💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 116362
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


قرآن شناسی


 

انسان سازى قرآن

(( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور )) .(42)
يعنى : (اين قرآن كتابى است كه ما براى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور رسانى ).
(( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) (43)
يعنى : (همانا اين قرآن ، مردم را به راست ترين و استوارترين طريق ، هدايت مى كند.)
كسى كه قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهيم آن را درست درك نمايد، چنين شخصى ، اعتقاد به معاد پيدا مى كند. و مى داند كه جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و كتاب نيست ، بلكه همه اعمال وى ، خوب يا بد، عكس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنين به وجود خداوند و صفات او آنچنان كه قرآن معرفى مى كند آشنا شده و يقينش افزون خواهد شد. و نيز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه كه چنين اصولى در قلب كسى جاى گرفت ، او را يك دنيا نورانيت داده و راه دنيا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را يك انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ايثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانكه اين آثار، در طول تاريخ قرآن ، در ميلونها انسان ، جامه عمل پوشيده است و مكتب انسان ساز قرآن ، پيوسته چنين اشخاصى را تربيت كرده و مى كند (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) آرى اثر قرآن چنين است .
حضرت آدم (ع ) خلقت حضرت آدم - عليه السلام - يك خلقت استقلالى است . آدم و همسرش ، به طور مستقل آفريده شده اند بى آنكه - نعوذ بالله - بگوييم از موجود ديگرى مشتق شده باشند، خلقت آدم ، يك خلقت فوق العاده و معجزه بود؛ مانند مبدل شدن عصاى موسى به مار و اژدها.
به عبارت ديگر: خداوند متعال اراده فرموده و در اثر اراده او، يك مجسمه گلى ، مبدل به انسان كامل و عاقل شده است . در قرآن مجيد، كيفيت و ابتداى خلقت موجودات زنده ، مطرح نشده است اما خلقت حضرت آدم و همسرش ، به طور مستقل ، مطرح شده است .
اميرالمؤ منين - صلوات الله عليه - در خطبه اول نهج البلاغه ، مى فرمايد: (خداوند پس از خلقت آسمانها و زمين ، مقدارى خاك را از سخت و نرم و شيرين و شور زمين جمع كرد و آن را با آب آميخت تا گل خالص شد (شورى ، شيرينى ، سختى و نرمى درهم فرو رفتند) و آن را با رطوبت عجين كرد تا گل چسبنده گرديد كه داراى اطراف ، پيوستگيها، اعضا و قسمتهاى متمايز... سپس آن را صلب و سخت گردانيد تا مانند سفال شد. و مدتى در همان حال نگاه داشت . و سپس روح در آن دميد. به محض دميدن روح ، آدم برخاست در حالى كه انسانى بود داراى قواى تعقل كه آنها را به كار مى برد و داراى فكر بود كه با آن در كارها تصرف مى كرد. و اعضاى خويش را براى حل مشكلات به كار مى گرفت .)
عين عبارت مولا على - عليه السلام - چنين است :
(( ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربة سنها بالماء حتى خلصت و لا طها بالبلة حتى لزبت ، فجبل منها صورة ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول ، اجمدها حتى استمسكت و اصلدها حتى صلصلت لوقت معدود و امد معلوم ثم نفخ فيها من روحه فمثلت انسانا ذا اذهان يجيلها و فكر يتصرف بها و جوارح يختدمها...(44)))
اين عبارت از آن حضرت - عليه السلام - به فهم آيات قرآن بسيار كمك مى كند. خداوند مى فرمايد: (( و اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سويتة و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (45).
يعنى : (و آنگاه كه پروردگار به فرشتگان عالم اظهار فرمود كه من بشرى از ماده گل و لاى كهنه متغير خلق خواهم كرد پس چون آن عنصر را معتدل بيارايم و در آن از روح خويش بدمم ، همه بر او سجده كنيد).
(صلصال ) به معناى (سفال ) است . آن را به گل خشك نيز معنا كرده اند كه به هنگام دست زدن ، صدا كند.
(مسنون ) به معناى ريخته شدن است يعنى مجسمه شكل گرفته شده .
(حماء) به معناى لجن سياه بد بوست .
(تسويه ) همان مجسمه ساختن است .
(نفخت فيه من روحى ) از زنده شدن و انسان شدن آن مجسمه ، حكايت دارد.
و همچنين است آيه شريفه (( اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من طين فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (46).
آرى ، نفخ روح ، مجسمه گلى را مبدل به انسان و مسجود ملائكه گردانيد. و (آدم ) علم شخص است نه علم نوع . چنانكه برخى چنين فكر كرده اند.
خلقت انسان در دو مرحله
بنا به فرموده قرآن كريم خلقت انسان در دو مرحله صورت پذيرفته است ؛ يعنى خداوند متعال ابتدا حضرت آدم و حوا را از خاك آفريد: (( خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها )) (47) و آنگاه تكثير بشر را در توالد و تناسل قرار داد. چنانكه مى فرمايد:
(( الذى احسن كل شى ء خلقه و بداء خلق الانسان من طين ثم نسله من سلالة من ماء مهين ، ثم سواه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الابصار والافئده قليلا ما تشكرون )) (48)
يعنى : (آن خدايى كه هر چيز را به نيكوترين وجه خلقت نمود و انسان را نخست از گل آغاز كرد. سپس نسل و ذريه او را چكيده اى از آب بى قيمت قرار داد. و بعد انسان را به صورت مجسمه درآورد و از روح خود در آن دميد. و براى شما گوشها و چشمها قرار داد. (با وجود اين همه احسان ) باز بسيار اندك ، شكر و... سپاسگزارى حق مى كنيد).
نگارنده اين سطور، تقريبا يقين دارد. كه خلقت ساير موجودات زنده نيز همينطور بوده است ؛ مثلا خداوند متعال ، ابتدا يك شتر نر و يك شتر ماده و يك اسب نر و يك است ماده و هكذا، از خاك آفريده و سپس نسل و تكثير آنها را (زاد و ولد) قرار داده است . ولى از قرآن كريم براى اين سخن ، دليلى وجود ندارد. اما در روايات ، شواهدى در اين زمينه يافته است ؛ مثلا در بحارالانوار (49) از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه از آن حضرت ، از خلقت درخت خرما سؤ ال نمودند، فرمود: (( ان الله تبارك و تعالى لما خلق آدم من الطينة التى خلقه منها، فضل منها فضلة فخلق نخلتين ذكرا و انثى فمن اجل ذلك انها خلق من طين تحتاج الانثى الى اللقاح كما تحتاج المراءة الى اللقاح ... ))
يعنى : (خداى تبارك و تعالى وقتى كه آدم را از گل معروف آفريد، مقدارى از آن اضافه ماند، از آن ، دو درخت خرما آفريد، يكى نر و يكى ماده . بدين جهت ، درخت ماده احتياج به تلقيح دارد، همانطور كه زن نياز به لقاح دارد، (گرده هاى درخت نر را به درخت ماده مى پاشند و به آن (تاءبير) گويند) و از درخت خرما انواع درخت به وجود مى آيد؛ خرماى خوب و بد، نازك ، غليظ، نر، ماده ، زاينده و نازا (عقيم )...) .
و در روايت ديگر از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه فرمود: (( عن ابى عبدالله عليه السلام قال : استوصوا بعمتكم النخلة خيرا فانها خلقت من طينة آدم ... ))
يعنى : (به عمه خودتان درخت خرما، وصيت خير كنيد كه آن از گل آدم آفريده شده ...).
اين دو حديث ، در محاسن برقى (50) نقل شده است ، اطلاق (عمه ) به درخت (خرما) از جهت ماده بودن است . گويى كه آن خواهر آدم - عليه السلام - و عمه بنى آدم مى باشد. روايت در حد خود، بسيار عجيب و قابل دقت مى باشد.
تكثير انسان در روى زمين
در تكثير و گسترش انسانها در روى كره زمين ، جز حضرت آدم و همسرش موجود ديگرى دخالت نداشته است . و خداوند متعال مى فرمايد: (( يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس ‍ واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء(51).))
يعنى (اين مردم ! بترسيد از پروردگار خود، آن خدايى كه همه شما را از يك تن بيافريد و هم از آن جفت او را خلق كرد. و از آن دو تن ، خلقى بسيار در اطراف عالم از مرد و زن برانگيخت ).
اين آيه شريفه صريح است در اينكه در انتشار نسل بشر، فقط آن دو سبب و وسيله بوده اند. همچنين است آيه 189 از سوره اعراف . آيه و ششم از سوره زمر. و آيه : (( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا... (52))) .
يعنى : (اى مردم ! ما همه شما را نخست ، از يك مرد و زنى آفريديم . و آنگاه شعبه هاى بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد...).
و درباره مسئله ازدواج فرزندان حضرت آدم و حوا بايد گفت كه : خواهر را به برادر داده اند، كه اين به حكم ضرورت جايز بود. و چاره اى غير از آن وجود نداشت .
در روايت احتجاج طبرسى (53) از امام سجاد - صلوات الله عليه - آمده است كه : نزد ابوحمزه ثمالى به مردى از قريش فرمود: (( فزوجهما على ما خرج لهما من عندالله ، قال : ثم حرم الله نكاح الاخوات بعد ذلك .))
يعنى : (آدم - عليه السلام - خواهر را به برادر داد روى آن قرعه اى كه از جانب خدا اصابت كرد. فرمود: پس خداوند تزويج خواهران را حرام فرمود).
در برخى از روايات نيز آمده است كه ازدواج برادر با خواهر، در شريعت حضرت نوح - عليه السلام - تحريم شده است .
در تفسير الميزان ، پس از اختيار اين طريق فرموده است : (حكم به حرمت در اسلام و ساير شريعتها، حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است . حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. وقت آن در دست خداست . و او فاعل مايشاء و حاكم ما يريد است . جايز است كه روزى براى داعى ضرورت ، مباح و سپس براى برطرف شدن ضرورت ، و اينكه موجب انتشار فحشاست آن را تحريم نمايد).
نگارنده گويد: اين تنفر و تحريم اشدى كه فعلا در بين ما هست ، در اثر تحريم شريعتهاست . و اگر شريعتها نهى نكرده بودند، اكنون مردم اين كار را مى كردند و هيچ تنفر و ناراحتى هم نداشتند.



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 11 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

فرهنگ شهادت و ايثار (1)

بدون شك يكي از عوامل مهم و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني است، نيروهاي متشكل از بهترين و قوي‌ترين مردان بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن اسلامي، كه در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي كشور مقدس جمهوري اسلامي سراز پا نمي‌شناختند. مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين سرزمين در برابر استكبار جهاني، صحنه‌هاي بي‌بديل و بي‌نظيري از شهادت و ايثار را خلق كرد كه اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم، به فرهنگ وتاريخ مردم اين مرز و بوم، جفايي جبران‌ناپذير روا داشته‌ايم. خلق اين آثار اعجاب‌آور و حيرت‌انگيز كه طبق فرمايش آن مقتداي سفر كرده، به جز در برهه‌اي كوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام كرده است.
شاعر امروز ايراني مي‌تواند يك بار ديگر همانند فرزانه طوس، مثنوي حماسه بسرايد و اين بار قهرمان شعرش نه رستم دستان كه شهيدان بزرگواري چون شهيد همّت و شهيد باكري باشند؛ مي‌تواند مثنوي معنوي را جاني دوباره بخشد و تمثيل‌ها را از صحنه‌هاي نبردي انتخاب كند كه از تراوش خون و جان است. عارف فرزانه ايراني، امروزه مي‌تواند تذكرة الاوليايي ديگر با مضمون اين شهيدان گمنام به رشته تحرير درآورد؛ مي‌تواند بوستاني دگر بسرايد و گلستاني نو بيافريند و اسرارالتوحيد را تفسيري دگر نمايد. مفسر و اهل علم ما مي‌تواند يك بار ديگر مقام مولا علي‌عليه السلام در نهج‌البلاغه را فصل‌العين خويش قرار داده، معناي كلام حضرتش را اين بار در چهره معصوم بسيجي شهيدي جستجو كند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده است؛ آن جا كه مولا مي‌فرمايد:
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلي حَقيِقَةِ الْبَصيرة وَ باشَرُوا روُحَ اليقين و ستلانوا ما اسْتَوْعهُ المُترِفونَ و اَنِسوُ بماستوحشَ مِنَ الْجاهِلُونَ وَ صَحبوا الدُّنيا بِاَندانِ ارواحُها مُعلّقه بِالمَحَل الاْعْلي اوُلئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِي اَرْضِه و الدُّعاة اِلي دينَه آه آه شُوقاً اِلي رُؤيتِهِم
امواج علم بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت آن‌ها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه نمود و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مسّ كرد و آنچه را خوشگذران‌ها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشته و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند، انس گرفتند.
فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند؛ با روح‌هايي كه بر بلندترين قله از ذِروه قدس عالم ملكوت آويخته بود. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه! آه! چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم؟
به راستي آيا مولا مشتاق ديدار جواناني نيست كه به عشق مولا از همه چيز خود گذشته‌اند تا دين خدا را ياري رسانند؟
طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري
بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش
كه بنده را نخرد كس به عيب بي‌هنري
مي‌صبوح و شكر خواب صبحدم تا چند؟
به عذر نيم‌شبي كوش و گريه سحري
آري، از اين مَنظَر بايد يك بار ديگر به خاطرات رزمندگان اسلام مراجعه كرد و آن حادثه‌هاي تكرار نشدني را دوباره و صدباره خواند و از آن‌ها براي تفسير و تأويل عرفان و حكمت اسلامي بهره‌جست و فهميد كه در اين نبرد، رابطه سلاح و ايمان، رابطه لازم و ملزوم است؛ هر گاه ايمان باشد، سلاح مؤثر است و لاغير و هر گاه صداقت باشد، پيروزي تابع است؛ همان گونه كه مولاي متقيان‌عليه السلام فرمود:
فَلَمَّا رَأَي‌اللَّه صِدْقَنا بِعَدوّنا الْكَيتْ وَ اَنْزَلَ عَلَيهِ النَّصْر 
آنگاه كه خداوند صداقت ما را ديد، دشمن ما را به خواري دچار ساخت و پيروزي را نصيب ما گردانيد.
با چنين انگيزه مقدسي است كه بار ديگر به سراغ خاطرات دليرمردان دفاع مقدس رفتيم تا به شكار لحظه‌ها نشسته، و اندكي از انبوه دُرّ و جواهر موجود در اين عرصه را گرد هم آوريم، تا شايد با مطالعه سطر سطر اين حماسه‌ها، بار ديگر آتش حسرت و افسوس وجودمان را فراگيرد و شگفتي‌هاي موجود در اين خاطرات، ما را از خواب غفلت بيدار كند.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 10 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

فرهنگ شهادت و ايثار (2)

 

4. دنيا گريزي و ساده‌زيستي :

 

در ميان تعاليم ديني از «دنيا» با تعابير مختلفي ياد مي‌شود؛ گاهي مورد مذمت بسيار قرار مي‌گيرد و گاهي مورد ستايش. لذا قبل از همه لازم است براي فهم ماهيّت «دنيا»، از نصوص ديني پرسش كنيم و نظر دين و بزرگان آن را در اين‌باره جويا شويم.
در برخي از نصوص ديني «دنيا» مورد توجه قرار گرفته است؛ طوري كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام مي‌فرمايند:
وَ انَّما ينظُرُ المُؤمِن اِلي الدُّنيا بعينِ الاعتِبار، وَ يقتات مِنها بِبَطنِ الاضطِرار 
بنابراين، دنيا عبرتكده مي‌باشدو بهره وري از آن در حد نياز و ضرورت، مفيد است. 
معبر آخرت ما دنياست، پس بايد از اين معبر خوب استفاده كرد.
اما آياتي هم در قرآن كريم وجود دارد كه »دنيا« را نكوهش مي‌كند، از جمله: 
وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُرُورِ 
دنيا جز متاع فريب و غرور چيزي نيست. 
وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ 
دنيا جز بازيچه كودكان و هوسراني بي‌خردان نيست. 
ياد آوري مي‌شود دنياي مذموم، دنيايي است كه به هنگام تعارض و تزاحم با آخرت، ترجيح داده مي‌شود. كافران، مشركان، منافقان و دنياپرستان، كساني هستند كه آخرت را فداي دنيا مي‌كنند.
در روايات ديگري اين چنين آمده است:
فيها اَوحي اللَّه تَعالي اِلي موسي اعلَم ان كلّ فِتنَه بَذرها حُبُّ الدُّنيا 
در آنچه خداوند به حضرت موسي وحي كرده است؛ بدان! بذر تمامي فتنه‌ها دنيا دوستي است. 
حُبُّ الدُّنيا رَأسُ الفِتنَ وَ اَصلُ المِحَن. 
دنيا دوستي سر منشأ فتنه‌ها و مايه رنج‌هاست. 
براي مبارزه در راه خدا شرايطي وجود دارد كه تحصيل آن لازم است و موانعي نيز هست كه پرهيز از آن‌ها واجب مي‌باشد. اما مهم‌ترين ركن و اصلي‌ترين شرط، همان تجارت دنيا و آخرت است؛ يعني فروش دنيا و خريد آخرت؛ و منظور از دنيا كه رأس هر خطيئه است، همان توجه به غير خداست، زيرا همان طور كه آخرت درجاتي دارد، دنيا نيز دركاتي دارد كه بعضي از برخي ديگر فروتر و پست‌تر مي‌باشد. شرط اصلي جهاد در راه خدا، همانا اجتهاد در تشخيص دنيا با همه دركات، و تمييز آخرت با همه درجات آن است و همچنين اقدام به داد و ستد و از دست دادن دنيا كه در حقيقت رهايي از دركات آن مي‌باشد. 
قرآن كريم در اين‌باره مي‌فرمايد:
قُل اِن كان آباؤُكُم و اِخوانُكُم و اَزواجُكُم وَ عَشيرتُكُم وَ اَموالٌ اقْتَرَفتُموها و تِجارةٌ تَخشَونَ كَسادَها و مَساكِنُ تَرضَونَها اَحَبّ اِلَيكُم مِنَ اللَّه رَسولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَربَّصوا حَتّي يَأتِي اللَّه بِأمرِه وَ اللَّهُ لايَهدي القَومَ الفاسِقين 
اي رسول! بگو اي مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان خود و اموالي را كه جمع كرده و مال‌التجاره‌اي كه از كسادي آن بيم داريد و منازلي كه به آن دل خوش نموده‌ايد، بيش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مي‌داريد، پس منتظر باشيد تا قضاي حتمي خدا جاري گردد كه خداوند قوم فاسق بدكار را هدايت نخواهد كرد. 
البته مال و زن و فرزند و دارايي‌هاي دنيا تا آن جا خوب و ارزشمند هستند كه مانع راه خدا و رسول و جهاد در راه او نشوند، در غير اين صورت، آفات هدايت و دين داري به حساب مي‌آيند و كساني كه در بند دنيا و دودمان خود گرفتار شوند، از بزرگ‌ترين زيانكاران به شمار مي‌روند. اما يك مجاهد فداكار همواره اميال و منافع مادي خود را فداي منافع اسلام و خداي تعالي مي‌كند و نه تنها سرمايه‌هاي دنيايي، بلكه سرمايه معنوي خود، يعني جان را نيز تقديم خدا مي‌كند. 
امام راحل‌قدس سره فرمودند:
«بايد انسان تمام اميال خودش را فداي ميل اسلام بكند؛ همان طور كه شما و همه رزمندگان ما واقعاً يك چهره‌هايي هستيد كه جان خودشان را كه سرمايه همه چيز است، اين را دارند فدا مي‌كنند براي اسلام.» 
بنابراين، تا زماني كه انسان از دلبستگي به دنيا اجتناب كند و آنچه را كه دارد، در هر شرايطي فداي منافع اسلام كند، انگيزه دفاع در او قوت مي‌گيرد و فرهنگ دفاع نيز در مدار خود استوار مي‌ماند. اما اگر به دنيا و رفاه‌طلبي رو آورد، نه تنها انگيزه دفاع از اسلام و ارزش‌ها در او از بين نمي‌رود، بلكه دلبستگي‌ها و تعلّقات دنيايي، او را در موضع دشمني با مدافعان اسلام قرار مي‌دهد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 10 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

انس با قرآن

انيس روز و شب رزمندگان در جبهه‌ها بعد از خداي متعال، قرآن كريم بوده است. رزمندگان با شوق تلاوت قرآن و تفكر در معاني آيات آن، حقيقت اين آيه را عينيت بخشيدند كه:
اِنَّ هذاالقرآن يَهدي لِلّتي هِي اَقوَم 
به راستي كه قرآن، دستورالعمل سير و سلوك رزمندگان بوده است؛ به تعبير زيباي استاد معظم حضرت علامه حسن‌زاده آملي (حفظه‌الله):
«ما در عرفان عملي، دستورالعملي جز قرآن نداريم و روايات و ادعيه كه از اهل بيت عصمت: صادر شده، همه رشته‌هايي هستند كه از درياي بيكران قرآن منشعب شده و همه مرتبه نازله قرآن‌اند». 
رزمندگان ما با علم به اين كه قرآن كتاب انسان‌سازي است، با تعمّق در آيات قرآن، دردهاي دل خود را درمان مي‌كردند و نيرو و توان مقابله با دشمن را مرهون دلبستگي به قرآن مي‌دانستند، و يك لحظه از قرآن جدا نبودند؛ مخصوصاً در زمان عمليات، آيات و سوره‌هايي را كه حفظ بودند، در دل و زبان زمزمه مي‌نمودند و يا قرآن را در جيب روي سينه نگهداري مي‌كردند، و چه بسيار شهيداني كه خون پاكشان بر صفحات قرآن همراه آنان، نقش بست، و به راستي كه مصداق اين كلام نوراني مولاي متقيان بودند كه فرمود: 
تالينَ لأجزاء القرُآن يرتلونها تَرتيلاً يحزنون به انفسَهُم و يستثيرون به دواء دائهم. 
قرآن را بخش بخش، همراه با تأنّي و تفكر و با ترتيل قرائت مي‌كنند و بر اثر تعمّق در آيات آن، دل‌هايشان محزون مي‌شود و از اين طريق، دردهاي باطني خويش را درمان مي‌كنند.
از مصاديق بارز رابطه‌اي كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام بين عاشقان بيدار دل و قرآن برقرار كرده است، رزمندگان ما بوده‌اند. مرحوم الهي قمشه‌اي‌قدس سره چه زيبا اين حالات را به نظم درآورده است:
همه شب تا سحر، آن عشقبازان
ز شوق دوست، چون شمع گدازان
كنند اجزاء قرآن را تلاوت
به ترتيب و تفكر وز درايت
كنند از فكر در آيات قرآن
هزاران دردِ جان خويش درمان
كتاب عشق، قرآن است درياب
صحيفه سدّ سجان است درياب
مي شيرين پاك آسمان است
ز قرآن جو كه تاك آسماني است
شهود غيبي و غيب شهودي است
صعود قوسي و قوس صعودي است
خوشا آنان كه شب زين دفتر عشق
همي خوانند نام دلبر عشق
خوشا آنان كه هر شب تا سحرگاه
بدين خوش نغمه از دل بر كنند آه
همچنين مايه آرامش دل آزادگان سرافراز ما در زندان‌هاي مخوف رژيم بعثي عراق، سه چيز بوده است: خدا، قرآن و اهل بيت‌عليهم السلام. مرحوم فيض كاشاني غزلي دارد كه بيانگر حال عزيزان ما در گوشه‌هاي اسارت است:
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق
من و خدا و كتابي و گوشه خلوت
مراد از كتاب، قرآن كريم است كه انيس دل آرام عزيزان ما بوده است.
در اين جا به ذكر خاطره‌اي از آزاده سرافراز مهندس يحيوي بسنده مي‌كنيم:
فكر كردم كه شايد روز براي خواندن قرآن بهتر باشد. صبح شد، اتاق كمي روشن‌تر بود، ولي باز هم نمي‌شد به راحتي قرآن خواند. تنها راه ورود نور به اتاق، پنجره‌اي بود به عرض نيم متر و طول دو متر كه سر تا سر آن از پوشش كركره مانندي از آلومينوم پوشيده شده بود. از اين پنجره حدود ساعت دو صبح نور خيلي باريكي وارد اتاق مي‌شد كه از سوي ديوار غربي سلول شروع مي‌شد. بعد حركت مي‌كرد و نصف سلول را طي مي‌كرد و از روي ديوار شرقي قطع مي‌شد. در اتاق به آن تاريكي براي خواندن قرآن اين بهترين فرصت بود. قرآن را دست مي‌گرفتم و با نور حركت مي‌كردم و قرآن مي‌خواندم.




ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 10 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

لحظه ای تامل

طعم مرگ 



هر کدام از ما، هر که باشیم، هر جا باشیم، در زمانی معیّن، در جایی معلوم که از آن بی خبریم، فرشته مرگ به سراغمان خواهد آمد و مرگ ما را در بر خواهد گرفت و این چشم ماست که مرگ را زشت یا زیبا می بیند.

جان آدمی اگر آسمانی باشد و از خاک بریده و به سوی خدا پر کشیده، جدا شدنش از جسم خاکی آسان و دل پذیر و زیباست و اگر جان، زمینی باشد و با خاک انس گرفته و به دنیا دل بسته، جدا شدنش از جسم خاکی و زمینی، سخت، طاقت فرسا و زجرآور است. 

هر کدام از ما، هر که باشیم و هر جا باشیم، طعم مرگ را خواهیم چشید و طعم مرگ برای هر کدام از ما، محصول یک عمر کردار درست یا غلط است. 

خوب است که هر کداممان به درون خود بنگریم و ببینیم که آیا طعم مرگ برایمان تلخ و زهرآلود است یا شیرین و گوارا؟



راه گریزی نیست 



آی آدم ها! مرگی که شما از آن می گریزید، به یقین روزی ملاقاتتان می کند.

به هرجا که بگریزید، هر طریقی که پیش بگیرید، حتی اگر آن را از یاد ببرید، مرگ اتفاقی است که در لحظه ای که فکرش را نمی کنید، رخ می نماید و بر خط ممتد عمر شما نقطه پایان می گذارد.

نه راه گریزی هست و نه راه انکاری. مرگ درست در لحظه ای که از آن بی خبریم، فرا می رسد؛ 

سر زده و حتمی، و ما به یقین با آن روبه رو خواهیم شد.


زهی سعادت آنان که مهیای رفتنند و میزبانِ همیشه منتظرِ میهمان مرگ، و خوشا به حال آنها که چنان پاک و آسمانی اند و شیفته عروج به عرش خدا، که مرگ برایشان زنگ رهایی از دنیاست.

بانگ رحیل 



راهیان سفر، همه در کاروان سرای دنیا منتظر نشسته اند، تا کی گاه سفرشان فرا رسد و نوبت به نامشان افتد و راهی سفر آخرت شوند. 

اما کاروان سرا و خواب و غفلت، سفر را از یاد می برد. مسافران هر یک به کاری مشغولند؛ گروهی به کار تهیه سفر، گروهی در خواب و رؤیا، و گروهی سرگرم زرق و برق کاروان سرا و تجملات این مسافرخانه دو روزه. 

کاروانی هر صبح راه می افتد و یک یک راهیان سفر به نام خوانده می شوند، بی آنکه از پیش بدانند امروز رفتنی اند. راه گریزی نیست. نامت که خوانده شد، اهل سفری و رفتنی. 

باید رفت ؛
چه بار سفر مهیا کرده باشی، چه در خواب مانده باشی و چه با کاروان سرای رنگارنگت تازه خو گرفته باشی. 

هر چند آوای کاروان مرگ برای آنان که با کاروان سرا خو گرفته اند، بانگ تلخ کامی و حسرت و عذاب است؛ 

اما همین آواز، برای آنان که بار سفر بسته اند، آهنگ خوش وصال است و آغاز رسیدن ها و داشتن ها.

بنگر که بانگ رحیل با دل تو چه خواهد کرد؟

می گذاریم و می رویم 

می گذاریم و می رویم، می دانیم اما دل می بندیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما روی هم جمع می کنیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما به رفتن نمی اندیشیم. 

ما همه آنچه را اندوخته ایم و همه آنچه را برای خود جمع کرده ایم، می گذاریم و می رویم.

به روشنی پیداست که باور نکرده ایم. باور نکرده ایم؛ مرگ را، رفتن را، سفر از دنیا به آخرت را

ورنه این چنین گرم ساختن خانه دو روزه مان نمی شدیم و این چنین به رنگارنگی اش نمی اندیشیدیم و این چنین در آبادی اش نمی کوشیدیم و به خاطر این رنگارنگی، پا بر بایدها نمی گذاشتیم و رفتن را از یاد نمی بردیم. 

کاش برای باور کردن، گهگاهی سری به آنها که گذاشته اند 
و رفته اند، می زدیم!

تا راه چاره باقی است 



آدمی جایزالخطاست؛ اشتباه می کند، به خطا می افتد و این خطا را حتی اگر به عمد باشد، می شود کتمان کرد، پوشاند، پنهان کرد. 

می شود عذرخواهی کرد. می شود راه گریزی جست. می شود از زیر بارش شانه خالی کرد. می شود از نتیجه تلخ اشتباه به کسی پناه برد. می شود جبرانش کرد. همه اینها مربوط به زمانی است که تو در دنیا به اشتباهت پی ببری، اما اگر اشتباه آدمی و خطاکاری اش تا روز حساب در پرونده اش بماند و خود او به حساب خطا و درست اعمالش نرسد، دیگر راه نجاتی نیست؛ 

چون در روز حساب، نه می شود پنهان کرد، نه می شود عذرخواهی کرد، نه می شود گریخت، نه می شود خطا را به دوش دیگران انداخت، و نه می شود به کسی یا کسانی پناه برد. 

پس تا راه چاره باقی است، برای خطاکاری هامان چاره ای بیندیشیم.

بیهوده نیستیم



آیا این همه آمدن، رفتن و آفریدن، این همه تولد، زندگی و مرگ، می تواند
بی هدف باشد؟

می شود همه بی هیچ هدفی متولد شوند، زندگی کنند و بمیرند و تمام؟ 

می شود این عالم با این عظمت و با این نظم شگفت،
بی هیچ هدفی آفریده شده باشد؟

می شود که ما بیهوده خلق شده باشیم و فردا روزی به سوی خدایمان باز نگردیم و عملمان حساب رسی نشود. 

می شود که خدای حکیم، کارهای بندگانش را بی هیچ کیفر
و پاداشی رها کند؟ 


می دانیم که چنین نیست؛ 
به یقین می دانیم، اما از یاد می بریم.
چنان آسوده و بی خیال و خواب آلودیم که گویی مرگ که از در رسد،
پایان همه چیز است.

گویی حسابی در راه نیست. 
گویی بیهوده آمده ایم و بیهوده می رویم. 
اما بی شک چنین نیست.
باید باور کرد باید قدری بیشتر اندیشید و باید مهیا شد.

 



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 09 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

پیام های وحی آسمانی




پیـــام های آسمــانی 

جزء هشتم

(برگرفته از تفسیر نور)



 
1. وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِى الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

در زمين جايگاهتان داديم و راه‏ هاى معيشتتان را 
در آن قرار داديم. و چه اندك سپاس مى ‏گزاريد.

يادآورى و توجّه به نعمت‏هاى الهى، زمينه ‏ى شكوفايى 
معرفت و محبّت و تسليم خدا شدن است.


«وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ»

( أعراف، 10)

2. قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا 
فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ


گفت: از اين مقام فرو شو. تو را چه رسد كه در آن 
گردنكشى كنى؟ بيرون رو كه تو از خوارشدگانى.


نه علم و شناخت شيطان به خدا، نجات‏بخش است 
و نه عبادت‏هاى طولانى او، بلكه راه نجات، 
تسليم خدا بودن است. 


«تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ»

(أعراف، 13)


3.قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا 
وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِينَ

گفتند: اى پروردگارما، به خود ستم كرديم واگر ما را نيامرزى
و بر ما رحمت نياورى از زيان‏ديدگان خواهيم بود.


هر گونه خلافى، ظلم به خويش است، چون مخالفت با فرمان خدا
مخالفت با تكامل و سعادت واقعى خود است. 

«ظَلَمْنا أَنْفُسَنا» 

از آداب دعا و استغفار، ابتدا اعتراف به گناه است. 

«قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا»

( أعراف، 23)

4. وَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بِهِا
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

چون كار زشتى كنند، گويند: پدران خود را نيز چنين يافته ‏ايم و خدا ما را 
بدان فرمان داده است. بگو: خدا به زشتكارى فرمان نمى‏ دهد.
چرا چيزهايى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟


توجيه گناه، بزرگ‏تر از خود گناه و نشانه‏ ى سلطه و نفوذ شيطان است. 

«أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ» ... 

«قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا»
 

چه توجيه اجتماعى (نياكان) 
و چه توجيه مذهبى (امر خدا به زشتى ‏ها).

(أعراف، 28)


5. يَابَنِى ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُم ‏عِندَ كُلِّ‏ مَسْجِدٍ
وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ وَلَاتُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ

اى فرزندان آدم، به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشيد. 
و نيز بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد، 
كه خدا اسرافكاران را دوست نمى‏ دارد. 

بهترين و زيباترين لباس، براى بهترين مكان است.

«خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»

اوّل نماز، آنگاه غذا.

«عِنْدَكُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا»

اوّل توجّه به روح و معنويّت، 
آنگاه توجّه به جسم

(أعراف، 31)


6.وَ لِكُلِّ ‏أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً
وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ


هر امتى را مدت عمرى است. چون اجلشان فراز آيد، 
يك ساعت پيش و پس نشوند.



فرصت و امكاناتى كه در دست ماست، رفتنى است،
پس تا حدّ توان، صحيح‏ترين استفاده را بكنيم. 

«لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ»

( أعراف، 34)


7 .وَ نَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ 
قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُم وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ

ساكنان اعراف مردانى را كه از نشانيشان مى ‏شناسند آواز دهند
و گويند: آن خواسته كه گرد آورده بوديد و آن همه سركشى 
كه داشتيد شما را فايده‏ اى نبخشيد.


مال، قدرت، دوستان و طرفداران، عامل نجات نيستند. 

«ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ»

(أعراف، 48)

8 . اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانيد، زيرا او 
متجاوزان سركش را دوست ندارد.


دعا وقتى مؤثّر است كه خالصانه و همراه با تضرّع باشد. 

«تَضَرُّعاً وَ خُفْيَه» 


دعا نكردن، دعاى بى ‏تضرّع و دعاى ريايى، 
از نمونه‏ هاى سركشى و تجاوز است.

«الْمُعْتَدِينَ»

( أعراف، 55)


9 . أَ وَ عَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُم ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُم عَلَى‏ رَجُلٍ مِّنكُم‏ 
لِيُنذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُواْ وَ لَعَلَّكُم‏ تُرْحَمُونَ


آيا از اينكه بر مردى از خودتان از جانب پروردگارتان 
وحى نازل شده است تا شما را بترساند و پرهيزگارى كنيد و كارى 
كند كه مورد رحمت قرار گيريد، به شگفت آمده ‏ايد؟


گاهى حجاب معاصرت و هم‏دوره بودن، 
مانع پذيرش حقّ و منطق صحيح اوست. 

«أَ وَ عَجِبْتُمْ» 

قوم نوح مى‏گفتند: چرا او پيامبر باشد و به او وحى برسد و 
به ما نرسد؟ او كه همانند ماست و با ما تفاوتى ندارد! 

(أعراف، 63)

10. وَ اذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُم خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِى الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ 
مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَ تَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ ءَالَاءَ اللَّهِ 
وَ لَا تَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ 

به ياد آريد آن زمان را كه شما را جانشينان قوم عاد كرد و در اين زمين
جاى داد تا بر روى خاكش قصرها برافرازيد و در كوهستان هايش 
خانه‏ هايى بكنيد. نعمتهاى خدا را ياد كنيد
و در زمين تبهكارى و فساد مكنيد.


مسكن، از نعمت‏هاى ويژه الهى است. 

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «آلاءَ اللَّهِ » 

رفاه، مسكن و قصر، اگر از ياد خدا جدا باشد زمينه ‏ى 
فساد مى ‏شود.

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «مُفْسِدِينَ»

(أعراف، 74)



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 09 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

گوناگون

بهترین روزها و ماه ها

از ابن عباس پرسیدند: بهترین روزها، و بهترین ماه ها، و بهترین عمل ها کدام است؟ گفت: بهترین روزها جمعه است، بهترین ماه ها ماه رمضان است، و بهترین اعمال نمازهای پنجگانه در اول وقت. این سخن را برای علی- علیه السّلام- نقل کردند فرمود: اگر از تمام علمای مشرق تا مغرب عالم بپرسند غیر از این جواب ندهند، اما من می گویم: بهترین عملها آن است که قبول درگاه خدا شود، و بهترین ماه ها ماهی است که در آن از گناه توبه کنی، و بهترین روزها روزی است که با ایمان به سوی خدا روی.

 

بهترین عمل در ماه رمضان

«مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان از ایشان نقل می کنند که صدوق می فرماید: در جلسه ای بودیم که علما بودند علمای شیعه در یک جلسه بودند و مذاکره شد. گفتگو شد که شب قدری که اعمالش از هزار ماه بهتر است چه عملی فضیلتش از همه اعمال بهتر است؟ همه گفتند: تعلیم و تعلّم یعنی شب نوزدهم، بیست و یکم، شب بیست و سوم آن عملی که از همه اعمال فضیلتش بیشتر است این است که انسان یک مسأله ای یاد بگیرد، اگر امشب یک ساعت تفکر کردی، در خود فرورفتی و با خود صحبت کردی، اگر امشب پای منبر نشستی و جمله ای برداشت کردی، این از هر عملی فضیلتش بیشتر است.

لذا بعضی از بزرگان که روی آنها حساب می شود می بینیم کتابشان تاریخ دارد و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کتابش تمام شده مثلًا صاحب جواهر(ره) که فقهش، چکش برای مراجع تقلید است فردی که مثل او در اسلام کم نظیر یا بی نظیر است این مرد یک جواهری نوشته که الان در چهل و دو جلد چاپ شده است. در آخر جواهر تاریخ می گذارد می فرماید که از جواهر، از این کتاب فارغ شدم. شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، معلوم می شود پیش صاحب جواهر بهترین اعمال، حتی از قرآن سر گذاشتن، از جوشن کبیر خواندن حتی از دعا و توبه که ثوابش خیلی زیاد است. فقه نوشتن بوده است

همچنین استاد بزرگوارعلامه طباطبائی(ره) در جلد بیستم(المیزان) این کتاب پرازش، این تفسیر کم نظیر یا بی نظیر را که افتخاری برای شیعه شد، ایشان هم می رماید که از این تفسیر فارغ شدم تفسیرم شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان به پایان رسید».

برگرفته از کتاب: تربيت فرزند از نظر اسلام، ص 208-207


پیوندهای سعادت و خوشبختی

«وَالَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛(خردمندان) کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به برقراری آنها فرمان داده است حفظ می کنند و از خدای خود و سختی حساب می ترسند». در این آیه سه علامت دیگر انسان های عاقل بیان شده است که عبارتند از:

ب)صله رحم؛

ج)ترس از عذاب پروردگار؛

د)ترس از عذاب آخرت.

یک فرد با ایمان پیوندی با خدا دارد که از صمیم دل به آن معتقد است و همه شؤون خود را از مرگ و زندگی و... از آن او می داند و پیوندی نیز با مردم دارد و در بین آنان زندگی می کند و از کمک ها و همکاری هایشان بهره می برد و آنان بخشی از بار زندگی او را به دوش می کشند. فرد عاقل و خردمند هر دو پیوند را محترم می شمارد و به کلیه پیوندها احترام می گذارد؛ زیرا گسستن پیوندهای الهی جز یأس و نومیدی و آلودگی به گناه چیزی نیست. زندگی مادی بدون تکیه گاهی معنوی، جز بدبختی نتیجه ای ندارد و پشت پا زدن به پیوندهای اجتماعی، در حالی که یک نوع نمک نشناسی و ناجوانمردی است، خود موجب گسسته شدن رابطه فرد با اجتماعی است که بار زندگی او را به دوش گرفته و صمیمانه به او خدمت می کند. احترام به این دو پیوند پیش از آن که نشانه ایمان باشد یکی از نشانه های افراد عاقل و فهمیده است که از این دو پیوند برای سعادت و خوشبختی خود استفاده می کنند. این آیه و هم چنین آیات بعدی در صدد بازگویی نشانه های افراد عاقل و خردمند است، امّا چگونه این آیه به این دو پیوند اشاره می کند؟ به بیانی روشن تر، آن جا که آیه از خشیت در برابر خدا و ترس از سختی حساب سخن می گوید[1]، هدف آن بیان حفظ پیوند با خداست؛ زیرا مردان عاقل و واقع بین، در پرتو توجه به عظمت خدا و احساس کوچکی در برابر آن قدرت بی نهایت، کانونی از خشیت و بیم، خضوع و خشوع می گردند. کدام خردمند است که در سنجش بی نهایت نیاز با بی نهایت قدرت و عظمت، بیم و خشیت به او دست ندهد؟ آن جا که آیه سخن از احترام به پیوندهایی به میان می آورد که خدا به برقراری آنها دستور داده است[2]، هدف بازگویی پیوندهای معنوی اجتماعی است که در آیین مقدس اسلام به طور مؤکد به حفظ آنها دستور داده شده است. اکنون باید دید مقصود از پیوندهایی که خداوند به حفظ آنها فرمان داده چیست؟ در اسلام یک سلسله پیوندها به طور مؤکد محترم شمرده شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1.احترام به پیامبران عالی قدر و پیشوایان بزرگ.[3] در قرآن احترام به دسته دوم و مودّت با آنان، پاداش رسالت و یا چیزی مانند آن معرفی شده است آن جا که می فرماید: «...قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی..؛[4] بگو من(پیامبر) در برابر آن خدمات ارزنده خود به جامعه انسانی مزد و پاداشی نمی خواهم، جز این که به نزدیکان من مهر بورزید و بدانان احترام بگذارید». مقصود از «ذوی القربی» آن گروه از بستگان پیامبر است که، مهر و مودّت آنان موجب سعادت انسان و از این رهگذر از هدایت و راهنمایی آنان بهره مند می شود و به عبارت دیگر، مقصود از این که به آنان مهر ورزیم این نیست که تنها به موضوع محبت اکتفا کنیم؛ بلکه مهر به آنان سبب می شود با آنان ارتباط پیدا کرده، از رهبری و دانش هایشان، که از پیامبران به ارث برده اند، بهره مند شویم و از هدایت و راهنمایی دیگران بی نیاز گردیم.

2.احترام به پدر و مادر و تحکیم روابط خود با آنان. قرآن مجید در موارد گوناگونی به این نوع پیوند که میان پدر و مادر و فرزند برقرار است اشاره کرده و به هر دو طرف توصیه می کند درباره یکدیگر نیکی کنند؛ مثلًا به فرزندان دستور می دهد با پدر و مادر به نیکی رفتار نمایند چنان که می فرماید: «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا...؛[5] با آنان به خوبی رفتار کن». هم چنین در آیات دیگری به پدر و مادر دستور داده است که نیازمندی های فرزندان خود را تا حد امکان و توانایی تأمین نمایند.

3.پیوند با بستگان و خویشاوندان نزدیک و دور. در هیچ آیینی مانند اسلام به این نوع پیوند توجه نشده است و با مراجعه به آیات و احادیث اسلامی اهمیت حفظ پیوند با بستگان و به اصطلاح «صله رحم» به خوبی روشن می گردد. یکی از آیات قرآن قاطعان رحم را در کنار مفسدان نام برده و می فرماید: «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ* أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعَمی أَبْصَارَهُمْ؛[6] آیا در نظر داشته اید که پس از کسب قدرت در روی زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان کسانی هستند که خداوند آنهارا از رحمت خود دور ساخته و چشم و گوش آنها را بسته است».

4.احترام به معلم، رعایت حقوق دوستان و همسایگان. احترام و حفظ همه این پیوندهایی که بیان کردیم از نظر اسلام لازم است و از گسستن آنها نهی شده و جمله «الَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ» با مفاد کلیی که دارد شامل همه اینها می شود.

پیوندهای گسستنی و ناگسستنی

اگر اسلام به حفظ یک سلسله پیوندها دستور داده، در برابر آن، مسلمانان را به بریدن قسمتی از پیوندها و روابط نیز فرمان داده است؛ مثلًا وظیفه افراد با ایمان را این می داند که با دشمنان خدا و پیامبر- هر چند پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنان باشند- پیوند محبت و دوستی بر قرار نکند آن جا که می فرماید: «لَاتَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْاخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَو کانُوا آبَاءَهُمْ أَو أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَو عَشِیرَتَهُمْ أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ؛[7] هرگز گروهی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، کسانی را که با خدا و پیامبر او دشمنی دارند، دوست نمی دارند اگر چه آنان پدران و فرزندان و برادران و بستگان آنان باشند. آنان کسانی اند که در دل هایشان ایمان نوشته شده است». در آیه دیگر می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکمْ أَولِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَد کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ؛[8] ای افراد با ایمان، دشمن من و دشمن خود را، ولی و دوست خود قرار ندهید و طرح دوستی با آنان نریزید؛ زیرا آنان آیین حقی را که پیش شماست انکار ورزیده اند». قرآن مجید در این موضوع به اندازه ای پافشاری دارد که حتی اجازه نمی دهد یک فرد مسلمان برای خویشاوندان مشرک خود، که در حال شرک و کفر از دنیا رفته اند، طلب آمرزش کند؛ زیرا چنین پدر مشرکی با فرزندان با ایمان خود ارتباطی ندارد چنان که می فرماید: «مَا کانَ لِلنَّبِی وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکینَ وَ لَوْ کانُوا أُولی قُربی؛[9] پیامبر و افراد با ایمان حق ندارند درباره بستگان مشرک خود دعا کنند و برای آنان آمرزش بطلبند». اصرار قرآن در بریدن چنین پیوندها برای این است که مبادا بر اثر معاشرت و رفت و آمد و ابراز مودّت و علاقه به آنان، جامعه مسلمانان به انحراف فکری دچار شود و تحت تأثیر اخلاق بد و صفات مذموم و رفتار ناشایست آنان قرار گیرد و باید برای چنین مصلحت بزرگی، عاطفه خویشاوندی را نادیده گرفت.

پی نوشت ها:

[1] «وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ از خداى خود خشيت دارند و از سختى حساب روز رستاخيز مى‏ترسند».

[2] «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَر اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ...؛ كسانى كه پيوندهايى را كه خداوند به برقرارى آنها دستورداده است ثابت و استوار نگاه مى‏دارند».

[3] در روايات ما با آيه مورد بحث به لزوم حفظ پيوند دوستى با اهل بيت پيامبر استدلال شده است‏ر.ك: تفسير برهان، ج 2، ص 288. در حقيقت مفهوم كلى و وسيع آيه به موردى از موارد آن تطبيق شده است.

[4] شورى(42) آيه 23.

[5] لقمان(31) آيه 15.

[6] محمد(47) آيه 22 و 23.

[7] مجادله(58) آيه 22.

[8] ممتحنه(60) آيه 1.

[9] توبه(9) آيه 113.

پرهیز از کارهای بیهوده

«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کراماً[1]؛

هنگامی که با سخن لغو یا کار بیهوده روبه رو شدند، بزرگوارانه می گذرند و خود را آلوده نمی نمایند.» افراد بشر با سرمایه های گوناگون و مختلفی آفریده شده اند که می توانند به وسیله آنها در این جهان تجارت کنند. گروهی تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را در مسیر تحصیل مقام و منصب، مال و ثروت قرار می دهند و هدفی جز این کالاهای زودگذر و فناپذیر ندارند. چنین بازرگانی، از نظر منطق قرآن، چیزی جز خسارت نیست، زیرا این شخص در برابر از دست دادن سرمایه های طبیعی و خدا دادی، کالایی را خریده است که ثبات و دوام ندارد و پس از مرگ و انتقال به سرای دیگر که رشته حیات در آنجا ادامه دارد، از آن بهره ای نخواهد برد. قرآن در سوره «عصر» به خسارت و ورشکستگی در تجارت با مواهب و سرمایه های بزرگ الهی اشاره کرده می فرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ؛ بشر در زیان و خسارت است». ملاک زیان کاری انسان، همین است که از استعدادهای سرشار و مواهب الهی، بهره ای جز لذت چندروزه نمی برد و برای زندگی در جهان دیگر در اندیشه توشه ای نمی باشد و گاهی او را به این عنوان معرفی می کند: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً[2]؛ آیا شما را به زیانکارترین افراد از نظر کار و کوشش آگاه سازم؟ آنان کسانی هستند که کار و کوشش آنها در این جهان، بی نتیجه گردیده و تلف شده است و آنان تصور می کنند که کار نیک و تجارت پرسودی انجام می دهند». هر عملی که بازدهی در سرای آخرت داشته باشد، عملی است خوب و نیکو، ولی هر عملی که فاقد هر نوع بازدهی اخروی باشد، قرآن مجید از آن به «ضلّ سعیهم» تعبیر کرده است. گوش فرا دادن به سخنان لهو و بیهوده و یا اشتغال به کارهای لغو، از جمله اعمالی است که هرگز بازدهی ندارد و جز اتلاف سرمایه گران بهای عمر، نتیجه دیگری عاید انسان نمی گردد. امروز بشر در فضای روح خود خلأ وحشتناکی را احساس می کند، خلئی که با هیچ چیزی پر نمی شود و به روح او ثبات و سکون نمی بخشد و بسان مرغی از شاخه ای به شاخه ای می پرد و از لذتی به لذت دیگر پناهنده می شود و هیچ کدام، عطش او را بر طرف نمی کند؛ در گذشته این خلأ از طریق معنویات و توجه به خدا و تعالیم الهی که به راستی حیات بخش و ثبات آفرین است، پر می شد. از دو رکعت نماز، از احیای شب، از کمک به بینوایان، آن چنان کامیاب می گردید که دیگر وقتی برای کارهای لغو و بیهوده نداشت و پیوسته می کوشید در خود، روح اطاعت از خدا و پرهیز از گناه و خدمت به اجتماع بیافریند و از همه این کارها، لذت عجیبی می برد، اما امروز بر اثر دوری از معنویت و تعالیم پیامبران برای گذراندن وقت به داستان های دروغین و سرگذشتهای بی اساس که زاییده خیال نویسنده های حرفه ای است پناه می برد و سرمایه عمر را در موردی به کار می برد که اصلا بازده ندارد. بگذریم از برخی بازی ها که دشمن جان انسان است و روح وحشی گری و درّندگی را در انسان ها زنده می کند. روح ستیزه خویی و درندگی در جامعه انسانی به شدت نفوذ کرده است تا آنجا که دستگاه های مخابراتی و ماهواره ها در جهان، دست به دست هم داده اند تا زدوخورد دو انسان را که با مشت به جان هم افتاده اند و آهنگ نابود کردن یکدیگر را دارند، در صفحه تلویزیون نشان دهند، تماشاگران نیز از شکستن دماغ و پیشانی و چانه و دندان طرف، لذت ببرند و در این راه مبلغی را خرج کنند؛ به راستی بزرگ ترین ضرر صرف سرمایه گران بهای عمر در این مراحل زندگی است، چه نیکو سروده است شاعر:

 

دامن کشان به مقصد پیری روانه ایم

 

هر دم خدنگ و تیر بلا را نشانه ایم

 

 

 

جای بسی فسوس که در وادی گناه

 

در خواب غفلتیم و پشیمان چرا نه ایم

طبل رحیل کوفت دلا کاروان عمر

 

ما همچنان به فکر خور و خواب و خانه ایم

امروز زنده ایم در این جمع لاجرم

 

فردا به پیش پیر و جوان چون فسانه ایم

 

 

 

 

چندی قبل، یک هندی در چند کشور، دست به نمایشی زد و توانست شش شبانه روز تمام، روی دوچرخه قرار گیرد، و آن را براند؛ بدون این که بخوابد و یا استراحت کند، در همان لحظه، پزشکان ایران اعلام خطر کردند که این جوان در هر مسابقه ای که می دهد، قسمتی از عمر خود را از دست می دهد و در هر مسابقه ای بخشی از عمر خود می کاهد، ولی به مضمون گفتار معروف «آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»، اندرزهای پزشکان به جایی نرسید و او نیز گوش به سخنان حکیمانه پزشکان نداد؛ چیزی نگذشت که سرانجام در یکی از استودیوهای لندن در حالی که مشغول نمایش بود، از بالای دوچرخه نقش زمین گردید و درگذشت. در این آیه، اعراض از لغو، از نشانه های مردان خدا معرفی شده است. اصولا باید بدانیم لغو چیست؟ «لغو» در لغت، صدای گنجشک و مرغان هوا را گویند که بدون فکر و اندیشه به زبان آنان جاری می گردد و به همین مناسبت به هر سخنی که به منطق و اندیشه متکی نبوده و از هر نوع فایده ای دور باشد و بیهوده شمرده شود، لغو می گویند. بنابراین، قصه و افسانه های دروغین که هیچ نوع آموزندگی ندارند و یا سخنان قبیح و زشت که حاکی از ابتذال و پستی است، «لغو» شمرده می شود. قرآن مجید روی اعراض از لغو به طور روشن تکیه کرده و می فرماید: «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [3]؛ کسانی که از کار و سخن لغو، اعراض می نمایند»، «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ [4]؛ هنگامی که کلام لغو بشنوند، از آن اعراض می کنند». خداوند زندگی بهشتیان را چنین توصیف می کند که: «لا یسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا کذَّاباً[5]؛ در آنجا که سخن لغو و دروغ نمی شنود». اینک برای تکمیل مطالب از سخنان ارزنده ای که درباره موضوع بحث ما وارد شده است، اشاره می کنیم:

1.پیامبر گرامی وارد مسجد شد، دید گروهی دور یک نفر حلقه زده اند. پیامبر فرمود: این کیست؟ گفتند: علّامه است. فرمود: مقصود از لفظ علّامه در این مورد چیست؟ گفتند: این مرد به انساب عرب و وقایع و حوادث دوران جاهلیت احاطه کامل دارد. پیامبر فرمود: «ذاک علم لا یضرّ من جهله و لا ینفع من علمه [6]؛ این علمی است که ندانستن آن ضرری را متوجه انسان نمی سازد و آگاهی از آن، مفید و سودمند نمی باشد».

2.مردی از حضرت صادق علیه السّلام پرسید: آیا صحیح است که به سخن داستان سرایان گوش فرا دهیم؟ فرمود: نه، زیرا هرکس به سخن کسی گوش فرا دهد به حکم این است که او را می پرستد، هرگاه گویند از خدا سخن بگوید در این هنگام، خدا را پرستش کرده است و اگر از شیطان سخن بگوید، او را پرستش کرده است [7].

بنابراین، گوش فرا دادن به سخنان بیهوده به اندازه ای خطرناک است که تو گویی گوینده آن را می پرستد.

پی نوشت ها:

[1] فرقان، آیه 72

[2] كهف(18) آيه 103 و 104.

[3] مؤمنون(23) آيه 3.

[4] قصص(28) آيه 55.

[5] نبأ(78) آيه 35.

[6] اصول كافى، ج 1، ص 32.

[7] « من أصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن نطق عن اللّه فقد عبد اللّه، و إن نطق عن إبليس فقد عبد ابليس»(سفينة البحار، ج 2، ماده عبد، ص 125)؛ اين حديث را محدثان اسلامى از سنى و شيعه نقل كرده‏اند.

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً، أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً فَکرِهْتُمُوهُ، وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ؛

ای افراد با ایمان! از بسیاری گمان ها بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه[و بی اساس] است؛ در امور مردم کنجکاوی نکنید و از یکدیگر غیبت ننمایید؛ آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر خود را در حالی که مرده است، بخورد؟ حتما این کار را بد و ناپسند می شمارید[غیبت برادر مسلمان همانند این عمل است] و از مخالفت خدا بپرهیزید؛ خداوند توبه پذیر و رحیم است».

در این آیه، خداوند جامعه اسلامی را ملزم می سازد که سه اصل اخلاقی را به عنوان حق لازم- که از لوازم و آثار اخوت اسلامی و برادری دینی است- نسبت به یکدیگر رعایت نمایند؛ اینک به طور اجمال به این سه اصل اشاره می کنیم:

1.بدگمانی و بد بینی نسبت به مسلمانان ممنوع است.

2.یک فرد مسلمان نباید در امور مردم کنجکاوی کند.

3.غیبت و بدگویی پشت سر مسلمان حرام است.

از آنجا که اصول یاد شده از مباحث اساسی اخلاق اسلامی هستند و در اصلاح اجتماع نقش مهمی ایفا می کنند و از پیشوایان بزرگ ما بیانات جالب و شیوایی در این زمینه وارد شده، شایسته است که هر کدام را جداگانه مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

بدگمانی و بدبینی

اکنون نخستین اصل یعنی «بدگمانی» را مورد بحث قرار می دهیم. بدبینی یک حالت روانی منفی است که شخصیت و احترام و تقوا و پاکی افراد در فضای فکر و قضاوت دارنده آن، لطمه می بیند. افراد بدبین از میان هزاران نقاط روشن و جلوه های خوب زندگی مردم، فقط به نقطه های مبهم و تاریک و تیره زندگی آنان، متوجه می گردند. همه ما می دانیم که جان و مال و آبروی مسلمان محترم و هرگونه تعدی به آن حرام است، ولی در آیه به تعدّی دیگری اشاره نموده و می فرماید: حیثیت و آبرو و شخصیت هر مسلمانی، حتی در عالم فکر و پندار و در دایره داوری درونی ما نیز محترم است. هیچ فرد مسلمانی، نباید بی جهت در درون خود، به حریم شخصیت و پاکی مسلمانی با بدبینی و بدگمانی و داوری بد، تجاوز نماید. به قول یکی از دانشمندان معاصر: حدود امنیتی که اسلام برای جامعه مسلمانان به وجود آورده، منحصر به جان و مال و آبرو نیست، بلکه علاوه بر این امنیت های سه گانه، امنیت چهارمی را نیز خواستار شده است و آن، امنیت قضاوته ای دیگران است؛ یعنی افراد دیگر را در محیط فکر خود، مورد هجوم افکار و داوریهای بد و ناروا قرار ندهد؛ احترام و شخصیت مسلمان، علاوه بر مرحله عمل، باید حتی در محیط افکار دیگران نیز محفوظ بماند. از این نظر، اسلام هرگونه بدگمانی و بدبینی را که منجر به لکه دار ساختن شخصیت کسی در محیط فکر و پندار می شود، تحریم نموده و دستور داده است که جامعه باایمان از هرگونه سوءظن نسبت به همدیگر بپرهیزند.

پیامبر اکرم در یکی از بیانات شیوای خود به امنیت های چهارگانه مزبور اشاره نموده و چنین می فرماید: «انّ اللّه حرّم علی المسلم دمه، و ماله و عرضه، و ان یظنّ به سوء الظّن»[1] خداوند، تجاوز به خون، مال و آبروی مسلمانان را حرام نموده و هرگز اجازه نداده است که کسی به یک فرد مسلمان بدگمان شود و حتی در ذهن و فکر خود، به او نسبت ناروا بدهد. اگر امنیت های سه گانه، نخست در پرتو حکومت های مادی و سازمان های اداری تأمین گردد، ولی امنیت از نظر قضاوت مردم، جز در سایه ایمان به خدا عملی نمی شود؛ زیرا حدود حکومت های مادی منحصر به ظواهر است و جلوگیری از تجاوزهای باطنی، از حریم قدرت عوامل مزبور، بیرون می باشد؛ فقط ایمان به خداست که می تواند جلو این گونه تجاوزها را بگیرد؛ زیرا یک فرد مسلمان ایمان دارد که خداوند از کارهای برون و درون او آگاه است.

ضررهای بدبینی

1.نخستین نتیجه بدگمانی، به خود انسان برمی گردد؛ از آنجا که افراد بدگمان نمی توانند اعمال دیگران را خالی از غرض و آلودگی تصور نمایند، همواره در رنج روحی و درد روانی سختی به سر می برند و سوز و گداز خیال و پندار، همواره آنان را شکنجه می دهد.

2.بدبینی، رشته الفت و دوستی را از هم می گسلد و بر اثر گمان بدی که انسان به دیگران دارد، همواره آنها را خیانتکار و در میدان دوستی، ناپایدار می پندارد، ناچار می شود که همه گونه روابط خود را با آنها قطع کند؛ ازاین رو پیشوایان ما فرموده اند: «من غلب علیه سوء الظّن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا؛[2] بدگمانی بر هرکس که غلبه کند، هر نوع صلح و صفایی را که میان او و دوستان وی برقرار است، از بین می برد».

3.افراد بدبین همیشه منزوی و گوشه گیرند، و بر اثر رعب و ترسی که از مردم دارند، هرگز نمی توانند با کسی انس بگیرند؛ ازاین رو در روایات، آمده است که: «من لم یحسن ظنّه استوحش من کلّ احد؛[3] افراد بدبین از همه مردم وحشت دارند».

- بدبینی آفت بزرگی برای سنجش منطق انسان است؛ بدبینی نوعی اختلال در طرز تفکر و ادراک انسان به وجود می آورد که هرگز نمی تواند در موضوعی به صورت خردپسند و واقع بینانه داوری کند.

- بدبینی از بیماری های سرایت کننده است که هم نشینان انسان را نیز آلوده می سازد.

- بدبینی نه تنها در روح انسان اثر می گذارد، بلکه براساس ارتباطی که میان تن و جان وجود دارد، تن نیز از گزند آن سالم نمی ماند، و به قول دانشمند بزرگ عصر ما دکتر کارل: بدبینی و عادت به انتقاد از همه چیز، حتی از قدرت زندگی نیز می کاهد؛ زیرا این عادت منفی روانی روی دستگاه اعصاب «سمپاتیک» و غدد داخلی اثر می کند و می تواند مبدأ اختلالات عملی و حتی عضوی شود.

- بدگمانی های بی مورد، به همسر و یا شاگرد مغازه و کارگر و خدمت کار منزل، آنان را به خیانت و جنایت می کشاند؛ زیرا کنجکاوی های زیاد ارباب و بزرگ خانه و یا شوهر، بر اثر «تداعی معانی» صور و اشباح خیانت و کارهای زشت را در نظر آنها مجسم می سازد و فکر خیانت را در دل آنها احیا می نماید و به قول برخی از دانشمندان: نوکرانی که مورد سوء ظن آقا هستند و او پیوسته احتمال می دهد که آنان به اثاث خانه دستبردی بزنند، چنین نوکرانی بالاخره دست به دزدی می زنند، و به سوی دزدی کشیده می شوند.

از این رو، در دین مقدس اسلام، تظاهر به غیرت مندی بی مورد و افراطی درباره همسر، مذموم شمرده شده است؛ زیرا چه بسا افراد پاکی را به ناپاکی بکشاند و درست کار را به نادرستی دعوت نماید؛ چنان که علی علیه السّلام فرموده است: «ایاک و التّغایر فی غیر موضعه فانّ ذلک یدعوا الصّحیحة الی السّقم و البریئة الی الرّیب؛[4]اظهار غیرتهای بی مورد، زنان پاک را به ناپاکی و زنان بی گناه را به سوی گناه دعوت می کند».

پی نوشت ها:

[1] المحجة البيضاء، ج 5، ص 268.

[2] غرر الحكم، ص 697.

[3] همان، ص 712.

[4] همان، ص 152.

 

 

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 08 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)

كرامت انسانى

بر اساس سخنان آن حضرت كرامت انسانى زير بناى بسيارى از مراتب بالاى انسانى است؛ و اساس ترقى و تكامل انسان به حساب مى‏آيد.

آن حضرت مى‏فرمايند:

«من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته‏»(1) .

«كسيكه داراى كرامت نفس باشد شهوات در پيش او بى ارزش خواهند بود».

و يا مى‏فرمايد «من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية‏».(2)

كسى كه براى خود ارزش و كرامت قائل باشد خود را به معصيت و گناه، زبون و خوار نمى‏كند».

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «عالم كسى است كه قدر خويش را بشناسد و از جهل و نادانى انسان همين بس كه ارزش خود را نداند».

و در نامه 31 نهج البلاغه مى‏فرمايد.

ايمان از ديدگاه حضرت على (ع)

در كتاب شريف نهج البلاغه كه حاوى سخنان نغز و حكيمانه حضرت على عليه‏السلام مى‏باشد، مساله ايمان از جايگاه و اهميت ويژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است كه در اين نوشتار به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضيلت ايمان

«همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جويند ايمان به خدا و پيامبر ... است‏» (1)

ب) اقسام ايمان

«برخى ايمان در دلها برقرار است، و برخى ديگر ميان دلها و سينه‏ها عاريت و ناپايدار» (2)

ج) پايه‏هاى ايمان

«ايمان بر چهار پايه استوار است‏بر شكيبائى، و يقين، و عدالت و جهاد. شكيبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسيدن، و پارسائى و چشم اميد داشتن. پس آن كه مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسيد، از آنچه حرام است دورى گزيد، و آن كه خواهان دنيا نبود و پارسائى داشت مصيبتها بروى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت.

و يقين بر چهار شعبه است: بر بينائى زيركانه، و دريافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پيشينيان. پس آن كه زيركانه ديد حكمت‏بروى آشكار گرديد، و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه پشينيان زندگى را در نورديد.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقيقت‏برنده و نيكو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهميد به ژرفاى دانش رسيد و آنكه به ژرفاى دانش رسيد از آبشخور شريعت‏سيراب گرديد و آن كه بردبار بود، تقصير نكرد و ميان مردم با نيكنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نيك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پايدارى در پيكار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنكه به كار نيك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن كه از كار زشت منع فرمود بينى منافقان را به خاك سود؛ و آن كه در پيكار با دشمنان پايدار بود، حقى را كه برگردن دارد ادا نمود؛ و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آيد، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخيز وى را خشنود نمايد» (3)

و در جاى ديگر درباره حقيقت ايمان فرمودند

«ايمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)

د) نشانه‏هاى ايمان

1 - «ايمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بيش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)

2 - كلمه 333 كلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:

(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نيكى خود را به ديگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسيارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شكيبايى پيشه است، فرو رفته در انديشه است، نياز خود به كس نگويد، خوى آرام دارد، راه نرمى پويد. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه ديندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.

و نيز فرمود: «ايمان آن است كه راستى را برگزينى كه به زيان تو بود بر دروغى كه تو را سود دهد، و گفتارت بركردارت نيفزايد و چون از ديگرى سخن گويى ترس از خدا در دست آيد» (6)

ه) آفات ايمان

1 - همنشينى با اهل هوى و هوس

2 - دروغ گفتن

3 - حسد ورزيدن

«همنشينى پيروان هوا فراموش كردن ايمان و جاى حاضر شدن شيطان است. از دروغ دورى گزينيد كه از ايمان به دور است ... بر هم حسد مبريد كه حسد ايمان را مى‏خورد چنانكه آتش هيزم را» (7)

و) عوامل تقويت ايمان

1 - اعمال صالح

«ايمان را بر كرده‏هاى نيك دليل توان ساخت، و از كردار نيك ايمان را توان شناخت‏» (8)

2 - سلامت قلب

«ايمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)

3 - صبر

«صبر و شكيبائى نسبت‏به ايمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور كه تنى سر ندارد فايده‏اى ندارد، ايمانى هم كه صبر و شكيبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)

4 - حياء

«هيچ ايمانى مثل حياء نيست‏» (11)

ز) نتائج ايمان

1 - شهود حق

«ديده‏ها او را آشكارا نتوان ديد، اما دلها با ايمان درست‏بدو خواهد رسيد» (12)

2 - توان فهم معارف عالى

«دانستن امر ما (ولايت) كارى سخت است و تحمل آن دشوار كسى آن را تحمل نكند جز انسان با ايمانى كه خداوند قلب او رابراى ايمان آزموده باشد» (13)

پى‏نوشت‏ها:

(1)نهج البلاغه، خطبه 110

(2)همان خطبه 189

(3)همان، كلمات قصار، 31

(4)همان، 227

(5)همان 310

(6)همان، 458

(7)همان، خطبه، 86

(8)نهج البلاغه، خطبه، 156

(9)همان، 176

(10)همان، كلمات قصار، 82

(11)همان، 113

(12) همان، خطبه، 179

(13)همان، خطبه 189

تزكيه نفس

 

1 - بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روانيست رها مگردان كه بخل ورزيدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مى‏انگارد.(1)

2 - مؤمن ... سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.(2)

3 - پس حساب نفس خود را براى خود گير كه ديگران را حسابرسى است.(3)

4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گرديد زيان ديد(4)

5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مى‏شود.(5)

6 - با كندن ريشه بدى از سينه‏ات آن را از سينه ديگرى بر كن.(6)

7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پيروز گردى.(7)

8 - آنگه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسيار شود. كلمات قصار - 6

9 - خداى بيامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خويش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند»(8)

10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمايه‏هاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمتها وادارش كردن و به عبارت و طاعتها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در اين است‏».(9)

11 - پيكر و تن را خدمت كردن باو دادن است آنچه را كه مى‏خواهد از لذات و شهوتها و سرمايه‏ها و هلاك نفس در اين كار است‏»(10)

پى‏نوشتها:

1)صفحه 326 - نهج البلاغه شهيدى)

2)كلمات قصار 333 - ص 421)

3)خطبه 223 - 16

4)كلمات قصار 208

5)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 49

6)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 70

7)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 87

8)غرر الحكم ج 1 فصل سى و سوم، ح 15

9)همان - فصل 31 - ح 61

10)همان ح 60

وفاى به عهد

1 ـ «مردم! همانا وفا همزاد راستى است هيچ سپرى چون وفا باز دارنده (گزند) نيست. و بى وفائى نكنيد، آن كه مى‏داند او را چگونه بازگشتگاهى است. مادر روزگارى بسر مى‏بريم كه بيشتر مردم آن بى‏وفائى را زيركى دانند، و نادانان آن مردم را گريز و چاره‏انديش خوانند . خداشان كيفر دهد چرا چنين مى‏پندارند؟ گاه بود كه مرد آزموده و دانا از چاره كار آگاه است، اما فرمان خدا وى را مانع راه است. پس دانسته و توانا بر كار، چاره را واگذارد تا آن كه پرواى دين ندارد فرصت شمارد و سود آن را بردارد.» (1)

2 ـ وفا دارى نجابت است. (2)

3 ـ جوانمرد وعده‏اش نقد و فورى است. ناكس وعده‏اش بهانه‏جوئى و به فردا انداختن است (3)

 

پى‏نوشتها:

1)خطبه، 41

2)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 24

3)غررالحكم ج 2 فصل 83 ح 2و 1

عبادت و نيايش

عبادت و پرستش خداوند يكتا و ترك پرستش هر موجود ديگر،يكى از اصول تعليمات پيامبران الهى است.تعليمات هيچ پيامبرى از عبادت خالى نبوده است.

چنانكه مى‏دانيم در ديانت مقدسه اسلام نيز عبادت سرلوحه همه تعليمات است.چيزى كه هست در اسلام عبادت به صورت يك سلسله تعليمات جدا از زندگى كه صرفا به دنياى ديگر تعلق داشته باشد وجود ندارد،عبادات اسلامى با فلسفه‏هاى زندگى توام است و در متن زندگى واقع است.

گذشته از اينكه برخى عبادات اسلامى به صورت مشترك و همكارى دسته جمعى صورت مى‏گيرد، اسلام به عبادتهاى فردى نيز آنچنان شكل داده است كه متضمن انجام پاره‏اى از وظايف زندگى است. مثلا نماز كه مظهر كامل اظهار عبوديت است،چنان در اسلام شكل خاص يافته است كه حتى فردى كه مى‏خواهد در گوشه خلوت به تنهايى نماز بخواند خود به خود به انجام پاره‏اى از وظايف اخلاقى و اجتماعى از قبيل نظافت،احترام به حقوق ديگران،وقت‏شناسى،جهت‏شناسى،ضبط احساسات،اعلام صلح و سلم با بندگان شايسته خدا و غيره مقيد مى‏گردد.

از نظر اسلام هر كار خير و مفيدى اگر با انگيزه پاك خدايى توام باشد عبادت است.لهذا درس خواندن، كار و كسب كردن،فعاليت اجتماعى كردن اگر لله و فى الله باشد عبادت است.

در عين حال،اسلام نيز پاره‏اى تعليمات دارد كه فقط براى انجام مراسم عبادت وضع شده است از قبيل نماز و روزه،و اين خود فلسفه‏اى خاص دارد.

درجات عبادتها

تلقى افراد از عبادت يكسان نيست،متفاوت است.از نظر برخى افراد عبادت نوعى معامله و معاوضه و مبادله كار و مزد است،كار فروشى و مزد بگيرى است.همان طور كه يك كارگر،روزانه نيروى كار خود را براى يك كار فرما مصرف مى‏كند و مزد مى‏گيرد،عابد نيز براى خدا زحمت مى‏كشد و خم و راست مى‏شود و طبعا مزدى طلب مى‏كند كه البته آن مزد در جهان ديگر به او داده خواهد شد.

و همان طور كه فايده كار براى كارگر در مزدى كه از كار فرما مى‏گيرد خلاصه مى‏شود و اگر مزدى در كار نباشد نيرويش به هدر رفته است،فايده عبادت عابد نيز از نظر اين گروه همان مزد و اجرى است كه در جهان ديگر به او به صورت يك سلسله كالاهاى مادى پرداخت مى‏شود.

و اما اينكه هر كارفرما كه مزدى مى‏دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعيف ناتوان خود ببرد،و هم اينكه فرضا اجر و مزد از جانب آن كار فرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گيرد پس چرا اين تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى‏شود،مساله‏اى است كه براى اينچنين عابدهايى هرگز مطرح نيست.

از نظر اين گونه افراد تار و پود عبادت همين اعمال بدنى و حركات محسوس ظاهرى است كه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن صورت مى‏گيرد.

اين يك نوع تلقى است از عبادت كه البته عاميانه و جاهلانه است،و به تعبير بوعلى در نمط نهم اشارات خدانشناسانه است و تنها از مردم عامى و قاصر پذيرفته است.

تلقى ديگر از عبادت تلقى عارفانه است.بر حسب اين تلقى،مساله كارگر و كارفرما و مزد به شكلى كه ميان كارگر و كارفرما متداول است مطرح نيست و نمى‏تواند مطرح باشد.بر حسب اين تلقى،عبادت نردبان قرب است،معراج انسان است،تعالى روان است،پرواز روح است‏به سوى كانون نامرئى هستى، پرورش استعدادهاى روحى و ورزش نيروهاى ملكوتى انسانى است،پيروزى روح بر بدن است،عاليترين عكس العمل سپاسگزارانه انسان است از پديد آورنده خلقت،اظهار شيفتگى و عشق انسان است‏به كامل مطلق و جميل على الاطلاق،و بالاخره سلوك و سير الى الله است.

بر حسب اين تلقى،عبادت پيكرى دارد و روحى،ظاهرى دارد و معنى‏اى آنچه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن انجام مى‏شود پيكره و قالب و ظاهر عبادت است،روح و معنى عبادت چيز ديگر است.روح عبادت وابستگى كامل دارد به مفهومى كه عابد از عبادت دارد و به نوع تلقى او از عبادت و به انگيزه‏اى كه او را به عبادت بر انگيخته است و به بهره و حظى كه از عبادت عملا مى‏برد و اينكه عبادت تا چه اندازه سلوك الى الله و گام برداشتن در بساط قرب باشد.

تلقى نهج البلاغه از عبادت

تلقى نهج البلاغه از عبادت چگونه است؟تلقى نهج البلاغه از عبادت تلقى عارفانه است.بلكه سر چشمه و الهام بخش تلقيهاى عارفانه از عبادتها در جهان اسلام،پس از قرآن مجيد و سنت رسول اكرم كلمات على و عبادتهاى عارفانه على است.

چنانكه مى‏دانيم يكى از وجهه‏هاى عالى و دور پرواز ادبيات اسلامى(چه در عربى و چه در فارسى) وجهه روابط عابدانه و عاشقانه انسان است‏با ذات احديت.انديشه‏هاى نازك و ظريفى به عنوان خطابه، دعا،تمثيل،كنايه،به صورت نثر يا نظم در اين زمينه به وجود آمده است كه راستى تحسين آميز و اعجاب انگيز است.

با مقايسه با انديشه‏هاى ما قبل اسلام در قلمرو كشورهاى اسلامى مى‏توان فهميد كه اسلام چه جهش عظيمى در انديشه‏ها در جهت عمق و وسعت و لطف و رقت‏به وجود آورده است.اسلام از مردمى كه بت يا انسان و يا آتش را مى‏پرستيدند و بر اثر كوتاهى انديشه‏ها مجسمه‏هاى ساخته دست‏خود را معبود خود قرار مى‏دادند و يا خداى لا يزال را در حد پدر يك انسان تنزل مى‏دادند و احيانا پدر و پسر را يكى مى‏دانستند و يا رسما اهورا مزدا را مجسم مى‏دانستند و مجسمه‏اش را همه جا نصب مى‏كردند،مردمى ساخت كه مجردترين معانى و رقيقترين انديشه‏ها و لطيفترين افكار و عاليترين تصورات را در مغز خود جاى دادند.

چطور شد كه يكمرتبه انديشه‏ها عوض شد،منطقها تغيير كرد،افكار اوج گرفت،احساسات رقت‏يافت و متعالى شد و ارزشها دگرگون گشت؟

سبعه معلقه و نهج البلاغه دو نسل متوالى هستند.هر دو نسل،نمونه فصاحت و بلاغت‏اند اما از نظر محتوا تفاوت از زمين تا آسمان است.در آن يكى هر چه هست وصف اسب است و نيزه و شتر و شبيخون و چشم و ابرو و معاشقه و مدح و هجو افراد،و در اين يكى عاليترين مفاهيم انسانى.

اكنون براى اينكه نوع تلقى نهج البلاغه از عبادت روشن شود،به ذكر نمونه‏هايى از كلمات على مى‏پردازيم و سخن خود را با جمله‏اى آغاز مى‏كنيم كه درباره تفاوت تلقيهاى مردم از عبادت گفته شده است.

عبادت آزادگان

ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد،و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار (1) .

همانا گروهى خداى را به انگيزه پاداش مى‏پرستند،اين عبادت تجارت پيشگان است،و گروهى او را از ترس مى‏پرستند،اين عبادت عبادت برده صفتان است،و گروهى او را براى آنكه او را سپاسگزارى كرده باشند مى‏پرستند،اين عبادت آزادگان است.

لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه (2) .

فرضا خداوند كيفرى براى نافرمانى معين نكرده بود،سپاسگزارى ايجاب مى‏كرد كه فرمانش تمرد نشود.

از كلمات آن حضرت است:

الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك(3) .

من تو را به خاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشت پرستش نكرده‏ام،من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.

ياد حق

ريشه همه آثار معنوى اخلاقى و اجتماعى كه در عبادت است در يك چيز است:ياد حق و غير او را از ياد بردن.قرآن كريم در يك جا به اثر تربيتى و جنبه تقويتى روحى عبادت اشاره مى‏كند و مى‏گويد:«نماز از كار بد و زشت‏باز مى‏دارد»و در جاى ديگر مى‏گويد:«نماز را براى اينكه به ياد من باشى بپا دار»،اشاره به اينكه انسان كه نماز مى‏خواند و در ياد خداست همواره در ياد دارد كه ذات دانا و بينايى مراقب اوست،و فراموش نمى‏كند كه خودش بنده است.

ذكر خدا و ياد خدا كه هدف عبادت است،دل را جلا مى‏دهد و صفا مى‏بخشد و آن را آماده تجليات الهى قرار مى‏دهد.على در باره ياد حق كه روح عبادت است چنين مى‏فرمايد:

ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب،تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة و ما برح لله عزت الاؤه فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم و كلمهم فى ذات عقولهم (4) .

خداوند ياد خود را صيقل دلها قرار داده است.دلها بدين وسيله از پس كرى شنوا و از پس نابينايى بينا و از پس سركشى و عناد رام مى‏گردند.همواره چنين بوده و هست كه خداوند متعال در هر برهه‏اى از زمان و در زمانهايى كه پيامبرى در ميان مردم نبوده است،بندگانى داشته و دارد كه در سر ضمير آنها با آنها راز مى‏گويد و از راه عقلهايشان با آنان تكلم مى‏كند.

در اين كلمات خاصيت عجيب و تاثير شگرف ياد حق در دلها بيان شده است تا جايى كه دل قابل الهامگيرى و مكالمه با خدا مى‏گردد.

حالات و مقامات

در همين خطبه حالات و مقامات و كرامتهايى كه براى اهل معنى در پرتو عبادت رخ مى‏دهد توضيح داده شده است.از آن جمله مى‏فرمايد:

قد حفت‏بهم الملائكة و تنزلت عليهم السكينة و فتحت لهم ابواب السماء و اعدت لهم مقاعد الكرامات فى مقام اطلع الله عليهم فيه فرضى سعيهم و حمد مقامهم يتنسمون بدعائه روح التجاوز...

فرشتگان آنان را در ميان گرفته‏اند،آرامش بر ايشان فرود آمده است،درهاى ملكوت بر روى آنان گشوده شده است،جايگاه الطاف بى پايان الهى برايشان آماده گشته است،خداوند متعال مقام و درجه آنان را كه به وسيله بندگى به دست آورده‏اند ديده و عملشان را پسنديده و مقامشان را ستوده است. آنگاه كه خداوند را مى‏خوانند،بوى مغفرت و گذشت الهى را استشمام و پس رفتن پرده‏هاى تاريك گناه را احساس مى‏كنند.

شب مردان خدا

از ديدگاه نهج البلاغه دنياى عبادت دنياى ديگرى است.دنياى عبادت آكنده از لذت است،لذتى كه با لذت دنياى سه بعدى مادى قابل مقايسه نيست.دنياى عبادت پر از جوشش و جنبش و سير و سفر است،اما سير و سفرى كه‏«به مصر و عراق و شام‏»و يا هر شهر ديگر زمينى منتهى نمى‏شود،به شهرى منتهى مى‏شود«كو را نام نيست‏».دنياى عبادت شب و روز ندارد،زيرا همه روشنايى است،تيرگى و اندوه و كدورت ندارد،يكسره صفا و خلوص است.از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است كسى كه به اين دنيا پا گذارد و نسيم جانبخش اين دنيا او را نوازش دهد.آن كس كه به اين دنيا گام نهد،ديگر اهميت نمى‏دهد كه در دنياى ماده و جسم بر ديبا سر نهد يا بر خشت:

طوبى لنفس ادت الى ربها فرضها و عركت‏بجنبها بوسها و هجرت فى الليل غمضها حتى اذا غلب الكرى عليها افترشت ارضها و توسدت كفها فى معشر اسهر عيونهم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم و همهمت‏بذكر ربهم شفاههم و تقشعت‏بطول استغفارهم ذنوبهم.اولئك حزب الله،الا ان حزب الله هم المفلحون (5) .

چه خوشبخت و سعادتمند است آن كه فرايض پروردگار خويش را انجام مى‏دهد(الله،يار و حمد و قول هو الله كار اوست)،رنجها و ناراحتيها را(مانند سنگ آسيا دانه را)در زير پهلوى خود خرد مى‏كند،شب هنگام از خواب دورى مى‏گزيند و شب زنده‏دارى مى‏نمايد،آنگاه كه سپاه خواب حمله مى‏آورد زمين را فرش و دست‏خود را بالش قرار مى‏دهد،در گروهى است كه نگرانى روز بازگشت‏خواب از چشمانشان ربوده،پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالى مى‏كنند،لبهاشان به ذكر پروردگارشان آهسته حركت مى‏كنند،ابر مظلم گناههايشان بر اثر استغفارهاى مداومشان پس مى‏رود.آنانند حزب خدا،همانا آنانند رستگاران!

شب مردان خدا روز جهان افروز است روشنان را به حقيقت‏شب ظلمانى نيست.

ترسيم چهره عبادت و عباد در نهج البلاغه

در فصل پيش طرز تلقى نهج البلاغه از عبادت بيان شد،معلوم شد كه از نظر نهج البلاغه عبادت تنها انجام يك سلسله اعمال خشك و بى‏روح نيست.اعمال بدنى صورت و پيكره عبادت است،روح و معنى چيز ديگر است.اعمال بدنى آنگاه زنده و جاندار است و شايسته نام واقعى عبادت است كه با آن روح و معنى توام باشد.عبادت واقعى نوعى خروج و انتقال از دنياى سه بعدى و قدم نهادن در دنيايى ديگر است،دنيايى كه به نوبه خود پر است از جوشش و جنبش و از واردات قلبى و لذتهاى خاص به خود.

در نهج البلاغه مطالب مربوط به اهل سلوك و عبادت فراوان آمده است.به عبارت ديگر،ترسيمها از چهره عبادت و عبادت پيشگان شده است،گاهى سيماى عباد و سلاك از نظر شب زنده‏دارى‏ها،خوف و خشيت‏ها،شوق و لذت‏ها،سوز و گدازها،آه و ناله‏ها،تلاوت قرآن‏ها ترسيم و نقاشى شده است،گاهى واردات قلبى و عنايات غيبى كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مى‏گردد بيان شده است،گاهى تاثير عبادت از نظر«گناه زدايى‏»و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است،گاهى به اثر عبادت از نظر درمان پاره‏اى بيماريهاى اخلاقى و عقده‏هاى روانى اشاره شده است و گاهى ذكرى از لذتها و بهجتهاى خالص و! بى‏شائبه و بى‏رقيب عباد و زهاد و سالكان راه به ميان آمده است.

شب زنده‏دارى‏ها

اما الليل فصافون اقدامهم تالين لاجزاء القران يرتلونه ترتيلا،يحزنون به انفسهم و يستثيرون به دواء دائهم،فاذا مروا بآية فيها تشويق ركنوا اليها طمعا و تطلعت نفوسهم اليها شوقا و ظنوا انها نصب اعينهم، و اذا مروا بآية فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم، فهم حانون على اوساطهم،مفترشون لجباههم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدامهم،يطلبون الى الله تعالى فى فكاك رقابهم،و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقياء (6) .

شبها پاهاى خود را براى عبادت جفت مى‏كنند،آيات قرآن را با آرامى و شمرده و شمرده تلاوت مى‏نمايند،با زمزمه آن آيات و دقت در معنى آنها غمى عارفانه در دل خود ايجاد مى‏كنند و دواى دردهاى خويش را بدين وسيله ظاهر مى‏سازند،هر چه از زبان قرآن مى‏شنوند مثل اين است كه به چشم مى‏بينند،هر گاه به آيه‏اى از آيات رحمت مى‏رسند بدان طمع مى‏بندند و قلبشان از شوق لبريز مى‏گردد،چنين مى‏نمايد كه نصب العين آنهاست،و چون به آيه‏اى از آيات قهر و غضب مى‏رسند بدان گوش فرا مى‏دهند و مانند اين است كه آهنگ بالا و پايين رفتن شعله‏هاى جهنم به گوششان مى‏رسد، كمرها را به عبادت خم كرده و پيشانيها و كف دستها و زانوها و سر انگشت پاها به خاك مى‏سايند و از خداوند آزادى خويش را مى‏طلبند.همينها كه چنين شب زنده‏دارى مى‏كنند و تا اين حد روحشان به دنياى ديگر پيوسته است،روزها مردانى هستند اجتماعى،بردبار،دانا،نيك و پارسا.

واردات قلبى

قد احيى عقله و امات نفسه،حتى دق جليله و لطف غليظه و برق له لامع كثير البرق،فابان له الطريق و سلك به السبيل و تدافعته الابواب الى باب السلامة و دار الاقامة،و ثبتت رجلاه بطمانينة بدنه فى قرار الامن و الراحة بما استعمل قلبه و ارضى ربه (7) .

عقل خويش را زنده و نفس خويش را ميرانده است،تا آنجا كه ستبريهاى بدن تبديل به نازكى و خشونتهاى روح تبديل به نرمى شده است و برق پر نورى بر قلب او جهيده و راه را بر او روشن و او را به رهروى سوق داده است.پيوسته از اين منزل به آن منزل برده شده است تا به آخرين منزل كه منزل سلامت و بارانداز اقامت است رسيده و پاهايش همراه بدن آرام او در قرارگاه امن و آسايش،ثابت ايستاده است.اينهمه به موجب اين است كه دل و ضمير خود را به كار گرفته و پروردگار خويش را خشنود ساخته است.

در اين جمله‏ها-چنانكه مى‏بينيم-سخن از زندگى ديگرى است كه زندگى عقل خوانده شده است، سخن از مجاهده و ميراندن نفس اماره است،سخن از رياضت‏بدن و روح است،سخن از برقى است كه بر اثر مجاهده در دل سالك مى‏جهد و دنياى او را روشن مى‏كند،سخن از منازل و مراحلى است كه يك روح مشتاق و سالك به ترتيب طى مى‏كند تا به منزل مقصود كه آخرين حد سير و صعود معنوى بشر است مى‏رسد يا ايها الناس انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه (8) ،سخن از طمانينه و آرامشى است كه نصيب قلب ناآرام و پر اضطراب و پر ظرفيت‏بشر در نهايت امر مى‏گردد الا بذكر الله تطمئن القلوب (9) .

در خطبه 221 اهتمام اين طبقه به زندگى دل چنين توصيف شده است:

يرون اهل الدنيا يعظمون موت اجسادهم و هم اشد اعظاما لموت قلوب احيائهم.

اهل دنيا مردن بدن خويش را بزرگ مى‏شمارند اما آنها براى مردن دل خودشان اهميت قائل هستند و آن را بزرگتر مى‏شمارند.

خلسه‏ها و جذبه‏هايى كه روحهايى مستعد را مى‏ربايد و بدان سو مى‏كشد،اينچنين بيان شده است:

صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلى (10) .

با دنيا و اهل دنيا با بدنهايى معاشرت كردند كه روحهاى آن بدنها به بالاترين جايگاهها پيوسته بود.

لو لا الاجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفة عين شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب (11) .

اگر اجل مقدر و محتوم آنها نبود،روحهاى آنها در بدنهاشان يك چشم به هم زدن باقى نمى‏ماند از شدت عشق و شوق به كرامتهاى الهى و خوف از عقوبتهاى او.

قد اخلص لله فاستخلصه (12) .

او خود را و عمل خود را براى خدا خالص كرده است،خداوند نيز به لطف و عنايت‏خاص خويش او را مخصوص خويش قرار داده است.

علوم افاضى و اشراقى كه در نتيجه تهذيب نفس و طى طريق عبوديت‏بر قلب سالكان راه سرازير مى‏شود و يقين جازمى كه نصيب آنان مى‏گردد،اينچنين بيان شده است:

هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون (13) .

علمى كه بر پايه بينش كامل است‏بر قلبهاى آنان هجوم آورده است،روح يقين را لمس كرده‏اند،آنچه بر اهل تنعم سخت و دشوار است‏بر آنان نرم گشته است و با آن چيزى كه جاهلان از آن در وحشتند انس گرفته‏اند.

گناه زدايى

از نظر تعليمات اسلامى،هر گناه اثرى تاريك كننده و كدورت آور بر دل آدمى باقى مى‏گذارد و در نتيجه ميل و رغبت‏به كارهاى نيك و خدايى كاهش مى‏گيرد و رغبت‏به گناهان ديگر افزايش مى‏يابد.

متقابلا عبادت و بندگى و در ياد خدا بودن وجدان مذهبى انسان را پرورش مى‏دهد،ميل و رغبت‏به كار نيك را افزون مى‏كند و از ميل و رغبت‏به شر و فساد و گناه مى‏كاهد،يعنى تيرگيهاى ناشى از گناهان را زايل مى‏گرداند و ميل به خير و نيكى را جايگزين آن مى‏سازد.

در نهج البلاغه خطبه‏اى هست كه در باره نماز،زكات و اداء امانت‏بحث كرده است.پس از توصيه و تاكيدهايى در باره نماز،مى‏فرمايد:

و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و شبهها رسول الله صلى الله عليه و آله بالحمة تكون على باب الرجل فهو يغتسل منها فى اليوم و الليلة خمس مرات،فما عسى ان يبقى عليه من الدرن (14) ؟

نماز گناهان را مانند برگ درختان مى‏ريزد و گردنها را از ريسمان گناه آزاد مى‏سازد.پيامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم كه بر در خانه شخص باشد و روزى پنج نوبت‏خود را در آن شستشو دهد تشبيه فرمود.آيا با چنين شستشوها چيزى از آلودگى بر بدن باقى مى‏ماند؟

درمان اخلاقى

در خطبه 234 پس از اشاره به پاره‏اى از اخلاق رذيله از قبيل سركشى،ظلم،كبر،مى‏فرمايد:

و عن ذلك ما حرس الله عباده المؤمنين بالصلوات و الزكوات و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم و اذهابا للخيلاء عنهم.

چون بشر در معرض اين آفات اخلاقى و بيماريهاى روانى است،خداوند به وسيله نمازها و زكاتها و روزه‏ها بندگان مؤمن خود را از اين آفات حراست و نگهبانى كرد.اين عبادات دستها و پاها را از گناه باز مى‏دارند،چشمها را از خيرگى باز داشته به آنها خشوع مى‏بخشند،نفوس را رام مى‏گردانند،دلها را متواضع مى‏نمايند و باد دماغ را زايل مى‏سازند.

انس و لذت

اللهم انك آنس الآنسين لاولياءك و احضرهم بالكفاية للمتوكلين عليك،تشاهدهم فى سرائرهم و تطلع عليهم فى ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم،فاسرارهم لك مكشوفة و قلوبهم اليك ملهوفة،ان اوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك و ان صبت عليهم المصائب لجاوا الى الاستجارة بك (15) .

پروردگارا،تو از هر انيسى براى دوستانت انيس‏ترى و از همه آنها براى كسانى كه به تو اعتماد كنند براى كارگزارى آماده‏ترى.آنان را در باطن دلشان مشاهده مى‏كنى و در اعماق ضميرشان بر حال آنان آگاهى و ميزان بصيرت و معرفتشان را مى‏دانى.رازهاى آنان نزد تو آشكار است و دلهاى آنها در فراق تو بيتاب است.اگر تنهايى سبب وحشت آنان گردد،ياد تو مونسشان است و اگر سختيها بر آنان فرو ريزد به تو پناه مى‏برند.

و ان للذكر لاهلا اخذوه من الدنيا بدلا (16).

همانا ياد خدا افراد شايسته‏اى دارد كه آن را به جاى همه نعمتهاى دنيا انتخاب كرده‏اند.

در خطبه 150 اشاره‏اى به مهدى موعود(عجل الله فرجه الشريف)دارد و در آخر سخن،گروهى را در آخر الزمان ياد مى‏كند كه شجاعت و حكمت و عبادت تواما در آنان گرد آمده است.مى‏فرمايد:

ثم ليشحذن فيها قوم شحذ القين النصل،تجلى بالتنزيل ابصارهم و يرمى بالتفسير فى مسامعهم و يغبقون كاس الحكمة بعد الصبوح.

سپس گروهى صيقل داده مى‏شوند و مانند پيكان در دست آهنگر تيز و بران مى‏گردند،به وسيله قرآن پرده از ديده‏هايشان برداشته مى‏شود و تفسير و توضيح معانى قرآن در گوشهاى آنان القا مى‏گردد، جامهاى پياپى حكمت و معرفت را هر صبح و شام مى‏نوشند و سرخوش باده معرفت مى‏گردند.

پى‏نوشتها

1- نهج البلاغه،كلمات قصار،حكمت‏229.

2- نهج البلاغه،كلمات قصار،حكمت 282.

3- بحار الانوار،ج 41،ب 101/ص 14،با اندكى اختلاف.

4- خطبه‏213.

5- نامه 45.

6- خطبه 184.

7- خطبه 210.

8- انشقاق/6.

9- رعد/28.

10- حكمت‏139.

11- خطبه 184.

12- خطبه‏86.

13- حكمت‏139.

14- خطبه 190.

15- خطبه 218.

16- خطبه‏213.

مجموعه آثار جلد 16 صفحه 411

استاد شهيد مرتضى مطهرى

 

 

عبادت امام على(ع)(2)

1ـ ابن ابى الحديد گويد: او عابدترين مردم بود و بيش از همه نماز و روزه مى‏گزارد و مردم نماز شب و ملازمت و آداب وردخوانى و خواندن نافله‏ها را از او آموختند. چه پندارى درباره مردى كه كار مراقبت از ذكر و اوراد خود به جايى رسيد كه در آن شب بسيار سرد در جنگ صفين زيراندازى برايش گستردند و در حالى كه تيرها در برابرش به زمين مى‏نشست و از راست و چپ بر بيخ گوش او مى‏گذشت به نماز مشغول شد و هراسى به خود راه نمى‏داد و برنخاست تا از كار عبادت آسوده گشت؟! و چه پندارى درباره مردى كه پيشانى مباركش از سجده‏هاى دراز مانند زانوى شتر پينه بسته بود؟! و هرگاه در دعاها و مناجاتهاى او ژرف بنگرى و بر مضامين آن مبنى بر تعظيم و بزرگداشت خداى سبحان و خضوع در برابر هيبت او و خشوع در برابر عزت او و تواضع و فروتنى و رام بودن در برابر خداوند آگاه شوى ميزان اخلاص حضرتش را خواهى شناخت و مى‏فهمى كه اين دعاها و راز و نيازها از كدامين دل برخاسته و بر كدامين زبان روان گشته است. به امام على بن الحسين(ع) كه نهايت عبادت را داشت گفتند: عبادت شما را با عبادت جدتان چه قياس است؟ فرمود: عبادت من در برابر عبادت جدم مانند عبادت جدم در برابر عبادت رسول خدا(ص) است. (1)

2ـ علامه مجلسى (ره) از حبه عرنى روايت كرده كه گفت: در اين بين كه من و نوف در حياط قصر حكومتى خوابيده بوديم ناگاه متوجه شديم كه امير مؤمنان(ع) در آخر شب بيرون آمده، مانند شيدازدگان دست بر ديوار نهاده و اين آيات را مى‏خواند: ان فى خلق السموات و الأرض ...، (2) اين آيات را زمزمه مى‏كرد و مانند كسى كه عقل از سرش پريده راه مى‏رفت، و به من فرمود : اى حبه، خوابى يا بيدار؟ گفتم: بيدارم، شما كه چنين كنيد پس ما بايد چه كنيم؟ حضرت ديده فرو بست و گريست، سپس فرمود: اى حبه، خدا را جايگاهى است و ما را نيز در پيشگاه خدا جايگاهى، چيزى از اعمال ما بر او پوشيده نيست. اى حبه، خداوند به من و تو از رگ گردن نزديكتر است. اى حبه هيچ چيز من و تو را از خدا پوشيده نمى‏دارد.

سپس فرمود: اى نوف، خوابى يا بيدار؟ گفت: نه اى اميرمؤمنان، خواب نيستم، شما امشب مرا بسيار گرياندى! فرمود: اى نوف، اگر امشب از خوف خداى متعال بسى گريستى، فرادى قيامت در پيشگاه خداوند ديده‏ات روشن خواهد بود. اى نوف، قطره اشكى از چشم مردى از خوف خدا نريزد جز آنكه درياهايى از آتش دوزخ را خاموش مى‏سازد، اى نوف، هيچ مردى نزد خداوند بزرگتر نيست از مردى كه از بيم خدا بگريد و در راه خدا دوستى و دشمنى كند. اى نوف، هركس در راه خدا دوستى كند و چيزى را بر دوستى او ترجيح ندهد، و هر كه در راه خدا دشمنى كند و منفعتى از اين راه براى خود نجويد اينجاست كه اگر چنين باشيد حقايق ايمان را به كمال دريافته‏ايد.

آن گاه آن دو را پند و اندرز داد و در پايان فرمود: از خدا پروا داشته باشيد كه من شما را هشدار دادم. سپس به راه افتاد و در راه مى‏گفت: «كاش مى‏دانستم كه آيا در هنگام غفلت من نگاه لطف از من بر مى‏دارى يا به من مى‏نگرى؟ كاش مى‏دانستم كه حال من در خوابهاى دراز و اندكى سپاس از نعمت‏هايت چگونه است»؟ به خدا سوگند در همين حال بود تا سپيده صبح دميد... (3)

3ـ نوف در وصف حضرتش به معاويه گفت: در هيچ شبى بسترى براى او نگستردند، و هرگز در كاسه بزرگ (يا در وقت نيمروز) غذا نخورد. (4)

پى‏نوشت‏ها:

1) شرح نهج البلاغه 1/ .27

2) سوره آل عمران /190 به بعد.

3) بحار الانوار 41/ .22

4) همان / .23

اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب(ع)ص 751

احمد رحمانى همدانی

 

 

 

 

«نفس خود را از پستى گرامى بدار، هر چند تو را بدانچه خواهى رساند، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مى‏نهى هرگز به تو برنگردد».

- ارجمندى با دشواريهاست.(3)

- از هر كه خواهى بى نياز شو مانندش باش و نيازمند هر كه خواهى بشو اسيرش باش.»

پى‏نوشتها:

1)حكمت 449 نهج البلاغه

2)مستدرك الوسايل ج 11 باب 41

3)غررالحكم ج 1

نهج البلاغه

دكتر سيد جعفر شهيدى

 



نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 08 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

آموزشی

 

فناوری کوکی که کوکیهای  HTTP و یا کوکیهای وب نیز نامیده میشوند،توسط وب سایتها به کارگرفته می شوند. فناوری کوکی برای نگهداری اطلاعات کاربران استفاده میشود.شناسایی کاربران بر اساس اطلاعات را تسهیل می نماید.

 

کوکی یک تکه از متن است که توسط یک سرور به سرویس گیرنده وب ارسال شده و بعد دوباره توسط سرویس گیرنده بازگردانده می شود.این اتفاقی است که در هر بار استفاده در سرور رخ می دهد. معمولا یک کوکی شامل پیام یا اطلاعات متنی(Text)با کمتر از 255 کاراکتر و حجمی حدود چند کیلو بایت است. فناوری کوکی معمولا برای احراز هویت کاربران وب سایت و همچنین برای حفظ اطلاعات مربوط به آنها مورد استفاده قرار می گیرد.

چرا از فناوری کوکی استفاده می کنیم؟

 

کوکی ها به عنوان وسیله ای برای شناسایی یک کاربر عمل می کنند. هنگامی که یک کاربر از یک وب سایت بازدید می کند، آن وب سایت ها برروی رایانه های کاربران کوکی ها را ذخیره می کنند تا در مراجعات بعدی از این اطلاعات استفاده شود .

هدف دوم اینکه وب سایت ها می توانند دقیقا تعیین کنند که چند نفر در حال بازدید از سایت هستند. معلوم است که با وجود سرور های پروکسی، کش کامپیوتر و سرورها و غیره تنها راهی که برای شمردن بازدید کنندگان باقی می ماند، استفاده از یک کوکی و یک شناسه منحصر به فرد است. با استفاده از کوکی ها سایت ها می توانند تعیین کنند:
• چند بازدید کننده وجود دارند
• چند بازدید کننده جدید در مقایسه با بازدید کنندگان قدیم وجود دارند
• بازدید کننده هر چند وقت یک بار به سایت سر می زند

.

فناوری کوکی چگونه کار می کند؟

1. انتقال صفحات وب بین یک سرور و یک مرورگر، با استفاده از پروتکل (HTTP) اتفاق می افتد. هنگامی که یک کاربر در نوار آدرس مرورگر ، آدرس(URL) وب سایت مورد نظرخود را وارد می نماید، مرورگر آن را دریافت کرده و این درخواست را به سرور می فرستد، این درخواست مربوط به همان صفحه وبی است که توسط کاربر مشخص شده است.

2. بعد سرور توسط مرورگر ، صفحه مورد درخواست را در قالب پاسخHTTP می فرستد.این پاسخ ممکن است به عنوان یک بسته متنی با حجم چند کیلو بایت، برای ذخیره سازی کوکی ها فرستاده شود.

3. در طی هر درخواستی که شما به سرور می فرستید، حتی زمانی که از سرور، صفحات وب مختلفی را درخواست  می کنید، سرور تمام این اطلاعات را مشخص و درخواست شما را برآورده می نماید ، بدون این که نیاز باشد کاربر فرآیند تائید را دوباره انجام دهد.

مزایای استفاده از فناوری کوکی

• با استفاده از کوکی ها ، وب سایت های متعددی وجود دارند که کاربران می توانند از آن ها بازدید و آن ها را پیگیری نمایید.با این روش وب سایت ها اطلاعات کاربر را در بانک اطلاعاتی خود نگهداری می نمایند. این فرآیند می تواند شامل پیاده سازی مکانیزم شمارش کاربران بازدیدکننده باشد.

• بعضی از وب سایتها به کاربران خود اجازه این را  می دهند که طرح بندی و محتویات وب سایت را براساس دیدگاه شخصی خود از سایت تغییر دهند. این ارمغان توسط فناوری کوکی ساخته شده است که این توانایی را امکان پذیر می نماید.

• استفاده از فناوری کوکی برای ردیابی رفتار محلی کاربران آگهی دهنده نیز مفید است، در حالی که اطلاعات شخصی بازدید کنندگان را در خود نگه می دارد. این اطلاعات  محرمانه باقی می مانند.

همچنین کوکی ها کمک می کنند که تبلیغات برحسب عادات گشت و گذار بازدید کنندگان از وب برایشان در دسترس باشد .این تبلیغ می تواند محصولات خاصی را برای کاربران خاصی، بر اساس اطلاعات جمع آوری شده در مورد آنها از کوکی ها در دسترسشان قرار دهد(مثل فیس بوک که تبلیغات گوشه ی پروفایل شما بر اساس علائق شما می باشد)

• وب سایت های تجارت الکترونیک ، توسط فناوری کوکی به عنوان چرخ دستی های خرید، برای کاربران  طراحی شده اند. هنگامی که یک کاربر یک کالا را انتخاب می نماید ، کالای مورد نظر در بانک اطلاعاتی سایت توسط کوکی ها ذخیره می شود. این فناوری مکانیزم خرید آنلاین را آسان کرده است. مسلما بدون استفاده از فناوری کوکی که برای نگهداری اطلاعات استفاده می شود، مکانیزم خرید آنلاین کار دشواری خواهد بود.

معایب استفاده از فناوری کوکی

• فناوری کوکی برای نگهداری اطلاعات استفاده می شود و ناتوان در تشخیص بین دو کاربر هست که از یک حساب کاربری استفاده می کنند. کوکی ها یک کاربر را از دیگری تشخیص نمی دهند. آنها تنها می توانند ترکیبی از یک حساب کاربری مجزا ، یک مرورگر و یک کامپیوتر را تشخیص دهند.

درکوکی ها ممکن است تناقض اطلاعات میان آنچه مشتری درخواست نموده و آنچه در کوکی ذخیره شده اتفاق بیفتد. در این موارد می توانید عملیات را با کلیک روی دکمه برگشت، به عقب بازگرداند . یا وقتی به صفحه RELOADED رسیدید عملیات را لغو کنید.با این روش می توانید درخواست های ذخیره شده در کوکی را تغییرات داده و به وب سایت مربوطه منعکس نمایید.

• افراد امکان دارد در طول روز از بیش از یک کامپیوتر استفاده کنند. مثلا امروزه استفاده از یک کامپیوتر در خانه ،یکی در اداره و یک لپ تاپ کار متداولی است. پس این فرد برای هر سایت سه کوکی کاملا مجزا برروی هر سیستم خود ذخیره می کند .در این صورت سایتها هم وی را به عنوان سه فرد مجزا محسوب کرده و در آمارشان ثبت می کنند. البته این فرد هم مجبور است تنظیمات دلخواه هر سایت را سه بار انجام دهد!

•از آنجاییکه کوکی ها معمولا به صورت متن عادی بین سایت و کامپیوتر شما رد و بدل می شوند ، پس کافی است یک هکر بین راه سایت و کامپیوتر شما کمین کرده باشد و بسته های اطلاعاتی را کنترل کرده و کپی کند . هنگامی که وی به یک کوکی برای Login دست پیدا کرد، به صورت دستی یک کوکی با این مشخصات بر روی سیستم خودش می سازد. سایت هم که نمی تواند فرق بین کوکی اصلی و کپی را تشخیص دهد. پس هکرها بدون نیاز به نام کاربری و رمزعبور به اکانت شما وارد می شود و به سرقت اطلاعات محرمانه شما می پردازد.

تکنولوژی مدرن راه حل بسیاری از این معایب را نشان داده است. با این حال با وجود مسایل و مشکلات احتمالی موجود در فناوری کوکی، باز هم کوکی ها به عنوان ساده ترین روش از میان چند روش فعال کردن فعالیت های خرید آنلاین در سایت های تجارت الکترونیک باقی مانده اند. با وجود انتقادها و رقابت های موجود در دنیای فناوری هنوز هم فناوری کوکی به طور گسترده ای تا این تاریخ مورد استفاده قرار می گیرد.



نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 07 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

آموزشی

 

آیا می خواهید داده های خود را حفظ کنید؟ آیا سیستم پشتیبان موقتی را می خواهید؟ در این مقاله بهترین نرم افزارهای پشتیبان گیری سال 2011 را به شما معرفی خواهیم کرد. بنابراین خواهید دانست اگر بطور تصادفی داده هایتان را از دست دادید، به کدام نرم افزار اطمینان کنید.

به عقیده ی من هیچوقت اهمیت پشتیبان گرفتن از داده ها را نخواهید فهمید ، مگر زمانی که داده هایتان را از دست بدهید. وقتی این اتفاق افتاد به اهمیت آن پی خواهید برد. هر بار سیستم دچار نقص شود و یا مورد حمله ویروسی قرار گیرد و یا کامپیوترتان فایل خاصی را از سیستم حذف کند، کاری نمی توانید بکنید. مگر اینکه فقط یکبار وقت خود را صرف گرفتن فایل پشتیبان از سیستم خود کنید و کاملا تمام فایل های خود را صحیح و سالم حفظ کنید. شما بهترین نرم افزار را در اختیار دارید تا فایل پشتیبان خود را تهیه کنید حالا به نرم افزارهای منتخب نگاهی بیاندازید و ببینید که کدامیک برای شما به صرفه تر است.

 

 

بهترین نرم افزارهای پشتیبان گیری کامپیوتر

شاید مجبور شوید مقداری پول خرج کنید اما بدانید که سرمایه گذاری بجایی کرده اید.  با این هزینه کم می توانید تمام فایل های مهم و کاربردی را از نابود شدن محافظت کنید. تمام نرم افزارهایی که در ادامه این مقاله توضیح داده خواهد شد، قابلیتی مثل گذاشتن پسورد برای فایل پشتیبان را دارند، در حقیقت این نرم افزارها از اطلاعات شما با پسورد گذاری محافظت می کنند و همچنین قابلیت فشرده سازی(zip)داده ها و تایید فایل پشتیبان را دارد.علاوه بر اینها بسیاری از آنها شامل نرم افزار Write همراه با بسته بندی و همچنین قابلیت پاک کردن CD و   DVD  را نیز دارند.در اینجا چندین نرم افزار برتر آمده است شما می توانید با توجه به حساسیت کامپیوتر خود یکی را انتخاب کنید.

 

NovaBACKUP 10 Professional

با نصب آسان و استفاده راحت از این نرم افزار می توانید از داده های خود محافظت کنید و همچنین هر آنچه که در محیط اینترنت به اشتراک می گذارید را حفظ می کنید. اگر کامپیوتر شما خراب شود، با داشتن فایل پشتیبان که با این برنامه گرفته شده است، سیستم خود را محافظت کنید، قبل از آنکه چیزی را از دست بدهید. قابلیت پشتیبان گیری اتوماتیک، رتبه ی این نرم افزار را در میان رقبای آن در بازار فناوری بالا برده است.

 

Genie Backup Manager Professional 8.0

برای سازمان های حرفه ای IT که در مقیاس کوچک کار می کنند هیچ نرم افزاری بهتر از این نرم افزار وجود ندارد. با نسخه ای از این نرم افزار با خیال راحت هر وقت اطلاعات خود را از دست دادید نگران هیچی نباشید. با وجود این نرم افزار بسیار مشهور می توانید از هر ابزار ذخیره ای بطور مجازی فایل پشتیبان بگیرید. فقط زمان مورد نظر را انتخاب کنید تا بطور اتوماتیک در همان زمان فایل پشتیبان از سیستم شما گرفته شود و هر بار یک ایمیل برای شما با این مضمون "فایل پشتیبان گرفته شده است " ارسال می شود.

 

NTI Backup Now EZ

هیچ فرقی نمی کند چه کاربری باشید، نرم افزار جدید NTI Backup Now EZ پشتیبان گیری را به راحتی و آسانی برای شما انجام می دهد. این نرم افزار نه تنها می تواند تمام داده های شما را حفظ کند (فایل ها، پوشه ها، برنامه کاربردی، نرم افزارها) بلکه تنها در چند لحظه و به روشی بسیار ساده می تواند هارد درایو شما را به روز کند. حالا هر بار که شما می خواهید از درایو جدیدی استفاده کنید، فقط کافی است آن را جایگزین کنید و حالا برنامه پشتیبان گیری از بقیه چیزها مراقبت می کند و همچنین یک نسخه آزمایشی رایگان به شما پیشنهاد می کند.

 

 

Symantec Backup Recovery Manager

کاربران به این نرم افزار عنوان "مدیر بازاریاب رتبه بالا" را دادند و از آسان بودن استفاده از این برنامه بسیار راضی هستند و در بازار پر رقابت امروز این برنامه بسیار مطلوب است، چه یک کسب و کار کوچک راه انداخته باشید و یا کسب و کار بزرگ داشته باشید این نرم افزار از فایل ها و پوشه های شما محافظت می کند. از خراب شدن سیستم شما جلوگیری می کند، بهترین چیز در مورد این نرم افزار این است که می توانید بشینید و نظاره گر باشید که این نرم افزار پشتیبان چطور از داده های شما محافظت می کند.

 

نرم افزارهای دیگری برای انتخاب 

موارد دیگر یاز نرم افزارهای پشتیبان گیری وجود دارد، امابه اندازه موردهایی که در بالا به آن اشاره شد کارایی ندارند. برخی ازآنها می تواند نیاز شما را برآورده کند و ازفایل های شما پشتیبانی کنند، اما تنها مشکلی که وجود دارد این است که آنها هیچ ضمانتی برای استفاده از نرم افزار به شما نمی دهند. آیا دنبال گزینه های بیشتری هستید؟ به اسامی که در زیر آمده نگاهی بیاندازید:

·         Acronis Backup & Recovery

·         Hewlett Packard Backup and Recovery Manager

·         DT Utilities PC Backup

·         Norton Ghost

·         Power Backup

 

این برنامه ها وعده جهت ایجاد امنیت، اعتماد و ارائه راه حل بسیار موثر برای تمام نیازهای تهیه پشتیبان(Backup)خود راداده اند. آنها از لپ تاپ و کامپیوتر شما محافظت می کند. با هر کدام از این نرم افزارها می توانید به سیستم خود اطمینان کنید. بدون اینکه هیچ نگرانی داشته باشید.



نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 07 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709