💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 97344
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

خوراك آن حضرت

حضرت على (ع) نان جوين خشك همراه با نمك ميل مى‏نمود، و شكم مبارك خود را هيچگاه سير نمى‏كرد، و هر گاه شخصى علت اين كار را مىپرسيد، مىفرمود : شايد در دورترين نقاط قلمرو حاكميت من ضعيفى باشد كه غذاى سير نخورده، و من بايد همانند او زندگى كنم!
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي

گذشت از تبهكاران

حضرت امير مؤمنان به پيروى از پيامبر اسلام تا آنجائى كه ممكن بود، از مجازات تبهكاران صرف نظر مى‏كرد، زيرا اولاً : ثبوت جرم در قوانين مجازاتهاى اسلامى، موازين بسيار دقيق و مشكلى دارد. و ثانياً : در صورت ثبوت جرم نيز تا حدود امكان بر مجرم تخفيف و يا اينكه او را مورد عفو و بخشش قرار مى‏دهند،

اسلام براى انسان و عموم موجودات رحمت است و در حدود براى مجرمين و تبهكاران خشونت دارد، و بطور كلى موارد حرام در اسلام در برابر موارد حلال قابل قياس نيست، زيرا عده‏اى از فقهاى اسلام حد اكثر محرمات در اسلام را در حدود هفتصد مورد ذكر كرده اما در برابر، ميليونها مورد حلال براى مسلمانان مقرر شده، و در واقع آن محرمات هم براى حفظ جامعه و آسيب نرسيدن به آن است و اسلام در عين حالى كه مردم را آزاد گذاشته، از بروز آشوب و هرج و مرج در جامعه اسلامى جلوگيرى مى‏كند، و اين عمل جز با كنترل جامعه توسط تحريم علل زيانهاى عمومى و خصوصى، امكان‏پذير نيست.
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي

تأمل در قضاوت

حضرت امير مؤمنان على (ع) هيچگاه بدون تحقيق قضاوت نمى‏كردند، و حتى پس از تحقيق فوراً رأى خود را اظهار نمى‏داشتند، بلكه تا حدود امكان اظهار نظر را به تأخير مى‏انداختند و به سبب تأخير در اظهارنظر، يا متهم از مجازات نجات مى‏يافت، و يا اينكه بيگناهيش به اثبات مى‏رسيد، اينجا بد نيست به دو داستان از صدها قضاوت عادلانه اميرالمؤمنين (ع) اشاره كنيم :

داستان اول
زنى به خدمت آن حضرت شرفياب شد، و از شوهر خود شكايت كرد و گفت :
شوهرم بدون اجازه من با كنيزم زنا كرده، و حال داد مرا از او بخواهيد، حضرت به آن زن فرمود :
ما در اين باره تحقيق مى‏كنيم، اگر تو راست گفته‏اى بر شوهرت حد جارى مى‏كنيم، و اگر ثابت شد كه تو دروغ گفته و به شوهرت تهمت زده‏اى، تو را تأديب خواهيم كرد، سپس امام از جاى خود برخواسته و مشغول اداى نماز شد و زن را آزاد گذاشت، آن زن نه ريختن آبروى شوهر خود در ملأ عام، و نه اجراى حد برخود را مى‏خواست، از كار خود پشيمان شده فرصت را غنيمت شمرد و از محضر آن حضرت فرار كرد، با وجودى كه حضرت على (ع) مىتوانست او را فوراً بازداشت، و و شوهرش را احضار كند و يكى از آن دو را تازيانه بزند، ولى امام از مجازات مردم متنفر بود، عقده زجر و شكنجه انسانها را نداشت و تا آنجائى كه ممكن بود افراد را مورد عفو و مرحمت قرار مى‏داد :
داستان دوم
عده‏اى از افراد، كنار خرابه‏اى متروكه جسد مرده و آغشته به خون انسانى را يافتند، و در گوشه آن خرابه مرد قصابى بود، و كاردى خون‏آلود به دست داشت، آن افراد فوراً قصاب را به اتهام قتل دستگير كرده و به خدمت امام على (ع) آوردند، مرد قصاب با نگرانى زياد در برابر امام اعتراف به قتل كرد، حضرت او را به جرم قتل محكوم به قصاص كرد، اما اجراى حكم را به تأخير انداخت و تأمل نمود، ناگهان شخصى آمد و عرضه داشت : يا اميرالمؤمنين من قاتلم، وجدانم آزارم مى‏دهد، اين قصاب بى‏گناه است و مرا بجاى او گردن بزنيد.
در اين هنگام امام به مرد قصاب فرمودند : پس چرا تو اعتراف كردى؟! در پاسخ گفت : چون شواهد در قتل اين شخص را بنحوى ديدم، كه اگر انكار مى‏كردم شايد پذيرفته نمى‏شد، آرى من قاتل نيستم اما در آن لحظه گوسفندى را سر بريده بودم و كاردم خون‏آلود بود، ضمناً جهت قضاى حاجت به آن خرابه رفتم، كه ناگهان با جنازه غرق به خون آن مقتول روبرو شدم و چند لحظه بعد مردم به خرابه آمدند و دستگيرم كردند، من ديدم كه انكار قتل بى‏نتيجه است و به هر تقدير محكوم به مرگ خواهم شد، به همين جهت راهى جز اقرار به قتل در برابر خود نديدم.
حضرت اميرالمؤمنين (ع) قاتل اصلى را كه با اعتراف خود، قصاب را نجات داده بود مورد عفو و بخشش قرار داده و فرمود : اين قاتل گرچه انسانى را كشته ولى با اقرار خود انسان ديگرى را زنده كرده است و قرآن مجيد مى‏فرمايد : هر كس جان شخصى را زنده كند، همانند كسى است كه جان تمامى مردم را احيا نموده است (و من احياها فكأنما احيى الناس جميعاً) (1).
آنچه كه در اين داستان قابل توجه است، اينكه امام به مجرد اعتراف مرد قصاب، او را نكشته و در اجراى حكم تأمل نمود.
-----------------------------------------------------
1 ـ سوره مائده، آيه32 .
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي

فرجام دادن به مجرم

امروزه در دادگاههاى دنيا به مجرد ثبوت جرم و يا اقرار مجرم، دادگاه پس از شوراهاى مقدماتى راى خود را مبنى بر مجازات مجرم صادر مى‏كند، و در برخى از كشورها مجرم مى‏تواند از رأى صادره فرجام خواهد، و در صورتى كه دادگاه اين حق را به مجرم بدهد، هيئتهاى منصفه، و دادگاه تشخيص پس از تشريفاتى به فرجام‏خواهى مجرم رسيدگى مى‏كنند...

اما در دادگاه اسلامى حكومت امام على (ع) بدون اينكه مجرم فرجام بخواهد و حتى گاهى با وجود كيفرخواست از سوى خود مجرم، براى چندبار به او فرجام داده مى‏شود و در صورتى كه جرم او تعدى به حقوق مردم نباشد، به وى فرصت داده مى‏شود تا اگر بخواهد فرار كند، و اين به لطف و مرحمت اسلام باز مى‏گردد كه دادگاه اسلامى تا حدود ممكن از خونريزى جلوگير كرده و در صدور حكم تأمل مى‏نمايد، بعنوان نمونه به قضاوت بى‏نظيرى از حضرت على (ع) كه در كتاب (كافى) نقل شده، اشاره مى‏بريم :
داستان جالب
مرحوم كلينى در كتاب شريف (كافى) از جناب ميثم داستانى را اينچنين نقل مى‏كند : روزى يك زن به حضور امير مؤمنان (ع) شرفياب شد، و عرضه داشت : يا اميرالمؤمنين من زناكارم پس پاكم كن، خدا تو را پاك كند، چون عذاب دنيا از عذاب هميشگى آخرت آسانتر است.
امام به او فرمودند : از چه تو را پاك كنم؟
ـ آقا من زناكار هستم.
ـ آيا هنگامى كه زنا دادى، شوهردار بودى يا خير؟
ـ آرى در آن موقع شوهر داشتم.
ـ آيا به هنگام زنا، شوهرت حاضر بود يا غايب؟
ـ شوهرم حاضر بود.
پس از اين گفتگوى كوتاه حضرت به او فرمودند : فعلاً برو، و آنچه در شكم دارى وضع حمل كن،و پس از زايمان بيا تا پاكت كنم، آن زن از محضر دادگاه مرخص شد و هنگامى كه دور شد بطورى كه ديگر سخن امام را نمى‏شنيد، حضرت سر بطرف آسمان كرد و عرضه داشت : بار خدايا اين يك شهادت بود، پس از مدتى مجدداً زن بحضور امام شرفياب شده و عرض كرد :
ـ يا اميرالمؤمنين من وضع حمل كردم، حال پاكم كن. امام بظاهرى ناشناخته به او فرمودند :
ـ براى چه پاكت كنم؟
ـ آقا من زنا داده‏ام، پاكم كن.
ـ آيا به هنگام زنا شوهر داشته‏اى؟
ـ آرى.
ـ آيا شوهرت به هنگام زناى تو حاضر بود يا غايب؟
ـ شوهرم حاضر بود.
در اين هنگام امام براى بار دوم، او را از دادگاه مرخص كرده و فرمودند : حال برو فرزندت را دو سال شير بده، چنانكه خداوند امر فرموده است، آن زن از خدمت امام مرخص شد، آنگاه حضرت روى به آسمان كرد، و عرضه داشت : خداوندا، اين دو شهادت شد پس از گذشت دو سال مجدداً آن زن شرفياب شده و عرض كرد : حال دو سال است كه فرزندم را شير دادم، يا اميرالمؤمنين پاكم كن، حضرت با چهره‏اى ناشناخته از او پرسيدند : از چه پاكت كنم؟ عرض كرد : من زنا داده‏ام، پاكم كن.
ـ آيا به هنگام زنا شوهردار بودى؟
ـ آرى شوهر داشتم.
ـ آيا شوهرت حاضر بود يا غايب؟
ـ شوهرم حاضر بود.
حضرت براى بار سوم فرمودند : حال برو فرزندت را تكفل كن تا رشد كند و بتواند بخورد و بياشامد، و از پشت بامى نيفتد، و در چاهى فرو نرود، جناب ميثم مى‏گويد : آن زن از خدمت امام با چشم گريان مرخص و دور شد، آنگاه امير مؤمنان روى به آسمان كرد، و عرضه داشت : خدايا اين سه شهادت شد.
هنگامى كه آن زن براى بار سوم از دادگاه عدل اسلامى مرخص شد، شخصى بنام عمرو ابن حريث مخزومى با وى روبرو شده و گفت : اى بنده خدا از چه گريه ميكنى؟ من ديدم كه به خدمت حضرت على (ع) مى‏روى و از ايشان مى‏خواهى كه تو را پاك كند؟ آن زن گفت : آرى من از امام خواستم كه پاكم كند، امام به من فرمود : فرزندت را تكفل كن تا رشد كند، بتواند بخورد، بياشامد، از بامى نيفتد و در چاهى فرو نرود، حال مى‏ترسم كه مرگ به سراغم آيد در حالى كه آن حضرت مرا پاك نكرده است، عمرو بن حريث گفت : اى زن حال كه چنين است فرزندت را من تكفل مى‏كنم، آن زن پيروزمندانه براى بار چهارم به خدمت امام شرفياب شده، و گفته عمرو بن حريث را بسمع امام رساند، حضرت با چهره‏اى ناشناخته پرسيدند : براى چه فرزندت را مى‏خواهى تكفل كند؟
ـ يا اميرالمؤمنين چون من زنا داده‏ام و حال مى‏خواهم شما پاكم كنيد.
ـ آيا به هنگام زنا شوهر داشته‏اى يا خير؟
ـ آرى شوهر داشته‏ام.
ـ آيا شوهرت حاضر بود، يا غايب؟
ـ شوهرم حاضر بود.
آنگاه امام سر به آسمان كرده و عرضه داشت : خدايا تو مى‏دانى كه چهار شهادت بر عليه اين زن به اثبات رسيد، و نگاهى غضبناك به عمرو بن حريث انداخت، آن مرد عرض كرد : يا اميرالمؤمنين من فكر كردم كه شما دوست داريد فرزند اين زن را تكفل كنم، و حال اگر شما دوست نداريد من چنين كارى نمى‏كنم، امام به او فرمودند : آيا پس از اثبات شهادت چهارم؟! بخدا سوگند كه بايد او را تحت تكفل خود قرار بدهى.. آنگاه حضرت حكم خدا را در باره اين زن به اجرا در آوردند.
در حاشيه دادگاه
از اين داستان شگفت‏آور مى‏توان نكات ارزنده‏اى آموخت كه در حاشيه دادگاه اميرالمؤمنين (ع) براى تمامى انسانها عبرت‏انگيز، و بويژه براى قضات بهترين درس است :
1 ـ اينكه اميرالمؤمنين تمام جوانب قضيه را در نظر گرفته، و بطور كامل تحقيق فرمود، تا حجت تمام شود.
2 ـ زن باردار را مجازات نكرد، تا زمانى كه وضع حمل كند.
3 ـ مجرم را بازداشت نفرمود، بلكه آزادش گذاشت تا فرصت فرار داشته باشد.
4 ـ بار اول و دوم و سوم اقرار براى آنحضرت ملاك نبود.
5 ـ هربارى كه مجرم به دادگاه مراجعه مى‏كرد، حضرت با چهره‏اى ناشناخته با وى روبرو مى‏گشت، و پرسشهاى خود را تكرار مى‏فرمود تا شايد اگر مجرم در دفعات قبل اشتباهى كرده، الان جبران شود.
6 ـ حضرت زن شيرده را اعدام نمى‏كرد.
7 ـ كودك دوساله را از مادرش جدا نمى‏كرد، گرچه آن مادر مستحق قتل باشد.
8 ـ بر عمرو غضب كرد كه چرا تكفل طفل را بعهده گرفته است.
9 ـ و بالاخره پس از تحقيقات دامنه‏دار و چهار بار شهادت مجرم، حد الهى را بر او به مرحله اجراء در آورد.
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

تفقد از نابيناى زمين‏گير

هنگامى كه امام حسن و امام حسين عليهما السلام از بخاك سپردن امير مؤمنان به سوى خانه باز مى‏گشتند، صداى دلخراش ناله ضعيفى از داخل يك خرابه به گوش آندو بزرگوار رسيد، آن دو امام كه تربيت شده در مكتب وحى بوده وخود را مسئول بر ضعيفان و بينوايان مى‏دانستند،

با شنيدن صداى ضعيف وارد خرابه شدند، پير مرد نابينا و زمين‏گيرى را ديدند كه خود را آلوده كرده و ناله ضعيفى داشت، احوال او را پرسيدند؟ در پاسخ گفت :
مى‏بينيد كه من نابينا و زمين‏گير هستم، يكى از مردان خدا هر روز بطور مداوم مرا مورد تفقد قرار مى‏داد، خشگم مى‏كرد، بدن و لباسم را تميز مى‏نمود و حتى غذا را لقمه كرده و در دهانم مى‏گذاشت... اينجا پير مرد عقده گريه گلويش را فشرد و آهى جانسوز كشيد و ادامه داد :
اكنون سه روز است كه او نيامده، بسيار گرسنه‏ام و خودم را كثيف كرده‏ام و نمى‏دانم چرا او نيامده؟!.
امام حسن و امام حسين با شنيدن سخنان آن پيرمرد پرسيدند : آيا از او نشانه‏اى در نظر دارى؟
پيرمرد پاسخ داد : من كه نابينا هستم، فقط اين نشانه در نظرم هست كه به هنگام ورودش همه چيز و حتى سنگ ريزه‏هاى آن خرابه بصدا در آمده و پيوسته صداى ذكر خدا از آنها بگوشم مى‏رسيد.
اينجا بود كه آن دو بزرگوار اشك در چشمانشان حلقه زد و گفتند، اى مرد او پدر ما على بن ابى‏طالب (ع) بود، كه ما هم اكنون از خاكسپاريش باز مى‏گرديم.
پيرمرد با شنيدن خبر ناگوار شهادت امير مؤمنان آهى كشيد و روى خاك افتاد و جان داد.
اگر كمى در اطراف اين داستان مطالعه كنيم، خواهيم يافت كه اين يكى از بزرگترين شاهكارهاى امير مؤمنان بود، زيرا رهبر يك مملكت بسيار بزرگ و شايد بزرگترين قدرت دنياى آن روز، با صدها مشكلات و مسئوليتهاى اجتماعى، آنقدر خود را مسئول مى‏داند تا جائى كه رسيدگى به يك نابيناى فلج جزء برنامه كار روزانه او قرار مىگيرد و بدون استنكاف و تكبر او را تمييز و خشك كرده و غذايش مى‏دهد اين شيوه رفتار رهبر، با ضعيف‏ترين فرد جامعه در تاريخ انسان بى‏نظير است مگر در مورد رهبران الهى.
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

رفتار با اسيران فارس

پس از استيلاى سپاهيان اسلام بر كشور ايران، تعداد بسيارى به اسارت نيروهاى اسلام در آمده و بسوى شهر مدينه گسيل داده شدند، هنگامى كه آنها را در مجلس خليفه وقت آوردند، خليفه تصميم بر بردگى و فروش آنان گرفت،

اما حضرت على (ع) از اين كار ممانعت كرده و فرمود : پيامبر اسلام فرموده : عزيزان يك قوم را عزيز بشماريد و به آنان نيكى كنيد، و اينان در قوم خود عزيز بوده‏اند، سپس آن حضرت در همان مجلس سهم اسيران خود را آزاد فرمود، و بنى هاشم به پيروى از آنحضرت، سهم خود را آزاد كردند، و طبق يكى از قوانين اسلامى اگر قسمتى از بردگان آزاد شوند، بقيه را نيز دربر مى‏گيرد و بخش آزاد نشده آن بردگان و اسيران نيز آزاد شدند، و در نتيجه خليفه نتوانست آنها را به بردگى در آورد.
ملاحظه كنيد كه اسلام تا چه حدى بر عطوفت و شفقت و مهربانى بنوع انسان تأكيد كرده تا جائى كه پيامبر عاليقدر اسلام (ص) مى‏فرمايد : (ارحموا ثلاثاً و حقاً لهم ان يرحموا، عزيز قوم ذل و غنياً افتقر و عالماً ضاع ما بين جهال) يعنى : سه شخص را مورد مرحمت و لطف خود قرار بدهيد : اولا كسى كه روزگارى عزيز بوده و حال ذليل شده، ثانيا كسى كه روزگارى ثروتمند بوده و حال فقير و تهيدست شده، و ثالثا دانشمندى كه در ميان عده‏اى نادان ضايع شده است.
همچنين پيامبر بزرگ اسلام (ص) مى‏فرمايد : (ارحموا من فى‏ الارض يرحمكم من فى‏ السماء) يعنى : اهل زمين را رحم كنيد، تا خداوند متعال شما را مورد مرحمت قرار بدهد.
و بطورى كلى پيامبر اسلام (ص) مظهر رحمت و شفقت بوده تا جائى كه قرآن او را بعنوان رحمتى براى تمامى عالميان ذكر كرده است (و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين) (1).
-----------------------------------------------------
1 ـ سوره انبياء، آيه107 .
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

شاهكار در خيبر

در اينجا بى‏مناسبت نيست كه به شاهكارى نظير اين از پيامبر بزرگ اسلام اشاره كنيم :
به هنگام محاصره دژهاى محكم خيبر توسط سپاهيان رسول خدا، و مقاومت يهوديان ساكن در آن، شخصى از يهوديان به خدمت پيامبر اسلام شرفياب شده و عرضه داشت :

يا محمد من به شما راهى نشان مى‏دهم، كه اگر آن را پيش‏گيرى، يهوديان خيبر به راحتى تسليم مى‏شوند و آن راه اين است كه جوى آبى از خارج قلعه خيبر به سوى داخل آن روان است، و اين راه آبى بسان شريان زندگى آنهاست، اگر راه آب را مسدود كنيد آنان در اثر فشار تشنگى ناگزير به تسليم خواهند شد... اما پيامبر بزرگ و معلم انسانيت با عاطفه‏اى توصيف‏ناپذير به آن يهودى فرمود :
نه.. من چنين كارى نمى‏كنم، زيرا در اين دژها پيرمردان، پيرزنان، كودكان بى‏گناه، زنان شيرده و افرادى ضعيف هستند خوش ندارم پيروزى من به قيمت تشنگى آنان تمام بشود..!
و با وجودى كه قرآن مجيد مى‏فرمايد : به درستى دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنين، يهوديان و مشركان خواهى يافت (لتجدن اشدالناس عداوة للذين آمنوا اليهود والذين اشركوا) (1) پيامبر اسلام با وجود دشمنى و كينه‏توزى آنان، پس از فتح دژهاى خيبر با كمال عطوفت و مهربانى با اسيران يهود رفتار كرد...
و اين طرز رفتار زندگانى پيامبر بزرگ بود كه مردم را به سوى اسلام جلب مى‏كرد، نه جنگ جوئى و جنگ افروزى و لذا تمام كشته‏هاى جنگهاى پيامبر، در بيش از هشتاد جنگ از طرفين (مسلمين و كفار) يك هزار و چهارصد نفر بوده كه عده‏اى آن را يك هزار و هشت نفر نيز شمرده‏اند، و حال آنكه ما مى‏بينيم كه قبل از اسلام كشتارهاى عجيبى صورت مى‏گرفته، مثلاً فارسها به قلمرو روميان حمله مى‏كرده، و از مدائن تا مصر مردم را قتل عام مى‏كردند، و بعكس گاهى روميها به فارسها حمله مى‏كرده، و از مصر تا مدائن آدمكشى مى‏كردند و شعار عربها در جنگ با يكديگر اين بود : براى اين خاندان نه زن، نه مرد و نه كودكى را باقى گذاريد اين راجع به قبل از اسلام.
اما بعد از اسلام اگر تاريخ جنگهاى جهان را ورق بزنيد، خواهيد يافت كه چه جنگهائى رخ داده و چه كشتارهاى عجيبى روى داده است، و ميليونها انسان به خاك و خون كشيده شده‏اند.
-----------------------------------------------------
1 ـ سوره مائده : آيه 82. 
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

شبى در صفين

شبى در جنگ صفين، آب فرات به دست لشكريان معاويه افتاد، معاويه دستور داد كه آب بر سپاه على (ع) بسته شود، هنگامى كه خبر به امير مؤمنان رسيد، به لشكريان خود دستور آماده باش فورى داد، و ضمن خطبه‏اى به آنان فرمود : (الموت فى‏حياتكم مقهورين، والحياة فى‏موتكم قاهرين...)

يعنى : اگر زير بار ذلت دشمن باشيد مرده‏ايد حتى اگر به ظاهر زنده باشيد، و اگر در برابر دشمن پايمردى كنيد براى هميشه زنده‏ايد حتى اگر به ظاهر شهيد شويد... و سپس دستور حمله جهت آزادسازى فرات از دست دشمن را صادر فرمود، سپاه امام با يك حمله حساب شده توانستند نيروهاى بنى اميه را از نهر فرات دور ساخته، و خود بر آنجا مسلط گردند، پس از پايان موفقيت‏آميز اين حمله سپاهيان حضرت امير (ع) خواستند مقابله به مثل كرده و آب را بر لشكر معاويه ببندند، حضرت اين كار را اجازه نداد و فرمود : كه استفاده از آب براى همگان آزاد است، چنين عملى در كدام تاريخ بشر جز اسلام وجود دارد؟! اسلام تا اين اندازه شخصيت انسانها را محترم شمرده كه حتى آب را بر دشمن محارب نمىبندد.
-------------------------------------------
نويسنده : سيد محمد شيرازي



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت

آزادي در اسلام

حضرت على (ع) دومين حاكم اسلامى است كه توانست آزاديهاى اسلامى را به همگان حتى كفار ارزانى دارد چه آنكه آزادى در اسلام بيشمار است. قرآن مجيد راجع به پيامبر بزرگ، و هدف بعثت او را چنين بيان مى‏كند :

بار گران و غل و زنجيرهائى را كه بر مردم بوده، از پشت آنان بر مى‏دارد (يضع عنهم اصرهم و الا غلال التى كانت عليهم) (1) دو عبارت را در اين آيه شريفه ملاحظه مى‏كنيد : (اصر : بار گران) و (اغلال : زنجيرها) و اين به دو معنى است :
1 ـ گاهى بر پشت انسان بار سنگينى مى‏گذارند كه با وجود باز بودن دست و پايش، قادر به حركت از جاى خود نبوده، و در نتيجه زمين‏گير مى‏شود، اين را (اصر) يعنى بارگران گويند.
2 ـ و گاهى هم بار سنگينى بر پشت انسان نيست اما دست و پايش در قيد و بند است كه در نتيجه نمى‏تواند حركتى انجام بدهد.
اين دو مثال را در جامعه اگر پياده كنيم، خواهيم يافت كه برخى از جوامع خود راگرفتار تشريفاتى نموده، كه به مرور زمان بر كاهل آنها سنگينى مى‏كند، مثل : تشريفات ازدواج، دادگسترى، خانه‏دارى، خانه‏سازى و ديگر شئونات زندگى امروز.
و برخى جوامع هم گرفتار قوانين و مقرراتى شده‏اند كه دست و پاى آنها بسته، و آزاديهايشان را محدود ساخته است..
يكى از مهمترين اهداف پيامبر گرامى اسلام (ص) اين بود كه بار سنگين تشريفات را از پشت جامعه انسانى برداشته و قيد و بندهاى اختناق را از بين ببرد، و لذا دين مبين اسلام تمام آزاديها را براى انسان محترم شمرده، مگر در موارد بسيار معدود كه براى حفظ آزادى اكثريت جامعه، آزادى چند نفر را محدود نموده است، قرآن مجيد خطاب به پيامبر گرامى اسلام مى‏فرمايد : به مردم بگو كه من از شما پاداشى نمى‏خواهم و شما را به زحمت و مشقت نمى‏اندازم (قل ما اسئلكم عليه من اجر و ما انا من‏المتكلفين) (2) و در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد : پس به مردم تذكر بده، كه تو ياد آورنده‏اى و بر مردم مسلط نيستى (فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمسيطر) (3)، و همچنين نداى قرآن براى هميشه بلند است كه : در انتخاب دين هيچگونه اكراه و اجبارى نيست (لا اكراه فى‏الدين) (4) و لذا پيامبر عاليقدر اسلام (ص) هيچكس را اجبار بر پذيرش دين اسلام نفرمود، نه در جنگ بدر، نه در جنگ خيبر، نه در فتح مكه، نه در جنگ حنين و نه در دهها جنگى كه دشمنان اسلام بر عليه اسلام روا داشتند...



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

ویژه نامه شهادت حضرت علی (ع)

حضرت صادق علیه السلام از پدرانش نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال برای برادرم، علی بن ابی طالب، فضائلی قرار داده که جز خودش نمی‌تواند آنها را شمارش کند.
 
هر کس به یکی از فضائل علی اقرار کند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می بخشد حتی اگر در روز قیامت به اندازه گناهان همه‌ی جن و انس گناه کرده باشد. 


هرکس یکی از فضائل او را در جایی بنویسد، تا زمانی که نشانه‌ای از آن نوشته به جا بماند،ملائکه برایش استغفار می کنند. هر کس گوش به فضیلتی از فضائل علی بدهد، خداوند گناهانی را که او با گوش خود مرتکب شده، می‌بخشد؛
 
هر کس به نوشته‌ای بنگرد که فضائل علی در او نوشته شده است، خداوند گناهانی را که او با چشمش مرتکب شده می‌بخشد.»
 
آن‌گاه رسول خدا فرمود:« نگاه کردن به چهره‌ی علی بن ابی طالب عبادت است، یادش نیز عبادت است و ایمان هیچ بنده ای جز با دوستی او و بیزاری از دشمنانش پذیرفته نیست.»
 
پس بیایید با کمک هم فضایل مولا علی را متذکر شویم 
گرچه می دونم که نمی توانیم حق مطلب را ادا کنیم ولی .............
یا علی



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 16 تیر 1394

ارسال نظر(0)

بخشی از ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان

..:: بخشی از ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان ::..

Jodakonandeh

دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان (مشاهده)

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

دعای ماه مبارک رمضان [یا علی یا عظیم] (مشاهده)

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

دعای سحر

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

مثنوی معنوی چند خوردی (استاد شجریان)

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

ربنا (استاد شجریان)

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

اذان استاد موذن زاده اردبیلی

دانلود از لینک مستقیم

Jodakonandeh

دعای ابوحمزه ثمالی حاج مهدی منصوری

دانلود از لینک مستقیم

(جهت دریافت رایگان ادعیه کامل ماه مبارک رمضان به ویژه نامه رمضان و شب های قدر مراجعه فرمایید)

Jodakonandeh



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 15 تیر 1394

ارسال نظر(0)

داستانهایی از زندگی حضرت علی (ع)

دستهايم رو به خداست


وقتى حضرت امير (عليه السلام ) بدنيا آمد، فاطمه بنت اسد همانند ساير نوزادان على (عليه السلام ) را قنداق مى كرد و دستهاى آن حضرت را در قنداق مى بست . اما بعد از اينكه فاطمه به سراغ على (عليه السلام ) مى آمد، مشاهده مى كرد دستهاى آن حضرت بيرون از قنداق است و پارچه ها هم پاره شده است ، فاطمه بنت اسد دو پارچه مصرى محكم آورد دستهاى آن حضرت را محكم تر از قبل بست و آنگاه حضرت را در گهواره خود گذاشت ، حضرت امير (عليه السلام ) با تكانى ، مجدد دستمال ها را پاره كرد و دست خود را از قنداق بيرون آورد، مجدد فاطمه بنت اسد با سه پارچه محكم دست هاى حضرت را مى بندد، اجمالا تا هفت بار و هفت پارچه بر روى هم ، دست هاى حضرت را در قنداق مى بندد باز حضرت دستان خود را باز مى نمايد. 
آنگاه حضرت على (عليه السلام ) به مادر خود مى فرمايد.
مادر دست مرا رها كن ، دست على بايد باز باشد كه به درگاه خدا
 دراز كند

 

تربيت على (ع ) در دامان پيامبر (ص )

وقتى فاطمه بنت اسد مادر گرامى حضرت امير (عليه السلام ) آن حضرت را به دنيا آورد، از عمر مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سى سال مى گذشت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آن كودك را سخت دوست مى داشت از اين رو به مادرش فاطمه بنت اسد گفت : گهواره على (عليه السلام ) را در كنار بستر من بگذار! از آن پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تربيت و پرورش بيشتر على را به عهده گرفت و به هنگام شستشو خودش على (عليه السلام ) را مى شست و شير به دهانش ‍ مى ريخت و در موقع خواب گهواره اش را تكان مى داد و در بيدارى با او سخن مى گفت ، و او را بر سينه خود مى فشرد... و هميشه او را به دوش ‍ مى گرفت و در كوهها و دره ها و بيابانهاى مكه او را به گردش ‍ مى برد

 

بار خدايا! جمعشان را پراكنده مكن

شب بعد از عروسى حضرت فاطمه الزهراء (عليه السلام ) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى ديدار وى به منزل على (عليه السلام ) آمد، آن گاه از على (عليه السلام ) پرسيد يا على همسرت را چگونه يافتى ؟ حضرت عرض كرد: يا رسول الله ياور خوبى است در طاعت خدا، بعد از فاطمه الزهراء (عليه السلام ) پرسيد: فاطمه جان شوهرت چگونه است ؟ عرض كرد: شوهر بسيار خوبى است در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى آنان دعا كرد: بار خداى جمعشان را پراكنده مكن و بين دلهايشان الفت بيفكن و...

... لذا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى فاطمه (عليه السلام ) همانا على (عليه السلام ) نزد خداوند بزرگوارتر از هارون است . زيرا، هارون موسى را خشمگين نمود و حال آنكه على هيچ گاه مرا خشمگين نساخت . سوگند به آنكه پدرت را به حق به پيامبرى مبعوث كرد هرگز يك روز هم بر او غصب نكردم و هيچ گاه نگاه ننمودم به چهره على ، جز آنكه خشم از من رخت بربست

جوانمرد نوجوانان

ابوطالب پدر حضرت على (عليه السلام ) نام على (عليه السلام ) را ظهير مى گفت : چرا كه بسيارى از مواقع او فرزندان ، برادر زاده هاى خود را جمع مى كرد و به آنان دستور مى داد كه با هم كشتى بگيرند، البته اين يك نوع تفريح رايج در عرب بود، على (عليه السلام ) آن موقع كودك بود و داراى بازوانى درشت و كوتاه . على (عليه السلام ) آستين هاى خود را بالا مى زد و با بزرگ و كوچك از برادران و عمو زاده هاى خويش كشتى مى گرفت بطورى كه با يك چرخش و بكار بردن فن خاصى پشت همه آنها را به خاك مى برد، پدرش نيز او را تشويق مى كرد و مى فرمود: على (عليه السلام ) پيروز شد، بدين سبب او را ظهير ناميده اند

براى ازدواج چه دارى

وقتى على (عليه السلام ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم راجع به فاطمه (عليه السلام ) خواستگارى كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مسرور و شادمان تبسم نموده و فرمود: آيا براى اين امر چيزى دارى ؟
على (عليه السلام ) عرض كرد پدر و مادرم فداى شما يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ، من چيزى را از شما پنهان نمى كنم آنچه دارم يك شمشير و يك زره و يك شتر آبكش (يا اسب ) است و جز اينها چيزى ندارم ، نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شمشير براى تو لازم است زيرا تو مرد جنگ هستى و با آن در راه خدا جهاد مى كنى و شتر نيز از لوازم زندگى تست كه بايد با آن آبكشى نموده و براى اهل و عيال خود كسب روزى كنى و در مسافرت ها بارت را بر آن حمل نمايى ، فقط زره تو مى ماند كه من آنرا به مهر زهرا (عليه السلام ) مى پذيرم يا على (عليه السلام ) مى خواهى ترا بشارتى دهم .

 

 


عرض كرد: بلى پدرم و مادرم فداى شما باد. فرمود: ترا بشارت باد كه خداى تعالى فاطمه (عليه السلام ) را به تو در آسمان تزويج نمود. پيش از اينكه من او را در زمين به تو تزويج كنم

 

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 15 تیر 1394

ارسال نظر(0)

تصاویر متحرک و زیبا ویژه شبهای قدر و شهادت امام علی (ع)

این هم تصاویر متحرک و زیبا ویژه شبهای قدر و شهادت امام علی (ع) را که ندای وحی برای شما همراهان آماده نموده است را تقدیم به شما میکنیم .امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.

التماس دعا

 

0 Emam Ali

1 Emam Ali

emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR

emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR (1)

emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR (2)

emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR (3)

emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR (4)


emam ali-shab ghadr_Www.ShabhayeTanhayi.iR (6)



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 15 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709