💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 116362
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


آموزشی

 

 

این مقاله به شما مختصرا در مورد نحوه متوقف کردن ایمیل های اسپم توضیح می دهد. ایمیل های اسپم (هرزنامه) نه تنها مقدار قابل توجهی از فضای جهان مجازی را به خود اختصاص داده اند ، همچنین می توانند وسیله ای برای سرقت های امنیتی باشند. برای اطلاعات بیشتر در مورد تهدیدات ناشی از ایمیل های اسپم ، لطفا این مقاله را مطالعه نمایید.

آیا می دانیددر کشورهای پیشرفته فردی که ایمیل اسپم( هرزنامه ) برای شما ارسال می کند مجرم بوده و علاوه بر بلوک شدن وب سایتش باید جریمه نقدی زیادی هم برای هر ایمیلی که برای شما می فرستد پرداخت نماید ؟

ما در این مقاله قصد داریم برخی از روش های موثر در مورد چگونگی متوقف کردن ایمیل های اسپم را به شما ارائه دهیم.

 

 

 

چرا ایمیل های اسپم یک تهدید به حساب می آیند؟

ایمیل های اسپم گاها ممکن است ابزار خوبی برای سرقت هویت شما توسط هکرها باشند.شما با کلیک بر روی لینک موجود در این گونه ایمیل ها ، ممکن است به طور ناخواسته  برای فرستنده ی ایمیل ، این امکان را فراهم کنید که به بسیاری از اطلاعات مهم موجود در کامپیوتر شما دسترسی پیدا کند.مانند شماره Social Security،پسورد، مشخصات حساب و فایل های شخصی و غیره ، یعنی همه ی اطلاعات محرمانه ای که از آن ها استفاده می نمایید ،با استفاده از این روش تمام اطلاعات شما توسط فرد دیگری که این ایمیل را برایتان فرستاده است سرقت (سرقت هویت )می شود.

مشکل دیگر این ایمیل های اسپم این است که بعضا حاوی نرم افزارهای مخرب ،نرم افزارها جاسوس  و غیره می باشند.

شما تنها با یک کلیک ساده روی هر یک از لینک ها ی ایمیل اسپم ممکن است دانلود برخی از نرم افزارهای مخرب را در کامپیوتر خود آغاز نمایید.

بنابراین شما باید اطلاعات بیشتری در مورد حفاظت ازسیستم تان در مقابل ابزارهای تبلیغاتی مزاحم و نرم افزارهای جاسوسی بدست آورید. با استفاده از این اطلاعات، ما به شما می گوییم که در مورد این واقعیت کاملا مطمئن باشیدکه بسیاری از ایمیل های اسپم تهدیدی برای حریم خصوصی شمامی باشند.

 

چگونه ایمیل های ناخواسته را متوقف کنیم ؟

بسیاری از ارائه دهندگان سرویس ایمیل(یاهو ،گوگل و ...) تا حد زیادی اقدامات لازم برای مسدود کردن ایمیل های اسپم را می دانند. بله ، شما باید متوجه پوشه اسپم ،در حساب ایمیل خود باشید. جایی که بسیاری از ایمیل های اسپم به صورت خودکار به آنجا منحرف می شوند. اما باز هم  شما برخی از ایمیل های اسپم را در حساب اصلی خود دریافت می نمایید. شما می توانید اقدامات زیر را انجام دهیدکه می تواند به شما در متوقف کردن ایمیل های اسپم کمک کند.

هرگز پاسخ ایمیل اسپم را ندهید

مسلما شما آن قدر باهوش هستید که هرگز به یک ایمیل اسپم پاسخ ندهید و یا روی لینک موجود در این ایمیل های ناخواسته کلیک نکنید . من به شخصه هیچ عنوان بر روی ایمیل های ناشناس کلیک نمی کنم و به سرعت آنها را Delete خواهم کرد . اما با این حال ممکن است گاهی تحت شرایطی ، این کار را انجام دهید مانند پاسخ دادن به یک ایمیل اسپم احساسی یاجواب دادن به یک سوال در ایمیل هرزنامه ای که برایتان ارسال شده است. کلیک روی ایمیل های اسپم تنها راهی است که شما به کسی که ایمیل اسپم رابرایتان ارسال کرده اجازه می دهید به سیستم تان نفوذ کند ، باید بدانید که این ایمیل ها همیشه فعال هستند. فرستندگان ایمیل اسپم همیشه حواسشان هست که آدرس ایمیلی فعال باشد تا او را طعمه قرار دهند.

مورددیگر اینکه گاهی حتی با کلیک کردن بر روی یک دکمه مانند قبول'اشتراک' در ایمیل نیز راه برای فرستنده ایمیل اسپم باز خواهد شد تا شما را پیدا کند و بداند که آدرس ایمیل شما فعال است. پس تحت هیچ شرایطی روی ایمیل های ناشناس و مشکوک کلیک نکنید تا فرستنده ایمیل اسپم، ایمیل شما را غیر فعال تلقی نماید.

استفاده از ایمیل های مختلف برای شناسه ها

با استفاده از آدرس های ایمیل مختلف ، برای مقاصد مختلف، ایده ی هوشمندانه ای است. اگر شما کسی هستید که استفاده ازسیستم خرید آنلاین را دوست دارید ، استفاده از یک آدرس ایمیل دیگربرای همه معاملاتی که از طریق اینترنت انجام میدهید روش خوبی خواهد بود. یعنی آدرس ایمیلی راکه برای کسب و کار و یا استفاده شخصی تان استفاده می کنید ، برای انجام معاملات اینترنتی مورد استفاده قرار ندهید. در این شرایط شما می توانید هر زمان که خرید آنلاین انجام میدهید، بدون نگرانی آدرس پست الکترونیکی خود را به فروشنده بدهید.

استفاده از فیلترهای هرزنامه

استفاده از فیلترهای اسپم ارائه شده توسط ارائه دهندگان خدمات پست الکترونیکی ، یکی دیگر از راه های موثر برای کاهش دریافت ایمیل های اسپم هستند. اگر چه این فیلترهای هرزنامه به طور خودکار حذف می شوند و گاهی باز هم برخی از این گونه ایمیل های اسپم را دریافت می کنید ، ولی شما می توانید ابتکار عمل به خرج داده و با مارک کردن این گونه ایمیل ها کاری کنید که بازهم این گونه ایمیل ها به عنوان اسپم به صندوق پستی بروند. کافی است که ایمیل خاصی را انتخاب کنید و آن را به عنوان اسپم علامت گذاری نمایید. به این روش شما می توانید دریافت ایمیل های اسپم را فیلتر نمایید.

این ها اطلاعات کمی در مورد نحوه متوقف کردن ایمیل های اسپم بود.

در ایالات متحده آمریکا قانونCAN - SPAM وجود دارد ، این قانون چیزی است که حاکم بر تمام دادرسی هایی مربوط به سازمان های اسپم است. به امید روزی که در کشور ما نیز این قانون جزئی از قوانین حاکم بر این صنعت شود هر چند با توجه به رشد روز افزون تجارت آنلاین در ایران این روز زیاد دیر نیست.



نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 07 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

پند های نهج البلاغه

كم بخشيدن يا نبخشيدن
لا تستح من اعطاء آلقليل فان الحرمان اقل منه 
ح / 67
ترجمه : از بخش اندك شرمنده مباش ، زيرا هيچ ندادن از آن بخشش ‍ اندك نيز كمتر و ناچيزتر است .
شرح : يكى از كارهاى خوب و پسنديده ، كه باعث خوشنودى خلق و رضايت خدا ميشود، اين كه ما، از مال و دارائى خود بخشش كنيم . البته بخشش كردن ، اين نيست كه مال خود دور بريزيم و در راههاى نادرست تلف كنيم . بلكه معنى بخشش آن است كه وقتى يك كار خير پيش مى آيد و براى انجام آن ، به كمك ديگران احتياج پيدا ميشود، ما نيز قدم به پيش ‍ گذاريم و در حد توانائى خود، به انجام آن كار خير، كمك كنيم . مثلا ممكن است در كشور، جنگى رخ دهد و گروهى از هموطنان جنگ زده ما، خانه و زندگيشان را از دست بدهند. يا ممكن است حوادثى مانند آمدن سيل و زلزله شهر و خانه و محل كار عده ئى آسيب ببيند و سرمايه و دار و ندارشان از بين برود. حتى ممكن است بدون هيچگونه از اين حوادث ، باز هم عده ئى پيدا مى شوند، كه در عين آبرومندى ، دچار فقر و محروميت شده باشند. در تمام اين حالات ، وضعى پيش ميايد، كه گروهى از هموطنان و هم دنيهاى ما، به كمك اشخاص مؤ من و نيكوكار، پيدا مى كنند.
در چنين مواقعى ، وظيفه دينى و اخلاقى ما حكم ميكند كه براى رضاى خدا. از مال و دارائى خود. هر قدر كه ميتوانيم به اينگونه افرادبخشش كنيم . لازم نيست كه حتما مقدار بخشش ما، زياد و هنگفت باشد، بلكه مهم اين است كه از بخشيدن آنچه در قدرت داريم ، كوتاهى نكنيم .
بعضى از افراد، با آنكه دلشان مى خواهد در اينگونه موارد، به ديگران كمك كنند، ولى چون مقدارى كه قادر بهبخشيدن آن هستند، كم و ناپذير هستند، كم و ناچيز است ، احساس شرمندگى مى كنند. اينگونه افراد، بخاطر شرم بيهوده از بخشش آن مقدار كم ، خوددارى مى كنند، و در نتيجه ، اشخاص نيازمند را، از همان مقدار اندك بخشش نيز محروم و بى نصيب ميگذارند.
براى آنكه بدانيم اين طرز فكر تا چه حد نادرست است . به يك مثال توجه كنيم : فرض مى كنيم براى يكى از هموطنان جنگ زده بايد خانه يى ساخته شود كه 10 هزار تومان هزينه دارد. ما نيز يكهزار نفر هستيم ، كه هر كدام فقط 10 تومان ميتوانيم كمك كنيم . اگر همه ما كه 1000 نفر هستيم ، 10 تومانهاى خود را بدون هيچگونه شرمندگى روى هم بگذاريم ، مجموع آن ميشود 000/10 تومان ، كه ميتوان با آن ، خانه مورد نظر را ساخت .
اما اگر يكايك ما، از دادن 10 تومان خجالت بكشيم و اين مبلغ رابخشش نكنيم ، هيچ پولى فراهم نميشود و در نتيجه ، آن خانه نيز ساخته نخواهد شد. در اين مورد، آيا دادن 10 تومان بهتر است يا ندادن آن ؟ و آيا آن 10 كمتر است و يا خجالت كشيدن و هيچ ندادن ؟
بخاطر همين است كه امام عليه السلام ميفرمايد: از بخشش كم ، شرمنده نباشيد، چون شرمندگى باعث ميشود كه ازبخشش كم خوددارى كنيد و به افراد نيازمند چيزى ندهيد. در حاليكه بخشش شما، هر چقدر كه كم و ناچيز باشدهيچ ندادن از آن كمتر و ناچيزتر، و در نتيجه باعث شرمندگى بيشتر است

 

ايمان چيست ؟
و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ، و عمل با لاركان . 
ح /227
ترجمه : از اميرالمؤ منين عليه السلام ، پر سيدند كه :ايمان چست ؟
فرمود:ايمان عبارت است : شناخت قبلى ، اعتراف و اقرار به زبان ، عمل با اعضاء و جوارح بدن 
شرح : ايمان حقيقى : نشانه هائى دارد، كه هر كس اين نشانه ها را در خود داشته باشد، مؤ من حقيقى است .
امام عليه السلام ، براى مؤ من حقيقى ، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است ، كه ما نيز با توجه به آنها ميتوانيم مؤ منان حقيقى را بشناسيم . طبق فرموده امام (ع ) مؤ من حقيقى كسى است كه :
* اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل ، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقد باشد كه اصول دين اسلام ، يعنى يگانگى خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص )، و فرارسيدن روز قيامت ، عدل خداوند و جانشينى امامان عليه السلام ، بر حق است .
* ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه شهادتين را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت محمد (ص ) اقرار كند.
* ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن ، نماز خواندن ، روزه گرفتن ، بدنگرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش ، نگاه حرام نكردن با چشم ، و... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعيين فرموده است ، بطور صحيح و كامل به انجام رساند.
بنابراين ، كس كه يكى از اين نشانه ها، يا قسمتى از اين نشانه ها را نداشته باشد، نمى توان خود را مؤ من حقيقى بداند

 

ستيزه جويى
لا تدعوك الى مبارزه ، و ان دعيت اليها فاءجب ، فان الداعى باغ و الباغى مصروع . 
ح / 233
ترجمه : كسى را به ستيز دعوت مكن ، اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود، جنگ را قبول كن . زيرا شخص ستيزه جو، ستمگر است ، و ستمگر بر خاك مى افتد و مغلوب مى شود.
شرح : يكى از افتخارات فراوان اسلام ، اين است كه در دستورات آن هيچگاه دعوت به ستيزه وجود ندارد. زيرا اسلام ، دين صلح و صفا و آشتى است ، و قادر است كه تمام مسائل را با منطق قوى و دلايل روشن و محكم خود حل كند. و بخاطر همين برخوردارى از منطق و دليل است كه هيچگاه پيغمبر (ص ) و ائمه معصوم (ع ) لازم نمى ديدند كارها را با زور پيش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگى را شروع كنند.
در جنگهاى صدر اسلام ، هيچگاه حضرت محمد (ص ) و مسلمانان براى جنگ پيشقدم نمى شدند و به جنگ كسى نمى رفتند. بلكه اين دشمنان اسلام بودند كه يا بطرف مسلمانان لشكر كشى ميكردند، يا آنقدر به آزار و اذيت و شكنجه مسلمين مى پرداختند كه آنها هم براى دفاع از خود ناچار از جنگيدن مى شدند.
دليل اينكه اسلام ، پيشقدم شدن در جنگ و جنگ طلب بودن را جايز نميداند. اين است كه هر كس جنگ طلب باشد، و با برپاكردن جنگ به كشتار و تجاوز دست بزند،ستمگر است . و ستمگر نيز، سر انجام بر خاك مى افتد و مغلوب ميشود. پس اسلام ، هرگز دستور جنگ طلبى نمى دهد، چون هرگز نميخواهد پيروانش ستمگر باشند.
اما همان اندازه كه اسلام ، مسلمانان را از جنگ طلبى بر حذر ميدارد، به همان اندازه هم ، هر مسلمانى را موظف ميسازد كه در برابر جنگ طلبها، از خود دفاع كند. زيرا دفاع نكردن در برابر جنگ طلبها، دليل خوارى و زبونى است ، و اسلام هرگز نميخواهد كه پيروانش خوار و زبون باشد و به ديگران ، اجازه كشتار و تجاوز بدهد.
به همين دليل است كه امام عليه السلام نيز مى فرمايد كه مسلمانان نبايد جنگ طلب باشند، اما اگر جنگى به آنها تحميل شد، بايد بهر قيمتى كه هست از خود دفاع كنند و حتى با چنگ و دندان به جهاد برخيزند و به زمزمه هاى شوم صلح و سازش اعتنا نكنند.

 

چه بسا كه يكبار خوردن
كم من اءكله منعت اءكلات .
ح /171
ترجمه : بسا كه يك خوردن چيزى ، تو را از خوردن بسيارى از خوردنيهاى ديگر، محروم مى كند.
شرح : گاهى كسى را مى بينيم كه سر سفره ، به غذائى ميرسد كه با وضع مزاجى آن روز او سازگار نيست و نبايد از آن بخورد. اما او نميتواند از هوس ‍ خوردن جلوگيرى كند، و از آن غذائى ناسازگار ميخورد، و چند ساعت بعد، به بستر بيمارى مى افتد. يا گاهى ، كسى ديگرى را مى بينيم ، كه ناراحتى مزاجى ندارد، ولى در خوردن غذا، چنان افراط و زياده روى ميكند كه بيمار مى شود.
در هر حال ، اينگونه افراد، بخاطر آن كه نتوانسته اند شكم خود را نگاه دارند چنان بيمار و نزار ميشود، كه تا مدتها از خوردن بسيارى از غذاها و ميوه ها و خوراكى ها محروم ميشوند. و ته دستور پزشك با چند روز، جز غذائى ساده ، نميتوانند به چيز ديگرى لب بزنند.
در حاليكه اگر آن يكى ناپرهيزى نميكرد، و اين يكى به افراط و زياده روى نمى پرداخت هر دو، در روزهاى بعد نيز ميتوانستند از هر نوع خوراكى استفاده كنند، و ناچار از تحمل چند روز پرهيز و محروميت نمى شدند.
اين سخن امام عليه السلام ، به ما مى آورد كه : در هر كارى ، بايد به عاقبت آن هم بينديشيم و صلاح خود را تشخيص دهيم . يعنى اگر ديديم ، در كارى ، با يكبار استفاده كردن ، چندين استفاده بعدى را از دست ميدهيم ، بايد از انجام آن كار خوددارى كنيم .

 

صبر و ظفر
لا يعدم الصبور الظفروان طال به الزمان 
ح /153
ترجمه : شخص بردبار و شكيبا، پيروى را، سرانجام از دست نخواهد داد، هر چند روزگارى دراز بر او بگذرد.
شرح : انسان براى بدست آوردن پيروزى ، بايد صبر و شكيبائى داشته باشند. زيرا كسى كه در برابر مشكلات زندگى ، صبور و بردبار باشد، مى تواند با حوصله و شكيبائى ، سر فرصت ، فكر كند و راههاى مختلف را بررسى و آزمايش كند، و سرانجام ، از ميان آنها، راهى را كه به پيروزى ميرسد بر گزيند. ولى افراد شتاب زده ، كه براى انجام هر كارى ، عجله ميكنند و حاضر نيستند صبر و آرامش بكار برند، در برابر مشكلات دست و درست پيدا كنند.
يك ضرب المثل فارسى مى گويد:صبر تلخ است وليكن بر شيرين دارد.. و ضرب المثل ديگرى هم ميگويد:گر صبر كنى ، ز غوره حلوا سازى . اين دو ضرب المثل ، كه تقريبا معنى يكسانى دارند، به خوبى ارزش و كارسازى صبر و بردبارى را نشان ميدهند. وقتى درخت مو شروع به ميوه دادن مى كند، ميوه هايش به صورت دانه هاى ريزى بنام غوره كه مزه يى بسيار ترش دارد و قابل خوردن نيست . اگر كسى چند ماه صبر كند، اين غوره هاى ترش ، به انگورهاى شيرين و آبدار مبدل ميشوند، كه ميتواند با آن ، شيرين ترين حلواها را نيز بسازد. اما كسى كه صبر نداشته باشد، و براى استفاده از ميوه درخت مو عجله كند، از عجله خود فايده ئى نخواهد برد. چون هر كدام از غوره هاى كه به دهان بگذارد، كمترين اثرى از شيرينى در آن نخواهد ديد.
پس صبر و شكيبائى ، اگر چه ممكن است تلخ و دشوار باشد، و اگر چه ممكن است ساليان دراز طول بكشد ولى سرانجام به پيروزى منتهى ميشود. همچنانكه در قرآن كريم نيز صبر بعنوان يكى از عبارات ذكر شده است .

 

ميانه رو تنگدست نمى شود
ماء اءعال من اقتصد.
ح /140
ترجمه : كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند، تنگدست نمى شود.
شرح : بهترين راه ، براى داشتن يك زندگى آسوده و راحت ، ميانه روى در خرج كردن است . و اين ، راهى هست كه در اسلام و قرآن به ما مى آموزند. خداوند، در قرآن كريم ، به مؤ منان ميفرمايد: كه در زندگى ميانه رو باشند. نه آنقدر خسيس باشند و كم خرج كنند كه حتى آسايش خود و خانواده شان خراب شود. و نه آنقدر ولخرج باشد و مال خود را دور بريزند كه به فقر و تنگدستى دچار شوند.
سخن امام عليه السلام نيز به ما مى آموزد: انسان ، هر قدر هم كه در آمد زياد داشته باشد، اگر در خرج كردن اندازه نگه ندارد، در آمدش تمام مى شود، و خودش نيز تنگدست و محتاج مى شود، اما كسى كه عقل معاش دارد پولش ‍ را به اندازه خرج مى كند، هيچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد.

 

تندخويى ديوانگى است
الحدة ضرب من الجون لان صاحبها يندم فاان لم يندم فجنونه مستحكم . 
ح /255
ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است ، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگى اش پابرجا و پايدار شده است .
شرح : شخصى تندخو، نميتواند بر اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال و رفتار خود را مهار كند. در نتيجه ، هنگام خشم و تند خوئى ، دست به كارهائى عقل سالم انجام آن را نمى پذيرد: زبان به بى ادبى و فحاشى مى گشايد، دست به شكستن و پاره كردن و دور ريختن چيزهاى مختلف مى زند. با ديگران نزاع و كتك كارى ميكند و باعث زخم و جراحت خود يا ديگران مى شود چه بسا ديده شده كه خشم و تند خوئى يك نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده ، و سرانجام در ميان آنها جنايت و فاجعه ئى رخ داده . يا زيان و خسارت جبران ناپذير ديگرى پيش آمده است .
وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مى برد و باعث ايجاد چنين مشكلات و مصيبتهائى ميشود، حالت او شبيه نوعى ديوانگى است . زيرا او هم ، در آن لحظات ، مانند ديوانگان ، بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نيست كه مرتكب چه كارهائى ميشود.
البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم ، از كارهايى كه انجام داده پشيمان ميشود و همين پشيمانى ، نشان ميدهد كه وى ، سر عقل آمده و متوجه زشتى آن كارهاى ديوانه وار خود شده است . يعنى خود او هم متوجه مى شود كه در آن لحظات خشم ، نوعى ديوانگى زود گذر گريبانش را گرفته و سپس رهايش كرده است .
اما اگر كسى باشد كه پس از فرونشستن خشم نيز، از انجام آن كارهاى زشت پشيمان نشود، معلوم ميشود كه آن حالت ديوانگيش زودگذر و موقتى نيست ، بلكه ديوانگى براى هميشه ، در وجود او، باقى و پاورجا مانده است .

 

حكمت هاى ايمان ، نماز...
فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك ، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و الزكاة تسبيبا للرزق ، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق ، و الحج تقربة للدين ، و الجهاد عزا للاسلام ، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكرردعا للسفهاء. 
ح /252
ترجمه : خداوند، ايمان را براى پاك شدن دلها از آلودگى كفر و شرك ، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيله ايى براى روزى مستمندان ، و روزه را وسيله يى براى آزمايش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند شدن دين ، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت ، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم ، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى خرد، از كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد.
شرح : احكام دين اسلام ، با تمام جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند براى بندگان مؤ من خود مقرر كرده است . از اينرو، انجام دادن اين احكام ، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است ، و يك مسلمان مؤ من كسى است كه دستورهاى واجب الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤ ال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و برهانى بخواهد.
با اين حال ، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك ، توضيح كافى داده اند. تا هم غير مسلمانان ، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده ، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند.
امام عليه السلام نيز، در اين جمله هاى كوتاه و پر معنى ، فلسفه ايمان ، نماز، زكوة ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف ، و نهى از منكر را تشريح فرموده ، و درباره واجب بودن هر يك ، توضيحى دقيق و عميق داده است .

 

در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
اءحبب حبيبك هونا ما، عسى اءن يكون بغيضك يوما ما، و اءبغضك هونا ما، عسى اءن يكون حبيبك يوماما. 
ح /268
ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح : در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت . چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم ، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم ، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست ، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت ، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است ، ميتواند از دانسته هاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربه هايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم . يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم ، و آنقدر درباره اش سخنان زشت و زننده بگوئم ، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم ، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم .

 

نگاه به زيردستان
و اءكثر اءن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من اءبواب الشكر. 
نامه /69
ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند.
شرح : انسان بايد، در مورد نعمتهائى كه خداوند به او داده است ، هميشه شكر گزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمتهاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكر گزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمتهاى بيشتر را نيز بدست آورد.
اما كسى كه قدر نعمتهائى كه خداوند به او داده است ناراضى باشد، نعمتهاى خدا را تلف مى كند، و نشان مى دهد لياقت آن نعمتها را ندارد. در آن صورت ، نه تنها نعمت بيشترى بدست نمى آورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مى دهد.
ما، براى قدر نعمتهاى خداوند را بدانيم ، بايد هميشه به افراد پائين تر از خود نظر داشته باشيم . يعنى كسانى را نگاه كنيم ، كه كمتر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شده اند. در اين صورت ، نه تنها از آنچه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگذار خواهيم بود. هر چه بيشتر به اينگونه افراد نگاه كنيم ، درهاى شكر گزارى ، بيشترى به روى ما باز خواهند شد، زيرا در اين نگاه كردنها، به نعمت هاى خود بيشتر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيشتر بجاى خواهيم آورد. سعدى ، شاعر بزرگ ايرانى مى گويد: در ايام جوانى ، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت ميكردم . اما وقتى بيرون رفتم ، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم ، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش ‍ هم مى توانم با آنها راه بروم .
ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم ، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم .
البته آنچه كه شرح داده شده دليل اين نيست كه انسان پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگهداشته و بعنوان رضايت از تقدير هيچگاه حقوق خود را مطالبه نكند. در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگهداشتن مردم استفاده ميكردند والى آنچه كه ما امروز ميگوئيم فقط براى شكر نعمتهاى الهى است و بس

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در شنبه 07 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

عنايت هاي قائم آل محمد (عج) (3)


عنايت هاي قائم آل محمد (عج) (3)

 

نويسنده: دکتر احمد (رجبعلي) زماني

 

5. تفقد و دل جويي از اوليا به هنگام مرگ

از ديگر عنايات منجي عالم بشريّت نسبت به انسان ها، فريادرسي و تفقد به هنگام مرگ و خروج روح از بدن است؛ لحظات حساس و به ياد ماندني که هر کس از آن حالت، وحشت و اضطراب دارد و بر خود مي لرزد؛ « همان طوري که در روايات آمده است از موسي بن عمران – علي نبينا و آله و عليه السلام – سؤال شد: يا أهون الانبياء موتاً کيف وجدتَ الموتَ؟! »؛ اي کسي که در ميان انبيا [عليهم صلوات الله] راحت ترين مرگ را در پيش داشتي [عزرائيل نارنج خوشبوئي را به موسي (عليه السلام) داد. وقتي او استشمام کرد با خروج هوا از تن، جان موسي (عليه السلام) به ملکوت اعلا رفت.] چگونه مرگ وحالات او را يافتي و بر تو چه گذشت؟ موسي (عليه السلام) پاسخ داد: کشاة تسلخ و هي حيّة؛ همانند گوسفند زنده اي بودم که در حال حيات، پوست او را از بدنش جدا مي کردند تا سپس قطعه قطعه شود. (1)
امام موسي بن جعفر (عليه السلام) بارها در مناجات هاي خويش مي گفت:
اللّهُمَّ إِنِّي أَسأَلُکَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَ العَفوَ عِندَ الحِسَابِ؛ (2) بار خدايا! از تو آسايش و آرامش به هنگام مرگ را خواستارم و نيز گذشت و بزرگواري ات را به هنگام حساب رسي مي طلبم.
حال با توجه به اين مرحله ي وحشتناک از مراحل تکامل انسان و انتقال از جهان مادي به جهان آخرت، تکيه گاه و منجي و فريادرسي هم چون حجة بن الحسن (عجل الله تعالي فرجه الشريف) چه ارزش والايي دارد! او در اين لحظات حسّاس و وحشتناک بر بالين افراد مي آيد و تا آنان امام زمان خويش را نبينند از اين جهان به دار باقي منتقل نخواهند شد و مسير بعدي خويش را طي نخواهند کرد، زيرا او راه را نشان مي دهد. توسط او درب هاي رحمت الهي باز مي گردد و از نعمت دائمي برخوردار مي شود و لبخند موفقيت آميز بر لبان و چهره ي مؤمن آشکار مي شود و از جانب ديگر بدون وجود پربرکت او و با خشم او، عذاب هاي دردناک شامل جنايت کاران و اهل معصيت و دنيا پرستان خواهد شد و از آن جا به سوي جهنم و آتش سرازير مي گردند. پس آخرين امضا يعني امضاي خروج از اين جهان و ورود به بهشت برين و يا آتش دوزخ در دست اوست و او همانند جدش، امير مؤمنان (عليه السلام) قسيم الجنة و النار (تعيين کننده بهشتيان و دوزخيان) است.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

لوازم استجابت دعا


لوازم استجابت دعا

 

 

دعا به معنای خواندن و صدا زدن خداوند، برای برآورده شدن نیاز و حاجت است. بنابراین، باید قصد دعاکننده هنگام دعا جدی و برخاسته از دل باشد، نه صرف لقلقه ی زبان. از مضمون آیه ی شریفه ی ادْعُونِی أسْتَجِبْ لَکُمْ (1) می توان استفاده کرد که شرط استجابت دعا این است که اولاً قصد دعاکننده، جدی، و خواست او واقعی باشد؛ ثانیاً تنها از خداوند درخواست شود.

بسیاری از دعاهای ما، روخوانی دعاهایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام یا احیاناً دیگر انبیا و اولیای الهی علیهم السلام است که برای ما گزارش شده است. این شیوه، اگر با تدبر و توجه به معانی همراه نباشد، خود، نشانه ی جدی و واقعی نبودن درخواست های ماست. البته بهره بردن از این ادعیه ی مأثور اگر از عمق دل بوده و با توجه به معانی و مضامین بلند آن همراه باشد، بسیار مؤثر و گاه خود، بهترین شیوه ی دعاست. دعا باید به گونه ای باشد که هنگام قرائت متن دعا، قصد انشای مضامینش را داشته باشیم و به لوازم آن ملتزم باشیم. به این معنا که حقیقتاً معتقد باشیم همه ی آنچه را در اختیار ماست، از خداوند داریم. حقیقتاً به این مسئله ایمان داشته باشیم که درد از خداست و درمان نیز. طبیب حقیقی اوست و داروی شفابخش نیز. این همه در ید قدرت اوست. پس با استفاده از دانش و تجربه ی طبیب و تأثیر دارو، به این نکته ی مهم توجه داشته باشیم که همه ی اینها اسبابی است که او به حکمت خداوندی اش برای ما مهیا ساخته است و در این امور و امور مشابه باید به این اسباب توسل جوییم تا او فرج را محقق کند. اگر با وجود این اعتقاد، در مرحله ی عمل، توجه و توسل به این اسباب الهی را نادیده بگیریم و باز هم از خودش شفا بخواهیم، به بیراهه رفته ایم. در این صورت، گویی استفاده از امکانات پزشکی و طبابت را در قبال خداوند، مؤثراتی مستقل و خداوند را مؤثر مستقل دیگری می دانیم و به خیال خود، به این امور پشت کرده و به خدا روی آورده ایم. بی شک، این دعا به هیچ روی مستجاب نخواهد شد؛ چرا که بی توجهی به اسباب الهی و در نتیجه، استفاده نکردن از آن، نشان این است که ما خواست واقعی نداریم. البته گاه انسان در مواردی، این اسباب ظاهری را در اختیار ندارد و به مسبب الأسباب متوسل می شود. در این صورت، چون خواست او واقعی است و از خداوند تقاضا می کند، خداوند هم جواب مثبت خواهد داد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

معانی عترت و امت و آل و اهل


معانی عترت و امت و آل و اهل


 

نویسنده: آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی(ره)

 


«عترت» به معنای نسل و قبیله ای است که بسیار نزدیک باشند به انسان.
عن الصحاح: و عترة الرجل: نسله و رهطه الأدنون (1) و «ذرّیّة» در لغت به معنای اولاد است. فعن الصحاح: و ذرّیّة الرجل ولده.(2) و«امّت» در لغت به معنای جماعت است و به معنای طریقه و دین نیز آمده و هر دو در این مقام، مناسب است.
و امّا «آل» پس ظاهراً در لغت با اهل مترادف باشد و یحتمل آن که أخص از اهل باشد و امّا آل پیغمبر، پس شهید ثانی و دیگران نقل اتّفاق فرق شیعه را کردند که: مراد، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) است و تغلیباً بر باقی ائمّه اطلاق می شود.(3)
در ثواب الأعمال روایت نموده از عمار بن موسی که:
بودم نزد حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، پس مردی گفت: اللّهمّ صلّ محمّد و أهل بیت محمّد پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: تنگ کردی بر ما، آیا نمی دانی أهل بیت پنج نفر آل عبا است؟ آن شخص عرض کرد، پس چه نحو بگوییم؟ فرمود: بگو اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد، تا آن که ما و شیعیان ما داخل شویم.(4)
و شاید مراد از دخول شیعیان، الحاق معنوی باشد؛ یعنی آن ها هم اولاد و ذرّیّه ی روحانی هستند که شیعیان کامل باشند، پس شبیه عموم مجاز می شود. و الله العالم.
و در معانی الاخبار از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده که سؤال کردند از معنای آل، حضرت فرمود:
آل محمّد کسی است که خدای تعالی حرام کرده بر محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)، نکاح او را؛ یعنی ذرّیّه آن حضرت است.(5)
و در روایت دیگر از آن حضرت منقول است که:
آل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) ذرّیّه آن حضرت است و عترت آن حضرت، اصحاب عبایند و امّت آن حضرت، مؤمنین هستند که تصدیق کرده اند به آن چه از جانب خدا آورده.(6)


پی نوشت ها :


1.صحاح اللغه، ج 2، ص 735؛ ماده «عتر».
2.همان، ج 2، ص 663، ماده ی «ذرر».
3.ر.ک: خطبه ی شرح لمعه، ج 1، ص 8.
4.ثواب الاعمال: باب ثواب من صلّی علی النبی و آله یوم الجمعة، ج 2، ص 189.
5.معانی الأخبار، «باب معانی الآل و الأهل»، ج 1، ص 93 ــ94.
6.همان، ج 3.



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

قانون کاشت و برداشت:

 

با تو همانگونه رفتار خواهد شد که تو با دیگران رفتار کرده‌ای. هرچه بکاری همان را پس می‌گیری. جهان هستی‍ منصف و عادل است، برداشت امروز ما از زندگی حاصل کشته‌های دیروز ماست.

 

ریسک:

 

رسیدن به هر هدفی، همیشه مستلزم قبول خطر است. چاشنی زندگی دست زدن به کارهای تازه و خلق تازه‌ها از جوهر خویشتن است. بی‌خطری نیروی حیات را خفه می‌کند.

 

تعهد:

 

وقتی ما بر خود مسلط می‌شویم اتفاق جالبی می‌افتد، بدین معنی که اغلب همان تعهد کافیست. به بیان دیگر وقتی ما حاضر می‌شویم هر بهایی را برای رسیدن به هدف خود بپردازیم عموما دیگر نیازی به پرداخت آن پیش نمی‌آید.

 

تلاش:

 

ما نیاز به تلاش داریم زیرا طبیعت ما آنرا «طلب» می‌کند. زیرا تلاش، امت‍یاز و اشتیاق انسان برای یادگیری،خود‌آزمایی، آزمایش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اینجاست که تنها برای رسیدن به اهداف نهایی کار می‌کنند و نه برای لذت از کار کردن و به همین خاطر است که وقتی به اهداف مورد نظر خود نمی‌رسند دچار یاس و افسردگی می‌شوند.

 

اوضاع وقتی بهتر می‌شود که ما بهتر شویم همه چیز زمانی تغییر می‌کند که ما تغییر کرده باشیم و نه قبل از آن.

 

تمام توان خود را به کار بگیرید:

 

وقتی فلسفه فردی شما این باشد که «‌ من تمام تلاش خود را خواهم کرد صرف نظر از اینکه ...» آنوقت است که همیشه می‌توانید سرافرازانه بر عقاید خود بایستید. شکست آسیب می‌رساند اما این آسیب زمانی شدیدتر است که بدانیم حداکثر تلاش خود را به‌کار نبرده‌ایم.

 

پا‍یان شب سیه: زندگی اینگونه است، همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است، اما اگر خود را از سقوط و نومیدی حفظ کنیم پاداش‌ها به زودی سرازیر می‌شوند.

 

پافشاری:

 

پافشاری یک راز است، رازی که انسان‌های موفق بخوبی از آن آگاهند. اینان می‌دانند که این راز عامل اصلی پیروزی است اما بازندگان پافشاری را به منزله‌ی نوعی « تلاش اضافی» بی‌مورد تلقی می‌کنند ( البته پافشاری را با کله‌شقی نباید اشتباه گرفت)

 

درخواست کردن:

 

درس اول چگونه رسیدن به هر خواسته‌ای، درخواست کردن آن است. به چندین دلیل عمده زیر مطرح کردن خواسته‌ها حائز اهمیت است:

 

۱- درخواست کردن نشانه اعتماد‌به‌نفس و ارزش قائل بودن برای خود است و این برای سلامت مهم است.

 

۲- اولین قدم منطقی برای تفهیم خواسته‌های خود به دیگران است زیرا هیچکس قادر به خواندن ذهن ما نیست.

 

۳- برای دیگران هم لذت کمک کردن به ما را در بردارد.

 

و اگر کسی به شما جواب منفی دهد به معنی لیاقت نداشتن شما نیست بلکه تنها بدین معنی است که ایده‌های شما با ایده‌های آن شخص جفت نمی‌شود.

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

 

شکرگزاری:

 

وقتی سپاسگزار نعمت‌های خود هستیم مرکز توجه خود را بر خواسته‌های مطلوب خود قرار می‌دهیم. وقتی زندگی خود را سرشار از مواهب الهی بدانیم و آنچه که اکنون در اختیار داریم معترف باشیم سبب جاری گشتن سیلی از مواهب تازه به زندگی خود می‌شویم.

 

 

فصل چهارم:

 

 

اهداف:

 

هدف آن چیزی است که ما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. هدف داشتن جزئی از طبیعت ماست و صرف هدف داشتن به مراتب مهم‌تر از ماهیت آن هدف است. چون مهمترین چیز رسیدن به هدف نیست بلکه یاد گرفتن و رشد کردن در خلال راه است.

 

قانون نتایج افزوده اصلی است که با اطمینان به ما می‌گوید:« علاوه بر خود هدف اصلی، نتایج بسیاری عاید شما خواهد شد.»

 

هنگام برنامه‌ریزی برای هدف لازم است نحوه عملکرد هر چیز را در این سیاره به خاطر بسپاریم، هیچ چیز در خط مستقیم حرکت نمی‌کند و هیچ هدفی مستقیم بدست نمی‌آید بلکه تصحیح مداوم و پیوسته راه رسیدن به هدف است.

 

هدف‌های خود را بر روی کاغذ بیاورید. مسلما تهیه لیست تنها کاری نیست که باید انجام شود، اما این لیست، طریقه و ساختاری برای دستیابی به اهداف زندگی در اختیار ما قرار می‌دهد.

 

 

محدودیت‌ها:

 

تنها چیزی که موفقیت ما را محدود می‌سازد تفکریست که به ما می‌گوید:‌ «نمی‌توانی موفق شوی». با هر محدودیتی که برای خود قرار می‌دهیم، مسئولیتی تازه برای خود ایجاد می‌کنیم. دور ریختن برچسب‌هایی که به خود آویزان کرده‌ایم نخستین گام بسوی خوب زیستن است.

 

 

مشکلات:

 


ما پیوسته با موقعیت‌های بزرگی روبرو می‌شویم که زیرکانه خود را در غالب مشکلات لاینحل از ما پنهان می‌کنند. مشکلات بخشی از میراث فرهنگ جهان هستند که ما را برای رهایی از خود بسوی یادگیری و تجربه می‌رانند و ذهن ما را وسعت می‌بخشند.

 

اشتباهات: اشتباهات واقعا اشتباه نیستند، بیایید در هر موردی انتظار خطا از خود داشته باشیم و آنها را بعنوان بخشی از فرآیند یادگیری بپذیریم. از آن گذشته اگر تا این اندازه در برابر خود جدی و خشک نباشیم زندگی کردن با اشتباهات بسیار، بسیار آسان‌تر خواهد بود. شکست خوردن هرگز مایه شرمساری نیست، شرمساری تنها از تلاش نکردن است.

 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

 

نکانی برای بهبود وضعیت مالی:

 

۱) اول پول پس‌انداز کنید، بعد خرج کنید

 

۲)‌نگرش‌های ثروتمندان را بررسی کنید

 

۳) به خود خاطر نشان کنید که شایسته ثروت هستید

 

۴) نقشه بریزید و اهداف خود را مشخص کنید

 

۵) پدر و مادر، اوضاع جوی، اقتصاد، دولت و ... را به خاطر حال و روزتان سرزنش نکنید.

 

 

فصل دوم

 

 

در حال زندگی کنید:

 

زمان واقعا وجود ندارد. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم از این لحظه چیزی بسازید. زیستن در زمان حال یعنی که ما از هر کاری که در حال انجام آن هستیم بخاطر خود آن لذت ببریم و نه اینکه صرفا بدنبال هدف نهایی آن باشیم.

 

 

انتظار:

 

زندگی را در زمان حال بگذران و نفست را به خاطر اتفاقات آینده در سینه حبس نکن. وقتی منتظر وقوع چیزی هستید خود را با کار دیگری مشغول کنید. با رها کردن موقعیت به حال خود، نتایج را تسریع کنید.

 

 

بخشندگی:

 

کینه‌ورزی یکی از اصلی‌ترین علل بیماری‌هاست. سرزنش کردن دیگران هیچ ثمری برای ما ندارد و چیزی را تغییر نمی‌دهد. سرزنش خود و دیگران تنها ما را از پرداختن به مسئله اصلی که باید انجام دهیم باز می‌دارد. انتخاب با ماست که مهار زندگی خود را بدست گیریم و در حال زندگی کنیم یا خود را در لجاجت‌ها و پریشانی‌های گذشته زنجیر کنیم.

 

 

مقابله با افسردگی:

 

آیا احمقانه نیست تمام نگرانی‌های ۲۵ سال آتی را با خود حمل کنیم و تازه متعجب باشیم که چرا زندگی اینگونه دشوار است؟ ما را برای بیست و چهار ساعت زندگی امروز طراحی کرده‌اند و نه بیشتر. نگرانی امروز برای مشکلات فردا دردی از ما دوا نخواهد کرد.

 

 

شوخی:

 

ما اغلب وقتی مریض می‌شویم که خود و زندگی را بیش از اندازه جدی می‌گیریم. آنچه برای سالم ماندن بدن نیاز داریم، خندیدن است. بیایید گاه و بیگاه برای خود خاطر‌نشان کنیم که ما انسان هستیم و مانند تمام انسان‌های دیگر ممکن است کارهای احمقانه از ما سر بزند. اگر توقع شما بی‌عیب و نقص بودن و کمال است به این سیاره تعلق ندارید. زندگی آنقدرها جدی نیست بیایید شوخی را جدی‌تر بگیریم.

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

الگوهای رفتار:ضمیر ناهشیار مسئول بخش بزرگی از پیامدها و سبب همه تکرارها در زندگی انسان است. ما بر اساس برنامه‌های ثبت شده در ضمیر ناهشیار خود عمل می‌کنیم. در هر مرحله‌ای که باشید می‌توانید به آنچه می‌خواهید دست یابید و هدف ما از این کتاب ن‍یز بیان چگونگی انجام این عمل است.اما همین جا باید یک نکته را برای خود مشخص کنیم که هر وقت تصمیم به تغییر بگیریم با مقاومت روبرو می‌شویم بعبارت دیگر کمربندها را محکم ببندید.

 

شکل‌گیری الگوهای رفتاری: بلافاصله پس از تولد، الگوهای رفتاری شروع به شکل‌گیری می‌کنند پس بسیار محکم و جاافتاده هستند. بخش کوچکی از الگوهای انسان در زندگی هشیارانه و بخش اعظم آن ناهشیار بوده و بازتاب آموخته‌های او از والدین است.

 

هم‍یشه از خود به خوبی یاد کنید و زندگی را بطور دلخواه تصور کن‍ید. کتاب‌هایی را که در زمینه موفقیت نوشته شده‌اند با دقت بخوانید. بهتر است الگوهای رفتاری دلخواه را روِی کاغذ بیاورید تا این الگوها برای شما بصورت یک انتخاب آگاهانه درآیند.

 

تصویر ذهنی از خویشتن: منشا تمام افکار و حرکات ما چگونه دیدن خویشتن است. بنابراین تصویر ذهنی ما تعیین می‌کند که - دنیا را تا چه اندازه دوست داریم و چقدر مایل به زندگی در آن هستیم- دقیقا چه اندازه در زندگی موفق خواهیم بود.

 

از اینرو است که دکتر ماکسول مالتز می‌نویسد:« هدف تمام روان‌درمانی‌ها تغییر تصویریست که فرد از خویشتن دارد.»

 

اولین گام بسوی یک پیشرفت گسترده برای کسب نتایج مطلوب، تغییر نوع تفکر و بیان ما در رابطه با خویشتن است. خود محور بودن و خود دوست‌داری دو مقوله جداگانه‌اند. معنی خود دوست‌داری سالم اینست که ما اصراری برای توجیه خود و دیگران نداشته باشیم ما باید بتوانیم از انجام هر کاری که به کیفیت و زیبایی زندگی‌مان می‌افزاید احساس راحتی کنیم. مردم موفق همیشه از واژه‌های تشکر‌آمیز استفاده می‌کنند زیرا به این نتیجه رسیده‌اند که باید قدر ارزش‌های خود را بدانند. دیگران با همان رفتاری را دارند که ما با خود با خویشتن داریم.

 

ارزش انسان: شما سزاوار عشق و احترام هستید تنها به این خاطر که شما، شما هستید. ارزش‌های خود را بشناسید و مرتب برای خود خاطر‌نشان کنید که سزاوار بهترین رفتارها هستید. اگر تصویر ذهنی ما از خویشتن ناسالم باشد همواره درون خود زمزمه‌ی « من لیاقت ندارم» را می‌شنویم و این نگرش باعث می‌شود که شاد‍‌ی‌ها را بگونه‌ای ناهشیار پس بزنیم.

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 06 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

تواضع و فروتنی

عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْارْضِ هَوْناً وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً(سوره فرقان، آیه 63) بندگان(خاصّ خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر بر زمین راه می روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند).

تواضع و فروتنی

ناگفته پیداست که تواضع و فروتنی نقطه مقابل تکبّر و فخرفروشی است و جدا سازی بحثهای کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامی و هم در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکی ملازم تمجید و ستایش از دیگری است و ستایش از یکی همراه با نکوهش از دیگری می باشد، درست مثل اینکه بحث های مربوط به ستایش و تمجید از علم جدای از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است. با این حال مفهوم این سخن آن نیست که ما بحث های مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتی تکبّر و استکبار گفته شده بسنده کنیم. بخصوص اینکه نسبت بین تکبّر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدّین است نه وجود و عدم. هم تکبّر یک صفت وجودی است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکی الزاماً همراه با نفی دیگری باشد. در روایات اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است از جمله از علی علیه السلام می خوانیم: «ضَادُّوا الْکبْرَ بِالتَّواضُعِ؛ به وسیله تواضع با تکبّر که ضدّ آن است مقابله کنید».[1]

فضائل اخلاقی بندگان خاص

در آیه 63 سوره مبارکه فرقان اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی گروهی از بندگان خاصّ خداست که در طی آیات سوره فرقان از آیه 63 تا آیه 74 دوازده فضیلت بزرگ برای آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان می دهد همان گونه که «تکبّر» خطرناک ترین رذایل است، تواضع مهم ترین یا از مهمترین فضائل می باشد، می فرماید: «بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر بر زمین راه می روند»(وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْارْضِ هَوْناً). «هون» به معنی نرمی و آرامش و تواضع است... یعنی آنها چنان آرام و متواضعند که گویی عین تواضع شده اند و به همین دلیل در ادامه آیه می فرماید: «وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند)». و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست می فرماید: «وَ الَّذِینَ یبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً؛ آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند(و به بندگی و عبادت می پردازند)»...ناگفته پیداست که منظور از الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْارْضِ هَوْناً این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفی هرگونه کبر و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتّی در کیفیت راه رفتن که ساده ترین کار است آشکار می شود، زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لابه لای گفتار و حرکات انسان نشان می دهند تا آنجا که در بسیاری از مواقع از چگونگی راه رفتن انسان می توان به بسیاری از صفات اخلاقی او راه برد. آری عِبَادُ الرَّحْمنِ(بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعی که در تمام ذرّات وجودشان نفوذ کرده و حتّی در راه رفتن آنها آشکار است و اگر می بینیم خداوند در آیه 37 سوره اسراء به پیامبرش دستور می دهد «وَ لَاتَمْشِ فِی الْارْضِ مَرَحاً؛ روی زمین با تکبّر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیست بلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگی و عبودیت خداست.

پی نوشت ها:

[1] . تصنيف غررالحكم، حديث 5148، صفحه 249، و شرح غررالحكم، صفحه 232، شماره

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 05 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709