برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان ندای وحی و آدرس nedayevahi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
پرسش 3 . آیا پیامبر صلى الله علیه و آله پیش از بعثت و نزول قرآن نماز مى خواندند؟ اگر نماز مى خواندند نماز ایشان چگونه بوده و آیا پس از بعثت نماز تغییر یافته است؟
پرسش 1 . نماز یعنى چه؟ خدا چه انتظارى از نماز ما دارد؟!
عده اى معتقدند واژه «نماز» در لغتِ فارسى از لفظ پهلوى نماک (namac) گرفته شده که آن هم از ریشه ایرانِ باستان واژه «نم» (nam)به معناى خم شدن و تعظیم کردن گرفته شده است.1 از جمله معانى نماز در کتاب هاى لغت فارسى عبارتند از: بندگى، اطاعت، سجود، پرستش، خدمتکارى و فرمان بردارى2 و در اصطلاح شرعى به مجموعه اذکار و حرکات خاصى گویند که به عنوان ستایش و توجّه بنده به خداوند انجام مى گیرد.
«خواندن نماز» معادل با کلمه «قرائت» در عربى است و از آن جهت که یک قسمت از نماز عبارت از: خواندن و تلفظ کردن حمد و سوره و اذکار است روى این جهت کسى که این اعمال را انجام دهد و این الفاظ را بر زبان جارى کند مى گویند نماز را خواند. اما در قرآن و روایات همه جا سخن از «اقامه» است که معادل فارسى آن «برپا داشتن» مى باشد.
قرآن کریم، درباره «اقامه نماز» بسیار تأکید کرده است؛ تا آن جا که 46 بار، نماز را با واژه «اقامه» در تعبیرهاى گوناگون، تکرار کرده است. شاید بتوان انتظار خداوند را همان «اقامه نماز» گفت؛ براى «اقامه نماز» چند معنا و تفسیر مطرح شده است:
گسترش نماز
بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است. قرآن کریم مى فرماید:
«الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَ آتَوُا الزَّکَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»3؛ «آنها کسانى هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مى دارند و زکات را ادا مى کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى نمایند».
منظور از «اقامه» این است که تنها خودتان نمازخوان نباشید؛ بلکه چنان کنید که آیین نماز در جامعه انسانى برپا شود و مردم با عشق و علاقه، به آن روى آورند.
نماز با شرایط
به گفته برخى بزرگان4 «در تمام مواردى که خداوند به نماز سفارش کرده است واژه «اقامه نماز» آمده است تا به این معنا توجّه داده شود که مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها بجاى آوردن ظاهر نماز (بدون روح)».
به گفته بعضى مفسّران، تعبیر «اقامه نماز» به جاى «خواندن» یا «بر پا داشتن نماز»، بیان گر این نکته است که نماز تنها اذکار و حرکات نیست، بلکه باید آن را به طور کامل به پا دارید؛ آن گونه که آثار نماز در چهره و زندگى شما دیده شود؛ تنها لقلقه زبان و راست و خم شدن نباشد، بلکه روح نماز که همان تسلیم مطلق در برابر خدا در همه امور است در زندگى شما جلوه کند و توجّه قلبى به خدا، در نماز حاصل شود.5
تداوم نماز
برخى «اقامه» را به معناى تداوم در برپایى نماز مى دانند؛ یعنى کسى نماز را به درستى بر پا مى دارد که همیشه آن را ادامه دهد نه این که گه گاهى نماز بخواند:
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ. الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ»6؛ «پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل انگارى مى کنند».
در سوره معارج پس از آن که خداوند برخى صفات ناشایست انسان ها را مورد تذکّر قرار مى دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر مى کند که از جمله آن:
«إِلاَّ الْمُصَلِّینَ. الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَ»7؛ «مگر نمازگزارانى که بر نماز خود تداوم دارند».
ظاهر آیه دوام است؛ یعنى هم به وقت، نماز مى خوانند و هم همیشه نماز مى خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعى باشد و چنین نمازى است که اگر جزو برنامه زندگى شد و با شرایط آن بجاى آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز مى دارد. و اصولاً برنامه هاى تربیتى جز با تداوم، کارآیى لازم را ندارند، لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ عَلَیْهِ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَل»8؛ «محبوب ترین اعمال نزد خداوند کارى است که بنده بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد».
در یک جمع بندى و با مرورى به آیه هاى قرآن مى توان همه معانى گفته شده را در «اقامه نماز» منظور کرد و آن این که نماز کامل، پیوسته و با خشوع و اثرگذار در جامعه باشد.
شهید مطهرى در این زمینه مى گوید: «به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود؛ یعنى نماز به صورت یک پیکر بى روح انجام نگردد، بلکه نمازى باشد که واقعاً بنده را متوجّه خالق و آفریننده خویش سازد...»9.
۱پرسش: لطفا اوقات نماز و اوقات فضیلت نمازهای یومیه را توضیح دهید.
پاسخ: وقت نماز ظهر وعصر بعد از زوال (ظهر شرعی : نصف فاصله بین طلوع آفتاب تا غروب آن) تا غروب آفتاب است و به اندازه آوردن یک نماز در آغاز و پایان وقت مذکور وقت اختصاصی ظهر یا عصر است.
تفاوت واژه های عقل، روح، نفس، قلب، دل و جان چیست؟ لطفا توضیح دهید؟
واژه عقل عبارت از توان و نیروی مدرکه انسان است که میتواند درک کلیات کند و خوبیها و بدیها را از یکدیگر تشخیص بدهد و لذا کسی که عقل ندارد قدرت درک کلیات و تمیز بین خوب و بد را ندارد.
کلمه دل و جان که کلمات فارسی هستند دل ترجمه فارسی قلب و جان هم ترجمه فارسی نفس است.
و اما واژه عقل عبارت از توان و نیروی مدرکه انسان است که میتواند درک کلیات کند و خوبیها و بدیها را از یکدیگر تشخیص بدهد و لذا کسی که عقل ندارد قدرت درک کلیات و تمیز بین خوب و بد را ندارد.
و اما روح عبارت است از نیروئی که به جسم و بدن و به همه اعضاء و جوارح انسان زندگی می دهد و باعث رشد و تکامل انسان میگردد. یک درخت خشکیده را با یک درخت پر شاخ و برگ مقایسه کنید درختی که خشکیده است فاقد همان روح است درست مثل انسان مرده و درختی که تازه و سرسبر است دارای روح است درست مثل انسان زنده و در هر عضوی که روح نباشد همان عضو از کار می افتد.
و اما واژه قلب عبارت از همین ماده صنوبری شکل است که در قفسه سینه طرف چپ انسانها قرار دارد و کار پمپاژ و رساندن خون را به همه بدن انجام میدهد و گاهی کلمه قلب در امور معنوی و روحانی استفاده می شود که در این صورت این عبارت از آن جایگاهی است که می تواند کانون محبت یا نفرت قرار گیرد و اما واژه نفس یعنی همان شخصیت هر فردی که معمولا با کلمه فارسی من و منیت به آن اشاره می شود.
خالق بودن موجود دیگر چنانچه به اذن و قدرت خداوند باشد با این توحید منافات ندارد کما این که تمام افعال و آثار موجود نیز به اذن و قدرت او است؛ این خداوند است که سببیت سوزاندن را به آتش داده است و آتش به اذن او میسوزاند.
منظور از توحید در خالقیت که بخشی از توحید افعالی است این است که در عالم هستی تنها یک خالق وجود دارد. همه موجودات امکانی و افعال و آثار آنها، مخلوق خدای یکتا هستند. حتّی افعال و کارهای انسان مثل حرف زدن و راه رفتن آنها نیز به طور غیر مستقیم مخلوق خداوند است.
بینیاز بودن خداوند از علّت، تخصیص و استثنا در قاعده عقلی (هر معلولی علّت میخواهد) نیست؛ زیرا خداوند معلول نیست تا نیاز به علّت داشته باشد.
اوّلاً: عین این اشکال به مادّیون و کسانی که منکر وجود خدا هستند نیز بر میگردد. اگر مادّیون سؤال کنند که مبدأ آفرینش کیست؟ ما در جواب میگوییم: «مبدأ آفرینش موجودی است با شعور که در تمام کارهای خود از دقیقترین هدفها و نقشهها برخوردار است و تمام افعال خود را بر اساس حکمت انجام میدهد» اما منکر خداوند میگوید: «مبدأ آفرینش مادّه است.»
آیا خود ارضایی و استمنا از نگاه علم طب مضر و از نظر شرع، حرام است؟
یکی از بیمارهای اخلاقی و انحرافات جنسی بنام استمناء یا خود ارضایی است که عده ای بدون آگاهی از عواقب خطرناک آن مبتلا شده اند و هر روز که بر آنها می گذرد چند قدم به نقطه فنا و نیستی سرمایه های جسمی و روحی خود نزدیکتر میشوند که به طور اجمالی به حقیقت و ماهیت شوم و ویرانگر استمنا (خودارضایی) از نظر اسلام و روانشناسی می پردازیم تا قدمی در روشنگری نسل جوان جامعه برداشته باشیم.
قتیل العبرات صفتی که از امام حسین(ع) نقل شده و ایشان به خود استناد دادهاند، از جمله فرمود :أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إلا استعبر، من کشته شده اشک هستم؛ هیچ مؤمنی مرا یاد نمیکند، مگر اینکه در مصیبتم اشک میریزد.کلمه استعبر به معنای جاری شدن اشک است. اما به کار گیری العبرة به صورت جمع؛ یعنی «أنا قتیل العبرات» در منابع حدیثی از امام حسین(ع) یافت نشد، بلکه امامان(ع) به ایشان لقب قتیل العبرات را دادهاند. به عنوان نمونه، در زیارت اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است: « السَّلَامُ عَلَى ... وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ».همچنین در روایت دیگری به صورت مفرد نیز به ایشان خطاب شده است؛ امیر المؤمنین علی(ع) خطاب به امام حسین(ع) فرمودهاند: «یا عبرة کل مؤمن»؛ ای اشک هر مؤمن.اما در باب معنای کشته شده اشکها؛ معنای این تعبیر اینست که؛ امام کشته شدهای است که مؤمن یا هر شخص آزادهای این مصیبت را بشنود، محزون و گریان شود و اشکهایش جاری گردد. عالمان نیز چنین معنایی را برای این تعبیر آوردهاند؛ مانند طریحی میگوید: معنای أنا قتیل العبره این است که این مصیبت وقتی بر کسی ذکر شود، آن شخص حالت حزن و اندوه را به خود میگیرد و اشک میریزد. علامه مجلسی میگوید: قتیل العبرات؛ یعنی کشتهای که اشکها برای آن جاری میشود.
کلمه روح به طوری که در لغت معرفی شده به معنای مبدأ حیات است که جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حرکت ارادی می شود. و چه بسا هم مجازاً در اموری که به وسیله آنها آثار نیک و مطلوبی ظاهر می شود استعمال می
با این که می دانیم مرکز تولید نطفه در مرد بیضه و در زن تخمدان است چگونه در آیه (یخرج من بین صلب والترائب(، مرکز تولید نطفه را بین صلب و ترائب شمرده است؟
لطفا نظر خود را در مورد نظریه داروین و در مورد تکامل بیان بفرمائید؟ چون که شنیده ام آیت الله مشکینی آنرا قبول دارند و به نظر من این نظریه خلاف قرآن است.
آیا اعداد ازلی می باشند؟ منظور قرآن از خلقت شش روزه زمین چیست؟ سعد و نحس بودن اعداد حقیقت دارد؟
پاسخ
1- اعداد امور واقعی نیستند تا در ازلی و ابدی بودن آنان بحث شود، بلکه معانی اعتباری هستند که معدود منشأ انتزاع آنان قرار می گیرند و می توان بدون توجه به منشأ انتزاع بر اعداد افزود. [1]
2- شما این گونه سؤال را طرح کنید که مگر شبانه روز بر اساس چرخش زمین بر گرد خورشید فراهم نمی آید؟ پس قبل از خلقت زمین و خورشید که شبانه روزی وجود نداشت تا...، در جواب می گوییم که مراد از شش روز در قرآن کریم شش دوره است نه شش شبانه روز.
3- سعد و نحس ایام مربوط به حوادث تلخ و شیرینی است که در آن ایام رخ داده است و خود ایام حامل سعد و نحس نیستند و آیه قرآن کریم به این معنا اشارت دارد. [2]
[1]تفسیر موضوعی جهان در قرآن، زمان خلقت آسمان و زمین کتاب معارف قرآن ( آیت الله مصباح یزدی).ص 241.
[2]نک: قرآن کریم، تفسیر موضوعی، تفسیر موضوعی، زمانها و مکان ‹آیا بعضی از روزها نحس و شوم است و بعضی دیگر ...›المیزان ج 19 ص 106.
در تمامی آیات اشاره شده است که خداوند جهان هستی را در 6 روز خلق کرده است پس چرا در آیه 9 الی 12 سوره فصلت گفته شده است در 8 روز؟
پاسخ
در تمامی آیات (در هفت مورد) خداوند خلقت جهان را در 6 روز بیان کرده و تنها در آیات سوره فصلت، خلقت جهان را مجموعا در هشت روز بیان کرده است. مراد قرآن مجید از «روز»، 24 ساعت نیست. زیرا «یوم» در زبان عربی دارای معانی وسیعی است و یکی از معانی آن دوران است. چنانچه در تفسیر قمی آمده است:
و این معنی با یافته های علمی روز که بیلیاردها سال را برای به جود آمدن زمین و آسمان لازم می داند بسیار مناسب و بلکه مطابق است. بنابراین «روز» در این آیات شریفه به معنی «دوران» یا «دوره» است، یعنی زمین و آسمان در طی شش دوره یا هشت دوره خلق شده اند.
اما این که چرا در آیات سوره فصلت خلقت آسمان را در هشت دوره می داند، مفسرین فرموده اند منظور از اربعه ایام (چهار دوره) تتمه چهار روز (دوره) است به این ترتیب که در دو روز اول از این چهار روز، زمین آفریده شده و در دو روز بعد سایر خصوصیات زمین، خلقت آسمان ها نیز در دو روز انجام شده است که مجموعا شش روز (دوره) است. نظیر این تعبیرات در زبان عربی و فارسی نیز فراوان است. مثل این که گفته می شود:
« از اینجا تا مکه ده روز راه است و تا مدینه پانزده روز.» یعنی پنج روز فاصله مکه و مدینه است و ده روز فاصله اینجا تا مکه.
بنابر این تفسیر بین این دو دسته آیات موافقت ایجاد می شود و آیات سوره فصلت به بیان دیگری همان شش روز را بیان می کند. مخصوصا که در آیات سوره فصلت، عدد هشت نیامده است بلکه به صورت مرحله 2 و 4 و 2 آمده است، این تفسیر خوبی است.[2]
علت اینکه در آیه 29 سوره بقره خلقت آسمان بعد از خلقت زمین آمده است
منبع: پایگاه حوزه
سوال
چرا در آیه 29 سوره بقره ابتدا گفته شده موجودات به وجود آمده سپس آسمان ها؟
پاسخ
در آیه 29 سوره بقره، چنین آمده است: « هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی اْلأَرْضِ جَمیعًا ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ او خدایی است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود؛ و او به هر چیز آگاه است.»
خداوند در سوره ص به ابلیس می فرماید: تو تکبر نمودی یا از عالین هستی منظور از عالین چیست؟
پاسخ
خداوند در سوره ص میفرماید: * قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالینَ* [i]گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)»