.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; تعليم و تعلم از منظر قرآن

تعليم و تعلم از منظر قرآن

نويسنده:علي جواهر دهي 
منبع:روزنامه کیهان

مفهوم تعليم و تعلم

تعلم به معناي ياد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان كه تعليم به معناي آموختن و آموزش دادن است. (فرهنگ نامه ها مانند لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسي ج 1 ص 1103) تعليم و تعلم برگرفته از واژه علم و از مشتقات آن است كه در باب تفعيل و تفعل (ثلاثي مزيد) به كار رفته است تا معناي آموزش دادن و نيز آموزش گرفتن را بيان دارد. مشتقات واژه علم در قرآن بسيار آمده است. در بسياري از آيات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفي كرده است. به عنوان نمونه در آيه 2 سوره الرحمن مي فرمايد: «الرحمن علم القرآن»؛ خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعليم داده است و يا در سوره علق آيه 4 و 5 مي فرمايد:«اقرء و ربك الاكرام الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم»؛ بخوان! و پروردگار تو بس گرامي است همان كسي كه با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چيزي را كه نمي دانست، آموخت.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تعليم و تعلم از منظر قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 27 / 6 / 1394 | 7:11 | نویسنده : اکبر احمدی |

آیا کامپیوتر فکر کودک را پرورش می‌دهد؟

کودک

بازی کردن با تبلت‌ها می تواند به یادگیری کلمات و پرورش حس کنجکاوی کودکان دو سال به بالا کمک کند. کودکان زیر ۵ سال استعداد عجیبی در استفاده از جدیدترین فناوری های هوشمند دارند. دیگر خیلی عجیب نیست که ببینیم کودکان دو - سه ساله با خونسردی تمام نشسته‌اند و انگشتشان را با اعتماد به نفس کامل روی تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها می‌کشند و یا دکمه‌ بازی‌های کامپیوتری را فشار می‌دهند.

 

با آنکه والدین هنگام بازی بچه‌ها با ابزار کامپیوتری نفس راحتی می‌کشند اما ته دلشان همواره این نگرانی وجود دارد که نکند این‌گونه سرگرمی‌ها به مغز بچه‌هایشان آسیب برساند.

 

اما ظاهراً وقت گذراندن پای صفحه های کامپیوتری به ویژه اگر تجربه‌ای دو سویه باشد، برای یادگیری بهتر مفید است. تحقیقات در دانشگاه ویسکانسن نشان داده است که کودکان بین سنین ۲ تا ۳ سال بیشتر به صفحه‌ای عکس‌العمل نشان می‌دهند که از آن‌ها می‌خواهد بهشان دست بزنند تا صفحه‌ای که تعاملی با کودکان ندارد.

 

این تحقیقات نشان داده است که هر چه صفحه ‌ای بیشتر اینتراکتیو (دوسویه) باشد، بیشتر واقعی است و از دید یک کودک دو ساله جالب‌تر است و او خود را به آن نزدیک می‌داند. «بچه‌هایی که به طور اینتراکتیو با ابزار کامپیوتری بازی می‌کنند، با سرعت بیشتری یاد می‌گیرند و کمتر اشتباه می‌کنند.» هدر گریگوریان، استادیار دانشگاه ویسکانسن که این تحقیقات را انجام داده است، می‌گوید که صفحه های قابل لمس، قابلیت یادگیری کودکان را افزایش می دهند. وقتی او آزمایش دیگری در زمینه یادگیری کلمات انجام داد، باز نتیجه مشابهی گرفت. او در این باره گفت: «کودکانی که با اسکرین های اینتراکتیو بازی می‌کنند با سرعت بیشتری یاد می‌گیرند و کمتر اشتباه می‌کنند اما تبدیل به یک نابغه نمی‌شوند فقط با این کار اطلاعات بیشتری دریافت می کنند.»


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : پنج شنبه 26 / 6 / 1394 | 16:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

دلایل ترس کودک از مدرسه رفتن(1)

روز اول مدرسه رفتن برای تمام ما روز خاطره‌ انگیزی است. بعضی خاطره‌ها رنگ و بوی شادی و شور دارد و بعضی دیگر ترس و گریه. امروزه با تبلیغات گسترده و تغییر در روش‌های آموزشی و تربیتی در مدارس، تعداد بچه‌هایی كه از مدرسه می‌ترسند كمتر از گذشته است، اما هنوز هم بچه‌هایی وجود دارند كه روز اول مدرسه در میان بچه‌ها با چشمانی اشكبار دنبال مادران خود می‌گردند و از آن ها جدا نمی‌شوند.

 

اگر این ترس برطرف شد و كودك به مدرسه رفتن به صورت عادی عادت كرد كه هیچ اما با گذشت زمان ممكن است این ترس از مدرسه به مدرسه‌ گریزی و فرار از مدرسه بینجامد كه می‌تواند خطرات زیادی را به همراه داشته باشد.

 

ترس از مدرسه در نهایت تا سال اول دبستان طول می‌كشد ولی مدرسه‌گریزی به ندرت در دبستان و بیشتر در سن‌های بالاتر رخ می‌دهد. به دلیل شباهت‌ها و ربط ترس از مدرسه و مدرسه‌گریزی، این دو را با هم بررسی می‌كنیم.

 

برای این كه بتوانیم بر شور و شوق فرزندانمان در مدرسه رفتن بیفزاییم و از ترس و نگرانی آن ها كم كنیم، خوب است دلایل ترس از مدرسه و مدرسه‌ گریزی را بدانیم و بعد در رفع آن بكوشیم.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : پنج شنبه 26 / 6 / 1394 | 16:34 | نویسنده : اکبر احمدی |

 

دلایل ترس کودک از مدرسه رفتن(2)

مدرسه

نوجوانان مدرسه گریز چه كسانی هستند؟

ممكن است فرزند شما با شخصیت وابسته وارد مدرسه شود و با آن نیز رشد كند. والدینی كه با فرزندان خود درس می‌خوانند، با آن ها تكالیف انجام می‌دهند و آن ها را كماكان به صورت وابسته بزرگ می‌كنند باید بدانند این وابستگی ممكن است در نوجوانی و در سن بلوغ باعث شود فرزند شما را دچار بحران روحی كند و از او یك شخصیت مدرسه‌ گریز بسازد، چراكه خود را وابسته به والدینش می‌بیند و در نوجوانی دوست دارد مستقل باشد.

 

او از درس خواندن لذت نمی ‌برد و در مدرسه نیز تنها می‌ماند، چراكه از همه توقع دارد خواسته‌هایش را همچون پدر و مادرش برآورده كنند و خودش برای به دست آوردن هیچ چیز حتی نمرات تحصیلی‌اش تلاش نكرده است و هیچ كسی حاضر به داشتن دوستی پرتوقع نیست.

 

بچه‌هایی كه مشكلات شدید عاطفی و خانوادگی دارند:

وقتی به بحران دوران نوجوانی، مشكلات عاطفی و خانوادگی نیز اضافه شود می‌تواند برای او بسیار مشكل‌ساز شود و به مدرسه‌گریزی بینجامد. والدینی كه از هم طلاق گرفته‌اند و نتوانسته‌اند آن طور كه باید برای فرزندشان پدری و مادری كنند، والدینی كه نمی‌دانستند چطور به فرزندشان محبت كنند، پدران و مادرانی كه یا سختگیری‌های فراوان می‌كنند یا بسیار بر فرزند خود راحت و آسان می‌گیرند، می‌توانند زمینه‌ساز مشكلات روحی و عاطفی برای بچه‌ها باشند. این مشكلات روحی و عاطفی باعث بروز مشكلات شخصیتی در آن ها و افت تحصیلی می‌شود كه هر دوی اینها باعث مدرسه‌گریزی خواهد شد.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 26 / 6 / 1394 | 16:33 | نویسنده : اکبر احمدی |


هوش فضایی که مربوط به تجسم سه بعدی اشیا است، بیش از هر چیزی با هنر در ارتباط بوده و باعث تقویت درک کودک از محیط پیرامون و اشیای موجود در آن می شود.

محققان معتقدند پرورش هوش فضایی کودکان باعث می شود تا آنها در بزرگسالی در رشته های طراحی، عکاسی، معماری، مهندسی و هنر موفق شوند. در حال حاضر اسباب بازی های مختلفی برای پرورش این جنبه از هوش کودکان طراحی و ارائه شده است. از آنجا که روانشناسان پایان دوسالگی را بهترین زمان برای تقویت هوش فضایی کودکان می دانند، تهیه این نوع اسباب بازی کمک زیادی به پرورش ذهنی کودکان می کند.

در این نوع اسباب بازی ها شکل های مختلفی طراحی شده است. به کودک کمک کنید تا مکعب ها، مستطیل ها و مربع ها را در محل صحیح خود قرار دهد. به او بیاموزید چگونه اندازه های اضلاع اشکال را با محل خودش تطبیق دهد و زاویه های آن را بر جای خود منطبق کند.



البته استفاده از مقوا و برش مثلث، مربع و یا مستطیل در مرکز مقوا و جدا کردن آن هم روش ساده ای است که با استفاده از آن نیازی به تهیه اسباب بازی نخواهید داشت. پس از جدا کردن اشکال مختلف از مقوا، کودک را راهنمایی کنید تا دوباره اشکال را در جای مخصوص خود قرار دهد. این شیوه توانایی استدلال و تجسم فضایی کودکان را پرورش داده و تمرکز او را تقویت می کند.



هوش دیداری / فضایی یا تصویری : این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می آید.

مهارت های آنها شامل موارد زیر است: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن وطراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری. شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک،مهندس
 
بسیار مفید خواهد بود که کودک شما بتواند الگوهایی از وقایع زندگی، اعم از الگوهای برنامه ریزی و سیاست گذاری و نیز الگوهای طراحی و راهبردی، استنتاج و ترسیم کند. شما می توانید با استفاده از پازل های ساده، از سن پایین این عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید.


 از کودک خود بخواهید روی یک تکه کاغذ نقاشی بکشد و سپس از او بخواهید آن را به کمترین تعداد، یعنی دو قسمت ببرد و مجددا با استفاده از آن دو قسمت تصویر اصلی را بسازد، و بعد آن را به بیشترین تعداد ببرد و همین کار را انجام دهد. به تدریج که کودک تان بزرگ تر می شود می توانید نقاشی های مفصل تری بکشید و مانند یک پازل پیچیده آن را به قطعات بیشتری تقسیم کنید.
 
شما می توانید با خواستن از کودکتان که صورت های شاد و صورت های غمگین بکشد به او کمک کنید تا با احساس های خود ارتباط برقرار کند و احساس های دیگران را بشناسد. عکس های افراد مختلفی را که می شناسد به او نشان دهید و از او بخواهید احساس افراد داخل عکس را بیان کند.

این کار به کودک شما کمک می کند تا نه تنها احساس های مختلف را بشناسد، بلکه با دیگران همدلی کند و ارتباط نزدیک تری با آنها برقرار سازد. بعدا می توانید او را با روزنامه ها مختلف آشنا کنید. بعضی از بچه ها حتی در بین هجده ماهگی به تماشای مجله های رنگی علاقه دارند و نام اشیایی را در آنها می گویند و به چیزهایی که نام آنها گفته می شود اشاره می کنند.
 
در سنین بالاتر می توان چهره ها را به آنها نشان داد و سوال هایی مانند فکر می کنی آن شخص چه احساسی دارد؟ یا چهره او چه احساسی را نشان می دهد؟ از آنها پرسید. آنگاه می توان درباره اینکه چطور می توان با آنها همدردی کرد و یا آنها را آرام کرد، صحبت کرد. وقتی کودکتان کمی بزرگ تر شد می توانید آدمک هایی بکشید و از او بپرسید وضعیت های مختلف آنها از نظر احساسی چه مفهومی دارد. بعدا از کودک خود بخواهید آدمک هایی بکشد و احساس های مختلف آنها را نشان دهد. از نقاشی برای گسترش دید کودک خود از جهان نیز می توانید استفاده کنید.
 
  یک فکر خیلی ساده این است که وقتی آب از دست تان می ریزد چه اتفاقی می افتد شما و کودکتان می توانید یک نقاشی بکشید که در آن یک ظرف آب واژگون شده و آب آن روی کف اتاق ریخته و یک حوضچه کوچک ساخته است. یا از لبه میز به صورت قطره ها و ترشح های درشت روی کف اتاق می ریزد.

این نوع تمرین ها حافظه کودک شما را تقویت می کند و ادراک های او را از دنیای اطراف عمق می بخشد. هر وقت که مشغول گفتن یا نوشتن داستان هستید یا زمانی که کودک تان آنقدر بزرگ شده است که این کارها را خودش انجام دهد، همیشه از او بپرسید که آیا می توان قسمتی از داستان را به تصویر کشید.
 
ابتدا به او کمک کنید و بعدا از او بخواهید تصویری بکشد تا آنچه را در مخیله خود دارد تجسم کند وآن را با تصاویر نشان دهد، نه فقط با کلمات، حتی در حین گفتگو می توانید موضوع تصاویر ذهنی را مطرح کنید و او را وادار کنید تصویر ذهنی خود را با کلام ونه فقط با نقاشی بیان کند. 

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : چهار شنبه 16 / 6 / 1394 | 7:17 | نویسنده : اکبر احمدی |

ده راهکار برای تعلیم و تربیت بهتر

شاید یکی از شاخص ترین تفاوت های تعلیم و تربیت در گذشته و حال، لزوم توجه به مشکلا ت متعدد تعلیم و تربیتی دانش آموزان باشد، که این امر ناشی از درگیری دانش آموزان امروزی با نابسامانی متعدد، اعم از آموزشی و پرورشی است... 

تحصیل,درس خواندن,مطالعه

 

 

راهکار,تعلیم,تربیت,بهتر,آکاایران,شاخص ترین تفاوت های تعلیم,شاخص,متعدد,امر,شاید,لزوم,درگیری دانش آموزان امروزی,درگیر,شاخص,شاخص

 

ده راهکار برای تعلیم و تربیت بهتردر نگاهی کلی می توان مشکلات آموزشی - پرورشی کودکان و نوجوانان را ازمواردی چون ناتوانی در فراگیری آموزش ها تا انواع نابسامانی های روحی - روانی دانست، که به این ترتیب جای بحثی نمی ماند که آموزگاران موظف اند بخشی از نیازهای این دانش آموزان را پاسخ گویند. از نگاهی دیگر اگر آموزگاران نتوانند نابسامانی ذهنی - جسمی دانش آموزان شان را برطرف کنند، بی تردید دانش آموزان به دلیل درگیری های ذهنی شان آنچه را که آموزش داده می شود فرا نمی گیرند. 
در این بررسی سعی شده تا ده راهکار ساده اما مهم برای برقراری ارتباط آموزگار با دانش آموزان با هدف رفع مشکلا ت مختلف آنها ارائه شود.

● با دانش آموزان مرتبط شویم

آموزگار به صندوقچه اسرار دانش آموزان تبدیل شود، سخنان آنها را بشنود و سعی کند بی آن که دیگران را به شکلی نادرست در جریان مشکلا ت قرار بدهد، مشکلا ت را به بهترین نحو با والدین و اولیای مدرسه در میان گذاشته و تلا ش خود را در جهت رفع آنها معطوف کند. 
اعتماد دانش آموزان به آموزگار باعث می شود تا دانش آموز آزادانه مسائلش را با آموزگار در میان گذاشته و از او کمک بخواهد. برای آن که بتوانیم دانش آموزان و مشکلا ت آنها را شناخته و یاری شان کنیم، دقایق پایانی کلا س را هر بار به گفت وگوی یک یا چند نفر از دانش آموزان اختصاص دهیم تا از علا یق، خواسته ها و مشکلا ت آنها آگاه شویم. در سایه این شناخت و آگاهی، برقراری ارتباط آسان تر و رفع مشکلا ت سهل تر خواهد شد. از سوی دیگر، ارتباط منطقی و صمیمی دانش آموز و آموزگار، احساس آرامش را بر کلا س درس حاکم می کند و این احساس خوشایند فرآیند آموزش - فراگیری را به حرکتی دل چسب و تاثیرگذار تبدیل می کند. 
اختصاص ساعت های خاص به گفت وگو با دانش آموزانی که با مشکلا ت بیشتری روبه رو هستند، بسیار راهگشا است.

● او را به سوی خوب بودن سوق دهیم

روانشناسان معتقدند سرآغاز تصحیح رفتارهای ناشایست دانش آموزان تفسیر خوب رفتارهای نادرست آنها است، به این معنی که برای مقابله با رفتارهای ناپسند دانش آموزان، به جای دعوا و مشاجره، با آنها به خوبی و با منطق و آرامش برخورد کرده و رفتار آنها را به گونه ای دیگر یا از نگاه دیگر تعبیر و تفسیر کنیم. دانش آموز ناآرام سعی دارد تا به هر شکل ممکن نظم کلا س را به هم زده و آموزگار و هم کلا سی هایش را آزار دهد; که این ناآرامی و اذیت ممکن است به دلا یل مختلف اعم از ابتلا به بیش فعالی; نابسامانی های روحی - روانی; نیاز به جلب توجه و... بروز کند. اما علت هر چه هست، نباید با او برخوردی تند و خشن داشت. گفت وگو با او و تفسیر رفتارهای ناپسند او به گونه ای دیگر، دانشآموزان را از ادامه روند نامناسبی که در پیش گرفته، باز می دارد.
به طور مثال هنگامی که با شیطنت سعی دارد تا نظم کلا س را به هم بریزد، به جای خشمگین شدن تنها به گفتن این عبارت بسنده کنید که: «او سعی دارد تا با شوخی هایش خستگی را از تن همه ما بیرون کند». استفاده از عبارت های از این دست دانشآموز را شرمنده کرده و او را به سوی تصحیح رفتار خویش سوق می دهد.

 

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 16 / 6 / 1394 | 7:13 | نویسنده : اکبر احمدی |


تعليم و تعلم از منظر قرآن

 

مفهوم تعليم و تعلم

تعلم به معناي ياد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان كه تعليم به معناي آموختن و آموزش دادن است. (فرهنگ نامه ها مانند لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسي ج 1 ص 1103) تعليم و تعلم برگرفته از واژه علم و از مشتقات آن است كه در باب تفعيل و تفعل (ثلاثي مزيد) به كار رفته است تا معناي آموزش دادن و نيز آموزش گرفتن را بيان دارد. مشتقات واژه علم در قرآن بسيار آمده است. در بسياري از آيات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفي كرده است. به عنوان نمونه در آيه 2 سوره الرحمن مي فرمايد: «الرحمن علم القرآن»؛ خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعليم داده است و يا در سوره علق آيه 4 و 5 مي فرمايد:«اقرء و ربك الاكرام الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم»؛ بخوان! و پروردگار تو بس گرامي است همان كسي كه با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چيزي را كه نمي دانست، آموخت.

كسب هويت و ماهيت انساني

در بينش و تحليل قرآني، حكايت آموزگاري خداوند و آموزش ديدن انسان، حكايت هويت و ماهيت انساني است. به اين معنا كه انسان به جهت همين آموزش ديدن مستقيم از سوي پروردگار است كه به مقام انسانيت و در نتيجه خلافت الهي بر هستي از قرارگاه زمين دست يافت.در تحليل قرآني آدمي به سبب دانش و معارفي كه به تعليم الهي آموخته شرافت يافته است و مستحق سجده همه كائنات از فرشتگان و پست تر از ايشان قرار گرفته است. اين آموزش انسان به اين علت است كه همگي از وي آن چه را كه به طور مستقيم قابليت ادراك آن را نداشته اند، بياموزند. در اين بينش حتي آناني كه قابليت داشته نيز نيازمند رهنمون هاي بشري هستند تا به مقام كمالي خود دست يابند؛ زيرا تنها انسان است كه به علم و دانش اسماي الهي و تعليم مستقيم خداوندي توانسته است ظرفيت ها و توانمندي هاي خود را به طور كامل بروز و ظهور دهد و به خلاقيت الهي دست يابد و به عنوان واسطه در فيض عمل كند و نقش پروردگاري در طول را به عنوان ولايت به عهده گيرد. اين نقش تنها به سبب دانشي است كه آموخته است. از اين جاست كه اهميت و ارزش تعلم و نيز تعليم دانسته مي شود.

خداوند معلم نخست و انسان متعلم اول

در داستان ماهيت و هويت سازي انسان در روز نخست آفرينش آمده است كه خداوند پس از آن كه حضرت آدم(ع) را براي خلافت آفريد به وي اسماي الهي را آموخت و سپس آن اسما را بر فرشتگان عرضه داشت تا آن را بيان دارند ولي فرشتگان از دريافت حقيقت اسما ناتوان و عاجز شدند و نتوانستند آن را بشناسند، از اين رو عرضه مي دارند كه ما تنها قادر به درك و بيان آن چيزي هستيم كه خداوند به ما آموخته است و اين دانش اسما فراتر از آن حد و اندازه اي است كه ما بدان آگاه شويم. سپس خداوند از آدم(ع) مي خواهد تا آن چه از اسماي الهي را كه آموخته به فرشتگان بنماياند و نشان دهد كه خود از چه ظرفيت و دارندگي بالا و والايي برخوردار است. آدم(ع) نيز اسما را به فرشتگان و ديگران گزارش مي كند.
به هر حال، خداوند معلم نخست و انسان متعلم اول است و حق آن است كه بگوييم معلم اطلاقي تنها خداست و اوست كه به انسان همه چيز را به شكل اسماي الهي آموخته است و انسان به جهت ظرفيت ذاتي توانسته است آن را بپذيرد و به صورت تعلم و پذيرش دانش اسما در ذات خود قراردهد. با نگاهي گذرا به آيات قرآن مي توان دريافت كه شأن و مقام آموزگاري در چه حد و اندازه اي است؛ زيرا تعليم فعل خداوند و شغل پيامبران است و خداوند در قرآن بيان مي دارد كه معلم ديگر انسان پيامبران هستند كه به انسان كتاب و حكمت مي آموزند و آنان را براي زندگي اجتماعي و قانوني و بالندگي و رشد آماده مي سازند. (آل عمران آيه164)از اين روست كه قرآن انسانها را به فراگيري و دانش آموزي فرا مي خواند و ايشان را تشويق و ترغيب مي كند تا دانش آموزي را در اولويت برنامه ريزي هدايتي و تربيتي جامعه اسلامي قراردهند و با بي سوادي مبارزه كنند. بر اين مبنا است كه به قلم و آن چه از دانش و علوم مي نگارد سوگند مي خورد و بر اهميت آن تأكيد مي ورزد. (قلم آيه1) و اين حكم فقهي نيز بر اهميت تعليم تأكيد مي ورزد كه شكار سگ تعليم داده شده طاهر و پاك شمرده مي شود. (مائده آيه4)


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 16 / 6 / 1394 | 7:6 | نویسنده : اکبر احمدی |

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۱)

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت‌نام دانش‌آموز است.

 

همان که با تعطیلی مدرسه‌ها آغاز می‌شود و پدر و مادرها باید در کنار هزار و یک کار دیگر، از صبح تا شب بدوند و بگردند و تلاش کنند تا یک مدرسه مناسب و باب میل خود و جیبشان  ـ البته از نگاه خودشان ـ بیابند و تازه وقتی مدرسه پیدا شد، باید آن دویدن اساسی ـ مانند صد متر آخر مسابقه ـ را شروع کنند تا با صد اما و اگر و شاید، فرزند دلبندشان را در آن مدرسه خوشنام و نشان، ثبت‌نام کنند.

مدرسه

 

 

معیارها متفاوت است

بعضی‌ها فقط می‌خواهند مدرسه نزدیک به خانه‌شان باشد و موضوع دیگری برایشان مطرح نیست، اما گروهی هم هستند که تا از چند و چون فعالیت‌های آموزشی و تربیتی معلم‌ها و مربیان سر درنیاورند، دلشان آرام نمی‌گیرد. برخی هم به امکانات و فضای مناسب آموزشی توجه بیشتری نشان می‌دهند و گروهی از والدین ترجیح می‌دهند مدرسه‌ای را برای ثبت‌نام انتخاب کنند که خیلی به دانش‌آموزان سخت نگیرد.

 

بنابراین باید گفت معیارهای انتخاب مدرسه خوب، بسیار متفاوت است و موردی که از نظر برخی مثبت به حساب می‌آید، برای گروهی دیگر امتیازی منفی تلقی می‌شود.

 

دکتر پروین ناظمی، روانشناس با اشاره به این موضوع، می‌گوید: معیارهای انتخاب مدرسه، در مقاطع تحصیلی مختلف با یکدیگر تفاوت دارد و والدین باید با توجه به نیازهای کودک و نوجوان، بهترین مدرسه را انتخاب کنند.

 

مدرسه
 

 

این روانشناس توضیح می‌دهد:

در دوره دبستان یکی از مهم‌ترین معیارها برای انتخاب مدرسه، فضایی است که در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد تا آن ها بتوانند آزادی عمل، تحرک و جنب‌وجوش کافی داشته باشند. بنابراین مهم است به این موضوع هم توجه داشته باشیم که دانش‌آموزان دبستانی باید  زنگ ورزش یا تفریح، فضا و امکانات مناسبی در اختیار داشته باشند. علاوه بر این، معلم کلاس اول دبستان نیز نقش بسیار مهمی در ادامه فعالیت‌های آموزشی کودک دارد و می‌تواند انگیزه ادامه تحصیل را در وجود او شکل دهد یا به آن ضربه بزند.

 

محمد الهی نیز با تأکید بر نقش معلم پایه اول، یادآور می‌شود: نقش معلم در سال اول دبستان بسیار مهم است، زیرا اگر دانش‌آموز در این سال، معلم خوبی داشته باشد جذب درس و مدرسه خواهد شد و حتی تا پایان دوره تحصیلش هم او را به یاد خواهد داشت.

 

او معتقد است در مقاطع بالاتر، به تدریج کادر اداری و مدیریتی مدرسه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا اگر بهترین معلم‌ها و دبیران در مدرسه‌ای حضور داشته باشند که مدیریت خوب و یکپارچه‌ای ندارد، روند آموزشی و تربیتی دانش‌آموز دچار آسیب خواهد شد، اما مدیریت قوی می‌تواند یک کادر معمولی را هم با برنامه‌ریزی و هماهنگی به خوبی پیش ببرد و نتایج خوبی برجای گذارد.

 

دکتر ناظمی درخصوص معیارهای والدین می‌افزاید: یکی دیگر از نکات مهم  انتخاب مدرسه مناسب در دوره دبستان، نزدیک بودن مدرسه به خانه است. زیرا کودکان در سال‌های نخست تحصیل توانایی بیدار شدن صبح خیلی زود را ندارند و در مسیر طولانی خانه تا مدرسه خسته و دلزده می‌شوند.

 

با وجود این، بسیاری از پدر و مادرها به اشتباه تصور می‌کنند اگر فرزندشان به مدرسه خوبی برود که تا خانه‌شان فاصله زیادی دارد، بهتر است، اما چنین شیوه‌ای از نظر کارشناسان توصیه نمی‌شود.

 

مدرسه

این روانشناس به دانش‌آموزانی اشاره می‌کند که دوره دبستان را پشت‌سر گذاشته‌اند و می‌خواهند وارد مقاطع بالاتر شوند و می‌گوید: در این سنین هدایت و پرورش روحی، روانی و اخلاقی دانش‌آموزان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و با توجه به این‌که آن ها در سنین بلوغ هستند، پایه رفتارهای صحیح، عزت نفس و اعتماد به نفس‌شان در همین دوره شکل می‌گیرد. بنابراین نحوه برخورد مسئولان مدرسه و شرایطی که برای‌ دانش‌آموزان ایجاد می‌شود در این باره بسیار مهم است.

 

از طرفی، پدر و مادرهایی که می‌خواهند فرزندشان را ثبت‌نام کنند معمولا شناخت دقیق و درستی از کادر اداری و معلم‌های مدرسه ندارند و به همین دلیل ممکن است فقط با دیدن فضا و ساختمان، حیاط و امکانات فیزیکی مدرسه در این مورد تصمیم بگیرند.

 

الهی با اشاره به این موضوع، می‌گوید: اگر پدر و مادرها بخواهند کمی تخصصی‌تر در این‌ باره تصمیم‌گیری کنند، می‌توانند با والدین کسانی که در همان مدرسه درس خوانده یا می‌خوانند، صحبت کرده و نظر آن ها را جویا شوند تا بتوانند درخصوص وضع علمی و رفتار معلم‌ها و کادر اداری اطلاعات به نسبت درستی به دست آورند.

 

این کارشناس آموزشی بر این باور است که نوع رفتار، سابقه، مهارت و تجربه کادر ادرای و مدیریتی مدرسه اهمیت زیادی دارد. اولیای دانش‌آموزانی که از مقطعی به مقطع بالاتر می‌روند نیز به گفته وی، معمولا از کادر مدرسه قبلی‌شان مشورت می‌گیرند و براساس نظر آن ها که مورد اعتمادشان هستند، تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

آموزش و پرورش در کنار هم

این روزها در بیشتر مدارس، تأکید و توجه زیادی به موضوع آموزش فشرده و سنگین درسی می‌شود و بسیاری از والدین هم طرفدار چنین برنامه‌هایی هستند. در صورتی‌که به گفته دکتر ناظمی، تمام این برنامه‌ها باید براساس شرایط روحی دانش‌آموز و توانایی‌هایش طراحی شود تا او را خسته و دلزده نکند. یادمان باشد چنین برنامه‌های سنگین و سختی، انگیزه درس خواندن را از دانش‌آموزان و به خصوص دبستانی‌‌ها می‌گیرد.

 

ادامه دارد...

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

اختلالات یادگیری

بدرالسادات همایونیان اختلالات یادگیری را ۳ دسته گفتاری، نوشتاری و ریاضی دانست و اظهار داشت: تعدادی از دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلی خود در ریاضی دچار مشکل‌ می‌شوند و با وجود تلاشی که می‌کنند پیشرفت مورد انتظار را به دست نمی‌آورند معمولاً معلمان آن ها را نصیحت می‌کنند تا بیشتر درس بخوانند و بازیگوشی نکنند.

 

وی افزود: جملاتی مانند برای پیشرفت در ریاضی معلم خصوصی باید بگیری، پیشرفت در ریاضی ارثی است، پایه‌ات از ابتدا ضعیف بوده است و چرا سر کلاس توجه نمی‌کنی بسیار متداول است غافل از این که ضعیف بودن در ریاضی می‌تواند به دلیل اختلال یادگیری در محاسبه باشد.

 

اختلالات یادگیری در کودکان

وی افزود: برخی والدین و اولیای مدرسه دانش‌آموز را سرزنش می‌کنند و از آن بدتر گاهی با ارزیابی مقایسه‌ای عزت نفس او را خدشه‌دار می‌کند همچنین محروم کردن کودک از تفریح و بازی و داشتن برنامه‌ای فشرده رفتارهایی است که متأسفانه اعمال می‌شود در حالی که این رفتارها نتایج بدتری را همراه دارد.

 

گام اول بررسی ضایعات مغزی است

این روانشناس کودک ادامه داد: اولین گام بررسی ضایعه مغزی در کودک است چنانچه هوش او طبیعی باشد و به لحاظ روانی اختلالی مشاهده نشود باید نوروسایکولوژیست‌ها و روانشناسان کودکان استثنایی به درمان مبتلایان به اختلال یادگیری بپردازند.

 

وی با بیان اهمیت رفتارهایی چون سینه‌خیز رفتن، چنگ زدن و پرتاب کردن در عدم ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: محققان یادگیری مشاهده کرده‌اند چنانچه کودکی فعالیتی را انجام ندهد مثلاً پیش از راه رفتن سینه‌خیز نرود در بزرگسالی به اختلالات یادگیری مبتلا می‌شود متأسفانه گاهی برخی والدین خوشحال می‌شوند که فرزندشان بدون گذر از مرحله چهار دست و پا رفتن شروع به راه رفتن می‌کند در حالی که این مرحله در رشد مغز و عدم ابتلا به اختلالات یادگیری در آینده مؤثر است و چنانچه رفتاری جا بماند در رشد کودک اختلال ایجاد می‌شود.

 

مدرسه

همایونیان افزود: جالب است بدانید چنانچه کودکی هفت ساله مبتلا به اختلالات یادگیری باشد باید جهت درمان از ابتدا شروع کنیم در گام اول ابتدا بهره هوشی او محاسبه می‌شود بر این اساس تمام آیتم‌های کلامی و بیانی باید توسط خرده‌ آزمون‌ها محاسبه شود تا میزان توانمندی فرد در ابعاد مختلف سنجیده شود البته آزمون‌های هوشی کلیت را نشان می‌دهند و آزمونی در جهان وجود ندارد که به طور دقیق هوش را محاسبه کند.

 

به تفاوت‌های فردی توجه کنید

این متخصص حوزه بهداشت روان ادامه داد: چنانچه ۲ نفر از هوش‌بهره یکسان داشته باشند و نمرات یکسانی در خرده آزمون‌ها بگیرند ممکن است در دروس مشابه نمرات مختلفی کسب کنند که این به تفاوت‌های فردی مربوط می‌شود.

وی گفت: بهتر است والدین کودک را خسته نکنند و در برنامه‌ریزی خود این نکته را لحاظ کنند که کودکان با یکدیگر متفاوت هستند و گاهی تفاوت در توجه، دقت و تمرکز منجر به کسب نمرات متفاوت می‌شود.

 

این روانشناس کودک تصریح کرد: توجه یا فعال و انتخابی است یا انفعالی. توجه انفعالی بر اثر محرک‌های بیرونی مانند سر و صدا بر هم می‌خورد بنابراین در این راستا باید شرایط لازم برای بهره‌گیری هر چه بهتر کودک از محیط آموزشی و پرورشی مناسب را فراهم آوریم.

 

شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: اگر کودک ریاضی، خواندن و نوشتن را از پایه یاد نگیرد در سال های آتی با مشکل مواجه می‌شود همچنین شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد متأسفانه گاهی کودکان گروه‌بندی و طبقه‌بندی را بلد نیستند و ردیف کردن را نمی‌دانند همچنین آموزش کوچک تر، بزرگ تر، بالا، پایین، حجم، سبکی و سنگینی پیش از دبستان در عدم ابتلا به اختلالات ریاضی و پیشرفت تحصیلی موثر است.

 

مدرسه

وی افزود: همچنین بهتر است طیف رنگ ها را به کودکان آموزش دهیم از سویی دیگر اولیای مدرسه باید این موضوع را بدانند که ممکن است برخی کودکان به دلیل مشکلات مالی نتوانند به مهد کودک رفته و این مفاهیم را پیش از دبستان یاد بگیرند بهتر است این کودکان شناسایی شده و آموزش‌های اولیه پیش از تدریس درباره آن ها اعمال شود.

 

کودکان خود را از بازی محروم نکنید

وی با بیان اهمیت بازی در دوران کودکی جهت رشد کودک و پیشگیری از ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: متأسفانه برخی والدین کودکان را از بازی محروم می‌کنند و ترجیح می‌دهند برای آن ها کلاس‌های فوق برنامه و آموزش زبان دوم و سوم فراهم کند غافل از این که برای درمان کودکانی که در ریاضی مشکل دارند از بازی استفاده می‌شود.

وی افزود: والدین و آموزگاران باید نسبت به یادگیری ریاضی در کودکی که کلاس اول است توجه زیادی کنند و نسبت به فهم او ریاضی را آموزش دهند متأسفانه برخی معلمان حوصله آموزش جمع و تفریق را به تمام دانش‌آموزان ندارند و ممکن است دانش‌آموزی بدون یادگیری این ها وارد مرحله بعدی یادگیری که ‌آموزش ضرب و تقسیم است شود و نتواند آن ها را یاد بگیرد.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: فارس


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۲)

مدرسه

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت ‌نام دانش‌آموز است. در مطلب قبل درباره انتخاب مدرسه و معیارهای متفاوت برای خانواده ها صحبت شد، در ادامه به موارد دیگر می پردازیم:

 

وی ادامه می‌دهد: علاوه بر این، باید به موضوع آموزش مهارت‌های زندگی هم توجه داشته باشیم که متاسفانه گاهی در مدارس ما نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل دانش‌آموزان پس از پایان دوره تحصیل، فقط درس‌های‌شان را به خوبی بلد هستند؛ ولی مهارت تصمیم‌گیری، حل مساله، قدرت ابراز وجود، خودآگاهی و... را ندارند. بنابراین بهتر است مدارس ما بخشی از وقت و کارشان را به آموزش این مسائل اختصاص دهند تا دانش‌آموزان را آماده ورود موفق به جامعه کنند.

 

معیارهای اساسی کدامند؟

 

همچنین بعضی از پدر و مادرها با صراحت می‌گویند حذف زنگ ورزش یا کم شدن آن به نفع فرزندان‌شان است و پایه درسی‌ آن ها را تقویت می‌کند. در حالی که دکتر ناظمی این نظر را قبول ندارد و یادآور می‌شود: بچه‌ها به دلیل شرایطی که دارند، به فعالیت‌های بدنی نیازمندند تا بتوانند به نیازهای درونی‌شان جهت دهند و انرژی‌شان را به شکل صحیح تخلیه کنند.

 

بنابراین حذف زنگ ورزش و کم‌اهمیت به حساب آوردن آن اشتباه بزرگی است که متاسفانه در بعضی از مدارس اتفاق می‌افتد؛ پس خوب است والدین هنگام انتخاب مدرسه به این نکته هم توجه کنند.

 

امکانات تا چه حد مهم است؟

گروهی از والدین به ظاهر مدرسه و امکانات فیزیکی آن توجه زیادی نشان می‌دهند و در مقابل، عده دیگری چنین امکاناتی را ضروری نمی‌دانند.

 

آقای الهی اما وجود چنین خدمات و امکاناتی را در بهبود وضع مدرسه مؤثر می‌داند و می‌گوید: زمانی که امکانات آزمایشگاهی، کارگاهی و کلاس‌های هوشمند در مدرسه‌ای وجود داشته باشد، هم یادگیری دانش‌آموزان بهتر خواهد شد و هم کار انتقال مطالب برای معلم راحت‌تر است.

 

بنابراین وجود امکانات مناسب هم باید یکی از معیارهای انتخاب مدرسه باشد زیرا در این دوره اگر معلم غیر از گچ و تخته و کتاب، امکان دیگری در دسترس نداشته باشد، به خوبی نمی‌تواند اطلاعات را به دانش‌آموزان منتقل کند و در نتیجه، محصلان دچار افت تحصیلی می‌شوند. اما مدرسه‌ای که وسایل کمک درسی مجهزی دارد، از نظر تحصیلی وضع بهتری خواهد داشت و دانش‌آموزانش هم بهتر و بیشتر رشد خواهند کرد.

 

مدرسه

با این حال، در این مورد هم نباید افراط کرد، زیرا مدارسی هم هستند که امکانات خیلی خاصی ندارند، اما عملکردشان مناسب و گاه بهتر از دیگر مدارس است.

 

بنابراین نباید فراموش کنیم پیدا کردن یک مدرسه خوب کار به نسبت سختی است و در خانواده‌های مختلف، معیارهای متفاوتی دارد، اما این وظیفه پدر و مادر است که در این مورد تحقیق کنند و بهترین مدرسه را برای فرزندشان بیابند.

 

اگر در محدوده نباشید، بازنده‌اید

هوا بس ناجوانمردانه گرم است، اما پدر و مادرها چاره‌ای ندارند، باید بیابند و فرزندشان را حضوری و گاه پس از امتحانات کتبی و شفاهی در مدرسه ثبت‌نام کنند. در میان والدینی که پوشه به دست در حیاط و راهروهای مدرسه ایستاده‌ و راه می‌روند، بعضی‌ها خوشحال و راضی، کارها را انجام می‌دهند، فرزندشان ثبت‌نام می‌شود و به خانه برمی‌گردند و بعضی‌های دیگر هم سرگردان و مستأصل در کار این ماراتن نفسگیر می‌مانند و به این فکر می‌کنند که چطور باید مسئولان مدرسه را راضی کرد تا این دانش‌آموز هم در همان مدرسه ثبت‌نام شود؟

 

یکی با اخم و ناراحتی به فرزندش یادآوری می‌کند «بچه! چقدر گفتم یه کم بیشتر درس بخون؛ اگه فقط یه ذره بیشتر تلاش کرده بودی حالا اوضاع طور دیگری بود»، دیگری از دور بودن خانه‌شان می‌گوید و مادری هم انگار پایش به زمین چسبیده باشد، حیران و متحیر کنار حیاط ایستاده و سکوت کرده است.

 

در این میان پدر و مادرهایی که موفق نمی‌شوند فرزندشان را در مدرسه دلخواه ثبت‌نام کنند، معمولا به قانون‌هایی اشاره می‌کنند که مسئولان و مدیران مدارس با استناد به آن ها از ثبت‌نام دانش‌آموز خودداری کرده‌اند و خیلی‌ها بر این باورند که این‌ها همه بهانه است تا جایی برای دانش‌آموزان آشنا خالی بماند.

 

تعیین محدوده جغرافیایی، پر بودن ظرفیت کلاس‌ها و شرط معدل از مواردی است که هنگام ثبت‌نام در بعضی از مدارس به آن ها اشاره‌ می‌شود و همین‌ها هم دلیلی است برای ثبت‌نام نکردن دانش‌آموزان. بنابراین اگر بخواهیم به انتخاب مدرسه مناسب فکر کنیم، می‌بینیم والدین در مورد مدارس دولتی عادی امکان انتخاب زیادی ندارند.

 

محمد الهی، کارشناس آموزشی نیز با تائید این مطلب می‌گوید: قرار گرفتن خانه دانش‌آموز در محدوده جغرافیایی تعیین ‌شده، یکی از قوانینی است که برای ثبت‌نام در مدارس دولتی عادی باید به آن دقت شود. با توجه به این‌که تمام مدارس دولتی عادی، محدوده جغرافیایی ثبت‌نام دارند، به نظر می‌رسد والدین اختیار زیادی در این زمینه نخواهند داشت؛ مگر این‌که پس از مراجعه به ستاد ثبت‌نام و تکمیل فرم‌های ویژه، نسبت به ثبت‌نام دانش‌آموز اقدام کنند.

 

در غیر این صورت کار خاصی از دست والدین ساخته نیست، مگر این‌که به یک شیوه قدیمی متوسل شوند؛ تهیه اجاره ‌نامه تقلبی، اجاره‌نامه‌ای که در ظاهر نشان می‌دهد آن ها در محدوده جغرافیایی مدرسه ساکن هستند که البته این کارشناس آموزشی می‌گوید در بعضی مدارس درباره این آدرس‌ها هم تحقیق می‌شود تا مسئولان مدرسه نسبت به درست بودن آن ها اطمینان پیدا کنند.


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم 
تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:49 | نویسنده : اکبر احمدی |

اگر بچه‌ها را نياوريد ، اذيت مي‌شوم‌
جام جم آنلاين: درباره انديشه حضرت امام‌ره سخن گفتن كار مشكلي است. مخصوصا در باب انديشه و روش‌هاي تربيتي ايشان، زيرا وسعت وجود، ظرافت فكر و انديشه حضرت امام‌ره در بخش تربيتي افكار ايشان تجلي يافته است. اگر براي افكار امام‌ره‌هرمي تصور كنيم، مسائل تربيتي در قاعده و امور ديگر به طرف راس هرم قرار دارند و همه بر اين قاعده و پايه متكي هستند و با روح تربيت زنده‌اند. نظام تربيتي مورد نظر حضرت امام‌ره متاثر از ويژگي‌هاي انسان كامل است.

انسان كامل كه مطلوب نظر دين مبين اسلام بود و جلوه‌اي از تمام صفحات حق الهي و جلوه‌گاه نور مقدس حق تعالي است. به عقيده آن حضرت، اساس عالم بر تربيت انسان است و تربيت انسان در راس همه امور است. اين مساله خود، بيش از پيش، اهميت تربيت را مي‌نماياند و اين‌كه تربيت در راس همه امور بوده و اساس عالم برتربيت انسان است. 

انديشه‌ها و رهنمودهاي تربيتي حضرت امام(ره) درباره تربيت كودكان ، نشأت گرفته از تعاليم اسلامي و توجه به محيط فرهنگي در همين راستا قابل بررسي و تحليل است.تاكيد حضرت امام راحل بر اين اصل است كه فطرت انسان خوب است و اين مربيان (محيط) هستند كه مي‌توانند بچه‌هاي انسان يا شيطان تربيت كنند.

در انديشه‌هاي امام توجه داشتن به خداوند، محور فعاليت‌هاي تربيتي است و امام با تاكيد مكرر بر اين امر لزوم توجه به كودك در سال‌هاي اوليه رشد (نقش مادر) برنامه‌ريزي تربيتي براي شكل دادن به رفتار كودك، خانواده و نقش مكان‌هاي آموزشي در پرورش اعتقادات و معيارهاي ارزشي (مدرسه)، را از محورهاي اساسي تربيت دانسته‌اند. در اين مقاله براي شناخت بيشتر با انديشه‌هاي تربيتي حضرت امام‌ره به روش‌هاي تربيتي آن حضرت اشاره كرده‌ايم . 

تربيت از نظر امام از اهميت فوق‌العاده برخوردار بوده است، لذا پيوسته آن را با توجه به آثار آن گوشزد مي‌كردند و فقدان آن را به خطر بزرگ تعبير مي‌نمودند. و مي‌فرمودند: «از خطر مغول هم بالاتر است». «انساني كه از طرف خداي تبارك و تعالي آمده براي همين تربيت بشر و براي انسان‌سازي آمده، تمام كتب انبياء خصوصا كتاب مقدس قرآن كريم كوشش دارند چه با اين كه انسان را تربيت كنند، براي اين‌كه با تربيت انسان، عالم اصلاح مي‌شود. 

آنقدر كه انسان تربيت شده براي جوامع مفيد است، هيچ ملائكه و هيچ موجودي آن قدر مفيد نيست، اساس عالم بر تربيت انسان است، انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبياء آمده‌اند براي اين‌كه دين عصاره بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجود الهي بشود.» «انسان اگر درست بشود همه چيز عالم درست مي‌شود.»

«علم و دانش اگر در كنار آن تربيت نباشد مضر است. تربيت كنيد مهم تربيت است، علم تنها فايده ندارد، علم تنها مضر است.»

مسامحه و سهل‌انگاري در تعليم و تربيت خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي يك ملت و كشور است و بايد از آن احتراز كرد. تربيت از نظر امام به قدري اهميت دارد كه مي‌فرمايند: «در صورتي‌كه امر دائر باشد، بين علم و تربيت و اين‌كه كدام [را] رها كنيم، بايد علم رها شود.»


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: روش‌هاي تربيت كودك از ديدگاه حضرت امام خميني‌(ره)‌

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 16 / 5 / 1394 | 7:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

روش ها و الگوهاي آموزش

قرآن روش هايي را براي تعليم بيان مي كند كه مي توان از آن براي دانش علوم مختلف بهره برد. در اين بخش برخي از روش هاي تعليمي قرآن بيان مي شود:
1- ارائه الگو؛ ارائه نمونه عيني، از روش هاي قرآن در تعليم معارف و دانش هاست. در آياتي از قرآن بيان شده است كه چگونه پرسشگري مي تواند زيانبار باشد و فرد را با دشواري هاي چندي مواجه سازد. (مائده آيات 101 و 102) در حقيقت مي توان از اين روش قرآني به صورت تعميمي بهره برد و در آموزش به نمونه هاي عيني و قابل دسترسي براي متعلمان اشاره كرد تا آنان با آشنايي با نمونه ها بتوانند رفتار و منش خود را تنظيم و هماهنگ سازند.
2- استفاده از تشبيه؛ قرآن كريم براي عيني و قابل فهم كردن مطالب و آموزه ها از تشبيه معقول به محسوس استفاده مي كند. بنابراين بر معلمان و آموزگاران است كه در بيان مطالب معقولي كه دور از دسترس و يا انديشه متعلمان است، از روش تشبيه بهره جويند. قرآن در بيان اعمال كافران بيان مي دارد كه اگر بخواهيم آن را تبيين و روشن كنيم مي بايست اعمال ايشان را همانند خاكستري در برابر باد همانند نماييم كه در گذر تندباد و طوفاني سهمگين قرار گرفته است. چنان كه در بيان سخن و كلام طيب و پاك، آن را به درخت پرباري همانند مي كنند كه اصل و ريشه آن ثابت است و شاخه هاي آن در آسمان قرار گرفته و همگان از آن بهره مي برند درحالي كه سخن ناپاك و خبيث همانند درختي برآمده از زمين است كه ريشه در خاك ندارد و قرارگاهي براي آن نيست تا بر پايه هاي خويش بايستند و ديگران از بر و بار آن بهره مند گردند. (ابراهيم آيات 18 و 24 و 26)
3- استمرار تعليم؛ گوشزد كردن پياپي رهنمودها و دانش ها و تكرار آن از روش هاي تعليمي قرآن است. از اين رو گفته شده است كه الدرس حرف و التكرار الف؛ درس يك حرف است ولي هزار بار تكرار لازم دارد تا جا بيافتد و قرار گيرد. تكرار و استمرار در تعليم همانند قطرات آبي است كه بر صخره هاي سخت و مرمرين فرو مي ريزد و درنهايت نقشي بر آن مي آفريند و در دل آن جاي مي گيرد. (قصص آيه 51)
4- بيان فلسفه و علت حكم؛ جهت تفهيم دقيق شاگردان، قرآن از روش بيان فلسفه و علت احكام استفاده مي كند. به عنوان نمونه در بيان حكم آرام سخن گفتن مي فرمايد كه بلند سخن گفتن موجب مي شود كه فرد از سخن گوينده بگريزد و آن را ناخوش و زشت شمارد؛ چنان كه صدا و سخن خر را زشت و ناهنجار مي شمارد.(لقمان آيه 19)
5- تنوع بيان؛ بيان مطالب به شيوه هاي متفاوت و مختلف، روشي كارساز است كه قرآن در تعليم و تربيت خود برگزيده است. در آيات زيادي سخن از اين است كه قرآن يك مسئله را به شكل آيات مختلف بيان مي كند. اين مسئله در اصطلاح قرآني به تصريف آيات مشهور است. قرآن بيان مي دارد كه هدف از تصريف آيات و بيان متنوع يك مسئله به اشكال مختلف براي امكان بخشي فهم و درك دقيق مسئله و مطلب براي مخاطب و شنونده آن است.(انعام آيه 65 و نيز 105)
6- طرح سؤال و پرسش؛ از روش هاي مفيد و كاربردي قرآن براي آموزش و تعليم، بهره گيري از طرح سؤال و پرسش است. قرآن در بيان و تبيين بسياري از مسايل سخت و پيچده با طرح پرسش مي كوشد تا در ذهن مخاطب انگيزه و چالشي را برانگيزد تا در جستجوي پاسخ برخيزد. اين گونه مي شود كه پس از تلاش پرسش شونده، امكان استقرار و جا افتادن مطلب براي او بيش از پيش فراهم مي گردد. (انعام آيات 63 و 64 و ابراهيم آيه 10)

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تعليم و تعلم از منظر قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 16 / 5 / 1394 | 7:34 | نویسنده : اکبر احمدی |

مفهوم تعليم و تعلم

تعلم به معناي ياد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان كه تعليم به معناي آموختن و آموزش دادن است. (فرهنگ نامه ها مانند لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسي ج 1 ص 1103) تعليم و تعلم برگرفته از واژه علم و از مشتقات آن است كه در باب تفعيل و تفعل (ثلاثي مزيد) به كار رفته است تا معناي آموزش دادن و نيز آموزش گرفتن را بيان دارد. مشتقات واژه علم در قرآن بسيار آمده است. در بسياري از آيات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفي كرده است. به عنوان نمونه در آيه 2 سوره الرحمن مي فرمايد: «الرحمن علم القرآن»؛ خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعليم داده است و يا در سوره علق آيه 4 و 5 مي فرمايد:«اقرء و ربك الاكرام الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم»؛ بخوان! و پروردگار تو بس گرامي است همان كسي كه با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چيزي را كه نمي دانست، آموخت.

كسب هويت و ماهيت انساني

در بينش و تحليل قرآني، حكايت آموزگاري خداوند و آموزش ديدن انسان، حكايت هويت و ماهيت انساني است. به اين معنا كه انسان به جهت همين آموزش ديدن مستقيم از سوي پروردگار است كه به مقام انسانيت و در نتيجه خلافت الهي بر هستي از قرارگاه زمين دست يافت.در تحليل قرآني آدمي به سبب دانش و معارفي كه به تعليم الهي آموخته شرافت يافته است و مستحق سجده همه كائنات از فرشتگان و پست تر از ايشان قرار گرفته است. اين آموزش انسان به اين علت است كه همگي از وي آن چه را كه به طور مستقيم قابليت ادراك آن را نداشته اند، بياموزند. در اين بينش حتي آناني كه قابليت داشته نيز نيازمند رهنمون هاي بشري هستند تا به مقام كمالي خود دست يابند؛ زيرا تنها انسان است كه به علم و دانش اسماي الهي و تعليم مستقيم خداوندي توانسته است ظرفيت ها و توانمندي هاي خود را به طور كامل بروز و ظهور دهد و به خلاقيت الهي دست يابد و به عنوان واسطه در فيض عمل كند و نقش پروردگاري در طول را به عنوان ولايت به عهده گيرد. اين نقش تنها به سبب دانشي است كه آموخته است. از اين جاست كه اهميت و ارزش تعلم و نيز تعليم دانسته مي شود.

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تعليم و تعلم از منظر قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 16 / 5 / 1394 | 7:29 | نویسنده : اکبر احمدی |


جوان معمولا در سه حوزه فكر و انديشه، اخلاق و معاشرت اجتماعي، نگراني هايي دارد و خواسته يا ناخواسته به سمت و سويي گرايش پيدا مي كند و در صورتيكه الگويي مناسب به وي ارايه نشود، به الگوهاي نامناسب و نامتناسب روي ميآورد. از اين رو قرآن، در راستاي رسالت هدايتي و تربيتي خود، با بيان داستان هاي واقعي به ترسيم الگوهاي مناسب پرداخته است، كه در اين نوشتار تنها به الگوهاي جوان و يا در سنين جواني مي پردازيم. 
الف: حوزه فكر و انديشه 

1ـ الگوي مبارزه با عقايد و افكار باطل 
 

الگوي جوان در اين برنامه، حضرت ابراهيم - عليه السلام - است كه در سنين جواني به مبارزه با بت پرستي پرداخت. وي ابتدا با سرپرست خود (آزر) گفتگو كرد و تا آنجا پيش رفت كه از او و همفكرانش بيزاري جست. 
قرآن كريم مي فرمايد: (ولقد آتينا ابراهيم رشده من قبل و كنا به عالمين، اذ قال لا بيه وقومه ما هذه التماثيل التي إنتم لها عاكفون) ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم; و از شايستگي او آگاه بوديم. آن هنگام كه به پدرش آزر، و قوم او گفت:اين مجسمه هاي بي روح چيست كه شما همواره آنها را پرستش مي كنيد؟ در پاسخ گفتند: وجدنا آبائنا لها عابدين) ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مي كردند، ابراهيم واكنش نشان داد و فرمود: لقد كنتم إنتم وآبإكم في ضلال مبين) قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهي آشكاري بوديد.[1] 
چون تواند ساخت با آزر، خليل؟ 
چون تواند ساخت با رهزن، دليل؟ 
آري، همان طور كه راهنما و دليل راه، با راهزن سازگاري و همراهي ندارد، ابراهيم خليل هم با آزر بت تراش سازش نمي كند. 
و در جاي ديگر فرمود: واذ قال ابراهيم لا بيه آزر إتتخذ إصناما الهه اني إراك وقومك في ضلال مبين) به خاطر بياوريد هنگامي كه ابراهيم به پدرش آزر گفت: آيا بت هايي را معبود خود انتخاب مي كني؟ من، تو و قوم تو را در گمراهي آشكاري مي بينم. [2] 
ابراهيم در مرحله نخست، در مقام استفهام انكاري و توبيخي پرسيد: (اين مجسمه ها چيست كه به عنوان خدا پذيرفته ايد و آنان را عبادت مي كنيد؟.) در مرحله بعد كه آنان به تقليد از پيشينيان خود استدلال كردند، ابراهيم در پاسخ، آنان را به گمراهي متهم نمود. 

اعلام بيزاري 
 

سپس در مرحله بعد، ابراهيم از بت پرستان اعلام بيزاري كرد، قرآن كريم مي فرمايد: (قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه اذ قالوا لقومهم انا برإ منكم ومما تعبدون من دون الله) براي شما سرمشقي خوب در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند، وجود داشت، آن هنگام كه به قوم مشرك خود گفتند: (ما از شما و آنچه غير از خدا مي پرستيد، بيزاريم) . [3] 

اظهار دشمني 
 

در مرحله ي بعد ابراهيم، دشمني خود با آنان را ظاهر كرد و گفت: (كفرنا بكم وبدا بيننا وبينكم العداوه والبغضإ إبدا) ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمني هميشگي آشكار شده است. [4] 

فقط خوديها 
 

ابراهيم نسبت به همه بت پرستان اعلام بيزاري و اعلان دشمني نمود; يعني نبايد با آنان همزيستي مسالمتآميز داشت. اما چون به آزر وعده استغفار داده بود: (سإستغفر لك ربي)[5]، براي او استغفار كرد. قرآن مي فرمايد: (الا قول ابراهيم لا بيه لا ستغفرن لك)[6] و (ما كان استغفار ابراهيم لا بيه الا عن موعده وعدها اياه) [7] 
رو (إشدإ علي الكفار) باش 
با ولي چون گل، عدو چون خار باش


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: الگودهي قرآن به جوانان(1)

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 / 5 / 1394 | 7:11 | نویسنده : اکبر احمدی |


 

بخش نخست: 

به اعتقاد برخي از متخصصان تعليم و تربيت، بحران تربيتي[18] موجود در جهان، به ويژه جهان اسلام، محصول جدايي غير منصفانه نظام تربيتي موجود از منابع اصيل وحياني است. آنها تنها راه نجات از اين بحران را، كه به معناي نجات بشريت به تمام معنا است، روي‌آوري مجدد به منبع لايزال الهي خصوصاً در حوزة تعليم و تربيت مي‌دانند.[19] 
همچنان كه گفته شد در علم تعليم و تربيت مباحث متعددي مطرح است كه قرآن منبع مطالعاتي بسيار خوبي در آن زمينه‌ها مي‌تواند باشد. مباحثي نظير: نظريه تربيتي[20] و نظام تربيتي.[21] 
نظريه پردازي: در ارائة نظرية تربيتي محوري‌ترين مباحث، مباني نظري مانند مباني انسان شناسي است. در اين بخش صاحب يك نظرية تربيتي بايد تبيين كند، انسان، كه موضوع و محور تربيت مي‌باشد، چيست و كيست؟ از كجا ريشه گرفته و پايانش به كجا مي‌انجامد؟ داراي چه ويژگي‌هايي است؟ چه نقاط قوت و ضعفي دارد؟ چه هدفي در آفرينش او در نظر بوده است؟ به چه منظور بايد تربيت شود؟ و. .. . 
مطالعة قرآن كريم، اين آخرين كتاب آسماني كه بدون كم و كاست هنوز در دسترس بشر است، به همة اين پرسشها پاسخ مي‌دهد. نمونه‌اي از آيات شريفة قرآن كه به مطالعة انسان در زمينه‌هاي ياد شده كمك مي‌كند، عبارتند از: روم، 30؛ معارج، 19؛ رعد، 28؛ احزاب، 10؛ قصص، 21؛ عنكبوت، 36؛ حجرات، 13؛ انسان، 1 ـ 3؛ عاديات، 8؛ توبه، 38؛ بقره، 200؛ اعراف، 179؛ حشر، 19؛ يونس، 8؛ زخرف، 32 و... برخي از سور قرآني تماماً دربارة انسان و صفات قبيح و نيكوي او مي‌باشد. نظير: سوره‌هاي عصر، القارعه، تين، علق و انسان و... . 
صاحب نظران تعليم و تربيت و مربيان مسلمان مي‌توانند در اين حوزه‌ها از قرآن بهترين استفاده را ببرند. 
نظام تربيتي: علم تعليم و تربيت فارغ از مباحث نظري بايد داراي يك نظام تربيتي نيز باشد تا يافته‌هاي آن علم و نيز مباحث نظري و آنچه كه در نظرية تربيتي ارائه شد، در مرحلة عمل به كار‌ آيد. به همين منظور مهمترين بخش تعليم و تربيت نظام تربيتي است در نظام تربيتي بايد راه‌كارهاي پياده شدن نظرية تربيتي و مباحث نظري در علم تعليم و تربيت از قبيل: مباني، اصول، روش‌ها، شيوه‌ها و عناصر و عوامل مهم دخيل در امر تربيت، بر اساس اهداف و غايات تربيتي پذيرفته شده، روشن شده، سپس در عمل به وسيلة دست اندركاران تعليم و تربيت، در يك نظام تربيتي به كار گرفته شود. 
در اين بخش نيز قرآن بهترين منبع مطالعاتي است. كلية دستور العمل‌هايي كه در سوره‌هاي مختلف قرآن آمده است، از قبيل: دستور العمل‌هاي رفتاري دربارة مراعات حقوق رهبران جامعه و برادران ايماني، چگونگي برخورد با ديگر افراد جامعه، دستور العمل‌هاي تربيتي اززبان والدين، دستور العمل‌هاي رعايت حقوق والدين و فرزندان، چگونگي برخورد با دوست و دشمن و صدها دستور العمل‌ از اين نوع، مبين اين امر است. ونيز بيان روشهاي مختلف تربيتي كه در جاي جاي قرآن آمده است و از همه مهمتر اين كه خود خداوند در قرآن و پيامبران الهي براي تربيت انسان همين روشها را به كار برده‌اند. اين مباحث را مي‌توان در سوره‌هاي: حجرات، 1 ـ 5 و 9 ـ 13؛ لقمان، 12 ـ 19؛ فصلت، 49؛ عاديات، 8؛ نوح، 14؛ زخرف، 32؛ مائده، 93؛ رعد، 22؛ حشر، 18 ـ 19؛ عنكبوت، 36؛ زمر، 9؛ سجده، 16؛ قصص، 21؛ معارج، 19؛ ق، 16؛ ذاريات، 56؛ بقره، 48 و 200 و 206 و 231؛ توبه، 38؛ يونس، 7 ـ 8؛ اعراف، 179؛ آل عمران، 12 و 62 و 131؛ شعرا، 217؛ نحل، 9 و 99؛ شوري، 36؛ مزمل، 9؛ ابراهيم، 24 و 25؛ يوسف، 3؛ نساء، 135 و 164 ـ 165؛ ممتحنه، 4؛ احزاب، 21؛ كهف، 104؛ مريم، 76؛ طه، 82؛ انسان، 3؛ اعراف، 179 و 205؛ حديد، 25؛ غاشيه، 21؛ تكوير، 27 و... مشاهده نمود. 
در اين حوزه‌ها نيز صاحب نظران تعليم و تربيت و مربيان مسلمان مي‌توانند از قرآن بهترين استفاده را ببرند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: رابطه قرآن و تعليم و تربيت

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 / 5 / 1394 | 7:8 | نویسنده : اکبر احمدی |


 

مقدمه: 

قرآن كلام وحي، كلام خداوند و كلام خالق انسان است. عام است و فراگير، كه در كليات و حتي بسياري از جزئيات حيات بشر به عالمانه‌ترين شيوه‌ها وارد شده است، «و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيءٍ و هديً و رحمةً و بشري للمسلمين».[1] قرآن كتاب هدايت است. «ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين».[2] و اين تنها هدف نزول رسالت قرآن و بعث پيامبران است و البته لازمة هدايت تربيت است. قرآن راه را مي‌نماياند، «ان الدين عندالله الاسلام».[3] امّا به اين نيز بسنده نمي‌كندو با برترين شيوه‌ها و روش‌ها انسان را گام به گام در اين طريق راهنمايي مي‌كند. به او مي‌آموزد كه چگونه اين حيات مادي و معنوي را به حيات طيبة الهي بدل كند. در حقيقت قرآن هم مربي و هم هادي انسان است. وقتي از انسان سخن مي‌گويد، چنان از اسرار پر رمز و راز او پرده بر مي‌دارد كه هيچ انسان شناسي را ياراي چنان ادعايي نيست. او را با تمام جوانب و ابعاد، ويژگي‌هاي فطري، نقاط قوت و ضعف و توانمندي‌ها و استعدادهايش باز مي‌شناساند. روش‌ها و شيوه‌هاي تربيتي ارائه شده توسط قرآن بسيار متنوع است و كاربرد هر كدام از آنها به مقتضاي حكمت الهي، بر حسب موارد و شرايط و حالات افراد و گروه‌ها متفاوت مي‌باشد. توجه مستقيم خطابات قرآني و بقية كتب آسماني به انسان، نشان از توجه عميق و دقيق همة اديان الهي به ويژه اسلام به نفس انساني و ابعاد مختلف وجودي او است. توجه اسلام به ابعاد فردي انسان، اعم از بعد عاطفي (وجدان، اميال، غرايز، احساسات و...) عقلاني (خرد، دانش، شناخت، افكار، عقايد و...) رفتاري و نيازهاي زيستي، روحي، و رواني، عاطفي و... او، نشانگر اين اهميت است. 
از آنجا كه دين ارائه شده توسط كتب آسماني و انبياء الهي، به ويژه قرآن و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، برنامه زندگي بشر مي‌باشد،[4] پس منطقاً اين برنامه بايد بر تمام شئون زندگي او منطبق باشد. در قرآن و سنت براي انسان يك برنامه زندگي كاملاً منسجم و منظم طراحي شده است. به همين منظور تربيت در اسلام داراي راه و رسم منسجم و كاملي است. انسان براي بهره بردن از آن برنامة كامل، سالم و همه جانبه بايد تحت يك تربيت صحيح و البته فراگير به نحوي كه تمام طول عمر او همة جوانب و ابعاد انساني‌اش را در بر گيرد، باشد.[5] 
قبل از بيان نوع ارتباط علم تعليم و تربيت با قرآن، بهتر آن است تا مقصودمان از علم، تعليم و تربيت را بيان نماييم و سپس به اين مهم بپردازيم. 
تعريف علم تعليم و تربيت (آموزش و پرورش)


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: رابطه قرآن و تعليم و تربيت

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 / 5 / 1394 | 7:4 | نویسنده : اکبر احمدی |


 

بررسى چهره‌هاى جوان در قرآن‌

از مسائل مورد ابتلا، چگونگى برخورد با جوان براى تأثيرپذيرى بيشتر مى‌باشد. هر كسى راه و روشى پيشنهاد مى‌كند و به گونه‌اى مى‌خواهد با جوان تعامل و برخورد داشته باشد، اما كدام راه صحيح است و ملاك راه صحيح چيست. اين گونه پرسش‌ها معمولاً مورد غفلت واقع مى‌شود و اگر كسانى بخواهند راه صحيح يا بهتر را بيابند، به تجربه، آزمايش و آمارگيرى متوسل مى‌شوند.
اما بى‌نقص بودن اين گونه راهها مورد ترديد مى‌باشد و حتى گاهى مى‌توان در درستى آنها مناقشه كرد؛ زيرا جوان مانند يك شى‌ء بى‌جان آزمايشگاهى نيست و صحنه اجتماع آزمايشگاه نيست. در آزمايشگاه تمامى عناصر، ابزار و اشياى مورد آزمايش در اختيار آزمايشگر است اما اشيا اختيارى ندارند، بنابراين آزمايشگر با ثابت قرار دادن آنها به جز يكى، ميزان تأثير و تغييرات آن را اندازه‌گيرى مى‌كند يا سپس امر ديگرى را متغيّر و بقيه را ثابت نگه مى‌دارد و ... اما در اجتماع اوّلاً شرايط و اوضاع به اختيار آزمايشگر نمى‌باشد؛ ثانياً جوان از امور گوناگون اطراف خود، آن گونه كه مى‌خواهد اثر مى‌پذيرد يا بر اطراف اثر مى‌گذارد. نيز اراده، تصميم، عاطفه، احساس، گذشته خانوادگى و تاريخى، خوراك، پوشاك وى و ... در تشخيص و تعيين مسير او و چگونگى تصميمش نقش دارد. اين همه، قابل اندازه‌گيرى، كنترل و نسبت‌سنجى نمى‌باشد. بنابراين پيدا كردن روش و قانون مناسب براى برخورد با جوان، از اين راه، ناقص و حتى ناصحيح مى‌نمايد.
راه ديگرى كه مى‌توان پيمود و راحت‌تر از راه قبلى است و نتايج آن كم‌ نقص‌تر مى‌نمايد، همچنين براى ما مسلمانان جاذبه‌دارتر است، بررسى ميزان تربيت «جوان»هاى مطرح‌شده در قرآن و شاخص‌هاى تربيتى و تعيين مقدار تأثير هر يك از آنها بر جوان مى‌باشد.
اين راه براى ما راحت است زيرا قرآن آن را مطرح ساخته، با مطالعه آيات در باره «جوان» مى‌توان به آن رسيد. مردم نيز با توجه به اعتقاداتشان، براى پذيرش اين راه و روش، آمادگى بيشترى دارند. چنان كه نتيجه پيمودن اين راه مورد قبول مسلمانان مى‌باشد زيرا همه اتفاق نظر دارند قرآن، كتاب هدايت و تربيت است. از سوى ديگر امكانات پيمودن اين راه فراهم است زيرا تفاسير گوناگون وجود دارد و بالاخره پيمودن اين راه لازم و حياتى است چون از يك طرف، با جوانان برخورد داريم و هر فردى دوست دارد ثمره وجودى و اميد و آينده خود را، به بهترين نحو تربيت كند. از سوى ديگر چون مسلمان و ديندار هستيم موظفيم قرآن را بشناسيم و با آن برخورد مثبت داشته باشيم. نيز چون قرآن را معجزه جاويد مى‌دانيم و كتابى كه «از پيش رو و پشت سرش باطل نمى‌آيد»(1) و فرستنده آن خالق انسان‌هاست، اطمينان داريم كه آن كتاب به ما بهترين راه هدايت را مى‌نماياند و ما را به سرمنزل مطلوب سوق مى‌دهد. بنابراين، راه و روش قرآن ما را از راههاى ديگران بى‌نياز مى‌كند و حتى قابل ارائه به ديگران براى تربيت جوانان مى‌باشد.
قرآن سرگذشت جوان‌هاى متعددى را مطرح ساخته و به ابعاد گوناگون تربيتى هر يك پرداخته است.
از جوانى كه گوش به فرمان پدر و مربى خويش بود و هر خواسته پدر را قبول مى‌كرد و بر خواسته خود مقدّم مى‌داشت تا جوانى كه به هيچ نحو گوش به سخنان پدر نمى‌داد و حتى در سخت‌ترين وضع و هنگامى كه آثار عذاب الهى ظاهر شده بود، باز بر راه و روش باطل خود اصرار مى‌كرد و بالاخره به هلاكت رسيد. نيز از جوانى كه در بهترين محيط رشد و نمو كرد تا جوانى كه در بدترين محيط از نظر اعتقادى به سر برد. از جوانى كه بيشترين امكانات را در اختيار داشت و سرانجام همه آنها را از دست داد تا جوانى كه هيچ امكاناتى نداشت و كم كم آنها را به دست آورد. از جوانى كه ... .


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: قرآن و نقش مادر در تربيت جوانان‏ (1)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 24 / 4 / 1394 | 7:41 | نویسنده : اکبر احمدی |

بررسى چهره‌هاى جوان در قرآن‌
حضرت موسى(علیه السلام)
جوان ديگرى كه مى‌توان مثال زد و زندگى‌اش را در قرآن مطالعه كرد، حضرت موساى كليم است. او از نظر وراثتى و ژنتيكى داراى موقعيت خوبى بود و از پدر و مادرى مؤمن به وجود آمد(1) و از مادر خود شير نوشيد.(2) زمانى محيط تربيتى او كاخ فرعون بود كه مهد ظلم، جور، حق‌كشى، انسان‌كشى، تبعيض و شرك بود.(3) فرعون با صراحت اعلام مى‌كرد: «أنا ربُّكم الأعلى؛(4) من پروردگار والاى شمايم.» يا مى‌گفت: «ما علمتُ لكم مِن إلهٍ غيرى؛(5) هيچ معبودى غير از خود براى شما سراغ ندارم.» فرعون مخالفان خود را با زور و ارعاب به پرستش خويش وا مى‌داشت و مى‌گفت: «لئن اتخذتَ اِلهاً غيرى لأجعلنّك مِن المسجونين؛(6) اگر خدايى غير از من اختيار كنى تو را [نيز] از زندانيان قرار خواهم داد.»
اين جملات اگر چه در طول مبارزات حضرت موسى(ع) با فرعون توسط وى گفته مى‌شد، ولى نشان مى‌دهد در خانه و كاخش همين روحيه حكمفرما بود.
حكمت خدايى اقتضا كرد كه موسى(ع) دوران كودكى و جوانى را در چنين خانه‌اى به سر بَرَد و پرورش يابد تا به همه ثابت گردد فرعون كه هزاران كودك را كشت(7) تا موسى به دنيا نيايد، نتوانست بر خواست خداوند چيره شود. خداوند خواست موسى(ع) به دنيا بيايد و در خانه فرعون رشد و نمو يابد تا درس عبرتى براى همگان باشد. نكته‌اى كه مهم است و قرآن در موارد متعددى به آن اشاره كرده اين است كه خداوند او را به مادرش برگردانيد تا از او شير بنوشد و دست نوازش بر سر و رويش بكشد. خداوند دو نكته را به مادر موسى گوشزد كرد:
1- برگشتِ موسى نزد مادر؛
2- پيامبر شدن موسى در آينده. به نظر مى‌رسد اوّلى زمينه‌ساز دومى باشد.
«و أوحينا إلى اُمّ موسى‌ أنْ أرضعيه، فإذا خفتِ عليه فألقيه فى اليَمّ و لا تخافى و لا تحزن إنّا رادُّوهُ إليك و جاعلُوهُ مِن المرسلين؛(8)
به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه او را به تو باز مى‌گردانيم و از پيامبرانش قرار مى‌دهيم.»

نكته‌ها:

1- مادرى كه دلهره ماندن يا كشته شدن بچه‌اش را دارد باز بايد بچه را شير دهد.
2- به نظر مى‌رسد «جاعلوه من المرسلين» با «إنّا رادّوه اليك» مرتبط هستند و گرنه كنار يكديگر ذكر نمى‌شدند.
3- راه رساندن موسى به مادرش را در آيه اشاره كرده: «حرَّمنا عليه المَراضع مِن قبل ...؛(9) از پيش شير دايگان را [به نحو تكوينى‌] بر او حرام گردانيده بوديم» در نتيجه موسى پستان هيچ زنى را به دهان نگرفت تا اينكه به مادرش كه ناشناس در صف شيردهندگان قرار داشت رسيد. بنابراين او غذاى دوران كودكى و مقدارى از مسائل تربيتى و هدايتى را از مادر فرا گرفت.
از سوى ديگر موسى(ع) در محيطى كه از نظر فرهنگى بسيار فاسد بود رشد كرد و پاك و پاكيزه ماند تا بر همگان روشن شود مى‌توان در محيطى ناسالم نيز با نيّت و عزمى استوار در مسير حق گام برداشت و از 
كفر و شرك محيط، نه تنها اثر نپذيرفت كه اثر گذاشت.
قرآن بيان مى‌كند كه موسى(ع) پس از رشد يافتن و به سن نوجوانى رسيدن، از كاخ بيرون آمد و در شهر به گردش پرداخت و ديد فردى مصرى، يكى از افراد بنى‌اسرائيل را به بيگارى گرفته است. موسى به مصرى اعتراض كرد و با مشتى محكم او را از پاى در آورد.(10) فعلاً سخن اين نيست كه آيا آن مصرى مستحق قتل بود يا آيا راه چاره ديگرى براى نجات سبطى نبود، بلكه سخن اين است كه موسى با اينكه در محيط مصريان، در كاخ فرعون و در جوّ ظلم و فساد تربيت شده بود ولى با ظلم و تجاوز ميانه‌اى نداشت، حتى با ديدن ظلم چنان غضبناك شد كه فرد مصرى را از پاى در آورد. بنابراين هيچ كس نمى‌تواند ادعا كند چون جوّ و محيط فاسد بود ما نيز فاسد شديم و تمامى تقصيرها را بر عهده جوّ و محيط بگذارد.
پرورش موسى(ع) در كاخ فرعون، نمونه‌اى عملى براى جوانان، و مؤمن بودن همسر فرعون الگو و درس عبرتى براى تمامى زنان است.
اراده و عزم، كليدى‌ترين نقش را در تمامى زمينه‌هاى هدايتى و تربيتى انسان بر عهده دارد؛ اگر چه رسيدن به مقام والايى چون نبوت بدون داشتن پدر و مادرى صالح و شيرى پاك ميسر نيست.
آنجا كه حضرت موسى(ع) مادرِ مهربان خود را به همراه نداشت، زن مؤمن ديگرى نقش ايفا كرد؛ يعنى زن فرعون كه باعث شد موسى از رود نيل گرفته شود، و اين كودك از بين هزاران كودك كشته نشود. قرآن اين امور را با لطافت خاصى بيان كرده است.
«و قالتِ امْرأةُ فرعون قُرَّةُ عينٍ لى و لك لا تقتلوه عسى‌ أنْ ينفعَنا أو نتّخذه ولداً و هم لا يشعرون؛(11)
و همسر فرعون گفت: [اين كودك‌] نور چشم من و تو خواهد بود. او را مكشيد، شايد براى ما سودمند باشد يا او را به فرزندى بگيريم، ولى آنها خبر نداشتند.»
از يك سو، با قاطعيت و جزم به فرعون گفت: نور چشم من و تو است و از سوى ديگر، مأموران و جلادان را از كشتن كودك نهى كرد و فرعون را در مقابل عمل انجام‌شده قرار داد. به دنبال آن با استدلال‌هاى عاطفى نظر همگان را به سوى موسى جلب كرد. آنان از زيركى اين زن كه با چنين برنامه خاصى و سخنى متين، موسى را از مرگ نجات داد، ناآگاه بودند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: قرآن و نقش مادر در تربيت جوان (2)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 24 / 4 / 1394 | 7:38 | نویسنده : اکبر احمدی |


ترس از محروميّت و اميد به آينده ی بهتر دو فطرت انسان ريشه دارند و دو عامل مهم هستند براى آن كه انسان را وادار به تلاش و كوشش , خودسازى و اصلاح امور مادى و معنوى خويش سازند و بلحاظ همين نقش و اهميتى كه دارند, قرآن از بعد تربيتى روى آنها تاءكيد فراوان دارد و در بيداركردن و جهت دهى صحيح آندو با لحنهاى مختلف و در مناسبت هاى گوناگون اهتمام مى ورزد. لازم است در اين جا به بعضى از آيات اشاره كنيم : 
1- آياتى تأكيد دارند بر اين كه سعادت ابدى از آن كسانى است كه خوف و خشيت دارند مثل آيات «ان الذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه ، جزاوءهم عند ربهم جنات عدن تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابداً رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك لمن خشى ربه »1(محققاً كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند آنان بهترين افراد خلقند پاداششان در نزد پروردگارشان بهشت هاى جاويد است كه از دامنه آنها نهرها جارى است در آنها براى ابد جاودان بمانند خداوند از آنان خشنود و آنان از خداوند خشنود هستند اين «پاداش بزرگ و سعادت ابدى » از آن كسانى است كه از پروردگارشان «بيم و» خشيت داشته انديعنى , در واقع , از اين آيه مى توان دريافت كه بيم و خشيتشان آنان را به اين مقام والا و ارجمند كشانده است و مثل آيه «انما يعمر مساجد الله من امن بالله و اليوم الاخر و اقام الصلوْ واتى الزكوْ و لم يخش الا الله فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين »2(تنها كسانى كه مساجد خدا را آباد مى كنند كه ايمان به خدا و روز جزا آورده و نماز را بپا داشته و زكوه داده و جز خدا از كسى نترسيده اند; پس اميد مى رود ايشان از هدايت يافتگان باشند)
و مثل آيات : «والذين يصلون مآ امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب ، والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوه‌ و انفقوا مما رزقناهم سراً و علانيهً و يدرون بالحسنه السيئه اولئك لهم عقبى الدار، جنات عدن يدخلونها و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذرياتهم و الملائكه يدخلون عليهم من كل ناب ، سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار»3(و كسانى كه پيوند دهند «و ارتباط برقرار سازند» آنچه را خداوند به پيوند«و ارتباط» فرمان داده است و از پروردگارشان درخشيتند و از بدى حساب مى هراسند و كسانى كه در طلب خشنودى پروردگارشان صبر «پيشه » كنند و نماز را بپا دارند و از آنچه روزيشان داده ايم آشكار و نهان انفاق كنند و بدى را به نيك دفع كنند «و پاسخ گويند» آنان برايشان خانه آخرت است باغهاى جاودانى كه آنان و هر كس كه شايسته باشد از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان در آنها داخل شوند و فرشتگان از هر درى برايشان وارد شوند كه سلام بر شما بخاطر آن كه صبر كرديد و عاقبت «جايگاهتان » جايگاه خوبى است .)
و مثل آيه :«ان الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفره و اجركبير»4(كسانى كه در پنهان خشيت از پرودگارشان كنند براى آنها است بخشش و پاداش بزرگ .)و مثل آيهء:«و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنه هى الماوى »5(و اما آن كس كه از مقام پروردگارش ترسيد و خود را از (پيروى ) هوا (ى نفس ) بازداشت پس موأكداً بهشت جايگاه او است.)
2- در گروه ديگرى از آيات قرآن خشيت , با تعابير مختلف , به عنوان شرطى براى پذيرش دعوت انبياء و هدايت الهى و تاءثر از انذارهاى آسمانى معرفى شده است . مثل آيات : 
«و لقد اتينا موسى و هارون الفرقان و ضياءً و ذكرى للمتقين ، الذين يخشون ربهم بالغيب و هم من الساعه مشفقون »6(و حقا به موسى و هارون اعطا كرديم فرقان تورات كه فارق حق و باطل است » وپ نور و «آنچه كه مايه ء» يادآورى براى با تقوايان است آن كسانيكه در پنهان درخشيت آاز پروردگارشان هستند و از روز واپسين در بيم و هراس بسر مى برند.آن كسانى كه دارى خشيت از خدا هستند و از قيامت مى ترسند در پرتو انوار كتب آسمانى , حق را از باطل تشخيص مى دهند و با استفاده از پند و اندرزها و يادآوريها به زيور تقوى آراسته مى گردند.)
و مثل آيه : «انما تنذر من اتبع الذكر و خشى الرحمان بالغيب فبشره بمغفره و اجر كريم »7(تو فقط بيم مى دهى آن كس را كه از ذكر (قرآن كه منشاء يادآورى است ) پيروى كند و"در خلوت در خشيت از خدا باشد.و مثل آيهء:طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقى ، الا تذكره لمن يخشى »8(«اى پيامبر» قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا خود را برنج درافكنى جز آنكه يادآورى باشد براى آنكس كه مى ترسد.) و مثل آيهء:«انما انت منذر من يخشاها»(تو تنها بيم دهنده آن كس هستى كه از قيامت مى ترسد.)و مثل آيه :«انما تنذر الذين يخشون ربهم بالغيب »10(تو تنها بيم مى دهى كسانى را كه در خفا و خلوت در خشيت پروردگارشان هستند.)و مثل آيات : «فذكر ان نفعت الذكرى ؛ سيد كر من يخشى ، و يتجنبها لاشقى »11(پس يادآورى كن اگر ياد آورى سود بخشد بزودى «از يادآورى تو» پند گيرد آن كه «ازخدا» مى ترسد و از آن دورى گزيند كسى كه شقى ترين است.
3- در گروه سوم آياتى خوف و خشيت را با تعابير مختلف عامل انجام و شتاب در كار خير معرفى كرده اند.مثل آيات : 
«ان الذين هم من خشيه ربهم مشفقون والذين هم بآيات ربهم يومنون والذين هم بربهم لايشركون و الذين يوءتون ما اتوا و قلوبهم وجله انهم الى ربهم راجعون اولئك ,يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون »12(كسانى كه از خشيت پروردگارشان در هراسند و كسانى كه به آيات پروردگارشان ايمان آورند و كسانى كه نسبت به پروردگارشان شرك نورزند، آنان در انجام كارهاى نيك شتاب كنند و همانان بسوى آنها پيشى گيرند.)
در اين چند آيه با تعابير مختلف خشيت , اشفاق و وجل , بر اين حقيقت تاءكيدمى كند كه صفات خوف و خشيت از خدا و قيامت انسان را واميدارد تا در كارهاى -خير, فعال باشد و در انجام آنها شتاب كند.


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: نقش تربيتى خوف و رجاء (بيم و اميد)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 24 / 4 / 1394 | 7:34 | نویسنده : اکبر احمدی |


 

چکيده : 

امروزه ما وراث جهاني پر از ناکاميها ، شکست ها ، بيمناکي ها و سرخوردگي ها هستيم ، کنار نهادن عقل و خرد و پيروي از اميال دروني ، غرايز حيواني و خودخواهي ها ، انسان هايي بي رحم ، بي منطق و تخريب گر ساخته است . وجود اين همه بي عدالتي ، سرگشتگي ، جنگ و بسياري از رفتارهاي غير عقلاني ، مويد اين امر است که بشر امروزي قبل از هر چيز به تربيت کردن نياز دارد . در اهميت تربيت در اسلام همين بس که در قرآن مجيد از يکي از اهداف عاليه بعثت پيامبران به عنوان تزکيه ( تربيت ) نام برده شده است . تربيت در اسلام با معاني و تعابير مختلفي به کار رفته است . در يک تعبير ، تربيت به معناي رسيدن به رشد است . آيه 1 سوره ي جن ناظر بر اين تعبير است . در اين آيه هدف قرآن هدايت به حق و کمال عقلي است . آيات ديگري مانند 256 سوره بقره ، 10 سوره جن و 10 سوره ي کهف نيز ناظر بر همين معنا از تربيت هستند . در جاي ديگر قرآن مانند آيات 29 و 38 سوره غافر ماموريت پيامبر اسلام هدايت به راه کمال ذکر شده است . هدايتي که در آن فرد ، در راه مستقيم ( صراط المستقيم ) گام بر مي دارد . در سوره ي آل عمران آيه 164 آمده است که همانا خداوند بر افراد با ايمان منت نهاد و براي آنان پيامبري را مبعوث کرد تا آنان آيات الهي را تلاوت کنند و انسانها را از آلودگيها برهانند ( تزکيه کنند ) و به آنها کتاب و حکمت بياموزند . و يا در نهج الفصاحه ، پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد : " من براي به کمال رساندن خوبيهاي اخلاق مبعوث شدم " بنابراين تزکيه نفس باعث رستگاري مي شود و تربيت باعث به کمال رسيدن ابعاد معنوي و شخصيتي انسانها مي گردد . در اين ميان پرمعناترين تعبير از تربيت اسلامي همان تعبير به تزکيه است . در آيه دوم سوره جمعه ، هدف از بعثت رسولان و پيامبران آگاه ساختن انسانها از نشانه هاي الهي ، تزکيه آنها و علم آموزي به آنها عنوان شده است . اين سه هدف بزرگ الهي جز برترين اهداف تربيت اسلامي است ( مکارم شيرازي ، 1367 ) هدف اول يعني آگاه ساختن انسانها به نشانه هاي الهي جنبه ي مقدماتي دارد و در آن سعي مي شود کودک با رشد گيرنده هاي حسي خود مخصوصا ديدن و شنيدن بتواند به تفکر و تاملي درست 
در عالم خلقت برسد . در مرحله ي بعد کودک ياد مي گيرد که از انجام رفتارهاي غير اخلاقي و غير انساني بپرهيزد و فضائل و کمالات انساني را در خود رشد دهد . در مرحله ي سوم و آخرين مرحله ي تربيت ، کودک شروع به علم آموزي مي کند تا بيشتر از پيش رو به سوي کمال برود . تربيت اسلامي جامع است از اين نظر که شامل پرورش جسم ، روح ، فرد و جمع ، دينا و آخرت مي شود ( احمدي ، 1364 ) تربيت در اسلام تنها انجام مناسک ديني نيست . بلکه پروراندن هر صفت و کمالي است که انسان به عنوان جانشين خدا بر زمين و انسان به عنوان انسان بايد دارا باشد . آيات ، روايات و تصويه هاي ديني متفاوتي را مي توان يافت که در آن نه تنها به عبادت و انجام مراسم ديني توصيه شده است بلکه کسب کليه فضايل و دوري از هر حيوان صفتي سفارش شده است . از ديگر ويژگيهاي تربيت اسلامي اين است که تمامي تلاشهاي تربيتي يک مسير را دنبال مي کنند و آن عبادت و بندگي خدا و تسليم رضاي او بودن است . اين ويژگي مخصوص تربيت اسلامي است و در هيچ يک از مدلهاي تربيتي وجود ندارد . در بهترين روشهاي تربيتي فرد خدمتگزار جامعه است و هدف والاتري وجود ندارد . از ويژگيهاي ديگر تربيت اسلامي تاکيد آن بر تربيت شناختي است . آنقدر که در تربيت اسلامي بر پرورش تفکر و علم آموزي تاکيد شده است در هيچ يک از مدلهاي تربيت چنين سفارش نشده است .


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تهذيب و تربيت قرآني درسيره معصومين

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 24 / 4 / 1394 | 7:31 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 1 2 3 4 5 ... 7 صفحه بعد