.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; بزغاله و بچه گرگ

قصه صوتی: گرگ و هفت تا بزغاله

نویسنده :علی باقری

آورده اند که در زمان های قدیم پادشاهی بود که وزیری بسیار دانا و کاردانی داشت . روزی پادشاه را بر علیه او تحریک نمودند . وزیر چون خود را در خطر یافت متواری شد و در یکی از خانه های شهر پنهان گردید . به برکت کاردانی و لیاقت وزیر مملکت در کمال آرامش اداره می شد . ولی پادشاه قدر این نعمت را ندانسته بود . در غیاب وزیر جای خالی وی رفته رفته  احساس شد . پادشاه در اداره ی مملکت روز به روز  با مشکل مواجه شد . دستور داد وزیر را پیدا کرده و به جایگاه اصلی اش برگردانند . ولی پیدا کردنش کار ساده ای نبود . بلاخره یکی از درباریان راه حل پیدا کردن وزیر را در این یافت که به هر خانواده بزغاله ای داده شود و تأکید شود که به همان وزنی که داده می شود در همان وزن بزغاله تحویل گرفته خواهد شد . بزغاله ها به خانواده ها تحویل داده شد . بعد از 37 روز بزغاله ها جمع آوری شدند . بعضی از بزغاله ها وزن زیاد کرده بودند و بعضی دیگر وزن کم آورده بودند بجز یک خانوار . این خانه همان جایی بود که وزیر پنهان شده بود . وزیر را یافتند و دوباره به جایگاه قبلی برگردانند  .روزی پادشاه از او پرسید : چه تدبیری اندیشیده بود که بزغاله وزنش ثابت بماند وزیر گفت : سر پادشاه سلامت . من به صاحبخانه گفتم بچه گرگی به خانه بیاورد  و آن را در خانه نگه دارد و از طرفی  هر چه دلش می خواهد به خورد بزغاله بدهد و ازچاق شدنش نترسد . ولی هر از چند گاهی، چند لحظه بچه گرگ را به بزغاله نشان دهد . با این روش بود که توانستم وزن بزغاله را در طول این مدت ثابت نگهدارم .  این بود که بزغاله در طول 37 روز نه چاق شد و نه لاغر .  



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: خنده های حلال
برچسب‌ها: خنده های حلال

تاريخ : جمعه 11 / 2 / 1399 | 4:0 | نویسنده : اکبر احمدی |