💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 116362
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


تربیتی

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۲)

مدرسه

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت ‌نام دانش‌آموز است. در مطلب قبل درباره انتخاب مدرسه و معیارهای متفاوت برای خانواده ها صحبت شد، در ادامه به موارد دیگر می پردازیم:

 

وی ادامه می‌دهد: علاوه بر این، باید به موضوع آموزش مهارت‌های زندگی هم توجه داشته باشیم که متاسفانه گاهی در مدارس ما نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل دانش‌آموزان پس از پایان دوره تحصیل، فقط درس‌های‌شان را به خوبی بلد هستند؛ ولی مهارت تصمیم‌گیری، حل مساله، قدرت ابراز وجود، خودآگاهی و... را ندارند. بنابراین بهتر است مدارس ما بخشی از وقت و کارشان را به آموزش این مسائل اختصاص دهند تا دانش‌آموزان را آماده ورود موفق به جامعه کنند.

 

معیارهای اساسی کدامند؟

 

همچنین بعضی از پدر و مادرها با صراحت می‌گویند حذف زنگ ورزش یا کم شدن آن به نفع فرزندان‌شان است و پایه درسی‌ آن ها را تقویت می‌کند. در حالی که دکتر ناظمی این نظر را قبول ندارد و یادآور می‌شود: بچه‌ها به دلیل شرایطی که دارند، به فعالیت‌های بدنی نیازمندند تا بتوانند به نیازهای درونی‌شان جهت دهند و انرژی‌شان را به شکل صحیح تخلیه کنند.

 

بنابراین حذف زنگ ورزش و کم‌اهمیت به حساب آوردن آن اشتباه بزرگی است که متاسفانه در بعضی از مدارس اتفاق می‌افتد؛ پس خوب است والدین هنگام انتخاب مدرسه به این نکته هم توجه کنند.

 

امکانات تا چه حد مهم است؟

گروهی از والدین به ظاهر مدرسه و امکانات فیزیکی آن توجه زیادی نشان می‌دهند و در مقابل، عده دیگری چنین امکاناتی را ضروری نمی‌دانند.

 

آقای الهی اما وجود چنین خدمات و امکاناتی را در بهبود وضع مدرسه مؤثر می‌داند و می‌گوید: زمانی که امکانات آزمایشگاهی، کارگاهی و کلاس‌های هوشمند در مدرسه‌ای وجود داشته باشد، هم یادگیری دانش‌آموزان بهتر خواهد شد و هم کار انتقال مطالب برای معلم راحت‌تر است.

 

بنابراین وجود امکانات مناسب هم باید یکی از معیارهای انتخاب مدرسه باشد زیرا در این دوره اگر معلم غیر از گچ و تخته و کتاب، امکان دیگری در دسترس نداشته باشد، به خوبی نمی‌تواند اطلاعات را به دانش‌آموزان منتقل کند و در نتیجه، محصلان دچار افت تحصیلی می‌شوند. اما مدرسه‌ای که وسایل کمک درسی مجهزی دارد، از نظر تحصیلی وضع بهتری خواهد داشت و دانش‌آموزانش هم بهتر و بیشتر رشد خواهند کرد.

 

مدرسه

با این حال، در این مورد هم نباید افراط کرد، زیرا مدارسی هم هستند که امکانات خیلی خاصی ندارند، اما عملکردشان مناسب و گاه بهتر از دیگر مدارس است.

 

بنابراین نباید فراموش کنیم پیدا کردن یک مدرسه خوب کار به نسبت سختی است و در خانواده‌های مختلف، معیارهای متفاوتی دارد، اما این وظیفه پدر و مادر است که در این مورد تحقیق کنند و بهترین مدرسه را برای فرزندشان بیابند.

 

اگر در محدوده نباشید، بازنده‌اید

هوا بس ناجوانمردانه گرم است، اما پدر و مادرها چاره‌ای ندارند، باید بیابند و فرزندشان را حضوری و گاه پس از امتحانات کتبی و شفاهی در مدرسه ثبت‌نام کنند. در میان والدینی که پوشه به دست در حیاط و راهروهای مدرسه ایستاده‌ و راه می‌روند، بعضی‌ها خوشحال و راضی، کارها را انجام می‌دهند، فرزندشان ثبت‌نام می‌شود و به خانه برمی‌گردند و بعضی‌های دیگر هم سرگردان و مستأصل در کار این ماراتن نفسگیر می‌مانند و به این فکر می‌کنند که چطور باید مسئولان مدرسه را راضی کرد تا این دانش‌آموز هم در همان مدرسه ثبت‌نام شود؟

 

یکی با اخم و ناراحتی به فرزندش یادآوری می‌کند «بچه! چقدر گفتم یه کم بیشتر درس بخون؛ اگه فقط یه ذره بیشتر تلاش کرده بودی حالا اوضاع طور دیگری بود»، دیگری از دور بودن خانه‌شان می‌گوید و مادری هم انگار پایش به زمین چسبیده باشد، حیران و متحیر کنار حیاط ایستاده و سکوت کرده است.

 

در این میان پدر و مادرهایی که موفق نمی‌شوند فرزندشان را در مدرسه دلخواه ثبت‌نام کنند، معمولا به قانون‌هایی اشاره می‌کنند که مسئولان و مدیران مدارس با استناد به آن ها از ثبت‌نام دانش‌آموز خودداری کرده‌اند و خیلی‌ها بر این باورند که این‌ها همه بهانه است تا جایی برای دانش‌آموزان آشنا خالی بماند.

 

تعیین محدوده جغرافیایی، پر بودن ظرفیت کلاس‌ها و شرط معدل از مواردی است که هنگام ثبت‌نام در بعضی از مدارس به آن ها اشاره‌ می‌شود و همین‌ها هم دلیلی است برای ثبت‌نام نکردن دانش‌آموزان. بنابراین اگر بخواهیم به انتخاب مدرسه مناسب فکر کنیم، می‌بینیم والدین در مورد مدارس دولتی عادی امکان انتخاب زیادی ندارند.

 

محمد الهی، کارشناس آموزشی نیز با تائید این مطلب می‌گوید: قرار گرفتن خانه دانش‌آموز در محدوده جغرافیایی تعیین ‌شده، یکی از قوانینی است که برای ثبت‌نام در مدارس دولتی عادی باید به آن دقت شود. با توجه به این‌که تمام مدارس دولتی عادی، محدوده جغرافیایی ثبت‌نام دارند، به نظر می‌رسد والدین اختیار زیادی در این زمینه نخواهند داشت؛ مگر این‌که پس از مراجعه به ستاد ثبت‌نام و تکمیل فرم‌های ویژه، نسبت به ثبت‌نام دانش‌آموز اقدام کنند.

 

در غیر این صورت کار خاصی از دست والدین ساخته نیست، مگر این‌که به یک شیوه قدیمی متوسل شوند؛ تهیه اجاره ‌نامه تقلبی، اجاره‌نامه‌ای که در ظاهر نشان می‌دهد آن ها در محدوده جغرافیایی مدرسه ساکن هستند که البته این کارشناس آموزشی می‌گوید در بعضی مدارس درباره این آدرس‌ها هم تحقیق می‌شود تا مسئولان مدرسه نسبت به درست بودن آن ها اطمینان پیدا کنند.


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم 
تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 13 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش دوم)
خداي متعال مي فرمايد: ان في السموات و الارض لايات اللمومنين 1 بدون شک در آسمانها و زمين نشانهاي فراواني (خداشناسي) براي اهل ايمان هست.
ان في خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار لايات لاولي الالباب 2 همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز نشانه هايي براي انديشمندان هست.
قالت رسلهم افي الله شک فاطر السموات و الارض 3 رسولان آنها گفتند: آيا درخدا شک است؟! کسي که آسمانها و زمين را آفريده است؟!

دقت در آفرينش آسمانها
در حديث معروفي در ذيل آيه 191 آل عمران رسيده است، شبي از شبها پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم پس از استراحت کوتاهي از جا برخاسته وضو گرفت و مشغول نماز شد آنقدر در نماز اشک ريخت که جلوي لباس آنحضرت تر شد سپس سر به سجده گذاشت و چندان گريست که زمين از اشک چشمش مرطوب شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود هنگاميکه بلال موذن مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم او را به نماز صبح خواند حضرت را گريان ديد عرض کرد يا رسول خدا چرا گريه مي کني در حاليکه مشمول لطف و عفو خداوند هستي؟ فرمود آيا من بنده شاکر خداوند نباشم؟ چرا نگريم؟ در حاليکه در اين شب آيت تکان دهنده اي بر من نازل شد، سپس آيه فوق از سوره آل عمران و چهار آيه پشت سر آن را تلاوت فرمود و در پايان فرمود: ويل لمن قرا هاولم يتفکر فيها واي بر کسي که آنها را بخواند و در آن انديشه نکند. 4
اولين نکته اي که در مطالعه فضا مورد توجه واقع مي شود وسعت حيرت آور آن مي باشد اگر شبي تاريک که نور ماه در آسمان نمي درخشد نظري به آسمان بيندازيم منطقه اي طولاني مانند قوسي که از افق تا افق کشيده شده ملاحظه مي کنيم که به سفيدي آب نهري در سياهي زمين شباهت دارد و به آن کهکشان گفته مي شود. در هر کهکشان ستارگان بي شماري وجود دارد، قطر کهکشان ما (که منظومه شمسي ما در آن قرار دارد) يکصد هزار سال نوري است يعني اگر بخواهند با سرعت سيصد هزار کيلومتر در ثانيه از طرفي تا طرف ديگر اين کهکشان مسافرت کنند صد هزار سال طول مي کشد و خورشيد با سرعت فوق العاده اي که دارد و به دور اين کهکشان در حرکت است 250 ميليون سال طول مي کشد که يک دور گرد اين کهکشان بچرخد 5 (قبلا بيان کرديم که طبق آخرين تحقيقات دانشمندان حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد و تنها در کهکشان ما يکصد ميليارد ستاره وجود دارد).6
در هر صورت يکي از آيات و نشانه هاي با عظمت خداوند متعال آفرينش آسمانهاست که قرآن هم با عظمت خاصي از آن ياد نموده و 313 مرتبه نام آسمان به لفظ مفرد و جمع در آيات قرآن آمده است و در مواردي آشکارات بشر را دعوت کرده که در خلقت آسمانها دقت کند تا بر معرفت او افزوده شود.
در سوره (ق) مي فرمايد: افلم ينظروا الي السماء فوقهم کيف بنياناها و زيناها و مالها من فروج آيا به آسماني که بر فراز آنان است توجه نکردند که چگونه آنرا بنا کرديم و بوسيله ستارگان زينت بخشيديم و هيچ شکافي در آن نيست. مخصوصا در روايات اسلامي آمده است که سحر خيزان وقتي براي نماز شب بر مي خيزند نخست به آسمان نگاه کنند و آيات آخر سوره آل عمران را بخوانند.

توجه و نظر معصومين: به آفرينش آسمانها
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آنگاه که براي نماز شب بر مي خاست نخست مسواک مي کرد و سپس نظري به آسمان مي افکند و اين آيات را تلاوت مي کرد: ان في خلق السموات و الارض... .7

مناجات علي عليه السلام هنگام مطالعه آسمان
يکي از اصحاب امير المومنين عليه السلام بنامحبه عرني مي گويد شبي من با نوف در حياط دار الاماره کوفه خوابيده بوديم اواخر شب ناگهان متوجه شديم علي عليه السلام در صحن دار الاماره مانند افراد و اله و حيران دستها را به ديوار نهاده و اين آيات را تلاوت مي فرمود: ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الالباب يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في اخلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار انک من تدخل النار فقد اخزيته و ما للظالمين من انصار ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربکم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار ربما و اننا ما وعدتنا علي رسلک و لا تخزنا يوم القيمه انک لا تخلف الميعاد. حبه گويد: حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسمان زيبا حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسان زيبا و خالق اين زيبائيها بود که گويا هوش از سرش پريده بود کم کم بالاي سرم رسيده و پرسيدند حبه خوابي يا بيدار؟، جواب دادم بيدارم، آقا شما که با اين جهاد و کوشش و با آنهمه سوابق درخشان و آنهمه زهد و تقوي، چنين اشک مي ريزي ما بيچارگان چه کنيم؟ حضرت چشمها را به پايين انداخته و شورع به گريه کردند و فرمودند: اي حبه همگي ما در برابر خداوند ايستگاهي داريم که هيچ يک از اعمال ما بر او پوشيده نيست اي حبه بطور قطع خداوند از رگ گردن به من و تو نزديکتر است، اي حبه هيچ چيز نمي تواند من و ترا از خدا پنهان دارد آنگاه حضرت رفيقم نوف را مورد خطاب قرار داده و فرمود: اي نوف خوابي؟ جواب داد: نه يا علي حالت حيرت انگيز و شگفت آور شما موجب شد که امشب فراوان بگيم حضرت فرمود: اي نوف اگر امشب از خوف خدا فراوان گريه کردي فردا در پيشگاه خدا چشمانت روشن خواهد شد، اي نوف: هيچ قطره اشکي از ديدگاه کسي از خوف خدا جاري نمي شود مگر آنکه دريايي از آتش را خاموش مي کند. آخرين جمله حضرت به ما اين بود که: از خداوند در ترک انجام مسئوليتها بترسيد آنگاه در حاليکه زمزمه مي کرد از جلوي ما گذشت و فرمود: خدايا اي کاش مي دانستم هنگاميکه غافلم تو از من اعراض نموده اي يا به من توجه داري و اي کاش مي دانستم با اين خواب طولانيم و کوتاهي در سپاسگزاري نعمتهايت حالم در نزد تو چگونه است . نوف مي گويد بخدا قسم حضرت تا صبح در همين حال بود.8
امام سجاد عليه السلام: براي نماز شب بيدار شدند دست در آب نموده که وضو بگيرند به آسمان نظر نموده و مشغول تفکر در اوضاع آنها مي شويد و همچنان مبهوت عظمت آسمانها شده و فکر مي کردند تا صبح شد و موذن اذا گفت و هنوز دست حضرت در آب بود.
امير المومنين عليه السلام يم فرمايد: سبحانک ما اعظم ما نري من خلقک و ما اصغر کل عظيمه في جنب قدرتک و ما اهول ما نري من ملکوتک و ما احقر ذلک فيما غاب عنا من سلطانک و ما اسبغ نعمک في الدنيا و ما اسغرها في نعم الاخره9خداوندا منزهي تو چقدر بزرگ است آنچه از آفرينش تو مشاهده مي کنيم و چقدر هر بزرگي کنار قدرت تو کوچک است و چقدر شگفت انگيز است آنچه از ملکوت تو مي بينيم و چقدر اينها نسبت به آنچه از سلطنت تو بر ما پنهان است کوچک مي باشد و چقدر نعمتهاي تو در دنيا فراوان است و چه اينها نسبت به نعمتهاي آخرت اندک مي باشد.

تمرين
1 ـ گريه پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم براي چه بود و به بلال چه فرمودند؟
2 ـ کهکشان چيست و قطر کهکشان ما چقدر است؟
3 ـ خلاصه داستان حبه عرني درباره مناجات علي عليه السلام را بنويسيد.

1 ـ سوره جانبه، آيه 3.
2 ـ سوره آل عمران، آيه 191.
3 ـ سوره ابراهيم، آيه 10.
4 ـ پيام قرآن، جلد دوم، صفحه 62 (با نقل از تفاسير متعدد).
5 ـ راه تکامل، جلد 6، صفحه 103.
6 ـ پيام قرآن، جلد 2، صفحه 176.
7 ـ مجمع البيان ذيل آيه مذکور.
8 ـ سفينه البحار، جلد 1، صفحه 95 ـ بحار الانوار 41، صفحه 22.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش اول)
زمين
و في الارض آيات للموقنين و در زمين نشانه هايي براي اهل يقين هست1، در قرآن حدود 80 مرتبه درباره آفرينش زمين بحث شده و از پيروان قرآن دعوت به شناخت عظمت خلقت زمين شده است. امام صادق عليه السلام خطابه به مفضل مي فرمايند: فکر کن در خصوصيات آفرينش اين زمين که بگونه اي قرار داده شده که محکم و استوار محل استقرار اشياء باشد و مردم بتوانند در احتياجاتشان بر آن کوشش کنند و هنگام آرامش و استراحت بروي زمين نشسته و يا بخواب روند... و عبرت بگير، از آنچه هنگام زلزله ها بمردم مي رسد که ديگر زمين آرامشي ندارد و مردم ناچار به ترک خانه ها شده و فرار مي کنند. 2
تعجب اينجاست که اين سفينه فضايي با اين عظمت و ميلياردها مسافر و با سرعتي فوق العاده مانند گهواره اي با قرار و آرام مي باشد بفرموده مولا علي عليه السلام در دعاي صباح: يا من ارقدني في مهاد امنه و امانه، اي کسي که مرا بخواب بردي در گهواره امن و آرام.
قسمت عمده زمين را اقيانوسها و درياها گرفته، عجايبي در آنها وجود دارد که خود احتياج به بحث مفصل و جداگانه اي دارد يا من في البحار عجايبه اي کسيکه شگفتيهاي قدرتت در درياهاست.3
از حضرت علي عليه السلام در مناجات ديگري آمده: انت الذي في السماء عظمتک و في الارض قدرتک و في البحار عجائبک خدايا تو هستي که عظمتت در آسمان و قدرتت در زمينو شگفتيهاي خلقتت در درياهاست.4 امام صادق عليه السلام خطاب به مفضل مي فرمايد: اگر مي خواهي وسعت حکمت آفريدگار و کوتاهي دانش مخلوقات را بداني نظر کن به آنچه در اقيانوسها از انواع ماهيان و جنبندگان آب و صدفها وجود دارد انواعي که شماره ندارد و منافع آن تدريجا براي بشر روشن مي شود. 5

خورشيد و ماه
و من آياته الليل و النهار و الشمس و القمر و از نشانه هاي خداوند شب و روز و خورشيد و ماه است 6 و در سوره يونس مي فرمايد: او خدايي است که خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد و براي آنها جايگاهايي قرار داد تا تعداد سالها و حساب را بدانيد و خداوند اين را جز به حق نيافريده، او نشانه ها را براي گروهي که اهل دانش هستند بيان مي کند.
خورشيد با نور جهانتاب خود نه تنها بستر موجودات را گرم و روشن مي سازد بلکه سهم بزرگي در پرورش گياهان و زندگي حيوانات دارد ـ امروز اين حقيقت ثابت شده که هر حرکت و جنبشي در کره زمين از برکت تابش نور خورشيد است.
کره خورشيد يک ميليون و سيصد هزار مرتبه از زمين بزرگتر است، حرکت منظم خورشيد در برجهاي آسماني، و طلوع و غرب حساب شده آن که با نظم دقيقي صورت مي گيرد علاوه بر تشکيل فصلهاي مختلف به پيدايش تقويم و حساب منظم زمان که براي زندگي اجتماعي بشر فوق العاده اهميت دارد کمک مي کند. ماه در هر ساعت 3600 کيلومتر به دور زمين مي گردد که در هر ماه قمري (کمي بيش از 29 روز) يک بار به دور زمين گردش مي کند و همراه زمين سالي يکبار به دور خورشيد مي چرخد.
براي حرکت هر يک از ماه و خورشيد و زمين خواص فوق العاده اي است که فکر و درک بشر از آن عاجز است. آنچه ما مي يابيم اينست که اين حرکت منظم و دقيق وسيله محاسبه زمان و سبب پيدايش شب و روز و ماه و سال است.
امام صادق عليه السلام در روايت مفضل مي فرمايد: در طلوع و غروب خورشيد انديشه کن که خداوند حاکميت روز و شب را با آن برپا مي کند.
اگر طلوع خورشيد نبود نظم جهان به کلي به هم مي خورد... و زندگي يا نبودن نور خورشيد و آثار آن ناگوار مي شد... و اگر غروب آ« نبود مردم آرامش و قرار نداشتند با اينکه احتياج زيادي براي آسايش جسم و آرامش روح دارند.
1 ـ سپس در ارتفاع و انخفاض خورشيد که سبب پيدايش فصول چهارگانه است و منافع و آثاري که براي آنست بينديش. ... بوسيله ماه خدا را بشناس که مردم با نظام مخصوصش ماه ها را مي شناسند و حساب سال را نگه مي دارند. بين چگونه شبهاي تاريک را روشن مي سازد و چه فايده اي در آن نهفته است. 7 ستارگان: انان زينا السماء الدنيا بزينه الکواکب8 ما آسمان پايين را به زيور ستارگان زينت داديم.
علي عليه السلام در حديثي مي فرمايند: اين ستارگاني که در آسمانند شهرهايي همچون شهرهاي روي زمينند که هر شهري از آن با شهر ديگر باستوني از نور مربوط است. 9

عظمت کهکشانها
يکي از نشانه هاي بزرگ خداوند اين است که: با ستونهاي نامرئي و نظاماتي که بر قانون جاذبه و دافعه حکمفرماست کرات آسماني را برپا داشته که اگر کمترين تغييري در اين موازنه پيدا شود و تعادل آنها به هم بخورد يا با شدت به يکديگر برخورد مي کنند و متلاشي مي شوند و يا به کلي دور مي شوند و رابطه آنها از هم گسسته مي شود.
تا آنجا که دانشمندان تحقيق کرده اند کهکشاني که منظومه شمسي ما در آن واقع شده است يکصد ميليارد ستاره در آن مي باشد که خورشيد يکي از ستارگان متوسط آن محسوب مي شود. برپايه آخرين تحقيقات حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد، اينجاست که عقل و دانش بشري با تحير وصف ناپذيري اعتراف مي کند که عظمت و بزرگي از آن خداوندي است که اين عالم بي نهايت بزرگ را آفريده است.

تمرين
1 ـ امام صادق عليه السلام درباره آفرينش زمين چه مي فرمايد؟
2 ـ امام صادق عليه السلام درباره خورشيد چه مي فرمايند؟
3 ـ تعداد کهکشانها و تعداد ستاره هاي کهکشان ما چقدر است؟

1 ـ سوره ذاريات، آيه 20.
2 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 121.
3 ـ دعاي جوشن کبير.
4 ـ جلد 97، بحار الانوار، صفحه 97.
5 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 103.
6 ـ سوره فصلت، آيه 37.
7 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 175.
8 ـ سوره صافات، آيه 6.
9 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 91.



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در وجود انسان
سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق.1
ما نشانه هاي خود را در سراسر جهان و در وجود خود انسانها به آنها نشان مي دهيم تا بدانند او بر حق است. و في خلقکم و ما يبث من دابه آيات لقوم يوقنون. 2
و در آفرينش شما و جنبندگاني که همه جا منتشرند نشانه هائي است براي گروهي که اهل يقين اند. و من آياته ان خلقکم من تراب تم اذا انتم بشر تنتشرون. 3
و از نشانه هاي خداوند اين است که شما را زا خاک آفريد سپس انسان شديد و در روي زمين پراکنده شديد. با اينکه دانشمندان دانشهاي گوناگوني را فرا گرفته اند و در زمينه هاي مختلف سرگرم تحقيق و بررسي هستند ولي خود انسان به صورت يک موجود ناشناخته باقي مانده است و سالياني دراز مي طلبد تا دانشمندان جهان بتوانند اين معماي بزرگ عالم هستي را گشايند و زواياي آنرا روشن سازند و شايد هيچگاه نتوانند اين کار را انجام دهند.
دکتر کارل فرانسوي پس از سالها مطالعه و بررسي بالاخره مي گويد: هنوز زيست شناسان به حقيقت اسرار بدن انسان پي نبرده اند و نام کنتابش را که در اين زمينه نوشته، اناسن موجود ناشناخته گذاشته است. و اينجاست که بايد اعتراف کنيم قبل از هر چيز وجود خود انسان نشانه اي بزرگ از عظمت خداوند است.

شناخت خويشتن
يکي از نشانه هاي مهم علم و حکمت و تدبير پروردگار آفرينش انسان است که شناخت او موجب شناخت خالق و آفريننده اش مي باشد.
قال علي عليه السلام: من عرف نفسه فقد عرفه ربه4، هر کس خودش را شناخت خدايش را شناخته است. عجبت لمن يجهل نفسه کيف يعرف ربه 5، تعجب دارم از کسي که خودش را نشناخته چگونه خدايش را مي شناسد.
من عرف نفسه فقد انتهي الي غايه کل معرفه و علم6، هر کس خودش را شناخت به تحقيق به هر شناخت و علمي رسيده است.
معرفه النفس انفع المعارف 7، شناخت نفس بهترين شناختها است.
عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه فلا يطلبها 8، در شگفتم از کسي که دنبال گمشده اش مي گردد در حالي که خودش را گم کرده و آنرا طلب نمي کند.
در اين بخش به گوشه اي از ابعاد وجود اين موجود اسرارآميز (انسان) اشاره مي کنيم تا بياري خدا زمينه اي براي معرفت پروردگار که آفريننده اين همه اسرار است پديد آيد.
يکي از اصحاب امام صادق عليه السلام مي گويد از هشام بن حکم (از شاگردان امام صادق) پرسيدم اگر کسي از من پرسيد چگونه خدايت را شناختي به او چه پاسخي بدهم؟ هشام گفت، مي گويم: من خداوند جل جلاله را بوسيله خودم شناختم زيرا او نزديکترين چيزها به من است، مي بينم ساختمان بدنم اجزاء مختلفي دارد که هر کدام با نظم خاصي در جاي خود قرار گرفته اند، ترکيب اين اجزاء قطعي و روشن است آفرينش آنها متين و دقيق است و انواع و اقسام نقاضي ها در آن بکار رفته است، مي بينم براي من حواس مختلف و اعضاء گوناگوني از قبيل چشم، گوش، شامه، ذائقه و لامسه ايجاد شده است و عقل همه عاقلان محال مي داند که ترکيب منظمي بدون ناظم، و نقشه دقيقي بدون نقاش بوجود آيد، از اين راه پي بردم که نظام وجودم و نقاشي هاي بدنم از اين قانون مستثني نيست و نيازمند به آفريدگار است.9
شخصي از امام رضا عليه السلام تقاضا کرد که دليل بر وجود خداوند را بيان نمايند، حضرت فرمودند: علمت ان الهذا البنيان بانيا فاقررت به، من در ساختمان وجودم نظر کردم دانستم که اين بنا بنيانگذاري دارد پس به آن اقرار کردم.10
امام صادق عليه السلام مي فمرايد تعجب از مخلوقي که مي پندارد خدا از بندگانش پنهان است در حاليکه آثار آفرينش را در وجود خود مي بيند با ترکيبي که عقلش را مبهوت و انکارش را باطل مي سازد و بجان خودم سوگند اگر در نظام آفرينش فکر مي کردند قطعا با دلائلي قانع کننده به آفريدگار جهان رهنمون مي شدند.11
ساختمان اسرار آميز بدن انسان دانشمندان براي شناساندن خصوصيات انسان علومي را پايه گذاري کرده و توانسته اند به گوشه اي از اسرار آن آگاه گردند زيرا در هر عضوي از اعضاء انسان يک جهان اسرار توحيد نهفته است اين اسرار را مي توان در امور ذيل جستجو نمود:
1 ـ ساختمان اسرار آميز سلولهاي بدن انسان: بدن انسان مانند يک ساختمان از سلولهائي تشکيل يافته که هر کدام به تنهائي موجود زنده اي است که مانند ساير جانداران زندگي، هضم، جذب، دفع و توليد دارند. در بدن يک انسان معمولي تعداد اين سلولها که مرتبا بوسيله خون و به کمک قلب تغذيه مي شوند معادل ده ميليون ميليارد مي باشد، هر يک از اين سلولها موظفند به گونه اي خاص درآيند، گاهي بصورت گوشت، گاهي به صورت پوست، گاه ميناي دندان و گاهي اشک چشم را تشکيل مي هند، طبيعي است که هر کدام غذاي خاصي مي خواهند که قلب بايد بوسيله خون به آنها برساند.
2 ـ دستگاه گوارش که آبدارخانه و آشپزخانه بدن بشمار مي رود.
3 ـ دستگاه گردش خون که سرويس سريع پخش غذاي کشور تن حساب مي شود.
4 ـ دستگاه تنفس که تصفيه خانه خون بدن انسان است.
5 ـ دستگاه مغز و اعصاب که ستاد فرماندهي کل قواي انسان است.
6 ـ گوش و چشم و بيني که شبکه آگاهي و سازمان اطلاعات مغز محسوب مي شود.
7 ـ ساير اعضاء بدن.
سازمان هر يک از اين دستگاههاي شگفت آور ما را به وجود آفريدگاري دانا و توانا راهنمائي مي کند.12
براي پي بردن و چگونگي فعاليت و فيزيولوژي هر يک از اعضاء بدن انسان هزاران دانشمند مطالعه کرده و هزاران کتاب درباره آن نوشته اند، آيا هيچکس باور مي کند که براي شناخت هر يک از اين اعضاء اين همه عقل و هوش و درايت لازم باشد اما براي ساختن آنها علم و عقلي لازم نبوده باشد؟ چگونه ممکن است پي بردن به طرز کار و فعاليت هر يک از اين اعضاء بدن انسان سالها مطالعه لازم باشد اما آفرينش آنها بدست عوامل بيشعور (طبيعت) صورت گيرد؟ کدام عقلي باور مي کند؟ آفرينش شگفت انگيز مغز مهمترين و دقيق ترين دستگاه بدن انسان مغز اوست، مغز وسيله اي براي فرماندهي قواي بدن و اداره تمام دستگاههاي وجود انسان مي باشد. مغز براي کسب اطلاعات لازم، درک احتياجات اعضاء و رساندن دستورهاي لازم به تمام بدن از رشته هاي باريکي که در سراسر بدن پخش است استفاده مي کند اين رشته ها سلسله اعصاب ناميده مي شوند.
توجه به چگونگي فعاليت اين دستگاه عظيم که در جمجمه انسان با حجمي کوچک قرار گرفته ما را به عظمت و قدرت و حکمت آفريدگار جهان رهنمون مي سازد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

معناشناسی آرامش

ـ قرآن:

خدواند فرموده: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ؛[۲۵] بى ترديد، ما قرآن را به تدريج نازل كرده ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود.

پس برای کسب آرامش، باید با قرآن مأنوس بود. سعد بن طریف از امام باقر-علیه السلام- و ایشان از پیامبر-صلی الله علیه و آله- نقل می کند:

مَنْ قَرَأ عَشْرَ آيَاتٍ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسِينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذَّاكِرِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَةَ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْقَانِتِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَتَيْ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِينَ وَ مَنْ قَرَأ ثَلَاثَ مِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسَمِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ... ؛[۲۶]

هرکس ده آیه در شب بخواند، از غافلان نخواهد بود و هرکه پنجاه آیه بخواند، از ذاکران محسوب می گردد. هرکس صد آیه بخواند، از فرمان برداران خواهد بود و هرکه دویست آیه بخواند، از خشوع کنندگان است. هرکس سیصد آیه بخواند، از رستگاران است و هرکه پانصد آیه بخواند، از تلاش کنندگان خواهد بود... .

آیت الله جوادی آملی در مورد ذکربودن قرآن می فرماید:

سراسر قرآن، ياد خداست. بر اين اساس، تلاوت و تعليم و تعلم قرآن، مطالعه و تدريس و نگارش معارف قرآني، استنباط احكام فقهي از آيات الاحكام و هر آنچه به قرآن بازگردد، ذكرالله است. البته اين ذكر هم درجاتي دارد؛ كسي كه قرآن كريم را تلاوت مي كند، در حال ذكر لساني است و آن كه معارف قرآني را در دل مي پروراند، به ذكر قلبي مشغول است. هر فرد به حسب درجه خاص خود و به اندازه اي كه در خدمت قرآن است، از آن فيض مي برد و به ياد حق بوده و به همان اندازه بيناست. [۲۷]

فیض کاشانی نقل می کند:

زنِ زیبایی چشمش به جوانی زیبا که همواره ملازم مسجد کوفه بود، افتاد و دلباخته او شد. چند بار سر راه او را گرفت تا نظرش را جلب کند؛ اما جوان به او توجه نمی کرد. روزی به او گفت: تمام وجودم را محبت تو گرفته. در کار من و خودت، خدا را منظور دار! جوان به منزل آمد و نامه ای به وی نوشت که ای بانوی محترم! بدان بار اوّل که بنده معصیت می کند، خداوند حلم می ورزد و بار دوم، پرده پوشی می کند؛ اما اگر بنده لباس معصیت بر تن کند، غضب می کند و آیه: يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ؛[۲۸] [خدا] نگاه هاى دزدانه و آنچه را كه دل ها نهان مى دارند، مى داند ، مرا به خود مشغول کرده است.

چند روز بعد، زن آمد و گفت: ای جوان! بین من و تو دیگر ملاقاتی نخواهد بود. گریه شدیدی نمود و گفت: بر من منّت بگذار و مرا موعظه ای کن. جوان این آیه را خواند: وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ؛ و اوست كسى كه شبانگاه، روح شما را [هنگام خواب] مى گيرد و آنچه را در روز به دست آورده ايد، مى داند. زن سرش را پایین انداخت و گریه شدیدی نمود. سپس به منزل آمد و ملازم عبادت شد تا اینکه با اندوه درگذشت.[۲۹]

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

معناشناسی آرامش

عوامل ایجاد آرامش در قرآن

احساس امنیت و آرامش، در آیات قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- در سطح وسیعی مورد توجه قرار گرفته حتی نگاهی قدسی به این مقوله شده است و آرامش، فقط از سوی خداوند بر بندگان مؤمن وارد می شود؛ هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً؛[۱۴] اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمان ها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيده كار است.

آیه، به صراحت منشأ آرامش را فقط خداوند می داند. بنابراین، سایر عوامل آرامش، به صورت مستقل عمل نمی کنند؛ بلکه بر اساس اذن الهی رخ می دهند؛ مثلاً همسر، در نگاه قرآن عامل آرامش است؛ اما طبق آیه ۲۱ سوره روم، ازدواج، از آیات الهی است و خداوند است که بین دو زوج مودت و رحمت ایجاد می کند؛ وجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ اوست که ميانتان دوستى و رحمت نهاد. شب نیز عامل آرامش است؛ اما خداست که آن را موجب آرامش قرار داده: جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً؛[۱۵] اوست که شب را مایه آرامش قرار داده است.

بنابراین، توقع آرامش از اسباب دنیایی، انتظاری بیجاست. از دنیا نمی توان به آرامش رسید؛ اما در دنیا با اسباب آسمانی و با لطف الهی می شود به آرامش دست یافت. در حدیث آمده است:

أوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ علیه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛ وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛[۱۶]

خداوند به حضرت داود-علیه السلام- وحی فرستاد: پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم و مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند و آن را نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم و مردم آن را در سیری و راحتی می یابند و آن را به دست نمی آورند. عزت را در اطاعت خودم قرار دادم و مردم آن را در خدمت پادشاه می جویند و بدان نمی رسند. من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند و آن را نمی یابند. رضایتم را در ناراحتی و نافرمانی نفس قرار دادم و مردم آن را در خشنودی نفس می جویند و به آن نمی رسند. راحتی و آرامش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا پی جویی می کنند و آن را نمی یابند.

قرآن کریم در آیات نورانی خود استقامت، اقامه نماز، انفاق، ایمان، باران، پرداخت زکات، تسلیم، تقوا، توکل، خواب، دعا، دلداری، دوستی با خدا، ذکر الهی، زمین، شب، عمل صالح، قصه انبیا، مائده آسمانی، مسکن، مشاهده حقایق، ملائکه، نزول تدریجی قرآن، وعده الهی، وفای به عهد، هدایت پذیری، همسر، مکه، قبول تقدیر الهی و یا کمک به دیگران را از جمله عوامل آرمش بخش مطرح می کند.

در ادامه، به برخی عوامل کلیدی که مایه آرامش می شوند، اشاره می کنیم:

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

معناشناسی آرامش

هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ. اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بیفزایند.

الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛ [۱] كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند، برای آنان آرامش است و ايشان راه يافتگان اند.

مقدمه

آرامش، گمشده دیروز و امروز انسان است. در متون دینی، به ویژه قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- این امر جایگاه مهمی دارد؛ به گونه ای که شاه بیت دین، یعنی ایمان ، از ریشه أمن به معنای آرامش گرفته شده است. بشر امروز با خلأ معنویت و آرامش دست وپنجه نرم می کند و برای رسیدن به این گمشده، به هر وسیله ای دست می زند. رشد عرفان های کاذب و نوظهور، مصرف روزافزون مواد مخدّر و قرص های آرام بخش، تولید و تکثیر کتاب ها و نرم افزارهای روان شناختی، همگی دلیل روشنی بر این سرگشتگی و احساس فقر و نیاز است.

به راستی مشکل از کجاست؟ علت نگرانی ها، اضطراب ها و تشویش های روزافزون بشر چیست؟ اصولاً آرامش چیست و منشأ آن کجاست؟ عوامل و موانع دستیابی به آن چیست؟ راه رسیدن به آرامش کدام است؟ اینها پرسش هایی است که این نوشتار می کوشد به اختصار به آنها پاسخ گوید.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 12 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

هود [نام يكى از پيامبران]

علاوه بر يادى كه از هود - پيامبر قوم عاد - در آيات 50 تا 60 شده است، اين سوره مشتمل بر معارف الهى و احكام و عبادات، و آغاز و فرجام خلقت مى‏باشد و از آيه 25 تا 45 سرگذشت مفصل نوح پيامبر و همچنين سرگذشت صالح و لوط و شعيب و موسى نقل شده است. 
اين سوره 123 آيه دارد وپنجاه و دومین سوره قرآن مجید است و در سال 9 بعثت در مكه نازل شده است. 
پيامبر اکرم(ص) فرموده: سوره هود مرا پير كرد.
اين بخاطر آيه 112 است كه خدا دستور به استقامت مى‏دهد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره هود:
اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گناهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

يوسف [نام يكى از پيغمبران]

سوره یوسف 111 آيه دارد و پنجاه و سومین سوره قرآن مجید است ودر سال يازدهم بعثت در مكه نازل شده است.
این سوره پس از سوره هود نازل شده سرگذشت عبرت آموز يوسف، پسر يعقوب پيامبر را به تفصيل، بيان مى‏كند و در آيات آخر، يادى مجدد از دعوت انبياء و موضعگيرى مخالفان و پيروزى و نصرت نهائى خداوند بعمل مى‏آيد تامؤمنين، به راه خويش دلگرم ‏تر شوند.
در بعضى احاديث آمده كه چون در اين سوره فتنه‏ گرى زليخا و غير او آمده به زنان ياد ندهيد و بجاى آن سوره «نور» يادشان دهيد كه سرشار از مواعظ و احكام حجاب است.
(از على عليه السلام تفسير البرهان ج 2 ص 242).
نام دیگر این سوره «احسن القصص» است.

فضیلت و خواص قرآئت سوره یوسف:
چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ_مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

رعد [غرش آسمان و ابر]

در آيات 12 و 13 سخنانى درباره رعد و برق و صاعقه، آمده و از اين پديده‏هاى طبيعى بعنوان مظهرى از قدرت و رحمت ‏خداوند ياد شده است. 
اينها هم در مسير كلى سوره كه از توحيد و خلقت و بعثت و راه و بيراهه و ... بحث مى‏كند مى‏باشد. 
از آيه 14 به بعد محور سخن، حالت پذيرى حق يا انكار آن است و نتايج‏ خوب حق پذيرى و پاى بندى به تعهدات در مقابل خداوند را بيان مى‏كند و اينكه پيروزى نهائى از آن طرفداران دين خداست. اين سوره 43 آيه دارد و نود و ششمین سوره قرآن مجید است و در اواخر سال 6 هجرى در مدينه بعد از سوره محمد نازل شده است.

فضیلت و خواص سوره رعد:
رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان_ اعطای حسنات استقامت در روز قیامت

 ابراهيم [نام يكى از انبياء]

در آيات 37 تا 42 اين سوره، از دعوت و دعاى اين بينانگذار توحيد، ابراهيم بت‏شكن ياد مى‏كند و در آيات ديگر، مطالبى از رسالت و توحيد و توصيف آخرت بيان شده است. 
در اين سوره اشاره‏اى هم به سرگذشت اقوام بنى اسرائيل و عاد و ثمود دارد و سرنوشت‏ شوم تكذيب كنندگان را يادآورى مى‏كند. 
این سوره هفتاد و دومین سوره قرآن مجید است و بعد از سوره نوح، در مكه، قبل از هجرت نازل شده است، به استثناى بعضى آيات و 52 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرائت سوره ابراهیم:
رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکان

حجر [نام سرزمين قوم ثمود]

حجر، نام سرزمينى بين مدينه و شام بود كه قوم ثمود آنجا مى‏زيستند و خداوند، حضرت «صالح‏» را براى هدايت مردم آن فرستاد. 
در آيه 80 خداوند از تكذيب اين قوم نسبت به پيامبران و سر انجام شومشان كه دچار عذاب شدند ياد مى‏كند. 
داستانهاى تنذيرى(تنذیر: ترساندن از عذاب الهی) و سرگذشت اقوام ديگر در رابطه با نبوت، از مطالب ديگر اين سوره است. در چند آيه هم از خلقت اوليه آدم و دشمنى ابليس با انسان و برنامه‏هاى اغواگرانه‏اش بحث‏ شده است. 
این سوره پنجاه و چهارمين سوره‏ قرآن مجید است كه قبل از هجرت، در سال چهارم بعثت در مكه نازل شده و 99 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره حجر:
اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق_رونق خرید و فروش

نحل [زنبور عسل]

زنبور عسل و خانه سازى آن در كوه و كوخ و تهيه عسل از ميوه‏ها و گلها و شفابخش بودن عسل در آيه 68 و 69 اين سوره بيان شده و الهام خدائى به زنبور در اين تدبيرها و نقشه‏ها ذكر شده است. 
نعمتهاى فراوان زمينى و آسمانى خدا از قبيل دريا و كشتى، ماهيها، جواهرات دريائى، روشنائى ستارگان، باران، و چهارپايان و همچنين از مسئله وحى، بعثت، قيامت، بطلان عقايد مشركين، كيفر اقوام و ... از ديگر موضوعات اين سوره است.
بهمين جهت نام ديگرش «نعم‏» (نعمتها) است. 
در اين سوره، همچنين به بعضى از عادات و رسوم جاهلى هم اشاره و از آنها مذمت ‏شده است. 
اين سوره هفتادمین سوره قرآن مجید است که در مكه بعد از سوره كهف (و قسمتى هم در مدينه) نازل شده و 128 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره نحل:
عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منقرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت

 



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 11 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

قرآن شناسی


 

كيفيت نزول سوره علق

تقريبا يقينى است كه اولين سوره نازل شده از قرآن مجيد، سوره مباركه علق ، (( اقرء باسم ربك الذى خلق )) مى باشد ولى آيا همه اين سوره ، يكدفعه نازل شده و يا در چند نوبت نازل گرديده است ؟
در مجمع البيان مى گويد: اكثر مفسران عقيده دارند كه (علق ) اولين سوره اى است كه نازل گرديده است . پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - در كوه (حرا) ايستاده بود كه جبرئيل آمد و پنج آيه از آيات آن را بر وى خواند.
ابن كثير نيز در تفسير خود گفته است كه : جبرئيل تا آيه (( علم الانسان ما لم يعلم )) را بر آن حضرت خواند.
واحدى در مقدمه اسباب النزول ، بعد از نقل مطلب فوق ، در روايت ديگرى نقل كرده است كه : ابتدا پنج آيه از صدر سوره ، نازل شد. دنبال آن نيز وقتى كه خداوند خواست ، نازل گرديد.
ولى ظهور روايات ائمه معصومين - عليهم السلام - آن است كه همه سوره ، يكدفعه نازل شده است ؛ مثلا در كافى از حضرت صادق - عليه السلام - نقل شده كه فرمود: (( اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله ، اقرء باسم ربك ، وآخره : اذا جاء نصرالله . )) (56)
و در روايت امام رضا- عليه السلام - است كه به حسين بن خالد، فرمود: (( سمعت ابى يحدث عن ابيه : ان اول سورة نزلت : بسم الله الرحمن الرحيم اقرء باسم ربك و آخر سورة نزلت : اذا جاء نصر الله و الفتح )) (57).
در اين صورت ، بايد گفت كه : رسول خدا - صلى الله عليه و آله - قبل از نزول وحى ، نماز مى خوانده است . مورد اذيت و آزار قرار گرفته و قرآن در اولين وحى ، از آن خبر داده است .
مرحوم علامه امينى در الغدير(58)، در رواياتى نقل كرده است كه : اولين كسى كه با رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نماز خواند (على بن ابيطالب ) بود. از جمله چنين نقل شده است .
(( عن حكيم مولى ذاذان ، قال : سمعت عليا يقول : صليت قبل الناس سبع سنين و كنا نسجد و لا نركع و اول صلوة ركعنا فيه ، صلوة العصر )) .
يعنى : (هفت سال قبل از مردم ، نماز خوانده ام . ما، در آن نماز سجده مى كرديم ولى ركوع نداشت . و اولين نمازى كه در آن ركوع كرديم ، نماز عصر بود)
بنابراين ، رسول خدا (ص ) حتى قبل از نزول وحى ، يك نوع نماز بى ركوع مى خوانده و مورد اهانت نيز واقع شده است . اگر همه سوره ، يكدفه نازل شده باشد، چاره اى جز قبول اين روايات نداريم .
ولى اگر ابتدا، پنج آيه اول نازل شده و بعد از تشريع نماز، بقيه سوره نازل شده باشد، (( اراءيت الذى ينهى عبدا اذا صلى )) (59) را مى شود بر نماز معمولى و متعارف حمل كرد



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 11 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

قرآن شناسی


 

تعليم اسماء

در رابطه با تعليم اسماء به حضرت آدم - عليه السلام - كه مضمون (( و علم آدم الاسماء كلها )) مى باشد، لازم است آيات سوره بقره را نقل و بررسى كنيم تا - ان شاء الله - مطلب روشنتر شود:
(( و اذا قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة قالوا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال : انى اعلم ما لا تعلمون و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤ لاء ان كنتم صادقين قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباءهم باسمائهم . قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون .))
در آيات شريفه ، دو مطلب مطرح است : يكى اينكه خداوند از خلقت آدم و آدميان به ملائكه خبر داد، دوم اينكه ملائكه خواستند آنها خليفه و جانشين خداوند در روى زمين بشوند، اما خداوند را پيش آورد كه ملائكه دانستند كه سمت خلافت و جانشينى از آنها ساخته نيست . اينك اين جريان را تحت چند (بند) مى آوريم .
والله عالم :
1 - (( و اذ قال ربك للملائكة ... )) ؛ گفتگويى است ميان خدا و فرشتگان اما كيفيت آن معلوم نيست . به هر حال ، خداوند متعال ، خلقت آدم را به ملائكه فهمانده است .
2 - (( قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء )) ؛ از اين سخن معلوم مى شود كه اولا: منظور از (خليفه ) تنها حضرت آدم - عليه السلام - نيست بلكه آدم و همه فرزندان او مى باشند. وگرنه تنها به وسيله حضرت آدم (يفسد و يسفك ) قابل تحقق نيست . ثانيا: ملائكه از اينكه خليفه روى زمين ، از عالم ماده خواهد بود، فهميدند كه در ميان آدميان اصطكاك به وجود آمده و فساد و خونريزى به وجود خواهد آمد.
ولى در روايت عياشى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه ملائكه ، آن را نسلهاى قبل از انسان ديده بودند. (( قال ابوعبدالله عليه السلام و ما علم الملائكة بقولهم اتجعل فيها و من يفسد فيها و يسفك الدماء لولا انهم قد كانوا راءوامن يفسد فيها و يسفك الدماء )) .
و ثالثا: اين قول آنان ، يك نوع مقدمه چينى براى خلافت خودشان است .
3 - (( و نحن نسبح بحمدك ... )) ؛ يعنى ما پيوسته در فرمان تو هستيم . و افساد و خونريزى هم نمى كينم . پس ما را خليفه خويش ‍ كن . ظاهرا (و نحن نسبح ) به جاى (آماده فرمانبرى هستيم ) مى باشد نه اينكه فقط با حمد و تسبيح ، كار خلافت تمام شود.
4 - (( قال انى اعلم ما لا تعلمون )) ؛ اين آيه شريفه به جاى آن است كه اين كار از شما ساخته نيست . آنگاه علت (ساخته نبودن ) در آيه بعدى ، توضيح داده شده است .
5 - (( و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة قال انبئونى باسماء هؤ لاء... )) ؛ منظور از تعليم اسماء، خلقت استعداد و زمينه ، در وجود حضرت آدم است نظير: (( خلق الانسان علمه البيان )) (54)
به عبارت ديگر: مثلا خداوند متعال استعداد خشت زدن را در وجود حضرت آدم قرار داد و آدم خشت زد و خانه اى ساخت آن وقت خداوند متعال به ملائكه گفت : شما هم اين كار را بكنيد. آنها گفتند: خدايا ما را طورى آفريده اى كه اين كار را نمى توانيم انجام بدهيم . خداوند فرمود: پس اذعان كنيد كه كار خلافت از شما ساخته نيست .
اگر منظور از (تعليم اسماء) مثلا اين باشد كه خداوند به آدم گفت : اين مداد، اين كاغذ و اين پاكت است ، آن وقت استدلال تمام نبود؛ زيرا ملائكه حق داشتند كه بگويند: پس به ما هم ياد بده تا ما هم بگوييم ، بلكه منظور اين است كه ملائكه بفهمند كه در نهاد انسان ، چيزى گذاشته شده كه در نهاد آنها نيست ؛ نظير اينكه خداوند متعال به عقاب بگويد پرواز كن ، بعد به انسان نيز بگويد: تو هم اين كار را بكن . و او پاسخ دهد كه من بال ندارم .
6 - در عين حال ، خداوند منان (( يفسد فيها و يسفك الدماء )) را در خليفه ، مى پذيرد ولى مى فهماند كه آن ضررى به خليفه بودن ندارد. نهايت اين است كه خليفه به خليفه خوب و خليفه بد، تقسيم مى شود.
7 - بنابر آنچه گفته شد، منظور از (الاسماء) تمام استعدادهاى انسانها براى همه كارهاست كه در نهاد انسان به تعليم تكوينى گذارده شده است .
8 - (( ثم عرضهم على الملائكة )) ضمير (هم ) و (هؤ لاء) راجع به انسانهاست و شايد ميان خبر دادن به ملائكه و خلقت آدم و زياد شدن انسانها، فاصله ، بسيار زياد بوده است آن وقت خداوند متعال كار آنها را به ملائكه نشان داده است . و اگر هم راجع به آدم باشد، به علت آن است كه حضرت آدم ، نمونه همه آدمها بود. و بسيار بعيد و ناسازگار است كه ضمير (هم ) به (مسميات ) برگردد. چنانكه گفته اند.
اين مطلب در سوره اعراف ، صريحتر نقل شده است ، مى فرمايد: (( و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لاءدم )) (55) چنانكه ملاحظه مى كنيم ، فرمان (اسجدوا) بعد از (خلقناكم ) آمده است . و خلاصه معناى آيه شريفه چنين است :
(سپس آدم يا آدميان را به ملائكه نشان داد و فرمود: از كارهاى اينها و از آنچه اينان مى توانند انجام دهند، به من خبر دهيد، آنها كه قدرت آن را نداشتند گفتند: (( سبحانك لا علم لنا... ))
9 - (( قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انبئهم باسمائهم قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض )) .
على الظاهر ضمير (انبئهم ) در هر دو مورد، راجع به ملائكه و نيز ضمير (اسمائهم ) در هر دو مورد، راجع به انسانهاست ؛ يعنى خداوند به حضرت آدم فرمود: كار آدميان را انجام بده . او هم انجام داد. و ملائكه بار ديگر يقين كردند كه كار آدم ، از آنها ساخته نيست . و آدم بايد خليفه باشد نه آنها. شايد مراد از (غيب السموات و الارض ) همان كارهاى انسان و كشف رموز طبيعت باشد كه به دست انسان به وجود آمده و كشف شده و خواهد شد، كه آن وقت ، همه در عالم غيب بودند و هنوز به عالم شهود تنزل نكرده بودند.
10 - چون اين حقيقت براى ملائكه روشن گرديد و دانستند كه (خلافت ) از آنها ساخته نيست ؛ تسليم شدند و خداوند به ايشان فرمود: (( اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين )) .
تا اينجا آيات شريفه گذشته به طور طبيعى ، تفسير گرديد، كه قلب انسان به آن مطمئن و آرام مى شود.



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 11 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709