.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; تحليل شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه براساس آموزه هاي تربيتي قرآن کريم

تحليل شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه براساس آموزه هاي تربيتي قرآن کريم

چکيده در پژوهش حاضر شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه، به همراه مولفه ها و زمينه هاي مصداقي آنها در قرآن کريم با روش تحليل محتوي، مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است جامعه پژوهش، کليه سور و آيات قرآن کريم بوده که همه آنها مورد بررسي قرار گرفته و نمونه گيري انجام نشده است. ابزار پژوهش، سياهه وارسي(محتوي تحليل)بوده که روايي آن به وسيله صاحبنظران تاييد شده و پايايي آن نيز، طي محاسبه ضريب همبستگي داده هاي حاصل از تحليل محتواي اوليه با تحليل مجزاي ديگر، برابر با 84%بوده است . داده هاي حاصل، مورد تجزيه و تحليل کيفي قرار گرفته اند. عمده ترين يافته ها عبارتند از 
1ـ شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه بنابر آموزه هاي تربيتي قرآن کريم در سه محور؛ انجام عبادات، عمل به واجبات و پرهيز از منهيات قابل توجه مي باشند .
2ـ در محور انجام عبادات بنابر آموزه هاي تربيتي قرآن کريم مولفه هايي چون؛ نماز ، روزه، زکات، خمس، حج، دعا و نيايش و تهجد قابل توجه مي باشند .
3ـ در محور عمل به واجبات بنابر آموزه هاي تربيتي قرآن کريم مولفه هايي چون؛ امر به معروف و نهي از منکر، جهاد، تولي و تبري، احسان به فقرا و نزديکان، احسان به والدين، اداي امانت، رفق و مدارا با مردم، قضاوت عادلانه بين مردم، حفظ حدود، حفظ حريم ديگران، حفظ حريم اولياي دين و اکرام به يتيمان قابل توجه مي باشند .
4ـ در محور پرهيز از منهيات بنابر آموزه هاي تربيتي قرآن کريم مولفه هاي پرهيز چون؛ زنا، سرقت، ربا، کم فروشي، قتل نفس، حيف و ميل مال يتيم، خيانت در امانت، اذيت مومن، ظلم و ستم، همکاري در گناه، پشتيباني از خائن، شکستن عهد، خدعه و حيله، عمل فحشاء، قمار و شراب، جنگ با ولي خدا، فرار از جهاد، سحر و جادو، اسراف، تهمت زدن، حکم ناحق، خوردن مردار، خون و گوشت خوک قابل توجه مي باشند .
کليد واژه ها: قرآن، شواهد، تجليات عيني، رفتار، دين مدارانه .

مقدمه 
 

دين، مجموعه گزاره هاي توصيفي و تجويزي که از طرف خدا و براي اداره امور فردي و اجتماعي انسان و تامين سعادت دنيا و آخرت وي تعيين شده است . در اين راستا، تربيت ديني ناظر به کيفيتي است که براي فهم دقيق آن بايد ابتدا، تربيت، دين و سپس تربيت ديني را تحليل نمود . 
برخورداري (1384)نيز، تربيت را جهت دادن و تنظيم افکار، اميال، رفتارها و جلوگيري از ترکيب نابجا، رشد نابجا و حذف نابجاي آنها متناسب با شرايط موجود براي رسيدن به وضع مطلوب دانسته است . 
دلشاد تهراني(1378)تربيت را رفع موانع و ايجاد مقتضيات براي آن که استعدادهاي انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود، تعريف نموده است. از اين رو مجموعه تدابير و روشهايي براي به فعليت در آوردن ابعاد گوناگون انسان است(شريعتمداري1372و شعاري نژاد1376).
تبيين، معيار، تحرک دروني و نقادي عناصر اساسي فرايند به فعليت در آوردن ابعاد گوناگون انسان است. بصيرت و آگاهي فرد، نسبت به تغييراتي که قرار است در وي ايجاد شود، تبيين است که دامنه آن از روشن ساختن دليل و حکمت يک رفتار يا حالت معين تا به دست دادن قواعد و معيارهاي کلي گسترش مي يابد. پس قواعد کلي در نظر است که اعمال و رفتار را برحسب آنها مي سنجيم . معيارها مي توانند هر نوع وضعيت مطلوب و نامطلوب را در جريان تربيت مشخص کند(باقري،1379). ملاحظه انگيزه هاي عمل توسط خود فرد تحرک دروني را مي رساند و هنگامي که تبيين، به دست دادن معيارها و حرکت موجود باشد به طور طبيعي نقادي آشکار مي گردد(شريعتمداري،1378)
دين در لفظ قرآن مجيد به معناي شريعت(آل عمران،19)و در زبان عرب به معناي مذهب و شريعت بکار برده شده است(طبيبي،1366). بسياري معتقدند که ارائه تعريفي جامع از دين ميسر نيست .
هميلتون و همکاران(1379)معتقدند، ماکس وبر از دين پژوهان متقدم، ضمن خودداري از ارائه هر گونه تعريفي از دين مي گويد؛ هر چقدر هم که پهنه امور مذهبي را مشخص کنيم، باز هم هميشه حوزه بينابيني باقي مي ماند و به دشواري مي توان تعيين کرد که مرز جدا کننده دين و غير دين در کجا واقع شده است(هميلتون و همکاران، ترجمه ي تدين، 1379).
کاشفي (1382)دين را مجموعه حقايق هماهنگي در نظام اعتقادي، ارزشي و عبادي مي داند که براي هدايت و تعالي انسان در دو قلمرو فردي و اجتماعي و در قالب وحي، توسط رسولان الهي آورده شده است. همچنين، دين متضمن اعتقادات،جهت گيريها و عواملي است که بشر را به عوامل فوق طبيعي يا حقايق مقدس و متعالي مربوط سازد(رونالدمک گرين4به نقل از کاشفي،1382).
فريزر مردم شناس که تحقيقات زيادي در خصوص دين، سحر و جادو در ميان اقوام مختلف انجام داده ، دين را سازش با قوائي افضل و برتر از انسان که به گمان آدمي اين نيروها، طبيعت و زندگي بشر را اداره مي کند و در اختيار خود دارد، تعريف نموده است (طبيبي،1366).
مولفه هاي تدين بايد در بستر تبيين، عرضه معيارها، تحرک دروني و نقادي جريان يابد و به نظر مي رسد که تربيت ديني بايد با چنين ويژگي هاي اصلي خود جلوه گر شود. زمينه هاي اعتقادي و فکري، تجربه دروني، التزام دروني و عمل از الزامات تحقق تربيت ديني است . فرد بايد زمينه هاي ديني را فهميده و با روشن بيني عقلاني نسبت به آنها متقاعد شده باشد . التهاب ها و هيجان هاي دروني انسان مبين تجربه دروني است، شخص دين دار يک رشته هيجان هاي دروني را که به طور غالب در ارتباط با مبدأ جهان ظهور مي کند، تجربه مي کند .
شلاير ماخر(1834-1768)معتقد است ، دين تجربه شهودي است که اعتبارش قائم به خود و مستقل از مفاهيم و تصورات، اعتقادات يا اعمال مي باشد. اين تجربه نوعي«احساس»است و از حد تمايزات مفهومي فراتر مي رود بنابراين، نمي توانيم آن را توصيف کنيم، چون نوعي تجربه حسي و عاطفي و نه معرفتي است (مايکل پترسون و ديگران،1377).
از لوازم متدين شدن، التزام دروني است که متضمن انتخاب نسبت به چيزي و پايبندي نسبت به آن است. نهايتاً اينکه عمل آخرين مولفه تدين است و متدين کسي است که به اقتضاي اعتقادات و ايمان به خدا اقدام به انجام عملي کند .
علامه جعفري(ره)معتقدند؛ تربيت ديني فرايندي است که آدمي را براي حيات معقول مهيا مي سازد. اين نحوه زندگي، برمبناي اصول، قواعد و راهبردهاي از پيش تعيين شده اي شکل مي گيرد که از طريق دين و در قالب شريعت به آدمي عرضه شده است(رحيمي،1362)
مسئله اساسي پژوهش حاضر،تبيين شيوه هاي ايجاد و تحکيم عملکرد ديني بنا برنص صريح قرآن کريم بوده و سعي خواهد شد با بهره گيري از روش علمي تحليل محتوي، محورهاي ايجاد و تحکيم عملکرد ديني به همراه مولفه هاي مطرح در هر يک از محورها و همچنين، زمينه هاي مصداقي هر يک از آنها استخراج، دسته بندي و به شيوه اي نظام مند ارائه شود .
براين اساس و به منظور بررسي موضوع حاضر، سؤالهاي ذيل طرح و مورد بررسي قرار گرفته است :
1ـ محورهاي مطرح در شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه بنا بر مفاد آيات قرآن کريم کدام است؟
2ـ هر يک از محورهاي شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه بنا بر مفاد آيات قرآن کريم شامل چه مولفه هايي مي باشند؟
3ـ بنابر مفاد آيات قرآن کريم هر يک از محورهاي شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه به دست آمده، شامل چه مصاديقي مي باشند؟

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تحليل شواهد و تجليات عيني رفتارهاي دين مدارانه براساس آموزه هاي تربيتي قرآن کريم

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 / 3 / 1394 | 8:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

بعضى از الگوهاى تربيتى در قرآن‏كريم 
 

------------------------------------------ 
به رغم وجود عوامل محدودكننده انسان مانند وراثت، طبيعت و جامعه انسان مى‏تواند به اراده خود مسير خويش را برگزيند و از حصار عوامل محدودكننده در اطراف خود بيرون آيد؛ حتى اين توانايى را پيدا مى‏كند كه سرنوشت جديدى را براى جامعه و تاريخ خود رقم زند. 
براى نمونه: قرآن‏كريم، همسر فرعون و حضرت مريم را به عنوان الگوهايى براى مؤمنان ذكر مى‏كند. آنان با وجود محيط ناسالم، طريق صلاح و رستگارى را برگزيدند.(27) 
قرآن به تأثيرپذيرى انسان از محيط و شرايط گوناگون اذعان دارد و به او نسبت به تأثيرات آنها هشدار مى‏دهد. در مورد فرزند حضرت نوح (ع) خداوند به صراحت مى‏فرمايد: او از اهل تو نيست؛ زيرا به دليل متأثر شدن از عوامل محيطى ناصالح، از مسير صلاح و درستى خارج شده است.(28) 
خداوند متعال به ستايش از جوانان «اصحاب‏كهف» مى‏پردازد كه با هجرت از محيط فاسد، خود را از عوامل محيطى ناسالم دور ساختند و ايمان خويش را حفظ كردند.(29) 
مى‏توان گفت: اقدام شجاعانه سحره فرعون در زير پا گذاشتن موقعيت اجتماعى خود و ايمان آوردن به حضرت موسى(ع) الگوى توبه حقيقى براى ديگران مى‏شود.(30) 
به جهت اختصار چند نمونه از الگوهاى قرآنى را ذكر مى‏كنيم: 
* يوسف، قهرمان مقاومت در مقابل شهوت.(31) 
* جوانان كهف، اسوه هاى مهاجرت در راه خدا براى رشد و هدايت.(32) 
* اسماعيل، نماد تسليم در مقابل فرمان خدا.(33) 
* ابراهيم، الگوى فطرت جويى، عادت گريزى و بت شكنى.(34) 
* نوح، الگوى پايدارى و استقامت در تبليغ دين.(35) 
* ايّوب، قهرمان صبر و تحمّل در شدايد روزگار.(36) 
* داود جوان، نمونه شهامت و شجاعت در مبارزه با طاغوت.(37) 
قرآن‏كريم در همه اين موارد مى‏فرمايد: «... اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است، پس به هدايت آنان اقتداكن....»(38)


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: روش هاى تربيتى در قرآن‏

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 / 3 / 1394 | 8:19 | نویسنده : اکبر احمدی |

يكى از اهداف مهم شريعت انسان‏ساز اسلام و بعثت انبيا(ع) تربيت و تزكيه انسان است. قرآن‏كريم كامل‏ترين كتاب تربيتى و اخلاقى است و جامع‏ترين هدف‏ها و روش‏هاي تربيتى در ابعاد فردي و اجتماعى را دربردارد. با اندكى تدبر آيات اين صحيفه آسمانى درمى‏يابيم كه بهترين راه تربيت كه مبتنى بر شناخت حقيقت انسان و همه نيازها و وجوه اوست، راه وحى است، راه سنت الهى و سنت معصومين (ع) است، 
قرآن‏كريم به آيينى فرامى‏خواند كه بهترين آيين تربيت است؛ چنان كه مى‏فرمايد: «ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم؛ همانا اين قرآن به آيينى درست‏تر و استوارتر راه مى‏نمايد.» 
بيان هر چيزى در قرآن و سنت آمده است؛ چنان مى‏فرمايد: «و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شى‏ء»(1) و فرو فرستاديم بر تو اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است. «و تفصيل كل شى‏ء»(2)اين آيات شريفه بيانگر اين است كه قرآن نسبت به هر چيزى حالت روشنگرى دارد و چيزى از مسائل فردى و اجتماعى و دانشهاى مختلف نيست، مگر اين كه قرآن آن را بيان نموده است. 
در اين نوشتار، برآنيم تا با مطالعه و تدبر در آيات روح‏بخش قرآن‏كريم به مهم‏ترين روشهاى تربيتى را كه اين بزرگ صحيفه آسمانى بدان تصريح نموده مورد بررسى قرار دهيم. ابتداء لازم است قبل از ورود به بحث، توضيح مختصرى درباره «مفهوم تربيت و ضرورت تربيت و مراحل آن در اسلام» داده شود. 

مفهوم تربيت‏ 
 

--------------- 
تربيت، از نظر صرفى مصدر باب «تفعيل»، از فعل «ربَّى» از فعل ثلاثى مجرد «ربا يربو» است. لغويين در معانى اين واژه‏ها چنين گفته‏اند: «اربى الشى‏ء، جعله يربو» يعنى شى را در شرايطى قرار داد كه رشد و نمو كرد. «ربّى، تربيه و تربّى الولد: غذاه و جعله يربوا»؛ يعنى به كودك غذا داد و او را رشد و نمو داد. اين در مورد هر چيزى كه رشد مى‏كند، مانند كودك و زراعت و امثال آن صادق است.(3) بنابراين، واژه «تربيت» در لغت، به معناى پرورانيدن يا پرورش دادن، يعنى: به فعليت رساندن نيروهاى بالقوه است. 
تربيت، عبارت است از: فراهم كردن زمينه‏ها و عوامل، براى به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاي انسان در جهت مطلوب. تربيت در واقع هنر تغيير رفتار انسان است. تربيت، برانگيختن استعدادها و قواى گوناگون انسان و پرورش آنها كه بايد با تلاش و كوشش متربى نيز توأم باشد تا انسان به منتهاى كمال نسبى خويش به ميزان طاقت و توانايى نائل شود. 
در قران كريم، مشتقّات «تربيت» چند بار به كار رفته است از جمله: 
الف) «و ترى الارض هامدة فاذا انزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت»(4) زمين را خشك و بى‏حاصل مى‏بينى، پس هنگامى كه باران فرو مى‏فرستيم تكانى مى‏خورد و رشد و نموّ گياهان در آن آغاز مى‏شود. 
ب) «و قل ربّ ارحمهما كماربّيانى صغيراً»(5) بگو خدايا! والدينم را مورد رحمت خود قرار ده، همان طور كه آنان مرا در كودكى مورد لطف و رحمت خويش قرار دادند. بعضى از محققّين گويند: ربّ در جمله «ربّيانى صغيرا» از مادّه «ربو» است، نه از مادّه «ربب» چون معناى تربيت، در نوع مواردى كه به كار رفته عبارت است از نموّ و زيادت جسمانى و پرورش مادّى؛ و تربيت و سوق دادن به كمال و سعادت معنوى در اغلب موارد ملاحظه نشده است. البتّه تربيت يك مفهوم عامّى دارد كه جميع مراتب حصول نشو و نما و زيادتى را به هر كيفيتى كه باشد، اعم از مادى و معنوى شامل مى‏شود(6) بنابراين واژه «تربيت»، با توجه به ريشه آن به معناى فراهم آوردن موجبات فزونى و پرورش است. افزون بر اين، تربيت به معناى تهذيب نيز استعمال شده كه به معناى از بين بردن صفات ناپسند اخلاقى است. گويا در اين استعمال نظر به آن بوده است كه تهذيب اخلاقى مايه فزونىِ مقام و منزلت معنوى است و از اين حيث مى‏توان تهذيب را تربيت دانست.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: روش هاى تربيتى در قرآن‏

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 / 3 / 1394 | 8:16 | نویسنده : اکبر احمدی |

«سوره حجرات» مشهور به سوره «آداب اجتماعي» است و در مسير «اخلاق اجتماعي» بسيار راهگشا مي باشد.
يکي از نکات بارز سوره تکرار نداي مبارک «يَا أَيُّها الَّذيِنَ آمَنُوا» در ابتداي پنج آيه (1و2و6و11و12) است، اولين کاربرد اين عبارت، آيه 104 بقره است و در 84 مورد ديگر تا آخر قرآن اين خطاب ديده مي شود که حاکي از اهميت اين سبک بيان است و مي توان نتيجه گرفت که شارع از اين طرز بيان مقصودي را دنبال مي کرده است.

مراد از «اَلَّذيِنَ آمِنُوا» در قرآن و تفاوت آن با مومنين چيست؟
 

«اَلَّذيِنَ آمِنُوا» تعبير محترمانه اي است که قرآن، آن را به امت رسول خدا (ص) اختصاص داده و سياق اين آيات نشان از برتري و شرافت طبقه مشمول اين آيات بر طبقه ديگر دارد. (1) اين شيوه خاص از تخاطب، در مخاطب نوعي شوق ايجاد مي کند و او را تشويق به انجام دستورات آيه مي نمايد. تشويق يک روش مهم تربيتي است که خداوند براي ترغيب مسلمانان به اطاعت از دستوراتش در برخي آيات از اين روش استفاده مي کند. روانشناسان رفتارگرا (2)نيز شکل گيري هر رفتاري را به تقويتها و تشويقهاي محيطي نسبت مي دهند و معتقدند که اگر رفتاري منجر به دريافت پاداشي از محيط بشود تکرار مي شود و اين همان يادگيري است.

جايگاه هاي تشويق در قرآن
 

رسيدن به مقام قرب الهي، مستلزم سعي و تلاش است. انسان نفس خويش را به زحمت مي افکند و تلاش مي کند، به شرطي که نتيجه و پيامد خوشايندي در پي اين تلاش باشد. قرآن نتيجه صبر، پاداش مجاهدان في سبيل الله، برکات شکر، آثار امر به معروف و نهي از منکر و مواردي از اين قبيل را که همه در جهت قرب خدا هستند، به نمايش مي گذارد.
به صالحان وعده بهشت مي دهد «وَاَدخِلَ الَّذينَ آمِنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَناتٍ تَجري مِن تَحتَهَا الانهارُ» (ابراهيم/23) و به شاکرين، وعده ازدياد نعمت «لَئِن شَکَرتُم لأزِيدَنَّکُم» (ابراهيم/7)، و مستغفرين را به غفران مژده مي دهد «فَمَن تَابَ مِن بَعدِ ظُلمِهِ وَ أَصلَحَ فَاِنَّ اللهَ يَتُوبُ عَلَيهِ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ». اين چنين فضاسازيها، توصيفها و حتي امدادهاي غيبي و گشايشها در زندگي دنيا انسان را به حرکت و تلاش وامي دارد و در او شوقي ايجاد مي کند. هر آيه اي که در درون انسان شوق به انجام عمل يا ترک فعلي پديد مي آورد، در حقيقت انسان را به انجام آن عمل يا ترک آن فعل تشويق مي کند. صبر(3)، توکل(4)، اخلاص (5) و بسياري موارد ديگر، مواضعي هستند که قرآن نسبت به آنها ترغيب و تشويق مي کند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تشويق در قرآن با نگاهي بر سوره حجرات

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:32 | نویسنده : اکبر احمدی |

تاکید بر اندیشه در قرآن

علاوه بر آنچه درباره واژه و مفهوم عقل در قرآن ذکر شد، آیات متعددی وجود دارد که در آنها با واژگان و مفاهیم دیگری بر تفکر و اندیشه تاکید شده است که در زیر به اجمال به آنها اشاره می شود:
1- دعوت به تفکر: در آیات متعدد واژه هایی از ریشه تفکر به کار رفته است. در بعضی از این آیات، دنیا و موجودات حاضر در آن فرصتی برای اندیشه درباره هستی و خالق آن تلقی شده است.(9)
آیات دیگری هم به تفکر از جنبه معنوی آن اشاره دارند؛ مثلا علاقه بین زن و مرد در ازدواج و آرامشی که در کنار هم به آن خواهند رسید، یکی از آیات الهی برای اهل تفکر است که بیندیشند، خداوند چگونه این دو جنس را در کنار هم به آرامش می رساند.(10)
2- دعوت به تذکر: آیاتی از قرآن به ذکر و تذکر اشاره دارد. البته تذکر غیر از تفکر است، زیرا تفکر درباره چیزهایی است که انسان به تازگی نسبت به آنها شناخت پیدا کرده است؛ حال آنکه تذکر برای یادآوری چیزهایی است که انسان از قبل نسبت به آنها وقوف داشته و برای یادآوری و عدم فراموشی آنها باید به انسان تذکر داده شود.
بنابراین در بعضی آیات مستقیما به این لغت اشاره شده (11) و گاهی بر غفلت انسان از آنچه در این دنیا حائز اهمیت است، تاکید شده تا تلنگری باشد برای کسانی که دچار غفلت شده اند.(12)
3- گرامی داشتن صاحبان عقل و اندیشه:
واژه های «اولی الالباب» و «اولوالالباب» (به معنای خردمندان) در 16 آیه از قرآن به کار رفته و با انتساب افعال و صفاتی ممتاز به آنها، مورد ستایش قرار گرفته اند.(13)
4- اشاره قرآن به علم و فضیلت آن: اشاراتی که قرآن در آیات متعددی به علم و فضیلت کسب آن و همچنین جایگاه والای علما دارد، دلیلی دیگر بر تاکید قرآن بر اندیشه و کسب علم به کمک قوای عقلانی است. واژه هایی که از ریشه علم مشتق شده اند بیش از 100 بار در قرآن تکرار شده اند. در زیر نمونه های دیگری از جایگاه و منزلت علم و علما در قرآن فهرست شده است؛
- دلالت اولین آیات وحی: آیات یک تا پنج سوره علق نمونه بارزی از توجه به علم و آگاهی در اولین آیاتی است که بر پیامبر (ص) نازل شده و انسان را به دانستن آنچه از آنهایی اطلاع است، دعوت می کند.
- قسم خوردن به قلم: در آیه اول سوره قلم، قسم خوردن به قلم که ابزار دست علما برای تحصیل علم است، به طور غیرمستقیم به فضیلت علم اشاره دارد.
- مساوی نبودن عالم و جاهل: آیه 9سوره زمر به عدم تساوی عالمان با جاهلان بلکه برتری آنان اشاره دارد.
- اهل، علم، اهل خشیت الهی: در آیه 28 سوره فاطر علما اهل خشیت از خدا شمرده شده اند.
- قرار گرفتن گواهی اهل علم در کنار شهادت خدا و ملائکه: در آیه 18 آل عمران خداوند، خود، ملائکه و صاحبان خرد را در یک ردیف قرار داده، در حالی که همگی بر یگانگی خداوند شهادت می دهند که خود حاکی از برتری صاحبان علم و اهمیت علم در قرآن است.
- برتری آدم بر ملائکه به سبب علم: آیات 30تا32 بقره این برتری و رجحان را آشکارا بیان می کنند.
- انبیای الهی صاحب علم بوده اند: انبیا(ع) که از برترین انسان ها در دوران خود بوده اند، مجهز به سلاح علم و دانش بوده اند. شاهد این موضوع آیات فراوانی در قرآن است که در آنها بر این موضوع تاکید شده است (14)(قرضاوی).


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: راهی به آئین آسمان

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:30 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیت عقل از منظر قرآن کریم
قرآن کریم، همچون قوه هادی انسان در جهان، بر قوه خدادادی عقلانیت در آدمی در راه هدایت انسان حسابی ویژه گشوده است. خداوند متعال، آدمیان را به قدرت عقل و تدبر مجهز کرده است تا در عرصه های مختلف حیات راه را از بیراهه پیدا کنند و نشانه های وجود متعالی خالق را تشخیص دهند. در مقاله ای که خواهید خواند، نویسنده سعی کرده است تا با بررسی ابعاد و وجوه مختلف تاکیدات و اشارات قرآنی به عقل و عقلانیت، روشی را روشن کند که قرآن از آن طریق در پی تربیت و پرورش عقلانیت انسانی به سیاقی صالح و خداباورانه است.

مقدمه

یکی از جنبه های بارز و ممتاز وجود آدمی، برخورداری از قدرت تفکر، استدلال و به طور خلاصه عقل است. از دیدگاه اسلام، مهمترین مرحله صعود به مراحل عالی انسانی و نیل به هدف نهایی، پرورش و به کارگیری صحیح این توانایی و استعداد است.
توجه و عنایت خاص الهی به هدایت انسان از طریق عقل و اندیشه، در بسیاری از آیات و روایات به صورت های مختلف بیان شده و تاکید شده است که برای نیل به قرب الهی به کارگیری عقل و اندیشه اجتناب ناپذیر است.
بنابراین، پرورش استعدادهای ذهنی و شناختی و رشد عقلانی و فراگیری علوم و معارف برای بارور کردن هرچه بیشتر این توانایی ها، اهداف واسطه ای به شمار می آیند. اندیشه و تعقل، اصلی ترین تکیه گاه اسلام در عقاید، اخلاق و اعمال است. از نظر این آیین آسمانی، انسان حق ندارد آنچه را که عقل نادرست می داند باور کند، صفاتی را که عقل ناپسند می داند، بدان ها متصف شود و کارهایی را که عقل ناشایست می داند، انجام دهد.
از این رو در فرهنگ قرآن و احادیث اسلامی، واژه هایی که مردم را به تعقل و اندیشه دعوت می کنند مانند تفکر، تذکر، تدبر، تعقل، تفقه، ذکر، لُب و نُهی، مورد توجه و تاکید قرار گرفته اند.
در قرآن کریم، مشتقات علم 779 بار، عقل 49 بار، فقه 20 بار، فکر 18 بار، ذکر 274 بار، تدبر چهار بار و لُب 16 بار به کار رفته اند.
از نظر اسلام، عقل، اصل انسان، معیار ارزش و درجات کمال او، ملاک ارزیابی اعمال، میزان جزا و حجت باطنی خداوند متعال است. عقل از بهترین هدیه های الهی انسان، نخستین پایگاه اسلام، اساسی ترین پایه های زندگی و زیباترین تکیه گاه اهل ایمان است. از نظر اسلام، علم نیازمند عقل است. زیرا علم بدون عقل برای عالم زیانبار است و تنها راه تکامل مادی و معنوی و سازندگی دنیا و آخرت و رسیدن به جامعه مطلوب و مقصد اعلای انسانیت، درست فکر کردن است و همه گرفتاری های انسان، نتیجه به کار نگرفتن اندیشه و جهل است. آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که بر اهمیت پرورش عقل تأکید کرده و انسان ها را برای رسیدن به قرب الهی و طی کردن مسیر تکامل، به استفاده از قوه عقلانی تشویق می کنند. علاوه بر آیاتی که به طور مستقیم انسان را به فکر کردن دعوت می کنند، آیاتی هم وجود دارد که در آنها از استدلال ها و براهین منطقی در قرآن مورد توجه قرار گرفته و عملا انسان ها را هم به منطقی و عقلانی بودن سوق داده است. استفاده از این استدلال های منطقی و همچنین واژه هایی که صراحتا بر تفکر و تعقل تأکید دارند، شواهد قاطعی بر ارزش این مقاله و اهمیت پرورش عقل از دیدگاه قرآن به دست می دهند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: راهی به آئین آسمان

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:27 | نویسنده : اکبر احمدی |

دروندادها:

دومین عنصر اساسی در نظام تعلیم و تربیت، دروندادهاست. منظور از دروندادها، تمامی امکانات - هزینه ها - افراد انسانی - قوانین و مقررات و سایر نهادهایی است که به نظام آموزش و پرورش تزریق شده تا از طریق تعامل آنها در مرحله فراگرد، بتوان به اهداف غایی نظام تعلیم و تربیت دست یازید. در این خصوص و از طریق کنکاش در جزء هفتم، مواردی در خصوص ویژگیهای معلم و محتوای آموزش و تربیت به عنوان ارکانی اساسی در بعد دروندادها قابل ذکر است.
یکی از موارد قابل تأمل در خصوص گزینش محتوی، اشاره آیه 104 از سوره مائده است که براساس استنتاج قرائتی (1376، ص 89) از این آیه، آنچه که باید اصل و محور قرار بگیرد، فرهنگ اسلام و نه فرهنگ پیشینیان است. در این آیه آمده است:
(و إذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْاْ إلی مَا أنزَلَ اللهُ و إلی الرَّسولِ قالُواْ حَسبُنَا مَا وَجدْنَا عَلَیْهِ آباءنَا أوَلَوْ کَان آباؤُهُمْ لا یَعلَمونَ شَیئاً و لا یَهْتَدُونَ)
که الهی قمشه ای در ترجمه آورده است:
"و چون به آنها گفته شد بیائید از حکم کتابی که خدا فرستاده و دستور رسول او پیروی کنید گفتند آن دینی که پدران خود را بر آن یافتیم ما را کفایت است. آیا باید آنها کورکورانه از پدران خود در صورتی که مردم جاهلی بوده و بحق راه نیافته باشند، باز پیروی کنند؟
علامه طباطبایی در صفحه 233 از جلد ششم تفسیر المیزان و در ذیل این آیه، تمایزی را بین حق و باطل قائل و دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دعوت به حق می داند. چرا که حق عبارت از راستی و درستی است که هیچ دروغی در آن راه نداشته و علمی که جهل آمیخته به آن نباشد. بنابراین یکی از نکات مهم در گزینش محتوای قابل ارائه، حق بودن آن و فاصله آن از مسیری است که فرد به تقلید کورکورانه و حفظ طوطی وار مطالب نزدیک شود. بلکه فرد باید به کمک قوه تعقّل خویش، در مطالب دخل و تصرف ذهنی نموده و بنابراین در محتوای درونداد شده برای نظام تعلیم و تربیت، برنامه ریزان باید به طبقات بالاتر حیطه شناختی و فراتر از تقلید و حفظ طوطی وار عنایت نمایند. (3)
معلم نیز به عنوان یکی از اجزاء دروندادی نظام تعلیم و تربیت، از دیدگاه قرآن دارای جایگاه ویژه ای است. در جزء هفتم، و در آیات 14 و 19 سوره انعام اشارتی در خصوص الگو بودن معلم و عامل بودن وی به عمل ارائه شده است.
قرائتی در تفسیر سوره نور (1376، ج 3، ص 236) یکی از پیام های آیه 14 را پیشگامی رهبر در آئین دانسته و عنوان می دارد که رهبر باید دارای بالاترین درجه اخلاص و تسلیم باشد (اول من أسلم). وی همچنین (همان منبع، ص 240) در تفسیر آیه 19، ویژگی هایی را برای رهبر آسمانی ذکر نموده که این شرایط را می توان برای معلم نیز به عنوان یک پیشوای تربیتی صادق دانست. به زعم وی این شرایط و ویژگی ها عبارتند از: ایمان به هدف (اوحی الی هذا القرآن) - امید به آینده (و من بلغ) - صلابت (قل لا أشهد) - و برائت از شرک (اننی بریء مما تشرکون)
براساس آنچه که گذشت، در قسمت دروندادهای نظام تعلیم و تربیت که در جزء هفتم مورد اشاره قرار گرفته اند، می توان به استنتاج های ذیل دست یافت:
1. در گزینش محتوی باید ملاک اصلی را در قرار گرفتن، محتوی در مسیر حق دانست.
2. مطالب محتوایی باید به گونه ای باشند که فرد را به حفظ و تقلید کورکورانه سوق نداده و قدرت تحلیل و دخل و تصرف ذهنی را در وی افزایش دهند. (4)
3. محتوی باید بر استدلال استوار باشد و نه بر تقلدی از سنن و ارزش های پیشینیان و یا سنن موجود
4. معلم باید در جهت تربیت آدمی، خود تربیت یافته و دارای تزکیه و تهذیب نفس باشد.
5. ایمان به هدف - امید به آینده - صلابت و برائت از پلیدی ها و نادرستی ها از ویژگی های لازم برای معلم است.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: کنکاشی با رویکرد تربیتی در جزء هفتم قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:25 | نویسنده : اکبر احمدی |

چکیده:

برای تربیت آدمی باید او را شناخت و برای شناخت انسان بهترین شیوه، بهره گیری از پیام های تربیتی و رهنمودهای خالق است. مطالعه تربیت آدمی از طریق قرآن باید با نگاهی نظامدار (سیستماتیک) صورت پذیرد تا از این طریق بتوان از پیام های عدیده الهی به شیوه ای مناسب بهره گیری نموده و به گونه ای عملی تر انطباق آنها را با دید نظامدار تعلیم و تربیت پدید آورد.
اگرچه در پیوند طولی و عرضی میان آیات و در بررسی مجموعه کامل قرآن کریم می توان به یافته های بیشتری دست یافت، لیکن پژوهشگر صرفاً به بخشی از این کتاب گرانمایه آسمانی پرداخته و امیدوار است تا در آینده بتواند تمامیت این کتاب الهی را مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، این پژوهش تنها به آیات جزء هفتم قرآن معطوف بوده و عناصر پنجگانه نظام تعلیم و تربیت را که در رویکردهای سیستمی مورد تأکید هستند، مورد مداقّه قرار داده است.

مقدمه:

هر نظام تولیدی برای استفاده بهینه و بهره برداری از محصول، راهنمایی را تحت عنوان "کاتالوگ" عرضه می دارد. توجه به قواعد بهره برداری و استفاده بهینه از محصول است که ضمانت لازم کارخانه را به دنبال داشته و به خدمت گیری از بالاترین ظرفیت کالا را در بیشترین مدت زمانی به همراه می آورد. حال اینکه هنگامی که یک مؤسسه تولیدی با دانشی نسبی و غیر مطلق در زمینه محصول مادی خویش چنین حساسیت و توجهی را معطوف می دارد، چگونه می توان متصوّر گردید که خداوند علیم و حکیم برای بالاترین محصولات یعنی اشرف مخلوقاتی که آن را به مقام خلیفه الّلهی نائل نموده است. راهنمای زندگی و بهره برداری ارائه ننموده باشد. چنانچه قرآن کریم در قسمتی از آیه 115 سوره مؤمنون تصریح می دارد که:
(أفَحَسِبْتُمْ أنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً) «مگر پنداشتید که ما شما را عبث آفریده ایم»
بنابراین زمانی که زندگی آدمی عبث نباشد، هدفمند است و زمانی که هدفی برای حیات آدمی متصور گردد، باید شیوه هایی برای نیل به آن هدف قائل گردید.
در طبقه بندی اهداف آموزشی، علاوه بر آنچه که مد نظر مستقیم معلمان کلاسی است و معمولاً تحت عنوان هدفهای جزئی تعلیم و تربیت (Educational Objectives) از آنها یاد می شود، طراحان توسعه و برنامه ریزی کلان جامعه به اهدافی فراتر اندیشه نموده و آن غایت های تربیتی را تحت عنوان هدفهای غایی - آرمانی تعلیم و تربیت (Educational Goals) نامگذاری می نمایند. بدیهی است که این اهداف غایی متأثر از ارزش های حاکم اعتقادی - سیاسی بر جامعه بوده و مستقیماً از جهان شناختی و نگرش افراد حاکم بر آن جامعه نسبت به پدیده های عقلی و مادی نشأت می یابد.
بر این اساس است که اگرچه در یک نظام سرمایه داری و است،مارگر، هدف غایی تربیت به صورت پرورش انسانهایی هوشمند و دارای قابلیت به خدمت گرفتن دیگران قلمداد می شود، در تعلیم و تربیت مبتنی بر دیدگاههای اسلامی، پرورش انسان هایی دارای تعالی روح و سودمند برای دیگر آدمیان به عنوان هدفی غایی طراحی می شود. در این راستا، برای نگرش به تعلیم و تربیت باید به گونه ای سیستماتیک و نظم یافته نگریست تا بتوان به شیوه ای مؤثر تر دیدگاههای تربیتی یک مکتب را دریافته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
بر این اساس و در ادامه نوشتار، نگرش جزء هفتم قرآن را به تعلیم و تربیت با دیدی منظم و در قالب عناصر اصلی یک نظام و شامل اهداف - دروندادها - فراگرد - و برونداد و محصول نهایی بررسی می نماییم. اگرچه این عناصر پنجگانه هر کدام دارای تعریفی مجزا و متمایز بوده، لیکن نگارنده دو قسمت برونداد و محصول نهایی را به علت شباهت نسبی، به گونه ای تلفیقی مورد بررسی قرار داده است (2).


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: کنکاشی با رویکرد تربیتی در جزء هفتم قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:23 | نویسنده : اکبر احمدی |

2. کلان روایت ارتباط و تربیت دینی در قرآن

ایزوتسو می گوید نخستین و نیرومند ترین دریافتی که در مطالعه قرآن برای او به عنوان یک معناشناس، حاصل می شود، آن است که دستگاه قرآن یک دستگاه چندلایه است که بر روی عده ای تقابل های نظری قرار گرفته است. او تقابل انسان و خدا را به عنوان مهمترین تقابل نظری در قرآن معرفی می کند:
«می توان جهان قرآن را همچون دایره ای با دو مبدأ مختصات اصلی رو به روی هم، یکی در بالا و دیگری در پایین در نظر گرفت «نمودار» و این دایره را می توان نماینده جهان هستی به عنوان صحنه عمده ای تصور کرد که برروی آن همه درام های بشری بازی می شود(ایزوتسو، 90-93)
او به تعبیر خودش با بیانی غیر معنی شناختی اصافه می کند که این دایره جهانی است که بر آن جو نیرومندی از فشار و تنش حکومت می کند و در آن جا یک نمایش درام شدید روحانی در حال شکل گرفتن است. هر چند ایزوتسو تعابیر شاعرانه ای برای بیان مقاصدش به کار گرفته، اما برای ما نقطه ی عزیمت خوبی در این بخش فراهم آورده است. در این جا باید بپرسم ویژگی های این نمایش و فضای حاکم بر آن چیست؟ تنش هایی که ایزوتسو از آن یاد می کند از چه سنخی است و در قالب چه روایت هایی سامان می یابد؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید یادآور شویم صورت بندی ساختمان معنایی متون دینی عمدتاً در قالب روایت های متداخل و منسجم سامان می یابد. روایت در این معنا مفهومی وسیع تر از قصص دارد و شامل هر داستان واره ای می شود که آغاز و انجامی دارد و اجزای متشکله آن پیوندی انداموار با یکدیگر دارند (sjoblom). روایت زندگی و خلقت انسان از آن حیث که طرح کلی خلقت آدمی و هدف از آن را روشن می کند کلان روایتی است که آموزه های ناظر به تعلیم و تربیت دینی در چارچوب این روایت سامان می دهند. در ادامه خواهیم دید که هویت الهی بشر چگونه بر اساس یکی از این روایات تعریف می شود. به نظر نگارنده داستان میثاق الست، روایت مادری است که سایر داستان و داستانک های (1) تربیتی و ارتباطی قرآن در چارچوب آن تحقق می یابند، و از منبع آن معنا می یابند و قابل تفسیرند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: نظریه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم (2)

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 9 / 3 / 1394 | 10:21 | نویسنده : اکبر احمدی |

چکیده

آیا در قرآن به عنوان یک سامانه ی تربیت و ارتباط دینی مطالب مصرّحی در خصوص اصول بنای این سامانه می توان یافت؟ یا اینکه باید این اصول را کشف و استنباط کرد؟ این مقاله در پاسخ به این پرسش به لحاظ روش شناختی بر سنت مطالعات روایت(1) و معنی شناسی(2) ساختاری و تحلیل استعارات(3) مبتنی است و می کوشد منظومه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن را در چارچوب کلان روایت حاکم بر آن در سنت اسلامی بفهمد و مفاهیم اساسی این منظومه را از طریق تحلیل استعارات به کار رفته در آن روایت بکاود و پیوند معناشناختی این استعارات را با ساختمان دیگر مفاهم قرآنی دریابد. در این مقاله «میثاق الست» و تفاسیر آن به عنوان کلان روایت حاکم بر گفتمان قرآنی تربیت و ارتباط دینی معرفی شده است و استعارات ارتباط به مثابه ی یادآوری و انسان به مثابه ی بنده در این روایت کلیدی تلقی شده اند.

کلید واژه ها

استعاره، الگو، روایت، ارتباط دینی، تربیت دینی، ذکر (یادآوری)، قلب، الست.

مقدمه

ایضاح معنای تربیت و ارتباط دینی از آن سهل و ممتنع هایی است که در بیست و اندی سال گذشته آنقدر دستکاری شده و پرداختن به آن آنقدر رنگ کهنگی دارد که حتی اگر به گونه ای متفاوت به آن نگریسته شود توجهی حاکی از تازگی را بر نمی انگیزد. پرسش از تربیت و ارتباط دینی در قرآن به لحاظ محتوا و مضمونی که در تعقیب آن است با پرسش از موضوعاتی نظیر ایمان در قرآن یا اسراف و عمل صالح در قرآن متفاوت است. کسی که به دنبال موضوع خاص تعلیم و تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم است نخست باید به این پرسش پاسخ دهد که مگر هر آنچه در قرآن کریم اتفاق افتاده خود تربیت و ارتباط دینی نیست؟ به نظر می آید جستجوی تربیت و ارتباط دینی در قرآن به همان میزان سهل و ممتنع است که جستجوی چیزی در خودش. شاید پرسش را بتوان این گونه سامان داد که آیا در قرآن به عنوان یک سامانه ی تربیت و ارتباط دینی مطالب مصرّحی در خصوص اصول بنای این سامانه می توان یافت؟ یا اینکه بایستی این اصول را کشف و استنباط کرد؟
پس از این، پرسش دیگری اهمیت افزونتری می یابد آن اینکه استعاراتی که در قرآن درباره ی ارتباط و تربیت دینی به کار گرفته شده تا چه میزان ناظر و اوضاع و شرایط تاریخی جغرافیایی شبه جزیره است و تا چه میزان فرازمانی و فرامکانی است؟ چگونه می توان این ها را از یکدیگر تفکیک کرد؟


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: نظریه ی تربیت و ارتباط دینی در قرآن کریم (1)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 5 / 3 / 1394 | 8:15 | نویسنده : اکبر احمدی |

2. مهربانی (رحیم، رحمان و رئوف)

یکی از ویژگی های خداوند در مقام مربی هستی که بسیار در قرآن تکرار و بر آن تاکید شده است، ویژگی رحمت و رأفت اوست. اهمیت صفت رحمت به اندازه ای است که
تمام سوره های قرآن، به جز سوره برائت که اقتضای آن را ندارد، با این صفت آغاز شده و نیز تنها صفتی است که خداوند با تعبیر «کتب» آن را بر خود فرض و حتمی کرده است: فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ (انعام،54). در برخی از آیات نیز از گستردگی آن سخن گفته است: فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ (انعام، 147)؛ رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةً (غافر،7) وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‌ءٍ (اعراف،156). جالب آنکه، به بندگان خطاکارش نیز نوید رحمت داده و آنها را از ناامیدی از رحمت خود، نهی کرده است: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ (زمر، 53). در کنار صفت رحمت، ویژگی دیگری از خانواده معنایی آن، با عنوان «رأفت» وجود دارد که خداوند در بسیاری از آیات به آن نیز اشاره کرده و با دو پسوند «الناس» و «العباد» عمومیت آن را نشان داده است؛ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ‌ (بقره،143) و وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (آل عمران، 30). این دو ویژگی هرچند از نظر تعبیر، متفاوت اند، اما از جهت معنایی، هم خانواده اند؛ به این بیان که رأفت، اخص از رحمت است و بر شدت رقت دلالت دارد (مصطفوی، 1385، ماده رأف).
برخورداری مربی از رحمت و مهربانی در فرایند تربیت، با توجه به پیچیدگی و حساسیت خاص آن، امر بسیار مهمی است. هر مربی در خلال دوره مربیگری خود، با متربیانی سروکار دارد که دارای نقاط قوت و ضعفی هستند و چه بسا مرتکب خطا می شوند، در این صورت، بسیار سازنده است که علاوه بر گذشت از خطای ایشان، آنها را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد. خداوند متعال نیز در بیشتر موارد، ویژگی غفور بودن را با ویژگی رحیم بودن، همراه کرده است. از سوی دیگر، در فضای تربیت، کودکان مصداق روشن متربیان هستند که به وجود چنین ویژگی در مربیانشان بسیار نیازمندند مربیان هرچه رحمت و مهربانی بیشتری داشته باشند، در وظیفه مربیگری خود موفق تر خواهند بود و شاید دلیل اینکه مربیان مهد کودک ها از میان بانوان انتخاب می شوند، در همین نکته نهفته باشد؛ چرا که این ویژگی در بانوان بیش از آقایان تجلی یافته است.
بنابراین هر که در جایگاه مربی قرار دارد، خواه والدین باشند، خواه معلمان و مربیان رسمی و خواه افراد دیگری که وظیفه مربیگیری در جامعه دارند، باید صفت رحمت و مهربانی را در خود تقویت کرده، چتر را بر سر همه متربیان خود بگسترانند و از این راه، آنان را تحت تاثیر خود قرار دهند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: بررسی روش‌های تربیتی از نگاه قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 5 / 3 / 1394 | 8:11 | نویسنده : اکبر احمدی |

بررسی صفات خداوند به منزله ی مربی ، در قرآن

چکیده

در یک نگاه، خداوند در رابطه با انسان، دو نقش اساسی دارد: یکی آفرینندگی و دیگری که مهم تر می نماید، ربوبیت و تربیت انسان است. بنابراین خداوند مربی انسان و تربیت کننده اوست و فراوانی بسیار بالای واژه «رب» در قرآن، در مقایسه با دیگر واژگان، می تواند شاهدی بر این ادعا باشد. این مقاله می کوشد تا مهم ترین صفات خداوند را به منزله مربی انسان، بررسی کند. از این رو، نخست مهم ترین صفات خداوند در مقام تربیت انسان، توصیف می شود؛ سپس، با توجه به اینکه بیشتر صفات خداوند در قرآن، ترکیبی است، بررسی می شود که کدام یک از صفات خداوند با یکدیگر به کار رفته اند. سرانجام صفات یاد شده، در چهار محور اساسی زیر مقوله بندی می شود: صفات دال بر «دانایی و حکمت»، صفات دال بر «مودت و رحمت»؛ صفات دال بر «عفو و مغفرت» و صفات دال بر «اقتدار و عزت». از این راه، مهم ترین صفات لازم برای مربی در تربیت دینی، از قرآن استخراج می شود.

کلید واژگان:

خدا به منزله مربی، رب، صفات خداوند، ترکیب صفات، مقوله بندی صفات، ترتیب دینی، مربی تربیت دینی.

مقدمه

«خدامحوری» بنیاد تربیت دینی است و تربیت دینی به معنای دین دار کردن متربی و پایبند کردن وی به مقررات و دستورهای الهی، بدون توجه به جایگاه خدامحوری در آن، به نحو شایسته حاصل نمی شود. خدامحوری ابعاد گوناگونی دارد که یکی از مهم ترین آنها توجه به خداوند در مقام مربی عالم هستی است. خداوند اساس و منشأ همه تأثیرات، در تربیت دینی است و همه هستی، از جمله انسان، در پرتو لطف و رحمت او حیات یافته، در سایه ربوبیت او پرورش می یابند. بنابراین در یک نگاه، خداوند در رابطه با انسان، دو نقش اساسی دارد: یکی نقش آفرینندگی و دیگری که مهم تر می نماید، نقش ربوبیت و تربیت انسان هاست. نقش دوم، فلسفه وجودی نقش اول است؛ بدین معنا که صرف آفرینش انسان، هدف ذاتی خداوند نیست؛ بلکه مقدمه ای برای تربیت انسان و زمینه ساز رشد و تکامل معنوی اوست. از این رو، خداوند تمام موجودات، بلکه همه هستی را برای رشد و تکامل ابعاد وجودی انسان آفریده است: وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ ... (جاثیه، 13). بنابراین خداوند، هم آفریدگار انسان است و هم مربی او؛ او را آفریده است تا به بهترین وجه تربیتش کند و از این رو، در برخی از آیات قرآن، به مربی بودن خود اشاره کرده است برای نمونه، در یکی از آیات می فرماید: إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ‌ (قصص، 30). در آیه ای دیگر، نه تنها به این صفت خود اشاره کرده است، بلکه آن را به رخ کشیده، برجسته می کند: ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَتَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ‌ (غافر، 64). این مقاله درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که خداوند به منزله مربی برتر هستی، در قرآن، چه صفات و ویژگی هایی برای خود بر شمرده است؟


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیت در قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 5 / 3 / 1394 | 8:5 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 ... 2 3 4 5 6 ... 7 صفحه بعد