.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; فضيلت علم بر ثروت

سراب كه از دور به شكل آب ديده مى شود و از نزديك چيزى جز خاك و ريگ بيابان نيست، هميشه به فكر فريب دادن است. شخص دروغگو، هميشه با دروغهاى خود، كارهاى خوب را به صورت كارهاى 'بد' وا نمود مى كند. و كارهاى بد را بصورت 'خوب' نشان مى دهد. در نتيجه، كسيكه با شخص دروغگو دوستى كند، فريب حرفهاى او را مى خورد، و دو عيب بزرگ در زندگى پيدا مى كند: نخست آن كه از كارهاى خوب رويگردان مى شود، چون خيال مى كند كه آن كارها 'بد' است. و ديگر آنكه به انجام كارهاى بد مى پردازد، چون بخاطر حرفهاى دوست دروغگوى خود، گمان مى كند كه آن كارها 'خوب' است.

فرزند عزيز، وقتى مى خواهى با كسى دوست شوى مراقب باش كه او، جزو هيچكدام از اين چهار گروه نباشد. چون امام عليه السلام، به خاطر خير و صلاح مسلمانان، سفارش كرده است كه از دوستى با اين گونه افراد، دورى كنند.

هشدار مژده است

من حذرك، كمن بشرك.

ح/ 59

ترجمه:

كسى كه تو را هشدار مى دهد مانند كسى است كه به تو مژده مى دهد.

شرح:

گاهى پدر و مادرها، و بزرگترها، و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى، و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور مى شوند به جاى نرمش و ملايمت، با لحنى تند و درشت، هشدار دهند و ما را، از كارى كه مى خواهيم انجام دهيم، بر حذر و بيمناك سازند.

ممكن است بعضى افراد، اينگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند، و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آنها جلوگيرى مى كند، ناراحت شوند.

ولى، فرزند عزيز، اين را بدان كه: وقتى كسى با درشتى و تندى، به تو هشدار مى دهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى مى كند، مثل كسى است كه با لحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژده يى را مى دهد. به عنوان مثال: وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز مى دارد، و با لحنى تند مى گويد: 'در خواندن درسهايت تنبلى نكن، چون بيسواد و بيكاره بار مى آيى و بدبخت مى شوى'، مثل كسى است كه به تو مژده مى دهد و مى گويد: 'شاگرد اول شده اى و بزرگترين جايزه نصيب تو شده است'.

پس، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو بلكه خوشحال و متشكر باش زيرا انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود مى كند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد مى گردد.

خودپسندى

الاعجاب يمنع من الازدياد

ح/ 167

ترجمه:

خودپسندى، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است.

شرح:

يكى از بزرگترين عيبهايى كه بعضى افراد دچار آن هستند، غرور و خودپسندى است. خودپسند، يعنى كسى كه خود را، در همه چيز، برتر و بالاتر از همه مردم مى داند، و خيال مى كند كه هيچ كس در علم و دانش و درك و شعور، به پاى او نمى رسد.

شخصى كه دچار اين عيب بزرگ باشد، از دو جهت لطمه مى خورد و صدمه مى بيند. نخست، از اين جهت كه: چون خود را بزرگترين و برترين عاقلان و دانشمندان مى داند، ديگر لازم نمى بيند كه دنبال تحصيل علم و دانش، برود. به اين صورت، از آموختن باز مى ماند، و در همان مرحله يى كه هست، در جا مى زند، و ديگر بالاتر و پيش تر نمى رود.

علاوه بر اين، شخص خود پسند، چون كسى را عاقل تر و و دانشمندتر از خود نمى داند، هنگامى كه برايش مسئله و مشكلى پيش مى آيد، با هيچكس مشورت نمى كند، و از افراد عاقل تر و دانشمندتر از خودش، راهنمايى نمى خواهد. و به اين صورت، از حل مسائل و مشكلات، و گشودن راههاى بسته زندگى اش، عاجز مى ماند، و همواره، در ميان گرداب مشكلات و گرفتاريها دست و پا مى زند، و هيچگاه نمى تواند راههاى پيشرفت و ترقى را پيدا كند و به سوى كمال گام بردارد.

اكرام خويشاوندان

و اكرم عشيرتك...

نامه/ 31

ترجمه:

اقوام و خويشاوندانت را گرامى و عزيز بدار.

شرح:

امام عليه السلام، در اين جمله زيبا و پر معنى، ما را به حفظ و رعايت 'صله رحم' دعوت كرده است.

درباره 'صله رحم' در قرآن و روايات اسلامى، سفارش فراوان شده است، تا جايى كه ترك آن- يعنى بجا نياوردن صله رحم- از گناهان بزرگ به شمار آمده است.

معناى 'صله رحم' آن است كه: انسان، با اقوام و خويشاوندان خود، مناسبات و رفت آمدهاى سالم و صميمانه داشته باشد، با مهربانى و لطف و گرمى، به ديدار و احوال پرسى آنها برود، در حل مشكلات و رفع گرفتاريهاى آنان شركت كند و هنگامى كه آنها مشكل و نيازى داشته باشند، از كمك كردن به آنها خوددارى نورزد.

در اين باره، امام عليه السلام، با زيباترين و موثرترين بيان، ما را، بيش از پيش از پيش، به اهميت و ارزش معاشرت با خانواده و خويشاوند، متوجه نموده است.

طبق فرموده امام عليه السلام، خويشاوندان، همانند پر و بالى هستند كه ما، به كمك آنها قدرت پرواز پيدا مى كنيم و مى توانيم به آسانى به سوى هدف هاى خود برويم. در حاليكه بدون داشتن پر و بال يعنى بدون داشتن خانواده دلسوز و مهربان و يارى دهنده قادر به پرواز نخواهيم بود و به اين زوديها، به هدفهاى خود نخواهيم رسيد.

از نظر ديگر، ما همچون شاخه و برگ درختى هستيم، كه ريشه هاى آن را، اقوام و خويشاوندان ما تشكيل مى دهند، و در حقيقت، اصالت و پا برجايى ما، به آنها بستگى دارد. و همچنين، خويشاوندان، همانند دستهاى ما هستند، كه بوسيله آنها، دشمنان را از خود دور مى سازيم، و نيز، هدفهاى خود را به چنگ مى آوريم.

به اين ترتيب، اگر ما با خانواده و خويشاوندان خود رفت و آمد داشته باشيم، و با مهربانى و نيكدلى و صميميت معاشرت كنيم، هميشه در جريان كارها و مشكلات و مسائل زندگى يكديگر خواهيم بود، و در هنگام گرفتاريها، به كمك همديگر خواهيم شتافت و از نيروهاى يكديگر، براى حل مشكلات و سازندگى در راه زندگى يكديگر، كمك خواهيم گرفت.

و البته، اينها همه به شرطى درست خواهد بود، كه براى رفت و آمد و صميميت و كمك خواهى، خويشاوندان مومن و متدين و با تقواى خود را انتخاب كنيم. چون خويشاوندى كه دين و ايمان محكم و تقواى اسلامى نداشته باشد، جز ضرر و زيان و ايجاد ناراحتى و گرفتارى بيشتر، تاثيرى در زندگى ما نخواهد داشت.

بزرگترين عيب

اكبر العيب ان تعيب ما فيك مثله.

ح/ 353

ترجمه:

بزرگترين عيب آن است كه: عيبى را كه خود نيز دارى، در ديگران، عيب بشمارى.

شرح:

كسانى هستند كه عيب و ايرادى را كه در اعمال و رفتار خودشان وجود دارد، نمى بينند و به حساب نمى آورند، اما همينكه آن عيب را، در شخص ديگرى ببينند، زبان به عيبجويى و انتقاد باز مى كنند، و همه جا و پيش همه كس، از عيب آن شخص سخن مى گويند.

براى مثال: گاهى كسى را مى بينيم، كه براى حقوق انسانى ديگران، ارزش قائل نيست، حق مردم را پايمال مى كند، دستمزد كارى را كه ديگران برايش انجام داده اند نمى دهد، يا كم و با تاخير مى دهد، قول و قرارهاى خود را به هم مى زند، و وعده هايى را كه به مردم داده است انجام نمى دهد. اما همين شخص، به محض آنكه ديگرى، كمترين حق او را پايمال كند، يا دستمزدش را يك ريال كمتر يا يك روز ديرتر بدهد، يا با او مختصرى بد قولى كند، يا وعده يى را كه به وى داده است انجام ندهد، فريادش به آسمان مى رود، و همه جا، از آن شخص، عيبجوئى و انتقاد مى كند. شاعرى، در همين معنى گفته است: ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند

داد و فرياد برآرى كه: مسلمانى نيست! امام عليه السلام مى فرمايد: اين خود، بزرگترين عيب است كه تو، عيبى را در مردم ببينى و آن را زشت و ناپسند بشمارى و زبان به انتقادش بگشايى، در حاليكه خودت نيز، شبيه همان عيب را داشته باشى، ولى به آن توجه نكنى.

البته، منظور امام اين نيست كه وقتى در ديگران عيبى را ديدى كه خودت نيز شبيه آن عيب را دارى، همين كافى است كه عيب ديگران را به زبان نياورى، و در عوض، عيب خودت نيز، سر جايش باقى بماند. بلكه، منظور اين است كه وقتى، عيب ديگران، باعث ناراحتى ما شد، هوشيار باشيم و فورا به خود آئيم و ببينيم كه آيا خود ما نيز، آن عيب را داريم يا نه؟ و اگر ديديم كه خودمان نيز، داراى همان عيب هستيم، در صدد بر طرف كردن آن برآئيم، زيرا آن عيب، همانطور كه در وجود ديگران، ما را ناراحت كرده است، در وجود ما نيز باعث ناراحتى ديگران خواهد شد.

همت عالى و شكم پرورى

لا تجتمع عزيمه و وليمه.

ح/ 241

ترجمه:

همت عالى، با سورچرانى و شكم پرورى، سازگار نيست.

شرح:

كسى كه صاحب همت عالى است به شكم پرورى و سور چرانى، توجه و اعتناء نمى كند و كسى كه در پى سورچرانى و شكم پرورى برود، نمى تواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى، و شكم پرورى، در وجود انسان، يكجا جمع شده باشد.

زيرا شخص سورچران، بيش از هر چيز، در بند شكم خويش است، و تمام فكر و كوشش او صرف آن مى شود كه چطور و از چه راهى، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در راه كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه
برچسب‌ها: پند هایی از نهج البلاغه

تاريخ : یک شنبه 31 / 3 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |