💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 97354
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


پرسمان رمضان


 

چگونه مى‏ توانيم مطمئن شويم كه با دعا و عبادت و توبه در ماه مبارك رمضان، گناهان ما آمرزيده شده است؟

قرآن مجيد مى‏ فرمايد: «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»؛فرقان(25)، آيه 70.؛ «كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات تبديل مى كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
علامه طباطبايى مي ‏نويسد: هر كس گناهى مرتكب شده، اگر سه كار انجام دهد - افزون بر آنكه از عذاب سخت و جاودان روز قيامت نجات مى‏ يابد گناهانش به حسنات تبديل مى ‏گردد: 1. توبه يا بازگشت از گناه، 2. عمل صالح، 3. ايمان.
«توبه» پشيمانى و رجوع خاص به طرف پروردگار است و «عمل صالح» استقراربخش آن به شمار مى ‏آيد. از اين رو، علامه مى‏ فرمايد: اين توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبديل مى‏ گردد. امام صادق‏ عليه السلام در تفسير آيه شريفه «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»؛تحريم(66)، آيه 8. فرمود: «بنده توبه كند، سپس به گناه باز نگردد» محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 1، ص 552.. اين توبه (توبه نصوح)، حالتى خاص است كه قابل شكستن نيست و در قاموس آن، بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنين توبه‏ اى، عمل صالح هم بى‏ هيچ زحمتى تحقّق مى‏ يابد.
توبه‏ اى كه در اين آيه ذكر شده و به ضميمه عمل صالح، گناهان را به حسنات تبديل مى ‏كند، توبه ‏اى است كه هرگز شكسته نشود. بنابراين براى آنكه خداوند گناهان گذشته را ببخشد و آنها را به حسنه تبديل كند، بايد از گناهان گذشته پيشمان بود و با اعمال صالح، اثرات توبه را در وجود خود مستقر ساخت.
نقش توبه در گشودن راه سعادت و دريچه اميد و قرار گرفتن در مسير حق و اصلاح عملكردهاى غلط گذشته، خيلى اساسى است. بسيار مى‏ شود كه از انسان در طول زندگى - به ويژه در آغاز تربيت و اصلاح نفس لغزش‏ هايى سر مى‏ زند! اگر درهاى بازگشت به روى او بسته شود، مأيوس مى‏ گردد و براى هميشه از راه مى‏ ماند و لذا در مكتب تربيتى اسلام، توبه به عنوان يك اصل تربيتى با اهميت زياد، مطرح است و اين دين از تمام گنه‏كاران دعوت مى ‏كند، براى اصلاح خويش و جبران گذشته، از اين در وارد شوند.
امام سجادعليه السلام در مناجات «تائبين» به پيشگاه خداوند، چنين عرضه مى‏ دارد: «خدايا! تو كسى هستى كه درى به سوى عفوت، بر روى بندگان خود گشوده‏ اى و نامش را توبه گذاشته اى و فرموده‏ اى: بازگرديد به سوى خدا و توبه خالص كنيد. اكنون عذر كسانى كه از ورود به اين در، بعد از گشايش آن غافل شوند، چيست؟»
در روايات به قدرى بر مسئله توبه تأكيد شده كه در حديثى از امام باقرعليه السلام آمده است: «ان الله تعالى اشدّ فرحاً بتوبة عبده من رجل اضلّ راحلته و زاده فى ليلة ظلماء فوجدها»؛ تفسير نمونه، ج 24، ص 295.؛ «خداوند از توبه بنده‏اش بيش از كسى كه مركب و توشه خود را در بيابان در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را مى‏ يابد، شاد مى ‏گردد» و نيز: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقيم على الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء»؛ همان، ص 296.؛ «كسى كه از گناه توبه كند، همچون كسى است كه اصلا گناه نكرده است و كسى كه به گناه خود ادامه دهد - در حالى كه استغفار مى‏ كند مانند كسى است كه مسخره مى ‏كند».
حقيقت توبه، همان پشيمانى و ندامت از گناه است كه لازمه آن، تصميم بر ترك گناه در آينده است و اگر گناه گذشته، كارى بوده كه قابل جبران است، بايد در صدد جبران برآيد و به اين ترتيب اركان توبه را مى‏ توان در چهار چيز خلاصه كرد: 1. ندامت، 2. تصميم بر ترك گناه در آينده، 3. جبران گذشته، 4. استغفار و طلب آمرزش از خداوند.
پس «توبه» تنها استغفار يا پشيمانى از گذشته و حتى تصميم به ترك گناه در آينده نيست؛ بلكه علاوه بر همه اينها، بايد گنه كار در مقام جبران برآيد و فسادى را كه مرتكب شده، برطرف سازد. اين صحيح نيست كه مثلاً در جلوى ديگران، فردى را به دروغ و حيله متهم كند و بعد در خانه خلوت، استغفار نمايد!! پس بايد حقوقى از خداوند (مثل نماز و روزه و عبادات) و تكاليفى كه ضايع و ترك كرده و نيز حقوقى از مردم را كه تباه ساخته، جبران و آنها را تدارك كند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امكان و دسترسى، از آنها رضايت و حلاليت بطلبد.
از چند طريق انسان مى‏ تواند تا حدودى دريابد كه توبه او، مورد پذيرش واقع شده است يا نه:
1. احساس نشاط و آرامش خاصى كه پس از دعا و توبه، به انسان دست مى‏ دهد و به تعبير ديگر احساس رهايى از گناهان و آلودگى‏ ها.
2. هر قدر انسان از گناهان خود، به جد پشيمان شده و با تضرّع و التجاى بيشترى خدا را بخواند، توبه او پذيرفته ‏تر است. بنابراين ميزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نيز مى ‏تواند به عنوان يك نشانه به كار آيد.
3. ميزان اعتماد به وعده‏ هاى نيكوى الهى، قابليت و عنايات الهى را افزون مى‏ سازد. بنابراين هر اندازه خدا باورى و توكل و اعتماد به وعده‏ هاى او را در خود افزون يافتيم، مى‏ توانيم بيشتر اميدوار شويم كه ما را پذيرفته است.
4. هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و كنش‏ هاى ما بيشتر آشكار گردد (يعنى رغبت كمترى به گناه داشته باشيم و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگار بيابيم؛ اين نشان مى‏ دهد كه توبه ما، واقعى‏ ترى بوده و به همين نسبت، مقبول ‏تر بوده گرديده است.
امام خمينى‏ رحمه الله مى‏ فرمود: «اگر بعد از ماه مبارك رمضان، تغييرى در حالات خود يافتيد، به همان نسبت وارد ضيافت الهى شده‏ ايد؛ ولى اگر دگرگونى در شما پديد نيامد، از آن بى‏ بهره مانديد» براى مطالعه بيشتر ر.ك: ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقى؛ ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر؛ نقطه‏ هاى آغاز در اخلاق، مهدوى كنى.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


 

لطفا بفرماييد چگونه با وقت بسيار اندكي كه در اختيار دارم چگونه مي توانم نهايت استفاده از فيوضات ماه مبارك رمضان را ببرم؟

jpg_15.ماه مبارك رمضان ماه ميهماني خداوند است. ميهمانى خداوند، به معناى اكرام و رحمت خاص الهى بر بندگان است؛ زيرا بندگان - اعم از مؤمن و كافر در سراسر زندگى خود، در سر سفره اكرام و رحمت الهى نشسته‏اند. اما ميهمانى در ماه رمضان، اكرام و رحمت خاص براى روزه داران است. بر اساس روايات، چند موضوع نشان از ميهمانى خداوند است:
1. از شب اول ماه رمضان، درهاى بهشت باز مى‏شود و تا شب آخر بسته نمى‏شود بحارالانوار، ج 96، ص 344؛ ميزان‏الحكمة، ج 5، ص 2132.
. 2. از ابتدا تا انتهاى ماه رمضان، درهاى جهنم بسته مى‏شود ميزان‏الحكمة، ج 5، ص 2132.
. 3. شياطين در بند و زنجير مى‏شوند تا نتوانند روزه بندگان را خراب كنندهمان.
. 4. ماه رمضان، ماهى است كه ابتداى آن رحمت، وسطش آمرزش گناهان و پايان آن، آزادى از آتش جهنم است همان.؛ يعنى، با رحمت الهى به ميهمانى دعوت و آمرزيده مى‏شويم و در پايان ميهمانى به عنوان هديه، از آتش جهنم آزاد مى‏گرديم.
5. وجود شب قدر در اين ماه است كه ارزش آن، از هزار ماه بيشتر است و عبادت در آن، نتايج بسيارى دارد و سرنوشت يك سال بندگان در آن تعيين مى‏گرددهمان..
بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامه‏ريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه: الف. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان، در پيش روى دارد.
ب. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مى‏شود كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده، به خوبى شناخته و ارزش گذارى گردد. ج. وقتى انسان ارزش فرصتى را بداند و يا اهميت نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مى‏داند و بيشتر از آن بهره مى‏برد. پس بايد از اين فرصت سرنوشت ساز، بيشترين بهره را ببريم و اگر بخواهيم به اين هدف دست يازيم، بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه در حال خواب يا استراحت هستيم.
براى استفاده كامل از ماه رمضان، هر كس بايد متناسب با موقعيت شغلى و وضعيت جسمانى و روانى خويش، برنامه ريزى كند. در اين صورت بايد وقت خود را به چند بخش تقسيم كنيم:
بخش اول. علم و معرفت‏ در اين ماه بايد با جديت تمام، در جهت دانش افزايى تخصصى و معرفت‏يابى بنيادين و اعتقادى بكوشيم.بخش دوم. عبادت و مناجات‏ در ماه رمضان، علاوه بر عبادت‏هاى معمول - كه در طول سال هميشه بايدانجام دهيم عبادت‏هاى واجب و مستحب ديگرى نيز اضافه شده است؛ مانند: روزه گرفتن، تلاوت قرآن، خواندن دعاهاى ماه رمضان، احسان و... براى انجام دادن اين اعمال، تأكيد فراوانى شده است و بايد در برنامه ريزى ماه رمضان، در نظر گرفته شود.
بخش سوم. خواب و استراحت‏ لازمه استفاده بهينه از دو بخش گذشته، اين است كه خواب و استراحت انسان به مقدار كافى انجام شود. در غير اين صورت در دو بخش اول نيز موفق نخواهد بود. در ماه مبارك رمضان، به دليل جابه‏جايى اوقات غذا و تغييراتى ديگر، تا حدودى چرخه خواب و استراحت نيز تغيير مى‏كند.
توصيه ما اين است كه بكوشيد ميزان خواب خود را خيلى تغيير ندهيد و وقت آن را نيز خيلى به هم نزنيد. فقط با كمى تغيير در چرخه خواب، برنامه خواب و استراحت خود را ادامه دهيد؛ براى مثال‏اگر هنگام سحر حدود يك ساعت (براى سحرى خوردن و خواندن نماز شب و نماز صبح) بيدار مى‏مانيد؛ اين مقدار از خواب را در روز جبران كنيد.
بعد از نماز ظهر و عصر - با توجه به اينكه ناهار از برنامه روزانه حذف شده است زمان مناسبى براى استراحت و خواب است. در اين صورت مقدارى از شب را مى‏توانيد بيدار بمانيد و از وقت‏تان استفاده بهترى بكنيد.
توصيه‏هاى ماه رمضان‏ علاوه بر آنچه بيان شد، رعايت نكات زير به كيفيت استفاده از ماه رمضان مى‏افزايد:
1. بر ترك محرماتى كه بر اعضاى ديگر لازم گرديده - به ويژه محرمات چشم، گوش و زبان و نيز استفاده از غذاى حلال، اهتمام ويژه‏اى داشته باشيد.
2. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت كنيد؛ براى مثال حدود پانزده دقيقه در روز و پانزده دقيقه در شب.
3. دعاها را تقسيم كنيد و آنها را در چند نوبت در شبانه روز بخوانيد. روزها به همان مقدار دعايى كه بين نماز يا بعد از نمازهاى يوميه خوانده مى‏شود، اكتفا كنيد. اما شب‏ها وقت بيشترى را صرف خواندن دعا كنيد. اگر بعضى از دعاها طولانى است، لازم نيست هر شب همه آن دعا را بخوانيد.
4. براى استفاده بهينه از زمان در هنگام رفت و آمد، ذكر بگوييد (البته ذكرهاى بدون صدا و آرام تا شائبه ريا به وجود نيايد). بكوشيد از مرحله ذكر زبانى، به مرتبه توجّه به معناى ذكر و ذكر قلبى و ياد واقعى خداوند برسيد؛ به طورى كه او را حاضر و ناظر بر خود بدانيد. بهترين ذكر - به ويژه براى رفع بعضى مشكلات ظاهرى و نيز روحى و روانى ذكر «استغفار» و «لا اله الا الله» است.
5. دائم الوضو باشيد و حتى قبل از خواب نيز وضو بگيريد و به بستر خواب برويد؛ زيرا در ماه رمضان، خواب نيز عبادت است و نفس كشيدن تسبيح به حساب مى‏آيد.
6. از شب زنده دارى و احيا - به ويژه در شب‏هايى كه فرداى آن تعطيل است غفلت نكنيد. شايد يكى از مهم‏ترين اعمال در اين ماه، شب زنده‏دارى، تهجّد، استغفار و نماز شب در نيمه شب‏ها است.
7. در مجالس بيان احكام و معارف دينى و موعظه، در مساجد يا حسينيه‏ها شركت كنيد. بسيارى از علما و مجتهدان نيز مقيدند، به موعظه و ذكر مصيبت واعظان و سخنرانان گوش فرا دهند. به طور كلى شركت در مجالس مذهبى، قرار دادن خود در معرض نفحات و نسيم‏هاى رحمت الهى است كه نقش مهمى، در حفظ دين و معنويت انسان دارد.
8. از انجام دادن ورزش‏هاى سنگين، در طول ماه رمضان بپرهيزيد و بكوشيد ورزش‏هاى سبك و آرام (مانند پياده روى يا نرمش) انجام دهيد.
9. از غذاهاى قندى و پروتئين‏دار در رژيم غذايى خود بيشتر استفاده كنيد (مانند خرما و لبنيات).
10. از پرخورى هنگام افطار و سحرى جداً بپرهيزيد؛ زيرا علاوه براينكه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از ساير برنامه‏هاى عبادى و درسى نيز بهره كافى نخواهيد برد.
11. از هدر دادن انرژى بى‏جا و بى‏مورد اجتناب كنيد؛ براى مثال از حرف زدن‏هاى بى‏مورد و تماشاى برنامه‏هاى تلويزيونى غيرضرورى بپرهيزيد.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


«لیلة القدر» کدام شب از سال است و با توجه به اختلاف تقویم در کشورها، آیا ممکن است چند شب قدر وجود داشته باشد؟

شکی نیست که «لیلة القدر»، یکی از شب های ماه رمضان است و جمع میان آیات قرآن نیز اقتضای این را دارد. از یک سو در قرآن می فرماید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است»1 و از سوی دیگر آمده است: «ما آن را در شب قدر فرو فرستادیم».2 برای تعیین شب قدر، باید به روایات مراجعه کرد. در روایات شیعه و اهل سنت، احتمالات گوناگونی داده شده است که عبارتند از: شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست و یکم، شب بیست و سوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم.3

بر اساس روایت مشهوری، احتمال این که شب قدر، یکی از شب های نوزدهم، بیست و یکم و یا بیست و سوم ماه رمضان باشد، بیشتر است. سید بن طاووس، روایات متعددی درباره تعیین شب قدر، در کتاب اقبال الاعمال نقل کرده است و از مجموع آنها فهمیده می شود که اندازه گیری و «تقدیر» امور و کارها، در شب نوزدهم و «تحکیم» آنها در شب بیست و یکم و «امضای» آنها در شب بیست و سوم است. به این دلیل، شب زنده داری، عبادت و دعا در این سه شب، بسیار توصیه شده است. به ویژه درباره دو شب بیست و یکم و بیست و سوم، تأکید بیشتری شده است.4 در روایتی از امام صادق علیه السلام سؤال شده تا شب قدر را معین کند و ایشان فرمود: «آن را در شب بیست و یکم و بیست و سوم بجویید». وقتی راوی خواست تا امام آن را دقیقاً مشخص کند، امام فرمود: «چه سخت است بر تو که دو شب را کوشش کنی»! در عین حال، روایات متعددی دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است.5 البته شب قدر برای امامان معصوم علیهم السلام، کاملاً روشن بوده است؛ زیرا فرشتگان در آن شب، بر آنان فرود می آیند؛ اما آنان اصرار بسیاری داشته اند که شیعیان، چند شب را به عبادت و شب زنده داری مشغول باشند.




ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان


«ماه رجب»، ماه امیرموءمنان و «ماه شعبان»، منسوب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است و «ماه رمضان»، ماه خداست که مخصوص امت پیامبر می باشد؛ این مسائل را توضیح دهید.

براساس روایات، ماه رجب، ماه تقویت ارتباط با خداوند است و در ماه شعبان، صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پیامبر صلی الله علیه وآله، بسیار سفارش شده است. در ماه رمضان، قابلیت ضیافت الهی و بخشش امت در هر شبانه روز، مطرح است که نقطه اوج آن، شب قدر و شب عید فطر است.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «رجب، ماه خدا، شعبان، ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است».1

روایات در این زمینه مختلف است؛ در بعضی از آنها ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفی شده اند. در حقیقت، تمامی این ماه ها، متعلق به خداوند است؛ اما بعضی از ماه ها، ویژگی خاصی دارند. در برخی روایات دیگر، ماه رجب به امام علی علیه السلام نسبت داده شده که ممکن است به جهت تولد آن حضرت در این ماه باشد و یا اشاره به مقام «ولایت» باشد. ارتباط صحیح و حقیقی با خداوند، جز از طریق ولایت ممکن نیست؛ زیرا ولایت، انسان را به نبوت متصل می کند و نبوت نیز ما را به توحید مرتبط می کند. این حقیقت، در «شب قدر»، برای اولیای الهی کشف می شود؛ به طوری که ملائکه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارک امام زمان(عج) نازل می کنند. در حدیثی آمده است: «با سوره قدر، بر ولایت ما ائمه استدلال کنید».2

بنابراین، چون این امت با اقتدا به رسول خدا صلی الله علیه وآله و حضرت علی علیه السلام، می توانند به بالاترین مقامات توحیدی و معنوی نایل شوند و این معنا در ماه رمضان امکان پذیرتر است، از این رو، ماه رمضان، ماه خدا نامیده شده است و به جهت شرافت این ماه برای امت و آمرزش گناهان و پاک شدن بندگان، به امت نیز نسبت داده شده است.3

1. شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص 24.

2. کلینی، کافی، ج 1، ص 249.

3. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، آل البیت، ص 475 و 480.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

در شب قدر چه بخواهیم؟


در شب قدر چه بخواهیم؟

ما چون مخلوقیم، همه تنگ نظریم؛ یعنی چون محدودیم، خدا را هم مثل خودمان فرض می کنیم؛ امّا این تصور اشتباه است. در معارف ما آمده که آن چه را که به ذهنت می آید، از خدا بخواه؛ امّا به این بسنده نکن و بگو: خدایا! اینهایی که به ذهن من می رسد، همین است؛ امّا سال آینده ما نمی دانیم چه گرفتاری هایی ممکن است برای ما پیش بیاید و یک چیزهایی هست که ما به آنها محتاج می شویم و الآن به فکرمان هم نمی آید؛ پس اکتفا کردن به این گرفتاری هایی که در ذهنمان هست یا احتیاجات فعلیه ای که الآن داریم، اشتباه است.

از دیگر سو محدود بودنمان نیز برایمان اضطرابی سخت حاصل می کند و شاید هر سال به این می اندیشیم که غیر از این حاجات فعلی مان چه بخواهیم. با دیدی کلان و کلی می توانیم تمام خواسته هایمان را در دو خواسته مختصر، ترمیم گذشته و ترسیم آینده، خلاصه کنیم؛ اما حقیقت این دو امر چیست؟

ترمیم گذشته

همه ما در سال گذشته، گناه ها و خطاهایی مرتکب شده ایم و حالا اگر انسان بخواهد بهترین ترمیم شامل حالش شود، تنها راهش، استغفار و پناه بردن به غفاریت خداوند است.

از طرف دیگر، مقام غفاریت خداوند موجب پدید آمدن ستاریت خاصّ خداوند - ستارالعیوب بودن - می شود؛ اما غفاریت خداوند، سه گونه ستاریت را به دنبال دارد که عبارتند از:

1. برطرف کردن تبعات گناه

اوّل آن که وقتی خداوند ما را می آمرزد، نمی گذارد تبعات گناه، دامن‎گیر ما شود. تبعات گناه ما، همان جهنم و عقوبت الهی است. در این قسم از ستاریت خاصّ الهی، خداوند نمی‎گذارد که تبعات معصیت، دامن‎گیر فرد گناه‎کار شود و او پس از مرگ، عذاب شود.

2. پوشیدن معصیت از شاهدان

اگر کسی مرتکب گناه و خطا شود، تمام موجوداتی که در ارتباط با او بوده اند، چه فرشتگان رقیب و عتید و چه زمین و زمان و حتّی اعضا و جوارح وی، از گناه او مطلع می‎شوند. در قرآن آمده است: روز قیامت، دست و پا و زبان ایشان، برضد آنها به کارهایی که کرده اند، گواهی می‎دهند؛ زیرا از اعمال او مطلع هستند و قسم دوم از ستاریت ناشی از غفاریت آن است که خداوند به موجوداتی که از این معصیت آگاه هستند، می فرماید دیگر برضد او گواهی ندهید.

3. امحاء گناهان

اما ما امشب از خدا، چیز دیگری می خواهیم و آن این که نه تنها این گناهان به ما زیان نرسانند و این شاهدان برضد ما شهادت ندهند؛ بلکه از خدا می خواهیم که این معصیت ها را محو کند. سخن امشب ما با خدا این است: خدایا! امشب مرا پاک کن و این پلیدی ها را از وجود من دور ساز و مرا تطهیر کن! این، نوع سوم از ستاریت ناشی از غفاریت است که نوع کامل و اتمّ آن است.

معاویه بن عمار می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که بنده مؤمن خالصانه توبه کرد، اوّلین اثرش این است که مورد محبّت خدا قرار می‎گیرد و خداوند، ستاریت خود را در دنیا و آخرت، شامل حال او می کند. من عرض کردم چگونه؟ حضرت فرمود: خداوند ابتدا به رقیب و عتید خطاب می‎کند که عیوب او را فراموش کنید؛ سپس به اعضا و جوارح می‎گوید: شما هم فراموش کنید و پس از آن به زمین نیز می گوید: آن چه را که بر روی تو معصیت کرد فراموش کن!2 چنین بنده ای، روز قیامت، وقتی خدا را ملاقات می کند، هیچ موجودی برضد او شهادت نمی دهد



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان

در شب قدر، چگونه دعا کنیم؟

شخصی به خدمت امام صادق علیه السلام و می گوید: آقا! من دعا می کنم؛ ولی دعاهایم به اجابت نمی رسد؛ چه کار کنم؟ حضرت می فرماید: تو باید از جهت دعا وارد شوی و دعا کنی. تو راه دعا را گم کرده ای. اگر از خدا تقاضا کنی، امّا از همان راه دعا، اگرچه گناهکار هم باشی، جوابت را به تو می دهد.

بعد حضرت به او دستورالعمل می دهد؛ ابتدا مسئله حمد و ثنای الهی را مطرح می فرماید که خودش بحث جداگانه دارد و بعد این جمله را دارد: «ثُمَّ تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِک ذَنْبٍ ذَنْبٍ»؛ یعنی پیش خدا که رفتی، به یکایک گناهانت اعتراف کن و بگو بد کردم. و هر مقدار که یادت می آید چه کردی را اقرار کن و بعد می فرماید: آن چیزهایی را که بر تو پوشیده است، اجمالاً اعتراف کن و بعد آن جا عذرخواهی کن و بگو حالا از ما چشم پوشی کن.

در مرحله بعد، باید در دلت تصمیم بگیری که دیگر گناه نکنی؛ عذرخواهی کن و پوزش بطلب و بعد هم در دلت - نه زبانت - واقعاً بنا بگذار که دیگر این کارها را نکنی. پوزش هم که می طلبی، با حالت پشیمانی و صدق نیت و با خوف و رجا باشد.

مرحله نهایی، این است که طلب مغفرت را با این دعا تکمیل کنی و بعد به سراغ سایر خواسته هایت بروی و آن این که از خدا کمک بخواه که مطیع او شوی!

حضرت می فرماید: حالا که می خواهی با خدا حرف بزنی، بگو خدایا! من معذرت می خواهم از گناهانم؛ من از تو می خواهم که از من بگذری و توبه ام را بپذیری و امّا تنها خواسته ات این نباشد و از خدا فقط نخواه که از گناهانت بگذرد؛ بلکه در دعاهایی که این شب ها می کنید، از خدا بخواهید که خدا کمکتان کند که سال آینده مطیع خدا باشید.

درباره طلب مغفرت، نباید تصور شود که امری سخت است؛ نه، بلکه فقط یک توجه کافی است!

آن وقت مطمئن باش که او هم می گذرد. من یقین دارم و اصلاً اعتقادم این است که آنهایی که امشب «یک توجه» به خدا کرده اند، همه آنها آمرزیده هستند و با همین یک توجه که «خدایا ما بد کردیم»، همه چیز تمام می شود و او هم کار را تمام می کند. پس اوّل، معذرت خواهی کن؛ بعد هم طلب کمک کن که سال آینده دیگر من این طور عمل نکنم و بگو خدایا! تو خودت دستم را بگیر. این روش دعا کردن را به ما یاد داده اند.

بنابراین، در بهترین ایام و بهترین موقعیت ها که دعا به اجابت می رسد، آن هم در حالی که خودش مرا دعوت کرده و گفته است بیا و من هم آمده ام و سرافکنده هم هستم، اعتراف هم می کنم به این که من بد کرده ام، تصمیم می گیرم که دیگر بد نکنم. اینها همه مقدمه این است که بتوانم از خدا درخواست کنم.

اینجاست که خطاب می رسد حالا چه می خواهی و درخواستت چیست؟

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرسمان رمضان

چرا قرآن در ماه رمضان نازل شده است؟

در مورد نزول قرآن، دو نوع لفظ در قرآن به کار برده شده است که عبارتند از:

1. انزال؛ «انا انزلناه».1

2. تنزیل؛ «ننزّله علی قلبک».

بعضی از اهل ادب، درباره تفاوت این دو لفظ چنین گفته اند: تنزیل در مواردی گفته می شود که چیزی تدریجاً نازل شود؛ در حالی که انزال، معنای عامی دارد که هم نزول تدریجی و هم نزول یک مرتبه ای را شامل می شود. برخی دیگر این دو را در مقابل یکدیگر دانسته اند و معتقدند که تنزیل فقط نزول تدریجی و انزال فقط نزول دفعی و یک مرتبه ای می باشد2 و در نتیجه، قرآن دارای دو نزول می باشد؛ نزول دفعی و تدریجی.

در ابتدا باید گفت که مراد از نزول در ماه رمضان نزول تدریجی قرآن نیست؛ زیرا این با تاریخ مسلم شیعه، که می گوید، آغاز بعثت در 27 رجب می باشد و بعثت هم با نزول اولین سوره قرآن - یعنی سوره علق - شروع شده است، سازگاری ندارد؛ چنان که یکی از مورخین معاصر می گوید «دانشمندان شیعه به پیروی از اهل بیت علیهم السلام، تقریباً متفقند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در بیست و هفتم ماه «رجب» مبعوث گردید و نبوت او، از همان روز شروع شد؛ ولی مشهور میان دانشمندان سنی این است که در ماه رمضان مبعوث شده است...»3 و اگر مراد نزول دفعی باشد، شیعیان هم قبول دارند که قرآن در ماه رمضان نازل شده است؛ چنان که در قرآن آمده است: ماه رمضان، همان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است4 و در آیه ای دیگر آمده است: «ما آن را در شب مبارکی نازل کردیم»5 و در آیه دیگری، آن شب، شب قدر معرفی کرده است؛ اما این که چرا در ماه رمضان نازل شده است، چند دلیل و حکمت می توان برای آن برشمرد:

1. کتاب های آسمانی دیگر نیز در ماه رمضان نازل شده اند و هماهنگی بین ادیان و کتاب های آسمانی می طلبد که تقارن نزول داشته باشند؛ چنان که امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: ««تورات» در ششم ماه مبارک رمضان و «انجیل» در دوازدهم و «زبور» در هیجدهم و «قرآن مجید» در شب قدر نازل گردیده اند».6

2. ماه رمضان، ماه تربیت است و تربیت و پرورش، بدون تعلیم و آموزش صحیح، ممکن نیست؛ از این رو مناسب است که برنامه تربیتی روزه نیز با آگاهی هر چه بیشتر و عمیق تر از تعلیمات آسمانی هماهنگ گردد، تا جسم و جان آدمی را از آلودگی گناه شست وشو دهد و به این دلیل، همواره ماه رمضان، ماه نزول کتاب های بزرگ آسمانی و به ویژه قرآن بوده است.7

3. ماه رمضان، ماه باعظمتی است؛ چنان که خود قرآن، شب قدر آن را این گونه توصیف می کند: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»؛8 از این رو، مناسب است که قرآن با عظمت، در ماه با عظمت و برای امت پیامبری که دارای خلق عظیم است، نازل گردد.

از مطالب گذشته استفاده می شود که قرآن در ماه رمضان - آن هم در شب قدر - نازل شده است و از آن جا که در شب قدر، سرنوشت انسان ها برای یک سال، برطبق لیاقت ها و شایستگی های آنان تعیین می شود، مناسب است که قرآن، که یک کتاب سرنوشت ساز و هدایت گر است، در شب قدر، یعنی در شب تعیین سرنوشت ها نازل گردد و چه زیباست رابطه میان «قرآن» و «شب قدر» و چه پرمعنی است پیوند این دو با یکدیگر.9

بنابراین، به این علت که کتاب های آسمانی دیگر، در ماه رمضان نازل شده اند، قرآن نیز در این ماه نازل شده است و همچنین عظمت ماه رمضان و شب قدر و... می طلبد که قرآن به عنوان یک کتاب سرنوشت ساز، در شب قدر نازل شود.

1. محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن (دفتر نشر الکتاب، دوم، 1404) ص 488.

2. ر.ک، آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه (تهران: دارالکتب الاسلامیه)، نهم، 1370، ج19، ص 370، به نقل از تفسیر فخررازی.

3. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت (قم: نشر عمار، نهم، 1370، ج19، ص 370، به نقل از تفسیر فخررازی.

4. سوره بقره، آیه 185.

5. سوره دخان، آیه 3.

6. سوره قدر، آیه 1.

7. برگرفته از تفسیر نمونه (پیشین) ج 1، ص 635.

8. سوره قدر، آیه 3-2.

9. تفسیر نمونه (پیشین) ج 27، ص 192.

منبع: سایت اندیشه قم

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 18 تیر 1394

ارسال نظر(0)

پرواز در محراب ( شهادت امام علی علیه السلام)




1008486q1de62ln9o-jpg1008486q1de62ln9o-jpg


علی جان، دست تو دشت برکت و چشمانت چشمه عاطفه. نگاهت خواستگاه مهر و قلبت قبله اخلاص بود. در زندگی تو، ایمان، ایثار، عشق و عرفان تفسیر می شد و انسانیت به اوج می رسید.

تو والاترین آرمان بشری و تو شکوهمندترین قاموس ارزش هایی. در محراب نیایشگر اشک ریزی که سر بر خاک می سایید؛ در میدان، رزم آور قهرمانی که شمشیرش حماسه می آفرید؛

در کوچه، پیر دل جویی که دستش گره می گشاد؛ 
در بازار، ناظری عادل که با نیرنگ ستیز می کرد؛
بر منبر، خطیب سخن آفرینی که طوفان احساس ها 
را بر می انگیخت و گنجینه خردها را می گشود؛
و در همه جا اسوه و الگویی که انسانیت، با عطش او را می طلبید. 

علی، اسوه انسان کامل بود.


1008486q1de62ln9o-jpg1008486q1de62ln9o-jpg

امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست، شب گریه ستاره هاست. امشب، زمین سیاه پوش غمی سرخ است و فردا، جاری ناله در همه سو پیداست.

امشب دل آسمان گرفته و آرامش از همه جا رخت بر بسته است، و فردا توفان سهمناک حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند.

فردا پرندگان آسمان، پروازی سیاه می کنند، پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند و قاصدک ها، دیگر خبری از شادمانی و سرور زمزمه نمی کنند. فردا، همه جا و همه چیز به رنگ عزاست.

این همه در سوگ و ماتم «مرتضی» است؛ او که آسمانی ترین عاشق حق بود و از ردای معطرش، ایمان می چکید و در نگاهش آفتاب می خندید. مکه از او شرف گرفت و مدینه به او افتخار می کرد. برکت دستان مبارکش، پایگاه توحید را از لوث بتان پاکیزه کرد و خیبر کفر را بازوان الهی او شکست. 

ذوالفقارش، فقرات ایثار و عشق را راست نگه می داشت. او محور حق بود و مدار ایمان و شمشیری که بر فرق مطهرش فرود آمد، جهان را سوزاند و عشق را یتیم کرد، ایمان را به سوگ نشاند و در جان ما درد و ماتم ریخت.


1008486q1de62ln9o-jpg1008486q1de62ln9o-jpg

علی علیه السلام در یک نگاه



1008486q1de62ln9o-jpg1008486q1de62ln9o-jpg

امیرمؤمنان علی علیه السلام در صبح روز جمعه، سیزدهم رجب ده سال قبل از بعثت، در خانه کعبه در شهر مکه دیده به جهان گشود و این از افتخارات بی نظیر آن حضرت است که در مقدس ترین مکان و کانون توحید و خداپرستی که بعدها قبله گاه مسلمانان شد، به دنیا آمد.

امیرمؤمنان نخستین مردی بود که دعوت و ندای پیامبر اسلام را لبیک گفت و از همان سال های نخست، همراه همیشگی رسول خدا صلی الله علیه و آله به شمار می رفت.

او در تمامی جنگ های بین سپاه اسلام و مشرکان تا سرحد جان از فداکاری و ایثار فروگذاری نمی کرد و بزرگ ترین پیروزی های اسلام به دست مبارک آن حضرت انجام می شد. وجود علی علیه السلام همواره وقف فقیران و مستضعفان بود و در تاریکی های شب، در حالی که کوله باری از غذا بر دوش داشت، به در خانه بینوایان می رفت و به آن ها یاری می رساند.

حکومت اسلامی آن حضرت علیه السلام الگوی کامل حکومت هاست که در آن، عدالت بالاترین شعار بود. سرانجام آن امام همام در حالی که 63 سال از عمر با برکتش می گذشت، در شب نوزدهم رمضان سال چهلم، در محراب مسجد کوفه ضربت خورد و در روز بیست و یکم رمضان به شهادت رسید.


1008486q1de62ln9o-jpg1008486q1de62ln9o-jpg
مسجد كوفه ببين عزم سفر كرد على 


با دلى خون ز تو هم قطع نظر كرد على



مسجد كوفه مگر مسجدالاقصايى تو


كه ز محراب تو تا عرش سفر كرد على



رفت آن شب كه به مهمانى امّ كلثوم 


دخترش را ز غمى سخت خبر كرد على



خبر از كشتن خود داد به تكبير و فسوس 


هر زمان جانب افلاك نظر كرد على



كس چو او روزه يك ساعته هرگز نگرفت 


چون كه افطار به هنگام سفر كرد على



گرچه جانش سفر تير بلا بود، آخر 


پيش شمشير ستم فرق سپر كرد على



ريخت بر دامن محراب ز فرق سر او 


آنچه اندوخته از خون جگر كرد على



گرچه در هر نفسى بود على را معراج 


غوطه در خون زد و معراج دگر كرد على


152925u1psxc4jwm-gif

(سيد رضا مؤيّد)



152925u1psxc4jwm-gif

فضاى كوفه غمبار است امشب 
غم از هرسو پديدار است امشب

سحاب غم گرفته روى مه را 
زمين و آسمان تار است امشب

همه ذرّات عالم بى قرارند 
هراسان چرخ دوّار است امشب

همه افلاك در سوز و گدازند 
شب افشاى اسرار است امشب

سرشگ از ديده جبريل جارى
بسان درّ شهوار است امشب

ملايك در سما سر در گريبان
نبى را ديده خونبار است امشب

نداى قَدقُتل مى آيد از عرش 
جهان مبهوت و افگار است امشب

چه در سر دارد آيا ابن ملجم 
كه لرزان عرش دادار است امشب

به محراب عبادت شاه مردان 
قتيل تيغ اشرار است امشب

ميان خاك و خون چون مرغ بسمل 
على سلطان احرار است امشب

عدالت را به خاك و خون كشيدند 
ز خون محراب گلزار است امشب

براى بهترين فرزند آدم 
همه عالم عزادار است امشب

ستون خيمه اشراق بشكست 
رسول حق عزادار است امشب

رخ مهتابى فرزند كعبه 
ز شوق وصل گلنار است امشب

بگفتا «فزت ربّ الكعبه» زيرا 
شب ديدار با يار است امشب

به گردون آه فرزندان زهرا 
جگرسوز و شرربار است امشب

ز چشم آسمان گر خون ببارد 
در اين ماتم سزاوار است امشب

ترا «فولادى» ار داغ على نيست 
چرا غم يار و غمخوار است امشب

152925u1psxc4jwm-gif



(حسين فولادى)


152925u1psxc4jwm-gif

دردل محراب خون جای من است
نغمه تکبیر آوای من است

روزه ام را در سحر قاتل گشود
زان بخون آغشته لبهای من است

بر خدای کعبه گشتم رستگار
با شهادت چون تمنای من است

خون دلهایی که خوردم سالها
از سرم جاری به سیمای من است

ای عدالت می شوی دیگر یتیم
کز جفا بگسسته اعضای من است

هر چه می خواهی ببین زینب مرا
کآخرین ساعات دنیای من است

گر چه ضرب تیغ زهر الود خصم
آتش افکن بر سراپای من است

سرد می اید که بر جانم هنوز
شعله ها از داغ زهرای من است

گر چه زخم سر شهیدم می کند
قاتل من داغ دلهای من است

152925u1psxc4jwm-gif


مؤید
مبنای شهادت‏طلبی

1221697g30lfm7tib-jpg
شهادت، متاع گرانبهایی است که هرکس قدرت خریداری‏اش را ندارد. شاهدی قدسی است که همگان لیاقت هم‏آغوشی با او را نمی‏یابند. شیرینی شهد شهادت را به هر کسی نمی‏چشانند. 

امیر مؤمنان علی(ع)، آن یکّه‏تاز عرصه عشق و شهادت، مبنای شهادت‏طلبی و دست‏یابی به این فوز عظیم را این‏سان بیان می‏دارد و صفات عاشقان شهادت را این‏گونه می‏نمایاند و شور و شوق خود را نسبت به آن چنین توصیف می‏کند: 

«مجاهدان شهادت‏طلب چنان به سوی خدا پر می‏کشند که تشنگان به جانب آب. بهشت در پرتو آذرخش نیزه‏هاست. امروز خبرها در بوته آزمون ارزیابی می‏شوند و به خدا سوگند که اشتیاق من به صحنه نبرد [و شهادت] و رویارویی با دشمن، بیش از شوقی است که آنان به زندگی‏شان دارند».

1221697g30lfm7tib-jpg
علی علیه السلام در کلام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله


1221697g30lfm7tib-jpg
ولایت علی علیه السلام 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در هر فرصت و موقعیت مهمی که پیش می آمد، درباره فضیلت های امیرمؤمنان و جانشینی ایشان بعد از خودشان سخن می گفتند و همگان را بر این امر آگاهی می دادند. ایشان از آن جمله فرمودند: «هر کس دوست دارد همانند من زندگی کند و همانند من بمیرد و همانند من در بهشت جاودان باشد که خداوند بزرگ آن را به من وعده داده...، باید ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد، زیرا علی شما را از هدایت منحرف نمی کند و در گمراهی نمی اندازد».

آینه تمام انبی

امام علی علیه السلام آینه تمام نمای فضایل و کمالات، پیامبران گذشته است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در سخنانی در این باره فرمود: «هر کس می خواهد به عزم و اراده نوح، به علم و دانش آدم، به صبر و بردباری ابراهیم، به زیرکی و درایت موسی، و به زهد و بی رغبتی عیسی به دنیا بنگرد، باید به علی بن ابی طالب نگاه کند».

پرچم هدایت

روایت مفصلی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره فضیلت های امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که در گوشه ای از آن چنین آمده است: «خداوند درباره علی به من سفارش کرده و به مطلبی خبر داده است، به پیرو آن سفارش، من گفتم: به یقین، علی پرچم هدایت، و امام و پیشوای اولیای من و نور کسی است که از من پیروی کند، علی کلمه من است که به حقایق و پنهان ها آگاه می باشد، و آن کلمه ای است که آن را ملازم مردمان باتقوا کرده ام، به یقین کسی که او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و کسی که از او پیروی کند، از من اطاعت کرده است».

1221697g30lfm7tib-jpg
بدرود، کوچه های بی وفا! 
152925u1psxc4jwm-gif


چشم انتظارِ چه نشسته اید، کوچه های بی وفا؟ آن عابر مهربان، امشب شما را به رونق گام های خویش، بار نخواهد داد

چه بیهوده در خود می لولید، تأسف های کوفی؟!
آن بزرگ صبور، دیگر شِکوه های شما را در چاه نخواهد ریخت. 

اشک بریزید، یتیمانِ زمین؛
هیچ کس پس از او در حق شما پدری نخواهد کرد!

152925u1psxc4jwm-gif

محبوبه زارع
تفكر على (ع) در شب نوزدهم




 
به گفته جرج جرداق امام (ع) در شب شهادت ساعتى زانوها را در بغل گرفت و لحظاتى به فكر فرو رفت . گذشته زندگى خود را از روزگاران دور به نظر آورد، به ياد آورد:

- روزگار كودكى و حيات خود را در خانه پيامبر (ص) كه سايه او را بر سر داشت و دست پر مهر او را در بازوگيرى از او.


- روزگار قبول اسلام و رنج ها و مرارت هايى را كه در دوران قبل از هجرت متحمل شده و شايد زجرها و شكنجه هاى ياران و مؤ منان اوليه بود.

- شب هجرت و ساعات پر هراس شب را كه به اتكاى پروردگار در بستر رسول خدا (ص) خوابيد تا او جان سالم به در برد و در خدمت رشد بشريت باشد.


- دوران پس از هجرت تا زمان فوت رسول خدا (ص) كه سراسر آن به جنگ و درگيرى با جاهلان و مشركان گذشت و در فاصله 10 سال ، 84 غزوه و يا كمتر را پشت سر گذارده بود.

- دوران سقيفه و پايه گذارى ها و صدمات و لطمات ناشى از آن غصب خلافتى كه سبب شد او 25 سال از دوران عمر خود را به دور از اعمال قدرت اسلامى بگذراند.


- ياران و دوستان و وفاداران كه هر كدام يا در ميدان به شهادت رسيدند و يا ترور شدند و يا با مرگ طبيعى رخ به نقاب خاك كشيدند


حالات على (ع) در شب نوزدهم




از آن همه رنج ها و افسردگى دلش گرفت ، به ويژه از آن بابت كه خود را تنها يافت . با قلبى پر از تاءثر آماده مرگ شد. به خصوص از آن بابت كه او زحمات پيامبر و مجاهدان و شهداى اسلام را در معرض هدر و تلف مى ديد.

على متاءثر است از اينكه دوستان وفادارى چون مالك اشتر، محمد بن ابى بكر، سلمان فارسى ، ابوذر، عبدالله خباب و... را از دست داده و برخى از اينان به حيله و نيرنگ كشته شده اند و يا با رنج و تاءسف از دار دنيا رفته اند.

او در ذهن خود خيانتكاران و خائنان را به محاكمه مى كشد و بدكاران را نمى بخشد، به ويژه آنها كه لطماتى بر پيكر اسلام وارد آورده و زحمات رسول خدا (ص) را ناديده گرفته اند. در پيشگاه خدا به شكايت مى پردازد و...




شِکوه از یاران و آرزوی شهادت




علی(ع) در طول حکومت خویش همواره هم‏آغوش با تنهایی و غربت بود. 

ناپایداری و سست‏عنصری یارانی که در هنگامه‏های سخت عقب می‏نشستند و تنهایش می‏گذاشتند و فرمان مولایشان را اطاعت نمی‏کردند، اینها همه، سینه صبور علی(ع) را می‏فشرد و قلب نیرومندش را به دردی جانکاه مبتلا ساخته بود تا آنجا که در آغوش کشیدن مرگ را از هر چیز دیگری خوش‏تر می‏داشت و از خدا چنین درخواست می‏فرمود: 

«از خدا می‏خواهم که به زودی از یارانی چنین، آسوده‏ام کند که به خدا سوگند، اگر رویارویی با دشمن و رسیدن به فیض شهادت را امید نبسته بودم و با این دل‏خوشی، خود را برای مرگ آماده نمی‏کردم، حتی ماندن یک روز با اینان را دوست نمی‏داشتم و یک‏بار دیدنشان را هم تحمل نمی‏کردم.»





شهادت، آرمانی بلند




شهادت چنان بلندمرتبه و ارزشمند است و اسلام بدین مرگ سرخ، چنان عظمت و اعتلا بخشیده است که از آن آرمانی بلند ساخته است. این شهادت‏خواهی و آرمان‏طلبی در سخن علی(ع) پژواکی پرطنین یافته و در عرصه جهاد و پیکار به دعای اصلی او مبدل شده است:


«نَسْأَلُ اللّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَایَشَةَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَةَ الْأَنْبِیَاءِ؛ دست یافتن به جایگاه شهیدان، و همزیستی با سعادت‏یافتگان و همدمی با پیامبران را از خداوند مسألت داریم».




نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 17 تیر 1394

ارسال نظر(0)

داستانهایی از زندگانی امام علی (علیه سلام )

علی ولی الله 


آورده اند كه رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - انگشتری خود را به سلمان داد تا لا اله الا الله بر آن نقش كنند.
سلمان بفرمود تا محمد رسول الله نیز به آن ضم كردند. 
چون به حضرت رسالت آورد، گفت : یا رسول الله ! تو لا اله الا الله فرمودی كه بر آنجا نقش كنند، من خواستم كه محمد رسول الله (نیز) به آن ضم كنند.
جبرئیل آمد كه یا رسول الله ! لا اله الا الله خواست تو بود، محمد رسول الله خواست سلمان بود كه من آن ضم كنم ؛
خواست ما نیز آن بود كه علی ولی الله به آن ضم كنیم كه بی ولایت علی كلمه شهادت مقبول نیست.
داستان عارفان / کاظم مقدم
ادامه دارد!!

چگونگى تولد على (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

على (عليه السلام ) بر روى سنگ سرخى كه در گوشه راست كعبه است بدنيا آمد و همين كه قدم بر زمين گذاشت به سجده افتاد و در همان حال دستهاى خود را به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت :

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا و رسول الله . و ان عليا و صى محمد رسول الله . بحمد يختم الله النبوة و بى يتم الوصية و انا اميرالمومنين

يعنى : شهادت مى دهم كه خدايى جز الله نيست و محمد پيامبر خداست و على وصى محمد رسول الله است . با محمد نبوت ختم مى شود و با من وصايت كامل مى شود و من اميرالمؤ منين هستم

سپس فرمود:
جاء الحق و زهق الباطل حق آمد و باطل رفت


مالى شيخ طوسى ، ص 80 و جنات الخلود، ص 3

 

يا على (ع ) چگونه توبه كنم

روزى يك نفر مهدور الدم يعنى كسى كه به خاطر جرمى حكمش قتل مى باشد به امام على (عليه السلام ) متوسل شد و عرض كرد يا على (عليه السلام ) چه كنم تا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مرا ببخشد؟ اميرمؤ منان (عليه السلام ) به او فرمود: به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برو و آيه 91 سوره يوسف را تلاوت كن .

تا الله لقد اثرك الله علينا و ان كنا لخاطئين به خدا سوگند خداوند تو را بر ما تقدم داشته و ما خطا كار بوديم 
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بى درنگ آيه بعد (آيه 92 سوره يوسف ) را قرائت فرمود(130)لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو ارحم الراحمين و توضيحى بر شما نيست خداوند شما را مى بخشد و او مهربانترين مهربان است .

و قرائت اين آيه از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به منزله حكم عفو آن حضرت از آن شخص قرار گرفت 


مهر تابان ، ص 84.


اولين صحنه ملاقات ابن ملجم با امام على (ع )


بعد از اينكه امام على (عليه السلام ) به حكومت رسيد، حبيب بن منتخب را كه فرماندار و والى اطراف يمن از جانب عثمان بود را بر رياستش ابقا كرد، و طى نامه اى به او سفارش تقوا كرد و از او خواست تا از مسلمانان آنجا بيعت بگيرد، حضرت نامه خود را مهر زد و با يك مرد عرب نزد او فرستاد، حبيب وقتى نامه امام را گرفت مردم را به بيعت امام فرا خواند، مردم آن ديار نيز اطاعت كردند.


آنگاه گفت : من مى خواهم ده تن از سران و شجاعان شما را به جانب آن حضرت روانه كنم ، آنها پذيرفتند. او در ابتدا صد نفر را انتخاب كرد و از جمع آنها هفتاد تن و از هفتاد تن سى نفر و از سى ده نفر را انتخاب كرد و به جانب امام فرستاد، بعد از آنكه كه آن ده نفر به حضور امام رسيدند و به امام تبريك گفتند، امام به آنها خوش ‍ آمد گفت ، در آن جمع ده نفر ابن ملجم - لعنة الله عليه - حركت كرد و در مقابل امام ايستاد و گفت :

سلام بر تو اى امام عادل و بدر كامل ، شير بزرگوار، قهرمان دلاور، سوار بخشنده ، و كسى كه خداوند او را بر بقيه مردم فضيلت داد صلوات و درود خدا بر تو و خاندانت ، شهادت مى دهم كه تو به حق و حقيقت اميرالمؤ منين هستى ، و تو وصى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و خليفه او وارث علم او مى باشى ، خداوند لعنت كند كسى را كه حق و مقام تو را منكر شود!...

حضرت امير (عليه السلام ) به جانب ابن ملجم خيره شد و پس از آن به گروه اعزامى نظر كرده آنگاه آنها را مقرب داشت ... حضرت دستور داد كه به هر نفر از آنها حله اى يمنى عبايى عدنى بخشيدند. امام فرمان داد كه آنها مورد احترام قرار بگيرند.

آن جماعت هنگامى كه حركت كردند ابن ملجم مجدد در مقابل حضرت ايستاد و اشعارى را انشاء كرد: تو گواه پاك ، صاحب خير و نيكى و فرزند شيران طراز اول مى باشى اى وصى محمد صلى الله عليه و آله و سلم

 


گفتگوى امام على (ع ) با ابن ملجم 



بعد از اينكه ابن ملجم عرض ارادت به امام كرد (در داستان قبلى ذكر شد) امام گفتار او را تحسين كرد و فرمود: اسمت ؟ گفت : عبدالرحمن . حضرت فرمود: فرزند چه كسى هستى ؟ گفت . فرزند ملجم مرادى .

حضرت فرمود: آيا تو مرادى هستى ؟ گفت : آرى اى اميرالمؤ منين ! حضرت فرمود: انا لله انا اليه راجعون و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العضيم 

حضرت مكرر به او نگاه مى كرد و يك دست خود را به ديگرى مى زد و كلمه استرجاع را بر زبان جارى مى نمود. بعد فرمود: واى بر تو! آيا تو از قبيله بنى مرادى ؟ گفت : آرى در اينجا حضرت اين اشعار را خواند:

انا انصحك منى بالوداد

مكاشفه و انت من الاعادى

اريد حياته و يريد قتلى

عذيرك من خليلك من مراد

من تو را به دوستى نصيحت مى كنم آشكارا و حال آنكه مى دانم تو از دشمنان من مى باشى من قصد زنده ماندن او را دارم و او قصد قتل ؛ مرا عذر خواه تو دوستت از قبيله مراد است

 

 

ماندن ابن ملجم نزد على (ع )

ابن ملجم مدتى در بنى تميم ماند امام به هنگام مراجعت دوستانش به يمن او مريض شد و دوستانش او را ترك گفته و به يمن رفتند. ابن ملجم چون خوب شد نزد اميرالمؤ منين آمد و شبانه روز از حضرت جدا نمى شد.

حضرت خواسته هايش را بر آورده مى ساخت و او را گرامى مى داشت و به منزل خود دعوت مى كرد و در همان حال مى فرمود: تو قاتل و كشنده من هستى و اين شعر را مكرر مى خواند:

اريد حياته و يريد قتلى

عذيرك من حليلك من مراد

ابن ملجم مى گفت : اى اميرالمؤ منين اگر مى دانى من قاتل شما هستم مرا بكش . حضرت مى فرمود: براى من جايز و حلال نيست مردى را قبل از اين كه نسبت به من كارى انجام دهد، بكشم و يا طبق نقل ديگر مى فرمود: هر گاه من تو را بكشم چه كسى مرا خواهد كشت ؟

شفاعت در قيامت 



على (عليه السلام ) فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روزى فرمود: 

روز قيامت من در موقف شفاعت مى ايستم و آن قدر گنهكاران را شفاع كنم كه 

خداوند گويد: آيا راضى شدى اى محمد؟! 

من مى گويم راضى شدم ، سپس على (عليه السلام ) فرمود:

اميد بخش ترين آيات قرآن اين آيه است و لسوف يعطيك ربك فترضى



ضحى /5.

آبرودارترين فرد نزد خداوند

على (عليه السلام ) مى فرمايد روزى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيديم از آن حضرت خواستم تا از خداوند براى من طلب مغفرت نمايد. 

حضرت فرمود: چنين خواهم كرد آنگاه حضرت برخاست و نمازگزارد سپس دستهايش را به دعا برداشت آنگاه شنيدم كه به خداوند عرض كرد پروردگارا تو را به مقام و قرب و منزلت على سوگند مى دهم كه عى را مشمول عفو و غفران خود سازى .

گفتم اى رسول خدا اين چه دعايى است ؟ (چرا خداوند را به حق من سوگند دادى ) حضرت فرمود: يا على مگر كسى در پيشگاه خداوند آبرودارتر و گرامى تر هست تا او را شفيع درگاهش كنم

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 17 تیر 1394

ارسال نظر(0)

داستانهایی از زندگانی امام علی (علیه سلام )

لقب قضم براى على (ع )

جنگ احد بود طلحة بن ابى طلحه قهرمان و پرچمدار غول پيكر دشمن به ميدان تاخت . امام على (عليه السلام ) به ميدان او رفت و درگيرى شديدى پديد آمد و سرانجام طلحه بدست على (عليه السلام ) كشته شد.

هنگامى که طلحه با على (عليه السلام ) روبرو شد فرياد زد يا قضم و به نقل ديگر گفت : يا قضيم . 

شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد: چرا دشمن ، على را با اين لقب (قضم ) خواند؟ امام صادق (عليه السلام ) فرمود: اين لقب را براى اين به على (عليه السلام ) گفت .

در آغاز بعثت در مكه مشركان به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آزار مى رساندند ولى تا ابوطالب پدر على (عليه السلام ) همراه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كسى جراءتجسارت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نداشت .

تا اينكه مشركان عده اى از كودكان را واداشتند تا به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سنگ بيندازند. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از خانه خود بيرون مى آمد، كودكان سنگ و خاك به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى انداختند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از اين جريان رنج آور (با توجه به اينكه موضوع به ميان كودكان كشيده شده بود) به على (عليه السلام ) (كه در آن زمان حدود سيزده سال داشت ) شكايت كرد.
على (عليه السلام ) عرض كرد: پدرم و مادرم به فدايت اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هر گاه از خانه بيرون رفتيد مرا نيز با خود بيرون ببريد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همراه على (عليه السلام ) از خانه بيرون آمدند كودكان مشركين ، طبق معمول خود، به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سنگ انداختند. على (عليه السلام ) به سوى آنها حمله مى كرد و هر گاه به آنها مى رسيد گوش و بينى و عضله صورت آنها را مى گرفت و فشار مى داد و در هم مى كوبيد كودكان بر اثر درد شديد گريه مى كردند و به خانه خود باز مى گشتند، پدرانشان مى پرسيدند چرا گريه مى كنى ؟ در پاسخ مى گفتند: قضمنا على قضمنا على على (عليه السلام ) ما را گوشمال و... داد از اين رو على (عليه السلام ) را به عنوان قضم ياد كردند (يعنى گوشمال دهنده و درهم كوبنده ).

غالب در جمله غزوه ها به شجاعت

خاصه به ، بدر و حنين و خيبر و خندق

مشاهدات قلبى و غيبى 

اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:
ارى نور الوحى و الرسالة و اشم و ريح النبوة ... در آن هنگام نور وحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را (از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) استشمام مى كردم .


از اين سخن امام (عليه السلام ) معلوم مى شود كه هر انسانى علاوه بر چشم و گوش باطنى حس شامه و بويايى قلبى نيز دارد، سپس امام (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت ادامه مى دهد:


و لقد سمعت رنة الشيطان حين
نزل الوحى عليه صلى الله و عليه و آله و سلم ؛
هنگامى كه وحى بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد صداى ناله شيطان را شنيدم 


سپس ادامه مى دهند: فقلت يا رسول الله ما هذه الزلة فقال : هذا الشيطان قد آيس من عبادته امام مى فرمايد: كه پس از شنيدن صداى ناله با گوش جان از رسول خدا پرسيدم كه يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اين ناله چيست ؟ فرمود: اين ناله ، ناله شيطان است كه از پرستش خود نوميد شده است 


در اينجا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: انك تسمع ما اسمع وترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك وزير... تو مى شنوى آنچه را من مى شنوم و مى بينى آنچه را كه من مى بينم تنها تفاوت من با تو اين است كه تو پيامبر نيستى ولى وزير من هستى

خواسته هاى پيامبر (ص ) از خداوند


پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: اى على ! پنج چيز درباره ى تو از خدا خواستم كه خداوند همه را به من عطا كرد:

 

 

 


1- اينكه من اول كسى باشم كه از قبر بر مى خيزم و غبار از چهره مى افشانم ،و تو هم با من باشى .

2- خداوند اجازه دهد كه من و تو در محل سنجش اعمال بايستيم .

3- ترا در قيامت پرچمدار من قرار دهد.

4- امت مرا به دست تو از حوض كوثر سيراب كند.

5- هنگام رفتن به بهشت ترا پيشرو امت قرار دهد.

آنگاه فرمود: شكر خداى را كه بر من منت نهاد 
و همه ى اين تقاضاها را پذيرفت

 

لقب ابوتراب 

حضرت علی (ع) با اینكه القاب بسیار پر معنی داشت ، ولی دوست می داشت كه به او ابوتراب بگویند،
مطابق گفتار بعضی از علما، آنحضرت این لقب را از این جهت دوست داشت كه او متواضع بود و روی خاك می نشست و این لقب را كه به معنی پدر خاك است 

، برای خود می پسندید چراكه بیانگر خاكی بودن او بود.

ولی دشمنان آن حضرت ، این لقب را برای آن حضرت تكرار می كردند، و منظورشان تحقیر نمودن آنحضرت بود،
با این كه این لقب از بهترین صفات انسانی او (یعنی تواضع او) حكایت می كرد. اما این كه این لقب چگونه و چرا به او داده شد،

در تاریخ چنین آمده است : سال دوم هجرت بود، خبر رسید كه كاروانی از مشركان به سوی شام می روند پیامبر(ص) همراه صد و پنجاه نفر (و به نقل دیگر همراه 200 نفر) در حالی كه حضرت حمزه (ع) پرچم سفیدی به اهتزاز در آورده بود، برای جلوگیری و ضربه زدن به كاروان مشركین ،
از مدینه خارج شده تا به عشیره (بر وزن غفیله) رفتند (از این رو این حركت را غزوه عشیره می نامند).

هنگامی كه پیامبر (ص) و سپاه اندكش در سرزمین عشیره به جستجو و برسی پرداختند، در یافتند كه كاروان قریش از آنجا رفته اند، آنحضرت با سپاه خود در حدود یك ماه در آنجا ماند و سپس به مدینه باز گشتند. 

علی (ع) و عمار یاسر، جزء این سپاه بودند، عمار می گوید: در همین سفر علی (ع) به من فرمود: می خواهی برویم نزد افراد بنی مدلج كه در كنار چشمه كشاورزی می كنند، بنگریم چگونه كشاورزی می نمایند؟!.
من موافقت كردم و با هم كنار آنها رفتیم ، (بر اثر خستگی) نیاز به استراحت داشتیم ، زیر درختهای نخل كه در آنجا بود رفتیم ، در زمین روی خاك خوابی دیم (و به نقل دیگر علی علیه السلام مقداری خاك جمع كرد و آنرا متكای خود قرار داد و سرش را روی آن گذارد و خوابید). 
تا اینكه : رسول خدا (ص) آمد و ما را بیدار كرد و برخاستیم و لباسهای خود را كه خاك آلود بود، تكان دادیم ،

در همین موقع ، پبامبر (ص) به علی (ع) فرمود: ای ابوتراب (زیرا لباسش خاك آلود بود)
بعد فرمود: می خواهید شما را به شقی ترین مردم خبر دهم ؟
گفتیم آری ، فرمود: یكی آن كسی است كه ناقه حضرت صالح (ع) را پی كرد، دوم آن كسی است كه بر فرق سر تو (ای علی) شمشیر می زند (یعنی ابن ملجم).
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
ادامه دارد!!

 

 

امید بخش ترین آیه 

ابو حمزه ثمالی از یكی از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت كرده است كه :
امیرالمؤ منین علیه السّلام روزی خطاب به اصحاب خود فرمود: 
كدامیك از آیات كلام اللّه مجید نزد شما امیدوار كننده ترین آیات است ؟
بعضی گفتند آیه : 
ان اللّه لا یغفر ان یشرك به و یغفر مادون ذلك لمن یشاء...
همانا خداوند مشرك را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرك را برای كسی كه بخواهد... 

حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، اما امیدوار كننده ترین آیات برای غفران و آمرزش معاصی نیست . 
عده ای دیگر گفتند آیه : 
و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفورا رحیما.
و كسی كه به كاری زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن كند و سپس از خدا آمرزش خواهد، بیابد خداوند را آمرزنده مهربان .
حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست . 
بعضی دیگر گفتند آیه قل یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه اللّه انّ اللّه یغفر الذنوب جمیعا... 
بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا ماءیوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد....
حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست .
بعضی دیگر گفتند آیه : 
والّذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذكرو اللّه فاستغفروالذنوبهم ... تقواپیشگان آنهایند كه هر گاه كار ناشایستی از ایشان سر زند یا ظلمی به خویش كنند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود استغفار نمایند... 
حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، اما آیه مورد نظر نیست .
آیا آیه دیگری نمی دانید كه به نظر شما امیدوار كننده ترین آیات قرآن باشد؟ 
اصحاب عرض كردند: نه امیرالمؤ منین ، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست كه بخوانیم .
امام فرمود: از حبیبم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم كه فرمود: 
امیدوار كننده ترین آیه در قرآن این آیه شریفه است :
و اقم الصّلواه طرفی النّهار و زلفا من اللّیل ... و بپای دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایی از شب ...
سپس پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یا علی ، به خدایی كه مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت گردانید،

اگر یكی از شما به وضو قیام كند، گناهان و معاصی او از اعضای بدنش فرو می ریزد تا وقتی كه با صورت و قلب خود متوجّه قبله شود، از قبله و نمازش بر نگردد مگر آنكه جمیع گناهان او بریزد و هیچ گناهی بر صحیفه عملش باقی نماند همچون روزی كه از مادر متولد شده باشد و هرگاه ما بین دو نماز گناهی از او صادر شده باشد با خواندن نماز آمرزیده شود و از گناهان پاك گردد.
آنگاه پیامبر نمازهای پنجگانه را كه موجب آمرزش هستند، شماره كرد و فرمود: یا علی ، بدان كه منزلت نمازهای پنجگانه برای امّت من مانند نهری است كه بر در خانه یكی از شما باشد.
اگر شخصی بدنش چركین باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو كند آیا چیزی از آن چركها باقی خواهد ماند؟
سوگند به خدا، نمازهای پنجگانه برای امّتم چنین است كه تمام گناهانشان را پاك می كند و تیرگی قلبشان را می برد.
چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران / يدالله بهتاش
ادامه دارد!!

 

 

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 17 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709