.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; معجزه‏اى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

در علم كلام در جاى خود ثابت ‏شده كه پیغمبر الهى كسى است كه داراى معجزه باشد و بتواند به اذن خدا كارهایى را كه دیگران نمى‏توانند انجام دهند و از نظر عقل نیز محال نباشد بدون اسباب و علل مادى و ظاهرى از طریق اعجاز و خرق عادت انجام دهد.

پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز داراى معجزات زیادى بوده كه برخى از آنها از جمله معجزاتى كه در مسیر راه هجرت به مدینه از آن حضرت دیده شد، داستان گوسفند ام معبد است كه مورخین و اهل حدیث ذكر كرده‏اند.

گفته‏اند: همچنان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و همراهان به سوى مدینه مى‏رفتند چشمشان از دور به خیمه‏اى افتاد و آنان براى تهیه آذوقه راه خود را به جانب آن خیمه كج كردند و چون بدانجا رسیدند زنى را در آن خیمه دیدند كه با اثاثیه اندكى كه داشت در میان آن خیمه نشسته و گوسفند لاغرى هم در پشت آن خیمه بسته است.

از آن زن كه نامش "ام معبد" بود گوشت و خرمایى خواستند تا به آنها بفروشد و پولش را بگیرد ولى او گفت: به خدا سوگند خوراكى در خیمه ندارم وگرنه هیچگونه مضایقه‏اى از پذیرایى شما نداشتم و نیازمند پول آن هم نبودم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بدان گوسفند نگاه كرد و فرمود: اى ام معبد این گوسفند چیست؟

جواب داد: این گوسفند به علت ناتوانى و ضعف نتوانسته به دنبال گوسفندان دیگر به چراگاه برود.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا شیر دارد؟

ام معبد گفت: این گوسفند ضعیف‎تر از آن است كه شیرى داشته باشد!

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزدیک رفت و دست ‏بر پستان‎هاى گوسفند گذارد و نام خداى تعالى را بر زبان جارى كرد و درباره گوسفندان ام معبد دعا كرد و سپس دستى بر پستان گوسفند كشید و ظرفى طلبید و شروع به دوشیدن شیر كرد تا آن قدر كه آن ظرف پر شده و نوشید، آنگاه دوباره دوشید و به همراهان خود داد تا همگى سیر و سیراب شدند و در پایان نیز ظرف را پر كرده نزد آن زن گذارد و پول آن شیر را به ام معبد داده و رفتند.

چیزى نگذشت كه شوهر او آمد و چون نزد همسرش شیر دید با تعجب پرسید: این شیر از كجاست؟زن در جواب گفت: مردى این چنین بر اینجا گذشت و داستان را گفت، و چون اوصاف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را براى شوهرش تعریف كرد آن مرد گفت: به خدا این همان كسى است كه قریش وصفش را مى‏گفتند و اى كاش من او را مى‏دیدم و همراهش مى‏رفتم و در آینده نیز اگر بتوانم این كار را خواهم كرد.

برگرفته از كتاب زندگانى حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، رسولى محلاتى.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: تاریخی
برچسب‌ها: جالب وخواندنی

تاريخ : چهار شنبه 20 / 3 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |