.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; قابیل (اولین انسان بدفرجام)

قابیل (اولین انسان بدفرجام)

پس از ابلیس، اولین مخلوقی که سرانجامی نامطلوب داشت یکی از فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) بود. انحراف فرزند اولین پیامبر الهی، اولین انحراف در خاندان انبیاست که مایه شگفتی بسیار است.
بازگشت به راه حق از کسانی که در بستری نامناسب پرورش یافتند یا انحراف از راه حق از کسانی که در خانه وحی بزرگ شدند، باور نکردنی تر است، اما، عملا هر دوی اینها اتفاق افتاده است. انحراف کسانی که با اولیای شیطان زندگی کردند، آنچنان بعید نمی نماید، اما انحراف کسانی که پیوسته، در کنار معصومین (علیه السلام) بودند شگفت انگیزتر است. اما همانطور که خواهد آمد اینگونه انحرافات، هم در میان فرزندان انبیاء و امامان معصوم و نوادگان و خویشان آنها وجود داشته و هم در میان فرزندان و نزدیکان عالمان بزرگ دینی و هم در میان صحابی بزرگ پیامبر اسلام و امامان معصوم (علیه السلام) نمونه های زیادی دارد.
ذکر این نمونه ها، دست کم این دو فایده مهم را دارد که نشان می دهد، اولا، وابستگی و نسبت با بزرگان دینی، دلیل پاکی و مصونیت از گناه و خطا نیست و ثانیا، پیشینه خوب و بد افراد نباید ملاک داوری نهایی درباره آنها قرار گیرد. ملاک اصلی خوبی یا بدی همگان، اولا، صفات و رفتارهای خود آنها، ثانیا با توجه به وضع کنونی آنهاست نه خویشان و وابستگان و نه حسن یا سوء پیشینه ظاهری یا واقعی گذشته شان.
آری، این فرزند حضرت آدم (علیه السلام)، پس از اینکه می فهمد که قربانی برادرش مورد قبول درگاه الهی قرار گرفته و قربانی او رد شده است، تصمیم به کشتن برادر خود می گیرد و سرانجام او را به قتل می رساند.




قابیل در قرآن کریم

داستان این دو برادر را قرآن کریم در خطابی به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در آیات 27 تا 32 سوره مائده چنین بیان فرموده است:
و اتل علیهم نبا ابنی آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین لئن بسطت الی یدک لتقلنی ما انا بباسط یدی الیک لاقتلک این اخاف الله رب العالمین انی ارید أن تبوء باثمی و اثمک فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین فبعث الله غرابا یبحث فی الارض لیریه کیف یواری سوءة اخیه قال یا ویلتا اعجزت أن اکون مثل هذا الغراب فاواری سوءة اخی فاصبح من النادمین من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا و لقد جاء تهم رسلنا بالبینات ثم أن کثیرا منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون.
(داستان دو فرزند آدم را، به حق، بر مردم بخوان که هر کدام چیزی را برای تقرب به درگاه الهی آوردند، از یکی از آندو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. آن فرزندی که قربانی اش پذیرفته نشده بود به دیگری گفت: هر آینه، قطعا ترا خواهم کشت. دیگری پاسخ داد: که خدا تنها از پرهیزکاران می پذیرد و اگر تو دستت را برای کشتن من، به سوی من بگشایی، من دستم را برای کشتن تو نخواهم گشود زیرا که من پروردگار عالمیان می ترسم و می خواهم که گناه من و خودت را برگردن مگیری و الا از اصحاب آتش خواهی شد و این پاداش ستمکاران است. پس، به تدریج نفس او، او را در کشتن برادرش تسلیم و مطیع کرد. سپس او را کشت و از زیانکاران شد. پس خداوند، زاغی را برانگیخت که زمین را بشکافد برای اینکه به او نشان دهد که چگونه بدن برادرش را در خاک پنهان کند. گفت: ای وای بر من که از اینکه مانند این زاغ باشم و برادرم را زیر خاک پنهان سازم ناتوانم. سپس، از پشیمانکاران شد و بهمین سبب، بر بنی اسرائیل مقرر کردیم که هرکس، انسانی بی گناه برا که دستش به خون دیگری آلوده نیست به قتل رساند یا فسادی در زمین ایجاد کند پس گویا، همه مردم را کشته است و هرکس، شخصی را احیاء کند پس گویا، همه مردم را زنده کرده است و هر آینه، پیامران ما، با براهینی روشن بسوی مردم آمدند اما بسیاری از مردم، بعد از آن، در زمین به سرکشی پرداختند.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
برچسب‌ها: اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت

تاريخ : دو شنبه 2 / 5 / 1400 | 8:25 | نویسنده : اکبر احمدی |