تلخ ترين موضوع در زندگى ما انسان ها بدون ترديد، پديده لاعلاج مرگ است، صحنه هاى زيادى به وجود مى آيد كه گاه و بيگاه به نوعى انسان را به ياد مرگ و جدايى از دوستان و عزيزان و متعلقات دنيوى كه براى هر كدام آن ها، زحمات فراوانى كشيده شده است مى اندازد.
نفس چنين حالتى باعث ترس، وحشت و اضطراب خواهد شد و اگر مرگ را پايان همه چيز بدانيم و يا در زندگى مرتكب گناه و معصيت شده باشيم اضطراب و نگرانى چندين برابر خواهد شد، چنانچه در سوره آل عمران آمده است «به زودى در دل كافران به خاطر اينكه بدون دليل امورى را براى خدا، همتا قرار دادند رعب و ترس مى افكنيم» [27]
و در جاى ديگر مى خوانيم: «هر كسى همتايى براى خداوند قرار دهد، گويى از آسمان سقوط كرده و پرندگان «در وسط هوا» او را مى ربايند و تند باد او را به جاى دور دستى پرتاب مى كند.» [28]
اما كسانى كه ياد و نام خدا را در زندگى خود داشته و دارند و از سرچشمه زلال آموزه هاى قرآن، روح و روان شان را سيرآب مى سازند، اولاً مرگ را پايان همه چيز نمى دانند بلكه آن را پايان زندگى رنج آور دنيوى و آغاز زندگى لذت بخش و جاويد اُخروى تلقى كرده و معتقدند: مرگ به عنوان آخرين فيلتر، تمام گناهان انسان مؤمن را تصفيه مى كند و درد و رنج آن، به عنوان كفاره آخرين گناه و معصيت خواهد بود كه مرتكب شده است. [29]
و بعد از آن، درد و رنجى نخواهد ديد، چنانچه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه: مرگ براى انسان مؤمن، مانند استشمام بهترين و خوشبوترين بوها و عطرها است كه درد و رنج را به كلى از بين مى برد.» [30]
و از طرف ديگر، كسى كه با ياد و نام خداوند، شب و روزش را سپرى مى نمايد، دنيا را مزرعه اى براى آخرت تلقى كرده و در زندگى خود حساب و كتابى دارد، و اگر هم خطا و اشتباهى از او سر زده باشد، در توبه و استغفار را باز و مفتوح مى داند و به خداى مهربان و توبه پذير اعتقاد و ايمان دارد. «خداى مهربان توبه بندگانش را قبول نموده و از گناهان آنان چشم پوشى مى كند» [31]
و بالاخره انسان مؤمن كه با ياد خداوند زندگى كرده و با قرآن سر و كار دارد با اين جمله دلنواز و روح بخش كلام الهى و آسمانى كه: «بگو اى بندگان من كه بر خود ظلم و اسراف كرده ايد از رحمت الهى مأيوس نشويد چرا كه خداوند تمام گناهان را مى بخشد او غفور و رحيم است» [32]
روح و روان خويش را در هر صبح و شامى، صيقل داده و آرام مى سازند و نيروى مضاعف و دو چندان مى گيرند.