.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; آیه های نامدار

تسلیت استاندار ایلام به وزیر کشور

به بخشی از آیه 156 بقره 2: انالله و اناالیه راجعون .؛ ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم، آیه استرجاع گویند(78)، زیرا در این آیه، بر برانگیختن و بازگشت به خدا اقرار شده است. این آیه و آیت پیشین، کسانی را ستایش کرده که هنگام مواجه با مصیبت می گویند: انالله و اناالیه راجعون. آیه 157 بقره 2، صابران (استرجاع گویند) را داری مقامی والا و مشمول درود و حرمت الهی می داند: اولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمه و اولئک هم المهتدون.
در شأن نزول این آیه آمده است که امیر مؤمنان، امام علی (علیه السلام) هنگام شنیدن خبر شهادت حمزه، و به نقلی جعفر، جمله انالله و اناالیه راجعون را بر زبان راند؛ سپس این آیه نازل شد(79). در روایات پرشما بر استرجاع هنگام روبه رو شدن با هر گونه مصیبت - هر چند کوچک باشد - تأکید شده است(80).


«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» :آیه استرجاع

این جمله در اصطلاح کلمه استرجاع نامیده شده و مستحبّ است که انسان هنگام برخورد با مصیبتى آن را بگوید. و معلوم است که مقصود تلقین معنى آن بنفس انسان است و تحقق بحقیقت آن.

و معنى این کلمه چنانچه از روایات استفاده می شود  این است که انسان اقرار و اعتراف کند به اینکه آدمی مملوک پروردگار است و بداند که اختیار ملک با مالک است و هر گونه تصرفى بخواهد میکند. (مفاد جمله اول) و مفاد جمله دوم اشاره بعدم بقاء دنیاست که انسان بداند این دنیا منزل عبور موقتی است و آنچه بحسب ظاهر هم انسان مالک آن است بالاخره از او سلب خواهد شد و همه و همه بسوى مالک حقیقى که خداوند است بازگشت خواهند نمود.

در کتاب کافى از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده که فرمود:

«اما قولک انّا للَّه اقرار منک بالملک و اما قولک انا الیه راجعون اقرار منک بالهلاک‏»

«همانا گفتنت «انا لله»را اعتراف توست به مالکیت خدا وگفتنت «انا الیه راجعون» را اقرار تو به هلاکت است . (دقت کنیم که انا لله یعنی «ما برای خدا هستیم» نه اینکه «ما از خدا هستیم»)

و نیز از خصایص سید رضى ره از آن حضرت روایت شده :

«انّ قولنا انا للَّه اقرار منا بالملک و قولنا انا الیه راجعون اقرار منا بالهلاک»

«همانا گفتن«انا لله» اعتراف ما به مالکیت خدا وگفتن «انا الیه راجعون» اقرار ما به هلاکت است .

و از این کلمه از دو جهت لزوم صبر بر مصائب استفاده میشود:

اول : اینکه بلیات و مصائبى که از جانب حق وارد میشود تصرف مالک و صاحب اختیار حقیقى در مملوک خود است و مملوک را نمیرسد که اعتراض یا اظهار نظر یا حکم بر خلاف کند: «عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ» (سوره نحل آیه ۷۷)

دوم : اینکه ثبات و بقایى براى این دنیا و ما یملک آن و نعم و بلیات آن نیست و بسرعت هر چه تمامتر همه زائل و فانى میگردد بنا بر این با دانستن این مطلب، از بین رفتن یک نعمت و آمدن یک مصیبت قابل تحمّل میگردد. پس معنی این شد که ما سرانجام در پیشگاه خدا برای محاکمه حاضر خواهیم شد، نه اینکه فکر کنیم ما به وجود خدا ضمیمه خواهیم شد.

 

عرفاء و برخى از حکماء که قائل بوحدت وجودند این جمله از آیه را چنین تفسیر میکنند که ما از وجود حق منشعب شده‏ایم و گرفتار ماهیت گردیده ایم و پس از آن هم بهمان وجود(خدا) ملحق میشویم…..

علاوه براینکه چنین تفسیری تفسیر برأى بوده و صاحب آن جایگاهش در آتش دوزخ است، این سخن با مفاد آیه هم سازگاری ندارد، زیرا مفاد آیه اینست که ما ملک خدائیم و از براى خدائیم زیرا لام آن براى اختصاص و ملکیت است و نگفته- «انا من اللَّه» تا جاى این توهم فاسد باشد.

برداشت ار تفسیر گرانسنگ


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 14 / 8 / 1399 | 18:37 | نویسنده : اکبر احمدی |