.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; فشار قبر چیست؟


 

 

 

فشار قبر چیست؟

 

در هر حال روح با تعلق شدیدی که به جسد دارد، همواره در کنار جسد می‌ماند و از وضعیت خوب یا بد جسد متاثر می‌شود چه داخل در جسد و حساس به احساسات آن باشد چه نباشد. به همین جهت شاید بتوان گفت فشار قبر، می تواند کنایه از همان فعل و انفعالات شیمیایی باشد که جنازه را از هم می پاشد و ظرف مدت بسیار کمی، چنان تغییرات سریعی در آن ایجاد می کند که اگر امکان رویت جسد بعد از یک شب حاصل شود، صحنه‌ی دلخراش و اندوهباری در معرض دید قرار خواهد گرفت.


از فرمایشات حضرت علی(علیه‌السلام) است که:

«فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِكَ، أَوْ كُشِفَ عَنْهُمْ مَحْجُوبُ الْغِطَاءِ لَكَ، وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ أَسْمَاعُهُمْ بِالْهَوَامِّ فَاسْتَكَّتْ، وَاكْتَحَلَتْ أَبْصَارُهُمْ بِالتُّرَابِ فَخَسَفَتْ، وَ تَقَطَّعَتِ الْأَلْسِنَةُ فِی أَفْوَاهِهِمْ بَعْدَ ذَلَاقَتِهَا، وَ هَمَدَتِ الْقُلُوبُ فِی صُدُورِهِمْ بَعْدَ یَقَظَتِهَا،
وَ عَاثَ فِی كُلِّ جَارِحَةٍ مِنْهُمْ جَدِیدُ بِلًى سَمَّجَهَا، وَ سَهَّلَ طُرُقَ الْآفَةِ إِلَیْهَا، مُسْتَسْلِمَاتٍ فَلَا أَیْدٍ تَدْفَعُ وَلَا قُلُوبٌ تَجْزَعُ، لَرَأَیْتَ أَشْجَانَ قُلُوبٍ وَ أَقْذَاءَ عُیُونٍ، لَهُمْ فِی كُلِّ فَظَاعَةٍ صِفَةُ حَالٍ لَا تَنْتَقِلُ، وَ غَمْرَةٌ لَا تَنْجَلِی؛


اگر آن مردگان را با (دیده) عقل و خرد بسنجى، یا پرده (خاكى) كه آنها را از تو پوشانده است كنار رود (آنها را خواهى دید) در حالی كه گوش‌هایشان در اثر رسوخ جانوران خاكى در آنها نابود و کر گشته، و دیدگانشان از سرمه خاك (به مغز) فرو رفته، و زبان‌هایشان پس از تندى و تیزى در دهان‌ها پاره پاره گشته، و دلهاشان پس از بیدارى در سینه‏ها مرده، و از طپش افتاده، در هر عضوى از ایشان پوسیدگى تازه كه باعث فساد و زشتى است رخداده، و راه نابودى آنها را آسان ساخته است،
در حالی كه در برابر هر آسیبى تسلیم‏اند، نه براى دفاع (از آلام و اسقام) دستى، و نه براى نالیدن (از سختیها) دلهایى دارند(اگر به دیده عبرت بنگرى) اندوه‌هاى دلها و خاشاك و خونابه چشمها را خواهى دید كه براى آنها در هر یك از این رسوائى و گرفتاریها حالتى است كه دگرگون نشود، و سختی ای است كه برطرف نگردد.
(ترجمه ‏نهج ‏البلاغه انصارى، ص 625)



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: قبر و قیامت

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 / 8 / 1398 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

شگفتی های پس از مرگ

http://s6.picofile.com/file/8224581142/249.jpg

  •  

  •  
  • شنیدن در آن سوی قبر

هنگامی که انسان می‌میرد، موتور تمام فعالیت‌هایش خاموش می‌شود. و انسان به طور کامل خلع سلاح و فلج و بی‌حس می‌شود.تا اینجایش را همه می‌دانیم.امادانشمندان می‌گویند که بعد از مرگ قدرت شنوایی ما به این زودی ها از بین نمی‌رود. قدرت شنوایی ما آخرین حس ما است که به راحتی‌ بعد از مرگ از بین نمی‌رود. این را دانشمندان با آزمایشهای متعدد به دست آورده‌اند. بنابراین وقتی انسان میمیرد تا مدتها همچنان صداها را می‌شنود و این کاملا یک واقعیت علمی است که همچنان دانشمندان به دنبال دلیل آن هستند.

  •  

  •  
  • آلت تناسلی به شدت بزرگ می‌شود.

بعد از مرگ آلت تناسلی تقریبا ۵ برابر زمانی می‌شود که انسان زنده بوده‌است. درواقع بیضه‌ها به اندازه یک توپ متوسط می‌شوند.اما این دلیل کاملا علمی است و هیچ ربطی به خیلی از تخیلات ندارد. طبق نظر دانشمندان وقتی انسان می‌میرد قسمت‌هایی از بدن انسان که بیشترین میزان باکتری را دارد سریعتر و بیشتر باد می‌کنند، و از آنجا که بیشترین میزان باکتری در بدن در قسمت‌های تناسلی است این ناحیه از بدن سریع و به شدت باد می‌کند.

  •  

  •  
  • بهترین روش برای مطمئن شدن از مرگ

حتی امروزه با پیشرفت غیرقابل باور علم پزشکی، خیلی‌وقتها پیش‌می آید که تشخیص اینکه شخص مرده‌است یا زنده و بیهوش است و یا به کما رفته سخت است. قدیمی‌تر ها روشهای عجیبی داشتند چون فکر می‌کردند درد باعث می‌شود که فرد عکس‌العمل نشان دهد کارهای وحشتناکی مثل بریدن قسمتی از بدن و  سوزاندن بدن انجام می‌دادند. در این حال راحتترین کار این است که زبان او را چند بار بکشید اگر زنده باشد با کشیدن زبانش شما می‌توانید عکس العمل را روی زبان ببینید.


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: شگفتی های پس از مرگ

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 / 8 / 1398 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

 

 

مرحوم آقا شيخ عباس قمى در همين كتاب مفاتيح ‌الجنان مى‌گويد:هر كس بخواهد مرده خود را خواب ببينيد، اين دعا را بخواند و اين كار را بكند، بعد مرده خود را در خواب ببيند.

 

 

 

يك كسى تمام اين كارهايى را كه شيخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب نديد. براى همين، از دست شيخ عباس خيلى ناراحت شد و پيش خود گفت: آخر شيخ عباس اين چه مطالبى بود كه كه در كتابت مفاتيح نوشتى. عمل اين مطالب سودى نداد و نتيجه‌ اى در برنداشت. از اين بابت خيلى عصبانى شده بود.

 

 

 شب شيخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم اين مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن‌ها را غلط انجام دادم. شيخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن كارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده‌ام به خوابم نيامد؟

 

 

 

شيخ عباس گفت: حالا چرا معطل اين هستى كه او به خوابت بيايد. من با اين كه مرده‌ ام، به اين طرف آمده ‌ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى‌ گذارد مرده‌ هايى كه به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اكنون دچار رنجند، به خواب بيداران در دنيا بيايند؛ مبادا كه آبروى مرده بريزد. به اين كه آن مرده در خواب آن زندگان بيايد و بگويد، بله، ما را به زنجير كشيدند و ما را داخل آتش بردند. براى همين خداوند متعال اصلًا نمى‌ گذارد كه آن مردگان به خواب زنده‌ها بيايند. با اين پرده‌پوشى خداوند، زندگان مى‌گويند، اين بند خدا كه مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت كند، و همان مرد گرفتار كه خداوند نمى‌گذاشت به خواب كسى بيايد، اگر همين‌طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگويند، خدايا او را بيامرز، خطاب مى‌رسد كه عذاب او را برداريد؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را كردند. اين خداست.


منبع : پایگاه عرفان


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

تاريخ : شنبه 8 / 8 / 1398 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

 

 

چند سال قبل در يكى از شهرهاى ايران مرد شريف و با ايمانى زندگى مى كرد.

 

 

فرزند اكبر و ارشد او همانند پدر بزرگوارش از پاكى و تقوا برخوردار بود. پدر و پسر از نظر مالى ضعيف بودند و هر دو در يك خانه متوسّطى زندگى مى كردند. براى آن كه آبرو و احترامشان محفوظ باشد و به مردم اظهار احتياج نكنند تا جائى كه ممكن بود در مصارف مالى صرفه جويى مى نمودند. از جمله موارد صرفه جويى آنها اين بود كه آب لوله كشى شهر را فقط براى نوشيدن و تهيّه غذا مصرف مى نمودند و براى شستشوى لباس، پركردن حوض و مشروب ساختن چند درختى كه در منزل داشتند از آب چاه استفاده مى كردند.

 

 

روى چاه، اطاق كوچكى ساخته بودند كه چاه را از فضولات خارج مصون دارد، به علاوه براى كسى كه مى خواهد از چاه آب بكشد سرپناه باشد تا درزمستان و تابستان او را از سرما و گرما و برف و باران محافظت نمايد. اين پدر و پسر براى كشيدن آب از چاه كارگر نمى آوردند و خودشان به طور تناوب اين وظيفه را انجام مى دادند.

 

روزى پدر و پسر با هم گفتگو كردند كه كاهگل سقف اطاقك روى چاه تبله كرده و ممكن است ناگهان از سقف جدا شود يا در چاه بريزد يا بر سر كسى كه از چاه آب مى كشد فرود آيد و بايد آن را تعمير كنيم و چون براى آوردن بنّا و كارگر تمكّن مالى نداشتند با هم قرار گذاشتند در يكى از روزهاى تعطيل با كمك يكديگر كاهگل تبله شده را از سقف جدا كنند، آنگاه گل ساخته سقف را تعمير نمايند.

 

 

 



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 / 8 / 1398 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |


آیت الله مجتهدی تهرانی

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)‍ در مورد رسیدگی به حساب اعمال خود در این دنیا می گوید:کسی که هر روز حساب کار خودش را نکند که من امروز چه کار کرده ام، کار خوب انجام داده ام یا کار بد، اگر کار خوب انجام داده، الحمدلله بگوید و اگر کار بد انجام داده استغفار کند،اگر کسی این کار را نکند، حضرت امام کاظم(ع)  می فرماید: "این فرد از ما نیست".[۱]
مرحوم مجتهدی در ادامه می گوید: باید همانطور که بازاری ها شب به شب حساب کار خودشان را می کنند که امروز چقدر واردات جنسی، صادرات جنسی، واردات نقدی و صادرات نقدی داشتند و چرتکه می اندازند ، ما هم باید دفتری داشته باشیم و از صبح تا غروب هر کاری کردیم، شب به شب در آن بنویسیم.
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در مورد محاسبه گناهان در یک روز می گوید: خدای نکرده به نامحرم نگاه کردیم بنویسیم، غیبت کردیم بنویسیم، آواز حرام گوش کردیم بنویسیم ، بعد اگر دیدیم کار بد انجام داده ایم استغفار کنیم، و اگر کارهای خوب انجام داده ایم خدا را شکر کنیم.

پی نوشت:
[۱]. امام كاظم عليه‏ السلام :
لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ خَيْرا اسْتَزادَ اللّه‏َ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللّه‏َ عَلَيْهِ وَ اِنْ عَمِلَ شَيْئا شَرّا اسْتَغْفَرَ اللّه‏َ وَ تابَ اِلَيْهِ؛
از ما نيست كسى كه هر روز اعمال خود را محاسبه نكند تا اگر نيكى كرده از خدا بخواهد بيشتر نيكى كند و خدا را بر آن سپاس گويد و اگر بدى كرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نمايد.
الاختصاص ص ۲۶ و ص
۲۷


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: هر روز به حساب اعمال خود رسیدگی کنید

تاريخ : چهار شنبه 22 / 7 / 1398 | 18:18 | نویسنده : اکبر احمدی |


کسي که تو اين دنيا عقب مانده به دنيا اومده و هيچي نميفهمه و فقط زنده ست بعد ۳۰ ؛ ۴۰ سال  که از اين دنيا رفت تکليفش چيه؟ بايد چه اعمالي از اون سنجيده بشه؟ آیا در قیامت از او نیز تکلیف می خواهند؟

اگر این فرد واقعا خوب و بدش را نمی فهمد خدا از او تکلیفی نمی خواهد و در قیامت با لطف خود با او برخورد می کند.

اما اگر برخی از چیز ها را می فهمیده (خوب و بد و زشت و زیبا) ولی نه کامل، خدا با همین احکام عقلی و فطری که می فهمیده از او بازخواست می کند.

در خصوص این افراد و این که سرنوشت این ها در قیامت چگونه است و چگونه و به چه قاعده ای برای آن ها جایگاه و مقام آخرتی تعیین می گردد، از دیرباز بحث های گوناگونی در بین اندیشمندان وجود داشته و در کتاب های اعتقادی به آن ها پرداخته شده است.

از نظر عقل و نقل، این گونه افراد چون از ادراک متناسب و قابل قبول که شرط هر تکلیف و مسئولیتی است، بی بهره اند، در دنیا هم تکلیفی بر عهده آنان نیست. در نتیجه، گناهی برای آنان ثبت نمیشود و عقوبت و مجازات هم نمیشوند و بر همین اساس سوال و جواب قبر و مانند آن در خصوص ایشان بی معناست.

اما در مورد جایگاه اخرویشان نظرات گوناگونی ارائه شده از جمله آنکه اگر از خانوادهای مسلمان باشند، به دنبال پدر و مادر خویش - شاید به عنوان پاداش و مایه خوشحالی ایشان - به بهشت خواهند رفت. اما اگر وابسته به کفار و ظالمان باشند، به واسطه قصور ادراکی خود، در قیامت عذاب نخواهند شد.

در برخی منابع آمده است: علم آن را به خدا واگذارید؛ یعنی درباره آن سؤال نکنید؛ خدا بهتر میداند با آن ها چه کند.[۱]

در برخی روایات در باره اطفال شیعیان آمده است که در عالم برزخ فاطمه زهرا (س) آنان را تربیت میکند.[۲] ذکر شده که حکم دیوانگان، مانند اطفال است.[۳] البته در پاره ای از روایات نیز ذکر شده که این افراد به شکل خاصی در قیامت مورد آزمون قرار می گیرند تا وضع تسلیم یا متمرد بودن آن ها در برابر تکالیف الهی معین باشد. بعید نیست متناسب با وضع آخرت و میزان ادراکات آن ها در آن جهان آزمونی از ایشان گرفته شود.

در حدیثی زراره از امام باقر (ع)نقل می‌کند: «وقتی قیامت می‌شود، خداوند با پنج دسته بحث می‌کند:
طفل کسی که در دوران فترت بمیرد؛ کسی که در زمان پیامبر ابله باشد (سبک عقل)؛ دیوانهای که عقل نداشته باشد و بالأخره کر و لال.

همه آن ها بر خدا اعتراض و یا عرض می‌کنند: تقصیری نداشتیم. اگر حجت ‌داشتیم، اطاعت می‌کردیم. خداوند فرشتهای را می‌فرستد و آتشی آماده می‌کند. سپس به آن پنج گروه می‌گوید: خداوند به شما امر فرموده است داخل آتش شوید. هر کدام از آن ها پذیرفتند و داخل آتش شدند. خداوند آتش را بر آن‌ها سرد و خنک می‌کند و از سوختن نجات شان می‌دهد؛ ولی عده ای که نپذیرفتند، به سوی آتش جهنّم سوق داده می‌شوند».[۴]

پی نوشت:
۱- کافی، نشر دار الکتب لاسلامیه، تهران، ۱۳۸۰ ق، ج ۳، ص ۲۴۸
۲- همان، ج ۵، ص ۲۸۹ و ج ۶، ص ۲۲۹
۳- کافی، ج ۳، ص ۲۴۸
۴- رعد (۱۳)، آیه ۱۷

 


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: تکلیف افراد عقب مانده ذهنی در قیامت چیست؟

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 20 / 7 / 1398 | 18:34 | نویسنده : اکبر احمدی |

یاد معاد و حسابرسی

زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد

احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کرده‌ایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کرده‌اند. این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافته‌اند، شیوه‌های مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از دست دهد، مورد بررسی قرار داده‌اند. این شیوه‌ها موارد مختلفی نظیر سوختن، غرق شدن و بریده شدن سر را در بر می‌گیرد.

 

 

 

 
 

گفتنی است محققان این یافته‌ها را با استفاده از پیشرفت‌های علوم درمانی و تجربیات بازماندگان خوش‌شانس به دست آورده‌اند.
بنا بر نتایج این گزارش، علت مرگ در موارد مختلف معمولاً نرسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان شده است. اما در صورتی که اطلاعات بیشتری نیاز باشد، در زیر پاره‌ای از نتایج تحقیقات پژوهشگران آورده شده است.
غرق شدن
نخست، ترس و وحشت قربانیان را فرا می‌گیرد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا نفس خود را حبس کنند. این فرآیند حدود 30 تا 90 ثانیه به طول می‌انجامد. نجات یافتگان می‌گویند زمانی که آب وارد شش‌ها می‌شود، حسی «سخت و دردآور» تجربه کرده‌اند اما این حس به سرعت جای خود را به «آرامش و راحتی» می‌دهد. نبود اکسیژن سبب از دست رفتن هوشیاری، توقف قلب و مرگ مغز می‌شود.



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 26 / 12 / 1396 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

پدیده های مشابه معاد . . .

قران کریم سخنان منکرین زندگی دوباره را نقل کرده که غالبا چیزی بیش از استبعاد نیست و احیانا اشاره به شبهات ضعیفی دارد که منشا استبعاد و شک در زندگی پس از مرگ شده است. از این رو پپدیده‌های مشابه معاد را یاد آور می‌شود تا رفع استبعاد و شک در زندگی پس از مرگ شده است. از اینرو پدیده‌های مشابه معاد را یاد آور می‌شود تا رفع استبعاد گردد و حتمی بودن زندگی دوباره پس از مرگ اثبات شود.



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: پدیده های مشابه معاد

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 26 / 12 / 1396 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

بختک در خواب, علت بختک در خواب, بختک یا فلج خواب,

شتری که در خونه ی همه می خوابه!

اگه ما به خونه ای كه اجارش كردیم برسیم، رنگش بزنیم و پرد های زیبا درش نصب كنیم دلمون نمی یاد از اونجا دل بكنیم، چون خیلی براش زحمت كشیدیم و دلمون می خواد مدتها توش زندگی كنیم، دنیام مثل اون خونه اجاره ای و موقته ، كه آبادش كردیم و به خونه اصلی، یعنی آخرت نرسیدیم و اونو خرابش كردیم ، به همین خاطر خیلی سخته از اون خونه آباد به یه خونه خراب بریم.

مرگ هم شترى است كه درخونه همه می خوابه و خدا در قرآن می فرماید: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیكُمْ؛ بگو: مرگى كه از آن فرار مى كنید سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد.(جمعه، آیه 8)

اما چرا ما ازمرگ می ترسیم و ازش فرار می كنیم ؟!

شخصی از أبوذر غِفاری‌ سؤال‌ می كنه: ما لَنا نَكْرَهُ الْمَوْتَ ؟ قالَ: لاِنَّكُمْ عَمَّرْتُمُ الدُّنْیا وَ خَرَّبْتُمُ ا لاْ خِرَةَ؛ فَتَكْرَهونَ أنْ تَنْتَقِلوا مِنْ عُمْرانٍ إلی‌ خَرابٍ.

چرا ما از مرگ خوشمون نمی یاد ؟ أبوذرپاسخ داد:

برا‌ی اینكه‌ شما دنیای‌ خود رو آباد نموده‌ و آخرت‌ خود را خراب‌ كردید؛ برا همین سخته كه‌ از محلّ آباد به‌ محلّ خراب‌ و ویران‌ برید. ( بحار الانوار،ج‌ 6، ص‌ 137)

پس بیایید تا دیر نشده كاری بكنیم!!

موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: چرا ما ازمرگ می ترسیم و ازش فرار می كنیم ؟!

تاريخ : یک شنبه 26 / 12 / 1396 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

 

 

سند كتبى شفاعت در محشر


هنگام درگذشت فاطمه زهرا (علیها السلام ) امیر المؤ منین (علیه السلام ) در كنار بستر ایشان جعبه اى را مشاهده كرد، پرسید این چیست ؟ فاطمه (علیها السلام ) عرض كرد در میان این جعبه حریر سبزى است كه داخل آن صفحه اى سفید وجود دارد كه در آن صفحه چند سطر نوشته شده ، فرمود مضمون آن كتابت چیست ؟ دختر پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) پاسخ داد، كه در شب عروسى و زفاف ، من در جایگاه عبادت خود نشسته بودم ، مستمندى آمد و تقاضاى جامه اى كهنه كرد. من دو پیراهن داشتم یكى نو كه در آن شب پوشیده بودم و دیگرى كهنه ، همان پیراهن نو را به او دادم ، صبحگاه پدرم براى دیدن ما آمد. فرمود تو كه جامه نو داشتى چرا نپوشیدى ؟ گفتم مگر شما نفرمودید هر چه انسان صدقه و كمك به مستمندان كند برایش باقى مى ماند، من هم آن جامه نو را به بینوائى دادم . فرمود اگر جامه نو را مى پوشیدى و كهنه را به فقیر مى دادى براى شوهرت بهتر بود و آن بینوا هم به پوشاك مى رسید.عرض كردم این كار را از شما پیروى كردم زیرا مادرم خدیجه وقتى كه افتخار شرفیابى خدمت شما را پیدا كرد و تمام اموال خود را در اختیار شما گذاشت همه آنها را در راه خدا بخشیدید تا به جائى رسید كه سائلى از شما پیراهنى خواست ، جامه خود را به او دادید و خویشتن را در حصیرى پیچیده به منزل آمدید و در این امور مانند شما كسى نیست . پدرم گریه كرد و مرا به سینه چسبانید. در این موقع فرمود جبرئیل نازل شده و از جانب خداوند به تو سلام مى رساند و مى گوید به فاطمه بگو هر چه از ما مى خواهد درخواست كند كه من او را دوست دارم .

گفتم یا ابتاه شغلتنى عن المسئلة لذة خدمة لاحاجة لى غیر لقاء ربى الكریم فى دارالسلام پدرجان مرا شیرینى فیض حضورش چنان به خود مشغول كرده كه به یاد درخواست چیزى نیستم و جز لقاء پروردگار آرزوئى ندارم . پدرم دستهاى خود را بلند كرد و به من نیز دستور داد دستم را بلند كنم و فرمود (اللهم اغفر لامتى ) خدایا امت مرا ببخش و بیامرز. جبرئیل فرود آمد و عرض كرد خداوند مى فرماید كسانى كه از امت تو محبت فاطمه و شوهر او و فرزندانش را داشته باشند آمرزیدم . من تقاضاى سند راجع به این موضوع كردم . جبرئیل این حریر سبز را آورد كه در آن نوشته است (كتب ربكم على نفس الرحمة ) و جبرئیل و میكائیل نیز گواهى دادند. پدرم فرمود آن را حفظ نما و در موقع وفات سفارش كن كه با تو در قبر گذارند. مى خواهم در روز قیامت كه زبانه هاى آتش شعله كشید به پدرم بدهم و ایشان آنچه را خداوند وعده داده درخواست كند.

ریاحین الشریعة نقل از ابن جوزى ، ص 106.



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: سند كتبى شفاعت در محشر

تاريخ : دو شنبه 16 / 10 / 1396 | 8:25 | نویسنده : اکبر احمدی |


هدیه برای اموات!!!!


samamos

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که هدیه مرده ها چیست؟
چطور می توانیم روح اموات خود را راضی و خوشنود نگه داریم و برای آنان از خداوند طلب آمرزش نماییم؟
چگونه گوشه ای از زحماتی که آنها در زمان حیاتشان برای ما کشیده اند را جبران نماییم؟
برای اموات خود هدیه بفرستید. هدیه مرده ها صدقه و دعاست.
پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند:
هدیه مرده ها صدقه و دعاست. هر جمعه ارواح مؤمنین مقابل منزلهای خود می آیند و با صدای محزون و گریان فریاد می زنند: ای فرزندان من! و ای پدرم و مادرم و خویشانم بر ما مهربانی کنید، گرچه به یک درهم یا به یک قرص نان و یا لباسی برای ما خیرات کنید که خداوند شما را در ازای این احسان لباس بهشتی بپوشاند. پس از آن رسول خدا بسیار گریستند و مجددا فرمودند: اموات برادران و خواهران دینی شمایند که در خاک پوسیده شدند در حالی که در سرور و نعمت بودند و بر اثر عذاب و نابودی جانهایشان، این گونه به خودشان خطاب می کنند: "وای برما!" اگر انفاق می کردیم به اندازه ای که در دست ما بود و در اطاعت از خدا و رضای او به فقراء و نیازمندان می دادیم امروز در این تنگدستی به شما محتاج نبودیم. سپس از کنار خانه هایشان به سوی جایگاه ابدی خویش باز می گردند و فریاد می زنند: برای ما هر چه زودتر صدقه بفرستید. (جامع الاخبار، ص197)



موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: هدیه برای اموات!!!!

تاريخ : دو شنبه 16 / 10 / 1396 | 8:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

بررسی تطبیقی معاد در قرآن و عهدین

بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیامبران (و بالخصوص از آنچه که از قرآن کریم درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم استفاده می شود) آمده اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا (مبدأ) و دیگر به قیامت.

مساله معاد برای برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است، یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبر ضروری است، پس ایمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است. ما بعضی چیزها داریم که باید به آنها معتقد بود؛ به این معنا که اعتقاد به آنها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست. ''باید'' به این معناست نه به معنی تکلیف. به معنی این است که انفکاک پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام، ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد. مثلا درباره روزه ماه رمضان می گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است. اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد، این آدم، فاسق است، ولی اگر کسی منکر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟

برای اینکه اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته پیغمبر ایمان داشته باشد، ولی روزه را منکر باشد، چون اینکه در این دین روزه هست از ضروریات و از واضحات است، یعنی نمی شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته های پیغمبر و منها کردن روزه تفکیک کند. ولی خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلا موضوع ایمان و اعتقاد نیست، یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده: ''کسانی که به روزه ایمان می آورند''.

اما گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می شود که همین طوری که خداشناسی لازم است (یعنی انسان در یک حدی مستقلا با فکر خودش باید خدا را بشناسد)، در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد، یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله معاد بگوید چون من می گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست، مثل اینکه من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است . نه، ضمنا افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناسند، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند.


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: مسأله معاد از نظر اهمیت

تاريخ : دو شنبه 16 / 10 / 1396 | 8:21 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن از قیامت به روز رستاخیز (یوم البعث) یاد کرده و در پرسش و پاسخی که در قیامت میان بدکاران و درست کرداران رد و بدل می شود، می فرماید: "و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذلک کانوا یؤفکون * و قال الذین أوتوا العلم و الإیمان لقد لبثتم فی کتاب الله إلی یوم البعث فهذا یوم البعث و لـکنـکم کنتم لاتعلمون" سوره ی روم، آیات 55 ـ 56؛ روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران سوگند یاد کنند که ساعتی بیش درنگ نکردند همین گونه از راستی و حقیقت به ناراستی و دروغ پردازند و آنان که به مقام علم و ایمان رسیده اند به آن گروه بدکار گویند: شما تا روز رستاخیز که هم امروز است مهلت یافتید، ولی از جهل، بر آن آگاه نبودید. مؤمنان به آخرت یقین دارند و از روز حساب بیمناکند و در تلاش و کوشش اند که خود را از عذاب پروردگارشان در امان نگاه دارند. پس هرگز قیامت آنان را غافلگیر نخواهد کرد و چون مسافرى که مى داند در فلان روز سفر مى کند زاد و توشه راه را فراهم مى آورند.
شاید منظور از علم در این آیه، علم به قیامت باشد به دلیل آخر آیه که گوید «این روز قیامت است و شما نمى دانسته اید». اما ایمان تصدیق به چیزى است که علم بدان رسیده است یا سخن راست و عمل صالح. «لقد لبثتم فی کتاب الله إلى یوم البعث- شما بر وفق کتاب خدا تا روز قیامت در گور آرمیده اید.» مهم نیست که چه مدت آرمیده اید، کم یا زیاد. مهم این است که آنچه را که از آن مى ترسیدید با آن رو به رو شده اید. شاید تعبیر به «فى کتاب الله» مانند این سخن ما باشد که مى گوییم: (در واقع) یعنى بر خلاف آرزوهاى شما که قیامت نمى آید یا فاصله میان شما و قیامت فاصله اى بس دراز است، این خواست شما تحقق پیدا نکرد بلکه آنچه خدا خواست و در کتاب خود آورده و همان ملاک و معیار حق است، وقوع یافت نه هوسها و آرزوها و خواستهاى نفسانى شما. چیزى که انسان باید نیکو دریابد این است که جهانى که محیط بر اوست از هوا و هوس او پیروى نمى کند و بر حسب احلام و آرزوهاى او گام بر نمى دارد. بلکه هر چه مى کند بر حسب فرمان خداوند است.
«فهذا یوم البعث- این روز قیامت است.»؛ روزى که آن را انکار مى کردید ولى انکارش به سود شما نبود. آرى انکار شما یک نتیجه داد آن هم غافل شدن شما از تهیه زاد و توشه آخرت. «و لکنکم کنتم لا تعلمون- و شما نمى دانستید». از این آیه و همچنین آیه ی قبل (و روزى که رستاخیز بر پا شود، مجرمان سوگند خورند که جز ساعتى توقف نکرده اند. [در دنیا هم ] این گونه به انحراف کشیده مى شدند. )، چنین حاصل مى شود که کافر زمان را نمى شناسد و به پایان کار اعتقاد ندارد و به وقت خود که به سوى این نهایت دردناک سوقش مى دهد احترام نمى گذارد. ولى مؤمن حقیقت زمان را مى شناسد و مى داند که فرصتش اندک است گذشت زمان را حس مى کند و براى طى راه دراز آخرت زاد و توشه خود را بر مى دارد. آرى در آن روز «نه مال سود مى دهد و نه فرزندان. مگر کسى که با دل پاک و سلیم آید». بلى، منطق مؤمن نسبت به زمان را امام سجاد على بن الحسین (ع) چه خوب بیان مى فرماید: «بر خود مى گریم به سبب عمرى که از دست داده ام و آرزوهایى که عمرم را انباشته بود. اکنون در مکان مأیوسان جاى گرفته ام». «چرا نگریم و حال آن که نمى دانم سرنوشت من چه خواهد بود و مى بینم که نفس من مرا فریب مى دهد و من صداى بالهاى مرگ را بر فراز سرم احساس مى کنم».
سپس آن ساعات هولناک را که باید همه در انتظارش باشیم و با زاد و توشه به سوى آن حرکت کنیم، مجسم مى سازد: «چرا نگریم. براى جان دادنم مى گریم. براى تاریکى قبرم مى گریم، براى تنگى گورگاهم مى گریم. براى سؤال نکیر و منکر از خود مى گریم، سپس به اوج تضرع مى رسد و صحنه هاى هولناک قیامت را تصویر مى کند: «مى گریم براى بیرون آمدن از قبرم برهنه ذلیل، در حالى که بار گناه خود بر پشت دارم. گاه به راست مى نگرم و گاه به چپ. زیرا مردم هر یک به کار خود مشغولند. چهره هایى شادمان است و چهره هایى گرفته و درهم»
نیز فرمود: "یوم یبعثهم الله جمیعا" سوره ی مجادله، آیات 6 و 18؛ روزی که خدا همگی را برانگیزد.
در مفردات راغب چنین گوید قوله تعالى یوم یبعثهم الله جمیعا بعث دو قسم است: یکى (بعث بشرى) مثل بعث البعیر و بعث الانسان فى حاجته، و دیگر بعث الهى، و بعث الهى دو قسم است: یکى ایجاد اشیاء از اعیان و اجناس و انواع از نیستى بهستى و این مختص است بذات بارى عز و جل و کسى قدرت بر چنین عملى ندارد، دوم زنده کردن مردگان و این قسم را اختصاص داده ببعض اولیاء خود مثل حضرت عیسى علیه السلام و امثال او- و قوله تعالى یوم یبعثهم الله جمیعا یعنى (یخرجهم و یسیرهم الى القیامة)، ایزد متعال در این آیه ی مبارک به دو چیزخبر می دهد، یکى آنکه تمام مردم در قیامت مبعوث می گردند و در ارض قیامت حاضر می شوند و از لفظ جمیعا که براى تأکید آورده ارائه می دهد که نفرى از افراد بشر باقى نمی ماند مگر آنکه در آن روز حاضر می گردد و دیگر هر کسى آنچه کرده از گفتار و کردار و اعمال نیک یا شر تماما نزد وى حاضر می گردد پس از آنکه فراموش نموده، به طورى که صفحه اعمال خود را به عیان مشاهده می نماید و گوید ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة إلا أحصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا؛ این چه کارنامه اى است که هیچ [کار] کوچک و بزرگى را وانگذاشته مگر این که آن را برشمرده است! و آنان کرده هاى خویش را آماده مى یابند، و پروردگار تو به کسى ظلم نمى کند. " سوره ی کهف آیه ی 49.
خداوند در جایى دیگر پس از بیان چگونگى آفریشن انسان و عظمت و شکوه خلقت او براى اینکه این تصور پیش نیاید که با مردن انسان همه چیز پایان مى گیرد، مى افزاید: " ثم إنکم بعد ذالک لمیتون * ثم إنکم یوم القیمة تبعثون؛ سپس شما بعد از این [مراحل ] قطعا خواهید مرد. * آن گاه شما روز رستاخیز برانگیخته مى شوید. " سوره ی مؤمنون، آیه ی 16-15؛ خداوند خبر داد که این ساختمان عجیب وجود انسان سر انجام بمرگ متلاشى میشود. زیرا هدف صحیحى در کار است که عبارت است از زنده شدن و بازگشتن. این زنده شدن و بازگشتن در روز قیامت، منافاتى با زنده شدن در قبر ندارد. زیرا اثبات زنده شدن انسان در روز قیامت، منافاتى با زنده شدن در مواقع دیگر ندارد. همانطورى که خداوند قوم موسى را بر کوه و افراد دیگرى را در جاهاى دیگر زنده کرده است. این آیه نشان میدهد که عقیده نظام که انسان را همان روح میداند و عقیده معمر که انسان را چیزى غیر قابل تقسیم و غیر مادى میداند، باطل است.


پایگاه نور پورتال


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: روز رستاخیز

تاريخ : چهار شنبه 22 / 8 / 1396 | 6:55 | نویسنده : اکبر احمدی |


از نظر مذهب شیعه، (یعنی آنچه که از کتاب و سنت، مطابق نقل و روایت از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام) رابطه توحید، معاد و امامت بدین صورت تبیین می شود که:

1- ورای عالم ماده و طبیعت و پس پرده غیب، حقایق اصیلی است که انسان دیر یا زود و بالاخره در دم مرگ و روز رستاخیز، از آنها اطلاع یافته، برای وی مشهود و مکشوف خواهد افتاد.

2- با این که انسان خواه و ناخواه و به طور ضرورت و جبر، در مسیر زندگی مخصوص خود، حقیقت عالم هستی را بالعیان درک خواهد نمود و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (معاد) که هرگونه شبهه و شک از ادراک او رخت بربندد، در عین حال برای انسان، یک راه اختیاری و اکتسابی نیز وجود دارد که با پیمودن آن در همین نشأه دنیا، حق و حقیقت امر را کشف و مشاهده نماید.
3- این راه، همان راه اخلاص در بندگی حق است.
4- نظر به این که حق متعال با تشریع شریعت مقدسه اسلام، آن را تنها راه خود معرفی نموده و بدین ترتیب، به اعتبار سایر شرایع و ادیان خاتمه داده است، راه وصول به حق و حقیقت و طریق منحصر برای حیازت سعادت حقیقی، اتباع کامل از شریعت اسلامی می باشد. در نتیجه راهی که از غیر مواد شرع، ترتیب داده شده باشد، انسان را به کمال و سعادت حقیقی نخواهد رسانید و همچنین سیر و سلوکی که از طریق شرایع دیگر انجام گیرد، سعادت حقیقی را به انسان نشان نخواهد داد. نکته کوچکی که در این جا مطرح و در عین حال بسیار قابل توجه است، این است که اسلام، جهالت انسان را در صورتی که ناشی از عجز و ناتوانی بوده، مستند به تقصیر نباشد، به عنوان "عذر" می پذیرد و اشخاصی را که حق برای آنها به واسطه یک عامل اضطراری مجهول بماند، به هلاکت ابدی محکوم نمی کند و آنها را از رحمت بی پایان خدای مهربان، مأیوس نمی سازد. چه بسا اشخاصی که بخشی از معارف حقه برای آنان مجهول بوده، به واسطه داشتن روحیه تبعیت از حق و تسلیم و فروتنی در برابر واقعیات، خدای متعال از آنها دستگیری فرموده، به راه راست هدایتشان کرده است و بالاخره در صف ارباب کمال قرار گرفته و به احراز سعادت واقعی و ابدی مفتخر شده اند.
خدای متعال در کلام خود می فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین؛ آنان که در خصوص ما مجاهدت نمایند، البته آنها را به راههای خود هدایت می کنیم و البته خداوند با نیکوکاران است» (عنکبوت/69) و پیغمبر اکرم در کلام معجزه آسای خود می فرماید: «هر کس به آنچه که می داند عمل کند، خداوند علم آنچه را که نمی داند، به وی روزی می دهد».


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: ارتباط خداشناسی و معاد

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 22 / 8 / 1396 | 6:51 | نویسنده : اکبر احمدی |
بعد از پايان يافتن مرحله رستاخيز (ويرانى جهان) مرحله دوم آغاز مى شود و براى رسيدگى به اعمال انسان ها كه همه در پرونده اعمال آنها ثبت شده، دادگاه عدل خداوند تشكيل و به تمام آنها رسيدگى مى شود.
باد ومه

نفخ، در لغت به معناى «دميدن» و صور به معناى «شيپور» و «شاخ» ميان تهى است كه معمولا براى حركت قافله يا لشكر، يا براى توقف آنها به صدا در مى آورند، ولى در اصطلاح قرآن، «نفخ صور» تعبير كنايى زيبايى از حوادث ناگهانى و هم زمان است كه درباره مسئله قيامت آمده است. پيش از برپايى قيامت، صداى مهيب و هولناكى به گوش همه موجودات خواهد رسيد و اين صدا، سبب مرگ همه جان داران خواهد شد و نظام كيهانى به هم خواهد خورد و آسمان ها و زمين دگرگون خواهند شد و خورشيد و ماه و ستارگان خاموش و سرد خواهند گرديد و...
قرآن در اين باره مى فرمايد: (وَ يَوْمَ يُنفَخُ فِى الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِى الاَْرْض)[1]; و ]به خاطر آوريد [روزى را كه در «صور» دميده مى شود و تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند در وحشت فرو مى روند.

خداوند متعال، مى فرمايد: (وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِى الاَْرْضِ إِلاَّ مَن شَآءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ)[2]; و در صور دميده مى شود، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمين است، بى هوش در مى افتد، مگر كسى كه خدا بخواهد; پس بار ديگر در آن دميده مى شود و به ناگاه، آنان بر پاى ايستاده، مى نگرند.

از اين آيه و مانند آن چند مطلب استفاده مى شود:

1. بعد از نفخ صور اول، نفخ صور دوم تحقق مى يابد و انسان ها و موجودات ديگر، در صحنه محشر حاضر مى گردند و در انتظار حساب و كيفر پاداش خود به سر مى برند; ناگهان، همه مردم ]از خواب مرگ[ برخاسته، ]در صحنه محشر[ در انتظار سرنوشت خود خواهند بود.

2. در قرآن، مطلبى كه فاصله زمانى دو نفخ را برساند، وجود ندارد. امام سجاد(عليه السلام)در بيان فاصله دو نفخ مى فرمايد: ماشاء الله; آن چه خدا بخواهد، ]همان است[.[3]


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: نفخ صور و رخدادهاى قيامت

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 22 / 8 / 1396 | 6:49 | نویسنده : اکبر احمدی |

انگیزه های انکار معاد از دیدگاه قرآن

ضرورت معاد


معاد در لغت از ريشه عود به معناي رجوع و بازگشت است و در اصطلاح به معناي بازگشت انسان و زنده‌شدن دوباره او بعد از مرگ است تا جزاي اعمالي را كه در دنيا به اختيار خود مرتكب شده در آخرت مشاهده كند.[1]

اديان گذشته و مسأله معاد
شايد بتوان گفت يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين دغدغه همه اديان مسأله معاد بوده است. همه اديان به اينكه عالم ديگري ماوراي عالم دنيا و طبيعت وجود دارد معتقدند و اين مسأله از جمله مسائلي است كه فطرت هر انساني به آن اذعان مي‌كند.
اعتقاد به معاد از اركان اساسي و جزو ضروريات دين اسلام نيز به شمار مي‌آيد. خداوند گفتگوي نوح با قومش را در قرآن اين‌گونه حكايت ‌مي‌كند:

«
وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا» (نوح/18،17)
«
و خدا شما را مانند نباتات از زمين برويايند سپس به زمين بازگرداند و ديگر بار شما را برانگيزد»

و در سوره شعرا از قول ابراهيم مي‌فرمايد:

«
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ» (شعرا/81و 82)
«
خدايي كه مرا مي‌ميراند و سپس به حيات ابدي آخرت زنده مي‌گرداند همان خدايي كه اميدوارم كه روز جزا گناهم را بيامرزد»

و در سوره طه خداوند خطاب به حضرت موسي مي‌فرمايد:

«
إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى» (طه/15)
«
روز قيامت حتماً فرا خواهد رسيد و ما آن ساعت را پنهان داريم تا هر نفسي را به پاداش اعمالش در آن روز برسانيم»


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: ضرورت معاد

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 15 / 7 / 1396 | 7:20 | نویسنده : اکبر احمدی |

خلافت مؤمنان در زمین، وعده حتمی الهی

دليل عقلي ونقلي بر معاد

فطرت هر انسانى حكم مى كند كه بايد حق هر صاحب حقى به او داده شود ، و داد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ، و همين فطرت بشر را با هر مسلك و آيينى به تشكيل دستگاه هاى قضايى و محكمه هاى عدل و انصاف وامى دارد.

معاد


الف: دلیل عقلی

فطرت هر انسانى حكم مى كند كه بايد حق هر صاحب حقى به او داده شود ، و داد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ، و همين فطرت بشر را با هر مسلك و آيينى به تشكيل دستگاه هاى قضايى و محكمه هاى عدل و انصاف وامى دارد.
و از طرفى روشن است در اين زندگى بسيارى از ستمگران بر اريكه عزت و اقتدار زندگى را سپرى مى كنند و ستمكشان در زير تازيانه و شكنجه ستمگران جان مى دهند ، حكمت و عدل و عزت و رحمت خداوند ايجاب مى كند كه داد آن مظلومان از آن ظالمان گرفته شود.
خداود متعال در قرآن میفرماید:
(
ولا تحسبن الله غفلا عما يعمل الظلمون إنما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الابصر ) ( هیچگاه مپندار که خدا از آنچه ستمگران مى كنند غافل است، جز اين نيست كه آنها را به تأخير مى اندازد براى روزى كه در آن چشمها از گردش باز مى مانند )
و از طرفى - آن چنان كه بايد - خوبان و کسانی که گوش به فرامین الهی داده اند و هزاران سختی را به جان خریده اند تا به احکام خدا عمل کنند، سزاى خوبى خود را، و بدان و نافرمانان که با پشت پا زدن به فرامین الهی د رعیش و نوش زیدگی کردند سزاى بدى خود را در اين زندگى نمى بينند، و اگر زندگانى ديگرى همراه با حساب و ثواب و عقاب به تناسب عقايد و اخلاق و اعمال نباشد ظلم است، و عدل خداوندى ايجاب مى كند كه حشر و نشر و حساب و ثواب و عقابى باشد. خداوند در این زمینه می فرماید:
(
أم نجعل الذين ءامنوا وعملوا الصالحت كالمفسدين في الارض أم نجعل المتقين كالفجار ).
.(
آيا كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند مانند مفسدين در زمين قرار مى دهيم ؟ يا پرهيزكاران را مانند گهنكاران قرار مى دهيم؟).
ب: دلیل نقلی
تمام اديان آسمانى به معاد معتقد هستند، و منشأ اين اعتقاد گفتار پيغمبران است و سخن آنان مستند به وحى است ، و به خاطر اینکه انبيا معصومند و هیچگاه وحى الهی خطا نمی کند و خدا وعده دروغ نمی دهد باید به معاد و روز قیامت ايمان و اعتقاد داشته باشیم.
منكرين معاد و حشر و نشر در قبال سخن پيغمبران به جز استبعاد بهانه اى براى انكار نداشتند ، كه چگونه مى شود بعد از مردن زنده شويم ، و پس از پوسيدن و خاك شدن ، آن ذرات پراكنده مرده به هم پيوسته و دوباره حيات پيدا كنند ، غافل از آن كه موجودات زنده از اجزاى مرده پراكنده ساخته شده ، و همان علم و قدرت و حكمتى كه اجزاى ماده مرده را به تركيب خاص و نظام مخصوصى آماده پذيرفتن حيات و زندگى مى كند ، و مجموعه اى چون انسان با اعضا و قواى مختلف - بدون مانند و نمونهء قبلى - مى سازد ، مى تواند بعد از مردن و پراكنده شدن ، ذراتى را كه - هر كجا باشند و به هر صورت در آمده باشند – و از ديد علم محيط او پنهان نيستند ، جمع كند و با قدرتى كه خلقت اول را ایجاد کرده دومرتبه به آن اجزاء حیات دهد و آنها را زنده نماید.
باید توجه داشت که آفرینش دوباره و با مثال و نمونه قبلی بسیار آسان تر است از آفرینش اول که هیچ نمونه قبلی نداشته است.
آن قدرتى كه از درخت سبز آتش روشن مى كند ، و زمين مرده را در هر بهار بعد از مرگ خزان زنده مى نمايد ، ناتوان از احياى بعد از میراندن نيست. قدرتى كه هر شب مشعل ادراك انسان را به وسيله خواب خاموش مى كند ، و علم و اختيار آدمى را از او مى گيرد ، قادر است بعد از خاموش كردن به وسيله مرگ دوباره آن را روشن كند ، و معلومات از دست رفته را به او برگرداند.
روزی یکی از کفار تکه استخوان پوسیده ای را نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آورد آنرا نرم کرده و گفت چه کسی این استخوان را پس از آنکه پوسیده است زنده خواهد کرد؟
ناگاه وحی الهی آمد که ای پیغمبر به او بگو:
همان که اول او را (بدون نمونه قبلی) ایجاد کرد دوباره نیز او را زنده خواهد کرد.

حوزه علمیه قم، حسن کاشانی

 


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: دليل عقلي ونقلي بر معاد

تاريخ : دو شنبه 15 / 7 / 1396 | 7:11 | نویسنده : اکبر احمدی |

معاد در قرآن؛ حکمت الهیاهميت و گستردگى بحث معاد در قرآن
اساسى ترين موضوع در تعاليم انبيا و آموزشهاى انسان ساز وحى مبداء و معاد است ، به طورى كه در قرآن كريم بعد از توحيد، بيشترين آيات درباره معاد است ، يعنى بيش از ربع آيات و پيامهاى قرآن مستقيما درباره قيامت و حساب و كتاب و ثواب و عقاب است .
سيره حضرت حق براى طرح مسئله معاد چنان جامع و كامل و گويا است كه هر كس كمترين بهره اى از آگاهى و وجدان داشته باشد راهى جز ايمان و يقين به آن ندارد: گاه با استدلال هاى منطقى معاد را ممكن دانسته و فرموده است : ((كما بداءكم تعودون ))(4) و گاه با مقايسه آن و رستاخيز طبيعت ، كه بى هيچ مانعى در معرض ديد همگان است ، اذهان را متوجه امكان و كيفيت رستاخيز بزرگ كرده و فرموده است :
الله الذى ارسل الرياح فتثير سحابا فسقناه الى بلد ميت فاءحيينا به الارض بعد موتها كذلك النشور(5)،
در جايى قدرت مطلقه خداوند را به رخ كشيده و فرموده است :
اولم يروا ان الله الذى خلق السموات و الارض و لم يعى بخلقهن بقادر على ان يحيى الموتى بلى انه على كل شى ء قدير(6)
و در جايى ديگر زندگى جنينى انسان را به او متذكر شده و فرموده است :
يا ايها الناس ان كنتم فى ريب من البعث فانا خلقناكم من تراب ...(7)،
گاه با طرح داستانهايى چون چهار مرغ جناب ابراهيم (عليه السلام) و مرگ صد ساله عزير و گاو بنى اسراييل و خواب اصحاب كهف و همراهان موسى (عليه السلام) در وادى طور، نمونه ها و شواهدى براى مرگ و معاد مى آورد و گاه با خطابهاى معجزه آسا در عمق جان و روح انسان نفوذ مى كند و جسم او را نيز متاثر مى سازد و او را متوجه قيامت مى كند.

 

 

 


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: معاد در قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 15 / 7 / 1396 | 7:6 | نویسنده : اکبر احمدی |

آیا رستاخیز براى حیوانات هم وجود دارد؟

شك نیست كه نخستین شرط حساب و جزا مسئله عقل و شعور و بدنبال آن تكلیف و مسئولیت است، طرفداران این عقیده مى‏گویند مداركى در دست است كه نشان مى‏دهد حیوانات نیز به اندازه خود داراى درك و فهمند، از جمله:
زندگى بسیارى از حیوانات آمیخته با نظام جالب و شگفت‏انگیزى است كه روشنگر سطح عالى فهم و شعور آنها است كیست كه درباره مورچگان و زنبور عسل و تمدن عجیب آنها و نظام شگفت‏انگیز لانه و كندو، سخنانى نشنیده باشد، و بر درك و شعور تحسین‏آمیز آنها آفرین نگفته باشد؟ گرچه بعضى میل دارند همه اینها را یك نوع الهام غریزى بدانند، اما هیچ دلیلى بر این موضوع در دست نیست كه اعمال آنها به صورت ناآگاه (غریزه بدون عقل) انجام مى‏شود.
چه مانعى دارد كه این اعمال همانطور كه ظواهرشان نشان مى‏دهد ناشى از عقل و درك باشد؟ بسیار مى‏شود كه حیوانات بدون تجربه قبلى در برابر حوادث پیش‏بینى نشده دست به ابتكار مى‏زنند، مثلًا گوسفندى كه در عمرش گرگ را ندیده براى نخستین بار كه آن را مى‏بیند به خوبى خطرناك بودن این دشمن را تشخیص داده و به هر وسیله كه بتواند براى دفاع از خود و نجات از خطر متوسل مى‏شود.
علاقه‏اى كه بسیارى از حیوانات تدریجا به صاحب خود پیدا مى‏كنند شاهد دیگرى براى این موضوع است، بسیارى از سگهاى درنده و خطرناك نسبت به صاحبان خود و حتى فرزندان كوچك آنان مانند یك خدمتگذار مهربان رفتار مى‏كنند.
داستانهاى زیادى از وفاق حیوانات و اینكه آنها چگونه خدمات انسانى را جبران مى‏كنند در كتابها و در میان مردم شایع است كه همه آنها را نمیتوان افسانه دانست. و مسلم است آنها را به آسانى نمى‏توان ناشى از غریزه دانست، زیرا غریزه معمولًا سرچشمه كارهاى یكنواخت و مستمر است، اما اعمالى كه در شرایط خاصى كه قابل پیش‏بینى نبوده بعنوان عكس العمل انجام مى‏گردد به فهم و شعور شبیه‏تر است تا به غریزه.

 

 


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: آیا رستاخیز براى حیوانات هم وجود دارد؟

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 25 / 5 / 1396 | 11:16 | نویسنده : اکبر احمدی |

معاد جسمانی و روحانی

از بحثهای مهمِ مسئله معاد، بحث درباره چگونگی معاد از نظر جسمانی و روحانی بودن آن است. در این زمینه از سوی فیلسوفان و متكلمان اسلامی، سه نظریه مطرح گردیده است:
1.
فقط معادی جسمانی: در قیامت جز بدن و لذایذ و آلام بدنی و حسی تحقق ندارد.
2.
فقط معاد روحانی: در قیامت جز روح و لذایذ و آلام روحی و عقلی تحقق ندارد.
3.
اعتقاد به هر دو معاد: در قیامت هم روح محشور میشود و هم بدن، و علاوه بر لذایذ و آلام حسی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز تحقق دارد.
از آنچه گفته شد، روشن میشود كه اعتقاد به هر دو نوع معاد جسمانی و روحانی مبتنی بر امور زیر است:
الف. حقیقت انسان را بدن مادی اوتشكیل نمیدهد، بلكه حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح او ـ كه مجرد از ماده میباشد، ـ و با مرگ بدن به حیات خود ادامه میدهد.
ب. در سرای آخرت بدنهای مردگان صورتهای پیشین خود را بازیافته، و نفس و روح آدمیان كه با مرگ، از بدن قطع علاقه كرده بود، به بدنها تعلق گرفته و در نتیجه بدنهای مرده زنده میشوند.
ج. پاداشها و كیفرهای اخروی منحصر در آلام و لذایذ حسی و بدنی نبوده، یك رشته لذایذ و آلام كلی و عقلانی نیز تحقق مییابد.
بنابراین، كسانی كه حقیقت انسان را در همان جنبه مادی و بدن او خلاصه كرده و روح را نیز امری مادی دانستهاند، معاد را منحصر در معاد جسمانی میدانند. اكثریت متكلمان و محدثان طرفدار این قول بودهاند، چنانكه صدرالمتألهین(ره) گفته است:
«
اكثر متكلمان و عموم فقیهان و محدثان قایل به معاد جسمانی میباشند؛ زیرا آن روح را جسمی میدانند كه مانند آب در گل، و آتش در ذغال، و روغن در درخت زیتون، ساری و نافذ در بدن میباشد
برعكس، آنان كه روح را واقعیتی مجرد از ماده میدانند كه پس از مرگِ بدن همچنان به حیات خود ادامه میدهد، ولی به تعلق دوباره آن به بدن معتقد نیستند، فقط به معاد روحانی قایل شدهاند، ‌چنان كه اكثریت فلاسفه بر این عقیده بودهاند. صدرالمتألهین(ره) در اینباره گفته است:

 


موضوعات مرتبط: فرجام شناسی
برچسب‌ها: معاد جسمانی و روحانی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 25 / 5 / 1396 | 11:13 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد