.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; آمادگی ازدواج // خنده حلال

معیار های آمادگی برای ازدواج جوانان از نظر دکتر ازدواج چیست ؟

آمادگی ازدواج // خنده حلال

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 / 7 / 1400 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

https://estakhran.ir/wp-content/uploads/2020/07/swimming-pool-construction.jpg

شنای آجری

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 / 7 / 1400 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (75)



طنز نوشته های جالب و خنده دار, جوک جدید و خنده دار

طنز نوشته های جالب و خنده دار

 

آبگوشت رو باید غذای ملی اعلام کنند. خبر دادن ده نفر مهمون اضافه شده، مادرم یک چهار لیتری آب دیگه ریخت تو قابلمه

 

جوک خفن خنده دار, جوک سرکاری

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 31 / 6 / 1400 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

خنده حلال

اسم مناسب

یکی از خلفای عباسی که بسیار ظالم و ستمگر بود به یکی از ندیمان خویش گفت: ‌برای من لقبی پیدا کن که پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب‌تر از «نعوذُ باللّه» نیست!

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 31 / 6 / 1400 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

علت خنده و شوخ‌طبعی از نگاه علمی چیست؟

****************************

لا ، لی ، لو

مردی به نزد عالمی نحوی رفت تا حال برادر وی را جویا شود و از ترس اینکه مبادا در سوال خویش مرتکب غلط اعرابی شود،گفت: اخاک،اخیک،اخوک،ها هنا؟ برادرت کجاست؟ نحوی نز در پاسخ گفت: لا،لی،لو، ما هو حضر! نیست او حضور ندارد!

****************************

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 14 / 6 / 1400 | 20:11 | نویسنده : اکبر احمدی |

لطیفه های مذهبی

 

شخصی از علامه بزرگ مجلسی استخاره ای خواست، وعلامه استخاره گرفت و قسمتی از آیه این بودجنات تجزی من تحتها الانهار = بهشتی که در زیر آن  نهرهایی جاریست ، علامه فرمودند خیر است انشاءا...، مدتی گذشت. مرد با عصبانیت نزد علّامه آمد و گفت: مدّتی پیش برای امر خیری استخاره کردم و شما فرمودید خوب است، ولی عروسی که گرفته‌ام عادت به شب ادراری دارد و شبها تا صبح چندین نوبت رختخواب و بدن مرا به نجاست می‌کشد وگاهی اوقات بقدری ادرار میکند که از زیر تخت گوئی نهری از آب جاری میشود

علامه متأثّرانه و از روی خجالت لبخند زد و گفت: پسر جان چرا به من نگفتی استخاره‌ی تو برای امر ازدواج است چون در صورت بیان، تو را نهی می‌کردم، چون استخاره برای امر ازدواج صحیح نیست وروایت وارده در باب ازدواج استخاره را رد می‌کند در ثانی آیه استخاره تو بیان میکرد چنین نهری جاری میشود.

******************

 

 

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 14 / 6 / 1400 | 20:5 | نویسنده : اکبر احمدی |

مرگ - احتضار

گریه محتضر

جوان عابدی هنگام مرگ ، خانواده خود را دید که گرد او حلقه زده اند و گریه می کنند .

پس رو به پدرش کرد و گفت : ای پدر ، چرا گریه می کنی ؟

گفت : پسرم فراق تو و تنهائی خود را بیاد می آورم اشک از دیدگانم جاری می شود .


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 21 / 4 / 1400 | 9:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

 

فراریان قیامت

از امیرمؤ منان علی علیه السلام پرسیدند : مراد از آیه شریفه (2) :

یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ چه کسانی هستند ؟

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 21 / 4 / 1400 | 8:59 | نویسنده : اکبر احمدی |

پیرم ودلم گاهی یاد جوانی میکند....

مجلس شعر و ادب

روزی در مجلسی ، حکیم خاقانی را زیر دست فرد بی فضل و کمالی نشاندند . وی ناراحت شد و این رباعی را خطاب به آن شخص سرود :

اگر فروتر نشست خاقانی

نه او را عیب و نه ترا ادب است

قل هو الله نیز در قرآن

زیر تبت یدا ابی لهب است


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : دو شنبه 25 / 2 / 1400 | 21:7 | نویسنده : اکبر احمدی |

گزارش کارآموزی در دفتر خدمات ارتباطی - فایل word

دانشمندی از شخصی پرسید : چرا به تحصیل علم نمی پردازی ؟

گفت : خلاصه همه علوم را بدست آورده ام . دانشمند : خلاصه علوم چیست ؟

پاسخ داد : پنج چیز است .

1 - تا راستی هست ، دروغ نگویم .

2 - تا حلال هست ، دست به سوی حرام دراز نکنم .

3 - تا زمانی که از تفتیش عیوب خود فارغ نشوم به جستجوی عیوب مردم نپردازم .

4 - تا خزانه رزق خداوند به پایان نرسد به هیچ کس التجاء نبرم .

5 - تا قدم در بهشت ننهم ، از کید شیطان و غرور نفس اماره غافل نباشم .


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : دو شنبه 25 / 2 / 1400 | 21:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

عابد ریا کار

عابدی گفت : سی سال نمازم را در صف اول جماعت بجا آوردم ، ولی ناگزیر همه را اعاده کردم . زیرا روزی دیر به جماعت رسیدم و در صف اول جائی نیافتم . چون در صف دوم به نماز ایستادم ، احساس کردم از اینکه در صف اول نیستم ناراحت و شرمسارم . در نتیجه هر طوری بود خود را در صف اول جای دادم و نمازم را با آرامش خاطر خواندم . آن روز دانستم همه نمازهای سی ساله ام به ریا آلوده بوده ، چون می خواستم خود رابه مردم بنمایانم که پیوسته از نماز گزاران صف اول جماعت بوده ام و در این امر از دیگران پیشی گرفته ام .


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : دو شنبه 25 / 2 / 1400 | 21:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

لطیفه های اسلامی

- انتظار بیجا

گرگى پاره استخوانى بلعید و در گلویش خزید. مرغى سر در حلق وى برد تا استخوان را بیرون آورد.سپس از گرگ مطالبه حق الزحمه نمود.
گرگ گفت : چقدر بى حیا هستى ، سرت را در دهان من فرو بردى ، و سالم بیرون آوردى ، اجرت هم مى خواهى !؟

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: #لطیفه_های_اسلامی #لطیفه_های_قرآنی

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 2 / 1 / 1400 | 10:10 | نویسنده : اکبر احمدی |

لطیفه های با مزه

 

خنده خنده خنده

لنگه کفش

یک روز، مردی به کفش فروشی رفت تا یک جفت کفش بخرد.

فروشنده، یک جفت کفش برای مشتری آورد و گفت:"آقا! این کفش بهترین کفش است. آن قدر خوب است که لنگه اش در دنیا پیدا نمی شود."

خریدار با تعجب گفت:"کفش یک لنگه به درد من نمی خورد."

  

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 2 / 1 / 1400 | 9:57 | نویسنده : اکبر احمدی |

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (75)



طنز نوشته های جالب و خنده دار, جوک جدید و خنده دار

طنز نوشته های جالب و خنده دار

 

آبگوشت رو باید غذای ملی اعلام کنند. خبر دادن ده نفر مهمون اضافه شده، مادرم یک چهار لیتری آب دیگه ریخت تو قابلمه

 

جوک خفن خنده دار, جوک سرکاری

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: لطیفه‌های نماز، لطیفه‌ ،طنز ،طنز نماز

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 2 / 1 / 1400 | 9:42 | نویسنده : اکبر احمدی |

بدبخت و بیچاره ,شرط اصلی بدبخت بودن

شخصی به دوستش گفت : بدبخت ترین انسان منم چون گرسنه ام و امشب غذا ندارم

دوستش گفت : بدبخت تر از تو منم که هم گرسنه ام هم غذا ندارم و هم امشب مهمان دارم

************

قصه‌گویی بر روی منبر رفت و می خواست روایتی از حق همسایه بگوید ، اما روایت را فراموش کرد

و گفت: خداوند چنان حق همسایه را بزرگ داشته و اهمیت بخشیده که والله خجالت می‌کشم بگویم

***********

ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد.

 دوست من گفت: اگر در این نمک سبزی هم بود بهتر بود.

سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداری سبزی گرفت و آورد.

وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید و با قناعت غذا خوردیم 

سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی رفت.


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : پنج شنبه 23 / 11 / 1399 | 9:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

در جلسه خواستگاری چه سوال هایی باید مطرح شود؟

مادرِ دختر از مادر پسر در جلسه خواستگاری پرسید: ببخشید ، آقا زاده شما چه کاره هستند؟

مادر پسر گفت: کنار دایی اش کار می کند

مادر دختر گفت: چه خوب ، حالا دایی شان چه کاره اند؟

مادر پسر گفت: دایی شان که بیکارند !!!

***********

کلاغی روی سر شخصی مدفوع کرد  آن شخص سریع شروع کرد به شکر کردن .

شخصی سوال کرد : لباست پر از آلودگی شده و شکر می کنی

گفت :برای این شکر می کنم که ، اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی به سر می کردم .

**********

شخصی به دوستش گفت : در نزدیکی خانه ی ما کوهی است که هر چه می گویی تکرار می کند . مثلا اگر بگویی: حسین . می گوید: حسین حسین حسین حسین …

دوستش که می خواست کم نیاورد گفت : این که چیزی نیست . کوه کنار خانه ی ما ؛ اگر بگویی حسین . می گوید: کدام حسین!


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : پنج شنبه 23 / 11 / 1399 | 9:15 | نویسنده : اکبر احمدی |

شخصی متکبر که برای خود جایگاه مهمی میدید ، در حرم حضرت رضا (علیه السلام) به فکر فرو رفت که من در پیشگاه حضرت چه مقامی دارم،

با خود گفت: اولین کلمه‏ای که یک نفر به من بگوید، نشان دهنده مقام من باشد.

همین طور که ایستاده بودم زنی از کنارم عبور کرد به خیال این که همسر خود من است، گفتم بایست با هم برویم خانه، زن برگشت و به من گفت: خیلی خری. باز شک کردم که همین کلمه نشان دهنده مقام من است، زن برگشت، گفت: شک نکن، خیلی خری!

دیگرغر نمی شنوم

مردی در هنگام تشییع جنازه همسرش می خندید

به او گفتند : مرد حسابی ! کسی که در تشییع جنازه زنش نمی خندد

گفت: خنده من به خاطر مرگ همسرم نیست؛  اولین بار است که شانه به شانه زنم راه می روم و غر نمی شنوم

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : پنج شنبه 23 / 11 / 1399 | 9:7 | نویسنده : اکبر احمدی |

شوخی‌های پیامبر اکرم(ص) با اطرافیان

نویسنده: فخرالدّین علی صفی
 حضرت محمّد و مزاح راستثابت شده است که روزی بعضی از کبار (1) صحابه گفتند: «یا رسول الله تو با ما مزاح بسیار می‌کنی.» - یعنی این طریقه، مناسب منصب نبوّت نمی‌نماید.
آن حضرت فرمود: «اِنّی لا اَقُولُ اِلّا حَقّاً» -«به درستی که من نمی‌گویم الّا سخن راست.» و می‌فرمود که «حق سبحانه و تعالی مزاحِ راست را مؤاخذه نمی‌فرماید.» و ثابت شده که آن حضرت فرمود: «وای بر کسی که سخن دروغ گوید تا به آن سبب، قومی را بخنداند.» و دو بار فرمود که «وای بر وی.» (2)

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: #لطیفه #لطیفه_های_اسلامی #لطیفه_های_قرآنی

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 20 / 10 / 1399 | 9:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

5baf2c39cf316_2018-09-29_11-09

لطیفه های اسلامی

- انتظار بیجا

گرگى پاره استخوانى بلعید و در گلویش خزید. مرغى سر در حلق وى برد تا استخوان را بیرون آورد.سپس از گرگ مطالبه حق الزحمه نمود.
گرگ گفت : چقدر بى حیا هستى ، سرت را در دهان من فرو بردى ، و سالم بیرون آوردى ، اجرت هم مى خواهى !؟

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: #لطیفه_های_اسلامی #لطیفه_های_قرآنی

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 20 / 10 / 1399 | 9:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

توصیه‌هایی طلایی برای داشتن لبخندی زیبا در دوران کودکی

لطیفه های اسلامی

صبر پیامبران

در زمان هارون الرشید ، مردی ادعای پیامبری کرد . او را پیش هارون الرشید آوردند . خلیفه دستور داد تا پیامبر دروغین را تازیانه بزنند . او را بر زمین انداختند و پشت و پهلوی او را با شلاق سیاه کردند ، و آن بدبخت ، موقع شلاق خوردن ، ناله و فریاد می کرد و خیلی بی صبری می نمود . مأمون که کودکی بیش نبود و در آن جلسه حضور داشت ، نزدیک آمد و خطاب به آن مرد گفت : فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (احقاف /34 صبر کن همانگونه که پیامبران الوالعزم صبر کردند.

..............................................

 


موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: #لطیفه #لطیفه_های_اسلامی #لطیفه_های_قرآنی

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 20 / 10 / 1399 | 9:14 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد