.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; سرّ برتر شدن انبیاء و رسولان و حجج صلوات اللَّه علیهم از فرشتگان چه بوده است ؟

حدیث (1) حسن بن محمّد بن سعید هاشمی از فرات  بن ابراهیم بن فرات کوفی  وی از مشایخ ابو الحسن علی بن بابویه قمّی است و تفسیری از وی بجا مانده که در عداد و تفاسیر روائی بشمار می رود و از کثرت روایت مرحوم صدوق از وی و همچنین مرحوم شیخ حرّ و علّامه مجلسی قدّس سرّه این طور بر می آید که به وی اعتماد کامل داشته اند و مرحوم ممقانی در رجال فرموده: وی در اعلی درجات حسن بوده است.از محمّد بن احمد بن علی همدانی از ابو الفضل العباس بن عبد اللَّه بخاری، از محمّد بن قاسم بن ابراهیم بن محمّد بن عبد اللَّه بن قاسم بن محمّد بن ابی بکر، از عبد السّلام «1» بن صالح الهروی، از حضرت علی بن موسی الرّضا، از پدرش موسی بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمّد، از پدرش محمّد بن علی از پدرش علی بن الحسین، از پدرش حسین بن علی از پدرش علی بن ابی طالب علیهم السّلام آن حضرت فرمودند: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند متعال موجودی را برتر و عزیزتر از من نیافریده.علی علیه السّلام فرمودند:عرضه داشتم: شما برتر هستید یا جبرئیل؟پیامبر فرمودند: یا علی حقّ تبارک و تعالی انبیاء را بر فرشتگان مقرّبش برتر نمود و من را بر تمام انبیاء تفضیل داد و برتری بعد از من برای تو و امامان بعد از تو است، فرشتگان خدمتکاران ما او دوستان ما هستند، یا علی این فرشتگان کسانی هستند که عرش با عظمت الهی را بر دوش گرفته و آنان که اطراف عرشند به تسبیح و ستایش حقّ مشغولند و برای آنان که به ولایت ما ایمان دارند از خدا آمرزش می طلبند، یا علی ما اگر نبودیم خداوند آدم و حوّا را نمی آفرید، بهشت و دوزخ را ایجاد نمی کرد آسمان و زمین را پدید نمی آورد، با این وصف چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که پیش از ایشان به پروردگارمان معرفت پیدا کرده و به تسبیح و تهلیل و تقدیسش پرداخته ایم زیرا اوّل موجودی که پروردگار عالمیان آفرید ارواح ما بود، پس از آفریدن، آن را به توحید و تحمیدش گویا ساخت سپس فرشتگان را آفرید، ایشان وقتی مشاهده کردند که ارواح ما یک نور است امر ما را بزرگ شمردند و ما برای این که فرشتگان بدانند مخلوق حضرت جلال هستیم و او از صفات ما مخلوقات مبرّا است حضرتش را تسبیح و تنزیه نمودیم، فرشتگان که چنین دیدند آنها نیز با تسبیح ما به تسبیح حقّ پرداخته و حضرتش را از صفات ما منزّه نمودند.

و نیز چون شأن ما را با عظمت دیدند رای این که بدانند معبودی غیر از حقّ- جلّت عظمته- نیست و ما بندگان او بوده و آفریدگار نیستیم. به تهلیل آن حضرت پرداخته و هر معبودی غیر از او را نفی نمودیم و وقتی فرشتگان چنین دیدند آنان نیز به گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مبادرت ورزیدند و نیز وقتی عظمت موقعیّت و محلّ ما را مشاهده کردند جهت آگاه نمودن ایشان که حقّ تعالی بزرگتر از هر چیزی است و عظمت محل و موقعیّت ما صرفا به واسطه او است به تکبیر پرداخته و حضرتش را به بزرگی یاد نمودیم.و چون عزّت و قوّت ما را مشاهده کردند برای این که بدانند هیچ عزّت و قوّتی نیست مگر از ناحیه افاضه باری تعالی گفتیم: لا حول و لا قوّه الّا باللَّه.و وقتی نعمت های وافره باری تعالی بر ما را مشاهده کرده و یافتند که طاعت ما فرض و واجب است برای این که بدانند در مقابل این نعمت ها شایسته است او را ستودن، گفتیم:

الحمد للَّه و فرشتگان نیز به دنبال آن گفتند: الحمد للَّه.پس فرشتگان به واسطه ما به یکتاپرستی و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید نمودن باری تعالی ارشاد و راهنمایی شدند.پس از خلقت ارواح ما حقّ تبارک و تعالی حضرت آدم را آفرید و ما را به رسم ودیعه در پشتش قرار داد و به منظور بزرگداشت و اکرام ما به فرشتگان امر نمود که به آدم سجده کنند و این سجده در واقع عبادت حقّ عزّ و جلّ و اکرام آدم و چون ما در پشت و صلب او بودیم طاعت ما بود، پس با این وصف چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که جملگی آنها در مقابل آدم سجده نمودند.و بیان دیگر برای برتر بودن ما از فرشتگان این است که وقتی مرا به آسمان بردند، جبرئیل علیه السّلام دو فصل، دو فصل، اذان و اقامه گفت.سپس به من گفت: ای محمّد پیش بیفت.به او گفتم: ای جبرئیل بر تو پیشی بگیرم؟گفت: آری، زیرا خداوند متعال انبیائش را عموما و تو را بخصوص بر تمام فرشتگان برتری داده است، پس جلو برو و با فرشتگان نماز بگذار و این افتخاری نیست، من جلو رفته و وقتی به حجاب های نور رسیدم جبرئیل گفت: ای محمّد پیش رو و از من جدا شود.گفتم: ای جبرئیل در چنین جایی مرا تنها می گذاری؟

عرضه داشت: آخرین حدّی که حقّ عزّ و جلّ برای من قرار داده همین جا است، اگر از آن تجاوز کنم بالهایم می سوزد، پس مرادر نور پرتاب نمود و در آن به جلو رفتم تا جایی که خدا خواست سپس ندایی به گوشم رسید یا محمّد.عرضه داشتم: بلی پروردگارم.نداء رسید: ای محمّد تو بنده من بوده و من پروردگار تو می باشم، تنها مرا بپرست و فقط توکّلت بر من باشد تو در بین بندگانم نور و به سوی خلق رسول و بر آفریدگانم حجّت من می باشی، بهشتم را برای تو و پیروانت آفریده و جهنّم را برای مخالفینت ایجاد نموده ام به جانشینانت عزّت و به شیعیانت اجر و ثواب خواهم داد.

عرضه داشتم: پروردگارا! جانشینانم کیانند؟نداء رسید: ای محمّد اسامی ایشان بر عمود عرش نوشته شده، پس در حالی که مقابل پروردگار جلّ جلاله ایستاده بودم به عمود عرش نگریستم، دوازده نور دیدم در هر نوری خطی سبز بود که بر آن اسم یکی از اوصیاء و جانشینانم به چشم می خورد، اول ایشان علی بن ابی طالب علیه السّلام و آخر آنها نام مهدی امّتم بود.عرضه داشتم: پروردگارا، اینان جانشینان بعد از من هستند؟نداء رسید: ای محمّد ایشان والیان و محبوبان و برگزیدگان و حجّت های من بعد از تو بر مردمانند و ایشان جانشینان تو و بهترین مخلوقات من بعد از تو می باشند به عزّت و بزرگی خود قسم که البته به وسیله ایشان دین خود را آشکار کرده و آیین خویش را بر پا نموده و با آخرین ایشان زمین را از دشمنانم پاک خواهم کرد و او را بر مشارق و مغارب کرده زمین مسلط نموده، بادها را مسخّرش کرده و ابرهای سخت را رامش قرار داده و اسباب وابزار را در اختیارش نهاده و با لشکریانم کمکش نموده و با فرشتگانم یاریش خواهیم کرد تا دعوت من بر فراز کره زمین مستقر گشته و خلق بر یکتاپرستی من اجتماع کنند و سپس ملک و سلطنتش را گسترانیده و پیوسته روزگار را بین دوستانم سپری نموده تا روز قیامت فرا رسید.

حدیث (2) علی بن احمد بن عبد اللَّه برقی می گوید: پدرم از جدّش احمد بن ابی عبد اللَّه، از پدرش، از محمّد بن ابی عمیر، از عمرو بن جمیع، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل نمود که آن حضرت فرمودند:هر گاه جبرئیل محضر نبیّ اکرم صلّی اللَّه علیه و آله مشرّف می شد در مقابل آن حضرت همچون بندگان می نشست و بدون اذن هرگز بر آن جناب داخل نمی شد.حدیث (3) احمد بن زیاد بن جعفر همدانی رضی اللَّه عنه می گوید: علی بن ابراهیم بن هاشم،از پدرش، از احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی و محمّد بن ابی عمیر جملگی از ابان بن عثمان، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

در روز جنگ احد اصحاب و یاران رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از صحنه کارزار گریختند و با آن حضرت غیر از علی بن ابی طالب علیه السّلام و ابو دجانه سماک بن خرشه احدی باقی نماند، پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: ای ابا دجانه، آیا قوم خود را نمی بینی؟عرضه داشت: آری.حضرت فرمودند: به قوم خود ملحق شو.عرض کرد: با خدا و رسولش این طور بیعت نکرده ام.حضرت فرمودند: تو را حلال نموده و اجازه ات دادم بروی.عرض کرد: به خدا سوگند نمی گذارم که قریش بگویند من تو را رها کرده و فرار نمودم بلکه می ایستم تا بچشم آنچه تو می چشی، پیامبر او را دعا نمود و فرمود: خدا به تو جزای خیر دهد.

باری علی علیه السّلام در مقابل رسول خدا ایستاده و هر گاه گروهی از دشمن به آن جناب حمله می آورند با ایشان مقابله می کرد و آنها را بر می گرداند و کار به جایی رسید که آن حضرت یک تنه بسیاری از آنها را کشته و گروه زیادی را مجروح ساخت به حدّی که شمشیر آن صفدر شکست.پس محضر پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله آمد و عرضه داشت: یا رسول اللَّه این مرد (مقصود ابو دجانه است) با سلاح می جنگد ولی شمشیر من شکسته است پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله شمشیر خودشان یعنی ذو الفقار را به علی علیه السّلام دادند و پیوسته آن حضرت با ذو الفقار دشمنان را از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دفع می نمودند تا آنها را پراکنده کردند در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرضه داشت یا محمّد، این عمل و ایثار از علی علیه السّلام مواساتی است در حقّ تو.پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: علی از من و من از علی هستم.جبرئیل عرض کرد: و من هم از شما دو نفر هستم.و همگی صدایی را از آسمان شنیدند که به این عبارت طنین انداز بود: لا سیف إلّا ذو الفقار و لا فتی إلّا علی مصنّف این کتاب (محمّد بن علی بن الحسین) رحمه اللَّه علیه می گوید: این گفته جبرئیل یعنی: (و أنا منکما)حاکی است از آرزوی وی که از آن دو بزرگوار (رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و علی بن ابی طالب علیه السّلام) باشد پس اگر از آن دو برتر می بود نباید این سخن را می گفت و تمنّا و آرزو کند که از مقام و درجه اش تنزّل کند بنا بر این، به خوبی می توان دریافت که ایراد جمله «انا منکما» به این منظور بود که از موقعیّت و درجه پایین به محلّ بالا ارتقاء پیدا کند و فضلی بر فضلش افزوده شود.

حدیث (4) عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس عطار نیشابوری رحمه اللَّه علیه می گوید:علی بن محمّد بن قتیبه از فضل بن شاذان، از ابن ابی عمیر، از هشام بن سالم «1»، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:وقتی رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله را سیر داده و به معراج بودند و هنگام نماز فرا رسید جبرئیل اذان و اقامه گفت و سپس عرضه داشت: یا محمّد جلو بایست.پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: ای جبرئیل تو جلو بایست.جبرئیل عرض کرد: از هنگامی که فرمان رسید به آدم سجده کنیم ما و فرشتگان بر انسانها مقدّم نمی ایستیم.

حدیث (5) عبد الواحد بن محمّد بن عبد الوهاب قرشی می گوید: احمد بن فضل به ما خبر داد که منصور بن عبد اللَّه، از محمّد بن عبد اللَّه، از حسن بن مهزیار از احمد بن ابراهیم عوفی، از احمد بن حکم براجمی، از شریک بن عبد اللَّه، از ابی وقاص عامری از محمّد بن عمّار بن یاسر «2»، از پدرش نقل کرده که وی گفت: شنیدم که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله می فرمود: دو فرشته ای که نگهبان علی بن ابی طالب هستند بر تمام فرشتگان نگهبان افتخار کرده و به واسطه بودن و مصاحبتشان با آن حضرت به خود می بالند زیرا عمل و کرداری از آن جناب به محضر ربوبی ارائه نداده اند که موجب سخط و ناخشنودی حقّ تبارک و تعالی شده باشد.

______________________________

(1)- عبد السّلام بن صالح ابو الصلت الهروی به فرموده مرحوم علّامه در خلاصه الرجال ثقه و صحیح الحدیث می باشد.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه که کمتر شنیده اید

تاريخ : یک شنبه 19 / 2 / 1399 | 9:20 | نویسنده : اکبر احمدی |