تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان ندای وحی و آدرس nedayevahi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 529
بازدید دیروز : 181299
بازدید هفته : 947010
بازدید ماه : 2487024
بازدید کل : 9125172
تعداد مطالب : 16946
تعداد نظرات : 80
تعداد آنلاین : 1


Alternative content


حدیث موضوعیاک مهدویت امام زمان (عج)اک آیه قرآناک
 
 
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : یک شنبه 8 / 5 / 1395

اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمی آید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق می کنند.

آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمی گویند. لقمه حرام نمی خورند و برای تربیت صحیح کودکان حتی المقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده می کنند، او را از بچه های درغگو و کم تربیت دور نگه می دارند، برای راستگویی تشویق می کنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.
ریشه خالی بندی کجاست؟
بنابراین اگر ریشه های خالی بندی و دروغگویی را دنبال کنید، آن را در حقارتها، کمبود محبتهای بی قید و شرط و عدم تشویق خواهید یافت. لذا اگر می خواهید با این بیماری روانی مبارزه کنید، باید فرد بیمار را بدون قید و شرط دوست داشته باشید. نقاط مثبتش را پیدا کنید و مورد تحسین و تمجید قرار دهید. باید به او بفهمانید که خودش همان طوری که هست محترم و با ارزش است. به او نشان دهید که فردی مفید و گرامی است. فرد دروغگو اگر یاد بگیرد به همان چیزهای راستی که دارد افتخار کند و به خودش همان طوری که هست ببالد، دست از دروغگویی برخواهد داشت.
مشکل اصلی خیلی از والدینی که فرزندان دروغگو  بار می آورند، در نوع نگاهی است که به مسائل پیرامون خود دارند. مثلا ممکن است یک پدر از شغل خودش شرمنده باشد و این احساس شرمندگی را به همسر و فرزندانش هم منتقل کند و باعث احساس حقارت آنها هم بشود. حال اگر این پدر نگاه ظاهر بینانه ی خود را عوض می کرد و از شغلش به خاطر شرایط پایین اجتماعی اش گله مند نبود بلکه به اجر معنوی و ارزش واقعی آن اهمیت می داد و همیشه از آن با افتخار یاد می کرد، همسر و فرزندش هم دچار بیماری مسری او نمی شدند.
ناتوانی یکی از علل دروغگویی
دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه ور می سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.
مادر می گوید با "الف" بازی نکن زیرا "الف" کودک بی تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می شود و در کوچه "الف" می بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می کند. به بازی مشغول می شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می کردی؟ جواب می دهد با "ج" زیرا اولا دلش می خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه ای که در نظر او راحت ترین و کارآترین حربه هاست یعنی به دروغ متوسل می شود.
ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی
بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده ها علاوه بر اینکه نمی توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.
یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می پذیرد و در این فرمان پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی دهد پایه های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.
کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می گردد زیرا احساس می کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

,دروغگویی در کودکان, علل دروغگویی در کودکان, بچه های درغگو,روانشناسی کودک - روان شناسی کودکان و نوجوان

خودنمایی یکی از علل دروغگویی

خودنمایی یکی از علل دروغگویی
بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی گیرند، هر کاری می کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می کنند و چه می گویند و چه می خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.
بالاخره خیال می کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی آید.
آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.
بگویید به تو افتخار می کنم
هر کودکی نیاز به افتخار کردن دارد. هر کودکی نیاز دارد تا به خودش به تواناییهایش به والدینش و ... افتخار کند. باید به کودکان کمک کنیم تا بتوانند دلایلی برای افتخار کردن به خودشان داشته باشند. باید طوری با آنها رفتار کنیم که احساس حقارت و ضعف و زبونی نداشته باشند. اگر کودکی دائم از سوی والدین یا معلم تنبیه  و سرکوب شود اگر چه این تنبیه فقط ملامت کردن باشد، احساس حقارت خواهد کرد و چیزی برای افتخار کردن پیدا نخواهد کرد. چنین کودکی به خیالاتش پناه می برد و امتیازهای خیالی برای خودش در نظر می گیرد و تحت تاثیر فشارهای روانی آن خیالات را به زبان می آورد.


وقتی جلب توجه لازم است
اگر در خانواده ای کودکی کمتر از خواهر یا برادرش مورد توجه والدین قرار گیرد، احتمال دروغ پردازی و خالی بندی اش بیشتر خواهد بود. چرا که این کودک مثل خواهر یا برادرش نمی تواند به خودش افتخار کند و مثل او در خودش چیزی پیدا نمی کند که با آن توجه والدینش را جلب کند. چنین کودکی کم کم به دنیای ذهن و درون پناه می برد و سعی می کند با کمک فضایل نداشته اش جلب توجه کند.
یا کودکی که در مدرسه از هم کلاسی هایش به لحاظ درسی یا مالی کم می آورد و نمی تواند لااقل در حد معمول جلوه کند و دائم تحقیر می شود، ممکن است به زودی به هواپیمای نداشته ی پدرش افتخار کند.
از او تعریف کنید
اگر فرزندتان دچار دروغگویی و خالی بندی شده است، احتیاج به محبت بی قید و شرط دارد. باید باور کند که خوب و نازنین است باید باور کند که همین طوری که هست هزار تا امتیاز ارزشمند برای افتخار کردن دارد. از جنبه ها مثبت رفتار و اخلاقش بسیار تعریف کنید. او را مورد نوازش و محبت بیشتری قرار دهید. او را بستایید تا نیازی به افتخارهای واهی نداشته باشد. در حضور او از زندگی و خودتان طوری حرف بزنید تا احساس کند همه چیزش و پدر و مادرش افتخار برانگیزند.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : پنج شنبه 3 / 4 / 1395

فرزندتان را با مسجد آشنا کنید

فرزندتان را با مسجد آشنا کنید

فرصتی خوب

ماه رمضان آمده و مساجد مکان مناسبی برای آموزش افکار مناسب و جایگزینی رفتارهای گذشته است. قرار گرفتن ماه خوب خدا در تابستان و اوقات فراغت دانش آموزان این فرصت را به وجود آورده تا کودکان در کنار بزرگ‌ترهایشان از برکات این ماه بیشتر استفاده ببرند.

فرزندتان را با مسجد آشنا کنید

معمولاً همه مساجد همزمان که خود را با برنامه‌های مختلف و متنوع، برای این ماه آماده می‌کنند، گوشه چشمی هم به کودکان و نوجوانان دارند تا زمانی که پدر و مادر مشغول دعا و نیایش هستند از طریق این فعالیت‌ها فرزندان را سرگرم کنند. در واقع ماه رمضان جزء آن ماه‌هایی است که مربیان و خادمین مسجد سعی در جذب کودکان دارند.

 

شکی نیست که این آمد و شدها و مشارکت‌ها برای کودکان ارزنده است؛ ولی با این شرط که اولاً مسائلی که مطرح می‌شود در حدود درک و لمس کودک باشد، ثانیاً طفل در آن خسته نشود که کارش به سرخوردگی برسد و ثالثاً پس از پایان مراسم لذتی مادی یا معنوی، چون غذا و شربتی، یا تشویق و تأییدی برای طفل حاصل آید.

 

وظیفه شما چیست؟

به عنوان پدر و مادر یکی از مهم ترین وظایف شما در قبال فرزندتان آموختن آموزه‌های دینی به و آشنا کردن او با واجبات است. یکی از مکان‌هایی که می‌توانید به آنجا برای این کار مراجعه کنید وبا خیال آسوده از نتیجه لذت ببرید، جایی که از عهده این کار به خوبی بر می‌آید مسجد است.

اما، فراموش نکنید از مسئولیت شما نسبت به فرزندتان چیزی کم نمی‌شود؛ مسجد تنها شما را در این راه کمک می‌کند.شما جزء اولین کسانی هستید که می‌توانید فرزندتان را برای همیشه رفیق و شفیق خانه خدا کنید.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : پنج شنبه 3 / 4 / 1395

شب قدر شب بیدار شدن است، نه بیداری کشیدن

شب قدر شب بیدار شدن است، نه بیداری کشیدن

یادش بخیر آن روزها که بیشتر آموخته هامان تجربه‌ی پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها بود. یادش بخیر آن شب‌ها که همه فانوس در دست می‌گرفتند و برای شب زنده داری به مساجد محل می‌رفتند. یادش بخیر آن روزها که مادر بزرگ‌ها بهترین معلم دختران بودند و پدر بزرگ‌ها پشتوانه‌ی پسران. یادش بخیر آن شب‌ها که از قدر و منزلت می‌گفتند؛ اگر ناخواسته خطایی می‌کردیم چشم انتظار شبی می‌نشستیم که می‌دانستیم در لحظه‌هایش هیچ دستی از درگاه حق نا امید بر نمی‌گردد.

حالا، این روزها همان قدر و منزلت و عشق را منتقل کردیم به نسلی که نسل مدرن و ارتباطات است. نسلی که متجدد شدند؛ اما با همان دل آکنده از عشق، همان خلوص و انتظار...

در حدیثی از پیامبر (ص) می‌خوانیم که:

شب قدر شب بیدار شدن است، نه بیداری کشیدن

 حضرت موسی (ع) به خدا عرض کرد: «خدایا مقام قربت را خواهانم. » پاسخ آمد: *قرب من در بیداری شب قدر است. *

عرضه داشت: «پروردگارا، رحمتت را خواستارم.» پاسخ آمد: *رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است. *

گفت: «خدایا، جواز عبور از صراط می‌خواهم.» پاسخ آمد: *رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. *

عرض کرد: «خدایا بهشت و نعمت‌های آن را می‌طلبم.» پاسخ آمد: *آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است*.

عرضه داشت: «پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. » پاسخ آمد: *رمز نجات از دوزخ استغفار در شب قدر است. *

در پایان گفت: «خدایا رضای تو را می‌طلبم.» پاسخ آمد: *کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد. * (کتاب دقایقی با قرآن، قرائتی)

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : پنج شنبه 3 / 4 / 1395

هم عبادت، هم هدیه

برای روزه گرفتن فرزندانمان باید از تشویق‌های درونی و بیرونی استفاده کنیم. مثلاً می‌توانیم قبل از فرا رسیدن ماه رمضان از ارزش روزه، فوائد و ثواب آن برای کودک خود بگوییم یا...

 

«روزه عبادتی شیرین و تقویت‌ کننده‌ی روحیه‌ی اعتماد به نفس در انسان است.»

 

یادش بخیر آن روزها که تمام لحظه ‌هایمان در آرزوی چادر گل دار سپری می‌شد که مادر برایمان می دوخت و این اولین و بهترین هدیه برای رسیدن به سن تکلیف و ایستادن به نماز در کنار مادر بزرگ بود. زیباترین موسیقی دنیا زمانی در گوشمان زمزمه می‌شد که مادر پای چرخ خیاطی سیاه می ‌نشست و دسته کنار آن را می‌چرخاند و مشغول دوختن می‌شد.

 تلق و تلوق چرخ خیاطی مانند صدای قطاری بود که در سکوت شب روی ریل حرکت می‌کرد و گل‌های چادر زیر سوزن چرخ چون ستارگان شب می درخشیدند. ستارگانی که به مسافر بیدار مانده قطار چشمک می‌زدند تا او صدای قطار را هیچگاه فراموش نکند.

 نخ سوزن چرخ پاره می‌شد و زمانی می‌گذشت که سوزن را دوباره نخ کنند؛ دلمان می‌لرزید نکند! اما نه چادر گل دار دوخته می‌شد و با شوق سر می‌کردیم و نماز می‌خواندیم. نزدیک ماه مبارک بود و تکرار سوال بی پایان: «مامان امسال من هم روزه می‌گیرم؟»

  و مادر با لبخند ملیحی جواب می‌داد: «بله عزیزم تو به سن تکلیف رسیدی ...»

رمضان فرا می‌رسید و عشق در خانواده موج می ‌زد. سحرها با دعای ابو حمزه ثمالی بیدار می‌شدیم سفره سحری پهن بود و پدر از ما می‌خواست سریع ‌تر به آن‌ها بپیوندیم.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: هم عبادت، هم هدیه
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 27 / 2 / 1395

مدرسه را دوست ندارد!(1)

کلاس اولی

چرا بعضی بچه‌ ها مدرسه را دوست ندارند؟

من از مدرسه بدم می ‌آید و دیگر به مدرسه نمی‌ روم! آیا تا به ‌حال چنین فکری کرده‌ ای؟ خیلی از بچه‌ ها به این موضوع فکر می‌ کنند و از مدرسه رفتن احساس بدی دارند. فکر می‌ کنی اگر زیاد همچین احساسی داشته باشی چه اتفاقی می‌افتد؟

 

مدرسه یکی از واقعیت های زندگی است و آموزش‌ دیدن در مدرسه می ‌تواند به تو کمک کند تا زندگی را آن ‌جور که دوست داری بسازی. پس بیا کمی از مدرسه صحبت کنیم و اینکه وقتی از آن خوشت نمی‌ آید چه کار می‌ توانی بکنی!

 

نشانه‌های اضطراب مدرسه

وقتی تو در مورد مدرسه اضطراب داری، این نگرانی می‌ تواند روی بدنت اثر بگذارد، مثلاً ممکن است دچار سر درد یا دل ‌درد شوی، یا این که حالت تهوع داشته باشی. یکی دیگر از نشانه ‌های این اضطراب این است که خوابت به هم می ‌خورد و اگر به اندازه‌ کافی نخوابی، در طول روز، بد‌ اخلاق می‌ شوی و احساس خستگی می‌ کنی و این خستگی احساست را نسبت به مدرسه بدتر می ‌کند.

 

اگر این نگرانی خیلی زیاد شود، آن ‌وقت تصمیم‌ گیری برایت سخت می‌ شود. صبح ها نمی ‌توانی تصمیم بگیری چه غذایی بخوری، چه لباسی بپوشی و چه تغذیه ‌ای ببری مدرسه.

 

وقتی نمی ‌خواهی به مدرسه بروی، برای لباس پوشیدن بهانه ‌گیری می ‌کنی؛ به‌ خاطر همین، دیر آماده می ‌شوی و از سرویس جا می‌ مانی. چنین موقعی فکر می ‌کنی بهترین کار، در خانه ماندن است، اما این کار باعث می ‌شود فردا سخت تر به مدرسه بروی.

 

چرا بعضی بچه‌ ها مدرسه را دوست ندارند؟

اگر تو مدرسه را دوست نداری، اولین کار این است که دلیلش را پیدا کنی. یک دلیل ممکن است این باشد که یکی تو را در مدرسه اذیت می‌ کند، یا این که یکی از بچه ‌هایی که تو از او خوشت نمی ‌آید، هی دور و بر تو می ‌پلکد، یا به این ‌خاطر است که رابطه‌ دوستانه ‌ا‌ی با معلمت نداری، یا ممکن است احساس کنی با بقیه متفاوت هستی، یا دوستان کمی داری.

 

بعضی وقت ها هم مشکل از کلاس یا درس های مدرسه است. ممکن است درس ها برای تو خیلی آسان باشند و حوصله‌ ات سر برود، یا سخت باشند و تو احساس کنی به اندازه‌ بقیه باهوش نیستی. مثلاً ممکن است خواندن برایت خیلی سخت باشد و تو از خودت انتظار داشته باشی که خیلی خوب بخوانی. این‌ جوری هی بیشتر و بیشتر عقب می ‌مانی و ممکن است هیچ‌ وقت نتوانی این عقب ‌افتادگی را جبران کنی.

 

اما اگر بدانی چرا مدرسه را دوست نداری، می‌ توانی برای بهتر شدن اوضاع، کارهایی بکنی.

 

ادامه دارد...

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 27 / 2 / 1395

مدرسه را دوست ندارد!(2)

در مقاله پیشین خواندید...

 
کلاس اولی
کمک خواستن

یک راه خوب این است که با یک نفر در مورد مسئله ‌ات صحبت کنی. مامان، بابا، یکی از آشناها، معلم، یا مشاور مدرسه می‌ توانند به تو کمک کنند؛ به خصوص اگر کسی تو را در مدرسه اذیت کرده باشد، یا به تو آسیب رسانده باشد، مهم است که این مسئله را با یکی از این افراد در میان بگذاری.

 

یک راه خوب دیگر این است که احساست را نسبت به مدرسه، در دفتر یادداشت روزانه‌ ات بنویسی. این یک راه خوب است که اجازه بدهی احساساتی که درونت جمع شده‌ اند، بیرون بریزند. یادت باشد که تو مجبور نیستی نوشته ‌هایت را به کسی نشان بدهی.

 

اگر احساس بدی داشتی و نمی‌ توانستی درس های مدرسه را تحمل کنی، می‌ توانی از معلم یا مشاور مدرسه‌ ات کمک بخواهی. معلم ها انتظار دارند که تو مشکلاتت را درباره‌ درس هایت با آن ها در میان بگذاری.

 

اگر احساس کردی که در همه‌ درس ها مشکل داری، می‌ توانی از مشاور مدرسه کمک بخواهی. او به تو کمک می‌ کند مشکلاتت را دسته ‌بندی کنی. سعی کن اجازه ندهی مشکلاتت زیاد طول بکشند. جبران عقب ‌افتادگی در یک درس، راحت تر از جبران عقب‌ افتادگی در همه‌ کتاب است.

 

احساس بهتری درباره‌ مدرسه داشته باشیم!

دفعه‌ بعدی که احساس بدی نسبت به مدرسه پیدا کردی، این راه ها را امتحان کن:

  • اول، هر چیزی را که در مورد مدرسه دوست نداری، بنویس.
  •  دوم، فهرستی از چیزهایی را که در مدرسه دوست داری، بنویس؛ حتی اگر آن چیز دوست داشتنی، ساعت ناهار یا زنگ تفریح باشد.
  • سوم، ببین برای تغییر چیزهایی که در مورد مدرسه دوست نداری چه کارهایی می‌ توانی بکنی؟

 

مثلاً اگر یادت بماند که تکالیف مدرسه ‌ات را انجام بدهی، آیا باز هم موقعی ‌که معلم تو را پای تخته می ‌برد، هول می ‌شوی؟ می ‌توانی راهی پیدا کنی تا علاقه ‌ها و توانایی هایت را نشان بدهی؟ اگر یک دوست تازه پیدا کنی، کمتر احساس تنهایی می ‌کنی. چه کارهایی می ‌توانی بکنی تا دوست های تازه‌ ای پیدا کنی؟ البته شاید نتوانی همه‌ چیزهایی را که دوست نداری تغییر بدهی، اما همین مقدار تغییر هم خیلی خوب است. تو بهتر است روی چیزهایی که می‌ توانی تغییرشان بدهی متمرکز شوی. این جوری شاید بتوانی با آرامش به مدرسه برگردی.

منبع: روزنامه رسالت

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 27 / 2 / 1395

مدرسه رفتن و کاهش استرس

مدرسه

برخی به آسانی با شرایط تازه خو می گیرند اما بچه هایی هم هستند که هر سال با نزدیک شدن مهرماه به نگرانی، کم خوابی و ترس های خاموش دچار می شوند.

 

"جیسون والکر"، روانشناس، در این باره می گوید: "بازگشت به مدرسه، دگرگونی بزرگی است. همه کودکان از بازگشت به مدرسه، نگرانی دارند، حتی کودکانی که واقعا در مدرسه موفق هستند".

 

این مشکل بعد از یک یا دو هفته برطرف خواهد شد. اما اگر این چنین نشد، پدر و مادر باید دلیل آن را بیابند.

 

اما برای کمک به کمتر شدن این تنش ها همه افراد خانواده می توانند تلاش کنند. شاید این پیشنهاد ها مفید باشند:

 * تلاش کنید همه افراد خانواده، پیش از باز شدن مدرسه ها برنامه خواب و بیدار شدن خود را منظم کنند.

 

* کودک را تشویق کنید نگرانی‌هایش را با شما در میان بگذارد. در این باره به طور خصوصی و با توجه کامل با او گفت و گو کنید.

 

* پیش از باز شدن مدرسه، سری به مدرسه بزنید و پیش از آغاز کلاس‌ها، با آموزگار ملاقاتی داشته باشید. این ملاقات شما را با آموزگار فرزندتان آشنا می کند و به هماهنگی بیشتر شما با هم کمک می کند.

 

* به کودک خود بیاموزید چگونه در موقعیت‌های ترسناک، چه واقعی و چه تخیلی، واکنش نشان دهد و به تفسیر مثبتی از آن ها برسد.

 

* با کودک در این باره بازی کنید. به او اجازه دهید که نقش معلم بداخلاق یا همکلاسی قلدر را بازی کند تا شما در نقش کودک بازی کنید و واکنش درست را به شکل عملی به او نشان دهید.

 

مدرسه

* به کودک کمک کنید تا بیشتر به خوبی های مدرسه و بخش هایی که در برنامه یا فضای مدرسه دوست دارد و می پسندد توجه کند.

 

* هنگام رفتن به مدرسه، با خوشرویی کودک را بدرقه کنید.

 

 *  اگر کودک نخواست به مدرسه برود، تسلیم کج خلقی و گریه های او نشوید و به این ترتیب به او باج ندهید. مهارت‌های تسلط بر شرایط و کم کردن تنش، مانند کشیدن نفس های عمیق را به کودک بیاموزید و با او تمرین کنید.

 

 * از کودک بپرسید آیا مایل است چیزی را با خود به مدرسه ببرد که او را به یاد خانه بیندازد.

 

* پس از پایان یک روز در مدرسه، هنگام نهار، دوباره به او قوت قلب بدهید و تحسینش کنید.

 

* از همه مهم تر، رفتار شجاعانه کودکان را تحسین کرده و به او پاداش بدهید.

منبع: کتابک

 

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395

برخی از کودکان دیر با دیگران گرم می گیرند، آنها قبل از آنکه از یک مهمانی لذت ببرند نیاز دارند موقعیت را ارزیابی کنند اما برخی کودکان درونگرا هستند و نیاز دارند زمانی را با افکارشان تنها باشند. اشتباه نکنید. کودکان درونگرا می توانند مهارت های اجتماعی بسیار پیچیده ای را بیاموزند و از بودن در کنار دیگر بچه ها لذت ببرند. آنها فقط نمی خواهند مرکز توجه باشند. فقط باید بدانید چطور با آنها رفتار کنید.

به او احترام بگذارید
نه تنها باید او را برای آنچه که هست قبول کنید بلکه باید به او احترام بگذارید. تا زمانی که این رفتار در او نهادینه شود باید توجه کافی به او داشته باشید. کودکان درونگرا می توانند مهربان، متمرکز و بسیار اهل مشارکت باشند.

به او برچسب نزنید
اگر کودک شما خجالتی است به هیچ عنوان به خودتان اجازه ندهید او را با این لقب صدا کنید. او عصبانیتی را تجربه خواهد کرد که جزو یک صفت ثابت در او می شود، نه یک احساسی که می تواند بر آن کنترل داشته باشد. او همچنین می داند که خجالتی بودن در جامعه مورد انتقاد است. وقتی دیگران در مقابلش او را خجالتی می نامند سعی کنید به آهستگی آن را بازسازی کنید و مثلا بگویید «سارا دوست داره وقت خودش رو برای موقعیت های جدید صرف کنه.»
 
فکر نکنید ارثی است
اگر شما درونگرا هستید سعی نکنید سابقه خودتان را روی فرزندتان اعمال کنید. درونگرایی شما ممکن است در جوانی شما را آزار داده باشد. تصور نکنید این می تواند نمونه ای برای فرزند شما باشد یا او نمی تواند مسئولیت رسیدگی به امورش را داشته باشد. او از پس کارهایش برمی آید و با این کار رشد می کند. بهترین کاری که می توانید برای او انجام دهید این است که کمکش کنید از خصوصیاتش لذت ببرد و اعتماد به نفس داشته باشد و به او آموزش دهید با جنبه های چالش برانگیز طبیعت خود کنار بیاید.

آرام حرکت کنید اما حرکت کنید
اگر کودک شما نسبت به امتحان کردن چیزهای جدید یا ملاقات با افراد جدید بی تمایل است، او را به تدریج در معرض تجربه های نو قرار دهید. اجازه ندهید او انتخاب کند اما به محدودیت هایش احترام بگذارید حتی اگر به نظر زیاد می آید. قدم به قدم به سوی چیزی که او در برابرش احتیاط می کند، بروید. وقتی او خطرات اجتماعی را به جان می خرد، او را به خاطر تلاشش تحسین کنید؛ مثلا «دیدم که دیروز با بچه ها بازی کردی، می دونم که سختت بوده اما من بهت افتخار می کنم.» زمانی که از چیزی لذت می برد یا از چیزی می ترسد اینها را به او خاطرنشان کنید. در نهایت او یاد می گیرد که احساس نگرانی خود را تنظیم کند.

گل تان را آب دهید
اگر کودک شما بسیار حساس است یعنی نسبت به نور، صدا، تجربه های عاطفی یا موقعیت های جدید واکنش نشان می دهد شاید بتوان گفت او«کودک ارکیده» است. این عبارت از تئوری ای که در حال حاضر توسط محققان در حال بررسی است به دست آمده.بنابراین نظر اگر بسیاری از کودکان مانند گل قاصدک هستند یعنی می توانند خودشان را با هر محیطی وفق دهند، برخی دیگر مانند گل ارکیده هستند. آنها به محیط پرورش خود بسیار حساسند، در واقع آنها از کودکان قاصدک بهتر عمل می کنند، اغلب سالم ترند و نمرات بهتری کسب می کنند و از روابط قوی تری برخوردارند.

احساساتش را پرورش دهید
کودکان درونگرا پتانسیل گسترش احساسات بزرگ را دارند. نسبت به اشتیاق فرزندتان آگاه باشید و آن را پرورش دهید. درگیری در یک فعالیت و یک مسیر ثابت منجر به شادی است و استعدادی که خوب پرورش داده شود، یک منبع بزرگ اعتماد به نفس است. فعالیت های قدیمی مانند فوتبال و پیانو ممکن است برای برخی از بچه ها مناسب باشد اما مسیرهای دیگر را فراموش نکنید، ممکن است او در نوشتن خلاق باشد بنابراین سعی کنید او را راهنمایی کنید.

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395

 آقایان عزیز! شما مهمترین فرد در زندگی دخترتان هستید. هیچکس حتی مادر، دوستان، نامزد و معلم‌هایشان به اندازه شما مهم نیستند. هیچ رابطه‌ای مهمتر از رابطه شما با او نیست. شخصیت او بعنوان یک زن در بزرگسالی تا حد زیادی به طریقه برخورد شما با او بستگی دارد. به همین دلیل است که می‌خواهم ۵ اصل برای رفتار شما با دخترانتان مطرح کنم.
 
در ۱۳ سالگی، مثل همه نوجوانان دیگر غرق در دنیای مُد بودم. هر لباسی که می‌خریدم، سعی می‌کردم روی آخرین مد باشد. دوست داشتم زیبا و امروزی به نظر برسم و خیلی وقت‌ها هم نسبتاً زیاد پیش می‌رفتم. با همان لباس‌ها سوار دوچرخه‌ام می‌شدم و در محل گشت می‌زدم. واقعاً فاجعه بود. 
 
و پدرم فکر می‌کرد که من واقعاً زیبا هستم.
اگر راستش را بخواهید، او اشتباه می‌کرد (و باید به من می‌گفت که کمی سنگین‌تر لباس بپوشم). اما پدر من همیشه فکر می‌کرد که من فوق‌العاده زیبا هستم. کار من هم شده بود که لباس‌های مختلف را مثل مانکن‌ها برایش می‌پوشیدم و هرچقدر هم که آن لباس مسخره بود، او با تعجب می‌گفت، «وای! تو فوق‌العاده‌ای دخترم».
 
اما نظر من درمورد خودم کمی فرق می‌کرد. من هم مثل هر دختر نوجوان دیگر تقریباً از خودم متنفر بودم. اما در عمق وجودم می‌دانستم که باید دوست داشته شوم. چون پدرم واقعاً عاشق من بود.
 
آقایان عزیز! شما مهمترین فرد در زندگی دخترتان هستید. هیچکس حتی مادر، دوستان، نامزد و معلم‌هایشان به اندازه شما مهم نیستند. هیچ رابطه‌ای مهمتر از رابطه شما با او نیست. شخصیت او بعنوان یک زن در بزرگسالی تا حد زیادی به طریقه برخورد شما با او بستگی دارد. به همین دلیل است که می‌خواهم ۵ اصل برای رفتار شما با دخترانتان مطرح کنم.
 
۱. دوستش داشته باشید. 
می‌دانم که این خیلی بدیهی است و نیازی به گفتن آن نیست. اما آقایون باید طوری دخترتان را دوست داشته باشید که انگار زندگی‌تان به او وابسته است. چون برای او همینطور است.
 
امیدوارم که به نظر شما دخترتان زیباترین، باهوش‌ترین و باارزش‌ترین دختر روی زمین باشد اما اگر اینطور نیست، یاد بگیرید که او را اینطور ببینید. عشق یک احساس نیست، یک انتخاب است. اگر شما تصور نکنید که دخترتان (چه هنوز جنینی در شکم همسرتان باشد و چه زنی ۶۰ ساله) فوق‌العاده است، یاد بگیرید که چطور اینطور فکر کنید. لیستی از همه خصوصیات مثبت او که دوست دارید تهیه کنید. آلبوم عکس‌های او را از کودکی تا بزرگی نگاه کنید و ببینید چطور رشد کرده است. همه خاطرات خوبتان با او را بنویسید. هر روز برایش دعا کنید. 
 
اگر دخترتان اذیتتان کرده و دلتان را شکسته، از شما توقع دارم که گذشت کنید. دوست داشتن یک دختر نوجوان کله‌شق کار سختی است می‌دانم. این فقط یک احساس نیست، یک جنگ تمام‌نشدنی برای لذت بخشیدن به موجودی است که خلق کرده‌اید. هر کاری از دستتان برمی‌آید برای دوست داشتن این دختر انجام دهید. چون اگر این کار را نکنید، او کس دیگری را برای این کار پیدا خواهد کرد. 
 
۲. به او بگویید که دوستش دارید. 
مهم نیست که فکر می‌کنید این را می‌داند. به او بگویید. هر روز این را به او بگویید. هیچوقت شنیدن آن برای یک زن کافی نیست. این برای آن است که اگر دخترتان روزی احساس کرد که هیچکس او را دوست ندارد و نتوانست با هیچ جنس مخالفی وارد رابطه شود، ته دل خود بداند که شما دوستش دارید. همه زن‌ها به این نیاز دارند. اگر شما به دخترتان این عشق را ندهید، هر کاری که از دستش برآید انجام می‌دهد تا آن را از مرد دیگری بگیرد.
 
پس به او بگویید که دوستش دارید. اما این کار را به هزاران روش مختلف انجام دهید. به او بگویید که بسیار زیباست. بگویید که این لباس چقدر به او می‌آید یا شعری که نوشته است چقدر زیباست. لازم نیست تحسین‌های شما فقط محدود به ظاهر او شود اما تایید ظاهر برای دخترها اهمیت زیادی دارد. او باید بداند که عشق شما به او فقط بخاطر گرفتن نمرات بالا در مدرسه نیست. هیچوقت حتی پشت سرش درمورد او بدگویی نکنید. یا حرف‌های مثبت و سازنده بزنید یا اصلاً حرفی نزنید. 
 
برای او گل بخرید. برایش نامه بنویسید. اگر می‌توانید حتی برایش شعر بگویید. گاهی اوقات فقط به چشمانش نگاه کنید و بگویید دقیقاً همان چیزی است که همیشه دوست داشتید باشد. وقتی کوچک است با گفتن این حرف بغلتان می‌کند. وقتی نوجوان می‌شود احتمالاً سرش را پایین می‌اندازد و گونه‌هایش سرخ می‌شود. اما این کلمات زندگی او را تغییر می‌دهد. او باید بداند که همیشه و تا ابد دوستش دارید.
 
۳. به او نشان دهید که دوستش دارید.
اگر دوست داشتنتان را به او نشان ندهید هرچقدر هم که آن را بر زبان بیاورید کافی نخواهد بود. وقتی کوچک است او را در آغوش بگیرید، حتی اگر خیلی اهل بغل کردن نیستید. اگر می‌خواهد همه جا او را با خودتان ببرید. همه چیز را به او نشان دهید. هر بازی که می‌خواهد بکند، هر جایی که می‌خواهد برود، با او همراه شوید. هیچ جلسه کاری آنقدرها مهم نیست. هر چیزی که لازم است را برای او کنسل کنید. هیچ چیز مهمتر از این نیست که کنار او باشید. هیچوقت نمی‌دانید تا چه زمان پیش او خواهید بود.
 
تنها با او بیرون بروید. به باغ‌وحش، موزه یا سینما بروید. وقتی بزرگتر می‌شود، او را به اولین قرار ملاقات عاشقانه‌اش ببرید. به او یاد بدهید که چطور باید در چنین روزی رفتار کند. در روز به او تلفن کنید و با او حرف بزنید. با او مثل یک خانم رفتار کنید -- در را برایش باز کنید، وسایلش را حمل کنید ، … - بگذارید ببیند که رفتار یک آقا چطور باید باشد. متقاعدش کنید که برای مردان بی‌ارزش وقت نگذارد. وقتی شکایت می‌کند به حرف‌هایش گوش دهید و سعی نکنید آن را برایش درست کنید. بیشتر زن‌ها فقط دوست دارند کسی به حرف‌هایشان گوش دهد نه اینکه مشکلاتشان را برایشان حل کند. 
 
وقتی گریه می‌کند، در آغوشش بگیرید. پیشانی‌اش را ببوسید. برایش هدیه بگیرید اما سعی نکنید برایش عشق بخرید. لاستیک پنچر ماشینش را عوض کنید و به او یاد دهید که چطور باید روغن ماشینش را عوض کند. زمان‌هایی ممکن است برای او خسته‌کننده و بد باشد اما بگذارید یادش بماند که چقدر دوستش داشته‌اید. سعی کنید او را بشناسید و آنطور که دوست دارد دوستش داشته باشید. او به هیچ چیز دیگری جز این نیاز ندارد.
 
۴. مادرش را دوست بدارید.
همانطور که جان وودن می‌گوید، «بهترین کاری که یک پدر می‌تواند برای بچه‌هایش انجام دهد این است که مادرشان را دوست داشته باشد». رابطه‌ای که با مادر دخترتان دارید، پایه و اساس هر رابطه‌ای که بخواهد با یک مرد داشته باشد را شکل می‌دهد. او باید بداند که یک زن باید تحسین شده و از او مراقبت شود. به همین خاطر اگر سر همسرتان فریاد می‌کشید یا او را تحقیر می‌کنید، دست از این کار بردارید. شاید گاهی لازم باشد داد و بیداد اتفاق بیفتد اما این نباید جلو چشم دخترتان باشد. باید با همسرتان طوری رفتار کنید که دوست دارید دامادتان با دخترتان رفتار کند. اگر دوست ندارید دخترتان با مردی مثل شما ازدواج کند، مرد بهتری باشید.
 
اینکه به او نشان دهید با یک خانم چطور باید رفتار شود شامل عشق ورزیدن هم می‌شود. همسرتان را بیرون ببرید. هرازگاهی او را جلو فرزندانتان ببوسید. باید به فرزندتان نشان دهید که عشق یک ازدواج می‌تواند پردوام باشد. دختر شما باید ازدواج را اتفاقی زیبا و رمانتیک ببیند. او باید مطمئن شود که شاهزاده رویاهایش که با اسب سفید می‌آید فقط برای بار اول او را با بوسه‌ای بیدار نمی‌کند، بعد از آن هر روز صبح او را با بوسه‌هایش بیدار خواهد کرد. او لیاقتش را دارد که عشق‌های داستان‌های پریان را باور کند. همسرتان هم همینطور.
 
اگر از مادر دخترتان جدا شده‌اید، باز هم همیشه با احترام با او برخورد کنید و هیچوقت از او بدگویی نکنید. اگر مادر دخترتان فوت شده است و الان با زن دیگری زندگی می‌کنید، با او هم مثل یک ملکه رفتار کنید. اما مدام از عشقی که به مادر دخترتان داشته‌اید بگویید. او باید بداند که هر اتفاقی هم که بیفتد شما باز او را دوست خواهید داشت. مادر فرزندانتان شایسته این است که با او در حضور آنها با احترام رفتار شود. اینکار را بخاطر فرزندانتان بکنید.
 
۵. همه زنان را دوست بدارید.
با همه زنان با احترام رفتار کنید. زن فروشنده، دختری که کنار دخترتان در پارک بازی می‌کند، زن سیاستمدار در تلویزیون و … این احترام برای زنان باید همیشگی باشد. اگر مشکل پورنوگرافی دارید همین الان از متخصص کمک بگیرید. حتی اگر او هیچوقت این مسئله را متوجه نشود، پورنوگرافی باعث می‌شود نگاه شما به زنان متفاوت شود و او کم‌کم تصور خواهد کرد که مردان باید به زنان مثل یک شیء نگاه کنند. پس اگر برنامه ناجوری در تلویزیون پخش می‌شود کانال را عوض کنید. همیشه درمورد نکات مثبت زن‌ها حرف بزنید، و درمورد زیبایی آنها بگویید حتی اگر چاق و بی‌تناسب باشند. اگر تصور کنید که فقط دختران لاغر زیبا هستند، دخترتان حتی اگر متناسب باشد باز تصور خواهد کرد که چاق و زشت است.
 
همه زنان را تحسین کنید نه فقط آنها که زیبا هستند. به زن‌ها نگاهی برابر با مردها داشته باشید. اگر نمی‌توانید به بقیه زن‌ها طوری نگاه کنید که به دخترتان نگاه می‌کنید، او می‌فهمد که یک مرد واقعی چطوری است و در نظرش فرد کثیفی دیده خواهید شد.
 
با این کارها نه تنها برای روابط او با مردهای دیگر استاندارد تعیین می‌کنید، برای پدر بودن هم استاندارد می‌گذارید. پدر بودن چیزی نیست که بتوانید از آن شانه خالی کنید. اینکه پدر محبوب دخترتان باشید تلاش زیادی می‌خواهد اما شما از پس آن برمی‌آیید. هرچه که باشد می‌دانید که دخترتان ارزش اینهمه تلاش شما را دارد.

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395

غلب والدین تلاش می‌کنند بهترین شیوه تربیتی را برای کودک خود به کار گیرند تا فرزندشان در دوران بزرگسالی با مشکل جدی مواجه نشود.  موضوع ایجاد اعتماد به نفس در کودک، یکی از دغدغه‌های مهم اغلب والدین است و آنها دوست دارند فرزندشان در مدرسه و اجتماع با اعتماد به نفس بالا و توانمند رفتار کند و در روابط‌اش موفق باشد.
 
کارشناسان راه‌های زیر را برای تقویت اعتماد به نفس در کودکان به والدین پیشنهاد می‌کنند:
 
- اول اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید.
اعتماد به نفس بیش از آنکه ارثی باشد،‌ اکتسابی است و فرزندانمان آن را از ما می‌آموزند. کودکان اغلب از رفتارهای والدینشان الگو می‌گیرند. آنها زمانیکه می‌بینند پدر و مادرشان کاری را با اعتماد به نفس انجام می‌دهند، شبیه آن رفتار را انجام می‌دهند. بنابراین زمانیکه با فرزندتان در تعامل هستید و از او مراقبت می‌کنید سعی کنید شاد باشید و اعتماد به نفس داشته باشید. چرا که زمانیکه شما ناراحت و بلاتکلیف باشید این ناراحتی به آنها منتقل می‌شود.
 
- با کودکتان بازی کنید.
کودکان بسیاری از رفتارها را در بازی با والدین می‌آموزند. نحوه بازی و همچنین تعامل با همبازی‌ها بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد. زمانی که شما با کودکانتان بازی می‌کنید به آن‌ها نشان دهید که برایتان با ارزش هستند.
 
- فرزندتان را با اسم صدا کنید.
صدا کردن فرزندان با اسمشان به آنها احساس هویتی مجزا از دیگران می‌دهد و کودک، هویت فردی خود را درک می‌کند. این مخاطب قرار دادن در اجتماعات مختلف نیز تاثیرگذار است و کودکانی که این گونه مخاطب قرار می‌گیرند خودشان نیز این رفتار را می‌آموزند و کودکانی با اعتماد به نفس می‌شوند که در آینده نیز همسالان خود را در گروه معمولا با اسم صدا می‌کنند و زمانی که به کمک نیاز داشته باشند بهتر از دیگران می‌توانند تقاضای کمک کنند.
 
- به آنها تا رسیدن به موفقیت‌های تحصیلی و ... کمک کنید.
مهم ترین فاکتور موفقیت یک فرد، توانایی‌های طبیعی او است. در این زمینه تشویق کودکان برای رشد مهارت‌ها و علایق آنها بسیار مهم است اما نباید بیشتر از توانشان از آن‌ها انتظار داشت. حفظ تعادل در این شرایط بسیار مهم است.
 
- تعامل کودک با دوستانش را تحت نظر داشته باشید.
نوع درک کودک از خود به شدت به نحوه تعامل او با اطرافیانش بستگی دارد. پس در انتخاب دوستان و اطرافیان کودکتان دقت کنید؛ چرا که دوستان و اطرافیان در نحوه رفتار و موفقیت فرزندتان بسیار تاثیرگذار هستند.
 
- به کودکتان مسئولیت بدهید.
کودکان با انجام بخشی از کارهای خانه اعتماد به نفسشان بالا رفته و احساس ارزشمندی می‌کنند. در سنین 2 تا 4 سال انجام کارهایی که به آن‌ها علاقه دارند و از عهده آن بر می‌آیند می‌تواند بسیار موثر باشد و با بالا رفتن سن آنها، این مسئولیت‌ها را بیشتر کنید.
 
- وظایف کودک را برایش تقسیم کنید تا نحوه دستیابی به موفقیت را درک کند.
زمانی که حس می‌کنید کاری برای فرزندتان بسیار سخت است و از عهده آن بر نمی‌آید، آن را به چند بخش تقسیم کنید تا مفهوم دستیابی به موفقیت را از طریق راه‌های مختلف و مراحل حل مشکلات را بیاموزند.
 
به گزارش ایسنا به نقل از مجله آنلاین Care، اعتماد به نفس می‌تواند موضوع پیچیده‌ای باشد که در آینده به کودکان ما بسیار کمک کند، پس ما می‌توانیم در مراحل اولیه زندگی آنها، این ویژگی مثبت را در درونشان نهادینه کنیم.

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394

 کودک را برای مدرسه آماده کنید(1)

می توان گفت، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی ها و مهارت ها عبارتند از: بهداشت خوب و سلامت جسمانی، بلوغ فکری و اجتماعی، مهارت های زبانی، توانایی حل مسأله، تفکر خلاق، و اطلاعات عمومی درباره جهان. در حالی که به  فرزند خود کمک می کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند، به خاطر داشته باشید که:

 

  • میزان پیشرفت بچه ها متفاوت است.
  • بعضی بچه ها در بعضی زمینه ها قوی ترند.

 

همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.

 

به نظر می رسد، بچه هایی که می توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند، از آمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از:

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394

کودک را برای مدرسه آماده کنید(2)

مدرسه
آمادگی اجتماعی و عاطفی

بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محیطی رو به رو می شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند.

 

آن ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن ها نیز فرق می کند. اغلب بچه ها، مدرسه را با مهارت های اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی‏کنند. این مهارت ها را می توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی ها در بچه ها فراهم شده باشد، آن ها شانس بیشتری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند.

این ویژگی ها عبارتند از:

 

اعتماد به نفس بچه ها باید بیاموزند، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و باور کنند می توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، وقتی دست به کاری جدید می زنند و بار اول موفق نمی شوند، دست از تلاش بر نمی دارند. استقلال بچه ها باید بیاموزند کارهایشان را خود انجام دهند. انگیزه بچه ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود. کنجکاوی بچه ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.

 

پشتکار بچه ها باید یادبگیرند، کاری را که شروع کرده اند، تمام کنند. همکاری بچه ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394

زبان و دانش عمومی دانش آموزان

مدرسه

بچه ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند. بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند، در مدرسه با مشکلات متعددی رو به رو می شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می توانید به توصیه های زیر عمل کنید.

 

به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید:

بچه ها از طریق بازی می آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن ها تا بتوانند کشف کنند، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن ها کمک می کند، مشکلات خود راحل کنند. بچه ها از طریق بازی با بلوک ها، با هندسه، اشکال و توازن آشنا می شوند و می توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.

 

از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید:

نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند؛ زیرا آن ها قادر نیستند به غان و غون بچه ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد. صحبت با بچه ها تنها فهم و درک آن ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می دهد.

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394

ویژگی های والدین افراد موفق

تمام والدین آرزو دارند تا فرزندانشان در زندگی با هیچ مشکلی مواجه نشوند و دوران تحصیل خود را با موفقیت پست سر گذاشته و در دنیای کسب ‌و کار موفقیت‌های چشمگیری را کسب کنند.

 

با این ‌حال که امکان ارائه دستورالعمل یکسان برای همه والدین وجود نداد، اما نتایج تحقیقات روانشناسی به برخی از عوامل مؤثر در تربیت درست فرزندان اشاره کرده است. در ادامه می توانید با برخی از ویژگی‌های مشترک والدین افراد موفق آشنا شوید:

 

ایجاد شرایط برای فرزندان جهت تحصیل در سنین پایین تر

بررسی ۳۵۰۰۰ کودک زیر ۶ سال در آمریکا، کانادا و انگلیس نشان داد برخورداری از مهارت های ریاضی در سنین پایین کمک بسیار بزرگی به پیشرفت افراد خواهد کرد.

 

گرِگ دانکن، نویسنده و محقق دانشکاه نورث وسترن، در یکی از مصاحبه های خود گفت « اهمیت بسیار بالای کسب دانش ریاضی در سنین پایین – شروع مدرسه با شناخت اعداد، ترتیب آن ها و مفاهیم ابتدایی ریاضی – از نتایج بسیار شگفت انگیز مطالعات است. برخورداری از دانش ریاضی نه تنها باعث کسب مهارت های بالا در ریاضیات می شود، بلکه باعث می شود تا فرد در بزرگسالی از توانایی درک مطلب بالایی برخوردار شود.

 

شرایط اجتماعی و اقتصادی بالاتر

بسیاری از بچه ها در فقر بزرگ می شوند و این باعث می شود تا قادر به بهره گیری از تمام استعدادها و توانایی های خود نباشند.

 

نتایج تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان می دهد که تفاوت عملکرد بین فرزندان قشر پردرآمد و کم درآمد جامعه ۳۰ تا ۴۰ درصد بیشتر از تفاوت میان بچه هایی است که ۲۵ سال پیش متولد شده اند. وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین حتی روی عملکرد تحصیلی بچه ها نیز تاثیر دارد.

 

بسیاری از موفقیت های علمی و اکتشافات افراد نتیجه شرایط تحصیلی خوب آن هاست که خود تا حد زیادی به وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده ها بستگی دارد.

 

انتظارات بالا

نتایج تحقیق پروفسور نیل هالفون از دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس نشان می دهد که میزان انتظارات والدین تأثیر بسیار زیادی روی میزان موفقیت تنها در آینده دارد.

 

او بیان کرد:

« والدینی که انتظار دارند فرزندان آن‌ها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، بدون در نظر گرفتن میزان درآمد و وضعیت مالی خود سعی می‌کنند تا شرایط ورود به دانشگاه را برای آن‌ها فراهم سازند. بنابراین فرزندان طبق انتظارات پدر و مادر خود رشد می کنند.»

 

سطح تحصیلی بالاتر

بر اساس نتایج تحقیقات اخیر، فرزندان مادرانی که تحصیلات متوسطه را پشت سرگذاشته و یا وارد دانشگاه شده اند، به احتمال بیشتر از این تحصیلات برخوردار خواهند شد. بنابراین تحصیلات و سطح سواد پدر و مادر به عنوان عاملی مؤثر در ترغیب بچه ها به ادامه تحصیل محسوب می شود. بیشتر فرزندانی که از مادر ۱۸ سال یا کمتر متولد شده اند، معمولا موفق به اتمام تحصیلات متوسطه و ورود به دانشگاه نشده اند.

 تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394


یکی از بهترین انواع تنبیه برای کودکان

کودک

تنبیه کودک نقش مهمی در تربیت او دارد. اما تنبیه باید به صورت درست و صحیح انجام گیرد. باید بدانید  همان ‌قدر که تنبیه می‌تواند در تربیت کودک مؤثر باشد، به همان اندازه نیز می‌تواند تأثیر منفی در تربیت او داشته باشد.

 

بنابراین باید توجه داشت كه این امر روش‌های خاص خود را دارد و در صورت نادرست انجام شدن آن، کودک آسیب‌های روانی زیادی را متحمل می‌شود که این موضوع به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست. والدین و همچنین معلمین باید به این مسئله توجه داشته باشند که تنبیه نادرست باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی در کودک می‌شود. بنابراین انتخاب تنبیه مناسب با رفتار غلط كودك، خود بسیار دارای اهمیت است.

 

یکی از بهترین انواع تنبیه، تنبیه کلامی است

در این نوع از تنبیه والدین می‌توانند فرزند خود را از یك سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال كننده و… محروم كنند.

 

به طور كلی اگر می‌خواهید فرزندان‌تان خود را انسان‌هایی با ارزش تصور کنند باید آن ها را با تمام نقاط ضعف و کاستی‌هایشان بپذیرید و به آن ها ایمان داشته باشید. در غیر این صورت فقط تعداد کمی از آن ها ممکن است به خودشان اعتقاد پیدا کنند. همچنین یاد بگیرید تا شخصیت آن ها را از رفتارهایشان جدا کنید. ما باید به آن ها ثابت کنیم بدون توجه به آنکه چگونه عمل می‌کنند، آن ها را دوست داشته و برای آن ها به عنوان یک فرد ارزش و احترام قائلیم.

 

از آنجا که نیاز به امنیت، تعلق داشتن و دوست داشته شدن از نیازهای اساسی هر انسانی است و هر کودکی برای داشتن احساس امنیت باید حداقل یک نفر را دوست داشته باشد و توسط یک نفر دوست داشته شود، تنبیه، به ویژه عیب‌جویی موجب می‌شود کودکان احساس کنند غیرقابل دوست داشتن هستند.

کودک

بچه‌ها باید باور کنند که کسی برای آن ها اهمیت و احترام قایل است، باید باور کنند که کسی نسبت به آنان متعهد است و به اندازه کافی دلسوز آن هاست و به شادی آن ها فکر می‌کند. آنان باید احساس کنند که دوست‌داشتنی هستند.

 

آن ها نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند، نه این که چه کاری را نباید انجام دهند، آنان نیاز دارند که احساس کنند انسان‌های مفیدی هستند، دوست دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدین‌شان شده‌اند و مایلند سعی و تلاش زیاد آن ها مورد توجه والدین‌شان قرار بگیرد. کودکانی که به آن ها بی‌اعتنایی می‌شود، نمی‌توانند حس کنند که عزیز شمرده می‌شوند، زیرا مورد توجه قرار نمی‌گیرند. پس آن ها را به رسمیت بشناسیم و برایشان ارزش و اهمیتی درخور قایل شویم.

 

تنبیه بدنی

تنبیه بدنی به هر شکلی که باشد قطعا بین شما و فرزندتان دیوار و حائل ایجاد می‌کند. خود ما از کسانی که به نوعی سعی می‌کنند به ما آسیب برسانند نفرت داریم. به هر حال این طبیعت انسان است و پدر و مادر باید بدانند تاثیر انضباطی تنبیه بدنی، سطحی و موقتی است.

 

برای ایجاد یک پیوند دائمی با فرزندتان باید در کنار آموزش نظم و انضباط، به او احترام هم بگذارید. تنبیه بدنی مولد احساس ترس است و برای همیشه بین والدین و فرزندان فاصله می‌اندازد. بسیاری از والدین اغلب به یاد نمی‌آورند که خودشان در دوران کودکی تا چه اندازه از تنبیه شدن متنفر بوده‌اند. شیوه‌های مثبت و متعددی برای نزدیک شدن به کودک و یادآوری اشتباهاتی که مرتکب شده وجود دارد. از کتک زدن کودک هیچ چیز عایدتان نمی‌شود.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394

بازی های کودکان، از تیله تا تبلت

بازی

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 

بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 

بازی های دیروزی اجتماعی تر بودند

در گذشته بعضی از بازی ها روی عملکرد جسم و نوع حرکات بچه ها تاثیر می گذاشت مانند بازی یه قل دو قل که برای تمرکز و توجه بچه ها مفید بوده از طرفی کودکان با انجام بازی های گروهی مهربانی و صمیمیت را با هم تقسیم می کردند که همین مشارکت آن ها را از منزوی بودن در می آورد و از این طریق خیلی چیزها می آموختند در حالی که بازی بچه های امروزی بیشتر تک نفره است و بچه ها انگیزه ای برای دور هم جمع شدن ندارد.

 

حتی در این سال ها پرداختن به سرگرمی مشاعره که بسیار روی تقویت هوش کودکان اثر دارد، کم شده و جای آن را به بازی های کامپیوتری داده است. می توان به خانواده ها توصیه کرد که حتما طی هفته کودکانشان را به پارک ها یا فضاهایی که بچه ها می توانند در آن ها بازی کنند، ببرند تا کمتر احساس تنهایی کنند چون امروزه دیگر مثل گذشته بچه ها در کوچه و خیابان با هم بازی نمی کنند و والدین بچه هایشان را برای بازی به خارج از خانه نمی فرستند به همین دلیل حداقل باید هفته ای یک بار بچه ها را همراهی کنیم چون اگر آن ها را در خانه تنها رها کنیم، روز به روز منزوی تر و تنهاتر خواهند شد و در آینده هم روابط اجتماعی خوبی با دیگران نخواهند داشت. بازی های دیروز حداقل این مزیت را داشتند که همه بچه های محل را دور هم جمع کنند.

دکتر نسرین امیری، عضو هیات علمی دانشکده توانبخشی و علوم بهزیستی

 

بازی
بازی های دیروزی پر تحرک تر بودند

بازی های دیروز و امروز از ۴ جهت با یکدیگر متفاوت هستند؛ از نظر تکنولوژی و دیگری از نظر کارکرد. در گذشته بیشتر بچه ها با توپ یا عروسک های پارچه ای بازی می کردند در حالی که بچه های امروز با تکنولوژی سر و کار دارند. البته ناگفته نماند که بازی های امروز چون هم پیشرفته تر هستند و هم جذاب ترند، بچه ها با بیشتر مجذوب آن ها می شوند و به همن دلیل کمتر از بازی های قدیمی و دسته جمعی استقبال می کنند.

 

حسن بازی های قدیمی در این بود که تحرک زیادی را می طلبید مثل بازی «گرم به هوا» یا «دست رشته» اما بچه های امروز کم تحرک تر شده اند و پشت میز رایانه شان بازی می کنند برای همین چاقی مفرط بین کودکان رو به افزایش است. ضمن این که به نظرم بازی های امروز کودکان را به سمت فردگرا بودن سوق می دهد. البته این اتفاق مختص کشور ما نیست و در تمام دنیا این وضعیت وجود دارد. از طرفی، به قول جامعه شناسان نمی توانیم تحولات را نادیده بگیریم و به گذشته برگردیم چون غیر ممکن است ولی حداقل می توانیم با ایجاد فضای صمیمانه کودکانمان را از تنهایی نجات دهیم و به آن ها کمک کنیم تا هوش خود را تقویت و خلاقیتشان را بیشتر و بهتر کنند چرا که مطمئنا بچه های امروز می توانند طراحان بزرگ فردا باشند و دنیا را در دست خود بگیرند.

 

دکتر محمد مهدی لبیبی، رئیس واحد پژوهش های رادیو


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : سه شنبه 29 / 9 / 1394

قرآن، تقیه را جایز می داند؟

شواهد و مستندات قرآنی تقیه چیست؟ آیا از نظر قرآن، برای یک مسلمان جایز است که تقیه کند؟


تقیه

در میان علمای عامه(اهل تسنن)، شیعه به اهل "تقیه" شهرت یافته است. در حالیکه "تقیه"، حکمی عقلانی و عُقلایی است که به صورت سنتی حسنه هم در شریعت مبین اسلام و هم در ادیان وامم پیشین نیز جاری بوده است. قرآن نیز پای این حکم برآمده از عقلانیت را امضا کرده است. اینک، با ما همراه شوید تا با شواهد و مستندات قرآنی اصل "تقیه" بیشتر آشنا شویم.

مفهوم لغوی و اصطلاحی "تقیه"

واژه "تقیه" با کلمات "تقوا" و "وقایه" هم خانواده است. و هر سه از ماده "وقی یقی" گرفته شده اند که به معنای خویشتن داری و خودنگهداری است. عرب به سپر می گوید: وقایه. ترجمانی چون پرهیزکاری، برحذرداشتن، خداترسی و...همه از لوازم و فروعات مفهوم تقوا و تقیّه هستند نه اصل مفهوم.
"تقیه" اما در اصطلاح عبارت است از اینکه انسان برای حفظ جان، مال و یا آبروی خود از گزند مخالف مجبور شود سخنی بگوید و یا عملی مرتکب شود که در باطن بدان اعتقاد ندارد.

شواهد قرآنی "تقیه"

یک. تقیه عمار یاسر

بنا به گفته اهل تفسیر، کریمه 106 سوره نحل، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺍﺯ ﺗﻮﺣﻴﺪﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ: «ﻋﻤّﺎﺭ»، ﭘﺪﺭﺵ «ﻳﺎﺳﺮ»، ﻣﺎﺩﺭﺵ «ﺳﻤﻴّﻪ»، «ﺑﻠﺎﻝ»، «ﺧﺒّﺎﺏ» ﻭ «ﺻﻬﻴﺐ» ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪه است. ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﺮﻙ ﻭ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﻜّﻪ، ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻧﻮﺍﻧﺪﻳﺸﻰ ﻭ ﺗﻮﺣﻴﺪﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺯﻳﺮ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﻤّﺎﺭ ﺯﻳﺮ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻫﺎﻯ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻧﻪ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺍﻣّﺎ ﻋﻤّﺎﺭ ﺯﻳﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺳﺨﺖ، ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺖ. ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻭﺣﻰ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﻛﻢ ﻭ ﺑﻴﺶ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﺑﻪ ﻋﻤّﺎﺭ ﺧﺮﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺷﺮﻙ ﺁﻟﻮﺩ، ﻛﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻘﻴﺪﺗﻰ ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻧﺶ ﺻﺪﻣﻪ ﺍﻯ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻛﻠﺎّ، ﺍﻥّ ﻋﻤﺎﺭﺍً ﺃُﻣﻠﻰ ﺍﻳﻤﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﻗﺮﻧﻪ ﺍﻟﻰ ﻗﺪﻣﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻠﻂ ﺍﻟﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻠﺤﻤﻪ ﻭ ﺩﻣﻪ. ﻫﺮﮔﺰ، ﺍﻭ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﺮﺍﻥ ﺗﺎ ﻛﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﻭ ﮔﻮﺷﺘﺶ ﺩﺭﺁﻣﻴﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﻤّﺎﺭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ؟ ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺭﻭﻯ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺪ ﺁﻭﺭﺩﻡ؛ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺯﻳﺮ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎ ﻣﻌﺒﻮﺩﻫﺎﻯ ﺩﺭﻭﻏﻴﻦ ﺗﺎﺭﻳﻚ ﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺷﺮﻙ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺘﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﻚ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺸﻚ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻥّ ﻋﺎﺩﻭﺍ ﻟﻚ ﻓﻌﺪ ﻟﻬﻢ ﺑﻤﺎ ﻗﻠﺖ ﻓﻨﺰﻟﺖ ﺍﻟﺎﻳﺔ... ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﻥ ﺗﻴﺮﻩ ﺑﺨﺘﺎﻥِ ﺑﻴﺪﺍﺩﮔﺮ ﺷﺪﻯ، ﮔﻔﺘﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻛﻦ، ﻭ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ: ﻣَﻦْ ﻛَﻔَﺮَ ﺑِﺎﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِ ﺇِﻳﻤﺎﻧِﻪِ ﺇِﻟﺎﱠﱠ ﻣَﻦْ ﺃُﻛْﺮِﻩَ ﻭَ ﻗَﻠْﺒُﻪُ ﻣُﻄْﻤَﺌِﻦٌّ ﺑِﺎﻟْﺈِﻳﻤﺎﻥِ ﻭَ ﻟﻜِﻦْ ﻣَﻦْ ﺷَﺮَﺡَ ﺑِﺎﻟْﻜُﻔْﺮِ ﺻَﺪْﺭﺍً ﻓَﻌَﻠَﻴْﻬِﻢْ ﻏَ َﺐٌ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬﺍﺏٌ ﻋَﻈِﻴﻢٌ. ﻫﺮ ﻛﺲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﺩ، ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؛ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺷﺮﻙ ﺁﻟﻮﺩﻯ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﮔﺮﺩﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﻛﺮﺍﻥ ﺗﺎﻛﺮﺍﻥ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﺭﻣﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣّﺎ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﻔﺮ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺸﻤﻰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺳﻬﻤﮕﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ.[1]

 

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: دانستنیها
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394

۱۲ ویژگی والدین خوب (۱)

مادر

ویژگی های مشترک والدین خوب کدام ها هستند؟ آیا کارهای مشخصی وجود دارند که با انجام آن ها تبدیل به والدین خوب یا بد می شویم؟ همین طور است، تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 

۱. راهنمایی و حمایت به جای فشار و تقاضا.

والدین به طور طبیعی تمایل دارند کودک موفق شود و ممکن است برای تمرین موسیقی، کسب نتایج بهتر در ورزش و یا گرفتن نمره های عالی در مدرسه، کودک را تحت فشار قرار دهند و سعی کنند با رشوه و یا حتی تنبیه او را در مسیری که می خواهند، قرار دهند. واقعیت این است، پدر و مادر خوب بودن به معنی انتظارات زیاد نیست بلکه به معنی حمایت و ایجاد انگیزه در شرایط مقتضی است.

 

۲. اجازه می دهند کودک مستقل باشد.

والدین خوب، می دانند که کودکان دوست دارند کارهایشان را به طور مستقل انجام بدهند، این کارها می تواند شامل تکالیف مدرسه، پیدا کردن دوست و یا کارهای عادی و روزمره باشد. بهترین کاری که به عنوان والدین می توانیم انجام دهیم این است که کودکان را به سمتی هدایت کنیم که خودشان بتوانند کارهایش را انجام دهند. ممکن است تشخیص اینکه چه قدر باید کمک کنیم و یا چه قدر باید به کودک اجازه بدهیم خودش به تنهایی کاری را انجام بدهد، کمی سخت باشد اما به عنوان یک قانون کلی، کمک کردن به کودک با هدف آموزش شیوه انجام کار ایرادی ندارد. با این روش، کودک سرانجام قادر به انجام مستقل همان کار خواهد بود.

 

برای مثال، انجام تکالیف کودک توسط والدین و یا ایستادن کنار زمین بازی برای دیکته کردن روش بازی به هیچ وجه مناسب نیستند اما اگر به کودک نشان بدهید که چگونه می تواند روی مشکلات مربوط به تکالیفش کار کند و یا مشکلاتی را که با دوستش دارد با روش احترام آمیز حل کند، ابزار خوبی را برای آینده به او خواهید داد.

 

۳. به یاد دارند که کودکان همیشه در حال مشاهده هستند.

در مورد یکی از دوستانتان چیزی فهمیده اید که نمی توانید از گفتنش به دیگران صرف نظر کنید؟ دوست دارید به همسایه ای که کار بی ادبانه و اهانت آمیزی انجام داده، ناسزا بگویید؟ با وجود اینکه هیچ کدام از ما نمی توانیم همیشه بی عیب و نقص باشیم اما والدین خوب، می دانند که کودکان از الگوهایی که ما برای آن ها می سازیم، درس می گیرند. اگر می خواهیم کودکان مهربان، خوش رفتار و همدل باشند، باید سعی کنیم به بهترین شکل ممکن رفتار کنیم و به دیگران احترام بگذاریم.

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394

۱۲ ویژگی والدین خوب (۲)

در  قسمت قبل خواندید...

 

والدین
 

تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 

۷. نظم و انضباط
نظم و انضباط نه تنها بهترین چیزی است که می توانید به کودک بیاموزید، بلکه روشی برای کسب اطمینان از پرورش کودکی است که در آینده شادتر خواهد بود. چرا آموزش نظم و انضباط به کودکان تا این حد مهم است؟ کودکانی که آموزش نمی بینند، بیشتر احتمال دارد که لوس، متوقع، ناسپاس و حریص می شوند و تعجبی ندارد اگر در آینده، برای پیدا کردن دوست و شاد بودن در زندگی دچار مشکل شوند.

 

۸. به نیازهای کودک توجه می کنند.

به جای در نظر گرفتن آنچه که خودشان برای کودک می خواهند، به نیازهای کودک توجه می کنند. ممکن است کودک شما بیشتر ترجیح بدهد به تنهایی مشغول خواندن کتاب شود و دوست نداشته باشد در معرض توجه قرار بگیرد. در حالی که تشویق کودک به امتحان کردن چیزهایی که می تواند او  را از پناهگاه امنش بیرون بکشد، بسیار خوب است، (گفتن اینکه «تا وقتی کاری را امتحان نکرده ای، نمی توانی متوجه شوی که آن را دوست داری یا نه» می تواند گاهی اوقات مفید باشد، خصوصا در مورد کودکانی که در حال کشف خود و خواسته ها و علایقشان هستند)، اما والدین باید مواظب باشند که کودک را صرفا به تلاش برای تجربه های جدید و نه برای تبدیل شدن به آنچه خودشان می خواهند، به انجام کاری تشویق کنند.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
نویسنده : اکبر احمدی
تاریخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394

بازی های کودکان، از تیله تا تبلت

بازی

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 

بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 

بازی های دیروزی اجتماعی تر بودند

در گذشته بعضی از بازی ها روی عملکرد جسم و نوع حرکات بچه ها تاثیر می گذاشت مانند بازی یه قل دو قل که برای تمرکز و توجه بچه ها مفید بوده از طرفی کودکان با انجام بازی های گروهی مهربانی و صمیمیت را با هم تقسیم می کردند که همین مشارکت آن ها را از منزوی بودن در می آورد و از این طریق خیلی چیزها می آموختند در حالی که بازی بچه های امروزی بیشتر تک نفره است و بچه ها انگیزه ای برای دور هم جمع شدن ندارد.

 

حتی در این سال ها پرداختن به سرگرمی مشاعره که بسیار روی تقویت هوش کودکان اثر دارد، کم شده و جای آن را به بازی های کامپیوتری داده است. می توان به خانواده ها توصیه کرد که حتما طی هفته کودکانشان را به پارک ها یا فضاهایی که بچه ها می توانند در آن ها بازی کنند، ببرند تا کمتر احساس تنهایی کنند چون امروزه دیگر مثل گذشته بچه ها در کوچه و خیابان با هم بازی نمی کنند و والدین بچه هایشان را برای بازی به خارج از خانه نمی فرستند به همین دلیل حداقل باید هفته ای یک بار بچه ها را همراهی کنیم چون اگر آن ها را در خانه تنها رها کنیم، روز به روز منزوی تر و تنهاتر خواهند شد و در آینده هم روابط اجتماعی خوبی با دیگران نخواهند داشت. بازی های دیروز حداقل این مزیت را داشتند که همه بچه های محل را دور هم جمع کنند.

 

موضوعات مرتبط: تربیتی
 
 
این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی