تکیه بر قدرت لایزال همه قوا و نیروی خویش را بسیج ساخته و به یاری مردان فداکاری که در خط اول جبهه چشم امید به ملت اسلام دوخته اند بشتابند و برای آزادی فلسطین و احیای مجد و شرف و عظمت اسلامی، در این جهاد مقدس شرکت کنند.9

همچنین ایشان با اختصاص ثلث سهم امام زمان (ع) از وجوهات شرعی به مبارزان فلسطینی و طرح مشکل فلسطین در حج بار دیگر همگان را برای یاری رساندن به فلسطینیان فراخواندند و در این زمینه می فرمایند:

اکیداً شایسته و بلکه واجب است که قسمتی از وجوه شرعی مانند زکوات و سایر صدقات به مقدار کافی به این مجاهدان راه خدا اختصاص داد... و کمک به آنان با تمام نیروها و امکانات واجب است.10

و درباره نقش کنگره حج در افشای طرح های خائنانه دشمنان اسلام وتوجه مسلمانان جهان به مسئله فلسطین چنین می فرماید: اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحیدی و واجبات سیاسی حج است باید در ایام حج به صورت تظاهرات و راهپیمایی با صلابت و شکوه هر چه بیشتر و بهتر برگزار شود و حجاج محترم ایرانی و غیر ایرانی فریاد کوبنده برائت از مشرکان و ملحدان استکبار جهانی و در رأس آنان امریکای جنایتکار را در کنار خانه توحید طنین اندازند و از ابراز بغض و کینه خود نسبت به دشمنان خدا وخلق غافل نشوند.11

سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان مبارزات ضد صهیونیستی مسلمانان شدت گرفت و روند مبارزه فلسطینی ها نیز تغییر یافت، زیرا سرنگونی شاه و حاکمیت نظام اسلامی در ایران نخستین ضربه مهلکی بود که اهداف توسعه طلبانه صهیونیست ها را به طور جدی به مخاطره افکند.

تأثیر پیام انقلاب اسلامی و رهبری آن بر افکار عمومی آن چنان گسترده بود که وقتی انور سادات  معاهده سازش را در کمپ دیوید امضا کرد دولت مصر از جرگه اعراب و حتی از جمع رژیم های مرتجع عرب نیز اخراج شد و در انزوای کامل قرار گرفت. لذا طبیعی بود که پیام انقلاب اسلامی ایران، مسلمانان را تکان دهد و احساسات آنها را برانگیزد و مواضع رهبری انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) مورد توجه مسلمانان مبارز در جهان از جمله مجاهدان فلسطینی قرار گیرد. همین تفکر بود که غرور ملی و دینی و بیداری اسلامی را در فلسطینیان اوج داد و موجب انتفاضه جدیدی در سرزمین های اسلامی شد که هم اکنون اسراییل و حامیانش را بیمناک ساخته است. 12

انتفاضه فلسطین ادامه نهضت بیدارگری اسلامی

انتفاضه یا قیام فراگیر فلسطین اشغالی یا آنچه به نام انقلاب نامیده شده اولین جهاد مردم مسلمانان علیه رژیم صهیونیستی اسراییل نیست و طبیعتاً تا محو و از بین بردن اشغالگران، آخرین آن نیز نخواهد بود بلکه حرکتی است مردمی و حلقه بارزی است از سلسله زنجیره جهاد تاریخی مردم فلسطین که از سال 1948 م(1327 ش )تاکنون بعد از گذشت بیش از 5 دهه از تسلط اسراییل غاصب بر این سرزمین به روش ها و اشکال مختلف در قالب حزبی، گروهی و حرکت های مردمی و یا اعتصاب ها جریان داشته است و نمی توان آن را به طور کلی از تاریخ فلسطین و مبارزه با دشمن صهیونیستی مجزا کرد. مبارزه ای که حدود 80 سال پیش علیه سلطه استعمار انگلیس شروع شد و مجاهدان برجسته ای هم چون شیخ عزالدین قسام ، جان خود را در راه جهاد و مبارزه با اشغالگران انگلیس فدا کردند و مبارزه آنها با پیکار مقدس عبدالقادر حسینی  و شهید قسطل و هم رزمانش ادامه یافت.

بعد از اشغال سرزمین فلسطین و اعلام تشکیل دولت اسراییل، ملت فلسطین از مبارزه خویش علیه اشغالگران صهیونیست دست نکشیده و جهاد خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1965 نقطه عطفی در مبارزات فلسطین آغاز شد و اولین گروه مسلح فلسطینی به نام جنبش فتح به شکل آشکار و علنی در غزه شروع به فعالیت کرد و سپس به منظور ایجاد ارتباط و پیوند بین مبارزه مسلحانه و تصمیم گیری های سیاسی زیر نظر سازمان آزادی بخش فلسطین قرار گرفت و بعد از آن نیز دیگر گروه های مسلح فلسطینی، پا به صحنه کارزار و مبارزه فلسطینی اسراییلی نهادند. اما دیری نپایید که مبارزه و جهاد مردم فلسطین قالب و شکل حزبی و گروهی به خود گرفت و با توطئه هایی که علیه مردم فلسطین از سوی قدرت های جهانی غرب و شرق و اسراییل غاصب و حتی برخی کشورهای عربی انجام شد این مبارزات در گردونه خودمحوری و حزب گرایی قرار گرفت، بدون اینکه خواست اصلی و حقیقی مردم فلسطین در خط مشی سیاسی آن جای گیرد.لذا جریان های سیاسی فلسطین به سرعت از مرکزیت مبارزه با اسراییل خارج شدند و روز به روز مشکل مبارزه با رژیم صهیونیستی رو به افول و خاموشی گرایید تا جایی که بعضی گروه های فلسطینی که بر اساس دفاع از حقوق فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی تشکیل شده بودند، همسو و حتی جلوتر از برخی دولت های غربی مذاکره کننده با رژیم صهیونیستی، دم از صلح با اسراییل می زدند.

فلسطین و جهان اسلام

در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و از اوایل دهه 80 ، اسلام وارد صحنه مبارزاتی مردم فلسطین شد و از میان کالبد تقریباً نیمه جان نهضت فلسطین که رو به سردی گراییده بود مجدداً آتش انقلاب فلسطین روشن و از سال 1987 شعله ور شد و مردم فلسطین که طی سال های 1967 تا 1987 تجارب تلخی را پشت سر گذاشته و راه های گوناگون سازمان های فلسطینی و دولت های عربی را در خصوص صلح و سازش آزموده و شکست طرح های سیاسی را احساس کرده بودند، دریافتند که شعارهای انقلابی رهبران سیاسی فلسطین و سران دولت های عربی ماهیت خود را از دست داده و طی این مدت هیچ نشانه امیدی از نابودی رژیم اشغالگر و یا حداقل کم رنگ شدن حاکمیت آن در فلسطین وجود ندارد؛ لذا با تجربه پیروزی انقلاب اسلامی ایران این سخن خداوند در ذهن آنها تجلی یافت که: ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم .

بدین ترتیب جنبش جدید مردم فلسطین یا انتفاضه  صرفن ظر از عوامل متعدد شکل گیری آن و بدون هیچ گونه وابستگی گروهی یا سازماندهی قبلی وابسته به دولت های عربی، با الهام از انقلاب اسلامی ایران توسط مردم فلسطین در شرایطی آغاز و عنوان انقلاب مساجد را به خود اختصاص داد که قبح سازش با رژیم صهیونیستی توسط برخی دولت های عربی و سازمانهای فلسطینی مدعی دفاع از حقوق فلسطینیان شکسته شده بود و مبارزه علیه اسراییل جای خود را به شعارهای صلح و سازش های سرگرم کننده داده بود. در این میان حتی مبارزه با اسلام گرایی به بهانه اینکه خطری جدی علیه رژیم های عربی خاورمیانه است،جایگزین مبارزه با اسراییل و صهیونیسم شد، اما انتفاضه فلسطین به عنوان خالصترین، پاکترین و اثر گذارترین نهضت ضد صهیونیستی در سرزمین های اشغالی طی چند دهه اخیر مطرح شد و دقیقاً به دلیل همین خلوص، انتفاضه برخلاف سایر مبارزات ضد صهیونیستی از نفوذ عمیق مردمی برخوردار و رفته رفته فراگیر شد. ملت فلسطین نیز با آگاهی از عوامل اصلی انحطاط و شکست اکثر جنبش های ضد صهیونیستی به ماهیت شعارهای ضد اسراییلی دولت های عربی پی بردند و ماهیت سر سپردگان و تمام عواملی که در یک حرکت سالم و فراگیر ضد اسراییلی نقش بازدارنده ایفا می کردند برایشان آشکار شد. مردم فلسطین به دنبال کسانی بودند که حقوق حقه ملت را وجه المصالحه منافع سیاسی خود قرار ندهند و با اعتقاد کامل به قیام همگانی، علیه رژیم صهیونیستی پا به عرصه مبارزه و جهاد بگذارند. ملت مظلوم فلسطین با چنین جنبشی شخصیت اصلی خویش را به دست آوردند و توانستند درمیان ملت های مسلمان منطقه که از ظلم و ستم بی پایان استکبار جهانی و صهیونیسم اشغالگر به ستوه آمده اند جای خود را باز کنند. در پی تداوم انتفاضه مسجدالاقصی پیروزی های شیرینی نصیب ملت فلسطین شد. 13

امروز مسئله فلسطین یکی از مهمترین مسایل جهان اسلام است و از سوی دیگر یکی از اساسی ترین چالش های سیاست خارجی استکبار جهانی به شمار می رود. در این میان نسل نوخواسته فلسطین نه تنها به ذلت تن نداده اند، بلکه با روی آوردن به مایه ها و انگیزه های اسلامی، تمسک به ایمان دینی و ورود در عرصه جهاد اسلامی، عزم خود را برای استقامت وایستادگی و مقابله با تجاوزگران صهیونیستی، جزم ساخته اند.

تجربه تاریخی نیز نشان داده است که مسئله فلسطین در پشت میز مذاکره حل نشده و کمترین اثر جریان سازش که استکبار جهانی آن را طراحی کرده، خروج رژیم صهیونیستی از بحران عدم مشروعیت است. بنابراین هرگونه راهکاری که به گونها ی رژیم اشغالگر را به رسمیت شناخته و بر سر حقوق ملت فلسطین معامله کند، پذیرفتنی نیست و در حال حاضر راهکار اصلی، همان است که فرزندان قهرمان فلسطین و جریان انتفاضه در پیش گرفته اند. 14

نتیجه

حضرت امام خمینی(ره) با رهنمودهای خود درباره دفاع از ملت فلسطین با تأکید بر اتحاد در برابر دشمنان تجاوزگر و تکیه به اسلام واقعی نهضت بیدارگری را در میان ملت های مسلمان پی ریزی کردند. پیام و ارشادهای ایشان نور امید را در قلوب مردم مسلمان جهان و به ویژه ملت مظلوم فلسطین شعله ور ساخت و صد البته پیروزی انتفاضه مردم فلسطین و صبر و مقاومت مسلمانان لبنان و مقاومت اسلامی در شکست دادن اسراییل نقطه عطفی در آهنگ غلبه حق بر باطل و اثبات این مدعاست.

پیروزی انتفاضه بر رژیم صهیونیستی ثابت کرده که قدرت نظامی اسراییل قادر به درهم شکستن عظمت و شوکت ملتی نیست که از سرزمین، آزادی و حقوق خود دفاع می کند، و نیز دستاوردهای انتفاضه فلسطین ثابت کرد که انتفاضه و رهبری آن الهام گرفته از روح اسلامی در داخل فلسطین است. همچنان که به گفته شیخ اسعد تمیمی(از رهبران جنبش فلسطین) تا زمان انقلاب اسلامی، اسلام از عرصه نبرد فلسطین غایب بود و انقلاب اسلامی ایران این حقیقت را که اسلام تنها راه حل، و جهاد تنها وسیله اصلی برای مبارزه علیه صهیونیسم است را به قیام مردم فلسطین ارزانی کرد. 15

و مگر جز این است که اکنون اگر فلسطین سلاح مقاومت و جهاد را بر زمین بگذارد، لعن و نفرین تاریخ و آیندگان را تا ابد همراه خود خواهد داشت؟

پانوشت ها

1. ماهنامه یاد ایام، بهمن 1375 ، شماره 11 ص 106 - 105 .

2. فلسطین ازدیدگاه امام خمینی(ره)(تبیان)دفترچهارم، ص 3.

3. ماهنامه یاد ایام، بهمن 1375 ، شماره 11 ، ص 108 (نقل ازصحیفه نور،ج 1،ص 186 ).

4. امام دربرابرصهیونیسم، دفترسیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،ص 48 - 47 .

5. فرموده های امام درباره فلسطین،ص 124.

6. فلسطین ازدیدگاه امام خمینی(تبیان)دفترچهارم،ص 133.

7. صحیفه نور،ج 9،ص 277 – 276.

8. جهان اسلام ازدیدگاه امام خمینی(تبیان)دفترنوزدهم،ص 99.

9. همان،ص 17.

10. صحیفه نور،ج 2،ص 199.

11. فلسطین ازدیدگاه امام خمینی(تبیان)دفترچهارم ص 148.

12. فصلنامه حضور، بهار 83 ،شماره 48 ،ص 213 – 212 – 208.

13. صفاتاج،مجید،روزنامه جمهوری اسلامی،انتفاضه فلسطین نهضت ضدصهیونیستی 6/2/1385، شماره 7752.

14. پگاه حوزه،خرداد 1383 ،شماره 136 ص 7.

15. پگاه حوزه،آبان 1383 ،شماره 147 ،ص 9.

منابع و مأخذ

1. امام خمینی، صحیفه نور، ج 4.

2. امام خمینی، صحیفه نور، ج 5.

3. امام خمینی، صحیفه نور، ج 9.

4. امام در برابر صهیونیسم، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به مناسبت روز قدس سال 61.

5. لیلیانتال، آلفرد، م (ارتباط صهیونیستی) مترجم ابوالقاسم حسینی. نشر مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، پاییز 1379.

6. صفا تاج، مجید، ماجرای فلسطین و اسراییل، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1380.

7. جهان اسلام از دیدگاه امام خمینی (تبیان)، دفتر نوزدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، چاپ اول، خرداد 1378.

8. فلسطین از دیدگاه امام خمینی (تبیان) دفتر چهارم، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، چاپ چهارم، تابستان 1378.

9. فرموده های امام درباره فلسطین.

10. فصلنامه حضور، نشر: مؤسسه آثار امام خمینی، بهار 83 ، شماره 48.

11. فصلنامه حضور، نشر: مؤسسه آثار امام خمینی، بهار 84 ، شماره 52.

12. پگاه حوزه، نشر: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، خرداد 1383 ، شماره 136.

13. پگاه حوزه، نشر: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، آبان 83 ، شماره 147.

14. ماهنامه یاد ایام، نشر: معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، بهمن 75 ، شماره 11.

15. ماهنامه پاسدار اسلام، صاحب امتیاز: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شماره 278.

گزیده هایی از بیانات مقام معظم رهبری درباره روزقدس

 گزیده هایی از بیانات و فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در مورد اهمیت روز جهانی قدس :

- مسلمانان‌جهان ‌باید روز قدس ‌را روز همه ‌مسلمین‌، بلکه ‌مستضعفین‌ بدانند. 
- محور اصلی‌" انتفاضه ‌اقصی"، "بیت‌المقدس‌ است‌. 
- صهیونیسم‌ در مقابل ‌موج ‌نسل­های ‌رو به ‌ازدیاد فلسطینی‌ طاقت‌ نخواهد آورد. 
- صهیونیسم ‌و دولت‌ غاصب‌ و مجعول‌ صهیونیستی‌ در فلسطین‌، محکوم ‌به ‌فناست‌. 
- ما حقیقتا صهیونیست­ها را دشمن‌ دنیای ‌اسلام ‌می‌دانیم‌.
- علیرغم ‌تبلیغات ‌جهانی‌، انتفاضه ‌فلسطین‌ خاموش‌ شدنی ‌نیست‌ و آینده‌ آن ‌همراه ‌با رستگاری ‌و پیروزی ‌است‌. 
- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین ‌به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای‌ همیشه‌ متوقف ‌کند. 
- مساله‌ی ‌فلسطین ‌از لحاظ‌ اسلامی ‌برای ‌همه‌ی ‌مسلمانان ‌از جمله ‌برای ‌ما یک‌ مساله‌‌ اساسی‌ و یک‌ فریضه ‌است‌. 
- تنها راه ‌ریشه‌کن ‌کردن‌ این‌غده‌ سرطانی‌ خطرناک‌، مقاومت ‌و مبارزه ‌است‌. 
- سیاست ‌آمریکا، صهیونیست­ها و استعمارگران ‌این ‌است‌ که ‌مسأله ‌فلسطین‌ به ‌فراموشی ‌سپرده ‌شود. 
- مسئلة ‌مهم ‌این ‌دوران‌، مسئلة ‌فلسطین‌ است‌ که‌ انتفاضة‌ بزرگ‌ فلسطین‌ و بیت‌المقدس‌ همچنان‌ ادامه ‌دارد. 
- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین‌ به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای ‌همیشه‌ متوقف ‌کند. 
- رژیم ‌صهیونیستی ‌در سرزمین ‌مغضوب‌ فلسطین ‌یک ‌رژیم ‌نژادپرست‌ است‌. 
- مسئله ‌فلسطین ‌امروز مسئله ‌اول‌ جهان ‌اسلام ‌است‌. 
- مهمترین ‌مسائل ‌جاری ‌فلسطین‌ است‌. 
- مسأله‌ی ‌فلسطین‌، شوخی ‌و سرسری‌نیست‌؛ امروز اساسی‌ترین ‌مسأله‌ی ‌دنیای ‌اسلام ‌است‌. 
- همه ملت­ها و دولت­های اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند. 
-  مشکل اصلی فلسطین وجود دولت صهیونیستی است. 
-  رژیم صهیونیستی هیچ بهره­ای از جنایت­های خود نخواهد برد. 
-  امروز بیداری اسلامی ملت­های مسلمان نسبت به فلسطین و مردم آن فراگیر است. 
-  همه مسلمانان و کشورهای اسلامی با احساس مسئولیت باید به مبارزین فلسطین در داخل و خارج کمکهای همه جانبه کنند. 
-  مسأله فلسطین در صدر مسائل بین­الملل اسلامی است 
-  بر همه ملت­ها و دولت­ها واجب است مسأله فلسطین را در اولویت مسائل خود قرار دهند. 
-  فلسطینی­ها به برکت اسلام می­توانند در خانه خود امنیت بوجود آورند. 
-  روز قدس باید تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین باشد.



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 19 تیر 1394

ارسال نظر(0)

مسجد الاقصی در معرض تهدید


مسجد الاقصی در معرض تهدید، جریان انتفاضه فلسطین و اندیشه حضرت امام خمینی(ره)، گزیده هایی از بیانات مقام معظم رهبری درباره روزقدس...
مسجد الاقصی در معرض تهدید

مسجدالاقصی كه مرکز ثقل ادیان الهی وسرزمین مقدس برای تمامی خداپرستان است، در 21آگوست مورد هتک حرمت قرار گرفت وبخشهایی از آن در آتش کینه وحقد افراطیون متعصب صهیونیست سوخت، اخباری مبنی براحتمال شکل گیری حمله ای دیگر مشابه هجمه صورت گرفته توسط عناصرتندرودر گذشته بگوش می رسد که در این باره گروههای مختلف بویژه مسلمانان ومسیحیان بشدت اظهار نگرانی داشته و درصددند تا با اقدامات گوناگون به رشکل ممکن جلوی این اقدام ضد بشری را بگیرند.
در این راستا و به بهانه تخریب مسجد الاقصی توسط رژیم صهیونیستی برآنیم با ارائه اطلاعاتی در خصوص قبله اول مسلمانان این واقعه جنایت بار رامورد بررسی ومطالعه قرار دهیم: 


نمایی ازمسجد الاقصی:

http://hamedanbasij.ir/

مسجد الاقصی قبله اول وسومین مکان مقدس مسلمانان می باشد این حرم شریف از دیر باز مورد تاخت و تاز دشمنان آن بوده است لیکن از زمانی که دشمنان این مکان مقدس (بویژه صهیونیستهای افراطی) پا به سرزمین مقدس نهادند واقدام با آتش زدن آن کرده اند هر ساله این مسجد با نزدیک شدن به سالگرد این واقعه شوم بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد.
برای آشنایی بیشتر با جغرافیای این مکان مقدس وحواشی آن لازم به ذکر است که مسجدالاقصی در جنوب حرم شریف واقع شده است. خلیفه عبدالملک بن مروان اموی شروع به ساختن این بنا نمود و فرزند وی ولیدبن عبدالملک در سال 705م آن را بپایان برد حرم شریف این مکان مقدس شامل مسجدالاقصی، قبه الصخره با گنبد طلایی آن و صحن‌ها و ساختمانهای پیرامون آن است که جمعاً به مساحت 14 هکتار بر فراز کوه موریا قرار دارد و 14 دروازه از جمله درهای اسباط، حطه، شرف‌الانبیا، ناظر، نو، قطانین، مطهره، سلسله، مغربیان و دروازه طلایی، اتاق‌های متعدد، 8 چاه در صحن قبه الصخره و 17 چاه در حیاط مسجدالاقصی و جمعاً 4 گلدسته از جمله آثار این بخش می‌باشد.
طول این بنا به 80 متر و عرض آن به 55 متر می‌رسد و اکنون به 53 ستون مرمری و 49 ستون مربع ‌شکل استوار است. درهای مسجد در زمان امویها از طلا و نقره پوشیده شده بود اما به فرمان ابوجعفر منصور صفحات طلا و نقره را کنده، به دینار تبدیل و به مصرف مسجد رساندند. در اوائل قرن پانزدهم برخی از قسمتهای مسجد مورد مرمت قرار گرفت و گنبد و ابواب شمالی آن ساخته شد.
آنگاه که صلیبیها بیت‌المقدس را اشغال کردند، بخشی از مسجد را به کلیسا و بخش دیگر را به محل سکونت سواره نظام و انبار ذخائر خود تبدیل نمودند ولی هنگامی که صلاح‌الدین ایوبی بیت‌المقدس را از آنان بازپس گرفت به اصلاح و مرمت مسجد امر کرد و محراب آن را بازسازی نمود، گنبد آن را معرق‌کاری کرد و منبری زینت‌یافته با عاج و آبنوس از حلب آورد و در سمت راست محراب قرار داد. این منبر تا زمان آتش‌سوزی مسجد توسط یهودیان در تاریخ 21/8/1969 باقی بود.
پادشاهان بنی ایوب و ممالیک و سلاطین بنی‌عثمان نسبت به مسجد عنایت و توجه داشتند و رواقها در آن ساختند. سقف آن را تعمیر نموده و با کاشی معرق و مرمر زینت بخشیدند. دیوارها را تعمیر کردند و کف آن را با قالیهای ایرانی پوشاندند.
در سال 1927م. ضایعاتی به مسجد وارد آمد. لذا مجلس اعلای اسلامی به منظور تعمیر و بازسازی مسجد از کشورهای عربی و اسلامی استمداد جست. بزرگترین و مهمترین مرحله این عمران، برداشتن ستونهای قدیمی بود که گنبد بر آنها استوار بود و به جای آنها شصت ستون جدید که پی آنها از بتن مسلح بود، قرار داده شد.
پس از آن بر اثر زلزله، به برخی از رواقها و اجزای مسجد صدمه وارد شد که مجلس اسلامی با استفاده از اموال اوقاف به مرمت آن پرداخت. 
در همین راستا این هیئت اسلامی رواق شرقی را منهدم کرد و از نو بنا نمود. رواق میانی را نیز بازسازی کرد و ستونهای مورد نیاز را از ایتالیا آورد. زیر مسجدالاقصی دهلیزی وسیع وجود دارد که به اقصی قدیم موسوم است و آن عبارت است از سلسله‌ای از طاقها که بر ستونهای محکم و قطور استوار شده است.

http://hamedanbasij.ir/

آتش‌سوزی مسجدالاقصی:
در تاریخ 21/8/1969 (بیست و یکم آگوست) رژیم صهیونیستی اعلام کرد یک فرد دیوانه بنام دنیس مایکل روهان "Michael Dennis Rohan" مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه اسراییلیها اعلام داشتند که این فرد استرالیایی یک مسیحی دیوانه بود لیکن برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که ایشان یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت. همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجره‌های مشرف به درب‌المغاربه (که اسراییلیها آن را منهدم کردند) هدایت و یاری رسانیدند. در این آتش‌سوزی منبر مسجدالاقصی تخریب شد. منبری که توسط نورالدین زنگی سفارش ساخت داده شده بود بعد از جنگهای صلیبی و فتح بیت‌المقدس در سال 1187 یعنی دوران مسیحیت توسط صلاح‌الدین ایوبی از حلب به بیت‌المقدس آورده شده بود.

بخش به آتش کشیده مسجدالاقصی 1500 متر مربع از 4400 متر مربع مساحت کلی مسجد را در بر می‌گرفت. در این آتش‌سوزی منبر صلاح‌الدین ایوبی، مسجدعمر، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستونها و ایوانها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از گنبد داخلی که مزین بود محراب و دیوارهای جنوبی، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشه‌های رنگی و فرشها، سوره اسراء که با کاشیهای معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتش‌سوزی از بین رفت.

البته تلاش برای تخریب این مسجد به همین جا ختم نشد و چند بار دیگر نیز تلاشهایی متعددی در این راستا صورت گرفت که بشرح ذیل می‌باشد:
- در سال های 1982 و 1987 توسط ارتش اسراییل مراسمی نظامی در آنجا برگزار شد و با مقاومت فلسطینیان روبرو شد و 20 نفر از آنها شهید شدند.
- در سال 1996 نتانیاهو اجازه حفر تونل داد و در جریان اعتراض فلسطینیان 75 نفر کشته شدند.
- در سال 1997 دو اسراییلی به قصد انداختن سر خوک به داخل صحن مسجد بازداشت شدند آنها اعلام کردند که در آئین یهود، خوک نجس نیست.
- در7 ژوئن 1967 نیروهای اشغالگر کلیدهای درب غربی باب المغاربه را توقیف کردند و سپس این نیروها به سرعت، شهر را بعد از فرار اردنی ها تصرف کردند.
- در 9 ژوئن 1997 از برگزاری نماز جمعه ممانعت به عمل آمد. این اتفاق اولین باری بود که از زمان جنگهای صلیبی از 1187 میلادی تاکنون رخ داد.
- در 16 نوامبر 1969 نیروهای اشغالگر «کنج فخریه» در جنوب غربی حرم الشریف را اشغال کردند.
- در 14 آگوست 1970 گروه «گرشان شالوم» یک گروه افراطی که قصد داشتند مسجد را تخریب و به جای آن مسجد سلیمان را بنا کنند به زور وارد محوطه حرم شدند که طی یک درگیری، دهها نمازگزار فلسطینی مجروح شدند. 
- در 19 آوریل 1980 یک گروه از خاخامها و بزرگان یهود یک کنفرانس نیمه مخفی برای پیدا کردن راههائی بمنظور آزادی معبد کوهستان از دست مسلمانان تشکیل دادند.
- در 28 آگوست 1980 اشغالگران، تونلی در زیر مسجد حفر کرد
- در 30 مارس 1982 نامه های متعددی به مقامات اوقاف اسلامی ارسال و از آنها خواسته شد تا معبد کوهستان را ترک کنند و اخطار داده شد که در غیر اینصورت نتایج وخیمی به خاطر اشغال معبد ما برای آنها بوجود خواهد آمد نامه به عبری ‌‌‌، انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی و لهستانی نوشته شده بود.
- در 11 آوریل 1982 یک سرباز اسراییلی بنام آلن گودمن با تفنگ M16به نمازگزاران شلیک کرد و 60 فلسطینی را کشته و مجروح نمود.
- در 26 مارس 1983 ورودی اصلی بخش وقفی بیت المقدس به خاطر حفاری های اسراییل تخریب شد.
- در 21 آگوست 1985 پلیس اسراییل به یهودیان افراطی اجازه داد ، در محوطه حرم به عبادت بپردازند.
- در 4 آگوست 1986 یک گروه از حاخامها یک قانون نهائی را صادر کردند که به یهودیان اجازه می داد در حرم شریف به عبادت بپردازند و درخواست کردند که در آنجا یک کمیته ایجاد کنند .
- در 12 می 1988 سربازان اسراییلی به سوی تظاهرات مسالمت آمیز مسلمانان در حرم الشریف آتش گشودند و حدود یکصد نفر از فلسطینیان را کشتند.
- در 8 آگوست 1990 مقامات اسراییل در مسجدالاقصی به قتل عام 22 نماز گزار و مجروح ساختن بیش از 200 نفر دست زدند.
- در 25 ژولای 1995 یک دادگاه عالی اسراییل قانونی را تصویب کرد که به یهودیان اجازه می داد در معبد کوهستان (مسجدالاقصی) عبادت کنند.

سال 1982 شاهد یک سلسله تجاوزات مکرر صهیونیستها به حریم قدس شریف بوده است. در یازدهم آوریل، افراد یک گروه یهودی از پیروان سازمانهای افراطی یهودی «جنبش امنای جبل‌البیت» و «جنبش کاخ» به رهبری حاخام مائیرکاهانا تلاش کردند به داخل مسجدالاقصی یورش ببرند. بعدها روشن شد که این تلاش پوششی بوده است برای یک تهاجم مسلحانه به «قبه‌الصخره» این حرم مقدس توسط یکی از سربازان صهیونیست به نام «ایلین گوتمن» انجام شد و بر اثر آن دو تن از نگهبانان مسجد به شهادت رسیدند و آسیبهای فراوانی به قبه‌الصخره و ستونها و دیوارهای داخلی و خارجی مسجد وارد آمد. پیش از این تهاجم مسلحانه، سازمان هاگانا، چند نامه تهدیدآمیز برای اعضا شورای اوقاف قدس ارسال داشت که در آنها گفته شده بود اگر یهودیان از ورود به داخل مسجد همچنان منع شوند اعضای شورا به قتل خواهند رسید و مسجدالاقصی به آتش کشیده خواهد شد. این یورش مسلحانه به مسجدالاقصی، واکنش شدید و خشمگینانه در قدس و سایر شهرهای کرانه غربی را برانگیخت و طی قیامی گسترده 9 تن از فلسطینیان شهید و 136 تن دیگر مجروح شدند. علی رغم واکنشهای شدید مسلمانان نسبت به تهاجم مسلحانه علیه مسجدالاقصی، تلاشهای یهودیان افراطی برای ورود به داخل مسجد تکرار شد و در ششم ژوئیه یک گروه از اعضای «جنبش امنای جبل‌البیت» که تقریباً هفتاد تن بودند به بهانه برگزاری یک اجتماع همبستگی با ارتش اسراییل که مشغول جنگ در لبنان بود و به منظور نیایش و طلب پیروزی برای این ارتش، قصد ورود به داخل مسجدالاقصی را داشتند که شهروندان فلسطینی و نگهبانان مسجد با آنها درگیر شده و از ورودشان به صحنهای خارجی مسجدالاقصی جلوگیری کردند.

ساعت سه سحرگاه 28 ژوئیه همین سال، 47 مسلح یهودی عضو یک جنبش مذهبی به نام «یشیفه تو راه هکوهانیم» به رهبری حاخام «گرشون سلمون» به فرمان معاون وزیر دفاع در امور اسکان، چند خانه عربی جنب حرم شریف از ناحیه غربی را که متعلق به اوقاف اسلامی بود اشغال کردند و یک سری اثاثیه و تعدادی میز و مقداری اسلحه به داخل آن خانه‌ها انتقال دادند و کنار پنجره‌ها و روی پشت‌بامهای مشرف به مسجدالاقصی، مستقر شدند.

هیأت اسلامی به منظور حمایت از مسجدالاقصی پیامی خطاب به مسلمانان قدس منتشر کرد که بلافاصله صدها شهروند عرب فلسطینی در صحنهای مسجدالاقصی حاضر شدند و سعی کردند یهودیان مسلح را که خانه‌های مذکور را اشغال کرده بودند، از آنجا بیرون کنند. در عین حال شهردار قدس اعلام اعتصاب همه‌جانبه کرد که در نتیجه آن فضای هولناکی از تشنج بر شهر حاکم شد. در اینجا بود که پلیس صهیونیستی مجبور شد یهودیان مسلح را از این خانه‌ها بیرون کند.

چند روز بعد از این حادثه «جنبش امنای جبل‌البیت» دعوتنامه‌هایی برای برگزاری یک جشن عروسی در صحن مسجدالاقصی توزیع کرد. در این دعوتنامه نوشته شده بود: در ساعت 19 روز چهارم اوت سال 1982، مراسم عروسی «مریم کوهین» با دکتر «گلدشتاین» برگزار می‌شود. مدعوین باید به تعالیم مذهبی ویژه زیارت «جبل الهیکل» مقید باشند. روی کارتهای دعوت نیز تصویر شهر قدس با عکسی از هیکل به جای قبه‌الصخره چاپ شده بود. اداره اوقاف اسلامی قدس با مشاهده گسترش این تجاوزات و تلاشهای مکرر برای یورش مسلحانه به حریم قدس، ضرورت فوری افزایش و بالا بردن کارآیی اقدامات مربوطه به پاسداری از مسجدالاقصی و قبه‌الصخره و صحنهای خارجی آن را احساس کرد. به همین دلیل تصمیم گرفت که 200 نگهبان جدید استخدام شوند و دستگاههای آتش‌نشانی و هشدار دهنده بهتری مورد استفاده قرار گیرد و نورافکنهای جدیدی در نقاط مختلف نصب شود اما بی‌تردید، صهیونیسم به وسیله جنبشهای افراطی خویش و حتی حکومت رسمی خود همان‌طور که رهبران و بنیان‌گزارانش از «هرتزل» گرفته تا «بن‌گوریون» معتقدند که یهودی کردن قدس کامل نمی‌شود، مگر اینکه مقدسات اسلامی و مسیحی شهر تخریب و نابود شده باشد و نصب هیکل سلیمان روی «جبل‌البیت» (محل قدس شریف) مسأله‌ای است که تنها به زمان و فرصت مناسب نیاز دارد و تمامی این رویدادها و تجاوزاتی که مسجدالاقصی با آن روبه‌رو می‌شوند، از حفاریهایی که در زیر آن انجام می‌گیرد گرفته تا به آتش کشیدن و یورش مسلحانه به آن، نشانه‌های این حقیقت به شمار می‌روند و دشمن صهیونیستی هرگاه فرصت را مناسب بداند، تهدیدهای مکرر قبلی مبنی بر انهدام مسجدالاقصی را به اجرا در خواهد آورد تعمیراتی که از سوی کمیته معماری انجام گرفت.

حکومت اردن پس از آتش‌سوزی مسجدالاقصی، کمیته معماری مسجد را تشکیل داد. این کمیته در خلال سالهای 1969-1982 اصلاحات زیر را انجام داد:
1- ساختن بخش به آتش کشیده شده و ویران شده و از بین بردن آثار حریق.
2- ساختن دیوارها و ستونهایی به جای دیوارها و ستونهای سوخته شده. 
3- ساختن کف بتنی.
4- ساختن سقف بتنی جدید به جای سقف سوخته شده.
5- ساختن ایوانهائی با سنگهای سفید و سرخ.
6- ساختن دیوار مسجد عمر و سقف آن.
7- ساختن دیواری جدید برای مقام‌الاربعین.
8- ساختن دیوار محراب زکریا.
9- ساختن 48 پنجره از گچ و نصب شیشه رنگی برای آنها.
10- ساختن دو ستون مرمری که گنبد بر آنها سوار است.
11- ساختن پوشش مرمری داخلی.
12- برق‌رسانی به داخل.
13- سنگفرش کردن تمام قسمتهای به آتش کشیده شده.
14- مرمت چوب و تزئینات گنبد چوبی داخلی به کمک مؤسسه ایتالیایی (ایکرم Iccrom)
15- تهیه طرحهای جدید برای ساختن منبر صلاح‌الدین.
16- تهیه و بازسازی کتابت سورة اسراء با کاشیهای معرق.



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 19 تیر 1394

ارسال نظر(0)

روزی که حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند

روزی که حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند

پيشگويي نابودي اسرائيل در کلام امام علي (ع)

در روايات متعددي، موضوع تسلط يهود بر سرزمين‌هاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده است 
در روايتي كه از اميرمؤمنان(ع) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است: 
يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد. 

عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟ 

فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند. 

از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟ 

فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از[طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة»(1).

عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد [و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند
. 

آنگاه فرمود: 
و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند. 

بعد از آن فرمود: 
به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.(2) 

آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، مي‌فرمايد: 
من در آينده در مصر منبري روشني‌بخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.

عبايه مي‌گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي‌دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي‌شويد و اين كارها را انجام مي‌دهيد! 

فرمود: 
هيهات اي عبايه! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد.3 

با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(عج) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و قدس شريف باشيم.

پى نوشت :
1. ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال، آية 60) باشد. 
2. 
عقائد الاماميه، ج1، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص . 
3. 
بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص .

منبع: ماه نامه موعود - شماره 66



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 19 تیر 1394

ارسال نظر(0)

ویژه نامه روز قدس

قدس، قبله نخستين و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمين اصلى و وطن ميليون ها آواره مسلمان فلسطينى است كه استكبار جهانى توسط صهيونيسم جنايتكار، از سال 1948 آن سرزمين را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطه نيروهاى اشغالگر قدس قرارداد. 


اين توطئه از همان اولين سال هاى اجر، با مقاومت مردم مسلمان فلسطين و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بيدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پيگير و سياسى- نظامى، چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ايران نيز پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است. 

پس از پيروزى انقلاب اسلامى، امام امت در اولين فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صيهونيست هاى جنايتكار، به عنوان روز قدس تعيين نمودند و پيامى كه به همين مناسبت صادر نمودند، فرمودند: 

بسم الله الرحمن الرحيم 
من طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون، اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند. 
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان" روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم. 
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته روح الله الموسوي الخميني

‫سبحان الذي اسرا بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي الذي باركنا حوله‬

‫جمعه اين هفته روز آزادي بيت المقدس است‬ ، ‫آن سرزميني كه به گواهى تاريخ، مهد پيامبران الهى و محل ظهور اديان بزرگ و مدت ها مركز توحيد و‬ ‫خداپرستى و نشر تعليمات انبيا بوده است و به جهت همين حضور مبارك، از آلودگى شرك پاك است و لذا آن را‬ ‫بيت المقدس مي نامند.‬
‫بياييد با حضور خود در اين اجتماع بزرگ مسلمانان‬ ‫اعتراض خود را به اشغال اين سرزمين پاك و مقدس اعلام كرده‬ ‫و با مشت هاي محكم و گره كرده خود بردهان اشغال گران صهيونيست بكوبيم‬ ‫و تلاش كنيم دشمن را از آن سرزمين بيرون رانده‬
‫و با مسلمانان مظلوم آن سرزمين هم صدا شويم
و به دين سان پيام امام راحلمان، نور اميد به دل مظلومان فلسطينى تاباند و ميليون ها انسان آواره و مبارز را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژيم اشغالگر قدس و آمريكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد. 

پيام امام خمينى رضوان الله تعالى عليه نقطه عطفى در تاريخ مبارزات ملت فلسطين شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنايت پيشگان تاريخ، به يكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد. امام خمينى (ره) با اعلام آخرينجمعه ماه مبارك رمضان به عنوان (روز قدس)بر مبارزه پايان ناپذيرمستضعفين با جهانخواران ظالم تأكيد كردند و فرمودند: 

روز قدس روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. و امـروز روز اسـلام، روز قـدس‎ و فلسفه‎ انتظار است‎. منتظران‎ واقعی‎ كسانی هستند كه‎‎ هميشه و در همه‎ حال‎ آرزو می‎ كنند حضرت‎ امام‎ زمان (ع) ظهور فرمايند و ظلم‎ را ريشه‎ كن‎ كنند. 

منتظران‎ از بی‎‎ عدالتی، ظلـم‎، تبـعيـض، تبری می‎ جويند و انكار بت‎ های زمـانـه‎ در هر شكل‎ و هر قيافه‎‎، جوهره دين‎‎ آن هاست‎ و منتظران‎ هميشه‎‎‎ به هر وسيله ای‎ تلاش‎ می‎ كنند ظلم‎ را در هر كجای ‎ جهان‎ كه‎ باشـد نـابـود كنند تا زمينه‎ ظهور صاحب‎ عصر (عـج)‎ فـراهـم‎ شود. اما آيا می‎‎ دانيم‎ كه‎‎ امـروزه هيـچ‎ نـدائی فراتر از ندای‎ مردم‎‎ مظلوم فلسطين‎ به‎ گـوش‎ نمی‎ رسد و آيا فـريـاد ايـن‎‎ مـردم‎، ايـن كودكان‎‎‎‎، زنان، پيرمـردان، پيـرزنـان و ... فراتر و رسـاتـر از آن‎ نـيسـت‎ كـه‎ ای‎ مسلمانان‎ آيا امروزه‎‎‎ كسانی ستند كـه بـه ياری ‎ما بشتـابنـد؟ 

آيـا اشغـال‎ سـرزميـن‎ اجدادی‎ فلسطينيان‎‎ كه‎‎ تاريخ‎ آن به بيـش‎ از هزاران‎‎ سال‎ و به‎ كنعانيان برمی‎ گردد ظلـم‎ نيست‎‎ بی‎‎‎ عدالتی نيست و تبعيض نمی باشـد؟ 

پـس‎ مـنتـظران‎ واقعـی‎ كجـا هسـتنــد؟ 

ای مسلمانان‎‎ اگر درافتخار منتـظر بـودن بـه‎ خود می‎‎ باليد آيا می دانيد كه‎‎ مقابلـه بـا مجسمه‎ ظلم‎‎ و بت‎ بی‎‎‎ عدالتی يعنی رژيم غاصب‎، تروريست‎ و ظالم‎‎ صهيونيسم بالاترين‎ جلوه‎ انتظار است؟
آيا اگـر امـام‎ زمـان (ع) در مبارك‎ روزی ظهور فرمـاينـد بـر ايـن‎ ظلـم‎ صبر خواهند كرد؟ 

آيا امام‎ منتـظران‎ و منتظر امروزه‎‎ به حال‎ مظلومان‎‎ فلسطين نمـی‎ گريند؟ 

آری‎‎ ایبرادران‎‎‎ و خواهران مسلمان در هر جای‎ جهان‎ كه‎‎ به سر می‎ بريد بدانيـد امروز هيچ‎ فريضه ‎ای ‎ بالاتر از انتظار نيست‎ و در عرصه‎‎ انتظار نيز هيچ‎ مسئلـه ای‎ واجـب‎ تر از اجابت‎ ندای هل‎ من‎ ناصر ينصـرنـیدر صحرای فلسطين‎ نمی‎ باشد.

چه‎ خوب‎‎ فرمود بنيانگذار كبيرانقلاب اسلامی‎ حضرت‎ امام‎‎ خمينی (ره) كه روز قدس‎ روز اسلام است‎ و اسرائيل‎ اين‎ غده‎ سرطانی ‎ بايـد از بين‎ برود. اين‎ غده‎‎ سرطانـی، معـضلـی اسـت‎ كـه فقـط فلسطين‎ را تهديد نمـی‎ كنـد بـلكـه‎ تـفكـر صهيونيستی، انديشه‎‎ پليدی ‎ است‎ كه تلاش‎ مـی كند تا دنيا را به‎‎ جای ‎ خداپرستی، به بـت‎ پرستی ‎ سوق‎ دهد. 

اين‎ رژيم‎‎ پليد می‎ خواهد تمام دنيـا را تحـت‎ سلطه‎ خود قرار دهد و يهوديان‎ صهيونيسم‎ را در مقابل‎‎ خداوند، به‎ بتی ‎ تبديل كنـد تـا همه‎ اين‎ رژيم‎ را عبادت‎ كنند. اما چرا ما مسلمانان‎‎ بايد از فلسطيـنيـان حمايت‎ كنيم ؟
1- اگر ما مـنتـظر واقـعـی هستيم‎‎‎ كه‎‎ می باشيم بدون شـك بـدانيـم كـه امروزه ‎‎بزرگترين‎‎ ظلمی  كه دل امامزمان (ع) را می ‎‎آزارد ظلمی است كه در حق فلسطينيـان می رود پس برای  فراهم كردن زمـينـه ظهـور صاحب عصر بايد خود نيز آماده‎‎ پيوستـن بـه كاروان تحكيم‎‎ صلح عدالت جهانی  باشيم. 

برای  اين كه بتوانيم افتخار در ركاب مصلح بزرگ جهان را داشته باشيم بايد امروزنيـز خود را سربازی از سربازان حضرت ولـی  عصـر (عج) بدانيم و رسالت اين‎‎ سربـازان مبـارزه بـا ظلمی ‎‎ است كه در حـقبـرادران دينـی او در سرزمينهای فلسطين مقدس و در كنـار قبـلـه اول انجام می  شود و بـه مـسجـدی اهـانـت می شود كه پيامبر مـا حضـرت محـمـد (ص) از آنجا به‎‎ معراج رفتنـد.
 
2- انـديشـه پـليـد صهيونيستی  در محدوده‎‎ فلسطين مظلوم خـلاصـه نمی  شود بلكه اينتوطئه تمام‎‎ جهان ان اسلام را شامل‎ می ‎‎ شود.

آنچه‎‎ كه امروز در فلسطين‎ می گذرد اگر سستی‎ كنيم‎ بـدون‎ شـك‎ در آيـنـده‎ تمام‎ كشورهای ‎ اسلامی ‎از جمله‎ ايران‎ عزيز را نيز به‎ فلسطينی‎ ديگر تبديل‎ خواهـد كـرد و در آن‎‎ زمـان ديگـر ديـر خـواهـد بـود كـه‎ بتوانيم‎ اين‎‎‎ غده‎ سرطانی ‎ را از درون جهـان اسلام‎‎‎ حذف‎ كنيم و امـروز كـه‎ ملـت‎ مـظلـوم فـلسـطيـن‎‎ بـه‎‎‎ طور همـه جـانبـه بـا ايـن توطئه‎‎‎ مبارزه می‎‎‎ كند بدون‎ شك‎ به راحتی مـی توانيم‎‎ ايـن‎‎ رژيـم نـامشـروع را از بيـن ببريم‎‎ و اگر امروز بجنبيم خـدا نيـز يـار ماست‎ و ما را ياری خواهد كرد. 

امـا اگـر سستی‎‎ كنيم‎ حجتیبرای‎‎ ياری خواستن‎ از خـدا نخواهيم‎ داشت‎. مردم‎ فلسطين‎ امروز فقط از خود دفـاع نمـی‎ كنند بلكه‎‎ اين‎‎ مظلومان به نمـاينـدگـی‎ از همه‎ جهان‎ اسلام‎ دفاع می‎ كنند قدس‎ و مـسجـد الاقصی‎ و مقدسات‎ فلسطين‎‎‎ ازآن همه‎ مسلمانان است‎ و مبارزه‎ با رژيم‎ نامشروع، غـاصـب‎ و اشغالگر صهيونيستی‎‎ رسالتی است‎ كه‎‎ بر همه مسلمانان‎‎ و در يك‎ كـلام‎‎ مـنتـظران امـام عصر (عج) واجب‎ است‎.
 
3- تفكر صهيونيستی، تـوطئه‎ای‎ اسـت‎ چنـد لايه‎‎ و چند بعدی و بعد اقتصادی آن‎ به مراتب‎ خطرناكتر و پيچيده‎ تر است. حضور اقتصادی ‎‎ رژيم‎ صهيونيستی در كشورهـای اسلامی‎‎ در قالـب‎ جهـانـی سـازی ‎اقتـصـاد و سرمايه‎‎ گذاری‎‎‎ خارجی و نظريه پردازی بـرای اقتصاد ليبرال‎ و آزاد و يك‎ طرفه‎‎ به سـمـت‎ جهان‎‎ غرب‎ يكی از اين راهكـارهـا اسـت‎ كـه‎ متاسفانه ‎تا حـدودی در متـن‎‎ جهـان اسـلام‎ و بسياری‎‎ از كشورهای اسلامی ‎ رسوخ‎ پيداكـرده‎ است. 

صهيونـيسـتهـا امـروزه‎ تمـام‎ تـئوری هـای اقتصاد جهانی‎‎ را فقط به‎‎ سود خود تهيه مـی كنند به‎‎‎‎ طوری ‎ كه منافع‎ آن‎ به طور يك‎ طرفه به‎ منافع‎ آنها پيوند می‎ خورد اين‎ امر اگر ادامه‎ يابد استقلال‎ اقتصادی ‎‎ كشورهای اسلامـی‎ را تهديد می‎ كند، امری كه‎ اگر تحقق‎ يـابـد رهائی‎ از آن‎ بسيارمشكل‎ خواهد بود. 

اميد است‎‎‎ با شناخت كامل‎ از ماهيت رژيم‎ و تفكر صهيونيستی ‎و استراتژيهای حاميان‎‎ ايـن رژيم‎‎، با تمام مسلمانان‎‎ جهـان دسـت‎‎ وحـدت دهيم‎ و با يكپارچگی‎‎ اين‎ غده‎ سرطانـی را از سرزمينهای جهان‎ اسلام‎‎‎ بركنيم و بـت‎ ظلـم و بی‎‎ عدالتی را برای ‎هميشه‎ بـركـنيـم‎ تـا از منتظران‎‎ واقعی‎ ان شاالله‎ محسوب‎ شـويـم‎ و زمينه‎ را برای ظهور منجی ‎ عـالـم‎ بشـريـت‎ حضرت‎ امام‎‎‎ زمان ‎(عج) آماده‎ كنيم و بدانيم ‎‎‎ كـه‎ روزقـدس روز اسـلام و حمايت‎ از مردم‎ فلسطين، شفافتريـن جـلـوه‎ انتظار است‎.
 
 
 
چرا مسلمانان اينهمه به بیت المقدس علاقه دارند؟

پاسخ:

شهر و منطقة “بیت المقدس“ که در زبان عبرانی “اورشلیم“ نام دارد دارای قدمت دیرینه می‌باشد که به سه هزار سال قبل از میلاد می‌رسد.
منطقه بیت المقدس که جزیی از سرزمین فلسطین است در اوائل هزاره سوم ق.م در معرض موج عظیمی از مهاجرت عربهای سامی واقع گردید و کنعانیان برای اولین بار در این منطقه اسکان یافتند و شهر یُبوس را در محل فعلی بیت المقدس بنا نهادند.
در سال 1184 ق.م قوم فیلیسطن این منطقه را از دست کنعانیان خارج ساختند.
فلسطین سرزمین پیامبران است، در این ناحیه رسولان توحیدی دین حنیف را تبلیغ می‌کرده‌اند حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پس از ایشان، حضرت لوط (علیه السلام) در این سرزمین مقدس تبلیغ می‌کردند و در همانجا از دنیا رفتند و در “کفر بریک“ در یک فرسخی مسجد الخلیل دفن گردیدند،و می‌گویند مقبرة شصت پیامبر در این منطقه می‌باشد.
حضرت یعقوب علیه السلام و فرزندانش نیز در این منطقه سکونت داشته‌اند و بعد از آن بدنبال فرمان خداوند به حضرت موسی (علیه السلام)، بنی اسرائیل به این منطقه کوچ نمودند.
حضرت داود (علیه السلام) در سال هزار قبل از میلاد شهر بیت المقدس را مرکز حکومت خویش قرار داد. و بنای معروف هیکل را شروع نمود.
بعد از درگذشت حضرت داود فرزندش حضرت سلیمان علیه السلام وارث پیامبری و سلطنت وی‌ شد.
بعد از درگذشت حضرت سلیمان (علیه السلام) در سال 586 ق.م بخت النصر دوم پادشان کلدانی به فلسطین یورش برد و بیت المقدس را فتح کرد و آن را ویران نمود و هیکل سلیمان را آتش زد و 50 هزار نفر از یهودیان را اسیر کرده و به بابل فرستاد.
پس از آن بیت المقدس بدست بابلیها افتاد که تا سال 538 ق م بر فلسطین حکومت می‌کردند در سال 538 ق.م بیت المقدس به تصرف ایرانیها درآمد، تا سال 333 ق.م که اسکندر مقدونی فلسطین را مورد یورش قرار داد و آنرا تابع یونان نمود.
در سال 198 ق.م فلسطین تحت فرمانروایی سوریه درآمد.
در سال 167 ق.م مکابیان به رهبری یهودا، قدس را تصرف کردند که سرانجام به دست رومیان منقرض شدند. رومیان در طول حکومت خود یهودیان را تحت فشار قرار دادند و آنان را مجبور به خروج از فلسطین کردند، یهودیان در خارج از فلسطین به تجدید قوی و جمع‌آوری نیرو مشغول بودند که با ظهور حضرت مسیح (علیه السلام) مانعی در برابر آنان ایجاد شد.
تا سال 614 م با وجود مشکلاتی که یهودیان در برابر حضرت عیسی (علیه السلام) و دین او ایجاد کرده بودند این دین گسترش یافت و در این سال خسرو پرویز ساسانی بر بیت المقدس یورش برد و به تحریک یهودیان آثار مسیحیان در این شهر را نابود کرد.
در سال 629 م هراکلیوس امپراطور روم بیت المقدس را از سپاهیان ایران پس گرفت.
با ظهور اسلام در 100 سال نخستین عهد اسلامی این شهر مورد منازعه اسلام و مسیحیت و ایران و گروههای مختلف مسلمانان بود.
600 سال بعدی تقریباً این شهر کم حادثه بود در سال 1247 ه.ق ابرهیم پاشا (حکومت عثمانی) این شهر را فتح کرد و در سال 1296 این شهر به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد ولی بعد از آن توطئه‌ای به اجراء درآمد که طی آن غاصبان صهیونیست قبله نخستین مسلمین و سومین شهر مقدس جهان اسلام را به تصرف درآوردند.
بیت المقدس شامل دو بخش قدیم و جدید است که بخش شرقی یا قدیمی هنوز در داخل باروهای کهن محصور است و 144000 متر مربع مساحت دارد، بیت المقدس قدیم آخرین بار در زمان عثمانیان بازسازی شد مسجد الاقصی، قبة الصخره و مسجد الصخره در جنوب شرقی بخش قدیم واقع است که مجموعة آنها را حرم شریف می‌گویند دروازه شرقی حرم دروازه طلایی نام دارد که حرم را به کوه زیتون یا کوه طور وصل می‌نماید دروازه جنوبی با شهرهای بیت لحم و الخلیل ارتباط می‌یابد.
علت علاقه مسلمین به بیت المقدس:

آثار تاریخی بیت المقدس بیانگر ارزشها، خاطره‌ها و نشانه‌های عرفانی و دینی این شهر است و حضور شکوهمند مسلمانان را در آن ظاهر می‌سازد.
مسلمانان صدر اسلام این مکان را مقدس و مبارک می‌دانستند و بدلیل آنکه چندین سال به سوی آن نماز می‌خواندند، یک تعلق عاطفی معنوی به آن داشتند و از این جهت گرایش‌های اعتقادی خود را به این سرزمین با ایجاد گنجینه‌های نفیس که در رأس آنها مسجد الاقصی و قبة الصخره درخشندگی دارد، بروز دارند. البته این بناها در طول اعصار و قرون دیگر بطور مکرر بازسازی شده است.
توجه به این شهر توسط مسلمین که در رشد مجامع دینی، مسجد، مدارس و ... تجلی یافته از جهات دیگر نیز بوده است و آن معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از این مکان می‌باشد که خاطره آنرا با ساختن بناهایی بنام “مقام“ و “قبه“ محفوظ داشته‌اند، یاد انبیاء را که در این پایگاه نماز گزارده و صدای توحید داده‌اند با محرابها و دروازه‌ها ماندگار کرده‌اند.
و همچنین مسلمانان بنابر احادیث منقول از اهلبیت (علیهم السلام) عقیده دارند: عرضه داوری الهی و صحنه قیامت در بیت المقدس صورت می‌گیرد و بناهایی چون “قبة السلسله“، “قبة الصور“ و “باب الرحمة“ بر این باور بوجود آمده‌اند و این موضوع موجب آن شد تا قبرستان محلی بیت المقدس از گورستانی محلی فراتر رود و حتی بسیاری از بزرگان و معاریف و حکام مسلمان وصیت می‌کردند که در این مکان دفن شوند.
منبع: پایگاه حوزه
 
امروز، روز من است؛ روز قدس؛ 
روز اسلام؛ دین تصدیق کننده ادیان الهی؛ 
مذهب برادری و برابری؛ 
شریعت عدالت و ظلم‏ستیزی.
امروز، روز رسول اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.

من امروز، کوکب دری خود را از شجره مبارکه لا شرقیه و لا غربیه ملت ایران، برافروخته‏ام و آن‏قدر می‏درخشم تا هر ظلمتی را حتی در بحر لجّی نابود کنم.

ایستاده‏ام؛ با قدرت کلمه توحید «لا اله الاّ اللّه» و شعار کوبنده «اللّه اکبر».

ایستاده‏ام؛ با سلاح صبر و استقامت؛ چون کشتی نوح در برابر توفان فتنه‏ها.

ایستاده‏ام؛ با سلاح سنگ در برابر آتش؛ سنگ‏های سرزمین ابراهیم، آتش‏سوزند.

ایستاده‏ام؛ با عصای وحدت در برابر مارهای تفرقه‏افکن.

ایستاده‏ام؛ با تپش قلب انتظار، تا آمدن مصلح.

ایستاده‏ام؛ با قیام مستحکم انتفاضه. انتفاضه یعنی جوشش خون در رگ‏های غیرت یک ملت، یعنی سدشکنی قطره‏ها.

انتفاضه، یعنی مهر بطلان و آشفتگی بر رؤیای حکومت نیل تا فرات.
 
 
 
 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 19 تیر 1394

ارسال نظر(0)

قضاوتهای حضرت علی (ع)

 

چگونگی قضاوت کردن امام علی ( علیه السلام )

روزی عمر به علی (ع) گفت: در داوری شتاب می کنی. علی (ع) در همان لحظه کف دستش را گشود و به عمر فرمود: چند انگشت در این دست است؟ عمر گفت: ۵ انگشت. علی (ع) فرمود: در پاسخ شتاب کردی. عمر گفت: نیاز به تامل نداشت. در نگاه اول آشکار بود که دارای ۵ انگشت هستی. علی (ع) فرمود: من نیز در حکم در مورد آنچه برایم آشکار است شتاب می کنم .

 

 

اثبات مادر بودن زن

زنی با جوانی نزد قاضی رفتند که جوان زن را مادر خود میخواند و زن امتناع میکرد و رو به قاضی گفت که این چهار که برادرانم هستند گواه میدهند که این جوان پسر من نیست !!! آن چهار برادر گفتند که این چهل تن همراه ما هستند شهادت میدهند که خواهر ما فرزندی نداشته و هنوز دختر است و چون قاضی این را شنید دستور به حکم حد پسر داد و پسر رو به علی (ع) که آنجا حاضر بود کرد و فریاد داد که ای علی (ع) تو حکم کن میان ما که به خدا قسم این زن مادر من باشد و مرا نیز 2 سال شیر داده است . امام رو به زن گفت که ای زن ولی تو کی باشد و زن برادرانش را اشاره کرد و امام از برادرانش خواست تا وکالت خواهرشان را به او بدهند و برادران آن زن قبول کردند و گفتند که هر حکمی شما نمایید مورد قبول ما باشد . امام رو به زن کرد و گفت که ای زن من تو را به مهر 400 دینار به عقد این جوان آوردم و به غلام خود گفت تا که به منزل برود و این مبلغ را بیاورد و رو به زن کرد و گفت که برخیز و دست شوهرت را بگیر و به خانه برو . چون زن چنین شنید گریه سر داد که چگونه است من با فرزندم همبستر شوم و به مادر بودن خود اعتراف کرد !

   

 

 
 

 

 

دو مادر و یک فرزند!

در زمان خلافت عمر دو زن بر سر کودکى نزاع مى کردند و هر کدام او را فرزند خود مى خواند، نزاع به نزد عمر بردند، عمر نتوانست مشکلشان را حل کند از این رو دست به دامان امیرالمومنین علیه السلام گردید.

امیرالمومنین علیه السلام ابتداء آن دو زن را فراخوانده آنان را موعظه و نصیحت فرمود ولیکن سودى نبخشید و ایشان همچنان به مشاجره خود ادامه مى دادند.

امیرالمومنین علیه السلام چون این دستور داد اره اى بیاورند، در این موقع آن دو زن گفتند: یا امیرالمومنین ! مى خواهى با این اره چکار کنى ؟

امام علیه السلام فرمود: مى خواهم فرزند را دو نصف کنم براى هر کدامتان یک نصف ! از شنیدن این سخن یکى از آن دو ساکت ماند، ولى دیگر فریاد برآورد: خدا را خدا را! یا اباالحسن ! اگر حکم کودک این است که باید دو نیم شود من از حق خودم صرفنظر کردم و راضى نمى شوم عزیزم کشته شود.

آنگاه امیرالمومنین علیه السلام فرمود: الله اکبر! این کودک پسر توست و اگر پسر آن دیگرى مى بود او نیز به حالش ‍ رحم مى کرد و بدین عمل راضى نمى شد، در این موقع آن زن هم اقرار به حق نموده به کذب خود اعتراف کرد، و به واسطه قضاوت آن حضرت علیه السلام حزن و اندوه از عمر برطرف گردیده براى آن حضرت دعاى خیر نمود!

 

 

 

 

قضاوت بسیار زیبای حضرت برای شناسایی غلام

در زمان خلافت امیرالمومنین علیه السلام مردى کوهستانى با غلام خود به حج مى رفتند، در بین راه غلام مرتکب تقصیرى شده مولایش او را کتک زد. غلام بر آشفته ، به مولاى خود گفت : تو مولاى من نیستى بلکه من مولا و تو غلام من مى باشى . و پیوسته یکدیگر را تهدید نموده به هم مى گفتند: اى دشمن خدا! بر سخنت ثابت باش تا به کوفه رفته تو را به نزد امیرالمومنین علیه السلام ببرم . چون به کوفه آمدند هر دو با هم نزد على رفتند و مولا (ضارب ) گفت : این شخص ، غلام من است و مرتکب خلافى شده او را زده ام و بدین سبب از اطاعت من سر برتافته ، مرا غلام خود مى خواند.

دیگرى گفت : به خدا سوگند دروغ مى گوید و او غلام من مى باشد و پدرم وى را به منظور راهنمایى و تعلیم مسائل حج با من فرستاده و او به مال من طمع کرده مرا غلام خود مى خواند تا از این راه اموالم را تصرف نماید.

امیرالمومنین علیه السلام به آنان فرمود: بروید و امشب با هم صلح و سازش کنید و بامدادان به نزد من بیایید و خودتان حقیقت حال را بیان نمایید.

چون صبح شد، امیرالمومنین علیه السلام به قنبر فرمود: دو سوراخ در دیوار آماده کن ! و آن حضرت علیه السلام عادت داشت همه روزه پس از اداى فریضه صبح به خواندن دعا و تعقیب مشغول مى شد تا خورشید به اندازه نیزه اى در افق بالا مى آمد. آن روز هنوز از تعقیب نماز صبح فارغ نشده بود که آن دو مرد آمدند و مردم نیز در اطرافشان ازدحام کرده مى گفتند: امروز مشکل تازه اى براى امیرالمومنین روى داده که از عهده حل آن بر نمى آید! تا اینکه امام علیه السلام پس از فراغ از عبادت به آن دو مرد رو کرده ، فرمود: چه مى گویید؟ آنان شروع کردند به قسم خوردن که من مولا هستم و دیگرى غلام على علیه السلام به آنان فرمود: برخیزید که مى دانم راست نمى گویید، و آنگاه به آنان فرمود: سرتان را در سوراخ داخل کنید، و به قنبر فرمود: زود باش شمشیر رسول خدا صلى الله علیه و آله را برایم بیاور تا گردن غلام را بزنم ، غلام از شنیدن این سخن بر خود لرزید و بدون اختیار سر را بیرون کشید، و آن دیگر همچنان سرش را نگهداشت .
امیرالمومنین (ع ) به غلام رو کرده ، فرمود: مگر تو ادعا نمى کردى من غلام نیستم ؟
گفت : آرى ، ولیکن این مرد بر من ستم نمود و من مرتکب چنین خطایى شدم .پس آن حضرت علیه السلام از مولایش تعهد گرفت که دیگر او را آزار ندهد و غلام را به وى تسلیم نمود .

 

 

 

مجازات متفاوت 6 مرد زناکار

6 مرد را پیش قاضی بردند به جرم زنا کاری و قاضی گفت که همه را سنگسار کنند !!! امام علی (ع) فرمود که این حکم درست نباشد و چون حکم درست را پرسیدند فرمود که باید اولی را گردن زد ، دومی را سنگسار کرد ، سومی را حد زنا کار که صد تازیانه باشد زد ، چهارمی را حد 50 تازیانه زد ، پنجمی را تنبیه نمایند و ششمی را بی مجازات ببخشند ؛ و چون پرسیدند که جرم هر 6 نفر یکی بوده اما مجازات آنها نه ! حضرت فرمود که : اولی کافر میباشد که به دروغ به اسلام آمده و با زن مسلمه ای زنا کرده که حکمش قتل است ، دومی مرد محصن بود یعنی زن داشت و حکمش سنگسار است ، سومی محصن نبود لذا حکمش حد است ، چهارمی غلامی بود که حدش نصف میباشد ، پنجمی نابالغ بود که تنبیه کافی است و ششمی دیوانه بود که حکمی بر او نمیباشد.

 

 
 

 

 

 

قضاوتی جالب درباره شراب خوار


کسی در زمان خلافت ابوبکر شراب خورد و او را گرفتند و حد را خواستند اجرا کنند اما وی ادعا کرد نمیدانسته که شرب الخمر حرام است لذا ابوبکر اورا به نزد مولا علی (ع) فرستاد تا حکم کند امام فرمود او را به نزد انصار و مهاجر برده و ببینند که آیا او را کسی خبر رسانده یا خیر اگر کسی او را خبر رسانده بود در جا حدش زنند و اگه کسی به او خبر نداده بود او توبه کند و رهایش سازند .

 

 

   

چگونگی تشخیص ادعای شاکی

در زمان خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی (ع)، مردی را نزد آن حضرت آوردند كه ادعا می كند كسی بر سرش ضربه ای زده و در اثر این ضریه چشمانش نمی بیند و زبانش از كار افتاده و حس بویائی خود را نیز از دست داده. حضرت فرمود:« اگر راست بگوید سه دیه ی كامل بر او واجب است.» اطرافیان گفتند كه از كجا صحت و سقم ادعاهای او را تشخیص دهیم ؟؟؟

امیرالمؤمنین فرمود: «برای اینكه درستی ادعای او مبنی بر اینكه چشمش نمی بیند ثابت شود او را در مقابل آفتاب قرار دهند بطوریكه آفتاب مستقیم به چشمانش بتابد. اگر راست نگفته باشد نمی تواند چشمانش را باز نگهدارد. و در مورد ادعایش مبنی بر اینكه دیگر حس بویائی ندارد، پنبه ای را بسوزانند و مقابل بینی اش بگیرند اگر از چشمانش آب سرازیر شد و سرش را از دود دور كرد صادق نیست و گرنه راست می گوید. ولی در اینكه ادعا می كند زباش آسیب دیده به طوریكه تكلمش را از دست داده، باید سوزنی در زباش بزنند، اگر خون سرخ بیرون آید زبانش سالم است ولی اگر خون سیاه بیرون آید در ادعایش صادق است .

 

 

 

 

فرزند پسر برای کدام زن است ؟؟؟

مردى داراى دو زن بود كه هر دو نفر آنها باردار بودند. هر يك از آنها آرزو مى كرن که فرزندى كه به دنيا مى آورد پسر باشد تا بدين وسيله پيش ‍ شوهرش محبوبتر گردد . در آنزمان به دليل پايين بودن سطح فرهنگ و نقش مهمى كه مردان در تقويت بنيه نظامى داشتند ، داشتن فرزندان پسر ، افتخار بوده و داشتن فرزندان دختر ، موجب سرافكندگى محسوب مى شد .
از قضا هر دو زن در يك شب تاريك و در يك اتاق ، زايمان مى كنند. يكى از آنها دختر، وديگرى پسر به دنيا مى آورد. زنى كه دختر زاييده بود، در يك زمان مناسب ، فرزندش را بانوزاد پسر هوويش عوض مى كند و وانمود مى كند كه او پسر زاييده و هوويش دختر. اين كارباعث اختلاف و درگيرى بين دو هوو شده و كسى نمى تواند در اين مورد قضاوت كند. طبق معمول ، براى قضاوت در اين مورد، به درياى علم و حكمت ، اميرمؤ منان ، حضرت على(ع) مراجعه مى شود. آن حضرت می فرمایند شیر هر دو مادر را به مقدار معين و مساوى با هم مقایسه کنند و  آن دو را وزن کنند سپس شیری که سنگین تر است مربوط به مادر نوزاد پسر می باشد .
                 
                                               
 ***************
 
دلیل علمی این قضاوت امام علی امروزه اثبات شده است : به دليل اختلاف ساختمان جسمانى زن و مرد، خداوند متعال حتى در تغذيه نوزادان نيزاختلاف قايل شده است . شيرى كه پسر از آن تغذيه مى كند، بايد از املاح و فلزات بيشترى برخوردار باشد، تا استخوان بندى و اسكلت و همچنين عضلات محكم تر و نيرومندترى رابراى مردانى كه وظايف سنگين تر، خشن تر و خطرناكترى به عهده خواهند داشت ،فراهم سازد.به دليل اختلاف ساختمان جسمانى زن و مرد، خداوند متعال حتى در تغذيه نوزادان نيزاختلاف قايل شده است . شيرى كه پسر از آن تغذيه مى كند، بايد از املاح و فلزات بيشترىبرخوردار باشد، تا استخوان بندى و اسكلت و همچنين عضلات محكم تر و نيرومندترى رابراى مردانى كه وظايف سنگين تر، خشن تر و خطرناكترى به عهده خواهند داشت ،فراهم سازد .

  
   

 

 

حکم زنای زن باردار

 زنی حامله را نزد قاضی بردن که زنا داده ، قاضی حکم سنگسار داد اما مولا علی (ع) فرمود این درست نباشد چرا که شما مطمئن نیستید که طفل مرده باشد یا نه و باید به او مهلت دهید تا طفلش را به دنیا آورد و برای طفل پرستاری برگزینید و سپس حد او را اجرا نمایید .

 

 

 

داورى در مورد گاوى که الاغى را کشت!

در روایات آمده : دو نفر مرد به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند ، یکى از آنان گفت : اى رسول خدا! گاو این شخص ، الاغ مرا کشته است در این باره بین ما قضاوت کن .

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود : نزد ابوبکر بروید تا او قضاوت کند . آنان نزد ابوبکر رفتند و جریان خود را به او گفتند . ابوبکر گفت چرا نزد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نرفته اید و نزد من آمده اید ؟ گفتند : به حضور آن حضرت رفتیم او ما را به نزد شما فرستاد . ابوبکر گفت : حیوانى ، حیوانى را کشته است چیزى بر گردن صاحب حیوان کشنده نیست !!! آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بازگشتند و قضاوت ابوبکر را به عرض آن حضرت رساندند . پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود : نزد عمر بن خطاب بروید تا او در این باره قضاوت کند . آنان نزد عمر رفته و جریان را گفتند ، او گفت : چرا نزد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نرفته اید و به اینجا آمده اید ؟ گفتند : به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رفتیم ، او ما را نزد شما فرستاد . عمر گفت : چرا پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) شما را نزد ابوبکر نفرستاد ؟ گفتند : نزد او نیز فرستاد . عمر گفت : او چه گفت ؟  گفتند : ابوبکر گفت : حیوانى ، حیوان دیگر را کشته است و چیزى بر گردن صاحب حیوان کشنده نیست .عمر گفت : به نظر من نیز همین است که ابوبکر گفته !!!

آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه  و آله و سلّم ) بازگشتند و همه جریان را به عرض آن حضرت رساندند . پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به آنان فرمود : به حضور علىّ بن ابیطالب (علیه السلام ) بروید تا او در این مورد قضاوت کند . آنان به حضور على (علیه السلام ) رفته و جریان را گفتند . على (علیه السلام ) فرمود : اگر گاو به اصطبل و جایگاه الاغ رفته و الاغ را کشته است ، صاحب گاو باید قیمت الاغ را به صاحبش بدهد و اگر الاغ به اصطبل و جایگاه گاو رفته و گاو او را کشته است ، بر گردن صاحب گاو چیزى نیست . آن دو مرد به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بازگشتند و چگونگى قضاوت على (علیه السلام ) را به عرض رساندند . پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود : لَقَدْ قَضى عَلىُ بْنِ اَبِیطالِبٍ بَیْنَکُما بِقَضاءِ اللّهِ عَزَّاسمُهُ . على بن ابیطالب مطابق حکم خداوند متعّال بین شما قضاوت نموده است . سپس فرمود : حمد و سپاس خداوندى را که در میان ما خاندان نبوّت ، مردى را قرار داد که طبق سنّت حضرت داوود (علیه السلام ) در قضاوت داورى مى کند .

 

 

حل یک مساله جالب ریاضى توسط امام علی ( علیه السلام )

عبدالرّحمن بن حجّاج  مى گوید: از ابن ابى لیلى شنیدم که مى گفت : امیرمؤمنان على (علیه السلام ) در حادثه اى قضاوت عجیبى کرد که بى سابقه است و آن اینکه :دو نفر مرد در مسافرت ، با هم رفیق شدند، هنگام غذا در محلى نشستند تا غذا بخورند، نفر اول سه گرده نان از سفره خود بیرون آورد و نفر دوم پنج گرده نان ، در آن هنگام مردى از آنجا عبور مى کرد او را دعوت به خوردن غذا کردند، او نیز کنار سفره آنان نشست و از آن غذا خوردند، مرد رهگذر پس از خوردن غذا و هنگام خداحافظى ، هشت درهم به آنان داد و گفت : این هشت درهم را به جاى آنچه خوردم به شما دادم و از آنجا رفت ، آن دو نفر در تقسیم پول نزاع کردند، صاحب سه نان مى گفت : نصف هشت درهم مال من است و نصف آن مال تو. ولى صاحب پنج نان مى گفت : پنج درهم آن مال من است و سه درهم آن مال تو است . آنان نزاع و کشمکش ‍ خود را نزد على (علیه السلام ) آوردند و داورى را به او واگذار نمودند. على (علیه السلام ) به آنان فرمود:نزاع و کشمکش در اینگونه امور، از فرومایگى و پستى است ، صلح و سازش بهتر است ، بروید سازش کنید.صاحب سه نان ( نفر اولی ) گفت :من راضى نمى شوم مگر به آنچه حقیقت است و شما در این باره قضاوت به حق کنید . امیرمؤ منان على (علیه السلام ) خطاب به نفر اول فرمود : اکنون که تو حاضر به سازش نیستى و حقیقت را مى خواهى ، بدانکه حق تو از آن هشت درهم ، فقط یک درهم است . او گفت :سبحان اللّه ! چطور، حقیقت اینگونه است ؟!.حضرت على (علیه السلام ) فرمود:اکنون بشنو تا توضیح دهم : آیا تو صاحب سه نان نبودى ؟.او گفت : بله من صاحب سه نان هستم . على (علیه السلام ) فرمود:رفیق تو صاحب پنج نان است ؟ او گفت : آرى . على (علیه السلام ) فرمود:بنابراین ، این هشت نان ، 24 قسمت (با توجّه به سه نفر خورنده ) مى شود . تو (صاحب سه نان ) هشت قسمت نان ها را خورده اى و رفیق تو نیز هشت قسمت را خورده و مهمان نیز هشت قسمت را خورده است و چون آن مهمان هشت درهم به شما دو نفر داده ، هفت درهم آن مال رفیق تو (صاحب پنج نان ) است و یک درهم آن مال تو (صاحب سه نان ) است .آن دو مرد در حالى که حقیقت مطلب را دریافتند، از محضر على (علیه السلام ) رفتند .

                                                  ******************

توضیح بیشتر قضاوت زیبای مولا در این قضیه جالب : هر نان را 3 تکه فرض می کنیم. این 8 نان را 24 تکه در نظر می گیریم  . و چون همه به اندازه مساوی خورده اند پس هر کدام 8 تکه از 24 تای کل خورده اند . حال نفر سوم 8 درهم پول پرداخته برای 8 تکه ای که خورده . در نتیجه برای هر تکه یک درهم پرداخت کرده است .

حال باید دید که این 8 تکه که نفر سوم خورده چقدرش مال نفر اول و چقدرش مال نفر دوم است .

نفر اول 3 نان داشته یعنی 9 تکه و چون خودش مثل بقیه 8 تکه نان خورده پس  یک تکه از نانش می ماند که نفر سوم خورده است . و چون نفر سوم به ازای هر تکه نان یک درهم پول داده پس فقط یک درهم حق نفر اول است .

نفر دوم 5 نان داشته یعنی 15 تکه نان  . و چون خودش 8 تکه نان خورده 7 تکه دیگر می ماند که آن را نفر سوم خورده است . و چون نفر سوم به ازای هر تکه نان یک درهم پول پرداخت کرده است در نتیجه باید 7 در هم به ازای این 7 تکه نان به نفر دوم برسد .

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 19 تیر 1394

ارسال نظر(0)

سفارشات حضرت علی (ع)

دل به دنيا مسپاريد


یکى از جلوه‌هاى بسیار بارز تقوا، دل نسپردن به این دنیاى فانى و فریبنده است. از این رو حضرت علی علیه السلام در ادامه سفارش به تقوا مى‌فرماید:

«و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتکما ولا تاسفا على شىء منها زوى عنکما»؛ به شما سفارش مى‌کنم که دنیا را طلب نکنید هر چند که دنیا به دنبال شما بیاید. و بر چیزى از این دنیاى گذرا، که از شما کناره جسته است، افسوس مخورید. (1)
آخرت آفریده‌اند.
 
آنگاه که کسى مى‌میرد، مردم مى‌گویند: - مال و ثروت از خود - چه به جا نهاد، و فرشتگان گویند: - از اعمال نیک و صالح - چه پیش فرستاد. پدر آمرزیده‌ها! قسمتى از اموال خویش را پیش فرستید که به سود شما خواهد بود، و همه را در این دنیا نگذارید که گریبانگیرتان مى‌شود.

به همان فراوانى و کثرتى که آن بزرگوار درباره تقوا سخن گفته است، درباره دل نبستن به دنیا بیانات بسیار روشنگر و هشدار دهنده‌اى دارد: 

به بزرگى و فخر ظاهرى این دنیا رغبتى نداشته باشید و به وسیله زینت و نعمت آن فریفته نشوید و از سختى‌ها و زیان‌هایش بى‌تابى نکنید، چرا که عزت و فخر این دنیا تمام شدنى است و زینت و نعمت آن نابود گشتنى است و سختى و زیانش پایان‌پذیر است. هر مدت و دورانى در این دنیا سرآمدى دارد و هر زنده‌اى، مردنى... «فلا تنافسوا فى عز الدنیا و فخرها، ولا تعجبوا بزینتها و نعیمها، و لاتجزعوا من ضرائها و بوسها، فان عزها و فخرها الى انقطاع، و ان زینتها و نعیمها الى زوال، و ضراءها و بوسها الى نفاد، و کل مده الى انتها، و کل حى الى فناء»(2) ؛

 
هان اى مردم! به هوش باشید که دنیا خانه‌اى است که باید از آن گذشت و آخرت است که خانه ماندن است. پس، از این دنیاى گذرا براى آنجا که محل قرار و آرامش است توشه برگیرید. 

نزد خداوندى که اسرار شما را مى‌داند پرده درى نکنید. دل از دنیا بر کنید پیش از آن که جسم شما از آن خارج شود. شما را در دنیا مى‌آزمایند در حالى که شما را براى آخرت آفریده‌اند.
 
آنگاه که کسى مى‌میرد، مردم مى‌گویند: - مال و ثروت از خود - چه به جا نهاد، و فرشتگان گویند: - از اعمال نیک و صالح - چه پیش فرستاد. پدر آمرزیده‌ها! قسمتى از اموال خویش را پیش فرستید که به سود شما خواهد بود، و همه را در این دنیا نگذارید که گریبانگیرتان مى‌شود.

ایهاالناس! انما الدنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار. فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا استارکم عند من یعلم اسرارکم. و اخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل ان تخرج منها ابدانکم. ففیها اختبرتم، و لغیرها خلقتم. ان المرء اذا هلک قال الناس: ما ترک؟ و قالت الملائکه: ما قدم؟ لله آباوکم! فقدموا بعضا، یکن لکم، ولا تخلفوا کلا، فیکون علیکم!(3)
 
آن حضرت در بیانى کاملا گویا در تفسیر زهد - که همان دل بریدن از دنیاست - با بهره‌گیرى از آیه شریفه قرآن، سخنى زیبا فرموده است که در حقیقت توضیح و تبیین دیگرى است بر همان جمله نخست که در وصیت خویش آورده است.

تمامى معناى زهد در این دو کلمه قرآن فراهم آمده است که مى‌فرماید: «لکیلا تاسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم.»
(سوره حدید، آیه 23)

تا این که بر آنچه از دست مى‌دهید دریغ نورزید و به آنچه که به دست مى‌آورید شادمان نگردید. آرى آن کس که بر گذشته افسوس نخورد و بر آینده دل نبست و از آن شادمان نگشت هر دو سوى پارسایى را پاس داشته است. «الزهد کله بین کلمتین من القرآن: قال الله سبحانه: لکیلا تاسوا على مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم، و من لم یاس على الماضى، و لم یفرح بالاتى، فقد اخذ الزهد بطرفیه.»(4) 

پی‌نوشت‌ها:
1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام. 
2- نهج البلاغه نسخه صبحى صالح خطبه 96 .
3- نهج البلاغه نسخه فیض الاسلام، خطبه 194.
4- نهج البلاغه نسخه صبحى صالح، حکمت 439.

 

پیوند خویشاوندى را استوار سازید
انظروا ذوى ارحامکم، فصلوهم یهون الله علیکم الحساب»؛ خویشاوندانتان را دریابید و پیوند خویش با آنان را استوار گردانید تا خداوند روز قیامت حسابرسى را بر شما سبک و آسان گیرد. (1)

و در راستاى همان استوار ساختن پیوند برادرى و نیز دورى از قهر و تفرقه، نخست پیوند با خویشاوندان مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند درباره "صله رحم" یعنى پیوستن به خویشاوندان، چنین مى‌فرماید: 

"انما یتذکر اولوالالباب الذین یوفون بعهدالله ولا ینقضون المیثاق. و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب"
(رعد/ 21- 19)؛ 

خداوند فقط به خردمندان تذکر مى‌دهد و هشیارشان مى‌سازد، همان کسانى که به عهد الهى وفادار مى‌مانند و پیمان خویش با خدا را نمى‌شکنند. آنان که به آنچه خداوند فرمان داده است که بپیوندند، مى‌پیوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند از بدی حساب در روز قیامت هراس دارند .

و پس از بیان ویژگی‌هاى دیگرى از این گروه خردمندان، ادامه مى‌دهد:
"و الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعوا ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فى الارض اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار(رعد/ 25)؛ 



و کسانى که پس از پیمان بستن با خداوند، پیمان مى‌شکنند و پیوند خویش با خویشاوند مى‌گسلند و در زمین فساد و تباهى مى‌کنند، لعنت و نفرین خدا بر آنان باد و جایگاهى دردناک بهره و نصیبشان! 

حضرت امیرالمومنین در یکى از سخنان خود، به یکى از ثمرات صله رحم اشاره فرموده است، به همان مطلبى که از رسول خدا شنیده است. امام صادق از پدران خویش، از حضرت على علیه السلام نقل مى‌کند که آن جناب از قول پیامبر فرمود: صله رحم حسابرسى روز قیامت را آسان مى‌کند و از مرگ دلخراش پیشگیرى مى‌نماید. «عن ابى عبدالله، عن آبائه، عن على - علیهم السلام - قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صلة الرحم تهون الحساب و تقى میتة السوء.»(2) 



مضمون فوق اینگونه هم نقل شده است: عن ابى جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله بر ّالوالدین و صلة الرحم یهونان الحساب. ثم تلا هذه الایه: "والذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون و الحساب."(3) سفارش به صله رحم آنقدر فراوان است و روایات نقل شده در این زمینه چنان زیاد، که در این مختصر جز به برخى از آن بیانات راهگشا نمى‌توان اشاره کرد: پیامبر درباره تاثیر صله رحم بر فراوانى و تاخیر اجل فرمود: هر کس که شادمان و مسرور مى‌شود از این که روزى‌اش فراوان شود و اجلش دیر فرارسد پس باید که صله رحم کند. «من سره ان یبسط له فى رزقه، و ینسا له فى اجله فلیصل رحمه.»(4) 

امام باقر علیه السلام نیز درباره تاثیرات صله رحم فرمود:
صله ارحام اعمال دینى آدمى را پاکیره مى‌سازد و دارایى را فزونى مى‌بخشد و بلا را برطرف مى‌سازد و حساب روز قیامت را آسان مى‌کند و مرگ را به تأخیر مى‌اندازد. 


قال ابوجعفر علیه السلام
صلة الارحام تزکى الاعمال و تنمى الاعمال، و تدفع البلوى، و تیسر الحساب و تنسى ء فى الرزق.) (5) 

صله رحم داراى مراتبى است. پیامبر صلى الله علیه و آله در این باره فرمود: صله رحم کن، هر چند به شربتى از آب، برترین چیزى که مى‌توان به وسیله آن صله رحم کرد بازداشتن دیگران از آزار اوست. در دنیا صله رحم کنید، هر چند به یک سلام.

(قال رسول الله صلى الله علیه و آله: 
صل رحمک و لو بشربه من ماء و افضل ما یوصل به الرحم کف الاذى عنها. و قال صلى الله علیه و آله: صلوا ارحامکم فى الدنیا و لو بسلام.)(6) 

آثار صله رحم چنان است که همه را در برمى‌گیرد. چنانچه حضرت على علیه السلام از پیامبر اکرم نقل مى‌کند که فرمود: صله رحم سرزمین‌ها را آباد مى‌کند و عمرها را طولانى مى‌سازد، هر چند که اهل آن سرزمین خوبان نباشند. (عن على علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صله الرحم تعمر الدیار و تزید فى الاعمار، و ان کان اهلها غیر اخیار.) (7) 



همچنین از پیامبر نقل است که فرمود: 
ان القوم لیکونون فجره ولا یکونون برره. فیصلون ارحامهم فتنمى اموالهم و تطول اعمارهم"
شرط صله رحم عمل متقابل نیست. یعنى ما وظیفه داریم صله رحم کنیم، هر چند متقابلا این امر صورت نگیرد. 
دستور صریح در این مورد این است که امیرالمومنین فرمود: به خویشاوندان بپیوندید، هر چند آنها از شما بگسلند.
(صلوا ارحامکم و ان قطعوکم. و قال ابوذر: 
اوصانى رسول الله صلى الله علیه و آله ان اصل رحمى و ان ادبرت.)(8) 

به همان شدت و اهمیت که درباره صله رحم سخن گفته‌اند، درباره قطع رحم نهى اکید فرموده، و آثار سوئى براى آن برشمرده‌اند. از جمله آن که: 
- قاطع رحم به بهشت نمی‌رود. (9) 
- قطع رحم موجب سرعت مرگ و کوتاهى عمر مى‌شود. (10) 
- قطع رحم دارایی‌ها را به باد مى‌دهد. (11) 
- سرزمین‌ها را ویران مى‌سازد. (12) 
- نسل آدمى را منقطع مى‌کند. (13) 

پی‌نوشت‌ها:
1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام. 
2- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
3- تفسیر عیاشى، ج 2، ص 223 .
4- بحار الانوار، ج 71، ص 9.
5- اصول کافى، ج 2، ص 150.
6- بحارالانوار، ج 71، صص 103 و 104.
7- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
8- بحارالانوار، ج 72، صص 91 و 92 .
9- بحارالانوار، ج 71، ص 91.
10- بحارالانوار، ج 71، ص 94 و 138.
11- بحارالانوار، ج 71، ص 138.
12- بحارالانوار، ج 71، ص 134.
13- بحارالانوار، ج 71، ص 134.

 

پیوند خویشاوندى را استوار سازید
انظروا ذوى ارحامکم، فصلوهم یهون الله علیکم الحساب»؛ خویشاوندانتان را دریابید و پیوند خویش با آنان را استوار گردانید تا خداوند روز قیامت حسابرسى را بر شما سبک و آسان گیرد. (1)

و در راستاى همان استوار ساختن پیوند برادرى و نیز دورى از قهر و تفرقه، نخست پیوند با خویشاوندان مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند درباره "صله رحم" یعنى پیوستن به خویشاوندان، چنین مى‌فرماید: 

"انما یتذکر اولوالالباب الذین یوفون بعهدالله ولا ینقضون المیثاق. و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب"
(رعد/ 21- 19)؛ 

خداوند فقط به خردمندان تذکر مى‌دهد و هشیارشان مى‌سازد، همان کسانى که به عهد الهى وفادار مى‌مانند و پیمان خویش با خدا را نمى‌شکنند. آنان که به آنچه خداوند فرمان داده است که بپیوندند، مى‌پیوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند از بدی حساب در روز قیامت هراس دارند .

و پس از بیان ویژگی‌هاى دیگرى از این گروه خردمندان، ادامه مى‌دهد:
"و الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعوا ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فى الارض اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار(رعد/ 25)؛ 



و کسانى که پس از پیمان بستن با خداوند، پیمان مى‌شکنند و پیوند خویش با خویشاوند مى‌گسلند و در زمین فساد و تباهى مى‌کنند، لعنت و نفرین خدا بر آنان باد و جایگاهى دردناک بهره و نصیبشان! 

حضرت امیرالمومنین در یکى از سخنان خود، به یکى از ثمرات صله رحم اشاره فرموده است، به همان مطلبى که از رسول خدا شنیده است. امام صادق از پدران خویش، از حضرت على علیه السلام نقل مى‌کند که آن جناب از قول پیامبر فرمود: صله رحم حسابرسى روز قیامت را آسان مى‌کند و از مرگ دلخراش پیشگیرى مى‌نماید. «عن ابى عبدالله، عن آبائه، عن على - علیهم السلام - قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صلة الرحم تهون الحساب و تقى میتة السوء.»(2) 



مضمون فوق اینگونه هم نقل شده است: عن ابى جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله بر ّالوالدین و صلة الرحم یهونان الحساب. ثم تلا هذه الایه: "والذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون و الحساب."(3) سفارش به صله رحم آنقدر فراوان است و روایات نقل شده در این زمینه چنان زیاد، که در این مختصر جز به برخى از آن بیانات راهگشا نمى‌توان اشاره کرد: پیامبر درباره تاثیر صله رحم بر فراوانى و تاخیر اجل فرمود: هر کس که شادمان و مسرور مى‌شود از این که روزى‌اش فراوان شود و اجلش دیر فرارسد پس باید که صله رحم کند. «من سره ان یبسط له فى رزقه، و ینسا له فى اجله فلیصل رحمه.»(4) 

امام باقر علیه السلام نیز درباره تاثیرات صله رحم فرمود:
صله ارحام اعمال دینى آدمى را پاکیره مى‌سازد و دارایى را فزونى مى‌بخشد و بلا را برطرف مى‌سازد و حساب روز قیامت را آسان مى‌کند و مرگ را به تأخیر مى‌اندازد. 


قال ابوجعفر علیه السلام
صلة الارحام تزکى الاعمال و تنمى الاعمال، و تدفع البلوى، و تیسر الحساب و تنسى ء فى الرزق.) (5) 

صله رحم داراى مراتبى است. پیامبر صلى الله علیه و آله در این باره فرمود: صله رحم کن، هر چند به شربتى از آب، برترین چیزى که مى‌توان به وسیله آن صله رحم کرد بازداشتن دیگران از آزار اوست. در دنیا صله رحم کنید، هر چند به یک سلام.

(قال رسول الله صلى الله علیه و آله: 
صل رحمک و لو بشربه من ماء و افضل ما یوصل به الرحم کف الاذى عنها. و قال صلى الله علیه و آله: صلوا ارحامکم فى الدنیا و لو بسلام.)(6) 

آثار صله رحم چنان است که همه را در برمى‌گیرد. چنانچه حضرت على علیه السلام از پیامبر اکرم نقل مى‌کند که فرمود: صله رحم سرزمین‌ها را آباد مى‌کند و عمرها را طولانى مى‌سازد، هر چند که اهل آن سرزمین خوبان نباشند. (عن على علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صله الرحم تعمر الدیار و تزید فى الاعمار، و ان کان اهلها غیر اخیار.) (7) 



همچنین از پیامبر نقل است که فرمود: 
ان القوم لیکونون فجره ولا یکونون برره. فیصلون ارحامهم فتنمى اموالهم و تطول اعمارهم"
شرط صله رحم عمل متقابل نیست. یعنى ما وظیفه داریم صله رحم کنیم، هر چند متقابلا این امر صورت نگیرد. 
دستور صریح در این مورد این است که امیرالمومنین فرمود: به خویشاوندان بپیوندید، هر چند آنها از شما بگسلند.
(صلوا ارحامکم و ان قطعوکم. و قال ابوذر: 
اوصانى رسول الله صلى الله علیه و آله ان اصل رحمى و ان ادبرت.)(8) 

به همان شدت و اهمیت که درباره صله رحم سخن گفته‌اند، درباره قطع رحم نهى اکید فرموده، و آثار سوئى براى آن برشمرده‌اند. از جمله آن که: 
- قاطع رحم به بهشت نمی‌رود. (9) 
- قطع رحم موجب سرعت مرگ و کوتاهى عمر مى‌شود. (10) 
- قطع رحم دارایی‌ها را به باد مى‌دهد. (11) 
- سرزمین‌ها را ویران مى‌سازد. (12) 
- نسل آدمى را منقطع مى‌کند. (13) 


پی‌نوشت‌ها:
1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام. 
2- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
3- تفسیر عیاشى، ج 2، ص 223 .
4- بحار الانوار، ج 71، ص 9.
5- اصول کافى، ج 2، ص 150.
6- بحارالانوار، ج 71، صص 103 و 104.
7- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
8- بحارالانوار، ج 72، صص 91 و 92 .
9- بحارالانوار، ج 71، ص 91.
10- بحارالانوار، ج 71، ص 94 و 138.
11- بحارالانوار، ج 71، ص 138.
12- بحارالانوار، ج 71، ص 134.
13- بحارالانوار، ج 71، ص 134.

 

متقي باشيد 


آن حضرت دو فرزند گرامى خویش را مخاطب ساخته، به آنان فرمود: «اوصیکما بتقوى الله»
نور چشمانم شما را به ترس از خدا سفارش مى‌کنم. (1)

سفارش به تقوا پیش از همه و بیش از همه توسط خداوند صورت گرفته است. خداوند خطاب به مسلمانان مى‌فرماید:
و لقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله
شما و پیشینیان شما را - که کتاب آسمانى به آنها داده‌ام - به تقوا سفارش مى‌کنم. 
در میان فرمان‌هایى که خداوند در قرآن به مردم و مسلمانان و مومنان داده است بیشترین فرمان امر به تقواست. (حدود 78 مرتبه در قرآن امر به تقوا شده است.)


آثارى را هم که خداوند براى تقوا بر شمرده است، شگفت انگیز است. از آن جمله‌اند:
 
* اگر مردم تقوا پیشه کنند درهاى برکات آسمان و زمین بر آنان گشوده مى‌گردد. (سوره اعراف، آیه 96) 
و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض. 

* هر کس تقوا داشته باشد خداوند بینشى به او مى‌دهد که تفاوت میان حق و باطل را به آسانى مى‌یابد. (سوره انفال، آیه 29)؛ 
یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا.
 
* هر کس تقوا پیشه کند اگر گرفتار شد، خداوند برایش گریزگاهى قرار مى‌دهد. (سوره طلاق، آیه 2)؛ 
و من یتق الله یجعل له مخرجا.

* هر کس تقوا داشته باشد خداوند کارش را آسان قرار مى‌دهد. (سوره طلاق، آیه 4)؛ 
و من یتق الله یجعل له من امره یسرا.
 
* دستور خداوند است که تقوا پیشه کنید که خدا به شما علم و دانش عطا مى‌کند. (سوره بقره، آیه 282)؛ 
و اتقوا الله و یعلمکم الله.

* و نیز فرمان خداست که توشه تقوا برگیرید که براى جهان آخرت بهترین توشه تقواست. (سوره بقره، آیه 197)؛
 
و تزودوا فان خیر الزاد التقوى.
عصاره و خلاصه زندگى پیامبر و به پیروى از آن حضرت، تمام زندگى او نیز قرین و همراه تقواست. تعابیر زیبایى که او درباره تقوا دارد فراوان و شنیدنى است که چند مورد را به اشاره مى‌آوریم:
* تقوا همانند شتر رام و راه شناسى است که اگر اهل تقوا زمام امر خویش را به او سپرند به سلامت آنان را به بهشت برین وارد مى‌کند. 
الا و ان التقوى مطایا ذلل حمل علیها اهلها و اعطو ازمتها، فاوردتهم الجنه. (نهج البلاغه، کلام، 16)

* تقوا دژ استوارى است که هر کس به آن درآید در امان مى‌ماند؛ 
اعلموا عبادالله! ان التقوى دار حصن عزیز. 
(نهج البلاغه نسخه صبحى صالح، خطبه 156) 
* تقوا ریسمانى است که دستگیره آن بسیار استوار و مطمئن است. تقوا پناهگاهى است که در بلندایى امن قرار دارد؛ 
فاعتصموا بتقوى الله، فان لها حبلا وثیقا عروته، و معقلا منیعا ذروته. 
(نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 190)
 
* تقوا داروى بیمارى دل و بینایى کورى درون و شفاى مرض تن و صلاح فساد سینه و پاکیزگى ناپاکى جان... شماست؛ 
فان تقوى الله دواء داء قلوبکم، و بصر عمى افئدتکم، و شفاء مرض اجساکم، و صلاح فساد صدورکم، و طهور دنس انفسکم... . 
(نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 198)
* به وسیله تقوا آدمى از هر هلاکتى نجات مى‌یابد؛ ... و نجاة من کل هلکه. (نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 230)


پی‌نوشت‌:
1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.

بامردم نيكو سخن بگوئيد


«و قولوا للناس حسنا کما امرکم الله عزوجل
همانگونه که خداوند به شما فرمان داده است، با مردم به نیکویى سخن بگویید.»
نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.

آیه شریفه‌اى را که این فرمان در آن آمده است ذکر مى‌کنیم:
و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لاتعبدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذى القربى و الیتامى و المساکین و قولوا للناس حسنا و اقیموا الصلاة و اتوا الزکاة ثم تولیتم الا قلیلا و انتم معرضون (بقره/ 83)

حق همسايگي را بجا بياوريد 


«الله الله فى جیرانکم! فان النبى صلى الله علیه و آله و سلم اوصى بهم. و مازال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یوصى بهم حتى ظننا انه سیورثهم» ؛


شما را درباره همسایگانتان سفارش مى‌کنم. زیرا پیامبر درباره ایشان سفارش فرموده است. و آنقدر آن جناب درباره آنها سفارش مى‌فرمود که ما پنداشتیم همسایه را از همسایه ارث خواهد داد.

نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام. 

 

يتيمان را دريابيد
 
«الله الله فى الایتام فلا تغبوا افواهم، ولا تضیعوا بحضرتکم فقد سمعت رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - یقول: من عال یتیماً حتى یستغنى اوجب الله عزوجل له بذلک الجنة کما اوجب الله لاکل مال الیتیم النار»؛
 
درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند من از پیامبر خدا شنیدم که مى‌فرمود: اگر کسى یتیمى را، تا آنجا که بى‌نیاز شود، سرپرستى کند خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب مى‌کند. چنانچه اگر کسى مال یتیم را بخورد، خداوند - سوختن در - آتش را بر او واجب مى‌فرماید.

 

از عمل به قران غافل نشويد 


«الله الله فى القرآن! فلا یسبقکم الى العمل به احد غیرکم؛ 

حرمت قرآن را پاس بدارید. مراقب باشید، مبادا که کسى در عمل به آن بر شما سبقت بگیرد.» 


حضرت على علیه السلام هم که شاگرد نخست مکتب قرآن بود، سخنانى درّ آسا و گهربار در عظمت قرآن، گفته است، چنانچه در یکى از آن گفتارهاى فراوان مى‌فرماید: قرآن را بیاموزید، زیرا که نیکوترین گفتار است، ژرفاى آیات آن را خوب بفهمید، چون که بهار و طراوت دل‌هاست. به نور قرآن شفا بجویید، چرا که شفابخش سینه‌هاست، آن را به نیکویى بخوانید، زیرا که سودمندترین قصه‌هاست، و آگاه باشید - دانشمندى که به آنچه غیر از دانش اوست عمل کند، همانند جاهل سرگشته‌اى است که از بیمارى جهل بهبودى نیابد. بلکه حجت خدا - به خاطر علمش - بر او بزرگتر، و حسرت و پشیمانى‌اش لازمتر، و نزد خداوند سرزنش بر او بیشتر است.
 
«و تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث، و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب، و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور، و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص. و ان العالم العامل بغیر علمه کالجاهل الحائر الذى لایستفیق من جهله، بل الحجة علیه اعظم، و الحسرة له الزم و هو عندالله الوم.


نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 110

داستان دنیا


چون داستان مار است که دست بر آن بکشی نرم و در اندرونش

زهر کشنده است 

فریب خورده ی نادان به طرف آن می رود

و خردمند پایان بین از آن دوری می گزیند



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


پرسش 8 . چه كنيم تا آثار و بركات ماه رمضان را در خود بيشتر حفظ كنيم؟
بدون ترديد يك ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى، تأثير بسيار عميقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد؛ اما چه كنيم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند؟
در مرحله نخست بايد بكوشيم روزه ما كامل و واقعى باشد؛ آن گاه اثر آن تا سال آينده؛ بلكه براى هميشه باقى مى ماند.
امام جعفر صادق عليه السلام مى فرمايد: «هرگاه روزه دار هستى، پس بايد گوش و چشم تو از حرام به دور و جوارح و اعضاى تو از زشتى ها پاك باشد. بايد كارهاى بيهوده و لغو را از خود دور كنى... لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى [ زيرا روزه دار واقعى كسى است كه] كاملاً مراقب و مواظب تمامى شئون زندگى اش باشد تا كوچك ترين نواقص شرعى، عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد... روزه دار بايد در حد امكان، سكوت و خاموشى را اختيار كند؛ مگر ذكر خدا و بيان نيازمندى هايش. از قهقهه و بلند خنديدن بپرهيزد؛ زيرا خداوند بر خنده هاى قهقهه خشم دارد»62.
از اين سخنان پر معناى امام صادق عليه السلام، استفاده مى شود كه روزه وقتى كامل است و ما روزه دار واقعى محسوب مى شويم كه اين عمل، فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نباشد؛ بلكه همه اعضا و جوارح ما روزه دار باشد. چنين روزه اى كامل و واقعى است و طبعا اثر آن پايدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد، دو عمل مهم ديگر بايد انجام دهيم تا اثر روزه تا ماه مبارك رمضان بعدى باقى بماند:
يكم. پرهيز از آنچه كه موجب زايل شدن اثر روزه مى شود. علت غايى روزه دستيابى به «تقوا» (دورى از گناه) است؛ چه اينكه گناه با غايت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مى توانيم از اثر روزه (تقواى الهى) به طور مستمر بهره مند شويم كه رفتارمان، همسو و هم جهت و در راستاى پرهيزگارى باشد.
دوم. علاوه بر اجتناب از گناه، بايد ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارك رمضان انجام داده ايم، قطع نكنيم؛ يعنى، براى تقويت آثار روزه، گاهى روزه بگيريم. البته اين روزه ها واجب نيست؛ ولى از نظر كيفيت بايد به همان صورتى باشد كه در ماه مبارك رمضان روزه مى گيريم؛ يعنى، همه اعضا و جوارح ما روزه باشد.
بنابراين استوارى عمل و مداومت بر آن، موجب مى شود اثر آن عمل باقى بماند. امام باقر عليه السلام فرمود: «دوست داشتنى ترين عمل نزد خداوند، عملى است كه بنده آن را ادامه دهد؛ هر چند اندك باشد»63 و يكى از دلايل استمرار عمل، حفظ و بقاى اثر آن است. از نظر علمى و تجربى نيز اين حقيقت ثابت شده است كه براى ماندگارى يادگيرى و نهادينه شدن صفات اخلاقى و معنوى، يك فرآيند دو مرحله اى را بايد طى كرد: شكل گيرى و تثبيت و بقا.
هر مهارتى كه انسان به دست مى آورد، براى تثبيت و بقاى آن، بايد ارتباط خود را با آن مهارت ـ اگر چه به صورت اندك ـ حفظ كند. اين مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نيز صدق مى كند؛ يعنى، اگر مى خواهد اثرات ماه مبارك رمضان، نه تنها تا ماه رمضان بعدى حفظ شود؛ بلكه به عنوان يك سرمايه معنوى براى هميشه باقى بماند، بايد ارتباط خود را با اين ماه حفظ كند. نگه داشتن اين ارتباط، ممكن نيست؛ مگر با انجام دادن همان اعمالى كه در ماه رمضان انجام مى داد.
از اين رو توصيه مى شود بعد از ماه مبارك رمضان، گاهى روزه بگيريد و تلاوت قرآن را ـ هر چند روزى يك صفحه ـ قطع نكنيد و دعاهاى مربوط به ماه هاى بعد از رمضان را هر روز بخوانيد. سيره عملى بزرگان دين ـ مانند پيامبر و ائمه عليه السلام ـ همواره اين بوده كه بعضى از روزها را روزه مى گرفتند و توصيه مى كردند كه حداقل هر ماه سه روز، روزه بگيريد (اول، وسط و آخر ماه) و حداقل هر روز پنجاه آيه قرآن را تلاوت كنيد و... اين سيره و سفارش ها شايد براى استمرار و بقاى آثار ماه مبارك رمضان و تبديل آن حالات معنوى، به صفات و ملكات ماندگار و هميشگى است؛ به گونه اى كه اين آثار جزء وجود و شخصيت انسان شود و همواره رفتارهاى او را تحت تأثير قرار دهد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


پرسش 7 . در ماه رمضان احساس محبت بيشترى به خدا و امام دارم. از كجا بفهمم كه خدا هم من را دوست دارد؟ آيا راهى هست كه مطمئن شوم خدا هم مرا دوست دارد؟
اظهار محبت و دوستى در ميان انسان ها، راه هاى مختلفى دارد؛ گاه كلمات آتشين و سخنان محبت آميز در قالب شعر و نثر پيام محبت را مى رساند و گاهى ريزش بى امان اشك سوزان و شراره هاى قلب فروزان، پيك خوش خبر صفا و محبت است. هديه دادن، احترام نمودن و پذيرايى كردن از ديگر نشانه هاى محبت ورزى است.
اظهار محبت خداوند به بندگانش، از نوع انفعالات و تأثراتى نيست كه در ميان انسان ها شايع است؛ چون او منزّه و مبرّا از اين گونه حالات است. محبت خداوند به مخلوقاتش، به اين جهت است كه هر علتى به معلول و هر صانعى به مصنوع خود علاقه مند است؛ هر معلولى، ظهور و تراوشى از علت خود است و با آن سنخيت و مشابهت دارد. هر معلولى نيز به علت خود علاقه مند و دلبسته است؛ چون هستى و سرمايه وجودش را از او مى داند. هر چه علت قوى تر و ادراك معلول بيشتر باشد، دوستى و محبت ميان آن دو شديدتر است. پس بالاترين و قوى ترين نوع دوستى، محبتى است كه خداوند نسبت به بندگان خود دارد:
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بوديم، او به ما مشتاق بود
خداوند در آيات و روايات فراوانى، محبتش را به بندگانش ابراز كرده است: «إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابِينَ»48؛ «فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»49؛ «وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»50؛ «وَ اللّهُ يُحِبُّ الصّابِرِينَ»51؛ و... .
در حديث قدسى آمده است: «لو علم المدبرون كيف انتظارى لهم لماتوا شوقاً»52؛ «اگر آنان كه از من روى گردانيده اند، مى دانستند كه چه قدر منتظر آنان هستم، از شوق مى مردند».
محبت خداوند به بندگانش، داراى آثار و نشانه هايى است كه در احاديث به آنها اشاره شده است. بعضى از اين نشانه ها و آثار عبارت است از:
1. اطاعت از خداوند و پيروى از اولياى او: «من سرّه ان يعلم ان الله يحبه فليعمل بطاعة الله و ليتبعنا»53؛ «كسى كه خوشحال مى شود از اينكه بفهمد محبوب خدا است، بايد مطيع خدا و پيرو ما [ اهل بيت] باشد».
2. زياد به ياد خدا بودن: «اذا رأيت عبدى يكثر ذكرى فأنا اذنت له فى ذلك و انا احبه»54؛ «اگر بنده ام را ببينى كه زياد به ياد من است، خودم چنين اجازه اى به او داده ام و او را دوست مى دارم».
3. آرامش درونى و شكيبايى: «اذا احب الله عبداً زيَّنَهُ بالسكينة و الحلم»55؛ «هنگامى كه خداوند بنده اى را دوست بدارد، او را با زيور آرامش و شكيبايى مى آرايد».
4. داشتن قلبى پاك و اخلاقى متعادل: «اذا احب الله عبداً رزقه قلباً سليماً و خلقاً قويما»56؛ «زمانى كه خداوند بنده اى را دوست بدارد، قلبى پاك و اخلاقى متعادل (به دور از افراط و تفريط) روزى اش مى كند».
5. دوست داشتن مطيعان و دشمنى با عاصيان: «اذا اردت ان تعلم ان فيك خيراً فانظر الى قلبك فان كان يحب اهل طاعة الله عز و جل و يبغض اهل معصية ففيك خير و الله يحبك»57؛ «اگر مى خواهى بدانى كه در تو خير و نيكى وجود دارد يا نه، به قلبت بنگر؛ اگر در آن دوستى و محبت نسبت به بندگان مطيع خداوند و بغض و كينه نسبت به گناه كاران يافتى، پس در تو خير و نيكى است و خداوند تو را دوست دارد». نعمت وجود و حيات و استمرار آن و مجهز بودن به اسباب و لوازمى كه براى ادامه زندگى و تكامل مادى و معنوى انسان بايسته است، از ديگر جلوه هاى محبت خداوند به بندگانش است.
شور و شوق و كشش و جذبه اى كه گاه انسان در كانون وجود و نهان خانه ضميرش احساس مى كند و او را به سوى كمال مطلق و هستى بى كران مى كشاند، از نشانه هاى ديگر لطف و محبت الهى است. اگر محبت و عنايت حق به بندگانش نبود و شبستان قلب ما با نور محبت او روشن نگشته بود، هرگز آتش اشتياق در درونمان زبانه نمى كشيد و نهر كوچك وجودمان، ميلى به دريا شدن و بى كرانه گشتن پيدا نمى كرد:
رشته اى بر گردنم افكنده دوست
مى كشد آنجا كه خاطر خواه اوست
احساس نياز به دعا و تضرّع و خاكسارى در پيشگاه معبود متعال و عرض نياز و حاجت با او، از آثار توجّه و عنايت و محبت خداوند به بندگانش است.
محبت بندگان و اولياى خدا به جايى مى رسد كه اعلام مى كنند: خدايا! اگر ما را در جهنم هم ببرى، باز هم اعلام مى كنيم دوستت داريم.
در مناجات شعبانيه چنين مى خوانيم: «و ان ادخلتنى النار اعلمت اهلها انى احبك»58؛ «خدايا! اگر مرا وارد آتش كنى، به دوزخيان اعلام مى كنم كه دوستدار توام» و نيز در مناجات ابو حمزه ثمالى آمده است: «الهى! لو قرنتنى بالاصفاد و منعتنى سيبك من بين الاشهاد و دللت على فضائحى عيون العباد و امرت بى الى النار و حلت بينى و بين الابرار ماقطعت رجائى منك و ما صرفت تأميلى للعفو عنك و لاخرج حبك من قلبى»59؛ «خدايا! اگر با غل و زنجير به بندم كشى و لطف عام و شاملت را از من دريغ كنى و ديگران را از رسوايى هايم آگاه سازى و دستور دهى به آتشم ببرند و ميان من و بندگان خوبت جدايى بيندازى؛ با اين همه، اميدم از تو بريده نمى شود و از آرزوى عفو و گذشتت صرف نظر نخواهم كرد و محبت تو از قلبم بيرون نخواهد رفت».
دعاهاى اولياى برگزيده و بندگان معصوم خداوند، سخنانى شاعرانه و مبالغه آميز نيست كه در گرما گرم غلبه احساسات بر زبان جارى شده باشد؛ بلكه بيان حال و مشاهدات آن خوبان پاك سرشت است. آنان عاشقان دلباخته و شيدايى اند كه يكسره غرق تماشاى محبوب خويش بوده و جلوه هاى جمال و كمال دوست را در هر مظهر و موجودى، به روشنى مى بينند: «انت الذى لا اله غيرك تعرفت لكل شى ء فما جهلك شى ء و انت الذى تعرفت الىّ فى كل شى ء فرأيتك ظاهراً فى كل شى ء و انت المظاهر لكل شى ء»60 ؛ «تو آن خدايى كه معبودى جز تو نيست. خود را به هر چيز شناسانده اى، به طورى كه در نزد هيچ چيز ناشناس نيستى. تو آن خداوندى كه در هر چيز، خود را به من نمودى، آن سان كه تو را در هر چيزى آشكار ديدم و تو براى هر چيز ظاهر و هويدايى».
كى رفته اى ز دل كه تمنا كنم تو را
كى گشته اى نهفته كه پيدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من 
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
آن محرمان راز هستى، خانه دلشان را از غير حق پرداخته و حرم قلبشان را منزلگاه جانان ساخته اند «القلب حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله»61 ؛ «دل حرم خدا است، پس غير را در آن منشان».
آنان پروانگان شمع ذات احدى و جمال ازلى هستند. هر چه از محبوب مى بينند، زيبايى و كمال است. اگر چه خداى حكيم و رحيم، بندگان پاك و برگزيده خود را با آتش عذاب نمى كند و در جهنم جاى نمى دهد؛ ولى اگر به فرض چنين هم باشد، در ميان شعله هاى آتش، باز نظاره گر جمال محبوب اند و جز لطف، خوبى، كمال و جمال دوست چيزى نمى بيند.
در آتش ار خيال رخش دست مى دهد
ساقى بيا كه نيست ز دوزخ شكايتى



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان

پرسش 6 . گفته مى شود كه در ماه رمضان، شيطان به زنجير كشيده مى شود، پس دليل گناهان ما در اين ماه چيست؟ اصولاً چرا خداوند به شيطان مهلت داده ما را به گناه بكشاند تا مجبور باشيم با اين همه سختى، خود را از شرّ او رهايى بخشيم؟
اين  سؤال، پرسشى بنيادين است كه براى هر انديشمند مسلمان رخ مى نمايد و پاسخ به آن در گرو كاويدن جنبه هاى مختلف آن است. در اين پرسش سه طرف ـ خداوند، انسان و شيطان ـ قرار دارد كه به طور مختصر به بررسى آنها مى پردازيم:
1. هدف خداوند از آفرينش انسان، رساندن او به كمال است.
2. تبلور كمال انسان، در شناخت خداوند است و معرفت، در گرو عبادت او است. خداوند خود مى فرمايد: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ»32 ؛ «جن و انس را تنها براى عبادت خود آفريدم»؛ زيرا با عبادت و شناخت او، كمال انسان تحقق مى يابد.
3. انسان عبادت گر را تنها در صورتى مى توان در حال حركت به سوى كمال ديد كه آگاهانه و با اختيار، اين مسير را انتخاب كرده باشد؛ نه آنكه همانند فرشتگان به صورت تكوينى به عبادت بپردازد و قدرت بر عصيان و نافرمانى خداوند نداشته باشد: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»33.
و چه زيبا سروده است خواجه شيراز در اين باره:
جلوه اى كرد رُخت ديد ملك عشق نداشت
عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد
4. خداوند به همين جهت انسان را موجودى مختار آفريد و انتخاب راه سعادت و شقاوت را در اختيار او نهاد؛ چنان كه مى فرمايد:«إِنّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَ إِمّا كَفُوراً»34؛ «ما راه را به انسان نشان داديم، حال يا سپاس گزار است و يا ناسپاس».
5. از اينجا است كه مسئله امتحان ـ به عنوان يكى از اهداف واسطه اى آفرينش انسان ـ مطرح مى شود؛ زيرا امتحان، تبلور اختيار انسان است و جاى شگفتى ندارد كه در آيات فراوانى، طرح اين مسئله را به گونه هاى مختلف مى بينيم؛ چنان كه مى فرمايد: «إِنّا خَلَقْنَا الاْءِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ»35؛ «ما انسان را از نطفه اى آميخته آفريديم تا او را بيازماييم»36.
6. برقرارى يك «امتحان عادلانه»، تنها در گرو وجود شرايط و امكانات براى گزينش مسير خير يا شرّ به وسيله انسان است. اما خداوند از آن رو كه انسان را گل سر سبد مخلوقات خود مى داند و تنها براى آفرينش او به خود تبريك مى گويد «فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»37، در جهت انتخاب مسير كمال و خير، امكانات فراوانى را در اختيار او گذاشته است. اين ابزار و امكانات عبارت است از:
6ـ1. آفرينش بر اساس فطرت و گرايش ذاتى به خداوند: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها»38.
6ـ2. رهبرى و هدايت الهى به سوى حق به وسيله خود خدا: «قُلِ اللّهُ يَهْدِى لِلْحَقِّ»39.
6ـ3. الهام خوبى ها و بدى ها به انسان به منظور گزينش آگاهانه او: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»40.
6ـ4. محبوب قرار دادن ايمان به خداوند در نهاد انسان ها: «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِى قُلُوبِكُمْ»41.
6ـ5. يارى رساندن ويژه به مؤمنان در مسير زندگانى: «إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَياةِ الدُّنْيا»42.43
6ـ6. گشودن راه هاى هدايت به تناسب تلاش انسان: «وَالّذيِنَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»44.
7. حال با وجود اين همه امكانات در جانب خير، بودن نيرويى در جانب شرّ، موجب مى شود كه آزمايش الهى از حالت صورى در آيد؛ يعنى، وجود نيروهايى كه انسان را به سوى شرّ وسوسه مى كنند، باعث مى شود انسان واقعا در ميان دو راهى ها، قرار گيرد و خود با اراده و عزم خويش، مسيرى را انتخاب كند.
به عبارت ديگر وسوسه هاى شيطانى، باعث مى شود كه انسان به مبارزه برخيزد و با استمداد از عنايت هاى الهى، نبردى سهمگين را آغاز كند. به اين وسيله نفس او پرورش و تكامل مى يابد و عالى ترين مدارج كمال ممكن را كسب مى كند و چون در اين صورت امتحان جدى صورت گرفته است، حقيقت شخصيت او ـ خواه مثبت و ملكوتى يا منفى و منحط ـ بروز مى نمايد؛ يعنى، انسان نهان خود را نشان مى دهد.
از اينجا بود كه با نافرمانى ابليس و رانده شدن او از درگاه الهى و سپس تقاضاى او براى اغواى نوع انسانى؛ خداوند با تقاضاى او موافقت كرد و به او مهلت داد تا در مقابل نيروهاى الهى، وسوسه گر انسان به سمت شرّ باشد. اما در عين حال قدرت او در اين زمينه را محدود ساخت و هيچ سلطه اى را براى شيطان به طور مستقل بر انسان ها قرار نداد: «وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤمِنُ بِالاْخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِى شَكٍّ»45.
8. اغواگرى شيطان، تنها در انسان هايى مؤثر است كه جانب شرّ را بر خير ترجيح مى دهند؛ اما خالصان و خداجويان حقيقى، گزندى از او نمى بينند. چنان كه شيطان خود بر ناتوانى خويش در اين زمينه اعتراف كرده، مى گويد: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»46.
بنابراين وسوسه گرى شيطان، پس از روى گردانى انسان از نداى فطرت و الهامات رحمانى است. چنين كسانى كه با اختيار و انتخاب خود كفر ورزيده، قابليت محبت و همراهى با پاك ترين انسان هاى روى زمين را از دست داده اند؛ سزاوار آن هستند كه به وسوسه هاى شيطانى گرفتار شوند و اين خود نوعى مجازات الهى نسبت به آنان در همين دنيا است: «أَ لَمْ تَرَ أَنّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤزُّهُمْ أَزًّا»47؛ «آيا ندانستى كه ما شيطان ها را بر كافران گماشته ايم، آنان را شديدا تحريك كنند؟».
9. خداوند متعال به جهت عنايت ويژه اش به مؤمنان، زمان ها، مكان ها و وسايطى براى آنها قرار داده است تا بتوانند از آنها استمداد جسته و در جهت حفظ و تقويت بعد معنوى خويش، تلاشى پيگير داشته باشند. ماه رمضان ـ به ويژه شب قدر ـ بهترين زمان ها براى اين جهت است. خداوند در اين ماه، قدرت شيطان را محدود ساخته است (كه از اين محدوديت، به زنجير كشيده شدن او تعبير مى شود)؛ لكن اين تنها زمينه خوبى براى حركت به سوى كمالات معنوى است كه به خواسته انسان مشروط است و اگر انسان نخواهد در مسير تكامل ايمانى قرار گيرد ـ اگر چه روزه هم بگيرد لكن در ترك گناهان نكوشد ـ روزه تأثيرى ژرف در جان او نگذاشته، تنها تكليفى را از او ساقط مى كند.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


پرسش 1 . «رمضان» يعنى چه و آيا ماه رمضان و روزه گرفتن، در اديان گذشته نيز وجود داشته است؟ فرق روزه مسيحيان و يهوديان با مسلمانان چگونه است؟
برخى «رمضان» را از «رمض» مشتق مى دانند كه به معناى تافته شدن سنگ ها، از شدّت گرما است و چون وجوب روزه در ماه رمضان، مصادف با شدّت گرما بوده است، نام اين ماه را رمضان گذاشته اند. به يك تعبير ماه رمضان، ماه سوزاندن گناهان و بلكه بالاتر سوزاندن نفس آدمى است كه انسان خام را پخته مى كند تا حجاب انانيت و خود خواهى از ميان برداشته شود.
برخى ديگر رمضان را مشتق از «رميض»، به معناى ابر و باران در پايان چلّه تابستان و ابتداى فصل پاييز مى دانند كه گرماى تابستان را دور مى كند. به اين دليل اين ماه را «رمضان» گفته اند كه بدن هاى آدميان را از گناهان مى شويد1. برخى ديگر «رمضان» را بر گرفته از «رمضت النصل ارمضه رمضاً» مى دانند؛ به اين معنا كه نيزه را ميان دو سنگ مى گذاشتند و بر آن مى كوفتند تا نازك شود. به اين تعبير رمضان؛ يعنى، انسان خود را ميان طاعت و عبادت الهى قرار مى دهد تا نفس او نرم و آماده بندگى شود. از اين رو برخى مى گويند: «رمضان» نامى است كه اسلام بر اين ماه گذاشته است و بنابر نظر ديگر، از زمان جاهليت بر اين نام بوده است2. در معناى «رمضان» به دو نكته كه در روايات بيان شده، اشاره مى گردد:
1. در بسيارى از احاديث اهل بيت عليهم السلام از گفتن كلمه «رمضان» به تنهايى نهى و توصيه شده است كه آن را «ماه رمضان» نام گذارند؛ زيرا «رمضان» يكى از اسماى الهى است3. از امير مؤمنان عليه السلام نقل شده است: «نگوييد رمضان؛ بلكه بگوييد ماه رمضان و احترام آن را رعايت كنيد»4. امام باقر عليه السلام فرمود: «نگوييد «اين رمضان» و «رمضان رفت» و يا «رمضان آمد»؛ زيرا «رمضان» نامى از نام هاى خداوند است كه نمى آيد و نمى رود. رفتن و آمدن، ويژگى هاى موجود زايل شدنى است»5.
پس در حقيقت «رمضان»، نامى از نام هاى خداوند است و ماه رمضان، ماه الهى است. به همين تعبير از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه وارد شده است: «ايها الناس قد اقبل اليكم شهر الله»6؛ «اى مردم! همانا ماه خدا به سوى شما روى آورده است».
2. در روايات متعدد، ماه رمضان اول سال معرفى شده؛ چنان كه امام صادق عليه السلام فرموده است: «اول سال ماه رمضان است»7 و به اين دليل اگر اين ماه سالم باشد، همه سال درست و سالم خواهد بود8.
فروردين اول سال، بر اساس اعتدال طبيعت و مناسب براى كشاورزى است و ماه محرم، اول سال در ماه هاى قمرى است. اما براى ساكنان و كسانى كه به دنبال خودسازى هستند، ماه رمضان اول سال است. در ماه هاى رجب و شعبان، بايست حساب سالشان را صاف و پاك كنند و با پاكى به مهمانى خداوند گام نهند.
بر اساس صريح آيه قرآن، روزه براى امت هاى گذشته نيز واجب بوده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»9. از اين آيه به دست مى آيد كه در ملت ها و امت هاى پيشين نيز روزه واجب بوده است. اما اين ملت ها چه كسانى بوده اند؟ نقل هاى تاريخى از مصر، يونان، روم و هند باستان، نمونه هاى روزه دارى را نقل كرده است. در كتاب مقدس نيز بر روزه دارى تأكيد و تشويق شده است10.
در قاموس كتاب مقدس آمده است: «روزه در تمام اوقات در ميان هر طايفه و هر ملت و مذهب، در موقع اندوه و زحمت غيرمترقبه، معمول بوده است»11.
از تورات نيز برمى آيد كه موسى عليه السلام چهل روز روزه داشته است: «هنگام بر آمدنم به كوه، لوح هاى سنگى را (لوح هاى عهدى كه خداوند با شما بست) بگيرم. آن گاه در كوه چهل روز و چهل شب ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشيدم»12.
همچنين از انجيل لوقا نيز برمى آيد كه حواريون مسيح روزه مى گرفتند13.
روزه به عنوان يك عمل عبادى، در ميان يهود رواج دارد؛ ولى تنها در روز «كيپور» (روز كفار) اين عمل صورت مى گيرد. در اين روز يهوديان از غروب روز قبل تا شبانگاه اين روز، براى كفّاره گناهان روزه مى گيرند و از خوردن و آشاميدن، استحمام و كار پرهيز مى كنند و در كنيسه ها به عبادت و استغفار مشغول مى شوند14.


پرسش 2 . «ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است و «ماه رمضان» ماه خدا است كه مخصوص امت پيامبر مى باشد؛ اين مسائل را توضيح دهيد.
براساس روايات «ماه رجب»، ماه تقويت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پيامبر صلى الله عليه و آله بسيار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابليت ضيافت الهى و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است كه نقطه اوج آن، شب قدر و شب عيد فطر است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است»15.
روايات در اين زمينه مختلف است؛ بعضى، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفى شده است. البته در حقيقت تمامى اين ماه ها، متعلق به خداوند است؛ لكن بعضى از ماه ها، ويژگى خاصى دارند. در برخى ديگر، ماه رجب به امام على عليه السلام نسبت داده شده و اين ممكن است به جهت تولد آن حضرت در اين ماه باشد و يا اشاره به مقام ولايت باشد. ارتباط صحيح و حقيقى با خداوند، جز از طريق ولايت ممكن نيست؛ زيرا «ولايت» انسان را به «نبوت» متصل مى گرداند و «نبوت» نيز ما را به «توحيد» مرتبط مى كند. اين حقيقت در «شب قدر» براى اولياى الهى كشف مى شود؛ به طورى كه ملائكه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارك امام زمان(عج) نازل مى كنند. در حديثى آمده است: «با سوره قدر بر ولايت ما ائمه استدلال كنيد»16.
بنابراين چون اين امت با اقتدا به رسول خدا صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام، مى توانند به بالاترين مقامات توحيدى و معنوى نايل شوند و اين معنا در ماه رمضان امكان پذيرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا ناميده شده است و به جهت شرافت اين ماه براى امت و آمرزش گناهان و پاك شدن بندگان، به ماه امت نيز نسبت داده شده است17.


پرسش 3 . ميهمانى خداوند در ماه رمضان چيست؟ چگونه در ماه رمضان برنامه ريزى كنيم تا بهتر از بركات اين ماه بهره ببريم؟
ميهمانى خداوند، به معناى اكرام و رحمت خاص الهى بر بندگان است؛ زيرا بندگان ـ اعم از مؤمن و كافر ـ در سراسر زندگى خود، در سر سفره اكرام و رحمت الهى نشسته اند. اما ميهمانى در ماه رمضان، اكرام و رحمت خاص براى روزه داران است. بر اساس روايات، چند موضوع نشان از ميهمانى خداوند است:
1. از شب اول ماه رمضان، درهاى بهشت باز مى شود و تا شب آخر بسته نمى شود18.
2. از ابتدا تا انتهاى ماه رمضان، درهاى جهنم بسته مى شود19.
3. شياطين در بند و زنجير مى شوند تا نتوانند روزه بندگان را خراب كنند20.
4. ماه رمضان، ماهى است كه ابتداى آن رحمت، وسطش آمرزش گناهان و پايان آن، آزادى از آتش جهنم است21؛ يعنى، با رحمت الهى به ميهمانى دعوت و آمرزيده مى شويم و در پايان ميهمانى به عنوان هديه، از آتش جهنم آزاد مى گرديم.
5. وجود شب قدر در اين ماه است كه ارزش آن، از هزار ماه بيشتر است و عبادت در آن، نتايج بسيارى دارد و سرنوشت يك سال بندگان در آن تعيين مى گردد22. بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامه ريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه:
الف. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان، در پيش روى دارد.
ب. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مى شود كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده، به خوبى شناخته و ارزش گذارى گردد.
ج. وقتى انسان ارزش فرصتى را بداند و يا اهميت نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مى داند و بيشتر از آن بهره مى برد.
پس بايد از اين فرصت سرنوشت ساز، بيشترين بهره را ببريم و اگر بخواهيم به اين هدف دست يازيم، بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه در حال خواب يا استراحت هستيم.
براى استفاده كامل از ماه رمضان، هر كس بايد متناسب با موقعيت شغلى و وضعيت جسمانى و روانى خويش، برنامه ريزى كند. در اين صورت بايد وقت خود را به چند بخش تقسيم كنيم:
بخش اول. علم و معرفت
در اين ماه بايد با جديت تمام، در جهت دانش افزايى تخصصى و معرفت يابى بنيادين و اعتقادى بكوشيم.
بخش دوم. عبادت و مناجات
در ماه رمضان، علاوه بر عبادت هاى معمول ـ كه در طول سال هميشه بايد انجام دهيم ـ عبادت هاى واجب و مستحب ديگرى نيز اضافه شده است؛ مانند: روزه گرفتن، تلاوت قرآن، خواندن دعاهاى ماه رمضان، احسان و... براى انجام دادن اين اعمال، تأكيد فراوانى شده است و بايد در برنامه ريزى ماه رمضان، در نظر گرفته شود.
بخش سوم. خواب و استراحت
لازمه استفاده بهينه از دو بخش گذشته، اين است كه خواب و استراحت انسان به مقدار كافى انجام شود. در غير اين صورت در دو بخش اول نيز موفق نخواهد بود. در ماه مبارك رمضان، به دليل جابه جايى اوقات غذا و تغييراتى ديگر، تا حدودى چرخه خواب و استراحت نيز تغيير مى كند. توصيه ما اين است كه بكوشيد ميزان خواب خود را خيلى تغيير ندهيد و وقت آن را نيز خيلى به هم نزنيد. فقط با كمى تغيير در چرخه خواب، برنامه خواب و استراحت خود را ادامه دهيد؛ براى مثال اگر هنگام سحر حدود يك ساعت (براى سحرى خوردن و خواندن نماز شب و نماز صبح) بيدار مى مانيد؛ اين مقدار از خواب را در روز جبران كنيد. بعد از نماز ظهر و عصر ـ با توجه به اينكه ناهار از برنامه روزانه حذف شده است ـ زمان مناسبى براى استراحت و خواب است. در اين صورت مقدارى از شب را مى توانيد بيدار بمانيد و از وقت تان استفاده بهترى بكنيد.
توصيه هاى ماه رمضان:
علاوه بر آنچه بيان شد، رعايت نكات زير به كيفيت استفاده از ماه رمضان مى افزايد:
1. بر ترك محرماتى كه بر اعضاى ديگر لازم گرديده ـ به ويژه محرمات چشم، گوش و زبان ـ و نيز استفاده از غذاى حلال، اهتمام ويژه اى داشته باشيد.
2. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت كنيد؛ براى مثال حدود پانزده دقيقه در روز و پانزده دقيقه در شب.
3. دعاها را تقسيم كنيد و آنها را در چند نوبت در شبانه روز بخوانيد. روزها به همان مقدار دعايى كه بين نماز يا بعد از نمازهاى يوميه خوانده مى شود، اكتفا كنيد. اما شب ها وقت بيشترى را صرف خواندن دعا كنيد. اگر بعضى از دعاها طولانى است، لازم نيست هر شب همه آن دعا را بخوانيد.
4. براى استفاده بهينه از زمان در هنگام رفت و آمد، ذكر بگوييد (البته ذكرهاى بدون صدا و آرام تا شائبه ريا به وجود نيايد). بكوشيد از مرحله ذكر زبانى، به مرتبه توجّه به معناى ذكر و ذكر قلبى و ياد واقعى خداوند برسيد؛ به طورى كه او را حاضر و ناظر بر خود بدانيد.
بهترين ذكر ـ به ويژه براى رفع بعضى مشكلات ظاهرى و نيز روحى و روانى ـ ذكر «استغفار» و «لا اله الا الله» است.
5. دائم الوضو باشيد و حتى قبل از خواب نيز وضو بگيريد و به بستر خواب برويد؛ زيرا در ماه رمضان، خواب نيز عبادت است و نفس كشيدن تسبيح به حساب مى آيد.
6. از شب زنده دارى و احيا ـ به ويژه در شب هايى كه فرداى آن تعطيل است ـ غفلت نكنيد. شايد يكى از مهم ترين اعمال در اين ماه، شب زنده دارى، تهجّد، استغفار و نماز شب در نيمه شب ها است.
7. در مجالس بيان احكام و معارف دينى و موعظه، در مساجد يا حسينيه ها شركت كنيد. بسيارى از علما و مجتهدان نيز مقيدند، به موعظه و ذكر مصيبت واعظان و سخنرانان گوش فرا دهند.
به طور كلى شركت در مجالس مذهبى، قرار دادن خود در معرض نفحات و نسيم هاى رحمت الهى است كه نقش مهمى، در حفظ دين و معنويت انسان دارد.
8. از انجام دادن ورزش هاى سنگين، در طول ماه رمضان بپرهيزيد و بكوشيد ورزش هاى سبك و آرام (مانند پياده روى يا نرمش) انجام دهيد.
9. از غذاهاى قندى و پروتئين دار در رژيم غذايى خود بيشتر استفاده كنيد (مانند خرما و لبنيات).
10. از پرخورى هنگام افطار و سحرى جدا بپرهيزيد؛ زيرا علاوه براينكه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از ساير برنامه هاى عبادى و درسى نيز بهره كافى نخواهيد برد.
11. از هدر دادن انرژى بى جا و بى مورد اجتناب كنيد؛ براى مثال از حرف زدن هاى بى مورد و تماشاى برنامه هاى تلويزيونى غيرضرورى بپرهيزيد.


پرسش 4 . اثرات تربيتى، اجتماعى و بهداشتى روزه چيست؟
روزه ابعاد گوناگونى دارد و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى گذارد كه از همه مهم تر «بعد اخلاقى و فلسفه تربيتى» آن است.
يك. آثار تربيتى
1ـ1. تلطيف روح
روح انسان، همواره در حال تدبير بدن است و بدن بدون تدبير روح، مانند كشتى بدون ناخدا است. در ماه رمضان، به دليل امساك از خوردن و آشاميدن و محدود كردن آن به ساعاتى مشخص و نيز كنترل حواس (مانند چشم، گوش و تمامى مجارى ورود اطلاعات به درون ذهن)، فراغت روح و نفس بيشتر فراهم مى شود. فعاليت روح براى پرداخت به امور مادى و دنيوى كاهش مى يابد و امكان پرداخت به امور معنوى بيشتر مى شود. در نتيجه روح از لطافت بيشترى برخوردار مى گردد.
1ـ2. تقويت اراده
خداوند برنامه روزه دارى را به گونه اى تنظيم كرده است كه انسان بايد در ساعت معيّنى، از خوردن و آشاميدن بپرهيزد و در ساعت خاصى، مى تواند آزادانه بخورد و بياشامد و از لذت هاى حلال استفاده كند.
ملزم شدن انسان ها به اجراى دقيق اين برنامه و تكرار آن طى يك ماه، تمرين بسيار مناسبى است براى عادت دادن نفس به امورى، غير از آنچه در ماه هاى ديگر عادت كرده بود و اين عمل، عزم و اراده انسان را تقويت مى كند.
1ـ3. كنترل غرايز
روزه دار بايد در حال روزه ـ با وجود گرسنگى و تشنگى ـ از غذا و آب و ساير لذات (از قبيل لذت جنسى)، چشم بپوشد و ثابت كند كه او همچون حيوانات، در بند اسطبل و آب و علف نيست. او مى تواند زمام نفس را به دست گيرد و بر هوس ها و شهوت هاى خود مسلّط شود و اين امر باعث مى گردد كه غرايز به كنترل او در آيد و علاوه بر اين، در بهره ورى از آنها تعديلى به وجود آيد. خلاصه اينكه روزه، انسان را از عالم حيوانى ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى دهد.
تقوا و پرهيزگارى در تربيت اخلاق اسلامى يك مسلمان، نقش بسيار مهمى دارد و براى رسيدن به اين صفت شايسته، بهترين عبادت روزه است. قرآن درباره آن مى فرمايد: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»23؛ يعنى، نتيجه و علّت غايى روزه، تقوا از محارم الهى است.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه «شعبانيه»، فضايل ماه رمضان و روزه را برشمرد، اميرمؤمنان على عليه السلام پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمود: «الورع عن محارم اللّه »24 ؛ «پرهيز و اجتناب از معاصى و گناهان است». بنابراين روزه، عامل بازدارنده از گناه و عامل سركوب كننده نفس عصيانگر است. شخص با عمل به اين دستور الهى، به خوبى روح تقوا و پرهيزگارى را در خويش زنده مى كند؛ زيرا با روزه، اصلاح نفس و تربيت آن، آسان تر مى شود؛ زيرا گرسنگى و ديگر محروميت هاى روزه، شعله هاى سركش غريزه هاى حيوانى و هواهاى نفسانى را خاموش مى سازد.
پر شدن شكم زمينه بسيارى از ناهنجارى ها و تحريك شهوات، غوطه ورى در حرام و ظهور خواهش هاى باطل در نفس مى شود؛ چنان كه در حديثى آمده است: «انى اخاف عليكم من البطن والفرج»25؛ «من از شكم و شهوت بر شما بيمناك هستم». اگر شكم عفيف باشد و به قدر ضرورت اكتفا كند و از حرام و شبهه بپرهيزد، بدون شك دامن نيز عفيف مى شود. عفت اين دو عضو، زمينه بسيار خوبى براى نشاط معنوى و صفاى دل و باطن خواهد شد.
1ـ4. روحيه ايثار و نوع دوستى
انسان موجودى اجتماعى است و انسان كامل، كسى است كه در همه ابعاد وجودى رشد كند. روزه، بعد اجتماعى انسان را در كنار ساير ابعاد او رشد مى دهد؛ بدين صورت كه درس مساوات و برابرى در ميان افراد اجتماع است. با عمل به اين دستور مذهبى، افراد متمكن وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى يابند و به دنبال آن درك، به اين نتيجه مى رسند كه بايد به فكر بيچارگان و محرومان باشند. اگر توجه به حال گرسنگان، جنبه حسّى و عينى پيدا كند، اثر بيشترى دارد و روزه به اين موضوع مهم اجتماعى، رنگ حسّى مى دهد. با رشد اين بعد اجتماعى، انسان نسبت به هم نوعان خود بى تفاوت نمى شود و دردهاى فراگير اجتماعى (مانند فقر و گرسنگى) را حس مى كند و مصداق اين سخن حكيمانه سعدى مى شود كه:
بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
به راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان و اغنيا، چند روز از سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند، باز هم اين همه گرسنه در جهان خواهد بود؟! آيا ميليون ها انسان با سوء تغذيه و كمبود مواد غذايى مواجه خواهند شد؟!
دو. آثار بهداشتى
بدون ترديد در علم پزشكى، اثر معجزه آساى امساك، در درمان انواع بيمارى هاى جسمانى و روانى به اثبات رسيده است. عامل بسيارى از بيمارى ها، زياده روى در خوردن غذاهاى مختلف است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «واعلم ان المعدة بيت الداء و ان الحمية هى الدواء»26؛ «معده مركز و خانه هر دردى است و پرهيز [ از غذاهاى نامناسب و زياده خورى]، اساس هر داروى شفابخش است». منشأ بسيارى از بيمارى هاى روانى، افكار غلط، سوء ظن، گناه و شناخت غيرمعقول و غيرمنطقى است و روزه با ايجاد محدوديت هايى، هم معده و دستگاه گوارشى را تقويت مى كند و هم با كنترل افكار و اجتناب از گناه، روان انسان را از آلودگى ها باز مى دارد.
به عبارت ديگر روزه، زباله ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى سوزاند و در واقع، بدن را «خانه تكانى» مى كند و روح را با تلاوت قرآن و خواندن دعاهاى ويژه تقويت مى نمايد. خلاصه اينكه با روزه، سلامتى جسمانى و روانى انسان تضمين مى شود و بر همين اساس پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «صوموا تصحّوا»27؛ «روزه بگيريد تا سالم شويد». روزه اگر با شرايطى كه دارد گرفته شود، اثرات مهم تربيتى، اجتماعى و بهداشتى براى انسان دارد28.


پرسش 5 . آيا روزه نوعى رياضت نيست؟ اگر چنين است تفاوت آن با رياضت هاى غيردينى در چيست؟
«رياضت» در لغت چند معنا دارد: 1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى؛ 2. تمرين و ممارست؛ 3. كوشش و سعى؛ 4. گوشه نشينى توأم با عبادت و كفّ نفس29. در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و از نظر جسمانى خود را در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندى هاى روحى رسيدن.
انواع رياضت
از يك چشم انداز مى توان رياضت را به دو نوع تقسيم كرد: 1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزه هاى دينى؛ 2. رياضت در قالب آموزه هاى دينى و براساس معيارهاى شرعى. فرق هاى اين دو عبارت است از:
يكم. رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارت ها و توانمندى هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مى كشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى كند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده شان مى شود. حال آنكه در رياضت هاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مى گيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضت هاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است.
دوم. فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى دهد و اعمال او همواره بايد فايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى، يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مى شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه. به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام»، ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن، قرار داده نشده است. همچنين بر اساس قاعده «لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها»30، خداوند براى هيچ كس بيشتر از توانايى اش تكليف نمى كند. مرتاض اين قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ به اين جهت كه مى خواهد با رياضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقويت كند. از همين رو بسيارى از احكام اوليه، ممكن است در مورد عده اى، تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود. براى مثال اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، يا درمان او را به تأخير مى اندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند.
سوّم. فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مى كند. اگر از مرتاض  سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزه دار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات»31. البته روزه دار نيز ممكن است انگيزه اش دستيابى به بهشت و نعمت هاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مى خواهد در قالب بندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت هاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضت هاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
چهارم. يكى ديگر از فرق هايى كه بين رياضت هاى غير دينى و رياضت هاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن ـ كه در قالب عمل به احكام الهى به كمالاتى دست مى يابد ـ هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام، آن را به كار گيرد. اما مرتاض ممكن است در اثر رياضت، توانمندى هايى به دست آورد و در راه غيرصحيح و غيرمشروع از آن استفاده كند. حال ممكن است  سؤال شود: مگر مى شود انسانى از طريق رياضت هاى غير دينى، به جايى برسد؟
جواب آرى است؛ زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مى شود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مى توانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهره بردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. پس در سايه رياضت هاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مى شود و او به كمالاتى مى رسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مى يابد. اين امرى است كه با رياضت هاى غير دينى حاصل نمى شود.




نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709