.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; مدرسه رفتن و کاهش استرس

مدرسه رفتن و کاهش استرس

مدرسه

برخی به آسانی با شرایط تازه خو می گیرند اما بچه هایی هم هستند که هر سال با نزدیک شدن مهرماه به نگرانی، کم خوابی و ترس های خاموش دچار می شوند.

 

"جیسون والکر"، روانشناس، در این باره می گوید: "بازگشت به مدرسه، دگرگونی بزرگی است. همه کودکان از بازگشت به مدرسه، نگرانی دارند، حتی کودکانی که واقعا در مدرسه موفق هستند".

 

این مشکل بعد از یک یا دو هفته برطرف خواهد شد. اما اگر این چنین نشد، پدر و مادر باید دلیل آن را بیابند.

 

اما برای کمک به کمتر شدن این تنش ها همه افراد خانواده می توانند تلاش کنند. شاید این پیشنهاد ها مفید باشند:

 * تلاش کنید همه افراد خانواده، پیش از باز شدن مدرسه ها برنامه خواب و بیدار شدن خود را منظم کنند.

 

* کودک را تشویق کنید نگرانی‌هایش را با شما در میان بگذارد. در این باره به طور خصوصی و با توجه کامل با او گفت و گو کنید.

 

* پیش از باز شدن مدرسه، سری به مدرسه بزنید و پیش از آغاز کلاس‌ها، با آموزگار ملاقاتی داشته باشید. این ملاقات شما را با آموزگار فرزندتان آشنا می کند و به هماهنگی بیشتر شما با هم کمک می کند.

 

* به کودک خود بیاموزید چگونه در موقعیت‌های ترسناک، چه واقعی و چه تخیلی، واکنش نشان دهد و به تفسیر مثبتی از آن ها برسد.

 

* با کودک در این باره بازی کنید. به او اجازه دهید که نقش معلم بداخلاق یا همکلاسی قلدر را بازی کند تا شما در نقش کودک بازی کنید و واکنش درست را به شکل عملی به او نشان دهید.

 

مدرسه

* به کودک کمک کنید تا بیشتر به خوبی های مدرسه و بخش هایی که در برنامه یا فضای مدرسه دوست دارد و می پسندد توجه کند.

 

* هنگام رفتن به مدرسه، با خوشرویی کودک را بدرقه کنید.

 

 *  اگر کودک نخواست به مدرسه برود، تسلیم کج خلقی و گریه های او نشوید و به این ترتیب به او باج ندهید. مهارت‌های تسلط بر شرایط و کم کردن تنش، مانند کشیدن نفس های عمیق را به کودک بیاموزید و با او تمرین کنید.

 

 * از کودک بپرسید آیا مایل است چیزی را با خود به مدرسه ببرد که او را به یاد خانه بیندازد.

 

* پس از پایان یک روز در مدرسه، هنگام نهار، دوباره به او قوت قلب بدهید و تحسینش کنید.

 

* از همه مهم تر، رفتار شجاعانه کودکان را تحسین کرده و به او پاداش بدهید.

منبع: کتابک

 

 



موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: مدرسه رفتن و کاهش استرس

تاريخ : چهار شنبه 27 / 2 / 1395 | 4:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

برخی از کودکان دیر با دیگران گرم می گیرند، آنها قبل از آنکه از یک مهمانی لذت ببرند نیاز دارند موقعیت را ارزیابی کنند اما برخی کودکان درونگرا هستند و نیاز دارند زمانی را با افکارشان تنها باشند. اشتباه نکنید. کودکان درونگرا می توانند مهارت های اجتماعی بسیار پیچیده ای را بیاموزند و از بودن در کنار دیگر بچه ها لذت ببرند. آنها فقط نمی خواهند مرکز توجه باشند. فقط باید بدانید چطور با آنها رفتار کنید.

به او احترام بگذارید
نه تنها باید او را برای آنچه که هست قبول کنید بلکه باید به او احترام بگذارید. تا زمانی که این رفتار در او نهادینه شود باید توجه کافی به او داشته باشید. کودکان درونگرا می توانند مهربان، متمرکز و بسیار اهل مشارکت باشند.

به او برچسب نزنید
اگر کودک شما خجالتی است به هیچ عنوان به خودتان اجازه ندهید او را با این لقب صدا کنید. او عصبانیتی را تجربه خواهد کرد که جزو یک صفت ثابت در او می شود، نه یک احساسی که می تواند بر آن کنترل داشته باشد. او همچنین می داند که خجالتی بودن در جامعه مورد انتقاد است. وقتی دیگران در مقابلش او را خجالتی می نامند سعی کنید به آهستگی آن را بازسازی کنید و مثلا بگویید «سارا دوست داره وقت خودش رو برای موقعیت های جدید صرف کنه.»
 
فکر نکنید ارثی است
اگر شما درونگرا هستید سعی نکنید سابقه خودتان را روی فرزندتان اعمال کنید. درونگرایی شما ممکن است در جوانی شما را آزار داده باشد. تصور نکنید این می تواند نمونه ای برای فرزند شما باشد یا او نمی تواند مسئولیت رسیدگی به امورش را داشته باشد. او از پس کارهایش برمی آید و با این کار رشد می کند. بهترین کاری که می توانید برای او انجام دهید این است که کمکش کنید از خصوصیاتش لذت ببرد و اعتماد به نفس داشته باشد و به او آموزش دهید با جنبه های چالش برانگیز طبیعت خود کنار بیاید.

آرام حرکت کنید اما حرکت کنید
اگر کودک شما نسبت به امتحان کردن چیزهای جدید یا ملاقات با افراد جدید بی تمایل است، او را به تدریج در معرض تجربه های نو قرار دهید. اجازه ندهید او انتخاب کند اما به محدودیت هایش احترام بگذارید حتی اگر به نظر زیاد می آید. قدم به قدم به سوی چیزی که او در برابرش احتیاط می کند، بروید. وقتی او خطرات اجتماعی را به جان می خرد، او را به خاطر تلاشش تحسین کنید؛ مثلا «دیدم که دیروز با بچه ها بازی کردی، می دونم که سختت بوده اما من بهت افتخار می کنم.» زمانی که از چیزی لذت می برد یا از چیزی می ترسد اینها را به او خاطرنشان کنید. در نهایت او یاد می گیرد که احساس نگرانی خود را تنظیم کند.

گل تان را آب دهید
اگر کودک شما بسیار حساس است یعنی نسبت به نور، صدا، تجربه های عاطفی یا موقعیت های جدید واکنش نشان می دهد شاید بتوان گفت او«کودک ارکیده» است. این عبارت از تئوری ای که در حال حاضر توسط محققان در حال بررسی است به دست آمده.بنابراین نظر اگر بسیاری از کودکان مانند گل قاصدک هستند یعنی می توانند خودشان را با هر محیطی وفق دهند، برخی دیگر مانند گل ارکیده هستند. آنها به محیط پرورش خود بسیار حساسند، در واقع آنها از کودکان قاصدک بهتر عمل می کنند، اغلب سالم ترند و نمرات بهتری کسب می کنند و از روابط قوی تری برخوردارند.

احساساتش را پرورش دهید
کودکان درونگرا پتانسیل گسترش احساسات بزرگ را دارند. نسبت به اشتیاق فرزندتان آگاه باشید و آن را پرورش دهید. درگیری در یک فعالیت و یک مسیر ثابت منجر به شادی است و استعدادی که خوب پرورش داده شود، یک منبع بزرگ اعتماد به نفس است. فعالیت های قدیمی مانند فوتبال و پیانو ممکن است برای برخی از بچه ها مناسب باشد اما مسیرهای دیگر را فراموش نکنید، ممکن است او در نوشتن خلاق باشد بنابراین سعی کنید او را راهنمایی کنید.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: به این کودک « برچسب » نزنید!

تاريخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395 | 18:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

 آقایان عزیز! شما مهمترین فرد در زندگی دخترتان هستید. هیچکس حتی مادر، دوستان، نامزد و معلم‌هایشان به اندازه شما مهم نیستند. هیچ رابطه‌ای مهمتر از رابطه شما با او نیست. شخصیت او بعنوان یک زن در بزرگسالی تا حد زیادی به طریقه برخورد شما با او بستگی دارد. به همین دلیل است که می‌خواهم ۵ اصل برای رفتار شما با دخترانتان مطرح کنم.
 
در ۱۳ سالگی، مثل همه نوجوانان دیگر غرق در دنیای مُد بودم. هر لباسی که می‌خریدم، سعی می‌کردم روی آخرین مد باشد. دوست داشتم زیبا و امروزی به نظر برسم و خیلی وقت‌ها هم نسبتاً زیاد پیش می‌رفتم. با همان لباس‌ها سوار دوچرخه‌ام می‌شدم و در محل گشت می‌زدم. واقعاً فاجعه بود. 
 
و پدرم فکر می‌کرد که من واقعاً زیبا هستم.
اگر راستش را بخواهید، او اشتباه می‌کرد (و باید به من می‌گفت که کمی سنگین‌تر لباس بپوشم). اما پدر من همیشه فکر می‌کرد که من فوق‌العاده زیبا هستم. کار من هم شده بود که لباس‌های مختلف را مثل مانکن‌ها برایش می‌پوشیدم و هرچقدر هم که آن لباس مسخره بود، او با تعجب می‌گفت، «وای! تو فوق‌العاده‌ای دخترم».
 
اما نظر من درمورد خودم کمی فرق می‌کرد. من هم مثل هر دختر نوجوان دیگر تقریباً از خودم متنفر بودم. اما در عمق وجودم می‌دانستم که باید دوست داشته شوم. چون پدرم واقعاً عاشق من بود.
 
آقایان عزیز! شما مهمترین فرد در زندگی دخترتان هستید. هیچکس حتی مادر، دوستان، نامزد و معلم‌هایشان به اندازه شما مهم نیستند. هیچ رابطه‌ای مهمتر از رابطه شما با او نیست. شخصیت او بعنوان یک زن در بزرگسالی تا حد زیادی به طریقه برخورد شما با او بستگی دارد. به همین دلیل است که می‌خواهم ۵ اصل برای رفتار شما با دخترانتان مطرح کنم.
 
۱. دوستش داشته باشید. 
می‌دانم که این خیلی بدیهی است و نیازی به گفتن آن نیست. اما آقایون باید طوری دخترتان را دوست داشته باشید که انگار زندگی‌تان به او وابسته است. چون برای او همینطور است.
 
امیدوارم که به نظر شما دخترتان زیباترین، باهوش‌ترین و باارزش‌ترین دختر روی زمین باشد اما اگر اینطور نیست، یاد بگیرید که او را اینطور ببینید. عشق یک احساس نیست، یک انتخاب است. اگر شما تصور نکنید که دخترتان (چه هنوز جنینی در شکم همسرتان باشد و چه زنی ۶۰ ساله) فوق‌العاده است، یاد بگیرید که چطور اینطور فکر کنید. لیستی از همه خصوصیات مثبت او که دوست دارید تهیه کنید. آلبوم عکس‌های او را از کودکی تا بزرگی نگاه کنید و ببینید چطور رشد کرده است. همه خاطرات خوبتان با او را بنویسید. هر روز برایش دعا کنید. 
 
اگر دخترتان اذیتتان کرده و دلتان را شکسته، از شما توقع دارم که گذشت کنید. دوست داشتن یک دختر نوجوان کله‌شق کار سختی است می‌دانم. این فقط یک احساس نیست، یک جنگ تمام‌نشدنی برای لذت بخشیدن به موجودی است که خلق کرده‌اید. هر کاری از دستتان برمی‌آید برای دوست داشتن این دختر انجام دهید. چون اگر این کار را نکنید، او کس دیگری را برای این کار پیدا خواهد کرد. 
 
۲. به او بگویید که دوستش دارید. 
مهم نیست که فکر می‌کنید این را می‌داند. به او بگویید. هر روز این را به او بگویید. هیچوقت شنیدن آن برای یک زن کافی نیست. این برای آن است که اگر دخترتان روزی احساس کرد که هیچکس او را دوست ندارد و نتوانست با هیچ جنس مخالفی وارد رابطه شود، ته دل خود بداند که شما دوستش دارید. همه زن‌ها به این نیاز دارند. اگر شما به دخترتان این عشق را ندهید، هر کاری که از دستش برآید انجام می‌دهد تا آن را از مرد دیگری بگیرد.
 
پس به او بگویید که دوستش دارید. اما این کار را به هزاران روش مختلف انجام دهید. به او بگویید که بسیار زیباست. بگویید که این لباس چقدر به او می‌آید یا شعری که نوشته است چقدر زیباست. لازم نیست تحسین‌های شما فقط محدود به ظاهر او شود اما تایید ظاهر برای دخترها اهمیت زیادی دارد. او باید بداند که عشق شما به او فقط بخاطر گرفتن نمرات بالا در مدرسه نیست. هیچوقت حتی پشت سرش درمورد او بدگویی نکنید. یا حرف‌های مثبت و سازنده بزنید یا اصلاً حرفی نزنید. 
 
برای او گل بخرید. برایش نامه بنویسید. اگر می‌توانید حتی برایش شعر بگویید. گاهی اوقات فقط به چشمانش نگاه کنید و بگویید دقیقاً همان چیزی است که همیشه دوست داشتید باشد. وقتی کوچک است با گفتن این حرف بغلتان می‌کند. وقتی نوجوان می‌شود احتمالاً سرش را پایین می‌اندازد و گونه‌هایش سرخ می‌شود. اما این کلمات زندگی او را تغییر می‌دهد. او باید بداند که همیشه و تا ابد دوستش دارید.
 
۳. به او نشان دهید که دوستش دارید.
اگر دوست داشتنتان را به او نشان ندهید هرچقدر هم که آن را بر زبان بیاورید کافی نخواهد بود. وقتی کوچک است او را در آغوش بگیرید، حتی اگر خیلی اهل بغل کردن نیستید. اگر می‌خواهد همه جا او را با خودتان ببرید. همه چیز را به او نشان دهید. هر بازی که می‌خواهد بکند، هر جایی که می‌خواهد برود، با او همراه شوید. هیچ جلسه کاری آنقدرها مهم نیست. هر چیزی که لازم است را برای او کنسل کنید. هیچ چیز مهمتر از این نیست که کنار او باشید. هیچوقت نمی‌دانید تا چه زمان پیش او خواهید بود.
 
تنها با او بیرون بروید. به باغ‌وحش، موزه یا سینما بروید. وقتی بزرگتر می‌شود، او را به اولین قرار ملاقات عاشقانه‌اش ببرید. به او یاد بدهید که چطور باید در چنین روزی رفتار کند. در روز به او تلفن کنید و با او حرف بزنید. با او مثل یک خانم رفتار کنید -- در را برایش باز کنید، وسایلش را حمل کنید ، … - بگذارید ببیند که رفتار یک آقا چطور باید باشد. متقاعدش کنید که برای مردان بی‌ارزش وقت نگذارد. وقتی شکایت می‌کند به حرف‌هایش گوش دهید و سعی نکنید آن را برایش درست کنید. بیشتر زن‌ها فقط دوست دارند کسی به حرف‌هایشان گوش دهد نه اینکه مشکلاتشان را برایشان حل کند. 
 
وقتی گریه می‌کند، در آغوشش بگیرید. پیشانی‌اش را ببوسید. برایش هدیه بگیرید اما سعی نکنید برایش عشق بخرید. لاستیک پنچر ماشینش را عوض کنید و به او یاد دهید که چطور باید روغن ماشینش را عوض کند. زمان‌هایی ممکن است برای او خسته‌کننده و بد باشد اما بگذارید یادش بماند که چقدر دوستش داشته‌اید. سعی کنید او را بشناسید و آنطور که دوست دارد دوستش داشته باشید. او به هیچ چیز دیگری جز این نیاز ندارد.
 
۴. مادرش را دوست بدارید.
همانطور که جان وودن می‌گوید، «بهترین کاری که یک پدر می‌تواند برای بچه‌هایش انجام دهد این است که مادرشان را دوست داشته باشد». رابطه‌ای که با مادر دخترتان دارید، پایه و اساس هر رابطه‌ای که بخواهد با یک مرد داشته باشد را شکل می‌دهد. او باید بداند که یک زن باید تحسین شده و از او مراقبت شود. به همین خاطر اگر سر همسرتان فریاد می‌کشید یا او را تحقیر می‌کنید، دست از این کار بردارید. شاید گاهی لازم باشد داد و بیداد اتفاق بیفتد اما این نباید جلو چشم دخترتان باشد. باید با همسرتان طوری رفتار کنید که دوست دارید دامادتان با دخترتان رفتار کند. اگر دوست ندارید دخترتان با مردی مثل شما ازدواج کند، مرد بهتری باشید.
 
اینکه به او نشان دهید با یک خانم چطور باید رفتار شود شامل عشق ورزیدن هم می‌شود. همسرتان را بیرون ببرید. هرازگاهی او را جلو فرزندانتان ببوسید. باید به فرزندتان نشان دهید که عشق یک ازدواج می‌تواند پردوام باشد. دختر شما باید ازدواج را اتفاقی زیبا و رمانتیک ببیند. او باید مطمئن شود که شاهزاده رویاهایش که با اسب سفید می‌آید فقط برای بار اول او را با بوسه‌ای بیدار نمی‌کند، بعد از آن هر روز صبح او را با بوسه‌هایش بیدار خواهد کرد. او لیاقتش را دارد که عشق‌های داستان‌های پریان را باور کند. همسرتان هم همینطور.
 
اگر از مادر دخترتان جدا شده‌اید، باز هم همیشه با احترام با او برخورد کنید و هیچوقت از او بدگویی نکنید. اگر مادر دخترتان فوت شده است و الان با زن دیگری زندگی می‌کنید، با او هم مثل یک ملکه رفتار کنید. اما مدام از عشقی که به مادر دخترتان داشته‌اید بگویید. او باید بداند که هر اتفاقی هم که بیفتد شما باز او را دوست خواهید داشت. مادر فرزندانتان شایسته این است که با او در حضور آنها با احترام رفتار شود. اینکار را بخاطر فرزندانتان بکنید.
 
۵. همه زنان را دوست بدارید.
با همه زنان با احترام رفتار کنید. زن فروشنده، دختری که کنار دخترتان در پارک بازی می‌کند، زن سیاستمدار در تلویزیون و … این احترام برای زنان باید همیشگی باشد. اگر مشکل پورنوگرافی دارید همین الان از متخصص کمک بگیرید. حتی اگر او هیچوقت این مسئله را متوجه نشود، پورنوگرافی باعث می‌شود نگاه شما به زنان متفاوت شود و او کم‌کم تصور خواهد کرد که مردان باید به زنان مثل یک شیء نگاه کنند. پس اگر برنامه ناجوری در تلویزیون پخش می‌شود کانال را عوض کنید. همیشه درمورد نکات مثبت زن‌ها حرف بزنید، و درمورد زیبایی آنها بگویید حتی اگر چاق و بی‌تناسب باشند. اگر تصور کنید که فقط دختران لاغر زیبا هستند، دخترتان حتی اگر متناسب باشد باز تصور خواهد کرد که چاق و زشت است.
 
همه زنان را تحسین کنید نه فقط آنها که زیبا هستند. به زن‌ها نگاهی برابر با مردها داشته باشید. اگر نمی‌توانید به بقیه زن‌ها طوری نگاه کنید که به دخترتان نگاه می‌کنید، او می‌فهمد که یک مرد واقعی چطوری است و در نظرش فرد کثیفی دیده خواهید شد.
 
با این کارها نه تنها برای روابط او با مردهای دیگر استاندارد تعیین می‌کنید، برای پدر بودن هم استاندارد می‌گذارید. پدر بودن چیزی نیست که بتوانید از آن شانه خالی کنید. اینکه پدر محبوب دخترتان باشید تلاش زیادی می‌خواهد اما شما از پس آن برمی‌آیید. هرچه که باشد می‌دانید که دخترتان ارزش اینهمه تلاش شما را دارد.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: ۵ قانون برای پدرانی که دختر دارند

تاريخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395 | 18:17 | نویسنده : اکبر احمدی |

غلب والدین تلاش می‌کنند بهترین شیوه تربیتی را برای کودک خود به کار گیرند تا فرزندشان در دوران بزرگسالی با مشکل جدی مواجه نشود.  موضوع ایجاد اعتماد به نفس در کودک، یکی از دغدغه‌های مهم اغلب والدین است و آنها دوست دارند فرزندشان در مدرسه و اجتماع با اعتماد به نفس بالا و توانمند رفتار کند و در روابط‌اش موفق باشد.
 
کارشناسان راه‌های زیر را برای تقویت اعتماد به نفس در کودکان به والدین پیشنهاد می‌کنند:
 
- اول اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید.
اعتماد به نفس بیش از آنکه ارثی باشد،‌ اکتسابی است و فرزندانمان آن را از ما می‌آموزند. کودکان اغلب از رفتارهای والدینشان الگو می‌گیرند. آنها زمانیکه می‌بینند پدر و مادرشان کاری را با اعتماد به نفس انجام می‌دهند، شبیه آن رفتار را انجام می‌دهند. بنابراین زمانیکه با فرزندتان در تعامل هستید و از او مراقبت می‌کنید سعی کنید شاد باشید و اعتماد به نفس داشته باشید. چرا که زمانیکه شما ناراحت و بلاتکلیف باشید این ناراحتی به آنها منتقل می‌شود.
 
- با کودکتان بازی کنید.
کودکان بسیاری از رفتارها را در بازی با والدین می‌آموزند. نحوه بازی و همچنین تعامل با همبازی‌ها بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد. زمانی که شما با کودکانتان بازی می‌کنید به آن‌ها نشان دهید که برایتان با ارزش هستند.
 
- فرزندتان را با اسم صدا کنید.
صدا کردن فرزندان با اسمشان به آنها احساس هویتی مجزا از دیگران می‌دهد و کودک، هویت فردی خود را درک می‌کند. این مخاطب قرار دادن در اجتماعات مختلف نیز تاثیرگذار است و کودکانی که این گونه مخاطب قرار می‌گیرند خودشان نیز این رفتار را می‌آموزند و کودکانی با اعتماد به نفس می‌شوند که در آینده نیز همسالان خود را در گروه معمولا با اسم صدا می‌کنند و زمانی که به کمک نیاز داشته باشند بهتر از دیگران می‌توانند تقاضای کمک کنند.
 
- به آنها تا رسیدن به موفقیت‌های تحصیلی و ... کمک کنید.
مهم ترین فاکتور موفقیت یک فرد، توانایی‌های طبیعی او است. در این زمینه تشویق کودکان برای رشد مهارت‌ها و علایق آنها بسیار مهم است اما نباید بیشتر از توانشان از آن‌ها انتظار داشت. حفظ تعادل در این شرایط بسیار مهم است.
 
- تعامل کودک با دوستانش را تحت نظر داشته باشید.
نوع درک کودک از خود به شدت به نحوه تعامل او با اطرافیانش بستگی دارد. پس در انتخاب دوستان و اطرافیان کودکتان دقت کنید؛ چرا که دوستان و اطرافیان در نحوه رفتار و موفقیت فرزندتان بسیار تاثیرگذار هستند.
 
- به کودکتان مسئولیت بدهید.
کودکان با انجام بخشی از کارهای خانه اعتماد به نفسشان بالا رفته و احساس ارزشمندی می‌کنند. در سنین 2 تا 4 سال انجام کارهایی که به آن‌ها علاقه دارند و از عهده آن بر می‌آیند می‌تواند بسیار موثر باشد و با بالا رفتن سن آنها، این مسئولیت‌ها را بیشتر کنید.
 
- وظایف کودک را برایش تقسیم کنید تا نحوه دستیابی به موفقیت را درک کند.
زمانی که حس می‌کنید کاری برای فرزندتان بسیار سخت است و از عهده آن بر نمی‌آید، آن را به چند بخش تقسیم کنید تا مفهوم دستیابی به موفقیت را از طریق راه‌های مختلف و مراحل حل مشکلات را بیاموزند.
 
به گزارش ایسنا به نقل از مجله آنلاین Care، اعتماد به نفس می‌تواند موضوع پیچیده‌ای باشد که در آینده به کودکان ما بسیار کمک کند، پس ما می‌توانیم در مراحل اولیه زندگی آنها، این ویژگی مثبت را در درونشان نهادینه کنیم.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: نکاتی که در تربیت کودکان کمتر اهمیت می دهیم

تاريخ : چهار شنبه 16 / 1 / 1395 | 18:13 | نویسنده : اکبر احمدی |

 کودک را برای مدرسه آماده کنید(1)

می توان گفت، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی ها و مهارت ها عبارتند از: بهداشت خوب و سلامت جسمانی، بلوغ فکری و اجتماعی، مهارت های زبانی، توانایی حل مسأله، تفکر خلاق، و اطلاعات عمومی درباره جهان. در حالی که به  فرزند خود کمک می کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند، به خاطر داشته باشید که:

 

  • میزان پیشرفت بچه ها متفاوت است.
  • بعضی بچه ها در بعضی زمینه ها قوی ترند.

 

همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.

 

به نظر می رسد، بچه هایی که می توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند، از آمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از:


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: کودک را برای مدرسه آماده کنید(1)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394 | 14:32 | نویسنده : اکبر احمدی |

کودک را برای مدرسه آماده کنید(2)

مدرسه
آمادگی اجتماعی و عاطفی

بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محیطی رو به رو می شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند.

 

آن ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن ها نیز فرق می کند. اغلب بچه ها، مدرسه را با مهارت های اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی‏کنند. این مهارت ها را می توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی ها در بچه ها فراهم شده باشد، آن ها شانس بیشتری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند.

این ویژگی ها عبارتند از:

 

اعتماد به نفس بچه ها باید بیاموزند، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و باور کنند می توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، وقتی دست به کاری جدید می زنند و بار اول موفق نمی شوند، دست از تلاش بر نمی دارند. استقلال بچه ها باید بیاموزند کارهایشان را خود انجام دهند. انگیزه بچه ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود. کنجکاوی بچه ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.

 

پشتکار بچه ها باید یادبگیرند، کاری را که شروع کرده اند، تمام کنند. همکاری بچه ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: کودک را برای مدرسه آماده کنید(2)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394 | 14:30 | نویسنده : اکبر احمدی |

زبان و دانش عمومی دانش آموزان

مدرسه

بچه ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند. بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند، در مدرسه با مشکلات متعددی رو به رو می شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می توانید به توصیه های زیر عمل کنید.

 

به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید:

بچه ها از طریق بازی می آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن ها تا بتوانند کشف کنند، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن ها کمک می کند، مشکلات خود راحل کنند. بچه ها از طریق بازی با بلوک ها، با هندسه، اشکال و توازن آشنا می شوند و می توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.

 

از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید:

نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند؛ زیرا آن ها قادر نیستند به غان و غون بچه ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد. صحبت با بچه ها تنها فهم و درک آن ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می دهد.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: زبان و دانش عمومی دانش آموزان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 11 / 11 / 1394 | 14:27 | نویسنده : اکبر احمدی |

ویژگی های والدین افراد موفق

تمام والدین آرزو دارند تا فرزندانشان در زندگی با هیچ مشکلی مواجه نشوند و دوران تحصیل خود را با موفقیت پست سر گذاشته و در دنیای کسب ‌و کار موفقیت‌های چشمگیری را کسب کنند.

 

با این ‌حال که امکان ارائه دستورالعمل یکسان برای همه والدین وجود نداد، اما نتایج تحقیقات روانشناسی به برخی از عوامل مؤثر در تربیت درست فرزندان اشاره کرده است. در ادامه می توانید با برخی از ویژگی‌های مشترک والدین افراد موفق آشنا شوید:

 

ایجاد شرایط برای فرزندان جهت تحصیل در سنین پایین تر

بررسی ۳۵۰۰۰ کودک زیر ۶ سال در آمریکا، کانادا و انگلیس نشان داد برخورداری از مهارت های ریاضی در سنین پایین کمک بسیار بزرگی به پیشرفت افراد خواهد کرد.

 

گرِگ دانکن، نویسنده و محقق دانشکاه نورث وسترن، در یکی از مصاحبه های خود گفت « اهمیت بسیار بالای کسب دانش ریاضی در سنین پایین – شروع مدرسه با شناخت اعداد، ترتیب آن ها و مفاهیم ابتدایی ریاضی – از نتایج بسیار شگفت انگیز مطالعات است. برخورداری از دانش ریاضی نه تنها باعث کسب مهارت های بالا در ریاضیات می شود، بلکه باعث می شود تا فرد در بزرگسالی از توانایی درک مطلب بالایی برخوردار شود.

 

شرایط اجتماعی و اقتصادی بالاتر

بسیاری از بچه ها در فقر بزرگ می شوند و این باعث می شود تا قادر به بهره گیری از تمام استعدادها و توانایی های خود نباشند.

 

نتایج تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان می دهد که تفاوت عملکرد بین فرزندان قشر پردرآمد و کم درآمد جامعه ۳۰ تا ۴۰ درصد بیشتر از تفاوت میان بچه هایی است که ۲۵ سال پیش متولد شده اند. وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین حتی روی عملکرد تحصیلی بچه ها نیز تاثیر دارد.

 

بسیاری از موفقیت های علمی و اکتشافات افراد نتیجه شرایط تحصیلی خوب آن هاست که خود تا حد زیادی به وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده ها بستگی دارد.

 

انتظارات بالا

نتایج تحقیق پروفسور نیل هالفون از دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس نشان می دهد که میزان انتظارات والدین تأثیر بسیار زیادی روی میزان موفقیت تنها در آینده دارد.

 

او بیان کرد:

« والدینی که انتظار دارند فرزندان آن‌ها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، بدون در نظر گرفتن میزان درآمد و وضعیت مالی خود سعی می‌کنند تا شرایط ورود به دانشگاه را برای آن‌ها فراهم سازند. بنابراین فرزندان طبق انتظارات پدر و مادر خود رشد می کنند.»

 

سطح تحصیلی بالاتر

بر اساس نتایج تحقیقات اخیر، فرزندان مادرانی که تحصیلات متوسطه را پشت سرگذاشته و یا وارد دانشگاه شده اند، به احتمال بیشتر از این تحصیلات برخوردار خواهند شد. بنابراین تحصیلات و سطح سواد پدر و مادر به عنوان عاملی مؤثر در ترغیب بچه ها به ادامه تحصیل محسوب می شود. بیشتر فرزندانی که از مادر ۱۸ سال یا کمتر متولد شده اند، معمولا موفق به اتمام تحصیلات متوسطه و ورود به دانشگاه نشده اند.

 تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394 | 9:37 | نویسنده : اکبر احمدی |


یکی از بهترین انواع تنبیه برای کودکان

کودک

تنبیه کودک نقش مهمی در تربیت او دارد. اما تنبیه باید به صورت درست و صحیح انجام گیرد. باید بدانید  همان ‌قدر که تنبیه می‌تواند در تربیت کودک مؤثر باشد، به همان اندازه نیز می‌تواند تأثیر منفی در تربیت او داشته باشد.

 

بنابراین باید توجه داشت كه این امر روش‌های خاص خود را دارد و در صورت نادرست انجام شدن آن، کودک آسیب‌های روانی زیادی را متحمل می‌شود که این موضوع به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست. والدین و همچنین معلمین باید به این مسئله توجه داشته باشند که تنبیه نادرست باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی در کودک می‌شود. بنابراین انتخاب تنبیه مناسب با رفتار غلط كودك، خود بسیار دارای اهمیت است.

 

یکی از بهترین انواع تنبیه، تنبیه کلامی است

در این نوع از تنبیه والدین می‌توانند فرزند خود را از یك سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال كننده و… محروم كنند.

 

به طور كلی اگر می‌خواهید فرزندان‌تان خود را انسان‌هایی با ارزش تصور کنند باید آن ها را با تمام نقاط ضعف و کاستی‌هایشان بپذیرید و به آن ها ایمان داشته باشید. در غیر این صورت فقط تعداد کمی از آن ها ممکن است به خودشان اعتقاد پیدا کنند. همچنین یاد بگیرید تا شخصیت آن ها را از رفتارهایشان جدا کنید. ما باید به آن ها ثابت کنیم بدون توجه به آنکه چگونه عمل می‌کنند، آن ها را دوست داشته و برای آن ها به عنوان یک فرد ارزش و احترام قائلیم.

 

از آنجا که نیاز به امنیت، تعلق داشتن و دوست داشته شدن از نیازهای اساسی هر انسانی است و هر کودکی برای داشتن احساس امنیت باید حداقل یک نفر را دوست داشته باشد و توسط یک نفر دوست داشته شود، تنبیه، به ویژه عیب‌جویی موجب می‌شود کودکان احساس کنند غیرقابل دوست داشتن هستند.

کودک

بچه‌ها باید باور کنند که کسی برای آن ها اهمیت و احترام قایل است، باید باور کنند که کسی نسبت به آنان متعهد است و به اندازه کافی دلسوز آن هاست و به شادی آن ها فکر می‌کند. آنان باید احساس کنند که دوست‌داشتنی هستند.

 

آن ها نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند، نه این که چه کاری را نباید انجام دهند، آنان نیاز دارند که احساس کنند انسان‌های مفیدی هستند، دوست دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدین‌شان شده‌اند و مایلند سعی و تلاش زیاد آن ها مورد توجه والدین‌شان قرار بگیرد. کودکانی که به آن ها بی‌اعتنایی می‌شود، نمی‌توانند حس کنند که عزیز شمرده می‌شوند، زیرا مورد توجه قرار نمی‌گیرند. پس آن ها را به رسمیت بشناسیم و برایشان ارزش و اهمیتی درخور قایل شویم.

 

تنبیه بدنی

تنبیه بدنی به هر شکلی که باشد قطعا بین شما و فرزندتان دیوار و حائل ایجاد می‌کند. خود ما از کسانی که به نوعی سعی می‌کنند به ما آسیب برسانند نفرت داریم. به هر حال این طبیعت انسان است و پدر و مادر باید بدانند تاثیر انضباطی تنبیه بدنی، سطحی و موقتی است.

 

برای ایجاد یک پیوند دائمی با فرزندتان باید در کنار آموزش نظم و انضباط، به او احترام هم بگذارید. تنبیه بدنی مولد احساس ترس است و برای همیشه بین والدین و فرزندان فاصله می‌اندازد. بسیاری از والدین اغلب به یاد نمی‌آورند که خودشان در دوران کودکی تا چه اندازه از تنبیه شدن متنفر بوده‌اند. شیوه‌های مثبت و متعددی برای نزدیک شدن به کودک و یادآوری اشتباهاتی که مرتکب شده وجود دارد. از کتک زدن کودک هیچ چیز عایدتان نمی‌شود.

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394 | 9:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

بازی های کودکان، از تیله تا تبلت

بازی

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 

بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 

بازی های دیروزی اجتماعی تر بودند

در گذشته بعضی از بازی ها روی عملکرد جسم و نوع حرکات بچه ها تاثیر می گذاشت مانند بازی یه قل دو قل که برای تمرکز و توجه بچه ها مفید بوده از طرفی کودکان با انجام بازی های گروهی مهربانی و صمیمیت را با هم تقسیم می کردند که همین مشارکت آن ها را از منزوی بودن در می آورد و از این طریق خیلی چیزها می آموختند در حالی که بازی بچه های امروزی بیشتر تک نفره است و بچه ها انگیزه ای برای دور هم جمع شدن ندارد.

 

حتی در این سال ها پرداختن به سرگرمی مشاعره که بسیار روی تقویت هوش کودکان اثر دارد، کم شده و جای آن را به بازی های کامپیوتری داده است. می توان به خانواده ها توصیه کرد که حتما طی هفته کودکانشان را به پارک ها یا فضاهایی که بچه ها می توانند در آن ها بازی کنند، ببرند تا کمتر احساس تنهایی کنند چون امروزه دیگر مثل گذشته بچه ها در کوچه و خیابان با هم بازی نمی کنند و والدین بچه هایشان را برای بازی به خارج از خانه نمی فرستند به همین دلیل حداقل باید هفته ای یک بار بچه ها را همراهی کنیم چون اگر آن ها را در خانه تنها رها کنیم، روز به روز منزوی تر و تنهاتر خواهند شد و در آینده هم روابط اجتماعی خوبی با دیگران نخواهند داشت. بازی های دیروز حداقل این مزیت را داشتند که همه بچه های محل را دور هم جمع کنند.

دکتر نسرین امیری، عضو هیات علمی دانشکده توانبخشی و علوم بهزیستی

 

بازی
بازی های دیروزی پر تحرک تر بودند

بازی های دیروز و امروز از ۴ جهت با یکدیگر متفاوت هستند؛ از نظر تکنولوژی و دیگری از نظر کارکرد. در گذشته بیشتر بچه ها با توپ یا عروسک های پارچه ای بازی می کردند در حالی که بچه های امروز با تکنولوژی سر و کار دارند. البته ناگفته نماند که بازی های امروز چون هم پیشرفته تر هستند و هم جذاب ترند، بچه ها با بیشتر مجذوب آن ها می شوند و به همن دلیل کمتر از بازی های قدیمی و دسته جمعی استقبال می کنند.

 

حسن بازی های قدیمی در این بود که تحرک زیادی را می طلبید مثل بازی «گرم به هوا» یا «دست رشته» اما بچه های امروز کم تحرک تر شده اند و پشت میز رایانه شان بازی می کنند برای همین چاقی مفرط بین کودکان رو به افزایش است. ضمن این که به نظرم بازی های امروز کودکان را به سمت فردگرا بودن سوق می دهد. البته این اتفاق مختص کشور ما نیست و در تمام دنیا این وضعیت وجود دارد. از طرفی، به قول جامعه شناسان نمی توانیم تحولات را نادیده بگیریم و به گذشته برگردیم چون غیر ممکن است ولی حداقل می توانیم با ایجاد فضای صمیمانه کودکانمان را از تنهایی نجات دهیم و به آن ها کمک کنیم تا هوش خود را تقویت و خلاقیتشان را بیشتر و بهتر کنند چرا که مطمئنا بچه های امروز می توانند طراحان بزرگ فردا باشند و دنیا را در دست خود بگیرند.

 

دکتر محمد مهدی لبیبی، رئیس واحد پژوهش های رادیو



موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : سه شنبه 20 / 10 / 1394 | 9:34 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن، تقیه را جایز می داند؟

شواهد و مستندات قرآنی تقیه چیست؟ آیا از نظر قرآن، برای یک مسلمان جایز است که تقیه کند؟


تقیه

در میان علمای عامه(اهل تسنن)، شیعه به اهل "تقیه" شهرت یافته است. در حالیکه "تقیه"، حکمی عقلانی و عُقلایی است که به صورت سنتی حسنه هم در شریعت مبین اسلام و هم در ادیان وامم پیشین نیز جاری بوده است. قرآن نیز پای این حکم برآمده از عقلانیت را امضا کرده است. اینک، با ما همراه شوید تا با شواهد و مستندات قرآنی اصل "تقیه" بیشتر آشنا شویم.

مفهوم لغوی و اصطلاحی "تقیه"

واژه "تقیه" با کلمات "تقوا" و "وقایه" هم خانواده است. و هر سه از ماده "وقی یقی" گرفته شده اند که به معنای خویشتن داری و خودنگهداری است. عرب به سپر می گوید: وقایه. ترجمانی چون پرهیزکاری، برحذرداشتن، خداترسی و...همه از لوازم و فروعات مفهوم تقوا و تقیّه هستند نه اصل مفهوم.
"تقیه" اما در اصطلاح عبارت است از اینکه انسان برای حفظ جان، مال و یا آبروی خود از گزند مخالف مجبور شود سخنی بگوید و یا عملی مرتکب شود که در باطن بدان اعتقاد ندارد.

شواهد قرآنی "تقیه"

یک. تقیه عمار یاسر

بنا به گفته اهل تفسیر، کریمه 106 سوره نحل، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺍﺯ ﺗﻮﺣﻴﺪﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ: «ﻋﻤّﺎﺭ»، ﭘﺪﺭﺵ «ﻳﺎﺳﺮ»، ﻣﺎﺩﺭﺵ «ﺳﻤﻴّﻪ»، «ﺑﻠﺎﻝ»، «ﺧﺒّﺎﺏ» ﻭ «ﺻﻬﻴﺐ» ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪه است. ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﺮﻙ ﻭ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﻜّﻪ، ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻧﻮﺍﻧﺪﻳﺸﻰ ﻭ ﺗﻮﺣﻴﺪﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺯﻳﺮ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﻤّﺎﺭ ﺯﻳﺮ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻫﺎﻯ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻧﻪ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺍﻣّﺎ ﻋﻤّﺎﺭ ﺯﻳﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺳﺨﺖ، ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺖ. ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻭﺣﻰ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﻛﻢ ﻭ ﺑﻴﺶ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﺑﻪ ﻋﻤّﺎﺭ ﺧﺮﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺷﺮﻙ ﺁﻟﻮﺩ، ﻛﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻘﻴﺪﺗﻰ ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻧﺶ ﺻﺪﻣﻪ ﺍﻯ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻛﻠﺎّ، ﺍﻥّ ﻋﻤﺎﺭﺍً ﺃُﻣﻠﻰ ﺍﻳﻤﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﻗﺮﻧﻪ ﺍﻟﻰ ﻗﺪﻣﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻠﻂ ﺍﻟﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻠﺤﻤﻪ ﻭ ﺩﻣﻪ. ﻫﺮﮔﺰ، ﺍﻭ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﺮﺍﻥ ﺗﺎ ﻛﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﻭ ﮔﻮﺷﺘﺶ ﺩﺭﺁﻣﻴﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﻤّﺎﺭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ؟ ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺭﻭﻯ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺪ ﺁﻭﺭﺩﻡ؛ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺯﻳﺮ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎ ﻣﻌﺒﻮﺩﻫﺎﻯ ﺩﺭﻭﻏﻴﻦ ﺗﺎﺭﻳﻚ ﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺷﺮﻙ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺘﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﻚ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺸﻚ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻥّ ﻋﺎﺩﻭﺍ ﻟﻚ ﻓﻌﺪ ﻟﻬﻢ ﺑﻤﺎ ﻗﻠﺖ ﻓﻨﺰﻟﺖ ﺍﻟﺎﻳﺔ... ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﻥ ﺗﻴﺮﻩ ﺑﺨﺘﺎﻥِ ﺑﻴﺪﺍﺩﮔﺮ ﺷﺪﻯ، ﮔﻔﺘﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻛﻦ، ﻭ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ: ﻣَﻦْ ﻛَﻔَﺮَ ﺑِﺎﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِ ﺇِﻳﻤﺎﻧِﻪِ ﺇِﻟﺎﱠﱠ ﻣَﻦْ ﺃُﻛْﺮِﻩَ ﻭَ ﻗَﻠْﺒُﻪُ ﻣُﻄْﻤَﺌِﻦٌّ ﺑِﺎﻟْﺈِﻳﻤﺎﻥِ ﻭَ ﻟﻜِﻦْ ﻣَﻦْ ﺷَﺮَﺡَ ﺑِﺎﻟْﻜُﻔْﺮِ ﺻَﺪْﺭﺍً ﻓَﻌَﻠَﻴْﻬِﻢْ ﻏَ َﺐٌ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬﺍﺏٌ ﻋَﻈِﻴﻢٌ. ﻫﺮ ﻛﺲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﺩ، ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ؛ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺷﺮﻙ ﺁﻟﻮﺩﻯ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﮔﺮﺩﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﻛﺮﺍﻥ ﺗﺎﻛﺮﺍﻥ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﺭﻣﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣّﺎ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﻔﺮ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺸﻤﻰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺳﻬﻤﮕﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ.[1]

 

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: دانستنیها

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 29 / 9 / 1394 | 14:10 | نویسنده : اکبر احمدی |

۱۲ ویژگی والدین خوب (۱)

مادر

ویژگی های مشترک والدین خوب کدام ها هستند؟ آیا کارهای مشخصی وجود دارند که با انجام آن ها تبدیل به والدین خوب یا بد می شویم؟ همین طور است، تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 

۱. راهنمایی و حمایت به جای فشار و تقاضا.

والدین به طور طبیعی تمایل دارند کودک موفق شود و ممکن است برای تمرین موسیقی، کسب نتایج بهتر در ورزش و یا گرفتن نمره های عالی در مدرسه، کودک را تحت فشار قرار دهند و سعی کنند با رشوه و یا حتی تنبیه او را در مسیری که می خواهند، قرار دهند. واقعیت این است، پدر و مادر خوب بودن به معنی انتظارات زیاد نیست بلکه به معنی حمایت و ایجاد انگیزه در شرایط مقتضی است.

 

۲. اجازه می دهند کودک مستقل باشد.

والدین خوب، می دانند که کودکان دوست دارند کارهایشان را به طور مستقل انجام بدهند، این کارها می تواند شامل تکالیف مدرسه، پیدا کردن دوست و یا کارهای عادی و روزمره باشد. بهترین کاری که به عنوان والدین می توانیم انجام دهیم این است که کودکان را به سمتی هدایت کنیم که خودشان بتوانند کارهایش را انجام دهند. ممکن است تشخیص اینکه چه قدر باید کمک کنیم و یا چه قدر باید به کودک اجازه بدهیم خودش به تنهایی کاری را انجام بدهد، کمی سخت باشد اما به عنوان یک قانون کلی، کمک کردن به کودک با هدف آموزش شیوه انجام کار ایرادی ندارد. با این روش، کودک سرانجام قادر به انجام مستقل همان کار خواهد بود.

 

برای مثال، انجام تکالیف کودک توسط والدین و یا ایستادن کنار زمین بازی برای دیکته کردن روش بازی به هیچ وجه مناسب نیستند اما اگر به کودک نشان بدهید که چگونه می تواند روی مشکلات مربوط به تکالیفش کار کند و یا مشکلاتی را که با دوستش دارد با روش احترام آمیز حل کند، ابزار خوبی را برای آینده به او خواهید داد.

 

۳. به یاد دارند که کودکان همیشه در حال مشاهده هستند.

در مورد یکی از دوستانتان چیزی فهمیده اید که نمی توانید از گفتنش به دیگران صرف نظر کنید؟ دوست دارید به همسایه ای که کار بی ادبانه و اهانت آمیزی انجام داده، ناسزا بگویید؟ با وجود اینکه هیچ کدام از ما نمی توانیم همیشه بی عیب و نقص باشیم اما والدین خوب، می دانند که کودکان از الگوهایی که ما برای آن ها می سازیم، درس می گیرند. اگر می خواهیم کودکان مهربان، خوش رفتار و همدل باشند، باید سعی کنیم به بهترین شکل ممکن رفتار کنیم و به دیگران احترام بگذاریم.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: ۱۲ ویژگی والدین خوب (۱)

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394 | 14:55 | نویسنده : اکبر احمدی |

۱۲ ویژگی والدین خوب (۲)

در  قسمت قبل خواندید...

 

والدین
 

تعریف والدین خوب مطلق و ثابت نیست. چیزی که ممکن است به نظر یک نفر از ویژگی های والدین خوب باشد، ممکن است در قالب تعریف شخص دیگری نگنجد اما عموما این ویژگی ها و عادات در والدینی که مهارت های فرزند پروری مناسب را تمرین می کنند، قابل مشاهده هستند.

 

۷. نظم و انضباط
نظم و انضباط نه تنها بهترین چیزی است که می توانید به کودک بیاموزید، بلکه روشی برای کسب اطمینان از پرورش کودکی است که در آینده شادتر خواهد بود. چرا آموزش نظم و انضباط به کودکان تا این حد مهم است؟ کودکانی که آموزش نمی بینند، بیشتر احتمال دارد که لوس، متوقع، ناسپاس و حریص می شوند و تعجبی ندارد اگر در آینده، برای پیدا کردن دوست و شاد بودن در زندگی دچار مشکل شوند.

 

۸. به نیازهای کودک توجه می کنند.

به جای در نظر گرفتن آنچه که خودشان برای کودک می خواهند، به نیازهای کودک توجه می کنند. ممکن است کودک شما بیشتر ترجیح بدهد به تنهایی مشغول خواندن کتاب شود و دوست نداشته باشد در معرض توجه قرار بگیرد. در حالی که تشویق کودک به امتحان کردن چیزهایی که می تواند او  را از پناهگاه امنش بیرون بکشد، بسیار خوب است، (گفتن اینکه «تا وقتی کاری را امتحان نکرده ای، نمی توانی متوجه شوی که آن را دوست داری یا نه» می تواند گاهی اوقات مفید باشد، خصوصا در مورد کودکانی که در حال کشف خود و خواسته ها و علایقشان هستند)، اما والدین باید مواظب باشند که کودک را صرفا به تلاش برای تجربه های جدید و نه برای تبدیل شدن به آنچه خودشان می خواهند، به انجام کاری تشویق کنند.

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: ۱۲ ویژگی والدین خوب (۲)

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394 | 14:53 | نویسنده : اکبر احمدی |

بازی های کودکان، از تیله تا تبلت

بازی

دنیای کودکی بدون بازی و خیال اصلا معنا و مفهومی ندارد و تمام کودکان دنیا از بازی لذت می برند اما در این میان یک تفاوت عمده وجود دارد؛ نوع بازی کودکان! بازی های بچه های دیروز تیله بازی و الاکلنگ و گرگم به هوا بود، در حالی که بچه های امروز بازی با تبلت و رایانه را بیشتر ترجیح می دهند.

 

بازی های دیروز خیلی ساده بودند اما خیلی از بازیکنان آن که امروزه آدم های موفقی شده اند، آثار تربیتی و اجتماعی آن بازی ها را مثبت ارزیابی می کنند. در «پرونده خانواده» این هفته، آثار تربیتی و اجتماعی بازی های قدیم و جدید را با هم مقایسه کرده ایم و کارشناسان «سلامت» نیز از روزهای کودکی خود برایمان گفته اند.

 

بازی های دیروزی اجتماعی تر بودند

در گذشته بعضی از بازی ها روی عملکرد جسم و نوع حرکات بچه ها تاثیر می گذاشت مانند بازی یه قل دو قل که برای تمرکز و توجه بچه ها مفید بوده از طرفی کودکان با انجام بازی های گروهی مهربانی و صمیمیت را با هم تقسیم می کردند که همین مشارکت آن ها را از منزوی بودن در می آورد و از این طریق خیلی چیزها می آموختند در حالی که بازی بچه های امروزی بیشتر تک نفره است و بچه ها انگیزه ای برای دور هم جمع شدن ندارد.

 

حتی در این سال ها پرداختن به سرگرمی مشاعره که بسیار روی تقویت هوش کودکان اثر دارد، کم شده و جای آن را به بازی های کامپیوتری داده است. می توان به خانواده ها توصیه کرد که حتما طی هفته کودکانشان را به پارک ها یا فضاهایی که بچه ها می توانند در آن ها بازی کنند، ببرند تا کمتر احساس تنهایی کنند چون امروزه دیگر مثل گذشته بچه ها در کوچه و خیابان با هم بازی نمی کنند و والدین بچه هایشان را برای بازی به خارج از خانه نمی فرستند به همین دلیل حداقل باید هفته ای یک بار بچه ها را همراهی کنیم چون اگر آن ها را در خانه تنها رها کنیم، روز به روز منزوی تر و تنهاتر خواهند شد و در آینده هم روابط اجتماعی خوبی با دیگران نخواهند داشت. بازی های دیروز حداقل این مزیت را داشتند که همه بچه های محل را دور هم جمع کنند.

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: بازی های کودکان از تیله تا تبلت

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 28 / 9 / 1394 | 14:52 | نویسنده : اکبر احمدی |

با همین شیوه می‌توان تعارض ظاهری میان ایجاد امری با ایجاد خلقی را نیز حل کرد؛ زیرا وحدت امر واحد، در آیه‌ی «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» (قمر: 50)، وحدت حقیقی است نه وحدت نوعی (که مبتنی بر حذف خصایص شخصی است)، نه وحدت جنسی (که مبتنی بر حذف فصلهای مقسم است) و نه وحدت عددی (که مبتنی بر حذف مثلهاست). وحدت حقیقی عبارت است از اطلاق سعی به گونه‌ای که تمام عالم را فراگیرد و تنها یک مصداق دارد که همان وجود مطلق یا مطلق وجود است. وحدت حقیقی جایی برای مبدأ، مقصد، ضد، ند، مثال و شریک باقی نمی‌گذارد. (12) این وحدت همه‌ی حوادث زمانی و مکانی حتی زمان و مکان، علتها و معلولها، تقدمها، تأخرها، استعدادها و فعلیتها همه و همه را زیر پوشش می‌گیرد. البته این مطلب هرگز به آن معنا نیست که خداوند موجود واحدی را به نام فرشته یا عقل یا غیره آفریده و آن را واسطه‌ی آفرینش موجودات دیگر قرار داده باشد و کثرتها به این ترتیب به وجود آمده باشد؛ زیرا نخست، امر واحد یا امر «کن» مربوط به زمان گذشته نیست، بلکه همواره جاری است؛ چون اطلاق سعی دارد و اطلاق سعی مقید به قید زمان نیست، بلکه زمان را هم دربرمی‌گیرد؛ در نتیجه، آغاز و پایان ندارد؛ اگرچه در سلسله مراتب آن تقدم و تأخر ذاتی وجود دارد. (13) دوم، همه‌ی موجودات مخاطب امر «کن» هستند. در توضیح این مطلب باید گفت: مخاطب امر «کن»، اگر موجود باشد که تحصیل حاصل می‌شود چون خطاب تکوینی و ایجاد موجود خارجی است و اگر مخاطب امر «کن» معدوم باشد، که معدوم نمی‌تواند مخاطب باشد.

بنا بر گفته‌ی دانشمندان اسلامی، (14) خطاب این امر وجودی، به آنهاست که در نشئه‌ی علم‌ الهی، دارای حضور علمی هستند، اگرچه حضور خارجی ندارند. (15)
«پس مخاطب معدوم خارجی و موجود علمی، یعنی معلوم حق تعالی است و چون معلوم حق است، مخاطب او قرار می‌گیرد.» (16)
دلیل عقلی یا نقلی کافی برای انحصار مخاطب در یک موجود خاص به عنوان موجود اول وجود ندارد، بلکه وجود یافتن موجودات عبارت است از نزول تدریجی علم الهی به اندازه و قدر معین و معلوم، یا تقدم و تأخر در رشته‌ی زمان. (17) بنابراین، تعارضی میان آیه‌ی «كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» (رحمن: 29) با آیه‌ی «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» (قمر: 50)، وجود ندارد، بلکه وحدت آیه‌ی دوم، یک وحدت اطلاقی است که با مضمون تدریح و تکثر آیه‌ی اول منافاتی ندارد، بلکه آیه‌ی اول تفصیل آیه‌ی دوم محسوب می‌شود؛ چون منظور از امر واحد، عالم واحد به وحدت اطلاقی است،
«بخشی از آن حقیقت واحد، متغیر و سیال بوده و مشتمل بر ماضی و مضارع و حال و محل از برای ارادات حادثه جزئیه می‌باشد. با بسط این واحد گسترده کل عالم ظهور می‌کند و خلقت آسمانها و زمین محقق می‌گردد.» (18)
بنابراین، وجود یک واحد متصل حقیقی است و تمامی جهان یک فیض واحد حق یا یک امر واحد الهی است که این امر واحد سلسله مراتبی و تشکیکی است؛ ولی آنچه در ابتدا اصیل جلوه می‌کند و از ظهور برجسته‌تری برخوردار است، کثرت و تعدد و تدریج و تنوع است. تقسیم فیض الهی که فیض واحدی است، عمل جهان‌شناختی ذهن است و بستگی به منظر انسانی دارد. ذهن همان طور که از یک موجود یگانه، حیثیتهای مختلفی همچون ماهیت، وجود، جنس، فصل و غیره را مستقل و مجزای از یکدیگر، لحاظ می‌کند و به همان صورت که حرکت متصل و یگانه زمان را به اجزایی نظیر هزاره، سده، دهه، سال، ماه، هفته، روز، شب، ساعت، دقیقه، ثانیه و... تقسیم می‌کند، همان طور می‌تواند امر واحد الهی را که وحدت حقیقی دارد؛ نه عددی، به خاطر تنوع موضوعات یا مستفیضهای آن تکثیر کند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: آیات قرآن معطوف به رابطه‌ی علی میان خدا و جهان

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 29 / 8 / 1394 | 6:41 | نویسنده : اکبر احمدی |

در این دسته از آیات، دو واژه‌ی «خلق» و «امر» درباره‌ی خلقت جهان به کار رفته است؛ نظیر «أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» (اعراف: 54)، «وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ» (اعراف: 54)، «خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ» (سجده: 4)، «الَّذِی أَعْطَى‏ كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى‏» (طه: 50)، واو عاطفه در آیه‌ی «أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» (اعراف: 54)، نشان دهنده‌ی وجود تغایر و اختلاف میان معطوف، یعنی امر، و معطوف علیه، یعنی خلق، است. درباره‌ی وجه تفاوت خلق و امر نظرات گوناگونی است که به اجمال بیان می‌شود؛
1. خلق و امر هر دو به معنای ایجاد است؛ ولی خلق ایجاد تدریجی و زمانمند است: «خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ» (حدید: 4)، در حالی که امر ایجاد دفعی است: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» (قمر: 50)؛ از این رو، آیاتی که مربوط به خلقت بدن است، به توالی و زمانمندی تصریح دارد، ولی درباره‌ی ایجاد روح که از امر رب است، زمان مطرح نمی‌شود. (1)
2. در ایجاد از نوع خلق تقدیر مقدرات و تألیف جهات ضروری است: «خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً» (فرقان: 2) ولی در ایجاد به شکل «امر» تقدیر جهات وجودی و تنظیم مقدمات و جمع زمینه‌ها اساساً مطرح نیست. (2)
3. امر، منزه از تضاد، تکثر و تغیر است، همان‌گونه که کلام خدا آن را به صفت وحدت می‌ستاید؛ ولی خلق شامل تکثیر، کثرت، تغییر و متغیرات است و محل اضداد است: «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلَّا فِی كِتَابٍ مُبِینٍ» (3) (انعام: 59).
4. امر مخصوص خداست، ولی خلق به غیر خدا نیز نسبت داده می‌شود: «وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا» (مائده: 110)؛ البته ضمیر جمع در آیه «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» (قمر: 50)، می‌تواند مورد نقضی برای این وجه، یعنی انحصار امر به خدا در مقابل تعمیم خلق به غیر خدا باشد.
با این همه، گرچه توجه به تفاوتهای مزبور میان خلق و امر از لطائف تفسیری است، ولی مولد سؤالهای جدیدی است که به ارتباط میان خلق و امر مربوط می‌شود. اگر خلق و امر دو شیوه از ایجاد است و خلق، ایجاد تدریجی مشروط، زمانمند و مشترک است، ولی امر، ایجاد دفعی، نامشروط، بی‌زمان و منحصر به فرد است و اگر هر دو به خداوند واحد، ثابت، کامل و ازلی نسبت داده می‌شوند، پس ارتباط خلق با امر چگونه است؟
در این سؤال، دست کم دو مسئله اساسی به طور ضمنی وجود دارد که یکی به توجیه ارتباط خدای خالق واحد ازلی با مخلوقات حادث، متحرک، متغیر، متدرج مربوط می‌شود و دیگری به توجیه ارتباط ایجاد امری، با نظام علّی معطوف است.
توجیه ارتباط خداوند ثابت، یگانه، لایزال و منزه از تدریج و تطور با موجودات متطور و متدرج، از مسئله‌های مهم علم تفسیر و کلام است؛ زیرا خالقیت خداوند و تدبیر او نسبت به کل عالم و مبدئیت او نسبت به همه‌ی آفرینش که دارای اجزای متغیر و متجدد است، در گرو تحقق اسباب و علل است و مستلزم قابلیتها و استعدادهای گوناگون است. بنابراین، خالقیت خداوند خالقیتی مشروط می‌شود و خالقیت مشروط از منظر دینی مطرود است.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: آیات قرآن معطوف به رابطه‌ی علی میان خدا و جهان

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 29 / 8 / 1394 | 6:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

چه کلاسی برای چه سنی؟! (۱)

آگهی‌های بازرگانی تلویزیون و دیگر رسانه‌ها پر است از نام کلاس‌ های کمک‌ آموزشی و بسته‌های مهارت ‌آموزی که قرار است از کودک شما انیشتین بسازند؛ نام‌ هایی که هر روز تکرار می‌شوند و ادعا می‌کنند بهترین گزینه برای افزایش هوش و خلاقیت کودکان هستند.

 

حتی اگر خودتان از نسلی باشید که بدون این کلاس‌ها و بسته‌ها پله‌های ترقی را بالا رفته‌اید، ممکن است برای همرنگ جماعت شدن یا به‌خاطر نگرانی‌ که از عقب ماندن کودکتان از دیگران دارید، سراغ این کلاس‌ها بروید و بسته‌های توصیه شده را برایش به خانه بیاورید.

 

قبل از شروع هر آموزشی لازم است نکات مهمی را درباره آموزش‌های فرزندتان بدانید که توجه به این نکات به اندازه خود آموزش‌ها مهم هستند حتی شاید گاهی همین نکات بتوانند راهنمای شما برای آموزش درست و اصولی فرزندانتان باشند. اینکه بسته‌ها و کلاس‌هایی که نام‌شان در تبلیغات به چشمتان می‌خورد یا در مهدکودک کمک گرفتن از آن ها را به شما توصیه می‌کنند تا چه اندازه می‌تواند به تقویت هوش، حافظه یا خلاقیت کودکتان کمک کند را از سه روانشناس پرسیدیم. در ادامه این مطلب می‌توانید نظر آن ها را درمورد مناسب‌ترین زمان و شرایط برای آموزش کودکتان بخوانید.

 

دکتر سارا منصف، روانشناس:

در نظر گرفتن سن کودک مهم‌ترین مؤلفه برای شروع آموزش هاست. باید توجه داشت چه آموزشی، در چه سنی به کودک داده شود تا بهترین نتیجه به دست آید.

 

به کودکت رحم کن

یادگیری مهارت‌های بیشتر اصلا بد نیست و می‌تواند در افزایش هوش و خلاقیت بسیار مؤثر باشد اما باید بدانیم به چه قمیتی و با چه هدفی فرزند خود را در معرض این آموزش‌ها قرار می‌دهیم. آیا صرفا به این دلیل که دیگران هم این کار را کرده‌اند؟ یا با تحقیق به این نتیجه رسیده‌ایم که باید در سن خاصی فرزند خود را تحت آموزش خاصی قرار دهیم؟

 

چقدر فرزندت را می‌شناسی؟

قبل از هر چیز لازم است والدین کودک خود را بشناسند و ویژگی‌های منحصر به فرد او را درک کنند. هر کودکی ویژگی‌هایی دارد که از کودکان دیگر متمایز است. نمی‌توان انتظار داشت همه استعدادها و توانایی‌های یکسان و مشابهی داشته باشند. مهم‌ترین نکته برای آموزش کودکان این است که والدین تفاوت‌ها را درک کرده و به این تفاوت‌ها احترام بگذارند.

 

علاقه‌اش را در نظر بگیر

آموزش‌های مختلف حتما باید بدون ایجاد خستگی یا دلزدگی برای کودک انجام شده و حتما باید برای او لذت‌بخش باشند و خود او تمایلی برای انجام آن کار خاص داشته باشد. این موضوع نقش بسیار مهمی در تأثیرگذاری فعالیت‌های آموزشی دارد. کودکی که تمام طول روز تحت آموزش است فرصتی برای افزایش مهارت‌های جمعی ندارد. کودک باید بتواند با هم‌سن‌های خود در ارتباط بوده و کنجکاوی‌های مختلفش را ارضاء کند.

 

به میدان جنگ واردش نکن

برخی والدین یا محیط‌های آموزشی بیش از حد روی رقابت تأکید کرده و استرس برنده شدن را در کودک تشدید می‌کنند و به این ترتیب اصل مهم«همکاری و رسیدن به هدف مشترک» را فراموش می‌کنند. افرادی که اینگونه تربیت می‌شوند، همیشه به فکر جلو زدن از بقیه هستند و هدفشان فقط برنده شدن است. درحالی‌که کودک باید در محیطی آرام و بدون استرس بتواند شکوفا شود و این محیط آرام، لزوما یک مرکز بسیار معروف و گران نیست. کودک قبل از هفت سالگی حتما باید بچگی کند. محور اصلی نیازهای یک کودک، «لذت» است که بخش بزرگی از این لذت از طریق بازی تامین می‌شود. خردسالان نیاز دارند از طریق بازی دنیای خود را بسازند و همین بازی‌ها با افزایش سن هدفمند شده و آموزش‌های مختلف را هم به‌طور ضمنی شامل می‌شوند.

 

دکتر پریناز بنیسی، روانشناس تربیتی:

برای آموزش فرزندان حتما باید به استعداد و شرایط خاص هر کودک توجه داشت، چون نمی‌توان یک دستورالعمل خاص را برای همه کودکان در نظر گرفت.

 

ذهنش را بارور کن

از شش ماهگی به بعد می‌توان مهارت‌ های شناختی، ذهنی و حرکتی کودکان را افزایش داد اما نوع، شدت و میزان آموزش‌ها با توجه به جنسیت و توانایی‌های مختلف کودکان متفاوت است. به‌ هر حال سرگرمی‌های مختلف برای ارتقای هوش و مهارت‌های حرکتی، شناختی و رفتاری کودکان مفید هستند اما مؤلفه مهم سن را نباید فراموش کرد.

 

برایش رایانه بخر

امروزه کلاس‌های درسی هوشمند هستند، از تخته و وسایل آموزشی و...  همه هوشمند طراحی شده‌اند بنابراین کودک قبل از ورود به دنیای مدرسه و آموزش رسمی باید تا حدی با محیط‌های آموزشی آشنا بوده و برای ورود به مدرسه برخی مهارت‌ها را یاد گرفته باشد. سرگرمی‌های آموزشی مثل خواندن لغات، حل معما، موسیقی و. . . تا حدی می‌تواند عزت نفس و شناخت کودکان را افزایش دهد.

 

استعداد فرزندت را نکش

اجبار و پافشاری والدین برای آموزش کودکان بسیار مخرب است. کودک باید بتواند بین فعالیت‌های مختلف یک یا چند موضوع را انتخاب کند. وقتی علاقه وجود نداشته باشد، اصرار و پافشاری والدین برای ادامه یک آموزش انگیزه را در کودک از بین می‌برد. خستگی و دلزدگی از آموزش یا حتی لجبازی هم می‌تواند از پیامدهای اصرار بی‌جای والدین باشد. متأسفانه برخی از والدین اصراری غیرمنطقی برای فعالیت‌های فرزندان خود دارند. ممکن است کودکی استعداد هم داشته باشد اما بد رفتاری والدین این استعداد را در او می‌کشد.

 

 

ادامه دارد...


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: سیب سبز

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: چه کلاسی برای چه سنی؟! (۱)

تاريخ : پنج شنبه 28 / 8 / 1394 | 6:12 | نویسنده : اکبر احمدی |

هوش در کودکان، انواع و اقسام دارد؟

فرزند

کدام پدر و مادری نمیخواهد فرزندش تیزهوش باشد؟

تصور نمیکنم کسی در جواب این سوال دستش را بالا برده باشد. اما هنگامی که فاصله نسل والدین و فرزندان را به طور کامل درنظر بگیریم، سوال های دیگری نیز پیش می آید. تیزهوش در چه زمینه ای؟ چه کسی هوش را معنا میکند؟ آیا این به این معناست که بچه من در مدرسه بهتر عمل میکند؟ اگر ارزش هایی چون مهربانی و صداقت را به کسی نیاموزیم، باهوش بودن چه ارزشی دارد؟

 

هاوارد گاردنر (Howard Gardner) روانشناس دانشگاه هاروارد که به خاطر نظریه هوش چندگانه (multiple-intelligence) برای کودکان شهرت فراوانی دارد، به بررسی این فاصله عظیم پرداخته است. گاردنر هفت نوع جداگانه هوش (در زمینه آموزشی) را شناسایی نموده است که بنا بر گفته محققین، تنها ۳ نوع از آن ها در تست های هوش موجود، منظور شده اند.

قبل از اینکه به معرفی انواع هوش بپردازیم، توجه شما را به آنچه گاردنر در کتاب خود Intelligence Reframed و در رابطه با فرزندانش نوشته جلب میکنیم:

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: هوش در کودکان انواع و اقسام دارد؟

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 28 / 8 / 1394 | 6:11 | نویسنده : اکبر احمدی |

چه کلاسی برای چه سنی؟! (۲)

آگهی‌های بازرگانی تلویزیون و دیگر رسانه‌ها پر است از نام کلاس‌ های کمک‌ آموزشی و بسته‌های مهارت‌آموزی که قرار است از کودک شما انیشتین بسازند؛ نام‌هایی که هر روز تکرار می‌شوند و ادعا می‌کنند بهترین گزینه برای افزایش هوش و خلاقیت کودکان هستند.

 

حتی اگر خودتان از نسلی باشید که بدون این کلاس‌ها و بسته‌ها پله‌های ترقی را بالا رفته‌اید، ممکن است برای همرنگ جماعت شدن یا به‌خاطر نگرانی‌ که از عقب ماندن کودک‌تان از دیگران دارید، سراغ این کلاس‌ها بروید و بسته‌های توصیه شده را برایش به خانه بیاورید. در مطلب قبل نظر دو روانشناس را در خصوص سن مناسب برای شروع کلاس های آموزشی مرور کردیم، در ادامه نظر دکتر مصطفی تبریزی را در این باره مطالعه می کنید:

 

استعدادش را کشف کن

برای بسیاری از آموزش‌ها نمی‌توان سن خاص و مطلقی را در نظر گرفت بلکه می‌توان بازه سنی مشخص کرد. ممکن است یک کودک چهار ساله بتواند آموزش‌های مربوط به شش ساله‌ها را فرا بگیرد و برعکس. والدین با راهنمایی مشاور می‌توانند استعدادهای فرزندانشان را کشف کرده و برای شکوفایی آن ها برنامه‌ ریزی کنند.

 

از همسالان دورش نکن

درخصوص آموزش فرزندان هیچ‌چیز مطلق نیست؛ تصمیمات باید براساس ویژگی‌های خاص هر کودک پایه‌ ریزی شود. ممکن است والدین تصمیم بگیرند یکی از فرزندان‌شان را به مهد کودک بفرستند اما فرزند دیگرشان را در خانه آموزش‌های پیش از مدرسه بدهند. به هرحال کودکان باید با همسالان‌شان در ارتباط باشند و بتوانند با محیط های نا آشنا منطبق شوند. والدین باید به افزایش قدرت انعطاف‌پذیری فرزند خود توجه داشته باشند.

 

 

والدین
 

دکتر مصطفی تبریزی، روانشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی:
گاهی برخی از والدین می‌خواهند آرزوهای دست‌نیافته خود را در فرزندشان ببینند. فراموش نکنیم هرکس باید به آرزوهای خود دست یابد، نه آرزوهای والدین.

 

سرگرمی، آموزش یا درمان؟

انواع بازی‌ها یا سرگرمی‌های کودکان با دو هدف آموزشی یا روان ‌درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در حقیقت گاهی هدف از سرگرمی‌ها، آموزش و گاهی هدف درمان اختلال یا بیماری خاصی است.

 

درباره بازی‌های با هدف، باید گفت این بازی‌ها اغلب قاعده‌ مند نیستند و کودک ضمن بازی، آرزوها، دردها یا نفرت‌های خود را ابراز می‌کند. در حقیقت کودک در قالب بازی خود را برون ‌ریزی می‌کند اما وقتی بحث آموزش از طریق بازی یا سرگرمی مطرح است باید گفت تمام آموزش‌ها به میزان رشد مغزی هر فرد  بستگی دارد. مهم آن است که مغز تا چه حدی رشد کرده باشد تا بتوانیم بگوییم یک آموزش خاص برای یک کودک خاص مورد استفاده قرار بگیرد.

 

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: چه کلاسی برای چه سنی؟! (۲)

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 28 / 8 / 1394 | 6:8 | نویسنده : اکبر احمدی |

پرورش قدرت خلاقیت

با سازی که کودک می زند، برقصید!

یکی از بهترین راه‌های پرورش قدرت خلاقیت کودکتان این است که پیوسته در تخیل او شرکت کنید. خوشبختانه، برخی از ابتکاری ‌ترین فعالیت‌ها، ساده‌ترین آن‌ها هستند.

در زیر چند بازی جالب و قدیمی ارائه شده است که می‌توانید با خانواده انجام دهید.

 

کودک

 

 

۱. یک سوپ عجیب و غریب درست کنید

اجازه بدهید کودکتان مواد لازم سوپ را از تمام خانه انتخاب کند. هر چیز بدون خطر که در قابلمه‌ایی بزرگ جا شود، برای این کار خوب است.

 

چه کسی را باید به این ضیافت دعوت کنید؟ مادر بزرگ و حتی عروسک پارچه‌ای کودکتان می‌تواند میهمان مناسبی باشد. اجازه بدهید کودکتان تصمیم بگیرد.

 

فایده این کار این است که استفاده از اشیاء معمول به شیوه‌های غیر معمول کودکتان را تشویق می‌کند با ذهن بازتری به جهانی که در آن زندگی می‌کند، فکر کند.

 


۲. به یک پیاده روی بامزه و جالب بروید

با نگاه جدیدی به اطرف خانه‌ تان بنگرید. در خیابان نزیک خانه قدم بزنید و از او سوال‌هایی بپرسید که پاسخی آزاد دارند، برای مثال: «به نظرت اون هاپو به چی داره نگاه می‌کنه؟» او را تشویق کنید با اشاره آن‌ها را به شما نشان دهد.

این نیم وجبی‌ها دیدگاه متفاوتی دارند. شاید شگفت انگیز‌ترین جنبه آن این باشد که همه چیز برایشان تازگی داشته، جدید و جالب است.

 


۳. یک گروه موسیقی تشکیل بدهید

قاشق، ماهی تابه و قابلمه را بردارید، بنوازید و با تخیل خود و کودکتان حرکت کنید. از هر نوع موسیقی استقبال کنید و بدون هیچ قضاوتی درباره سبک و سیاق آن برقصید.

 


۴. قصه‌های خیالی بگویید

پایان قصه‌ها را طبق داستان‌ها و شعر‌های مورد علاقه‌تان تغییر دهید. با این قصه‌ها به رشد دایره زبان کودکتان کمک کرده و به او کمک می‌کنید که یاد بگیرد چگونه به شیوه خودش داستان بگوید.

 

 

 

 

۵. ابر‌ها را تماشا کنید

"آن ابرهای پفکی شبیه گوسفندند". "آن ابرهای لاغر شبیه مداد هستند". با هم به پشت بخوابید و از کودکتان بپرسید که چه چیزی می‌بیند.

خیال ‌پردازی درباره پرده نقاشی بی‌ انتهای آسمان به کودکتان نشان می‌دهد که حتی درباره عادی‌ترین چیز‌ها می‌توان بی‌‌‌نهایت خیال‌پردازی کرد.

 


۶. یک مسابقه خنده دار ترتیب بدهید

کودکتان را تشویق کنید تا عجیب‌ترین تصویر یک گربه را بکشد یا خنده دار‌ترین رقص دنیا را انجام دهد. این نوع فعالیت‌ها نه تنها قوه تخیل او را تقویت می‌کند، بلکه به او نشان می‌دهند که تلاش برای کمال لزوماً هدف مطلوبی نیست.

 


۷. بازی لباس‌های شاهانه را انجام دهید

باورتان نمی‌شود آن پیراهن رنگارنگ قدیمی را بپوشید که شبیه لباس حاملگی است؟ آن را از کمد بیرون آورده و بپوشید و ملکه رنگین کمان شوید و اجازه بدهید کودکانتان به عنوان اعضای خانواده سلطنتی در درباری خنده دار به شما ملحق شوند. بچه‌ها با این بازی درمی یابند که شما برای تخیل ارزش قائلید و بسیار اهل تخیل هستید.


منبع: پارسه گرد
تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: پرورش قدرت خلاقیت

تاريخ : دو شنبه 9 / 8 / 1394 | 14:42 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 7 صفحه بعد