.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; حق یکی است

حق يكى است

 

ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلاله.

ح/ 183

ترجمه:

هرگاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى از آن دو، گمراهى "باطل" است.

شرح:

بسيار ديده مى شود كه دو شخص، يا دو گروه، بر سر يك مسئله اختلاف دارند. به اين معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعايى دارد كه با ادعاى ديگرى مخالف است، و هر يك نيز، ادعاى خود را صحيح و بر حق مى داند و ادعاى ديگرى را غلط و باطل مى شمارد.

اما، از آنجا كه هميشه حق يگانه است، و هر چيزى كه بر حق باشد، نمى تواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نيز، درست و بر حق باشند، ناگزير بايد قبول كرد كه دست كم، يكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.

روشن تر بگوئيم: نمى شود كه دو نفر، در مورد يك موضوع
دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نيز درست گفته باشند. يعنى اگر، در چنين مواردى، يقين داشته باشيم كه هر دو نفر در اشتباه نيستند، پس بايد مطمئن باشيم كه بطور قطع، فقط يكى از آنها 'حق' مى گويد و ديگرى بر باطل است.

وظيفه كسى هم كه با چنين افراد يا گروههايى روبرو مى شود، آن است كه سخن و عقيده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دريابد، و با انتخاب و پذيرش حق، از باطل دورى كند.

جامعيت قرآن

 

و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم ما بينكم.

ح/ 313

ترجمه:

سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات مربوط به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.

شرح:

آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:

نخست، مى خواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بوده اند، چگونه زيسته اند، چه ها مى انديشيده اند، چه سرانجامى داشته اند، و در چه وضعى و حالى درگذشته اند.

آنگاه، مى خواهد بداند كه پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.

و سپس مى خواهد بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى مى كند، با مردم چگونه
بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و در طريق آسايش و رستگارى گام بردارد.

قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.

پس ما، اگر مى خواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيم، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و دستورات و احكام آن را به كار بنديم.

خشنودى از كار بدكاران

 

الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم. و على كل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به و اثم الرضى به.

ح/ 154

ترجمه:

هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است، و هر كس كه در كارى نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست، و گناه رضايت دادن به انجام آن.

شرح:

اسلام، دينى است كه پيروان خود را، همواره از زندگى كردن در حصارهاى خلوت و تنهائى و به سر بردن در چهار ديواريهاى در بسته، باز مى دارد. و در مقابل، همه را به زندگى اجتماعى دعوت مى كند. براى يك چنين زندگى اجتماعى برادرانه يى، كه در آن همه نسبت بيكديگر وظايف و مسئوليتهايى دارند قوانين كاملى نيز قرار داده، كه جلوه هاى گوناگون آن، در تعاليم درخشان اسلامى ديده مى شود.

بر اساس اين قوانين، خوب بودن و خوب زيستن، تنها اين نيست كه ما، خود را از همه كنار بكشيم، و در خلوت و تنهايى
مشغول عبادت شويم و كارى به كار ديگران و ساير افراد جامعه نداشته باشيم. چه، در اين صورت، حتى اگر هيچ گناهى از ما سر نزند، باز در گناهى كه ديگران، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام مى دهند، شريك و سهيم خواهيم بود. به بيان ديگر، يك مسلمان مومن و واقعى، نبايد در برابر كارهاى باطل و نادرست ديگران نيز، ساكت بنشيند و هيچ اقدامى نكند. چون اين سكوت، دليل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطل مخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد، بطور طبيعى، به انجام آن امر، رضايت داده است. و راضى بودن به انجام كار ديگران نيز مانند آن است كه خود او هم در آن كار، شركت و دخالت داشته است.

از اين روست كه امام عليه السلام مى فرمايد: مسلمان مومن حق ندارد ساكت بنشيند و شاهد و تماشاگر كارهاى باطل ديگران باشد. چون در آنصورت، از او دو گناه سر زده است. يك گناه همان رضايت دادن به انجام آن كار است، و گناه ديگر آن است كه با چنين رضايتى، خود او نيز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه درآمده و در حقيقت مثل آن است كه خود نيز، در انجام آن گناه، شركت و همكارى داشته است.

لزوم شناخت رفيق راه و همسايه

 

سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار.

نامه/ 31

ترجمه:

پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره 'رفيق راه' بپرس، و پيش از آنكه 'خانه' انتخاب كنى درباره 'همسايه' پرس و جو كن.

شرح:

بر اساس اين فرمايش امام عليه السلام، در زبان فارسى هم ضرب المثلى رواج يافته است كه مى گويد: 'بگو رفيقت كيست، تا بگويم چگونه آدمى هستى'. و شاعرى، همين معنى را به شعر درآورده است:




    • تو، اول بگو: با كيان زيستى؟



    • پس آنگه، بگويم كه: تو، كيستى!

سخن امام، اين هشدار را مى دهد كه: انسان بايد دقت كند و هنگام سفر، از رفيق راه و همسفر بد و فاسد، پرهيز و دورى جويد، و همچنين هنگام انتخاب خانه، مراقبت كند، تا با اشخاصى نادرست و گمراه، همسايه نشود. زيرا، همسفر فاسد و همسايه
گمراه، علاوه بر زيانها و ناراحتيهايى كه توليد مى كنند، بر اثر همراهى و همنشينى و معاشرت پى در پى، در روحيه انسان، تاثير بد مى گذارند. و چه بسا كه انسان پس از مدتى معاشرت با افراد گمراه و فاسد، خود نيز، اندك اندك و ندانسته، به فساد و گمراهى كشيده مى شود.

به همين دليل، ما بايد مراقب باشيم و در هر كارى كه انجام مى دهيم، با كسانى همراهى و همفكرى كنيم كه مطمئن باشيم درستكار و با ايمان و پاك و نيك كردارند.

اين سخن، مى تواند ما را، در اين جهت نيز راهنمائى كند كه: هرگاه در انتخاب راهى و انجام كارى دچار شك و ترديد شديم، يا اگر ديديم كه خودمان، قادر به انتخاب راه درست نيستيم، بهتر است پيش از آنكه با چشم بسته به راهى برويم يا شروع به كارى كنيم، افراد ديگر را در نظر بگيريم. يعنى ببينيم كسانى كه عقل و درايت و ايمان و پارسايى آنها ثابت شده است، چه كار مى كنند و از كدام راه مى روند، تا ما نيز همان راه را در پيش گيريم. به اين ترتيب، علاوه بر آنكه به گمراهى و فساد دچار نمى شويم، از وجود همراه و همنشين خوب هم بهره مند مى گرديم.

خودرايى و مشورت

 

من استبد برايه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها.

ح/ 161

ترجمه:

شخص خود راى به هلاكت مى رسد، و كسيكه با مردان برجسته و انديشمند مشورت كند، در عقل آنها شريك مى شود.

شرح:

كسيكه در همه كارها، تنها عقيده و نظر خود را درست مى داند و به راى و عقيده هيچ كس ديگر، اهميتى نمى دهد، بيش از هر كس، به خودش ظلم مى كند. هيچكس نيست كه همه چيز را بداند و براى همه مسائل و مشكلات، راه حلهاى درست و منطقى و قابل اجراء پيدا كند، و هر كس، هر اندازه هم كه عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلى روبرو خواهد شد، كه راه حل درست و عملى آنها، به فكرش نخواهد رسيد. در چنين حالى، اگر شخصى، خود راى باشد و جز عقيده خود، عقيده هيچكس را نپذيرد، بطور مسلم، در حل مسائل، به راههاى غلط مى رود، و چه بسا دچار اشتباهاتى مى شود كه حتى زندگى اش را به خطر مى افكند و او را به هلاكت و نيستى مى كشاند.
اما كسيكه تنها به عقيده خود اتكاء ندارد، و در مسائل گوناگون، مشورت مى كند، به راه سعادت مى رود. مخصوصا اگر شخصى، با افراد عاقل و انديشمند و مردان برجسته مشورت كند، مانند آن است كه در فكر و دانش آنها شريك شده، و از عقل و انديشه هر كدام، براى خود سهمى برداشته است.

وقتى ما، بار سنگينى داريم كه نمى توانيم از روى زمين حركت دهيم، به كمك چند نفر ديگر نياز پيدا مى كنيم. و هنگامى كه چند نفر آمدند و به ما كمك كردند، مثل آن است كه ما را، در زور بازوى خود شريك كرده اند و هر كدام، از قدرت و توانايى خود، سهمى به ما داده اند.

در مورد مسائل مربوط به فكر و عقل نيز همينطور است. وقتى با مساله يى روبرو مى شويم كه به تنهايى از حل آن عاجزيم، بايد از عقل و انديشه ديگران هم كمك بگيريم. و در اين صورت، مثل آن است كه خود را، در عقل و شعور آنها شريك ساخته ايم و از نيروى انديشه و فكرشان، سهمى هم به ما رسيده است.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه
برچسب‌ها: پند هایی از نهج البلاغه

تاريخ : یک شنبه 31 / 3 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |